سه شنبه، 5 خرداد 1388 - شماره 1961
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قاتل مسلح در حلقه محاصره مردم به تله افتاد
روياي ثروت جواني را به يک جنايتکار تبديل کرد


گروه حوادث؛ مردي که در جريان سرقت مسلحانه يک خودرو مالک آن را کشته بود در جريان اولين دستبرد خود در حلقه محاصره مردم گرفتار و دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما اين مرد روز شنبه به رغم کشتن صاحب يک پژو206 در سرقت خودرو او ناکام ماند. او يک روز بعد وقتي با تيراندازي به يک پزشک زن قصد داشت اتومبيل او را از چنگش درآورد، به تله افتاد.

جنايت اول

مرد مسلح ساعت 40/12 روز شنبه راه را بر يک پژو 206 آبي رنگ که از پل مديريت به سمت شهرک آتي ساز در حرکت بود، سد کرد و با تهديد سلاح از پيرمرد راننده خواست از اتومبيل پياده شود و خودرو را به او تحويل بدهد. سارق براي ترساندن طعمه خود ابتدا دو تير هوايي شليک کرد اما راننده که بازنشسته ارتش بود در برابر مرد مهاجم تسليم نشد و بعد از پياده شدن از پژو سعي کرد با وي درگير و مانع او شود. در جريان اين کشمکش دزد مسلح يک لحظه توانست خودش را به اتومبيل برساند و سوار بر آن شود. در حالي که سارق قصد داشت بگريزد پيرمرد دنبال خودرو دويد تا بتواند او را متوقف کند. در اين لحظات مرد مسلح دو گلوله به سمت وي شليک کرد که يکي از تيرها به شکم اين مرد اصابت کرد. اين تيراندازي در حالي رقم خورد که يک رهگذر شاهد اعمال مرد مسلح بود. او بلافاصله به تعقيب پژو 206 پرداخت و قاتل فراري که وحشت زده شده بود، ناگهان کنترل ماشين را از دست داد و با تير چراغ برق تصادف کرد. با اين وجود توانست با پاي پياده از آنجا فرار کند.

آغاز تحقيقات

دقايقي بعد با گزارش شاهد تيراندازي امدادگران اورژانس و کارآگاهان پليس خود را به پل مديريت رساندند و ابتدا پيکر غرق در خون اسماعيل 63ساله را به بيمارستان طالقاني منتقل کردند اما وي به خاطر شدت خونريزي فوت شد و به اين ترتيب پرونده جنايي زير نظر حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي ناحيه 27 به جريان افتاد. کارآگاهان با کمک شاهد جنايت به چهره نگاري از متهم پرداختند اما نتيجه کار چندان مطلوب نبود و به نظر مي رسيد تصوير طراحي شده شباهت زيادي به قاتل فراري ندارد. تنها ويژگي هاي قطعي که از مرد مسلح به دست آمد، اين بود که او جواني حدوداً 30ساله، قدبلند و لاغراندام است که زمان قتل پيراهن سفيد، شلوار مشکي و عينک دودي داشت. بازرسي از خودروي مقتول نيز نتوانست سرنخي از عامل جنايت در اختيار پليس قرار بدهد و فقط يک گلوله و يک پوکه شليک شده از سلاحي کمري کشف شد. در حالي که به نظر مي رسيد اين قتل با انگيزه سرقت رخ داده است کارآگاهان احتمال وجود خصومت قبلي را نيز مردود ندانسته و در اين خصوص به بازجويي از خانواده اسماعيل بازنشسته ارتش پرداختند. طبق گفته خانواده متوفي اسماعيل هر روز صبح به محل کار خود در خيابان ظفر مي رفت و ظهرها براي صرف ناهار به منزل بازمي گشت و زندگي کاملاً آرامي داشت.

تيراندازي به پزشک

ساعت 10/19 روز يکشنبه صداي شليک گلوله توجه افرادي را که در بلوار سعادت آباد در تردد بودند، جلب کرد. ماجرا از اين قرار بود که مردي مسلح در تلاش براي سرقت سمند نقره يي رنگ يک زن او را هدف گلوله قرار داده و از ناحيه زانوي پاي راست مجروح کرده بود. مردم وقتي با اين صحنه مواجه شدند، سعي کردند مرد مسلح را دستگير کنند. همين اقدام باعث هراس جوان ناشناس شد و او بدون سرقت اتومبيل پا به فرار گذاشت اما بالاخره در مقابل دانشگاه امام صادق(ع) در حلقه محاصره شهروندان گرفتار شد و در اختيار کارآگاهان اداره مبارزه با جرائم مسلحانه پليس آگاهي قرار گرفت. از سويي ديگر زن مجروح که يک پزشک اطفال است به بيمارستان منتقل و اقدامات درماني روي وي سبب شد اين زن بهبودي نسبي پيدا کند. متهم 32ساله که خودش را محمود معرفي مي کرد در بازجويي ها گفت سلاح را به تازگي از يکي از شهرستان هاي غرب کشور خريده است و روز حادثه قصد داشت سمند نقره يي رنگ را بدزدد. اين متهم توضيح داد؛ راننده خودرواش را کنار خيابان پارک کرده و به محض اينکه پياده شد به طرفش رفتم و با تهديد سلاح سوئيچ را از او گرفتم و يک گلوله به پايش شليک کردم. بعد از آن هر کاري کردم ماشين روشن نشد، براي همين ترجيح دادم با پاي پياده فرار کنم.

اعتراف به قتل

کشف يک قبضه سلاح با 11 فشنگ از متهم اين فرضيه را که او جرائم ديگري نيز انجام داده است، مطرح کرد. در اين بين تسلط نداشتن محمود به فن رانندگي و شباهت نسبي او با تصوير چهره نگاري شده از قاتل اسماعيل باعث شد کارآگاهان احتمال بدهند اين مرد قاتل فراري است. اين فرضيه مورد تاييد خود متهم قرار گرفت و او به کشتن مرد بازنشسته اقرار کرد اما گفت قصد نداشته خون به پا کند. محمود وقتي ديد بازي را باخته است، داستان زندگي اش را شرح داد و گفت؛ «چهارساله بودم که پدرم فوت شد و مادرم با مردي ديگر ازدواج کرد. از همان زمان مشکلاتي داشتم و فقط تا مقطع پنجم ابتدايي درس خواندم و بعد از آن وارد بازار کار شدم. مدتي جوشکار بودم و پس از آن به عنوان کارگر يک کشتارگاه در شرق تهران با حقوق ماهانه 400 هزار تومان مشغول به کار شدم. من مجرد بودم و اين درآمد آينده خوبي را برايم نمي ساخت، براي همين تصميم گرفتم با انجام سرقت هاي مسلحانه کاري کنم که به سرعت پولدار شوم اما هرگز فکر نمي کردم آدم کشي کنم و به اين زودي هم دستگير شوم.» محمود در ادامه به تشريح قتل بازنشسته ارتش پرداخت و گفت؛ موقع فرار چون به خوبي رانندگي بلد نيستم با تير چراغ برق تصادف کردم.پس از اعترافات متهم وي به شعبه دوم دادسراي جنايي معرفي شد و صبح ديروز بازپرس اصغرزاده اظهارات او را ثبت کرد. سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران با اشاره به اين پرونده گفت؛ جواناني که به هر دليلي ممکن است در شرايط ارتکاب به جرم قرار گيرند، بهتر است بدانند شروع يک عمل مجرمانه مي تواند با اختيار آنان باشد اما ادامه آن، چگونگي وقوع و شرايط به وجودآمده به هيچ عنوان قابل پيش بيني نيست و يک سرقت ساده، معمولي و غيرمسلحانه نيز مي تواند به وقوع جرائم جنايي نظير قتل و... منجر شود.
متهم به قتل در دادگاه جرمش را انکار کرد
شليک به دو برادر در پاسخ به قتل شوهرخواهر
گروه حوادث؛ مردي که در پي يک انتقام گيري قبيله يي دو برادر را به گلوله بسته و يکي از آنها را به قتل رسانده بود در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 84 به ماموران پليس ورامين خبر دادند مردي در پي تيراندازي مقابل محل کارش کشته شده است. در حالي که اکيپ ويژه يي از کارآگاهان و بازپرس جنايي در حال رفتن به محل حادثه بودند خبر تيراندازي ديگري مقابل يک مدرسه به پليس گزارش شد. ماموران در قالب دو گروه به محل هر دو حادثه اعزام شدند و دريافتند يکي از دو مرد درجا جان باخته اما ديگري هنوز زنده است.

مرد مجروح به بيمارستان منتقل شد اما با توجه به وخامت حالش بازجويي از وي امکان پذير نبود. در شرايطي که نحوه تيراندازي و زمان و شيوه کار نشان مي داد ضارب يک نفر است، اين معما که فرد ناشناسي با چه انگيزه يي به اين دو نفر شليک کرده است براي ماموران در هاله يي از ابهام قرار داشت. يافته هاي پليس نشان داد دو مرد برادر هستند و سال ها پيش از کرمانشاه به تهران آمده بودند. بنابراين فرضيه پليس مبني بر اينکه ضارب به قصد انتقام گيري مرتکب جرم شده است قطعي به نظر رسيد. در گام بعدي ماموران خانواده دو برادر را مورد بازجويي قرار دادند. گفته هاي اعضاي اين خانواده حاکي از اين بود که احتمالاً ضارب فردي به نام هاشم است که از مدتي قبل به دليل اختلافي که دو فاميل در کرمانشاه داشتند تهديد به قتل کرده بود و قصد داشت انتقام گيري کند.

با توجه به اينکه فرد مظنون در کرمانشاه زندگي مي کرد ماموران براي دستگيري وي به اين شهر رفتند اما متوجه شدند هاشم يک روز قبل از حادثه خانه اش را ترک و به سمت ورامين حرکت کرده و بعد از آن به خانه برنگشته است.

کارآگاهان متوجه شدند مدتي قبل شوهرخواهر هاشم به قتل رسيده و اعضاي اين طايفه به خانواده دو برادر مشکوک شدند و تهديد به انتقام گيري کردند. هرچند رد پاي هاشم در تيراندازي مرگبار به دست آمده اما مسلم بود اين مرد نمي توانسته هم رانندگي کند و هم به سمت دو قرباني شليک کند. بنابر اين فرضيه داشتن يک همدست در اين پرونده مطرح شد و تحقيقات مخفيانه پليس آن را تاييد کرد و همدست هاشم دستگير شد. وي که از اقوام متهم اصلي است اعتراف کرد در اين ماجرا همراه هاشم بوده است. وي گفت؛ تصميم گرفتيم انتقام خون شوهرخواهر هاشم را بگيريم، به همين خاطر هم به ورامين رفتيم. من راننده بودم و هاشم خودش شليک مي کرد. ابتدا در مقابل محل کار برادر بزرگ تر کمين کرديم و زماني که او بيرون آمد هاشم به سمتش شليک کرد. سپس با سرعت از محل دور شديم و به سمت محل کار برادر کوچک تر رفتيم و در آنجا نيز منتظر تعطيل شدن مدرسه شديم. زماني که برادر کوچک تر بيرون آمد شاگردانش دورش جمع شده بودند و به همين دليل هاشم نتوانست درست شليک کند، با اين حال چند تير به او زد و فرار کرديم.

متهم ادامه داد؛ بعد از اين ماجرا از هم جدا شديم. من نمي دانم هاشم کجا رفت. اين در حالي بود که مرد مجروح نيز بعد از چند روز به هوش آمد و جزييات ماجرا را در اختيار ماموران قرار داد. وي گفت؛ من هاشم را ديدم. مدرسه تعطيل شده بود و چند نفر از بچه ها دورم را گرفته بودند. ما داشتيم با هم صحبت مي کرديم. يکدفعه هاشم را ديدم چشمم به سلاحش افتاد و از ترس اينکه مبادا به شاگردان آسيبي برساند آنها را داخل مدرسه هدايت کردم. هاشم به من شليک کرد و ديگر بعد از آن چيزي نفهميدم.

درحالي که سه سال از اين ماجرا گذشته بود و ماموران همچنان در جست وجوي هاشم بودند خبر رسيد اين مرد در کرمانشاه ديده شده است. با اعلام اين خبر ماموران در يک اقدام غافلگيرکننده هاشم را دستگير کردند و وي را به تهران انتقال دادند. هاشم در بازجويي ها به قتل و تيراندازي اعتراف کرد و گفت؛ سال ها پيش شوهرخواهرم به دست دو برادر کشته شد. آنها از قبيله مجاور ما هستند و تمام بزرگان آنها را مي شناسيم، به همين خاطر هم به دادگاه شکايت کرديم. برادر بزرگ تر دستگير شد و مورد بازجويي قرار گرفت اما قتل را انکار کرد ولي ما مي دانستيم او اين کار را کرده است. در دادگاه نتوانستيم ادعايمان را ثابت کنيم و قضات نيز به دليل نبود دلايل کافي وي را آزاد کردند. چون نتوانستيم از طريق دادگاه قاتل را مجازات کنيم من تصميم گرفتم به خونخواهي از شوهرخواهرم دو برادر را بکشم چرا که اين خانواده باعث بيوه شدن خواهرم و يتيم شدن فرزندانش شده بود.

وي ادامه داد؛ من دو برادر را مقابل محل کارشان به رگبار بستم، البته در مورد برادر کوچک تر به دليل اينکه در جمع شاگردانش بود، نتوانستم درست هدف گيري کنم.

پس از پايان بازجويي ها و صدور کيفرخواست براي دو متهم پرونده همه چيز براي تشکيل جلسه محاکمه آماده شد.

روز گذشته هاشمي نماينده دادستان تهران با حضور پشت تريبون دادگاه از کيفرخواست دفاع کرد و گفت؛ با توجه به اظهارنظر کارشناسان اسلحه که عنوان کرده اند شليک ها با سلاح هاشم بوده و اعترافات متهم و مدارک موجود در پرونده تقاضاي مجازات هر دو متهم را دارم.

در ادامه اولياي دم مقتول نيز تقاضاي قصاص کردند و نوبت به هاشم رسيد. به دستور قاضي مديرخراساني وي در جايگاه حاضر شد و گفت؛ من اتهامات را قبول ندارم و آنچه تاکنون در اين باره گفته ام، دروغ است. من به اين دو برادر شليک نکردم هرچند آنها شوهرخواهرم را به قتل رساندند. اما قتل کار من نبود، البته سلاح را من تهيه کرده بودم ولي ضارب همدستم است. اين متهم در حالي منکر قتل شد که هم مرد مجروح و هم همدست وي ادعا کردند هاشم ضارب بوده و او را حين شليک ديده اند.

پس از پايان جلسه محاکمه هيات قضات شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
متهم شگرد منحصر به فردش را براي سرقت شرح داد
اگزوز آتش گرفته، دروغ بزرگ سارق حرفه يي خودرو
گروه حوادث؛ مردي که با شگردي منحصر به فرد رانندگان را فريب مي داد و خودروي شان را مي دزديد، دستگير شد. اين متهم با اين ادعا که اگزوز اتومبيل آتش گرفته صاحب خودرو را از ماشين بيرون مي کشيد و در حرکتي برق آسا آن را مي ربود.به گزارش خبرنگار ما چندي قبل به دنبال شکايت تعدادي از اهالي قرچک ورامين از يکي از افراد شرور منطقه تحقيقات براي دستگيري وي آغاز شد. اين فرد که محمدتقي نام دارد با قمه کشي و قدرت نمايي بسياري از ساکنان قرچک را آزار داده و باعث سلب آرامش شهروندان شده بود. از سويي هيچ کس به طور دقيق از مخفيگاه وي اطلاعي نداشت و به همين دليل دستگيري او با مشکل روبه رو بود. سرانجام افسران پليس با بررسي منابع اطلاعاتي خود توانستند محل زندگي محمدتقي را شناسايي کنند. اما متهم که از نقشه پليس براي دستگيري اش باخبر شده بود همزمان با حضور ماموران سوار بر يک دستگاه خودروي پژو 405 گريخت و تعقيب و گريز نفسگيري را آغاز کرد. ماموران چندين مرتبه با صدور فرمان ايست از متهم تحت تعقيب خواستند خودرواش را متوقف کند اما او به راهش ادامه داد تا اينکه پس از مدتي ماموران به سوي خودروي محمدتقي آتش گشودند و با اصابت يک گلوله به لاستيک خودرو، او بازداشت و به پليس آگاهي منتقل شد. بررسي مشخصات اتومبيل محمدتقي نشان مي داد خودرو مدتي قبل در تهران دزديده شده است. بنابراين متهم علاوه بر اتهام شرارت در برابر اتهام سرقت خودرو نيز قرار گرفت. متهم در بازجويي هاي مقدماتي سرقت اتومبيل را برعهده گرفت و ادعا کرد اين اولين و آخرين سرقتش است اما از آنجايي که او فردي سابقه دار بود بازجويي ها به طور تخصصي از وي ادامه يافت تا اينکه اين جوان لب به اعتراف گشود و به سرقت هفت دستگاه اتومبيل با شگردي منحصربه فرد اقرار کرد و گفت؛ ابتدا سوژه هاي مورد نظرم را که خودروهاي تک سرنشين بود انتخاب مي کردم. سپس در موقعيتي مناسب دنبال ماشين مي دويدم و با داد و فرياد وانمود مي کردم اگزوز خودرواش آتش گرفته است. راننده که از اين حرف من شوکه مي شد از ماشين بيرون مي آمد تا اگزوز را خاموش کند. من هم که منتظر چنين فرصتي بودم فوراً پشت فرمان مي نشستم و در حالي که خودرو هنوز روشن بود آن را سرقت مي کردم.تحقيقات از محل زندگي متهم گفته هاي وي را تاييد کرد و مشخص شد محمدتقي به خاطر شگرد منحصر به فردش در سرقت ماشين به تقي آتشي مشهور است. از آنجا که کارآگاهان بر اين باورند که احتمال دارد تعداد سرقت هاي متهم بيش از هفت فقره باشد، بازجويي ها از وي ادامه دارد. سرهنگ ايرج قاسم آبادي فرمانده انتظامي ورامين ضمن اعلام اين خبر به شهروندان توصيه کرد بيشتر مراقب سارقان باشند. اين مقام انتظامي گفت؛ دزدها هميشه چه در حضور مالک خودرو و چه در غياب وي آمادگي ارتکاب سرقت را دارند، بنابراين شهروندان با توجه به توصيه هاي پليس مي توانند مانع عملي شدن نقشه سارقان شوند. وي همچنين به دارندگان اتومبيل توصيه کرد به هيچ وجه زماني که خودروشان روشن است آن را ترک نکنند و آن را به وسايل ايمني از قبيل دزدگير، قفل پدال و قفل فرمان مجهز کنند.
اعتراف يک متهم به قتل؛
اين زن را کشتم تا با دخترش ازدواج کنم


گروه حوادث؛ مرد جوان وقتي با مخالفت مادر دختر مورد علاقه اش براي ازدواج رو به رو شد او را کشت تا بتواند به خواسته اش برسد. اين مرد که فريد نام دارد پس از قتل، صورت مقتول را متلاشي کرد تا جسد شناسايي نشود. يک هفته پيش دختري جوان به ماموران پليس بندرعباس خبر داد مادرش به نام ميمنت گم شده است. با شکايت اين دختر تحقيقات آغاز شد و ساعاتي بعد ماموران پليس جسد غرق در خون زني را که زير يک پل رها شده بود، پيدا کردند. صورت جسد بر اثر ضربات وارده کاملاً از بين رفته و قابل شناسايي نبود به همين دليل به دستور بازپرس جنايي، جنازه به پزشکي قانوني انتقال يافت تا هويت وي شناسايي شود. ماموران با تطبيق مشخصات جسد کشف شده با ميمنت احتمال دادند مقتول همان زن مفقود شده باشد. بنابراين دختر وي به پزشکي قانوني احضار شد. دختر جوان گفت اين جسد به مادرش تعلق دارد ولي نمي داند چه کسي اين کار را با او کرده است. بررسي هاي پليسي نشان داد ميمنت از مدتي قبل با جواني به نام فريد درگيري داشته و با ازدواج فريد با دخترش مخالفت مي کرده است. با روشن شدن اين موضوع دختر مقتول مورد بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ فريد به من ابراز علاقه مي کرد و از مادرم مي خواست با ازدواج ما موافقت کند اما مادرم قبول نمي کرد. معتقد بود فريد لياقت من را ندارد و نمي تواند مرا خوشبخت کند. به همين خاطر هم فريد با او دشمني مي کرد. با توجه به اينکه فريد بارها مادرم را تهديد کرده بود، احتمال دارد او مادرم را به قتل رسانده باشد. در اين بين وضعيت جسد نشان مي داد ميمنت قرباني يک انتقام گيري شده است و عامل اين جنايت فقط قصد کشتن او را نداشته بلکه مي خواسته از وي انتقام بگيرد. بنا بر اين فرضيه قاتل بودن فريد قوت گرفت و وي براي انجام تحقيقات بيشتر دستگير شد. مرد جوان به قتل ميمنت با همدستي دو نفر ديگر اعتراف کرد و گفت؛ من عاشق دختر ميمنت بودم و مي خواستم با اين دختر ازدواج کنم اما مقتول مانع مي شد. او مي خواست جلوي خوشبختي ما را بگيرد. من مي دانستم دختر ميمنت هم من را دوست دارد و فقط به خاطر مخالفت هاي مادرش نمي خواهد با من ازدواج کند. وي ادامه داد؛ چندين بار با ميمنت قرار گذاشتم و به او گفتم بايد دست از مخالفت هايش بردارد و اجازه دهد من و دخترش با هم ازدواج کنيم اما او همچنان مقاومت مي کرد. روز قبل از حادثه با وي قرار گذاشتم تا براي آخرين بار خواسته ام را مطرح کنم. ميمنت اصلاً به حرفم گوش نمي داد و مي گفت در هر شرايطي جوابش منفي است. من هم با همدستي دو دوستم او را به قتل رساندم تا بتوانم با دخترش ازدواج کنم. ماموران با توجه به اعترافات فريد، دو همدست او را بازداشت کردند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
روياي ثروت جواني را به يک جنايتکار تبديل کرد
شليک به دو برادر در پاسخ به قتل شوهرخواهر
اگزوز آتش گرفته، دروغ بزرگ سارق حرفه يي خودرو
اين زن را کشتم تا با دخترش ازدواج کنم
درخواست براي توقف حکم يک نوجوان متهم به قتل
کلاهبرداري ميليوني دکتر قلابي
دوربين مخفي راز سرقت خانگي را فاش کرد
صداي گوسفندان، دزد را رسوا کرد
به خاطر سقوط دروازه فوتسال
طلاق به خاطر محبت زياد همسر
صدور کيفرخواست عليه قاتل زن باردار
هشت زخمي در جريان دعواي دو همسايه

درخواست براي توقف حکم يک نوجوان متهم به قتل
گروه حوادث؛ پسري که ادعا مي کند براي دريافت پول از ساير متهمان انجام يک قتل را گردن گرفته است، روز چهارشنبه در زندان عادل آباد شيراز پاي چوبه دارمي رود.به گزارش خبرنگار ما اين پسر که محمدرضا حدادي نام دارد در 15سالگي به اتهام قتل دستگير و به قصاص محکوم شد. اين پرونده از روز 30 مردادماه سال 82 در پي ناپديد شدن مردي به نام محمدباقر به جريان افتاد و در جريان تحقيقات مشخص شد چهار جوان با کرايه کردن خودرو محمدباقر او را به منطقه يي خلوت کشانده و به قتل رسانده اند. پس از دستگيري متهمان محمدرضا که آن زمان 15ساله بود،اقرار کرد با استفاده از تسمه محمدباقر را کشته است. متهم در دادگاه نيز جرمش را پذيرفت و گفت با انگيزه سرقت اين کار را انجام داده است. چندي بعد وقتي مادر محمدرضا به ملاقات فرزندش رفت، پسر نوجوان از او پرسيد آيا پول به وي پرداخت شده است يا خير. اين متهم وقتي جواب منفي مادرش را شنيد طي نامه يي به قاضي پرونده اعلام کرد اتهام قتل را قبول ندارد. او توضيح داد همدستانش به وي وعده پول دادند و او به خاطر اينکه مشکلات مالي خانواده اش را حل کند اين جرم را گردن گرفته اما اکنون فهميده فريب خورده است. به رغم اين ادعا حکم قصاص محمدرضا در ديوان عالي کشور تاييد و به پدر وي اعلام شد. اين جوان قرار است روز چهارشنبه به دار آويخته شود.محمد مصطفايي وکيل محمدرضا با اعلام اينکه تاريخ اجراي حکم هنوز به او ابلاغ نشده است از رئيس قوه قضائيه درخواست کرد دستور دهد زمان تعيين شده به تعويق بيفتد تا محمدرضا فرصت دوباره يي براي نجات از چوبه دار به دست بياورد.


کلاهبرداري ميليوني دکتر قلابي
دکتر قلابي که با فروش داروهاي دست ساز پول هنگفتي از بيماران روحي و رواني کلاهبرداري کرده بود روانه زندان شد.چندي پيش در پي شکايت افرادي مبني بر اينکه مرد 55 ساله يي تحت عنوان دکتر با فروش داروهاي دست ساز ميليون ها ريال کلاهبرداري کرده است، ماموران براي بررسي موضوع وارد عمل شدند. آنها پي بردند متهم با شناسايي بيماران روحي و رواني، با دريافت مبالغي هنگفت داروي دست سازي را به فروش رسانده که آن دارو، به شدت به بيماري بيماران افزوده است.ماموران با اخذ دستور مقام قضايي وارد منزل متهم شدند و وي را دستگير کردند. اين مرد ابتدا منکر انجام هرگونه جرمي شد اما پس از روبه رو شدن با شاکيان گفت؛ داروي دست ساز محلولي از آبغوره و چند گياه دارويي بوده که هيچ ضرري براي بيماران نداشته است.متهم در اعترافاتش افزود؛ از طريق يکي از دوستانم که اقدام به جعل مدرک مي کند براي خودم مهر نظام پزشکي تهيه و کلاهبرداري هايم را شروع کردم.بنا بر اين گزارش با تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه دو، متهم تا صدور حکم نهايي به دستور مقام قضايي روانه زندان شد.


دوربين مخفي راز سرقت خانگي را فاش کرد
يک پرستار خانگي که اقدام به سرقت ميليوني کرده بود با دوربين مداربسته شناسايي و دستگير شد.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه دو از پرستار کودکش به اتهام سرقت از منزلش شکايت کرد و گفت؛ مدتي پيش دختر جواني به عنوان پرستار کودک به خانه ام آمد. پس از مدتي او با رفتار خوب و دلسوزي هايش اعتماد من و همسرم را جلب کرد.شاکي افزود؛ به خاطر وجود مقدار قابل توجهي طلا، پول نقد و اشياي گران قيمت در خانه بدون اينکه کسي متوجه شود يک دوربين مداربسته در منزل مان نصب کردم و هفته گذشته وقتي به منزل بازگشتم پسرم را در خانه تنها ديدم و فهميدم از پرستارش خبري نيست.شاکي اظهار داشت؛ پس از بررسي اتاق ها متوجه شدم چند ميليون وجه نقد و اشياي گران قيمت به سرقت رفته است و پس از بازبيني فيلم دوربين مدار بسته پرستار پسرم را در حال سرقت ديدم.يک ماه پس از ثبت اين شکايت ماموران توانستند مخفيگاه متهم را شناسايي و وي را دستگير کنند.متهم 25 ساله در اعترافاتش گفت؛ مدتي پيش پدر بيمارم فوت شد و مادرم در خانه مردم کار مي کرد. من هم براي تامين مخارجم به عنوان پرستار کودک در منزل شاکي از پسرشان مراقبت مي کردم. متهم افزود؛ هفته گذشته وقتي مادر و پدر اين کودک سر کار بودند اقدام به سرقت 10 ميليون تومان پول نقد و مقداري اشياي قيمتي از منزل شان کردم.با توجه به اظهارات متهم، وي روانه زندان شد و تحقيقات در خصوص اين پرونده ادامه دارد.


صداي گوسفندان، دزد را رسوا کرد
مردي که چندين راس گوسفند دزديده و سوار پيکان خود کرده بود با تلاش پليس استان مرکزي بازداشت شد. به گزارش ايسکانيوز شامگاه يکشنبه مردي به نام «مجيد» شبانه هشت راس گوسفند از طويله روستايي در اطراف «شازند» دزديد و حيوان ها را سوار پيکان خود کرد. وي مي خواست گوسفندان را به «ازنا» ببرد که در پي تماس مالباخته با پليس 110 تحت تعقيب قرار گفت.«مجيد» با تلاش ماموران در محور «شازند - ازنا» دستگير و پيکانش توقيف شد. اين متهم يکي از گوسفندان را در صندلي جلو و بقيه را در صندلي عقب و صندوق خودرو قرار داده بود و صداي گوسفندان باعث ظن پليس به وي شد. هم اکنون تلاش براي افشاي ساير جرم هاي احتمالي متهم ادامه دارد.


مرگ دانشجوي دانشگاه شهيد رجايي
به خاطر سقوط دروازه فوتسال
يک دانشجو بر اثر سقوط تير دروازه فوتسال در سالن ورزش دانشگاه شهيد رجايي تهران جان سپرد. به گزارش فارس «سجاد شهابي فر» دانشجوي تربيت بدني ورودي 85 ديروز به علت افتادن تير دروازه فوتسال که بدون حفاظ امنيتي بود، جان باخت. در پي اين حادثه، دانشجويان اين دانشگاه با تجمع در سالن ورزش، اعتراض خود را نسبت به اين حادثه اعلام کردند. بر اساس اين گزارش، مقرر شده است کميته يي متشکل از هشت نفر از دانشجويان، نماينده قوه قضائيه و چند نفر از استادان براي بررسي ابعاد اين حادثه تشکيل شود.نخستين اقدام مديريت دانشگاه شهيد رجايي پس از اين اتفاق، برکناري رئيس دانشکده تربيت بدني بود.


طلاق به خاطر محبت زياد همسر
مردي که به دليل علاقه و محبت زياد همسرش از او دلزده شده بود براي جدايي به دادگاه خانواده مراجعه کرد.در جلسه رسيدگي به دادخواست طلاق اين زوج که در مجتمع قضايي شهيد باهنر برگزار شد ابتدا زن 29 ساله اظهار داشت؛ 12 سال پيش پسرخاله ام به خواستگاري ام آمد و به خاطر علاقه يي که به من داشت حاضر به ازدواج با وي شدم و با مهريه 350 سکه بهار آزادي و نيمي از دارايي اش به عقد هم درآمديم.وي افزود؛ اوايل زندگي رابطه بسيار گرم و صميمانه يي داشتيم و هيچ مشکلي وجود نداشت تا اينکه شوهرم سه سال پيش به همکارش که زن 30ساله يي است، علاقه مند و از آن موقع بهانه جويي هايش شروع شد. او مي گفت؛ چرا بيش از اندازه به من محبت مي کني؟ و چرا با من بحث و دعوا و قهر نمي کني؟زن جوان با اظهار اينکه همسرش مانع رفتن او به دانشگاه شده است، گفت؛ تنها گناه من اين است که با او مهربان و سازگار بودم. در ادامه از آنجا که مرد 33 ساله در دادگاه حضور نداشت وکيل او توضيحاتي را ارائه داد و گفت من به خاطر پسر پنج ساله اين زوج خيلي براي سازگاري تلاش کردم اما موفق نشدم و موکل من ادعا مي کند هيچ مشکلي با همسرش ندارد اما علاقه يي نيز به او ندارد و ديگر نمي خواهد با وي زندگي کند.قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات طرفين رسيدگي به اين پرونده را به آينده موکول کرد.


صدور کيفرخواست عليه قاتل زن باردار
کيفرخواست مرد معتادي که زن باردارش را از پا درآورد ديروز در دادسراي امور جنايي تهران صادر شد.اين جنايت بامداد روز 19 خرداد سال گذشته رخ داد و يک زن 20 ساله به نام مهسان که هشت ماهه باردار بود جان باخت. دقايقي بعد بازپرس «حسين اصغرزاده» و افسران اداره 10 پليس آگاهي به خانه مورد نظر در خيابان «اروميه» رفتند و با ديدن جنازه زن جوان که هنوز آثار سيلي روي صورتش بود رسيدگي به معما را در دستور کار خود قرار دادند. در تحقيق مقدماتي مشخص شد اين زن با شوهرش «حسين» درگير شده بود و با طرح فرضيه جنايت خانوادگي، متهم 26 ساله بازداشت شد.«حسين» در بازجويي مقدماتي اظهار داشت؛ موضوع دعوا با زنم را قبول دارم اما هيچ نقشي در مرگش نداشتم. من به کراک معتاد هستم و با پرايدم مسافرکشي مي کنم. آن روز با مهسان دعوا کردم و از خانه خارج شدم اما وقتي برگشتم با جنازه اش روبه رو شدم. در ادامه جنازه براي افشاي علت اصلي مرگ به پزشکي قانوني سپرده و متهم با صدور قرار قانوني روانه بازداشتگاه شد.«حسين» در بازجويي هاي بعدي به بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي گفت؛ زني به نام مژگان را به خانه ام برده بودم تا با هم مواد مصرف کنيم که مهسان اعتراض کرد و با مشت به صورتش کوبيدم. همان موقع از خانه بيرون رفتم اما اصلاً تصور نمي کردم آن ضربه جانش را بگيرد.به دنبال بازسازي صحنه جرم، کيفرخواست صادر و ديروز به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. اين در حالي است که اولياي دم مقتول اشد مجازات را براي دامادشان خواسته اند.


هشت زخمي در جريان دعواي دو همسايه
کدورت دو همسايه به نزاع خياباني و زخمي شدن هشت تن انجاميد. سرگرد حسيني رئيس کلانتري خزانه در اين باره به ايسنا گفت؛ وقوع يک فقره درگيري و نزاع دسته جمعي در محدوده کلانتري خزانه از سوي ماموران پاس پياده در ساعت 30/19 روز يکشنبه به پليس گزارش شد و ماموران کلانتري در محل مورد نظر حضور يافتند.

وي با اشاره به اينکه پليس پس از حضور در محل متوجه شد اختلافاتي بين دو همسايه منجر به ايجاد کدورت و به سبب آن، وقوع نزاع شده است، افزود؛ هشت تن در اين درگيري در حالي که چوب و چماق به همراه داشتند، به ضرب و جرح همديگر پرداختند که پليس تمام اعضاي درگير در اين نزاع را دستگير کرد. وي افزود؛ اين درگيري که به دليل ايجاد مزاحمت کسب و کار يکي از همسايه ها که مغازه اش در زير ساختمان مسکوني اش قرار داشت، براي همسايه ديگر رخ داده بود، هشت مصدوم برجاي گذاشت. سرگرد حسيني با اشاره به اينکه تمام افراد دستگيرشده که مصدوم نيز شده بودند، از سوي اورژانس به بيمارستان منتقل شدند، ادامه داد؛ چهار تن از اين افراد مداوا شدند، اما چهار تن ديگر هنوز تحت مراقبت پزشکي قرار دارند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام