
عليرضا بهداد
دستور اول؛ تابستان 84 بود. محمود احمدي نژاد براي بازديد از ايران خودرو راهي کيلومتر 14 جاده مخصوص کرج شده بود. آن موقع منوچهر منطقي مديرعامل ايران خودرو بود. عليرضا طهماسبي هم به تازگي بر صندلي وزارت صنايع و معادن تکيه زده بود. همه منتظر بودند احمدي نژاد اولين نطق خودرويي خود را بيان کند. او پشت تريبون قرار گرفت و دستوري را صادر کرد؛ « خودرويي بسازيد با قيمت ارزان که اقشار ضعيف جامعه هم بتوانند از آن استفاده کنند.» او به اين ترتيب اولين دستور را براي صنعت خودرو کشور صادر کرد تا آنها به فکر ساخت خودرو ارزان بيفتند. طولي نکشيد که مديرعامل وقت ايران خودرو براي اجراي اين دستور راهي چين شد تا با مشارکت شرکت «چري» خودرويي با قيمت پنج ميليون تومان را براي اقشار مورد نظر رئيس جمهوري طراحي کند. مذاکرات که پيش رفت ايران خودرو دريافت مي تواند با کمک چيني ها خودروهايي بهتر و باکيفيت تر از خودروي پنج ميليوني بسازد و وابستگي خود را به خودروسازهاي فرانسوي کم کند اما با برکناري يکباره عليرضا طهماسبي از وزارت صنايع و معادن در تابستان 85 و روي کار آمدن علي اکبر محرابيان اين مذاکرات متوقف شد چرا که محرابيان گفته بود تا وزير است کلنگ هيچ کارخانه خودرو چيني را در ايران به زمين نمي زند. البته چند ماه بعد به همراه رئيس جمهوري به خراسان رضوي رفت تا در کنار احمدي نژاد از کارخانه چري مشهد بهره برداري کند. به اين ترتيب با توقف مذاکرات چري، پروژه ساخت خودرو ارزان در کشور متوقف شد.
دستور دوم؛ با تشکيل ستاد تبصره 13 در سال 85 و سهميه بندي سوخت، دولت به خودروسازان دستور داد به فکر توليد خودروهاي گازسوز باشند و از ابتداي تيرماه سال 86 تمام خودروهاي سواري کشور را به صورت دوگانه سوز توليد کنند. اين دستور باعث شد خودروسازها هر چه سريع تر در سياست هاي خود تغيير به وجود آورند. شايد به خاطر همين دستور يکباره بود که منوچهر منطقي در واپسين روزهاي کاري خود در ايران خودرو لب به انتقاد گشود و گفت؛ برخي سياست هاي دولت 25 درصد وقت ما را هدر داد. دستور ساخت خودروهاي گازسوز در حالي مطرح شد که صد درصد خودروهاي کشور با موتور بنزين سوز توليد مي شد و تنها تعداد بسيار کمي با مخازن CNG وارداتي به صورت دوگانه سوز روانه بازار مي شد.
از طرفي هم جايگاه هاي CNG به جز تهران و برخي شهرهاي بزرگ که تعدادشان از انگشت هاي دست فراتر نمي رفت در ساير نقاط کشور ايجاد نشده بود. در همين دوره پروژه ساخت موتور ملي پايه گازسوز در ايران خودرو مطرح شد تا برخي از متخصصان اين شرکت راهي آلمان شوند و با همکاري يکي از دانشگاه ها و کارخانه هاي آلمان مطالعات خود را روي ساخت موتور پايه گازسوز آغاز کنند. اين موتور هيچ گاه تا به امروز به توليد انبوه نرسيده و تنها روي تعدادي معدود از محصولات ايراني نصب شد که برخلاف استراتژي اوليه با قيمتي بالاتر به دست مشتريان رسيد. علاوه بر هدايت بخشي از سرمايه هاي ملي به ساخت موتور پايه گازسوز، بخش ديگري از اين سرمايه ها براي ساخت جايگاه هاي CNG و مخزن گاز صرف شد اما در نهايت به سبب عدم استقبال مردم از اين نوع خودروها توليد خودرو دوگانه سوز نه تنها به تمامي محصولات سرايت نکرد بلکه باعث شد قيمت برخي محصولات افزايش يافته و خودروسازان در فروش اين نوع محصولات با مشکل مواجه شوند. نتيجه هزينه هاي ميلياردي براي ساخت موتور ملي و موتور پايه گازسوز آن شد که تا در بهمن ماه 1385 رئيس جمهوري براي رونمايي از آن دوباره راهي ايران خودرو شود و سومين دستور خود را براي صنعت خودرو کشور صادر کند.
دستور سوم؛ سالن بزرگ ساپکو در کيلومتر 13 جاده مخصوص کرج پر از خبرنگاران و متخصصاني بود که آمده بودند سخنان رئيس جمهوري را درباره صنعت خودرو بشنوند. احمدي نژاد پشت تريبون قرار گرفت. او از دستورات قبلي خود گزارشي نخواست و نپرسيد اجراي آنها در چه مرحله يي قرار دارد اما دستور ديگري را صادر کرد؛ «سالي دو تا اتاق بسازيد، اينکه ديگر کاري ندارد.» بايد در اينجا توضيح داد که منظور رئيس جمهوري از ساخت سالي دو اتاق در واقع اين است که خودروساز هاي کشورمان هر سال دو بدنه جديد را طراحي کنند. خودرو «سمند» هم در حقيقت اتاق جديدي براي پژو 405 بود که تا سال 1382، 800 ميليارد تومان روي آن سرمايه گذاري شد. اگر هزينه ساخت هر اتاق خودرو (به تعبير رئيس جمهوري) را حداقل 500 ميليارد تومان در نظر بگيريم خودروسازان بايد سالانه چيزي حدود هزار ميليارد تومان را کنار بگذارند و سالي دو اتاق براي خودروهايشان بسازند. بنابراين خودروسازهاي کشور اگر به اين دستور رئيس جمهوري جامه عمل مي پوشاندند تا کنون بايد چهار خودرو جديد در کشور با سرمايه گذاري دو هزار ميليارد تومان طراحي و ساخته مي شد.
اما خودروسازها اين دستور را نيز همچون دو دستور قبلي به اجرا نرساندند تا همچنان مردم آرزوي خودرو ارزان پنج ميليوني دوگانه سوز را در سر بپرورانند و شاهد باشند خودروسازان وطني به غير از سمند نمي توانند سالي دو اتاق بسازند. اما رئيس جمهوري چهارمين دستور خود را به خودروساز هاي کشور داد تا آنها را متوجه کند توان شان بالاتر از ساخت خودرو ارزان، دوگانه سوز و سالي دو اتاق است.
دستور چهارم؛ تابستان گذشته احمدي نژاد به شعبه ايران خودرو استان خراسان رضوي دعوت شد. قرار بود بخشي از طرح توسعه اين کارخانه را به بهره برداري برساند. سالن پر بود از کارگران مشهدي ايران خودرو و البته مثل هميشه کارشناسان داخلي و خارجي نيز براي شنيدن سخنان او به سالن آمده بودند. بحران جهاني در اقتصاد جهان شروع شده بود.
احمدي نژاد پشت تريبون قرار گرفت؛ «يک طرحي بريزيد که ايران تا پنج سال آينده بزرگ ترين خودروساز آسيا و تا 10 سال آينده بزرگ ترين خودروساز جهان شود.» اين دستور رئيس جمهوري تکليف سنگيني بر دوش خودروسازان داخلي گذاشت. دو خودروساز بزرگ کشور در مجموع با احتساب سواري، ميني بوس، اتوبوس، کاميون و ... در سال گذشته 2/1 ميليون دستگاه خودرو توليد کرده اند. آنها بايد براي اول شدن در آسيا از سد خودروسازان ژاپني همچون تويوتا، سوزوکي، ميتسوبيشي، هوندا
و ... که ژاپن را با توليد بيش از 5/11 ميليون دستگاه خودرو سواري (بدون احتساب اتوبوس و کاميون و ...) در رده نخستين و بزرگ ترين توليدکننده جهان قرار داده است عبور کرده تا در آسيا رتبه اول را به لحاظ توليد از آن ايران کنند.
بنابراين ايران بايد تا سال 1392، توليد خودرو را از 2/1 ميليون به 12 ميليون دستگاه برساند (12 برابر شود) تا در صورت عدم توسعه صنعت خودرو در اين سال ها بالاتر از ژاپن قرار گيرد. به عبارت ديگر ايران در اين سال علاوه بر اينکه ژاپن را پشت سر خواهد گذاشت از خودروسازهاي امريکايي که سالانه 11 ميليون دستگاه خودرو توليد مي کنند نيز پيشي خواهد گرفت. به اين ترتيب ايران بزرگ ترين خودروساز جهان خواهد شد و پس از کشورمان، ژاپن، امريکا، چين، آلمان و کره جنوبي قرار خواهند گرفت.
البته دستورات رئيس جمهوري در زمان مديريت منوچهر منطقي بر ايران خودرو صادر شده که با توجه به تغيير او در ابتداي امسال و روي کار آمدن جواد نجم الدين معلوم نيست اين مديرعامل آيا در جهت تسريع دستورات رئيس جمهوري گام برخواهد داشت يا خير؟