جهانبخش خانجاني*

در اينکه نبود رسانه فراگير براي همه کانديداها و گروه ها و احزاب، ضايعه بزرگي است، نمي توان ترديد کرد.
واضح است که اگر احزاب و کانديداها فرصت پيدا کنند و ديدگاه شان را با مردم در ميان بگذارند، متن جامعه متوجه حقايق فراواني خواهد شد.
اما در شرايط کنوني که فعاليت هاي تبليغاتي کانديداها به طور رسمي آغاز شده و نامزدها فرصت حضور در صدا و سيما و ابراز عقايد و آراي خود را پيدا کرده اند، فرصتي است هرچند اندک، که با مردم به طور گسترده و فراگير رابطه برقرار کنند.
بديهي است کانديداها بايد مناظره هاي انتخاباتي را براساس عقلانيت و منطق و خردگرايي انجام دهند و از تخريب يکديگر دوري کنند.
نامزدها و به ويژه نامزدهاي اصلاح طلب نبايد فراموش کنند که بر وجوه ايجابي تاکيد کنند و اگر نقدي به وضعيت موجود و دولت نهم دارند، با ادله و سند بيان کنند و براي رفع مشکلات راهکار مناسب، ارائه دهند. لازم به يادآوري نيست که نقد به تنهايي مشکلي را در جامعه حل نمي کند، بلکه بايد راه حل مناسب و پايداري پيشنهاد شود تا نقد پذيرفته شود. همين امر در گرايش نظر و راي مردم تاثير فراواني خواهد داشت.
اما اگر کانديداها غير از اين موارد، از امکانات و روش هاي ديگري استفاده کنند و مسير مناظره را به انحراف کشانده و به دعواي شخصي دونفره و سه نفره تبديل کنند، قطعاً مناظره ها آن نتيجه دلخواه را به دست نخواهد آورد و جز جنجال سازي رسانه يي، از سوي متن جامعه مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.
در شرايط کنوني تا حدي فضاي بي تفاوتي بر جامعه حکمفرماست. در بررسي علت آن، جدا از پرداختن به مساله و بدبيني مردم، مي توان به عملکرد رسانه ملي و سازمان هاي دولتي مرتبط با آن اشاره کرد که به نوعي به بي تفاوتي هرچه بيشتر مردم دامن مي زنند.
روشن است در مقطع کنوني همه تلاش رسانه ملي و ارگان هاي دولتي در اين است که از تکثر آراي مردم به نفع جريان و گروهي خاص جلوگيري کرده و با دامن زدن به بي تفاوتي جامعه، در عدم حضور مردم در صحنه انتخابات به ادامه روند موجود بپردازند.
براي مقابله با اين ترفند رسانه ملي و ارگان هاي دولتي، مي توان از ابزار مدرن همچون سايت ها، وبلاگ ها، اي ميل، اس ام اس و... يا تبليغات چهره به چهره و ارتباطات رودررو استفاده کرد.
هرچند بايد اعتراف کرد اين روش ها هيچ کدام به گستردگي و فراگيري رسانه ملي نيست، اما در نبود رسانه ملي و نابرابري رقابتي، توسل به همين روش ها نيز قطعاً در نتيجه انتخابات تاثير خواهد داشت. البته بايد اشاره کرد هرچه به روز انتخابات نزديک تر مي شويم فضاي جامعه نشاط بيشتري مي گيرد و متن جامعه براي تغيير وضع موجود وارد صحنه مي شود، به ويژه که مردم نشان داده اند خواهان تغيير وضع موجود و حامي کساني هستند که خواهان پياده کردن اين تغييرات بوده اند. هر کشوري که مي خواهد مسير توسعه را طي کند بايد به فعال شدن جامعه مدني و احزاب و گروه ها بينديشد و اقدام کند.
نمي توان در اين ميان نقش نهادهايي که توانايي سوق دادن جامعه به سمت تخريب و تشکل هاي مدني را دارند، ناديده گرفت، به ويژه در کشوري همچون ايران که کشوري در حال توسعه است.
عدم توسعه يافتگي سياسي بر فرهنگ و مشارکت سياسي مردم نيز تاثيرات فراوان مي گذارد. رفتار انتخاباتي ايرانيان نشان داده تا چند روز قبل از انتخابات نظرسنجي ها از اطمينان بالايي برخوردار نيستند. طبيعي است در جامعه يي که هنوز نهادهاي مدني و عرصه عمومي رشد و قوام پيدا نکرده رفتار اجتماعي و سياسي مردم هم غيرمعمول است و مشارکت سياسي بعد نظامي گري و امنيتي به خود مي گيرد.حضور نظاميان در عرصه فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي يکي از نشانه هاي عدم رشديافتگي سياسي است.
مردم در انتخاب کانديداي مورد نظر تصميم خود را مي گيرند اما آنچه در نظرسنجي ها بيان مي کنند به دلايلي که عنوان شد، متفاوت از تصميمات نهايي شان است. از اين رو بايد به ريشه عقايد مردم توجه کرد که همان تحول خواهي و تغييرطلبي است.
از سوي ديگر نظرسنجي ها صد درصد هم غلط نيست و معمولاً آراي قسمتي از جامعه را به درستي اعلام مي کند. اما بايد توجه کرد نظرسنجي ها از سوي چه گروه و سازماني برگزار مي شود. مردم به جهت اينکه اين نظرسنجي ها از سوي ارگان هاي دولتي است يا دخالت هاي سازمان يافته نهادهاي دولتي در آن تاثير دارد، تصميم شان را پنهان کرده و نظر خود را به صورت شفاف ابراز مي کنند.
تفاوت انتخابات اين دوره با دوره هاي قبل در اين نکته است که اکثريت مردم خواهان تغييرند و گرايش فراواني به سوي تحول خواهان دارند. از اين رو در صورت برگزاري انتخابات سالم پيروزي قطعاً از آن اصلاح طلبان خواهد بود. بنابراين مي توان گفتمان غالب اين دوره را تحول طلبي و تغييرطلبي ناميد.
در شرايط کنوني شاهديم اغلب نماينده ها و فعالان سياسي نيز به وضع موجود منتقدند و خواهان تغييرات فراواني در عرصه هاي مختلف هستند.
مي توان گفت در صورت پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات فضاي نسبتاً باز و شفاف سياسي، توسعه نسبي اقتصادي و تحولات اجتماعي فراواني ايجاد خواهد شد. در کل کشور در مسير توسعه يافتگي قدم خواهد گذاشت.
در صورت پيروزي اصولگرايان که مي توان آنها را به دو طيف اصولگرايان منتقد و تحول خواه و جريان اصولگرايي حاکم تقسيم کرد اگر طيف اصولگراي منتقد پيروز شود تا حدودي مسير اصلاح طلبان دنبال خواهد شد و مطالبات اصلاح طلبان، البته با تغييراتي مطرح و دنبال خواهد شد اما در صورت پيروزي مجدد جريان اصولگرايي حاکم، همان طور که يکي از کانديداها نيز عنوان کرد کشور با شرايط مطلوبي مواجه نخواهد شد چراکه همچون چهار سال گذشته دستاوردهاي دولت گذشته ناديده گرفته خواهد شد و اجراي تصميمات غيرکارشناسي نيز استمرار پيدا خواهد کرد.
*عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران