
اولين بار سرآشپزهاي هندي به دستور پادشاهان مغولي غذاهايي به سبک ايراني طبخ کردند و سلطنت سلسله گورکانيان بر هند کافي بود تا هندي ها، با زبان، غذا، فرهنگ و معماري ايراني آشنا شوند و تا به امروز، ميراث رسيده از آن دوران را حفظ کنند. شايد براي همين است که غذاهاي مردم شمال هند براي ما ايراني ها دلنشين تر است، هرچند نمي توان تند و تيزي آنها را ناديده گرفت. اولين چيزي که در غذاهاي هندي جلب توجه مي کند تقسيم بندي غذاها به دو گروه گياهي و گوشتي است زيرا هندي ها با پيروي از مذهب هندو کشتن حيوانات براي مصرف گوشت شان را کاري نادرست مي دانند و معتقدند ما حق نداريم جان هيچ موجود زنده يي را بگيريم. البته اين تفکر بعدها به مذهب جين و بودايي هم راه پيدا کرد.
ماجرايي که مي خواهم تعريف کنم به روزي برمي گردد که تصميم گرفتيم کباب ايراني درست کنيم (جالب است بدانيد در هند کباب گياهي هم وجود دارد) اما نمي دانستيم در اين راه با مشکلات زيادي روبه رو خواهيم شد. اولين مشکل اين بود که گوشت گوساله در هند پيدا نمي شود. حتماً مي دانيد گاو براي هندي ها ويژگي خاصي دارد. شايد به اين دليل که عمده درآمد هندي ها از راه کشاورزي است و گاو نيز غير از شخم زدن، لبنيات آنان را فراهم مي کند. دومين مشکل اين بود که ما در روز سه شنبه تصميم گرفتيم کباب درست کنيم و اين روزي است که تمام قصابي ها تعطيل است زيرا سه شنبه ها يکي از روزهاي مذهبي هندي است و گوشت خوردن در آن روز ممنوع است. مشکل بعدي اين بود که ما نمي دانستيم سيخ کباب را بايد از کجا تهيه کنيم، براي همين با زحمت فراوان به مغازه دار منظور خودمان را گفتيم. پيرمرد لبخندي زد و گفت؛ « ها، سيخ کباب چايي يه؟» (يعني سيخ کباب مي خواهيد؟) تازه آن موقع متوجه شديم سيخ کباب از همان کلمات فارسي است که در دوران مغول ها به هند وارد و ماندگار شده است. اما سيخ کباب هاي هندي ميله هايي کوتاه و گرد بودند ولي به آن هم راضي شديم. اما انگار مشکلات تمامي نداشت چون در هند منقل پيدا کردن کاري سخت بود و غير از آن براي تهيه زغال بايد سراغ اتوکشي هاي سنتي مي رفتيم. اتوکش هاي سنتي با اتوهاي زغالي که امروزه در کشور ما جزء اموال عتيقه محسوب مي شود، لباس هاي شسته شده را به قيمت دو روپيه (40 تومان) اتو مي کشند اما چون زغال يکي از ابزار مهم کارشان است به کسي نمي فروشند و فقط يک ايراني به منظور درست کردن کباب مي تواند از آنان تقاضاي زغال کند. اين گونه بود که در نهايت از خير کباب درست کردن گذشتيم. اما همين کباب و سيخ کباب بهانه يي شد براي پيدا کردن غذاهاي ايراني که هندي شدند جست وجويي را انجام دهم. يکي از آنها دوغ است که در هند به آن لاسي مي گويند که مزه شيرين آن خيلي طرفدار دارد. نان نيز کلمه يي فارسي است و در هند انواع متنوعي دارد. براي نمونه نان روتي همان نان تافتون خودمان است که در تنور طبخ مي شود، اما مهم ترين تمايز آن با نان هاي ايران در اندازه شان است که معمولاً به اندازه کف دست يا کوچک تر تهيه مي شوند. غذاهاي ديگري که مي توان نام برد دîم پلو يا همان دمپختک ايراني، گوشت قورمه، برياني (البته با چيزي که در اصفهان طبخ مي شود کاملاً متفاوت است. در اين غذا پلو، مرغ و ادويه و فلفل فراوان با يکديگر مخلوط مي شوند) و فالوده هستند. هرچند طرز تهيه و پخت غذاهاي ايراني در مرور زمان با طبع و سليقه هندي ها تغيير کرده است اما اگر به هند آمديد آنها را امتحان کنيد چون تند و تيزي آنها هم مزه خاص خودش را دارد.