
بر اثر يک حمله به مدرسه يي دخترانه در شمال شرق کابل 90 دانش آموز و تعدادي از کارکنان مدرسه مسموم شدند. برخي گزارش ها، افراد وابسته به طالبان را مسوول اين حمله مي دانند. اين تازه ترين مورد از حمله به مدارس دخترانه در افغانستان است. خبرنگار روزنامه بريتانيايي اينديپندنت در گزارشي از کابل به جزييات اين تازه ترين حمله پرداخته که به نوشته وي سومين مورد حملات با گازهاي سمي به مدارس دخترانه در نواحي مختلف افغانستان طي هفته هاي اخير است. اين حمله در مدرسه «قضا» در روستايي به نام «محمود راقي» در نواحي شمال شرق افغانستان روي داده است که قاعدتاً منطقه يي امن تلقي مي شود. خبرنگار روزنامه اينديپندنت از قول دختربچه هايي که پس از اين حادثه در بيمارستان بستري شده اند، مي نويسد در اولين دقايق حضور در مدرسه و قبل از رفتن به کلاس حال تعدادي از آنها بد شده و بيهوش شدند. دقايقي بعد معلمان مدرسه همه شاگردان را از کلاس ها و محيط مدرسه خارج کردند. به گفته يکي از مقامات منطقه کاپسيا که اين حمله در آن اتفاق افتاده است 90 نفر از شاگردان اين مدرسه و هشت نفر از کارکنان در بيمارستان بستري شده اند و پنج نفر از آنها براي مدت کوتاهي در حالت کما بوده اند. روزنامه اينديپندنت مي نويسد اين سومين حمله به مدارس دخترانه در هفته هاي اخير است و اين نگراني را دامن زده که «طالبان سياست هاي بي رحمانه خود عليه آموزش دختران را دوباره از سر گرفته اند.» مقامات پليس افراد وابسته به طالبان را مسوول اين حملات مي دانند. اما ذبيح الله مجاهد يک سخنگوي طالبان دخالت در اين حوادث را تکذيب کرده و گفته است؛ «آزار کودکان کار مجاهدان نيست و ما اين را کاملاً رد مي کنيم.» به گفته يکي از دانش آموزان، آنها بوي عجيبي را در محيط مدرسه استشمام کردند که شبيه به ماده شيميايي موسوم به «مالاتين» است که کشاورزان محلي براي سمپاشي مزارع خود از آن استفاده مي کنند. يک مقام پليس منطقه مي گويد هيچ يک از شاگردان و کارکنان مدرسه چيز مشکوکي نديده اند. به گفته وي به نظر مي رسد فرد يا افرادي ماده سمي را در محيط مدرسه پخش کرده اند ولي در حال حاضر هيچ مدرکي که نشان دهد اين حمله آگاهانه بود در دست نيست. چند روز قبل نيز دختري از شاگردان مدرسه يي در منطقه همجوار «چاريکار» واقع در جاده يي که به سمت شمال کابل مي رود دچار عوارض مشابهي شد. در ادامه اين گزارش اينديپندنت به حمله با اسيد به دختران و کارکنان مدرسه يي در حوالي شهر قندهار اشاره مي کند که در ماه نوامبر اتفاق افتاد. در آن حادثه چند مرد موتورسوار با استفاده از اسلحه هاي آب پاش به سوي چندين شاگرد و معلم مدرسه يي در منطقه «ميرويس» اسيد پاشيدند. صورت يکي از اين دختران به شدت مجروح شد که براي جراحي و ترميم آن به خارج اعزام شده است. آن حمله چنان هراسي را در ميان خانواده ها برانگيخت که براي هفته ها دختران خود را به مدرسه نفرستادند. در آن زمان طالبان دخالت در حمله با اسيد را تکذيب کرد ولي پليس قندهار مدعي شد افراد دست نشانده طالبان و سرويس امنيتي پاکستان مسوول اين حملات بوده اند. حامد بعداً دخالت پاکستان را در اين حملات رد کرد. خبرنگار اينديپندنت يادآوري مي کند آموزش دختران در حکومت طالبان ممنوع بود و در سال هاي اخير نيز در مناطقي که زير نفوذ طالبان است مدارس دخترانه تعطيل يا به آتش کشيده شده اند. قبل از وقوع حمله با اسيد در زمستان گذشته نفوذ طالبان در منطقه «ميرويس» رو به گسترش بود و اعلاميه ها و پوسترهاي آنها را مي شد بر در و ديوارها ديد که عليه فرستادن دختران به مدرسه هشدار مي دادند. بخش اعظم منطقه کاپسيا که حمله اخير به مدرسه دخترانه در آن روي داده است در کنترل نيروهاي تحت رهبري گلبدين حکمتيار است. به نوشته گزارشگر اينديپندنت «او از جنگ سالاران قديمي افغان است که زماني تحت نفوذ امريکا بود و اکنون نيز در حال مذاکره با دولت مرکزي است.» منطقه پروان نيز که دو مورد ديگر از حمله با گاز به مدارس دخترانه در آنجا روي داده است جزء امن ترين مناطق افغانستان تلقي مي شوند. اينديپندنت مي افزايد؛ پزشکان بيمارستاني که مجروحان حمله اخير در آن بستري شده اند، مي گويند تمام مجروحان از عوارض مشابهي مثل تهوع شديد، سرگيجه و حالت غش رنج مي برند ولي اين بيمارستان محلي امکانات لازم براي تشخيص عامل بيماري را در اختيار ندارد. قرار است نمونه هاي خون و ساير آزمايش ها براي تشخيص دقيق تر به پايگاه نظامي امريکا در بگرام فرستاده شوند. اينديپندنت مي نويسد طالبان نشان داده که مي تواند از روش هاي پيچيده يي در حملات خود استفاده کند و نيروهاي ناتو در هفته جاري طالبان را به استفاده از گاز سمي فسفر سفيد متهم کردند. ولي در سال هاي اخير به نظر مي رسد طالبان از گاز به عنوان اسلحه استفاده نکرده است. خبرنگار اينديپندنت در کابل گزارش خود را با نقل جمله يي از لذا دختر 12ساله يي که از جمله مجروحان حمله اخير است به پايان مي برد. او مي گويد؛ «ما خيلي مريض و ضعيف بوديم و سرگيجه شديدي داشتيم. وقتي من چشم هايم را باز کردم در بيمارستان بودم. من خيلي ناراحت هستم. چه بر سر مدرسه ما آمده است؟ من مي خواهم درس بخوانم.»