يكشنبه، 3 خرداد 1388 - شماره 1959
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
وزير رفاه در گفت وگو با «اعتماد»؛
دفترچه هاي بيمه ديگر کارايي ندارند

بنفشه سام گيس

وزير رفاه و تامين اجتماعي از نيمه دوم سال گذشته در صدر اخبار اجتماعي قرار گرفت. اظهارات عبدالرضا مصري در حوزه بهداشت و درمان که متوليان اصلي نظام سلامت را مورد خطاب قرار مي داد، اين شائبه را تشديد کرد که وزارت رفاه، قصد کرده با حرکت خلاف جريان آب، در نظام سلامت تغييرات جدي ايجاد کند. تعلل در نشست با وزير بهداشت در تصويب نرخ هزينه هاي درمان، انتقاد از اختيارات سازمان نظام پزشکي در تعيين تعرفه هاي درمان بخش خصوصي، حضور نيافتن در جلسه شوراي عالي بيمه براي تعيين سرانه درمان، انتقاد گسترده از پزشکان و دستمزدهاي دريافتي آنان و... از جمله اخباري است که در آرشيو تمام رسانه ها موجود است. هفته گذشته و در مراسم اختتاميه دومين جشنواره اعتياد و رسانه، عبدالرضا مصري از ايفاي وظيفه پزشکان در مقابل بيماران انتقاد کرد و گفت؛ «يک پزشک در درمانگاه مجاز است که 250 بيمار را طي روز ويزيت کند اما همين پزشک در درمانگاه ترک اعتياد، حق ندارد بيش از 50 معتاد را ويزيت کند.» اين جمله ختم جاده انتقادات وزارت رفاه به متوليان نظام سلامت بود. و همين جمله آغازي شد بر گفت وگوي «اعتماد» با وزير رفاه در باب اينکه علت اختلاف وزارت رفاه با وزارت بهداشت از چه منشايي ريشه مي گيرد. اگرچه مصري در همان ابتدا منکر هرگونه اختلاف و چالش شد اما در اثناي پاسخ ها، از مخالفت وزارت بهداشت با برخي فعاليت ها و حمايت هاي وزارت رفاه سخن گفت بي آنکه به ياد داشته باشد که اين جمله تاکيدي را در همان ابتدا گفته که «ما با وزارت بهداشت هيچ اختلافي نداريم و اين برداشت غلط شما است.»

---

-آقاي وزير، چرا وزارت رفاه با وزارت بهداشت ميانه خوبي ندارد؟


چه کسي چنين حرفي زده؟ مگر آنکه شما اين طور تفسير کنيد، اين دو وزارتخانه کاملاً با يکديگر هماهنگ هستند.

-از صحبت هاي چند ماه گذشته مسوولان وزارت رفاه اين طور استنباط مي شود که وزارت رفاه نسبت به متولي اصلي بهداشت و درمان کمي مغرضانه نگاه مي کند.

تصور شما غلط است.

-اما صحبت امروز شما هم اين شک را تشديد کرد.

چرا شما مي خواهيد تصور غلط خودتان را مبنا قرار دهيد؟

-شما گفتيد يک پزشک عمومي در درمانگاه اجازه دارد 250 بيمار را ويزيت کند ولي وقتي به درمانگاه ترک اعتياد مي رسد به درمان 50 نفر محدود مي شود. درمانگاه هاي ترک اعتياد هم زير نظر وزارت بهداشت است.

اين معناي مخالفت مي دهد؟ اين پروتکل است. پروتکل هم دسترنج همه است اما بايد در اين پروتکل تجديدنظر کنيم همان طور که فهرست دارويي هم مورد تجديدنظر قرار مي گيرد و خدمات جديد درماني ارائه مي شود. امروز نمي توانيم به خدمات محدود بسنده کنيم. بايد از ام آر آي کمک بگيريم، بايد از سي تي ها کمک بگيريم، از راديولوژي و آزمايشگاه کمک بگيريم نه اينکه به شيوه 100 سال پيش عمل کنيم. خوشبختانه وزارت بهداشت از موفق ترين دستگاه ها در زمينه پيشرفت و نوآوري است و توفيقات ما در بهداشت و درمان قابل عرضه در دنيا است.

-مجلس پيش از عيد مصوبه داد که وزارت رفاه بايد از دخالت در امور درماني خودداري کند. به نظر مي رسد اين مصوبه به فعاليت مراکز معين سازمان تامين اجتماعي اشاره دارد.

سازمان تامين اجتماعي زير نظر وزارت رفاه بود و براي رعايت حال مردم قيمت خدمات درماني را کاهش داده است. اگر يک پزشک حاضر شد مبلغ کمتري بابت معاينه و درمان دريافت کند با او برخورد کنيم اما اگر يک ميليون تومان زيرميزي گرفت اعتراض نکنيم؟ و اين معناي دخالت مي دهد؟

-قانون بودجه 88 تاکيد کرده که وزارت رفاه بايد از سياست هاي وزارت بهداشت تبعيت کند.

اين مصوبه هم نباشد، ما همين طور عمل مي کنيم و از سياست هاي وزارت بهداشت و در رابطه با درمان صد درصد تبعيت مي کنيم. اما اگر پزشک دلسوزي در مراکز معين تامين اجتماعي حاضر شد از مردم پول کمتري بگيرد نمي توانيم به او اجبار کنيم که تو بايد بيشتر بگيري. امروز بيش از 10 الي 15 نامه تشکر از استانداران داريم که از راه اندازي مراکز معين اظهار رضايت کرده اند. اعتراض من اين است که چرا با پزشکاني که بيش از حق خودشان از مردم پول مي گيرند هيچ برخوردي نمي شود اما وقتي پزشک ما در مراکز معين به جاي سه هزار تومان، 400 تومان ويزيت مي گيرد، مي گويند وزارت رفاه از سياست ها پيروي نکرده و در امر درمان دخالت کرده.

-آقاي وزير خودتان هم اگر پزشک بوديد همين طور در مورد پزشکان و درآمد پزشکان صحبت مي کرديد؟

معلوم نيست. شما پزشک هستيد؟

-من پزشک نيستم. من يک خبرنگارم و نظرها را منتقل مي کنم.

شما يک نظر داريد پزشک هم نيستيد. من يک نظر دارم، پزشک هم نيستم. من از شما سوال مي کنم. شما مدافع اين هستيد که فشاري بر مردم ما تحميل شود؟

-به هيچ وجه.

پس اين گفتارها را اصلاح کنيد.

-ولي پزشکان هم شهروند اين جامعه هستند و بايد زندگي کنند.

سازمان نظام پزشکي تعرفه يي مشخص کرده است.

-شما تعرفه هاي سازمان نظام پزشکي را قبول داريد؟

تعرفه هاي سازمان نظام پزشکي را من نبايد قبول داشته باشم. جامعه پزشکي بايد قبول داشته باشد اما چرا همان تعرفه يي که نظام پزشکي تعيين کرده، رعايت نمي شود و پزشکان بيش از آن تعرفه مي گيرند؟ چه در ويزيت چه در حق عمل هاي جراحي. شما که خبرنگار هستيد، به جاي اينکه با من صحبت کنيد، با مردمي صحبت کنيد که براي هزينه هاي درمان قرض مي کنند و صدايشان هم به جايي نمي رسد. شما بايد از مردم طرفداري کنيد اما به نظر مي رسد از يک گروه خاص هستيد.

-من عضو هيچ گروهي نيستم آقاي وزير.

شايد نزديک ترين حلقه دوستان من پزشکان هستند؛ پزشکاني که حال مردم را رعايت مي کنند. مردم پزشک را به عنوان محرم پذيرفته اند. ما نبايد کمک کنيم که بين اين دو گروه فاصله يي ايجاد شود. به هيچ وجه مايل نيستم ذره يي از اعتماد مردم نسبت به پزشکان کاهش پيدا کند. اما وقتي شما از يک مغازه، دو بار کالايي را بخريد که گران تر به شما بفروشد، اعتماد شما به آن مغازه دار سلب مي شود. پزشکان بايد به آن رقمي که دولت به عنوان تعرفه اعلام مي کند احترام بگذارند. اگر به آن رقم احترام نمي گذارند حداقل براي صنف خودشان ارزش قائل شوند. يعني تعرفه هاي سازمان نظام پزشکي را هم قبول ندارند؟ چرا امروز زيرميزي در بيمارستان هاي ما رايج است؟ چرا در همين شهر تهران به جاي ويزيت هشت هزار توماني، 20 هزار تومان ويزيت مي گيرند؟ چرا شما از مردم نمي پرسيد که آيا از هزينه هايي که بابت درمان مي پردازند، راضي هستند؟ رسالت شما فقط اين نيست که اگر يک نفر از مردم پشتيباني مي کند، او را به مخالفت با ديگران متهم کنيد. بحث مخالفت نيست. ما همه به خاطر مردم معنا پيدا مي کنيم. اگر مشکلات مردم را حل کرديم، معنا پيدا مي کنيم. يک بار هم که شده سري بزنيد به مردمي که به بيمارستان ها مراجعه مي کنند. سري بزنيد به مردمي که به مطب ها مراجعه مي کنند. همين طور که براي بقيه برنامه هاي خبري وقت مي گذاريد، 10 دقيقه هم براي مردم وقت بگذاريد و ببينيد که آيا مردم از فشار پرداخت هزينه هاي درماني راضي هستند؟ دفترچه هاي بيمه ديگر کارايي ندارند چون بيمه برابر تعرفه پرداخت مي کند اما پزشک مي گويد من اين تعرفه را قبول ندارم. شما اگر يک پفک را پنج تومان گران تر بخريد، مي توانيد به 124 تلفن بزنيد و شکايت کنيد و بلافاصله برخورد مي شود اما اگر پزشک دو ميليون تومان دستمزد طلب کند و اين رقم هم خارج از تعرفه باشد، دست شما کوتاه است. اين حرف ها مخالفت با وزارت بهداشت است؟ چرا شما سعي مي کنيد اين را مخالفت جلوه دهيد؟ اگر طرفداري از مردم و کمک به مردم براي دسترسي به حق شان به معناي مخالفت است، اجازه بدهيد بنده مخالف باشم اما مردم به حق شان برسند. من تمام پزشکان را مثل چشمم دوست دارم. به آنها علاقه و اعتقاد دارم. ما بايد به حق خودمان قائل باشيم و بيمار هم حق خودش را بپردازد و پزشک هم حق خودش را بگيرد. من از ناحق ها انتقاد مي کنم. اگر حرف هاي من خلاف است شما برايش اسم ديگري انتخاب کنيد.

-ولي آقاي وزير، وزارت بهداشت که تعرفه هاي دولتي را اعلام مي کند و سازمان نظام پزشکي که تعرفه هاي بخش خصوصي را اعلام مي کند، هر دو متفق هستند که تعرفه هاي فعلي خدمات درماني واقعي نيست يعني بايد از چند سال قبل رقم هاي واقعي تعيين مي شد که به هر دليل تعيين نشده و تعرفه و سرانه درماني فعلي که به مردم و پزشکان تعلق مي گيرد، رقم واقعي نيست. بنابراين هر دو گروه ناراضي هستند. شما رئيس شوراي عالي بيمه هستيد که تعرفه و سرانه ها زير نظر اين شورا تعيين مي شود.

تعرفه و سرانه مصوب وزارت رفاه نيست. مصوب وزارت بهداشت هم نيست. مصوبه دولت است و يک گروه کارشناسي متشکل از نخبگان اين کار در کشور که برآمده از وزارت بهداشت و نظام پزشکي و بيمه ها هستند، اين رقم ها را تعيين مي کنند. اين افراد با ابزارهايي که دارند سرانه و تعرفه را تعريف مي کنند. قاعدتاً بيمه ها بايد از سرانه زياد استقبال کنند چون سرانه بيشتر به معناي دريافتي بيشتر بيمه هاست اما چرا اين دريافتي کم است؟ چون قيمت هاي واقعي بايد محاسبه شود. اگر وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکي مي گويند قيمت ها واقعي نيست پس قيمت هاي واقعي کجاست؟ گروه تعيين کننده سرانه و تعرفه بايد ابزار سنجش قيمت واقعي را ارائه دهند. فردي که قيمتي را ارائه مي دهد بايد پارامترهاي اندازه گيري خود را هم اعلام کند. قيمت واقعي از چند راه به دست مي آيد؛ راه اول اينکه چه جايگاهي را از نظر اقتصادي براي فروشنده خدمت در نظر مي گيريم. راه دوم اينکه درآمد ماهانه فروشنده خدمت بايد چقدر باشد. براساس درآمد مورد انتظار مي گوييم فروشنده خدمت بايد 10 برابر ساير افراد جامعه درآمد داشته باشد و اين 10 برابر چه رقمي است؟ اگر حداقل دستمزد در کشور ما 260 هزار تومان است، 10 برابر آن دو ميليون و 600 هزار تومان خواهد بود. اين رقم را به تعداد کار فروشنده خدمت تقسيم مي کنيم و عدد به دست آمده همان تعرفه است. اما اگر اين معيار را قبول نداريم و 10 برابر افزايش را هم قبول نداريم و مثلاً به افزايش 20 برابري معتقديم باز هم قابل بحث است اما زماني که حد وجود ندارد، چطور مي خواهيد رابطه يي بين فروشنده و خريدار خدمت ايجاد کنيد؟

-پس نقص به جاي ديگري برمي گردد؟

اگر من خواستار دريافت درآمدي 50 برابر ساير اعضاي جامعه باشم چه کسي اين درآمد را تامين مي کند؟ مردم. مردمي که درآمد آنها يک است چگونه مي توانند خدمتي را با 50 برابر درآمد خودشان بخرند؟ پس بايد وضعيت اقتصادي مردم را در نظر بگيريم. بايد در نظر بگيريم فردي که به يک بيماري ساده مبتلا شده، به خاطر ترس از هزينه درمان محکوم به اين مي شود که با مشکل بزرگ تري و بيماري سخت تري مواجه شود و مثلاً عفونت گلو به رماتيسم قلبي تبديل شود چون فرد توان پرداخت هزينه درمان آن عفونت ساده را نداشته. امکانات بايد به گونه يي باشد که تعادلي بين خدمت گيرنده و خدمت دهنده برقرار کنيم. ما در پي آن تعادل هستيم وگرنه من بايد از سرانه بالا استقبال کنم چون درآمد بيمه ها افزايش پيدا مي کند اما اگر سرانه را افزايش داديم و از فردا رقم سرانه 12 هزار تومان تعيين شد، يک خانواده پنج نفره بايد ماهانه 60 هزار تومان و سالانه حدود 720 هزار تومان بابت سرانه پرداخت کنند. فرض بگيريم در راستاي افزايش سرانه، تعرفه هم اضافه شود. اين خانواده هم بايد 720 هزار تومان سرانه پرداخت کند و هم مابه التفاوت تعرفه ها را بپردازد. آيا مردم ما، مردم ضعيف ما، براي اين گونه پرداخت ها ظرفيت و توانايي دارند؟ اگر فکر مي کنيم اين توانايي هست، سرانه و تعرفه را اضافه کنيم. شما فردي را مي شناسيد که بتواند سالانه 720 هزار تومان فقط براي حق بيمه- و نه براي هزينه هاي درمان- بپردازد و توانايي پرداخت هزينه هاي ديگري مثل فرانشيز را هم داشته باشد؟ فرض را بر اين بگذاريم که قيمت ها هم واقعي باشد يعني ويزيت پزشک صد درصد بر مبناي تعرفه باشد و حق عمل جراحي هم صد درصد براساس تعرفه باشد. چرا وقتي قرار است براي مردم تعادل ايجاد کنيم، فکر مي کنيم اختلافي پيش آمده است؟ بايد هدف، مردم باشند تا بتوانيم براي رفع مشکل مردم فکري کنيم. وگرنه بالا رفتن قيمت و پايين آوردن قيمت براي بنده يا همکاران من چه اثري دارد؟ بيمه ايرانيان را مثال مي زنم. اعلام کرديم افرادي که تا به حال دفترچه بيمه نداشتند با پرداخت 50 درصد حق سرانه بيمه شوند. حالا اگر سرانه دو برابر يا سه برابر افزايش يافت آيا آن قشر کم توان قادرند از بيمه ايرانيان استفاده کنند يا محکوم به اين هستند که به خاطر يک بيماري ساده فرش زير پايشان را بفروشند و قرض کنند تا هزينه درمان را بدهند؟ به خاطر خدا به فکر مردم باشيم.

-آقاي وزير، پزشک ما هم شهروند جامعه است.

چه کسي گفته که نيست؟

-جامعه پزشکي معتقد است امروز بسياري از پزشکان ما با اين تعرفه ها زير خط فقر هستند.

من اين را قبول ندارم. ما در مراکز معين از پزشکان عمومي خواستيم 400 تومان ويزيت بگيرند و در عوض گفتيم اگر کمتر از دو ميليون تومان درآمد در ماه داشتند، مابه التفاوت را ما پرداخت مي کنيم.

-و پرداخت شده؟

بله. تضمين داديم و در تمام قراردادها به ندرت شکايتي داشتيم که پزشک، حتي در ماه اول درآمدي کمتر از دو ميليون تومان داشته باشد. امروز هم من تضمين مي کنم. من از طرف بيمه ها تضمين مي کنم که حقوق پزشکان طرف قرارداد با مراکز معين را تامين کنم برابر حقوق هر شخصيتي که شما سراغ داريد. يعني حقوق يک پزشک عمومي برابر حقوق يک وزير باشد مشروط بر اينکه پزشک جاي ديگري کار نکند. براي پزشکان متخصص هم تضمين مي کنم که حقوق شان 3 تا 5 k باشد. يقين داشته باشيد که هيچ کس به اندازه من به پزشکان ارادت ندارد. چون از ابتداي انقلاب با مسووليت هايي که در بخش تعاون سپاه غرب کشور داشتم، شاهد تلاش پزشکان براي رزمنده ها و شاهد موفقيت اين قشر بودم و شايد هيچ کس به اندازه من علاقه مند به اين گروه نباشد. اما از طرفي، مسووليتي هم در مقابل مردم دارم و به عنوان وزير رفاه بايد دغدغه ام در هر دو جهت باشد. خواست من، نقطه تعادل است.

-آقاي وزير، گفتيد حقوق پزشکان را مطابق چه رقمي تضمين مي کنيد؟

يک پزشک عمومي برابر يک وزير. حاضرم براي تمام پزشکان قرارداد ببندم تا حقوق يک پزشک معادل يک وزير باشد.

-حقوق يک وزير چقدر است؟

هر رقمي که باشد.

-شما چقدر حقوق مي گيريد؟

من اگر رقم حقوقم را بگويم، هيچ پزشکي نمي آيد. حقوق ماهانه من 5/1 ميليون تومان است.

-اکثر پزشکان ما امروز زير اين رقم دريافتي دارند.

من پرداخت همين رقم را براي هر پزشکي که مي گويد کمتر دريافت مي کند، تضمين مي کنم مشروط بر اينکه به مردم خدمت کند و هيچ دريافت اضافي از مردم نداشته باشد. مگر من که وزير رفاه هستم يا شما که خبرنگار هستيد، به غير از حقوقي که مي گيريم دريافتي ديگري داريم؟ آيا شما بابت مصاحبه با من، از من پولي مي گيريد؟

-و تضمين شما براي پرداخت اين رقم چيست؟

قرارداد مراکز معين تضمين کرده که مابه التفاوت درآمد پزشکان را پرداخت مي کند اگر اين درآمد ماهانه کمتر از دو ميليون تومان باشد. فعاليت اين مراکز معين چه اشکالي دارد؟ هم حقوق پزشک را تامين کرده، هم هزينه يي به بيمار تحميل نشده. بيمار به جاي سه هزار تومان ويزيت، 400 تومان ويزيت داده و حقوق پزشک هم پرداخت شده است.

-چرا وزارت بهداشت با مراکز معين مخالف است؟

به همين دليل که ارائه خدمت چارچوب پيدا کرده است. هيچ اجباري هم نيست. پزشک اگر مايل بود مي تواند با ما قرارداد ببندد. خريد خدمت اين پزشک از طرف ما تضمين شده است. کجاي اين کار ايراد دارد؟ به ما بگويند اشکال کجاست؟ آيا بايد پزشک را براي فروش خدمت مجبور کنم؟ چه ايرادي وجود دارد که بيمار من به جاي چهار هزار تومان ويزيت، 400 تومان ويزيت مي دهد و با دقت هم مورد معاينه قرار مي گيرد؟

کدام بخش از اين قرارداد خلاف اخلاق و حرفه پزشکي و انسانيت است در شرايطي که هر دو طرف راضي هستند؟

-فقط يک مشکل باقي مي ماند. مجلس از چند ماه قبل درباره انحلال يا ادغام وزارت رفاه صحبت مي کند. بعضي نمايندگان از فعاليت و بازدهي وزارت رفاه رضايت ندارند و معتقدند وزارت رفاه نتوانسته به آن اهدافي که مدنظر مجلس بوده، برسد يا وظايف خود را انجام دهد.

چه چيزي مدنظر مجلس بوده؟

-اعلام خط فقر، حمايت از اقشار نيازمند، بيمه درمان معتادان يا وام خوداشتغالي براي معتادان...

هيچ کدام از اينها در قانون به ما تکليف نشده. من موظفم به تکاليف قانوني ام عمل کنم. در مورد تکاليف قانوني هم تمام شاخص ها بيش از اندازه يي است که قانون به ما گفته. قانون به من گفت لايحه خدمات کشوري را براي بازنشسته ها اجرا کنم، همان روز انجام دادم. قانون به من گفت برابر سرانه مردم را بيمه کنم، با تمهيدات لازم بيمه را با 50 درصد سرانه براي تمام ايرانيان اجرا کردم. قانون به من تکليف نکرده بود ولي راننده ها و خادمان مساجد هم تحت پوشش بيمه قرار گرفتند. اعلام خط فقر هيچ مشکلي را از کشور حل نمي کند.

-ولي مجلس از وزارت رفاه خواسته بود رقم را اعلام کند.

مجلس چنين درخواستي نداشت. من هر سال خط فقر را به مراکز رسمي اعلام کردم و تا به حال هم در اعلام آن تعلل نکردم. اما اعلام خط فقر مشکلي را از مردم حل نمي کند. تا چهار سال قبل حقوق بازنشسته ها يک ريال افزايش پيدا نمي کرد، حقوق مددجويان کميته امداد و بهزيستي يک ريال افزايش پيدا نمي کرد ولي خط فقر اعلام مي شد. اعلام خط فقر چه فايده يي دارد؟ اين فايده که شما به داد مردم برسيد و اگر نتواند گره مشکلات مردم را باز کند پس به خط فقر چه نيازي داريم؟ در هيچ ماده يي از قانون هم نگفته اگر رقم خط فقر اين بود، چنين وظيفه يي ايجاد مي شود.

-سوال من نيمه تمام ماند. شما امروز اين قول را به پزشکان مي دهيد که بنا بر رقمي، حقوق آنها پرداخت شود. اگر وزارت رفاه در دولت دهم منحل يا ادغام شود تکليف پزشکاني که با وزارت رفاه قرارداد بسته اند، چه خواهد شد؟

پزشکان با بيمه ها قرارداد مي بندند و اين قرارداد هم مبتني بر دستورالعمل و در حوزه وظايف سازمان تامين اجتماعي است که امروز هم با پزشکان قرارداد مي بندد. سازمان تامين اجتماعي در دولت بعدي هم پابرجاست، چه وزارت رفاه باشد و چه نباشد. مملکت هم پابرجاست. هيچ کس کاري را که براي خير و صواب مردم باشد به هم نمي زند. اورژانس اجتماعي و بانک اطلاعات ايرانيان براي رسيدگي به امور مردم ايجاد شد. کسي اينها را به هم نمي زند. توفيقات وزارت رفاه در اين محدوده زماني قابل مقايسه با هيچ دوره يي در کشور نيست.

-در دولت قبل که وزارت رفاه وجود نداشت.

در زمان هاي کوتاهي وزارت رفاه فعال بوده و تعطيل شده. امروز برويد و با بازنشستگان صحبت کنيد. رضايتمندي آنها با چهار سال قبل قابل مقايسه نيست. بازنشستگان تا ديروز مقابل مجلس و سازمان بازنشستگي تجمع مي کردند. امروز گل مي آورند.

-چرا مجلس از عملکرد وزارت رفاه ناراضي است؟

اين خبر شماست.

-ما از نمايندگان مجلس مي پرسيم.

شما از نمايندگان کميسيون بهداشت مي پرسيد. آنچه باقي نمايندگان از وزارت رفاه مي گويند معناي رضايتمندي بالا مي دهد. از مددجوي بهزيستي و کميته امداد و بازنشستگان بپرسيد. اگر در بين اين افراد بيش از 90 درصد رضايتمندي نديديد؟ براي اين افراد خدمت بدون منت انجام شده است. وزارت رفاه که ملک پدر من نيست. من هم فردي هستم از اين جامعه که براي خدمت آمده ام و تا آنجا که توان خدمت دارم، خدمت مي کنم. اما هيچ واکنشي به ادغام و انحلال يک دستگاه ندارم. مجلس و دولت بايد در اين زمينه تصميم بگيرند. ما نبايد جنجال کنيم بلکه بايد ببينيم بهترين راه براي کشور ما چيست و به آنچه به نفع مردم است عمل کنيم. وزارتخانه چه معنا مي دهد وقتي نفع وظايفش براي مردم نباشد. اعتقاد من اين است که وزارت رفاه در اين چهار سال بالاترين درصد خدمت را ارائه داده است. آمارهاي مقايسه يي هم همين را مي گويد. آمار مقايسه يي مي گويد که تا چهار سال قبل يک ريال به مستمري محرومان اضافه نشد اما در اين دولت نزديک به 400 درصد افزايش داشت.

نگاه
اميدي به آينده خيلي دور خيلي نزديک
محبوبه حسين زاده

در شلوغي بي انتهاي غروب داغ تابستان و در حجم غليظ هوايي مرطوب که نفس کشيدن را سخت تر مي کند، شنيدن اين جمله از پشت سر، بدون اندکي تامل، باعث توقفم مي شود. «خانم، فقط با دو روپيه مي توانيد کمک کنيد تا آينده ام را تغيير دهم.» پسرکي 9 ساله با موهايي با فرق وسط که با وسواس زيادي به آن حجم غليظي از روغن هاي معطر زده است، با نايلوني کوچک در دست، پشت سرم ايستاده است. بلافاصله مي گويد؛ «سلام خانم، شما ايراني هستيد.» بدون اينکه تعجبم را نشان دهم، مي پرسم؛ مطمئني. او هم با قاطعيت پاسخ مي دهد؛ «بله خانم، از رنگ پوست و چشم هايتان معلوم است که ايراني هستيد.»

با تسلط به زبان انگليسي صحبت مي کند البته با لهجه هندي. چيزي که براي اين سن و سال عجيب است، چون حتي بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اين منطقه هند نمي توانند خوب انگليسي حرف بزنند. نايلونش را نشانم مي دهد و مي گويد؛ «من کفش هايتان را تميز مي کنم و شما هم دو روپيه به من مي دهيد. دو روپيه براي شما چيزي نيست ولي من مي توانم با آن زندگي ام را تغيير دهم.»

- با دو روپيه (هر روپيه معادل 19تومان است) چگونه مي تواني اين کار را بکني؟

بلافاصله توضيح مي دهد؛ «براي اينکه بتوانم پول بيشتري پس انداز کنم و تجارت خودم را داشته باشم، بايد بتوانم يک جعبه و مقداري واکس و وسايل تعمير کفش بخرم.» به جعبه مردي اشاره مي کند که کمي دورتر کنار خيابان نشسته و مشغول واکس زدن کفش يک مشتري است. ادامه مي دهد؛ «براي اين کار به دوهزار و 348 روپيه احتياج دارم و با درآمدي که دارم چهار سال طول مي کشد تا بتوانم اين پول را پس انداز کنم. ولي بعد از آن مي توانم چندين برابر درآمدي که الان دارم، داشته باشم و وقتي پول بيشتري داشته باشم، مي توانم بهتر درس بخوانم و زندگي بهتري داشته باشم.»

ناخودآگاه، اميد به آينده اين کودک کار 9 ساله هندي و اطمينانش از تغيير وضعيت زندگي کنوني اش از طريق ادامه تحصيل را با آينده مبهم جوانان تحصيلکرده ايراني و نگراني هميشگي خانواده هاي ايراني از اين موضوع با هم مقايسه مي کنم.

نگاهي به کفش هايم مي کنم و نگاهي به نايلون پسرک. داخل نايلون فقط يک مسواک است و يک شيشه کوچک که درون آن مقداري آب و کف صابون است. کفش هايم را نشانش مي دهم که جز تکه يي کوچک در جلوي آن، بقيه اش از پارچه است. از طرفي هم نمي خواهم بعد از اين توضيحات به پسرک نه بگويم. پسرک پله مغازه يي را نشان مي دهد که پاهايم را رويش بگذارم تا کفشم را تميز کند. وقتي از پس اندازش مي پرسم، با صداقتي کودکانه و بدون لحظه يي درنگ جواب مي دهد؛ «456 روپيه.» فکر نمي کني اگر ساعت بيشتري در روز کار کني، مي تواني زودتر اين پول را پس انداز کني؟ «خانم، ساعات زيادي کار مي کنم. هميشه بعد از مدرسه تا شب کار مي کنم. ولي بايد هزينه تحصيلم در مدرسه را بدهم.» و بلافاصله هزينه يونيفورم، کتاب و دفتر و رفت و آمد و بقيه هزينه هاي تحصيلش را مي گويد.

دانش آموزان هندي بايد يونيفورم هاي مخصوصي بپوشند که براي پسران شامل بلوز و شلوار يا شلوارک هاي کوتاه (به خصوص در دوران ابتدايي) است و براي دختران بلوز و دامن يا پيراهن با کفش هايي حتي يک مدل و يک جنس. براي اينکه همه کودکان در هند بدانند از هر طبقه يي که هستند فرقي با هم ندارند و آموزش و درس خواندن حق اوليه آنان است، مدارس حتي جنس يونيفورم ها را هم از جنس هايي ارزان و بسيار معمولي انتخاب مي کنند و برخلاف ديگر کشورها، حتي اين مورد درخصوص کفش هاي دانش آموزان هم اعمال مي شود و آنان حق ندارند کفشي جز دو يا سه مدل ارائه شده ارزان قيمت بپوشند تا از اين طريق در مدارس اختلاف سطح مالي مانعي براي درس خواندن دانش آموزان نباشد آن هم در کشوري که فاصله زندگي در خانه هاي مجلل قصرمانند با تک اتاق هايي از جنس حلبي و شيرواني به فاصله چند متر هم نيست. اما تهيه همين يونيفورم ها و دفتر و کتاب هم براي خانواده هاي بسياري سخت و گران است.

پدرش در شهر ديگري کار مي کند و هر دو هفته، دو روز به خانه مي آيد. مادرش هم کار نمي کند و فقط به کارهاي خانه و ديگر خواهر و برادرهايش رسيدگي مي کند. تکه جلوي کفش هايم را با کف و مسواک تميز مي کند و براي خشک کردن آن از تکه يي کاغذ باطله روزنامه استفاده مي کند؛ استفاده بهينه از همه وسايل دورريختني. دوست دارد در دانشگاه رشته مديريت بازرگاني يا تجارت درس بخواند. وقتي در مورد آينده اش با هم صحبت مي کنيم با قاطعيت مي گويد؛ «من مطمئن هستم که مي توانم آينده ام را تغيير دهم. مطمئن هستم.»

به پسرک خيره مانده ام. به جاي دو روپيه، 50 روپيه به او مي دهم با اين توضيح که اين پول فقط هديه يي خيلي کوچک است براي اينکه در اين سن و سال به زبان انگليسي تسلط دارد و چون ايمان دارد مي تواند آينده اش را تغيير دهد، مي خواهم سهم کوچکي در تغيير اين آينده داشته باشم.

مودبانه پول را مي گيرد؛ «من مطمئنم خانم که مي توانم آينده ام را تغيير دهم.» و با چشماني که برق عجيب اعتماد به نفس آن را در چشمان هيچ کودک کار ديگري تا پيش از اين نديده بودم، در شلوغي بي انتهاي غروب داغ تابستان به دنبال تغيير آينده اش مي رود.
عناوين اين صفحه
دفترچه هاي بيمه ديگر کارايي ندارند
اميدي به آينده خيلي دور خيلي نزديک
لغو اساسنامه جديد سازمان تامين اجتماعي
پذيرش اتباع عراقي و افغاني در دوره کارشناسي ارشد 22 استان ممنوع شد
اتباع کشور عربستان هنگام ورود به ايران بايد انگشت نگاري شوند

لغو اساسنامه جديد سازمان تامين اجتماعي
ايسنا؛ اساسنامه جديد تامين اجتماعي که طبق آن اعضاي شوراي عالي تامين اجتماعي تغيير کرده و رياست آن نيز برعهده رئيس جمهور بود و از سوي ديگر کليه صندوق هاي بيمه يي زيرمجموعه سازمان تامين اجتماعي شده بود، توسط رئيس مجلس شوراي اسلامي لغو شد و هم اکنون اساسنامه سابق تامين اجتماعي قانوني است. چندي پيش بحث تغيير اساسنامه سازمان تامين اجتماعي مطرح بود که براساس پيشنهاد دولت اساسنامه جديدي تهيه شد و طبق آن، اعضاي شوراي عالي تامين اجتماعي تغيير کرده و رياست آن برعهده رئيس جمهور گذاشته شده بود، اما بعد از مدتي اين تصميم دولت را ديوان عدالت اداري باطل اعلام کرده بود البته با وجود اين، دولت اين پيشنهاد خود را اصلاح و موانع کار را رفع و سپس اجرايي شدن آن را اعلام کرد و حتي با توجه به اين تغيير اساسنامه، تغييراتي نيز در ترکيب هيات مديره سازمان تامين اجتماعي رخ داد. بعد از گذشت مدتي از اجراي اين تغييرات امروز يکي از اعضاي هيات نظارت تامين اجتماعي خبر داد رئيس مجلس از اختيارات خود استفاده و اين اساسنامه جديد را لغو کرده است. اولياء علي بيگي نماينده کارگران در هيات نظارت تامين اجتماعي در اين مورد گفت؛ «بر اساس قانون نحوه اجراي اصول 85 و 138 قانون اساسي درباره مسووليت هاي رئيس مجلس که شوراي نگهبان در 14 ارديبهشت ماه امسال تاييد کرده است، در صورتي که رئيس مجلس مصوبات و آيين نامه هايي را مغاير با قانون تشخيص دهد، نظر او براي دولت معتبر و لازم الاتباع است.»

وي ادامه داد؛ «ديوان عدالت هم نسبت به اين گونه موارد صلاحيت رسيدگي ندارد و اين قانون از تاريخ ابلاغ يعني 14 ارديبهشت ماه امسال لازم الاجرا شده است.» علي بيگي اضافه کرد؛ «دولت برخلاف نص صريح قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي کليه صندوق هاي بيمه يي را از وزارت رفاه منفک کرده و به عنوان زيرمجموعه سازمان تامين اجتماعي اعلام کرده بود، رئيس مجلس در اين مورد به رئيس جمهور تذکر داده و اين مصوبات را لغو کرده است.» به گفته وي موضوع مطرح ديگر ترکيب شوراي عالي تامين اجتماعي بوده که طبق اساسنامه جديد رياست اين شورا با رئيس جمهور بوده که اکنون با اين راي رئيس مجلس، رياست شوراي عالي تامين اجتماعي طبق اساسنامه سابق با همان وزير رفاه است و اعضاي شورا نيز مثل گذشته خواهند بود.

او با بيان اينکه هم اکنون اساسنامه سابق تامين اجتماعي قانوني است، تصريح کرد؛ «بنابراين با اين روند جلسه روز دوشنبه هفته جاري شوراي عالي تامين اجتماعي وجاهت قانوني نخواهد داشت و مشروعيت ندارد و بايد براساس اساسنامه سابق اين جلسه تشکيل شود.»


پذيرش اتباع عراقي و افغاني در دوره کارشناسي ارشد 22 استان ممنوع شد
مهر؛ انتخاب رشته در کنکور کارشناسي ارشد براي اتباع عراقي و افغاني بر اساس اعلام سازمان سنجش آموزش کشور در 22 استان کشور ممنوع شد. اتباع خارجي (افغاني و عراقي) واجد شرايط و ضوابط تعيين شده توسط وزارت کشور شرکت کننده در آزمون کارشناسي ارشد سال 88 که نسبت به تکميل و ارسال فرم مشخصات به وزارت کشور در زمان ثبت نام اينترنتي اقدام کرده اند و با توجه به نمرات علمي کسب شده مجاز به انتخاب رشته هستند، مي توانند کد رشته محل هاي دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي واقع در شهرستان هايي غير از شهرستان هاي ممنوعه را انتخاب کنند. اين دسته از داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در آزمون، در صورت قبولي ملزم به پرداخت شهريه مطابق ضوابط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري خواهند بود. بر اساس اعلام سازمان سنجش آموزش کشور آذربايجان غربي، اصفهان، ايلام، بوشهر، تهران، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، خراسان شمالي، خوزستان، زنجان، سمنان، سيستان و بلوچستان، فارس، قزوين، قم، کردستان، کرمان، کرمانشاه، گلستان، مرکزي، هرمزگان و يزد مناطق ممنوعه براي انتخاب محل تحصيل اتباع خارجي در آزمون ورودي تحصيلات تکميلي سال 88 به شمار مي آيند.


اتباع کشور عربستان هنگام ورود به ايران بايد انگشت نگاري شوند
فارس؛ نماينده مردم تهران گفت؛ اتباع کشور عربستان هنگام ورود به ايران بايد براي شناسايي حتماً انگشت نگاري شوند. مهدي کوچک زاده درباره انگشت نگاري از زائران ايراني در عربستان گفت؛ بالاخره دولت ها براي خود اختياراتي دارند که نحوه ورود شهروندان ديگر کشورها را به کشورشان طبق سليقه خودشان تنظيم کنند. وي با اشاره به اينکه اگر امريکا از ملت ايران هنگام ورود به اين کشور انگشت نگاري مي کرد خلاف انتظار ما نيست و طبيعي است، گفت؛ وقتي دولت عربستان سعودي از حجاج ايراني که براي زيارت خانه خدا به اين کشور سفر مي کنند، انگشت نگاري مي کند، قدري انسان را به فکر مي اندازد، چرا بايد يک مشت وهابي از خدا بي خبر دولت عربستان را اداره کنند؟ چرا بايد اقدامات اين گونه صورت گيرد، وقتي ايران تمام قد در مقابل اسرائيل ايستاده است، وانمود کند به اين ملت اعتماد ندارد؟ نماينده مردم تهران گفت؛ انتظار ما از کشور عربستان اين است که به منافع خود توجه داشته باشد و احترام به ملت ايران موجب محترم شدن آنها در بين قلوب مسلمانان عالم مي شود. هر کسي با اين ملت (ايران) سر ناسازگاري و رفتار نابخردانه بگذارد در بين مسلمانان عالم خوار مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام