
زيور رضايي
نظام آموزشي بايد در کنار آموزش هاي رسمي و کلاسيک و برنامه ريزي شده در زمينه مهارت هاي اجتماعي و نحوه مشارکت دانش آموزان به صورت عملي برنامه ريزي کند. دانش آموزان و جوانان زماني مفيد هستند که بتوانند مسائل اجتماع را از طريق ايفاي نقش درست حل کنند. يکي از پديده هايي که مي تواند نقش جوانان را در حل مسائل جامعه کاربردي کند شکل گيري تفکر مشارکتي در آنان است. بنابراين نظام آموزشي با سازوکارهاي زير مي تواند و بايد به نهادي کردن تفکر مشارکتي کمک کند.
دانش آموز محور بودن آموزش
تا زماني که نظام آموزشي براساس ساختارهاي متمرکز و تعريف شده عمل کند مشارکت شکل نمي گيرد. در نظام هاي آموزشي رسمي (متمرکز) همه تصميمات و فرآيندها توسط نهادهاي مشخص تعيين شده و جهت اجرا به معلم و دانش آموز ابلاغ مي شود. تغيير ساختار آموزشي از برنامه محوري به دانش آموزمحوري سبب مي شود دانش آموزان در تصميماتي که مربوط به سرنوشت آنان است، شرکت کرده و حساسيت از خود نشان دهند. زماني که دانش آموزان به لحاظ ساختاري، خود برنامه ريزي کنند از درون خود را وادار به اظهارنظر و ارائه پيشنهاد کرده و به تفکر واداشته اند.
به طور کلي دانش آموزمحور شدن در ابعاد زير به نهادي شدن تفکر مشارکتي کمک مي کند.
1- دانش آموزان مولفه هاي برنامه ريزي را خود تعيين مي کنند.
2- نظرات يکديگر را به راحتي کامل مي کنند.
3- همياري شکل مي گيرد.
4- شخصيت افراد رشد يافته و متعادل مي شود.
5- باعث ايجاد احساساتي چون اعتماد به نفس، ارزشمند بودن، احساس قدرت، لياقت، کفايت و مفيد و موثر بودن در شخص مي شود.
به کارگيري الگوي آموزشي مشارکت جو
اجرا و پياده سازي روش هاي جمعي و گروهي در آموزش به صورت فرآيندي دانش آموزان را با نحوه مشارکت آشنا مي کند. الگوهاي آموزشي مشارکتي از دو بعد به فرهنگ مشارکت کمک مي کند؛ از يک طرف آموزش جمعي شده و دانش آموزان از همديگر ياد مي گيرند و به هم ياد مي دهند و از طرف ديگر روش هاي جمعي کار کردن را در عمل ياد مي گيرند و تعامل اين دو فرآيند آنها را براي زندگي اجتماعي و سازماني آماده مي کند.
انتخاب و سازماندهي محتواي آموزشي مشارکت ساز
انتخاب محتوايي که در آن مشارکت فراگيران نقش اساسي داشته باشد، باعث ترويج فرهنگ مشارکت مي شود. محتواهايي که به صورت يکنواخت و يکسان در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد موجب رکود بازار مشارکت شده و دانش آموزان به اين روند عادت مي کنند.
به کار بردن اصول زير به نهادي شدن تفکر مشارکتي کمک مي کند.
- ارتباط محتوا با زندگي واقعي
- ناقص بودن محتواي آموزشي و تکميل آن توسط فراگيران
- رقابتي بودن محتوا
- جمع آوري و تدوين مطالب توسط دانش آموز
طراحي ساختارهاي مشارکت زا
از طريق طراحي ساختارهاي مشارکت زا در نظام آموزشي مي توان دانش آموزان را مشارکت جو تربيت کرد. زماني که دانش آموزان استعداد، توان و تمايل به همکاري داشته باشند اما ساختاري براي جهت دادن به مشارکت وجود نداشته باشد بعد از مدتي تب و تاب مشارکت پايين آمده و از بين مي رود. با طراحي ساختارهاي آموزشي مي توان تفکر مشارکتي را از طريق نظام آموزشي در جامعه نهادي کرد.
طراحي حلقه هاي کيفيت؛ هر حلقه کيفيت در آموزش گروه کوچکي است که به طور منظم و داوطلبانه حين تدريس براي شناسايي و تحليل و حل مسائل تدريس گرد هم مي آيند و براي پيشبرد عملکرد و غنا بخشيدن به زندگي تحصيلي به تبادل نظر مي پردازند.
طراحي نظام مديريت کيفيت فراگير در نظام آموزشيTQM : هدف اساسي
TQM (Total Quality Management)؛ درگير کردن کليه کارکنان آن سازمان از بالاترين سطح تا پايين ترين سطح جهت خوشحال کردن مشتريان از طريق ارائه محصولات با کيفيت عالي و قيمت مناسب است. مديريت کيفيت فراگير روش انجام کار مبتني بر همياري است.
طراحي نظام چرخش شغل؛ چرخش شغلي يکي از مکانيسم هايي است که با آن مي توان به شکل ساختاري فرهنگ مشارکت را ايجاد کرد. چرخش شغل در گروه مشاغل هم خانواده اين امکان را فراهم مي کند که کارگر يا کارمند در مهارت هاي گوناگون خود را بيازمايد و تنوع در فعاليت ها موجب مي شود فرد براي انجام بهتر آن خوب تجربه، مطالعه و سوال کند که اين فعاليت زمينه ساز مشارکت مي شود. در سطح آموزش و پرورش مسووليت هايي که دانش آموزان در زمينه هاي مختلف ورزشي، هنري، درسي و فرهنگي در کلاس درس و مدرسه تعويض مي کنند، اين تغيير نقش موجب تقويت همدلي و تبادل نظر در تجربه شده و مشارکت را شکل مي دهد.
طراحي نظام پيشنهادات؛ نظام پيشنهادات در آموزش و پرورش تجليگاه ابتکارات و خلاقيت هاي فردي و گروهي در بين دانش آموزان و معلمان است و باعث گسترش روحيه مشارکت و پويايي و بهبود فرآيند کار مي شود.
به طور کلي نظام مشارکت در آموزش و پرورش اهداف زير را دنبال مي کند.
- اشاعه فرهنگ همکاري داوطلبانه در سطح دانش آموزان و معلمان
- تقويت تعهد کلاسي
- بهبود جمعي کار يادگيري و تدريس
- تقويت انگيزه جمعي در اظهارنظر و...
حاکم شدن روحيه تفکر علمي و پژوهشي در جوانان
مدرسه بايد تحقيق و پژوهش را راهگشاي مشکلات جامعه بداند. جوانان بايد در مدرسه به اين باور مشترک برسند که در زمينه هاي مختلف بايد به تفکر و تحقيق و پژوهش راه حل ها و پديده هاي جديد بپردازند. مدرسه از عمده ترين مراکزي است که باعث القاي روحيه تحقيقي به فرهنگ جوانان مي شود زيرا اگر دانش آموزان از ابتداي تحصيل رسمي با چنين روحيه يي آشنا و بزرگ شوند در بزرگسالي که کارگزار، تصميم گير و مسوول مي شوند به راحتي تحقيق و پژوهش را به عنوان ابزاري نيرومند و کارساز به کار مي برند. تقويت روحيه تحقيق و پژوهش موجب علاقه و گرايش جوانان به تحقيق در مسائل و معضلات اجتماع شده و اين گرايش احساس مسووليت آنها را تحريک و تقويت کرده و بدين صورت روحيه تحقيق و پژوهش عاملي جهت ايجاد تعهدات اجتماعي و روحيه مشارکت مي شود.
آموزش تقويت مسووليت پذيري
مسووليت از ريشه سوال است و يکي از متداول ترين و پرمصرف ترين واژه ها در زبان فارسي است. مسووليت در اصطلاح به معناي مسوول بودن و موظف بودن به انجام امري است. مسوول کسي است که وظيفه يي برعهده دارد که اگر به آن عمل نکند از او بازخواست مي شود. توسعه مسووليت پذيري يعني انسان سازي که از وظايف آموزش و پرورش است. از طريق عادت دادن دانش آموزان به مشارکت تقويت مسووليت پذيري حاصل مي شود. نظام آموزش و پرورش بايد مشارکت را به جوانان ياد دهد.
جايگزين کردن استراتژي ارزيابي گروهي به جاي ارزيابي فردي
لازمه ارزيابي گروهي اين است که فعاليت هاي آموزشي و يادگيري گروهي و جمعي شود. در دو بعد فعاليت هاي دانش آموزان جمعي و گروهي مي شود؛ 1- فعاليت هاي اصلي آموزش و يادگيري که مربوط به تکاليف درسي و زمينه هاي مختلف علمي است
2- فعاليت هاي فوق برنامه مانند موسيقي جمعي، سرودخواني و مشارکت در تميزي مدرسه.
ارزيابي گروهي در ابعاد زير به نهادي شدن فرهنگ مشارکت کمک مي کند.
- ساختار جمعي کار کردن در دانش آموزان طراحي مي شود.
- انرژي رواني افراد با هم تلفيق مي شود.
- فرهنگ تسهيم دستاوردهاي جمعي به وجود مي آيد.
جمع بندي و نتيجه گيري
مشارکت يک نظام فکري است. تفکر مشارکتي و عادت به مشارکت در نظام آموزشي ايجاد و پرورش مي يابد و در جامعه و سازمان ها از آنها بهره برداري مي شود. براي اينکه نظام آموزش و پرورش در اين کار توفيق پيدا کند بايد با ساز و کارهايي باعث نهادي شدن تفکر مشارکتي شود از جمله دانش آموزمحور بودن آموزش، اجرا و پياده سازي روش هاي جمعي و گروهي در آموزش، انتخاب و سازماندهي محتواي آموزشي مشارکت ساز، تربيت دانش آموزان مشارکت جو با طراحي ساختارهاي مشارکت زا، طراحي حلقه هاي کيفيت، طراحي نظام مديريت کيفيت فراگير در نظام آموزشي، طراحي نظام چرخش شغل، طراحي نظام پيشنهادات، حاکم شدن روحيه تفکر علمي و پژوهشي در جوانان، آموزش تقويت مسووليت پذيري، جايگزين کردن استراتژي ارزيابي گروهي به جاي ارزيابي فردي.