سه شنبه، 5 خرداد 1388 - شماره 1961
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
نگاهي به لزوم تزريق گاز به چاه هاي نفت
چاره انديشي براي اقتصاد تک محصولي

جواد اصغري

شانا؛ تزريق دي اکسيدکربن يکي از در دسترس ترين امکانات موجود در زمينه تزريق گازهاي غيرهيدروکربني است که صنعت نفت را از کشاکش هاي چرايي تزريق گاز طبيعي نيز مي رهاند.

---

اکنون سال هاست که کشاکش ميان طرفداران و مخالفان تزريق گاز طبيعي به موضوع اصلي در ميان روش هاي ازدياد برداشت از مخازن نفتي تبديل شده است. شماري از کارشناسان صنعت نفت معتقدند با معرفي روش هاي کاربردي ديگر مي توان به اين بحث پايان داد، اما مهم تر از لزوم تزريق گاز، زمان تزريق آن است، زيرا در صورتي که اين زمان مشخص سپري شود، فرصت افزايش ضريب بازيافت نفت از دست خواهد رفت. با سرمايه گذاري مناسب در زمينه تزريق گازهايN2 و CO2 به ميدان هاي نفتي مي توان برخي از ذخاير نفتي را به ضريب بازيافت مناسبي بازگرداند.

در دهه 1940 ميانگين توليد روزانه چاه هاي نفت ايران 18 هزار بشکه اعلام شده بود درحالي که امروزه پس از گذشت 30 سال و با وجود برداشت هاي مکرر، متوسط توليد اين چاه ها به دو هزار بشکه در روز رسيده است. در شرايطي که بازدهي چاه هاي نفت در حال کاهش است، با صيانت از اين مخازن و تزريق به موقع انواع گاز به آنها، مي توان توليد چاه ها را به متوسط 6 تا 9 هزار بشکه در روز بازگرداند.

کارشناسان اقدام هاي صورت گرفته در زمينه برداشت صيانتي از مخازن نفتي کشورمان را مثبت و بخشي از اين افت ضريب بازيافت را ناشي از طول عمر چاه هاي ايران ارزيابي کردند، اما همگي بر اين باور واحد بودند که با اقدام هاي گسترده تر مي توان از زيان هاي آينده و کشته شدن تعداد بيشتري از چاه هاي نفتي جلوگيري کرد.

نخستين گام هاي مطالعاتي درباره روش ها و مواد غيرهيدروکربني قابل تزريق به چاه هاي نفت، سال ها پيش با امکانات محدودي در دانشگاه سهند تبريز آغاز شده است و به گفته دکتر «طباطبايي نژاد» استاد اين دانشگاه و معرفي کننده پروژه تزريق WAG اين مرکز نخستين سازنده داخلي دستگاه تحت فشار تزريق گاز به چاه محسوب مي شود. در اين سيستم همزمان مي توان دو سيال را به چاه تزريق، اختلاف دما را کنترل و در بدترين شرايط تنها يک درجه اختلاف دما را مشاهده کرد. اما تزريق گاز تنها به معناي گاز طبيعي استخراج شده از مخازن نيست. اين طرح مي تواند به معناي بازگرداندن گاز استخراج شده همراه نفت به درون چاه ها باشد؛ در حالي که اکنون بخشي از اين گاز سر چاه ها دود مي شود.

صد سال از زمان استخراج نفت از مناطق جنوبي کشور مي گذرد؛ ماده يي که تقريباً يک تنه جور اقتصاد تک محصولي ايران را به دوش مي کشد و با بالا و پايين شدن قيمتش سرنوشت بودجه مملکتي عوض مي شود بنابراين بايد چاره يي براي اين اقتصاد تک محصولي انديشيد، اما به نظر نمي رسد حداقل در سال هاي اخير اين فرض قابل تحقق باشد، از اين رو حفظ وضع موجود و توسعه مخازن هيدروکربني کشف شده، همچنان يکي از دغدغه هاي اساسي است که نگاه مديران کشور را به خود معطوف داشته است.

در اين سال ها پروژه هاي زيادي درباره ازدياد برداشت از چاه هاي نفت طراحي و اجرا شده است که پروژه تزريق گازهاي غيرهيدروکربني به چاه هاي نفت را شايد بتوان طرحي تحقيقي برشمرد؛ پروژه يي که کارشناسان صنعت نفت در سال هاي اخير به شدت از آن استقبال کردند.

تنوع ذخاير انرژي ايران سبب شده است در حوزه گاز طبيعي نيز همچون نفت خام يکي از پيشروترين توليدکنندگان جهاني باشيم. ما دومين توليدکننده بزرگ نفت خام اوپک هستيم و پس از روسيه، گسترده ترين ذخاير گازي جهان را در اختيار داريم، اما بهره برداري و توسعه اين مخازن گازي و چگونگي کاربرد احتمالي آن در روش هاي ازدياد برداشت، مساله يي است که مباحث فراواني پيش روي برنامه ريزان قرار داده است.

سال هاست که فعالان حوزه گاز تمام هم و غم خود را صرف بازاريابي جهاني و منطقه يي اين ماده باارزش و پاک کرده اند تا بتوانند آن را به بازارهاي خوبي چون اروپا، چين و هند صادر کنند. اين کار گذشته از سودآوري، جانشين مناسبي براي بخشي از درآمدهاي نفتي ايران محسوب مي شود، اما برخي نظر ديگري دارند و معتقدند گاز يکي از کم هزينه ترين و در دسترس ترين منابعي است که مي تواند براي تزريق به مخازن نفتي و جلوگيري از افت طبيعي اين ميدان ها به کار برده شود و با استمرار صادرات نفتي، ايران را در جايگاه کنوني خود حفظ کند.

برخي از کارشناسان نفتي در مناطق عملياتي با ارائه منحني هاي عرضه و تقاضا و تاکيد بر تلاقي اين منحني ها در سال هاي اخير، توجه کارشناسان را به وضعيت در شرف بحران کنوني جلب کرده اند، اين در حالي است که پيش بيني شده است در 15 سال آينده شش کشور از جمع توليدکنندگان اوپک خارج شوند. بنابراين ايران با تامين نيازهاي بخش بالادستي نفت، مي تواند به رفع تهديد افت توليد و استمرار صادرات نفت دست يابد که خود فرصتي بزرگ براي کشورمان به شمار مي آيد.

کارشناسان نفتي فکر مي کردند تا سال 2009 ميلادي، توليد نفت خام ايران به پنج ميليون بشکه در روز افزايش يابد، اما برخي از ميدان هاي نفتي با افت توليد طبيعي روبه رو شده اند و کارشناسان بر اين باورند که اگر بخشي از انرژي مورد نياز کشور با توسعه گازرساني تامين نشده بود، امکان صادرات نفت خام به نزديک صفر مي رسيد و چنين شرايطي ما را به واردات نفت خام رهنمون مي شود که درآمد ارزي کشور را به حد بسيار پايين مي رساند و اين نقطه بحران براي کشوري است که سال ها تزريق پول نفت در اقتصاد خود را تجربه کرده است.

منحني هاي کارشناسي ارائه شده نشان دهنده ادامه اين روند است، از اين رو کارشناسان خواستار توجه به اهميت راهبردي- امنيتي تامين منابعي همچون گاز طبيعي براي تزريق و توسعه ميدان ها به شيوه پلکاني هستند و موفقيت اين شيوه زماني حاصل مي شود که مبتني بر مديريت علمي مخازن باشد.

امروزه 80 درصد توليد نفت کشور از ميدان هايي است که در نيمه دوم عمر خود قرار دارند. توليد ميدان مارون از 920 هزار بشکه در مرحله حداکثر دبي، به حدود 400 هزار بشکه افت کرده است زيرا دوره کاهش بازدهي (نيمه دوم) عمر خود را پشت سر مي گذارد. همچنين ميدان نفتي اهواز که تاکنون حدود يک چهارم توليد نفت کشور را بر عهده داشته است، به دليل افت توليد، بهره برداران را به سمت توليد از ميدان هاي با پتانسيل 10 تا 15 هزار بشکه هدايت کرده است.

شرط صيانتي بودن توليد و مديريت مخزن در کشور به همراه چند برابر کردن تعداد چاه هاي کنوني، از جمله اقدام هاي افزايش ضريب توليد نفت است که به مهندسان توصيه مي شود. البته به اين فهرست مي توان توسعه فناوري تکميل چاه ها را اضافه کرد؛ فناوري که مي تواند به ايجاد شکاف هاي هيدروليک منجر شود، اما بايد در نظر گرفت هم اکنون تعداد کل چاه هاي نفت کشور تنها حدود دو هزار حلقه است، در حالي که در کشوري مانند امريکا سالانه دو هزار و 500 حلقه چاه حفر مي شود.

از سوي ديگر فناوري ايجاد شکاف هاي هيدروليک هنوز در مرحله مطالعاتي خود در ايران به سر مي برد. اين فناوري مي تواند تاثير قابل توجهي بر افزايش ضريب بازيابي نفت داشته باشد. با توجه به خاصيت نفت دوست بودن نوع مخازن ايران، بسياري بر اين باورند که بهترين راه افزايش ضريب بازيافت مخازن نفت کشور، تزريق گاز به آنهاست و تزريق گاز بايد به عنوان مهم ترين ابزار پيشگيري از افت فشار و افت توليد نفت در اولويت قرار گيرد.

طبق اطلاعات محققان دانشگاه سهند تبريز در دومين سمينار ازدياد برداشت، از دهه 1950 گازهايي ماند CO2 و N2 با هدف افزايش توليد به چاه هاي نفتي جهان تزريق مي شوند، اما به نظر مي رسد در کشور ما با وجود تعداد چاه هاي زياد و مشکلات افت فشار به پروژه هاي تزريق دي اکسيدکربن کم توجهي مي شود.

نگاهي به کارنامه خيريه بهداشتي - درماني دکتر عبدالحسين بهروان
در پاسداشت سرباز ميهن
دکتر بهنام اوحدي* - www.iranbod.com

از روزي که خبر درگذشت قلندر چابک و تيزهوش شوک زده ام کرد، 40 روز مي گذرد. باورم نمي شود پيرمرد بيش فعال و هايپرتايميک، در گور آرام گرفته باشد. مرگ نابهنگام هر بزرگوار تندرست و سرخوشي، به سادگي باورکردني نيست.

با دکتر «عبدالحسين بهروان» درست در تعطيلات نوروزي 87، از طريق پسرعمويم، «ارسيا اوحدي»، که نزديک به سه دهه است که در آلمان روزگار مي گذراند، آشنا شدم. آشنايي و ديدار نخست من با پيرمرد بي قرار ميهن دوست، در کافي شاپ هتل شاه عباس (مهمانسراي عباسي) اصفهان رخ داد. در نسيم خوشايند نوروزي، به همراه «ارسيا» و «داريوش نيکبخت» از کرانه دل انگيز زنده رود گذشتيم، چهارباغ عباسي را طي کرديم و به مهمانسراي عباسي (اين يادگار ماندگار شادروان استاد «ارحام صدر» براي ما اصفهانيان) رسيديم. پيرمرد رو به مردم نشسته بود و با اشتياق خاصي هم ميهنان را نگاه مي کرد. نگاهش به کودکاني که کنار پدر و مادر شيطنت مي کردند، دوخته شده بود. پيدا بود که پشت چشمان سرزنده اش، ذهنش درگير مفاهيم و انديشه هايي ژرف است. «ارسيا»، من و «داريوش» را به اين کنشگر (فعال) کوشا و دلسوخته ايران معرفي کرد.

«ارسيا» با اشتياق و احترام خاصي از دکتر براي من و «داريوش» سخن مي گفت. کوشش داشت تا جايگاه شناخته شده دکتر «بهروان» را در ميان ايرانيان ساکن اروپا آنچنان که بايد و شايد به ما بشناساند. پيرمرد با فروتني از پيشينه خود سخن گفت. ليسانس «کشاورزي» با گرايش«اقتصاد کشاورزي» را در آلمان گرفته بود، اما سپس دو دکترا (PhD)، يکي در فلسفه و ديگري در جامعه شناسي را از دانشگاه هاي گيسن و فرانکفورت گرفته بود. پس از 40 سال استادي گروه فلسفه و جامعه شناسي بازنشسته شده بود، اما تا هنگام مرگ به کار پژوهش براي اين دو دانشگاه مشغول بود. مي گفت از اعضاي کوشاي جبهه ملي ايران در اروپا و کنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايراني (اتحاديه ملي) بوده و چند سال سرپرستي آن دو را در اروپا داشته است. يک بار هم در اعتراض به سرکوب وحشيانه سازمان اطلاعات و امنيت کشور، با گروهي از دانشجويان ملي مخالف نظام شاهنشاهي پهلوي، سفارت ايران در لندن را براي مدتي به اشغال خويش درآورده بودند. کاري که مي گفت به آن انجاميده بود که نظام شاهنشاهي، گذرنامه ايراني او و دوستانش را باطل و توقيف کند. به اين ترتيب او سال ها حق ورود و خروج از ايران را نداشته است.

در دوران رياست جمهوري خاتمي، کتاب مشهورش که به زبان آلماني در بيان و تحليل دلايل اقتصادي و اجتماعي سقوط رژيم پادشاهي پهلوي مي پردازد، «جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي ايران» را از آن خود کرد و براي گرفتن جايزه به ايران دعوت شد. همين براي او انگيزه يي شد تا پس از «40 سال استادي گروه فلسفه و جامعه شناسي دانشگاه هاي آلمان» به سرزمين مادري اش بازگردد و بماند.

برخي از پيشکسوتان جبهه ملي ايران به استقبالش آمده بودند تا براي کار و کنش سياسي به آنها بپيوندد، اما او خود را «يک بازنشسته سياسي» برشمرده و عنوان کرده بود که شگفت انگيز است در ايران کار و کنش سياسي سن بازنشستگي ندارد. با پافشاري خاصي مي گفت؛ «درست نيست سرنوشت يک کشور را به جاي جوانان پخته و پا به ميانسالگي گذاشته، پيرمردان به دست بگيرند.» پافشارانه باور داشت که در سياست هم بايد سن بازنشستگي وجود داشته باشد. شايسته مي دانست که مردان و زنان سياسي پس از گذر از سن بازنشستگي سياسي، رو به کنش هاي علمي، فرهنگي و اجتماعي و از جمله کارها و سرگرمي هاي خيريه آورند.

او در عمل، خود را وقف آباداني موقوفات خانوادگي پدرش در کوهپايه و نهوج کرده بود. درمانگاه مخروبه کوهپايه را تبديل به کلينيک، بيمارستان و زايشگاه شبانه روزي مجهزي کرده بود و حمام عمومي مخروبه را به کتابخانه يي شايسته و درخور تبديل ساخته بود. او خود چندين کتاب نوشته بود و سال ها ستون نويس و تحليلگر ثابت صفحه هاي سياسي و اقتصادي روزنامه اشپيگل آلمان بود. در طول يک سال دوستي و آشنايي نزديک مان، بارها به او اصرار کردم تا هر از چندگاهي براي روزنامه ها و ماهنامه ها (دست کم درباره اقتصاد کشاورزي و کويرزدايي در ايران) بنويسد. مي گفت خسته است و ديگر فقط مي خواهد به نوشتن کتاب پژوهشي براي دانشگاه محل خدمتش در آلمان، کويرزدايي با کاشت انار و کنش هاي درماني خيريه اش بپردازد. ديگر سوداي نام آوري را سپري ساخته بود. باور داشت که همين جوانان و نوجوانان ايراني موتور و پيشران رشد، رنسانس، دگرگوني و بالندگي خاورميانه خواهند شد.

آرزو داشت بتواند بر پايه ليسانس اقتصاد کشاورزي که در آلمان گرفته بود، به سهم خود، پايه هاي اقتصاد کشاورزان تنگدست پيرامون کوير را از طريق آموزش و فراگير کردن آبياري قطره يي و کاشت انار بنياني نيرومند بخشد. با عشق و علاقه خاصي از کوشش خود در کاشت انار در کوير سخن مي گفت. آبياري قطره يي را در کنار قنات (اين سلاح باستاني ستيز تاريخي مردمان سرزمين پارس با کوير) جنگ افزاري نوين براي نجات کشاورزي در آستانه نابودي پيرامون کوير برمي شمرد. «صنعت کاشت، برداشت، بازآوري و فرآورده سازي انار» را نسخه نجات بخش اقتصاد کشاورزي ايران از نابودي در روند کويرزايي مي دانست. در پايان هم چکيده يي از کارنامه خيريه خود در بهداشت و درمان مردمان تهيدست ايران را با فروتني بر زبان راند. هنگام سخن گفتن از کنش هاي درماني و مددکارانه اش، چشمان تيزبين و ژرف نگرش درخشش خاصي داشت. مي گفت بسيار شادمان و شيرين کام است که توانسته در چند سالي که به سرزمين مادري اش بازگشته، به اعتبار دوستي که با شماري از جراحان نام آور اروپا از سال ها پيش داشته است، سالي دو سه گروه از زبده ترين جراحان چيره دست پلاستيک و ارتوپدي را گرد هم آورد تا به ايران بيايند و هر بار به مدت دو هفته براي نيازمندان و دردمندان تهيدست، که توانايي پرداخت ميليون ها تومان پول جراحي هاي دشوارشان را ندارند، جراحي هاي رايگان انجام دهند.

خود را «سرباز کوچک ميهن» مي ناميد. به او گفتم من «سرباز کوچک ميهن» را «ايران بد» نام نهاده ام. اين ايده را پسنديد و در آرزوي من که هر ايراني، «ايران بدي» مسوول و متعهد باشد، صميمانه شريک شد. دوستي و آشنايي ما اندکي بيش از يک سال به درازا نکشيد، اما گفته ها و کردارش بر آن گفتار در زندگي اش براي من انگيزه هاي در ايران ماندن و مهاجرت نکردن را دوباره زنده و نيرومند ساخت. هنوز هم مرگ پيرمرد پرانرژي و هايپرتايميک و بيش فعال را که در 67 سالگي به ناگاه در آب يخ قنات شيرجه مي زد و چابک تر از گربه از شاخه هاي نازک و بلندبالاي درختان و از ديوار چندمتري راست و يکدست خود را بالا مي کشيد، باور ندارم،

سوداي آن داشت تا گروهي از جراحان پلاستيک لگن را براي آموزش جراحان، اورولوژيست ها و متخصصان زنان و زايمان به ايران بياورد تا جراحي پلاستيک ترنس سکشوال هاي دردمند اين سرزمين رشد و پيشرفت پيدا کند. افسوس که اين آرزو و اميدش به انجام رايگان اين گونه جراحي ها توسط گروه دوستان آلماني اش در ايران ميسر و ممکن نشد. چه فرصت کارآمد و سودمندي از بيماران دردمند دچار اختلال هويت جنسي در ايران دريغ شد،

دکتر «بهروان» پزشک نبود؛ اما به تنهايي، بسيار بيش از بسياري از پزشکان اين اجتماع آشفته و پريشان براي سلامت، بهداشت و درمان سرزمين مادري اش کوشيد. گمان نکنم يادي از دکتر «بهروان» در معاونت درمان دانشگاه هاي علوم پزشکي اصفهان، کرمان، زنجان، فارس و... که شاهد جراحي هاي رايگان گروه جراحان «اينترپلاست» آلمان براي دردمندان تهيدست استان هايشان بودند، ماندگار شود. چه اگر چنين بود آگهي تسليت و پاسداشتي در روزنامه ها توسط ايشان پيش چشم و ذهن مان مي نشست، اما اطمينان دارم دردمندان تهيدست و نگونبختي که او بي هيچ چشمداشت مادي و حتي معنوي برايشان درمان و مرهم به ارمغان آورد، هرگز قلندر کوشا و مهربان را فراموش نخواهند کرد. روحش شاد و يادش گرامي باد.

* روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي زناشويي و خانوادگي
نگاهي کوتاه به زندگينامه ايزاک نيوتن
ظهور يک ارباب
نيوشا قانعي - www.pejhvak.com

در بخش گذشته در مورد شروع جنگ با افکار «ارسطو» و پيش قراول علم امروز «گاليله» صحبت کرديم ولي به واقع داستان گرانش ما از اينجا شروع مي شود که در کريسمس سال 1642، همان سالي که «گاليله» ديده از جهان فروبست، در ملک اربابي وولستورپ نزديک روستاي لينکلن شاير واقع در کلستروث در 96 کيلومتري شمال غربي کمبريج و 160 کيلومتري لندن «ايزاک نيوتن» ارباب فيزيک ديده بر جهان ناشناخته يي گشود که همين جهان ناشناحته بعدها دستخوش افکار بلند او شد. «ايزاک» دوران کودکي و نوجواني خوبي را سپري نکرد. او در اين دوران فردي ستيزه جو و پرخاشگر بود، به طوري که در اعترافاتي خودخواسته، پس از ترک وولستورپ مي نويسد؛ «من به رفتارهاي ناشايستي دست مي زدم که شايد بازتاب ناملايماتي بود که هضم شان براي من کاري ناممکن بود، از جمله اين رفتارها مي توانم به کج خلقي با مادر و خواهرم يا کتک کاري هاي مکرر با دوستان و اعضاي خانواده ام يا تهديد پدر و مادرم به دفن شان و ويران کردن خانه بر سرشان يا آرزوي مرگ براي خود و اطرافيانم اشاره کنم.»

به هر نحوي که بود «ايزاک» مشکلات و ناملايمات را پشت سر گذاشت تا به دوران جواني خود رسيد. او اينک جواني 19ساله شده بود و مهياي رفتن به کالج ترينيتي کمبريج. «ايزاک نيوتن» جوان در ژوئن 1661 وارد کالج کمبريج شد. او در قبال کارهاي خدماتي و نظافتي که انجام مي داد از پرداخت شهريه معاف بود، به اضافه اينکه به او جاي خواب و غذاي رايگان نيز مي دادند. با همه سختي هايي که «ايزاک» جوان ما در دوران تحصيل متحمل شد هيچ گاه از آن دوران به بدي ياد نکرد، حتي گاهي در نوشته هاي خود آن دوران را «دوران طلايي» بيان کرده است و در يادداشت هاي خود مي نويسد؛ «سختي هايي که من در آن دوران کشيدم سختي هايي است که آهن در زمان پرداخت مي کشد.» پس از گذشت تقريباً چهار سال با شروع تابستان در سال 1665 جريان معمول زندگي در کمبريج و شايد در تمام انگلستان از حال عادي خارج شد. علت اين نابساماني شيوع طاعون خيارکي بود که همه انگلستان را فراگرفته بود. از همين رو کالج کمبريج به مدت دو سال بسته شد و «ايزاک» جوان و پرشور ما ناگزير به وولستورپ بازگشت. شايد «ايزاک نيوتن» عجيب ما تنها کسي باشد که از سال هاي 65 تا 66 (سال هاي طاعون و مرگ) به نيکي ياد مي کند. او حدود نيم قرن بعد مي نويسد؛ «در آن روزها من بيش از هر زمان ديگري در اوج ابتکار و شکوفايي ذهني رياضي و فلسفي بودم»، يا در جايي ديگر مي نويسد؛ «خوبي آن دوران اين بود که به علت نگراني هاي ناشي از طاعون و مشغله زياد، تقريباً همه اطرافيانم مرا از ياد برده بودند و من مي توانستم آزادانه و بدون مزاحمت ديگران فکر کنم.»

«نيوتن» در طول اين سال ها که خود آن را «سال هاي معجزه» مي نامد به تفکر درباره پايه ريزي حسابان، گرانش و... مشغول بود. او در سال هاي آخر عمر خود به دفعات بيان کرد؛ «ايده گرانش عمومي زماني در ذهن من شکل گرفت که افتادن سيبي را از درخت در وولستورپ در سال 66 ديدم و با خود گفتم اگر گرانش عامل سقوط سيب است، چرا نتواند فراتر از اينها عمل کند و مثلاً اثرش به ماه نرسد؟» همين سوال بنياد بزرگ ترين دستاورد «نيوتن» براي علم و بشريت بود. «نيوتن» در سال 1668 هنگامي که فقط 27 سال داشت به عنوان استاد کرسي لوکازين در رياضي برگزيده شد. «نيوتن» در تمام سال هاي پربار علمي خود رقيب و منتقدي جدي به نام «گودفريد لايبنيتس» داشت. جالب اينکه «لايبنيتس» توانست با اختلاف کمي پس از «نيوتن» به طور مستقل حسابان را ابداع کند. پس از چندي که اهميت حسابان بر همگان آشکار شد، «نيوتن» و «لايبنيتس» بر سر اين موضوع که چه کسي ابتدا حسابان را ابداع کرد، درگير شدند.

امروزه ما به خوبي اهميت حساب ديفرانسيل و انتگرال را مي دانيم و ارزش کار آنان را درک مي کنيم. در آن زمان حسابان را «فلاکسيون» مي خواندند. «نيوتن» فلاکسيون را از بررسي حرکت يک جسم و پاسخ به دو سوال مرتبط با هم ابداع کرد که 1- در صورتي که معادله يک حرکت، پيوسته باشد به چه صورتي مي توان معادله مرتبط با سرعت حرکت را به دست آورد؟ (و برعکس همين پرسش) 2- در صورتي که معادله سرعت حرکت را داشته باشيم معادله حرکت را چگونه به دست آوريم؟

«نيوتن» سال ها بعد نوشت؛ «من مي خواستم روشي را ابداع کنم که نه تنها براي حرکت که براي هر تغييري قابل استفاده باشد.» وي در سال 1696 در 54سالگي از انزواي خود در کمبريج بيرون آمد و به لندن رفت. احتمالاً دليل ترک کمبريج و رفتن به لندن احساسي بود که شهرت روزافزونش به او داده بود يا اينکه «نيوتن» خود از نبوغ رو به افولش آگاه شده بود. او در سال هايي که در لندن بود، در زمينه سياست فعال شد و در سال 1705 ملکه وقت انگلستان (ملکه آن) او را در کمبريج با لقب «سًر ايزاک نيوتن» مفتخر ساخت. «نيوتن» در سال 1719 درگذشت. بدون شک «نيوتن» بزرگ ترين نابغه خلاق در زمينه فيزيک بوده است و هيچ دانشمند ديگري در فيزيک هم طراز او نيست.
عناوين اين صفحه
چاره انديشي براي اقتصاد تک محصولي
در پاسداشت سرباز ميهن
ظهور يک ارباب
نرم افزاري براي کاهش مصرف انرژي
احتمال بروز اختلال در سيستم جي پي اس
روش جديد توليد پلاستيک هاي زيستي
شناسايي علت بروز افسردگي در سرطاني ها
اولين نيروگاه سوخت زيستي جلبکي

نرم افزاري براي کاهش مصرف انرژي
شرکت گوگل ابزاري جديد را به منظور نمايش ميزان مصرف انرژي الکتريکي توسط رايانه ها و ديگر تجهيزات الکتريکي ارائه کرد. نرم افزار انرژي سنج گوگل مي تواند به کاربر نشان دهد براي مثال روشن گذاشتن يک تلويزيون يا يک رايانه در تمام روز چه هزينه يي براي وي خواهد داشت. اين موتور جست وجوي قدرتمند اعلام کرد با مشارکت شرکت هاي خدماتي انرژي و برخي توليدکنندگان تجهيزات الکترونيکي اين تکنولوژي توليد و ارائه شده است. نرم افزار انرژي سنج محاسبات خود را با استفاده از ابزار کنترل مصرف انرژي که در منازل کاربران نصب خواهد شد انجام داده و نتيجه ميزان مصرف را نمايش خواهد داد. به گزارش مهر نرم افزار انرژي سنج گوگل در حال حاضر در دسترس عموم قرار ندارد و شرکت هاي خدمات انرژي به تدريج قصد دارند استفاده آزمايشي از اين نرم افزار را آغاز کنند.


احتمال بروز اختلال در سيستم جي پي اس
آژانس نظارت فدرال اعلام کرد ناکارآمدي در اداره و در نظر نگرفتن سرمايه براي کنترل ماهواره جي پي اس توسط نيروي هوايي ايالات متحده امريکا مي تواند به زودي منجر به ايجاد اختلال در سيستم جهاني موقعيت ياب يا جي پي اس شود. براساس گزارش دفتر محاسبات دولتي خطر بروز اين اختلال از سال 2010 آغاز خواهد شد. چنين اختلالي نه تنها روي عمليات نظامي تاثير خواهد گذاشت بلکه ميليون ها انسان و تجارت که بر سيستم مکان يابي اين ماهواره تکيه کرده و در خودروها، قايق ها و تلفن هاي همراه از آن استفاده مي کنند نيز آسيب خواهند ديد. در گزارش اين دفتر آمده است نيروي هوايي امريکا طبق برنامه هايي که براي توليد ماهواره هاي GPS IIIA ارائه شده بود عمل نکرده است و احتمال مي رود ماهواره هاي قديمي اين سيستم با آغاز سال 2010 با اختلال و آسيب مواجه شوند. به گزارش مهر طبق اين گزارش نيروي هوايي ايالات متحده امريکا براي ساخت ماهواره هاي جديد با مشکلات سرمايه يي و برنامه ريزي مواجه بوده و بايد با آنها مقابله کند.


روش جديد توليد پلاستيک هاي زيستي
محققان دانشگاه دلفت در هلند نشان دادند ميکروارگانيسم ها مي توانند به عنوان يک ماده اوليه مناسب در توليد پلاستيک جايگزين نفت شوند. در اين خصوص اين دانشمندان توضيح دادند؛ «مواد آلي حاصل از پسماندهاي کشاورزي، صنعتي و زباله هاي خانگي در حال حاضر به گاز زيستي تبديل مي شوند در حالي که مي توانند به مواد شيميايي مفيد ديگري نيز تبديل شوند.» محققان هلندي موفق شدند با استفاده از برخي باکتري ها اين مواد را به پلاستيک زيستي که «پلي هيدروکسي آلکانوئات» (PHA) نام گرفته است، تبديل کنند. PHA پلي استري خطي است که از تخمير باکتريايي قندها و چربي ها توليد مي شود. درحال حاضر توليد پلاستيک هاي تجديدپذير زيستي بسيار گران تر از پلاستيک هاي معمولي است به همين دليل توليد و استفاده از اين پلاستيک ها بسيار محدود است. به گزارش مهر اين محققان توانستند ميکروب هايي را کشت دهند که سرعت تبديل زباله هاي آلي را به PHA سه برابر نسبت به سيستم هاي فعلي افزايش مي دهد.


شناسايي علت بروز افسردگي در سرطاني ها
محققان مرکز تحقيقات سرطان انگليس و دانشگاه شيکاگو در بررسي هاي خود نشان دادند توليد مواد شيميايي خاص به وسيله توده سرطاني مستقيماً روي فعاليت هاي مغز بيمار اثر مي گذارند و موجب افسردگي مي شود. در اين خصوص اين دانشمندان اظهار داشتند؛ «از هر 10 بيمار سرطاني يک بيمار از افسردگي رنج مي برد که سبب اين اختلال مي تواند بسيار پيچيده تر از آن چيزي باشد که تاکنون تصور مي شد.» پيش از اين تصور مي شد ناراحتي روحي ناشي از بروز سرطان علت اصلي افسردگي در بيماران سرطاني است، اما اين محققان با بررسي روي مدل هاي حيواني موفق شدند ارتباط بيولوژيکي موجود ميان سرطان و افسردگي را شناسايي کنند. اين بررسي ها نشان مي دهد حضور يک توده توموري بدن را به توليد بيش از حد «سيتوکين» وادار مي کند. «سيتوکين» ماده يي شيميايي است که در سيستم ايمني توليد مي شود و ترشح آن مي تواند روي هيپوکامپ مغز اثر بگذارد. هيپوکامپ منطقه يي از مغز است که در تنظيم احساسات شرکت مي کند. بررسي پاسخ هاي رفتاري به تومورها در مدل هاي حيواني نشان داد که افزايش بيش از حد «سيتوکين» موجب افزايش فعاليت هيپوکامپ و در نتيجه افسردگي مي شود.


اولين نيروگاه سوخت زيستي جلبکي
اولين نيروگاه جهاني سوخت زيستي محصول جلبک هاي دريايي در فرانسه راه اندازي شد. اين نيروگاه را که از جلبک دريايي، سوخت زيستي توليد مي کند گروه Seche Environnement تاسيس کرده است. جلبک هاي مورد نياز اين نيروگاه در استخرهايي به طول 10 متر و عمق 50 سانتيمتر کشت داده مي شوند و هر پنج روز يک بار دي اکسيدکربن منتشرشده از زباله هاي خانگي را جذب مي کنند.مايعي که پس از پنج روز به دست مي آيد به سوخت زيستي تبديل مي شود. در حال حاضر 200 متر مربع از اين استخرها راه اندازي شده است که به زودي به يک هکتارمربع خواهند رسيد. به گفته مسوولان اين نيروگاه سوخت زيستي، اين نوع فناوري آينده درخشاني دارد به طوري که علاوه بر ايجاد شغل، کاهش دي اکسيدکربن و تامين سوخت زيستي خودروها مي تواند به بازيافت زباله هاي خانگي حاصل مواد غذايي نيز کمک کند. به گزارش مهر با 100 کيلو جلبک دريايي مي توان تنها 15 ليتر سوخت زيستي توليد کرد، اما به زودي اين توان تا حد چشمگيري افزايش خواهد يافت.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام