سه شنبه، 5 خرداد 1388 - شماره 1961
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
نام فيلم هاي هانکه، تارانتينو، رنه و فون ترير در فهرست برندگان
بازگشت کن به ستايش نام هاي بزرگ

گروه فرهنگي، امير پوريا؛ در حالي که در دو سال گذشته نخل طلاي جشنواره کن به فيلم هايي از دو فيلمساز قبلاً نه چندان مشهور - کريستين مونيوي رومانيايي و لورن کانته فرانسوي- تعلق گرفت تا رسم گاه و بيگاه اين جشنواره در «کشف» و مال خود کردن چهره هاي نسبتاً جديد و البته مستعد احيا شود، امسال کن به بزرگ داشتن بزرگان که انتظار عمومي قابل درک همه از اين جشنواره است، بازگشت و جوايز اصلي خود را در کنار يکي دو چهره کمتر شناخته شده اما خلاق، به فيلم ها و عوامل فيلم هاي فيلمسازان صاحب سبک و باسابقه تري چون ميشائيل هانکه، کوئنتين تارانتينو و لارس فون ترير اختصاص داد. هيات داوران کن شصت و دوم که رياست آن را ايزابل هوپر بازيگر شاخص فرانسوي فيلم هاي مدرن و فرامدرن سه دهه اخير و برنده دو جايزه بهترين بازيگر زن از همين جشنواره بر عهده داشت، مهم ترين جايزه سينمايي جهان يعني نخل طلا را به ميشائيل هانکه کارگردان اتريشي الاصل فيلم آلماني «روبان سفيد» اهدا کرد. هانکه که چهار سال پيش نيز جايزه مهم بهترين کارگرداني جشنواره را براي فيلم غريب «پنهان» دريافت کرده بود، پريشب در سخنان بعد از گرفتن جايزه روي سن مراسم اختتاميه گفت؛ «همسرم گاهي سوالي از من مي پرسد که بسيار زنانه است؛ «راضي و خوشحالي؟» الان بعد از گرفتن اين جايزه يکي از آن لحظاتي است که مي توانم با اطمينان بگويم راضي و خوشحالم.» فيلم او داستاني از سال هاي نزديک به دوران جنگ جهاني اول را بازمي گويد که در مدرسه يي در شمال آلمان مي گذرد و با روي دادن حوادثي عجيب ميان بچه ها و معلمان و مسوولان مدرسه همراه است. در اغلب خلاصه هاي موجود، اين خط داستاني ساده به اين سوال منتهي شده که «آيا وقايع اين مدرسه، بر شکل گيري فاشيسم در سال هاي بعدي تاثيري خواهد داشت؟»، بنابراين روشن است که بار ديگر همچون فيلم هاي «رمز ناشناخته»، «بازي هاي خنده آور»، «وقايع نگاري 71 احتمال تصادفي»، «ويدئوي بني» و البته «پنهان» شاهد ظرافتي موذيانه از سوي هانکه و فيلمنامه و کارگرداني اش هستيم که مي تواند اعمال و تصميم هاي آني، لجبازانه و حتي کودکانه را به سرچشمه عميق ترين «احساس گناه»هاي بشري بدل کند. جايزه بزرگ جشنواره به فيلم «يک پيامبر» ساخته ژاک اوديار فرانسوي تعلق گرفت که بسياري با اشاره به تاثيرگذاري فراوانش آن را مهم ترين رقيب فيلم هانکه در دريافت نخل مي دانستند. يک جايزه ويژه هيات نيز به پاس يک عمر فعاليت هنري به آلن رنه فيلمساز کهنه کار و همچنان متفاوت سال هاي موج نو سينماي فرانسه اعطا شد که امسال با فيلم «علفزار وحشي» در بخش مسابقه کن حضور داشت. اما جايزه ويژه هيات داوران که هر سال به طور مشخص و تثبيت شده در بين جوايز اصلي کن قرار دارد، به طور مشترک به دو فيلم Fish Tank يکي از دو اثر انگليسي بخش مسابقه ساخته آندريا آرنولد و «تشنگي» ساخته پارک چان ووک اختصاص يافت. فيلمساز مشهور و مطرح کره يي پيشتر هم براي فيلم «رفيق قديمي» همين جايزه را در کن 2003 گرفته بود. از ميان بزرگان ديگر، کوئنتين تارانتينو و لارس فون ترير نيز با دريافت جايزه هاي بازيگري جشنواره توسط بازيگران فيلم هايشان، در فهرست برندگان بي نصيب نماندند. کريستوفر والتز در ميان بازيگران مشهورتر فيلم «لعنتي هاي بي آبرو» بيش از همه نظر داوران را جلب کرد و جايزه بهترين بازيگر مرد را گرفت. شارلوت گينزبورگ بازيگر انگليسي الاصل بين المللي فيلم «ضدمسيح» فون ترير نيز بهترين بازيگر زن جشنواره شد تا عملاً جز آلمودوار و آنگ لي، اغلب نام هاي بزرگ حاضر در بخش مسابقه دست کم به يکي از جوايز اصلي برسند. اين عملکرد داوران کن به رضايتي بيش از دوره هاي اخير کن منجر شد؛ هم از اين جهت که منتقدان نيز جايزه خود را به فيلم برنده نخل طلاي داوران يعني «روبان سفيد» دادند و هم از اين حيث که فيلم هاي فيلمسازان توانا ولي کمتر شناخته شده يي چون بريلانته مندوزاي فيليپيني و مي فنگ هنگ کنگي نيز در آراي آنها لحاظ شد. مندوزا براي فيلم «کيناتاي» جايزه بهترين کارگرداني را گرفت و فنگ براي «تب بهاري» جايزه بهترين فيلمنامه را به خانه برد تا سينماي آسيا به غير از جايزه ويژه هيات داوران بخش نوعي نگاه به فيلم «کسي از گربه هاي ايراني خبر نداره» بهمن قبادي، دستاوردهاي اعتباري ديگري نيز از کن شصت و دوم داشته باشد. برگزيدگان ديگر کن 2009 عبارت بودند از؛ جايزه بزرگ بخش هفته منتقدان؛ «خداحافظ گري» ساخته نسيم آماموچه محصول فرانسه. دوربين طلايي به فيلم اول يک کارگردان؛ «سامسون و دليله» ساخته وارويک تورنتون. جايزه اصلي بخش نوعي نگاه؛ «دندون- سگي» ساخته يورگوس لانتيموس محصول يونان. نخل طلاي بخش فيلم هاي کوتاه؛ «آرنا» ساخته ژائو سالويتزا محصول پرتغال. جايزه منتقدان بخش نوعي نگاه؛ «Police,Adjective» ساخته کورنليو پرومبيو محصول روماني. جايزه منتقدان در بخش مسابقه اصلي؛ «روبان سفيد» ساخته ميشائيل هانکه.
در پي لغو برنامه تلويزيوني
حاتمي کيا؛ بي تقصيرم
ابراهيم حاتمي کيا که قرار بود شامگاه گذشته طبق اعلام دست اندر کاران برنامه تلويزيوني «دو قدم مانده به صبح» به مناسبت سوم خرداد ماه در اين برنامه حضور پيدا کند، درباره حضور نداشتنش در اين برنامه اعلام کرد؛ «بنده بي تقصيرم.» به گزارش ايسنا در بخشي از اين نوشتار آمده است؛«در اين مدتي که از خدا عمر گرفتم، براي اولين بار به خودم جرات دادم و به آقاي فريدون جيراني تلفن زدم و گفتم؛ علاقه مندم به مناسبت فتح خرمشهر در برنامه وزين «دو قدم مانده به صبح» شرکت کنم. با اين کار مي خواستم جبران مافاتي کرده باشم که بارها و بارها از مراکز و دانشگاه ها تماس داشتند که در برنامه يي به همين مناسبت شرکت کنم و من به دليل وضعيت داغ سياسي اين روزها علاقه به حضور نداشتم. آقاي جيراني با تعجب از پيشنهادم استقبال کرد و قرار شد هماهنگي هاي بعدي را تهيه کننده برنامه دنبال کند. ايشان نيز تماس گرفتند و براي هماهنگي روز سوم خرداد صحبت کردند. من تاکيد کردم ترجيح مي دهم اين برنامه به طور اخص درباره آثار بنده نباشد و بيشتر ذيل عنوان «خدمات متقابل فيلمساز و جنگ» صحبت شود که آيا حق مطلب جنگ توسط سينما ادا شده يا خير. حتي درباره محدوديت زمان صحبت شد که در صورت امکان وقت بيشتري به اين بحث اختصاص دهيم. همه توافقات و هماهنگي ها انجام شد تا اينکه حدود 11 شب دوم خرداد آقاي تهيه کننده تماس گرفتند و از من پوزش خواستند که به دليل برنامه يي که قبلاً براي موضوع عکاسي هماهنگ شده بود و عزيزي که مورد مصاحبه است وقت ديگري ندارد و سفري در پيش دارند؛ اين مصاحبه به زماني ديگر موکول شود. بنده بي آنکه اصرار کنم، تشکر کردم و براي زمان هاي آتي ابراز ترديد کردم، خوشبختانه من با هيچ کس حتي خانواده نيز درباره اين برنامه صحبت نکرده بودم، ولي با کمال تعجب در بعضي جرايد و خبر گزاري ها در روز سوم خرداد اشاره به اين برنامه شد که اگر منعکس نمي شد، مثل هزاران موضوع ديگر آن را مسکوت مي گذاشتم، ولي وقتي مي بينم اين خبر از درون همان تشکيلات درز مي کند و عزيزان پيگير با تلفن هاي مکرر از بنده دلايل لغو برنامه را مي خواهند، مجبور شدم اين گزارش را منعکس کنم. بنده بي تقصيرم.»
کنسرت محمدرضا شجريان در برج ميلاد برگزار مي شود
مجيد درخشاني آهنگساز و سرپرست گروه شهناز از اجراي تيرماه اين گروه در برج ميلاد خبر داد. مجيد درخشاني گفت؛ «قصد داريم کنسرت گروه شهناز را تيرماه سال جاري در برج ميلاد برگزار کنيم. بر اين اساس هفته گذشته براي تست سالن و چيدمان صحنه به برج ميلاد رفتيم و بعد از بررسي اين سالن را براي اجرا انتخاب کرديم.» وي ادامه داد؛ «هنوز تاريخ دقيق اين کنسرت مشخص نشده اما هشت يا شش شب خواهد بود.» درخشاني در خاتمه در خصوص چگونگي اين کنسرت خاطرنشان کرد؛ «کنسرت ما در دو بخش خواهد بود؛ به طوري که در بخش اول قطعاتي را در بيات اصفهان بر اساس ساخته هاي استاد شجريان و خودم اجرا خواهيم کرد، البته شروع بخش اول با قطعه سازي «شکايت ني» از وزيري خواهد بود و به دنبال آن تصانيفي را اجرا خواهيم کرد. بخش دوم برنامه را نيز که هم اکنون در حال تمرين هستيم، با يک پيش درآمد آرام آغاز و آن را به ساقي نامه وصل مي کنيم.»
عکس هاي درويش خان با پدر صبا به نمايش درمي آيد
عکس هاي ديده نشده جواني درويش خان با پدر «ابوالحسن خان صبا» براي اولين بار در موزه صبا به نمايش درمي آيد. حميدرضا شبابي مدير موزه صبا گفت؛ «در چيدمان موزه صبا بخشي به عکس هاي اين موسيقيدان اختصاص دارد. بر اين اساس در کنار عکس هاي جديد چند عکس قديمي که تا به حال کسي آنها را نديده براي اولين بار نمايش داده مي شود.» وي ادامه داد؛ «اين عکس ها شامل جواني درويش خان با ابوالقاسم کمال السلطنه پدر ابوالحسن خان صباست. همچنين در کنار اينها عکس هاي ديده نشده از هنرستان موسيقي رشت که صبا در آن درس مي داده، نيز در معرض ديد عموم قرار مي گيرد.» مدير موزه صبا با بيان اينکه ما ظرفيت کافي براي نمايش تمام عکس ها را نداريم، اظهار داشت؛ «به دليل عدم ظرفيت کافي مابقي عکس هايي را که خانواده صبا در اختيار ما قرار داده اند نمي توانيم بر ديوارهاي موزه نصب کنيم اما همه آنها را در سايت موزه قرار خواهيم داد.»
تحقق سه آرزوي بزرگ
20 برنده خوش شانس ال جي به هر سه آرزوي بزرگ خود رسيدند
گلديران آرزوي خريدارانش را به واقعيت رساند و يادآور شد با روياي ايرانيان همگام است. سالن بين المللي رايزن روز پنجشنبه 31 ارديبهشت ميزبان بزرگ ترين قرعه کشي سال ال جي بود. قرعه کشي جشنواره سه آرزوي بزرگ با حضور نماينده دادستان کل کشور، نماينده صدا و سيما، مديران ارشد کره يي ال جي، و اعضاي هيات مديره گلديران به عنوان نماينده انحصاري لوازم صوتي - تصويري و خانگي ال جي در ايران، رسانه هاي داخلي و خارجي و تعدادي از فروشندگان و خريداران برگزار شد و 20 خريدار خوش شانس محصولات ال جي از ميان هزاران شرکت کننده به قيد قرعه برنده شدند و به سه آرزوي بزرگ خود رسيدند. تنوع آرزوها به گونه يي بود که شيريني لبخند را بر لبان تمام اعضاي خانواده مي نشاند. سفر حج براي سه نفر از اعضاي خانواده شيرين ترين هديه گلديران به خريدارانش که تحقق آن آرزوي هر مسلماني است، حضور در مسابقات فرمول يک و دريافت کاپشني با امضاي شوماخر براي هواداران سرعت، حضور در کنسرت فيلارمونيک وين براي اهل هنر و موسيقي، صعود خاطره برانگيز به قله دماوند با هليکوپتر اختصاصي، خريد لباس از شانزه ليزه پاريس، يک هفته حضور در پروسه فيلمسازي يک فيلم ايراني، حضور در فينال رقابت هاي ويمبلدون 2009، گردش با زيردريايي در سواحل مديترانه، بازديد از پايگاه بايکونور روسيه در قزاقستان، بازديد از پايگاه فضايي روسيه در قزاقستان، بازديد از باليوود به عنوان وي آي پي، حضور در بازي فوتبال ايران و کره همراه تيم ملي در سئول و ست کامل جهيزيه ال جي روياهايي بودند که بردن هر کدام براي هر قشري مي توانست به يادماندني باشد. قرعه کشي انجام شد، مادري که سفر حج را براي خود و خانواده اش و گردش با زيردريايي را براي پسرش مي خواست به آرزوي خود رسيد و نوعروسي با خريد جهيزيه خود از ال جي ميهمان گلديران با خانواده اش در سفر حج شد. همچنان که شرکت گلديران در انتخاب جوايز اين جشنواره که به مدت سه ماه از تاريخ 15 بهمن تا 15 ارديبهشت برگزار شده بود، سلايق همه اقشار جامعه را در نظر گرفت. برندگان اين جشنواره نيز از نقاط مختلف ايران بودند. محمدحسين دباغ منش از شيراز، محمدحسين فروغي از اصفهان، مونا داستار از تهران، هما ظاهري بيرگاني از اهواز، افسانه مصيبي از تبريز، سحر جلالوندي از تهران، نجمه متقي از شيراز، مصيب عودي از مشهد، مجيد محمودي از تهران، ولي الله الياسي از تهران، حسين کاظميان از تهران، ف، لقاي خليلي خود بروجني از اصفهان، مجيد ستاري مهر از اصفهان، سميه پورشعبان از تهران، غلامرضا عبداللهي از تهران، عليرضا عادل از ساوه، زهرا فرحاني از بروجرد، اعظم آقاي بزرگي از دليجان، زري صمدي از قم و علي جوراستي از تهران 20 برنده اين جشنواره بودند. در اين مراسم مديران ارشد گلديران و ال جي ضمن تاکيد بر سياست هاي مشتري مدارانه خود در سال 88، خبر از ورود نسل جديد LCD، LED و لوازم خانگي ال جي به بازار ايران دادند که مورد توجه شبکه هاي خبري قرار گرفت.
پيدا و پنهان
? پيراهن پردردسر مجري شبکه3؛ يکي از برنامه هاي زنده تلويزيون در شبکه سوم سيما مسوولان اين رسانه را برآشفته کرد، به طوري که مسوولان با تماس هاي مکرر خواستار قطع برنامه در زمان پخش شدند. اما تنها دليل اعتراض تند مسوولان استفاده از پيراهن سبز از سوي مجري برنامه بوده است.

? پيامک هاي عجيب انتخاباتي احمدي نژاد؛ بازار اس ام ا س هاي انتخاباتي داغ داغ است. در يکي از اين پيامک هاي تبليغي براي احمدي نژاد آمده است؛ «مي غرد و با زخم زبان کار ندارد/ کاري به لجن گويي اغيار ندارد/ با ديو هوا سخت بجنگيد که محمود/ حاجت به جوانان هوادار ندارد.» يکي از اين اس ام اس ها هم با اشاره به سريال حضرت يوسف آورده؛ «مي رسد مجموعه يوسف به پايان غم مخور/ مي شود سيماي ما روزي گلستان غم مخور/ گر نشد قسمت به يوسف گردش ايران زمين/ مي رود محمود ما استان به استان غم مخور.»

? تشنج در برنامه شرکت نفت و گاز پارس؛ مراسم بزرگداشت سالروز فتح خرمشهر در شرکت نفت و گاز پارس به دليل سخنان تبليغاتي سخنرانان و حمله به سيدمحمد خاتمي به تشنج کشيده شد. به گزارش تابناک در اين برنامه که با حضور مديران ارشد شرکت نفت و گاز برگزار شده بود يکي از سخنرانان مدعو خاتمي را به گلي خوش آب و رنگ که ضربه هاي بسياري به انقلاب وارد کرد، تشبيه مي کند و انتقادات تندي را متوجه ميرحسين موسوي مي کند که حضار در اعتراض جلسه را ترک مي کنند و جلسه به هم مي خورد.

? احضار سيف زاده به دادگاه؛ محمد سيف زاده عضو شوراي عالي نظارت کانون مدافعان حقوق بشر و دبير کميته انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بر اساس احضاريه يي که روز دوشنبه 4 خرداد 1388 از سوي شعبه امنيت دادگاه انقلاب تهران دريافت کرده است بايد ظرف سه روز به دادگاه مراجعه کند.
سفر تبريز و بلوتوث آقاي خاتمي
روز دوم خرداد مهمان مردم خوب تبريز بودم. مراسم از سوي ستاد آقاي کروبي برگزار شده بود. هر وقت به هر نقطه ترک نشين مي روم، خيلي افسوس مي خورم چرا زبان ترکي را بلد نيستم. جمعيت خوبي آمده بودند. در مورد دوم خرداد و نيز فاجعه يي که در اين چهار ساله بر سر مردم ايران آمده است توضيحات مفصلي دادم. در قسمت پرسش و پاسخ اولين سوال در مورد فيلمي بود که در آن ادعا شده آقاي خاتمي به مردم بزرگ ترک اهانت کرده است. ترک ها داراي همبستگي فراواني هستند. انصافاً هم در طول سال هاي متمادي حقوق آنان مورد توجه جدي قرار نگرفته است. خيلي جاها انتظار تغيير قانون اساسي در زبان ها متداول است ولي جالب بود که خواست بزرگ مردم ترک اجراي اصل 15 همين قانون اساسي است که تابه حال انجام نشده است. در مورد فيلم توضيح دادم که حدود سه ماه پيش يکي از ائمه جمعه جزوه و سي دي را به من داد که حرف هاي ادعا شده در آن فيلم را پياده کرده بودند و از مراجع تقليد به عنوان اهانت به ائمه فتوا گرفته بودند بي آنکه اسم خاتمي را بياورند و بعد آن را عليه خاتمي همراه با سي دي مربوط به تعداد فراوان چاپ و توزيع کرده بودند.

آتش تهيه يي بود براي آقاي خاتمي که قرار بود کانديدا شود. فيلم ادعايي توسط يک دستگاه دوربين مخفي از جلسه يي که اگر راست باشد، خصوصي بوده برداشته شده است. در جلسه توضيح دادم که تجربه من نشان داده اين شنودها که هرچند يک بار توسط مراکز مربوطه و در آستانه انتخابات به خاطر تخريب رقيب به کار مي رود، اعتباري ندارد و کمتر موردي بوده که مخدوش نباشد. از آن تاريخ که اين فيلم منتشر شد بيش از چهار ماه مي گذرد. حالا که آقاي خاتمي کانديدا نيست دوباره اين فيلم ساخته شده مخدوش را عليه کل جريان اصلاحات که آقاي خاتمي هميشه رهبر آن بوده است منتشر کرده اند تا بين مردم ترک و اصلاحات فاصله بيندازند. خود مردم بزرگ آذربايجان مي دانند که خاتمي چقدر به پيشگاه آنان احترام قائل است.

فضائل و عظمت مردم ترک بخش اصلي عظمت مردم ايران است. من همچنان بر اين باورم که اين کار هم مثل ساير توطئه ها نمي تواند در آستانه انتخابات راي احمدي نژاد را اضافه کند. ترک ها آنقدر قدرشناس هستند که بدانند با حالت مردم محور آقاي خاتمي اهانت به ترک ها سازگار نيست. صادقانه مي گويم در جلساتي که حتي در آن هيچ ترکي نبوده است، وقتي آقاي خاتمي از مردم بزرگ ترک ياد مي کرده هميشه از آنان و تاريخ و فرهنگ و هوش و شخصيت شان با عظمت ياد مي کرده است.

من به احساسات همه کساني که در اين ماجراي ديگرساخته ناراحت شدند، احترام مي گذارم چون به خاطر هويت ترکي چنين کرده اند ولي اين توضيحات گمان مي کنم مشخص مي کند مصداق اهانت کننده به مردم ترک، خاتمي نيست. آنهايي هستند که در آستانه انتخابات مي خواهند به هر وسيله يي رابطه صميمي مردم ترک را با اصلاحات قطع کنند. همان ها که همه اقليت ها و به خصوص ترک ها را در اين چهار سال تهديد مي دانستند و اين همه سختي و رنج و زندان و بي احترامي به آنان روا داشتند. آنها مي فهمند اصلاحات، اقوام را يک فرصت خوب شناخت و بر اين باور بود که ايران بدون اداي حقوق اقوام ايران سربلند نمي شود. تنها چند ساعت در تبريز بودم. از جلسه گرم با ستاد دانشجويي آقاي کروبي در تبريز خيلي لذت بردم. فقط ياد گرفتم در پايان به دوستان بگويم ياشاسين آذربايجان.
کتاب و نرم افزار چندرسانه يي آخرين منجي منتشر مي شود
دبير علمي دومين جشنواره بين المللي آخرين منجي از انتشار و عرضه آثار نخستين جشنواره بين المللي آخرين منجي به جامعه فرهنگي کشور در آستانه برگزاري دومين جشنواره بين المللي آخرين منجي خبر داد. حجت الاسلام سيدحامد حسيني دبير علمي دومين جشنواره بين المللي آخرين منجي تصريح کرد؛ آثار برگزيده نخستين جشنواره بين المللي آخرين منجي، قريب به 500 مقاله معتبر و تعداد زيادي اشعار، داستان کوتاه، نماهنگ و فيلم کوتاه بود که هم اکنون مورد ارزيابي مجدد قرار گرفته و با هماهنگي انجام شده با معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، موسسه فرهنگي اطلاع رساني تبيان و معاونت فرهنگي نيروي مقاومت بسيج به زودي در قالب کتاب و نرم افزار چندرسانه يي آخرين منجي به جامعه فرهنگي، هنري کشور ارائه خواهد شد.
روزنامه نگاري و جاذبه بي مهار قدرت
آرش خوشخو

1 دوستي مي گفت در ايران هر روايت مکتوب از ارزش دوچنداني برخوردار

مي شود. جمله کليدي «يه جايي خوندم که...» مي تواند به هر روايت و اتفاق محيرالعقولي سنديت بدهد. شايد براي همين است که در اين کشور حساسيت به روزنامه ها، فراتر از کارکرد واقعي و نقش آنها در معادلات سياسي و اجتماعي است. يک متن انتقادي چاپ شده مي تواند واکنش هاي سخت تري را مثلاً نسبت به يک مصاحبه بي پرواي سياسي در تلويزيون برانگيزد. و البته مي توان پاي رسانه سرد و گرم مارشال مک لوهان را نيز در اين ميان وسط کشيد. از اهميت مجازي مطبوعات در اين کشور همين بس که بسياري از چهره هاي سياسي طراز اول به شکل مستقيم با روزنامه نگاري دست به گريبان اند. روزنامه در اين کشور هميشه با ساختار قدرت رابطه معناداري برقرار کرده است و عجيب آنکه اين نزديکي ربطي به کارکرد اجتماعي يا تاثير آن بر افکار عمومي ندارد. روزنامه مي تواند نقش يک حزب (آن هم نه ارگان يک حزب، بلکه يک حزب به معناي واقعي کلمه) را ايفا کند. بسياري از سياستمداران مطرح کشور سال هاست به حوزه روزنامه نگاري نيز وارد شده اند.

به چند اسم دقت کنيد؛ ميرحسين موسوي (سردبير سال هاي دور روزنامه جمهوري اسلامي)، سيدمحمد خاتمي (مديرمسوول کيهان در دهه 60)، مهدي کروبي (مديرمسوول اعتماد ملي)، مهاجراني (هفته نامه بهمن)، باهنر (هفته نامه جام)، غلامحسين کرباسچي (مديرمسوول همشهري در دهه 70)، الياس حضرتي (مديرمسوول اعتماد)، حسين شريعتمداري (مديرمسوول فعلي کيهان)، حسين صفارهرندي (سردبير سابق کيهان) و... اما اتفاق آزارنده آنجاست که در جاذبه بي مهار سياست و قدرت حالا شاهديم چهره هاي معتبر و دوست داشتني عرصه مطبوعات نيز حرکت معکوسي را به سمت حوزه قدرت آغاز کرده اند. پاشنه ور کشيده اند و در روزهاي داغ انتخابات، تمام قد وارد عرصه سياست شده اند. براي من شخصاً سخت است باور کنم زيدآبادي محبوب و عزيز، ناگهان قد و قامت يک ليدر سياسي را به خود مي گيرد. (مي دانم اين عزيز براي تغيير رويه خود توجيهات معقول خود را دارند. از جمله امکان تاثيرگذاري بيشتر بر تحولات سياسي و حضور موثرتر در حرکت جامعه.) اما مي خواهم ارج بگذارم روزنامه نگاراني را که به حرفه خود عشق مي ورزند؛ روزنامه نگاراني که ژورناليسم را نه به عنوان يک وسيله بلکه يک «هدف» در نظر گرفتند و به آن وفادار ماندند. مثل بهروز بهزادي يا مسعود بهنود؛ چهره هايي که ثابت مي کنند روزنامه نگاري با تمام فراز و نشيب هايش مي تواند اعتباري فراتر از مجادلات سياسي روز داشته باشد و در وراي همه آنها بايستد.

2 امير قادري پرونده يي تحسين آميز براي بنجامين باتن در مجله فيلم منتشر کرده

است. اينکه اين فيلم را دوست ندارم دليل نمي شود زحمات ژورناليستي پشت اين پرونده را ناديده بگيرم. خصوصاً آنکه در اين پرونده (و در رويکردي منصفانه و غيرقابل انتظار از قادري،) مجموعه يي از نظرات منتقدان مشهور امريکايي و انگليسي در مخالفت با فيلم به چاپ رسيده که به شکل حيرت انگيزي باب طبع ما هستند و همه آنها بنجامين باتن را توخالي و متظاهرانه قلمداد کرده اند. صفحه 104 مجله فيلم را از دست ندهيد تا متوجه شويد چرا بنجامين باتن فيلم تلف شده يي است.

3 مي توان غلظت سينمايي ماجرا را باز هم بيشتر کرد. از نخل طلاي هانکه بزرگ

در کن بگوييم. فيلمساز بي همتايي که وارث بلاشرط برگمان و آنتونيوني است، يا از تجربه تماشاي فيلم کلاس (برنده نخل طلاي سال پيش) ساخته لوران کانته که در تماشاي آن مي تواني تاثير مهيب سينماي کيارستمي را بر سينماي روز دنيا رديابي کني. «کلاس» در کنار «در بروژ» بهترين فيلم سال 2008 ميلادي بوده است. آن را از دست ندهيد.

4 اما بگذاريد براي حسن ختام اين يادداشت کسل کننده، گريزي به ادبيات بزنيم.

در صفحه اول کتاب شيخ اشراق (به تصحيح جعفر مدرس صادقي)، مي توانيد پژواکي از حسرت هميشگي ما ايراني ها نسبت به گذشته را مشاهده کنيد. ترجمان اديبانه و نبوغ آميزي از جمله پيش پا افتاده امروز ما؛ «يادش به خير» يا «رفاقت هم رفاقت قديم». در صفحه اول اين متن بي همتا چنين آمده است؛ «... دوستي هاي اين روزگار چون بازرگاني شده است، آن وقت بر دوستي شوند که حاجتي پديد آيد و مراعات اين دوست فرو گذارند چون بي نيازي پديد آيد.»

اين متن به قرن ششم هجري مربوط است. بيش از هشتصد سال پيش. توصيفي اين گونه واقعگرايانه از دوستي و دوستان را کجا مي توانيد بيابيد؟ اين داستاني است که تا امروز نيز ادامه داشته است.

arash7980@yahoo.com
بررسي سينماي مستند ايران در لندن
سينماي مستند ايران در کنفرانسي دوروزه در لندن، با نمايش فيلم هايي از رخشان بني اعتماد، مهرداد اسکويي، محسن عبدالوهاب، ابراهيم مختاري و... بررسي مي شود. اين کنفرانس دو روزه که به بررسي تاثيرات فرهنگي و اجتماعي انقلاب ايران مي پردازد 15 و 16 خرداد ماه برپا خواهد شد. مستندهاي به نمايش درآمده در اين کنفرانس عبارتند از؛ «روزگار ما» ساخته رخشان بني اعتماد، «از پس برقع» ساخته مهرداد اسکويي، «همسران حاج عباس» ساخته محسن عبدالوهاب، «زنانه» ساخته مهناز افضلي، «گفت وگو در مه» ساخته محمدرضا مقدسيان، «خانه يي در گذشته» ساخته مجتبي ميرطهماسب، «سيانوزه» ساخته «رخساره قائم مقامي»، «مکرمه؛ خاطرات و روياها» ساخته ابراهيم مختاري، «صداي زمينه» ساخته مجتبي ميرطهماسب به همراه فيلم «طرقه» ساخته محمدحسن دامن زن به نمايش در مي آيند. در اين کنفرانس پيشرفت عرصه هاي فرهنگي و هنري مانند موسيقي، اينترنت، فيلم و عکاسي در ايران طي سه دهه گذشته با حضور جمعي از فعالان سرشناس حوزه هنرهاي معاصر و رسانه مورد بررسي قرار مي گيرد. به گزارش ايسنا، مرکز مطالعات فيلم و رسانه خاورميانه با حمايت انجمن ميراث ايران، سرويس جهاني بي بي سي، انجمن خاورميانه لندن، مرکز فيلم مستند تجربي و مرکز فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لندن به برپايي اين کنفرانس اقدام کرده است.
عناوين اين صفحه
بازگشت کن به ستايش نام هاي بزرگ
حاتمي کيا؛ بي تقصيرم
کنسرت محمدرضا شجريان در برج ميلاد برگزار مي شود
عکس هاي درويش خان با پدر صبا به نمايش درمي آيد
20 برنده خوش شانس ال جي به هر سه آرزوي بزرگ خود رسيدند
پيدا و پنهان
سفر تبريز و بلوتوث آقاي خاتمي
کتاب و نرم افزار چندرسانه يي آخرين منجي منتشر مي شود
روزنامه نگاري و جاذبه بي مهار قدرت
بررسي سينماي مستند ايران در لندن
چهره ها

چهره ها
? تغيير در داستان مجموعه جديد مهران مديري؛ فضاي قصه مجموعه جديد مديري که هنوز نامي براي آن انتخاب نشده، قرار بود در گذشته رخ دهد، اما با توجه به تصميم تازه مديري و مسوولان شبکه سه قصه به دليل حجم بالاي دکور تغيير کرد. الوند و ژوله همراه مديري طرحي جديد به شبکه سه ارائه داده اند که با حفظ خط اصلي داستان قبلي، اتفاق ها در زمان حال مي افتد. نگارش اين مجموعه تا چند روز آينده آغاز مي شود.

? ساخت تصنيف تذرو خاموش به ياد بيژن ترقي؛ تصنيف «تذرو خاموش» به ياد زنده ياد بيژن ترقي ترانه سراي کشورمان ساخته مي شود. اين قطعه توسط يک ارکستر ايراني اجرا مي شود و طبق توافقات صورت گرفته شعر اين قطعه را معيني کرمانشاهي مي سرايد و علي جعفريان نيز کار آهنگسازي آن را برعهده دارد.

? آنجلينا جولي در تريلر«سالت»؛ آنجلينا جولي در تريلر- اکشن «سالت» در شهر نيويورک مقابل دوربين رفت. اين فيلم توسط فليپ نويس خالق آثاري چون «امريکايي آرام»، براي کمپاني فيلمسازي «کلمبيا پيکچرز» کارگرداني مي شود. بنا بر اعلام کامينگ سون، «کلمبيا پيکچرز» «سالت» را براي اکران در تابستان سال آينده23 جولاي (اول مرداد) آماده مي کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام