يكشنبه، 27 ارديبهشت 1388 - شماره 1953
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اعتراف زن جنايتکار به انجام قتل هاي سريالي در قزوين
متهم به نام مهين توسط يک زن نجات يافته شناسايي شده است


گروه حوادث؛ تحقيقات از زني که به عنوان مظنون شماره يک قتل هاي سريالي قزوين دستگير شده است در حالي ادامه دارد که او بعدازظهر ديروز انجام قتل ها را پذيرفت. به گزارش خبرنگار ما اين زن 35ساله که مهين نام دارد بعدازظهر پنجشنبه هفته گذشته در خانه اش در منطقه مينودر قزوين بازداشت شد و رنو زردرنگي که احتمال داده مي شود وي قربانيان را سوار آن مي کرده است، کشف و ضبط شد. پس از آن از آنجا که احتمال ارتکاب قتل هاي سريالي توسط يک زن دور از ذهن به نظر مي رسد و تاکنون نمونه يي از آن را در ايران نداشته ايم کارآگاهان احتمال دادند وي همدستاني نيز داشته است، به همين دليل شوهر او را هم بازداشت کردند. اين زوج در چند مرحله به صورت جداگانه تحت بازجويي قرار گرفتند و اگرچه هر دو خود را بي گناه مي خواندند، اکيپ ويژه يي از افسران جنايي سعي کردند از لابه لاي حرف هاي آن دو تناقضاتي را بيرون بکشند يا به سرنخ هاي تازه تري دست يابند تا با توسل به آن بتوانند مهين و شوهرش را در بن بست قرار دهند. اين در حالي بود که سرهنگ خباز معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان قزوين اعلام کرده بود 99 درصد شواهد به دست آمده نشان مي دهد زن دستگيرشده عامل اين قتل ها است و شوهر وي نقشي در جنايت ها نداشته است. البته اين احتمال وجود داشت که مرد جوان از اقدامات همسر خود مطلع بوده و حتي وي را تشويق مي کرده است. سرانجام اين ابهامات بعدازظهر ديروز با اعتراف مهين به قتل هاي سريالي برطرف شد، البته تاکنون جزيياتي از اقرارهاي اين زن فاش نشده است.

قتل هاي سريالي قزوين از بهمن ماه سال گذشته کليد خورد و پنج زن مسن قرباني آن شدند. پليس طي تحقيقاتي که در دو ماه اخير انجام داد به اين نتيجه رسيد که اگرچه معمولاً در قتل هاي سريالي جاني يا جانيان انگيزه سرقت را دنبال نمي کنند و بيشتر به خاطر ناکامي هاي گذشته و ريشه دار شدن حس انتقام جويي در آنها به دنبال شکار قربانيان هستند، اما در مورد قتل زنان مسن چنين هدفي نمي تواند دخيل باشد و به احتمال زياد قاتل يا قاتلان با همان نيت ربودن طلا و جواهرات زنان جنايت هاي خود را طرح ريزي کرده اند چرا که اين زنان قدرت بدني کمتري دارند و کشاندن آنها به تله مرگ آسان تر از ديگر رده هاي سني است. در اين بين فقر مالي مهين بر اين فرضيه مهر تاييد زد. آنچه اين زن را براي نخستين بار در مظان اتهام قرار داد و باعث دستگيري او شد، شهادت يک زن ميانسال بود که سال گذشته توانسته بود از چنگ وي فرار کند. اين زن به صورت اتفاقي در خيابان با مهين آشنا شد و متهم با ريختن طرح دوستي وي را سوار خودرواش کرد و در بين راه قصد داشت آبميوه مسموم به او بخوراند و پس از بيهوش کردنش طلا و جواهراتش را بدزدد اما زن ميانسال اين حقه را تشخيص داد و با راه انداختن داد و فرياد و جلب توجه عابران موفق به فرار شد. او سپس به پليس مراجعه و عليه متهم شکايت کرد اما چون مشخصات دقيقي از زن فراري نداشت طي يک سال گذشته ماموران در شناسايي وي ناتوان ماندند تا اينکه با بالا گرفتن بحث قتل هاي زنجيره يي او به مرور وقايع روز حادثه پرداخت و بالاخره شماره پلاک خودروي متهم را به خاطر آورد و آن را به کارآگاهان اعلام کرد و افسران جنايي همين سرنخ را پيگيري کردند و با شناسايي خانه مهين و زير نظر گرفتن او به مدارک بيشتري دست يافتند. کارآگاهان با توجه به نحوه قتل ها احتمال دادند مهين در اوايل هر ماه قمري به امامزاده چهار انبيا مي رفت و در آنجا زناني را که براي زيارت مي آمدند، شناسايي مي کرد و با ريختن طرح دوستي آنها را به خودرواش مي کشاند و با خفه کردن آنها طلا و جواهرات شان را مي ربود. بنابر اين گزارش بازجويي ها از مهين و همسرش همچنان ادامه دارد تا مشخص شود چه ميزان از پيش بيني ها درست بوده و قتل ها چگونه رخ داده است.
مرد متهم به همسرکشي اتهامش را در دادگاه انکار کرد
نجات از چوبه دار با اداي سوگند



گروه حوادث؛ مرد جواني که متهم است همسرش را حلق آويز کرده به درخواست اولياي دم براي اثبات بي گناهي اش سوگند ياد کرد و از مجازات قصاص رهايي يافت.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين مرد محمد شادابي نماينده دادستان تهران خطاب به قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ پنجم مردادماه سال 83 به ماموران پليس خبر دادند زني به نام فاطمه در مطب يک پزشک جان باخته است. مطابق گزارش پزشک اين زن خود را حلق آويز کرده بود. پس از اعلام اين خبر ماموران در محل حاضر شدند و تحقيقات پليسي در اين خصوص آغاز شد. خانواده فاطمه اعلام کردند دامادشان به نام قربان فرزند آنها را کشته است و پيش از اين هم او را کتک مي زد. با توجه به اظهارات خانواده مقتول داماد خانواده دستگير شد. هرچند وي ادعا کرد فاطمه خودکشي کرده است اما خانواده مقتول همچنان اصرار داشتند قربان قاتل است. با توجه به اينکه دلايل در پرونده کافي نبود دادسرا براي متهم قرار منع تعقيب صادر کرد. اين قرار مورد اعتراض اولياي دم قرار گرفت و دادگاه عمومي در مقام حل اختلاف، متهم را مجرم شناخت و در نهايت اين تصميم منتج به صدور کيفرخواست شد و من به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.در ادامه جلسه دادگاه اولياي دم در جايگاه حاضر شدند و اعلام کردند اگر دامادشان قسم بخورد فاطمه را نکشته و اجازه دهد آنها نوه کوچک شان را ملاقات کنند از تقاضاي قصاص گذشت مي کنند. سپس متهم در جايگاه حاضر شد و قسم خورد.در ادامه قربان به لحاظ جنبه عمومي جرم مورد محاکمه قرار گرفت. وي گفت؛ اتهام قتل همسرم را قبول ندارم. من فاطمه را دوست داشتم و با هم اختلافي نداشتيم و اختلافاتي که خانواده هايمان داشتند باعث شد او خودکشي کند.وي ادامه داد؛ شب حادثه من از سر کار به خانه مادرم رفتم. به اصرار او تصميم گرفتم شام آنجا بمانم و قرار شد مادرم دنبال همسرم برود و او را هم بياورد. دقايقي بعد با صداي فرياد پدرم که داشت تلفني حرف مي زد وارد اتاق شدم و فهميدم اتفاقي براي فاطمه افتاده است. بلافاصله به همراه پدرم به خانه ام رفتم و ديدم همسرم خودش را حلق آويز کرده است. او را به سرعت به اولين مطلب رساندم و در راه تنفس مصنوعي هم به او دادم. وقتي به مطب رسيدم دکتر هم سعي کرد او را زنده نگه دارد اما نتوانست و به من گفت فاطمه فوت شده است.

متهم افزود؛ اگر خانواده همسرم او را تحريک نمي کردند اين اتفاق نمي افتاد.

در اين هنگام قاضي دادگاه با اشاره به برگه يي که ضميمه پرونده شده است از قربان پرسيد چرا همسرت نامه نوشته و تو را قاتل معرفي کرده است؟

متهم پاسخ داد؛ به درستي نمي دانم اما مي دانم او به شدت تحت تاثير خانواده اش بود. با اينکه من و همسرم فاميل بوديم اما مادر همسرم و مادر من به خاطر اختلافاتي که داشتند زندگي ما را به هم زدند. مي دانم شاهدان عليه من حرف هايي زده و گفته اند هنگام حادثه خودروام جلوي در بوده و من در زمان مرگ همسرم در منزل بوده ام اما اين حرف ها درست نيست و من آنها را قبول ندارم. هرچند من و فاطمه به خاطر خانواده هايمان اختلافات کوچکي با هم داشتيم، اما من به همسرم بسيار علاقه مند بودم.

پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 71 (عزيزمحمدي، بومي، محمدي کشکولي، سري و ملکي) براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
سارقان حرفه يي خود را مامور معرفي مي کردند


گروه حوادث؛ آخرين شاخه از يک باند بزرگ اخاذي که تحت عنوان مامور نيروي انتظامي با انتخاب سوژه هاي خود در بانک ها آنها را با استفاده از خودروهاي مدل بالا تعقيب و از آنان سرقت مي کردند، دستگير شدند. سرهنگ «اسماعيل هاديي» رئيس پليس آگاهي استان تهران با اعلام اين خبر گفت؛ در پي دريافت گزارش هايي در فروردين ماه سال جاري مبني بر اينکه افرادي با استفاده از خودروهاي مدل بالا تحت پوشش ماموران انتظامي اقدام به اخاذي و سرقت وجه نقد شهروندان در کرج مي کنند، با بررسي پرونده ها و اخذ اظهارات شاکيان مشخص شد سارقان مامورنما براي اخاذي از خودروهاي زانتيا، ريو، پژو پارس، پژو 206 و ال -90 استفاده مي کنند و پس از انتخاب سوژه هاي خود در جلوي بانک ها، آنها را تحت تعقيب قرار مي دهند و در يک فرصت مناسب با متوقف کردن آنان، خود را به عنوان ماموران انتظامي معرفي و بدون اينکه از خودروي خود پياده شوند اقدام به بازرسي بدني از سوژه مي کنند و در يک لحظه وجوه همراه فرد موردنظر را مي دزدند و بلافاصله متواري مي شوند.

سرهنگ هاديي اظهار داشت؛ طي دو مرحله عمليات در فروردين ماه سال جاري، دو گروه از اعضاي اين باند شناسايي و دستگير شدند و پس از آن تحقيقات براي شناسايي ساير اعضاي اين باند ادامه يافت و ماموران موفق شدند شاخه سوم اين گروه را چند روز قبل شناسايي و دستگير کنند.

اين مقام انتظامي با اشاره به اعتراف متهمان به چندين فقره اخاذي تحت عنوان مامور و سرقت منازل تاکيد کرد؛ بازپرس پرونده از روزنامه ها درخواست کرده تصوير سه متهم بدون پوشش چاپ شود تا اگر شهروندان از اين افراد شکايت دارند به اداره عمليات ويژه پليس آگاهي استان تهران واقع در ميدان طالقاني کرج مراجعه و شکايت خود را پيگيري کنند.
جلوگيري از انفجار تانکر حامل الکل در بزرگراه آزادگان

آتش نشانان از انفجار تانکر حامل 30 هزار ليتر الکل صنعتي و وقوع فاجعه يي بزرگ جلوگيري کردند. اين تانکر که دچار نشت شده بود و هر لحظه امکان داشت منفجر شود با تلاش امدادگران به پالايشگاه انتقال يافت.به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران ساعت 12/19 جمعه به اين سازمان اعلام شد يک دستگاه تانکر حامل الکل صنعتي با ظرفيت 30 هزار و400 ليتر در بزرگراه آزادگان، ابتداي شهرک علي آباد قاجار در قسمت بدنه مخزن دچار ترک خوردگي شده و الکل موجود در آن در حال نشت است. پس از اعلام اين گزارش بلافاصله امدادگران ايستگاه 12 آتش نشاني تهران به محل حادثه اعزام شدند.يونس عظيمي پور فرمانده آتش نشانان ايستگاه 12 آتش نشاني گفت؛ راننده اين تانکر پس از بارگيري از کارخانه قند پيرانشهر قصد داشت الکل صنعتي را به يک شرکت توليدي در مشهد منتقل کند که هنگام گذر از تهران در مسير غرب به شرق بزرگراه آزادگان با هشدار رانندگان خودروهاي عبوري متوجه نشت الکل از مخزن شد و بلافاصله تانکر را در حاشيه بزرگراه متوقف کرد و موضوع را به پليس راه اطلاع داد.وي افزود؛ آتش نشانان با توجه به وضعيت فوق العاده خطرناک با هماهنگي و همکاري ديگر نيروهاي ذي ربط منطقه از رفت و آمد خودروها در اطراف و نزديکي تانکر جلوگيري کردند زيرا احتمال داشت با کوچک ترين جرقه تانکر منفجر شود و آتش سوزي روي دهد. آنان پس از ايمن سازي اوليه، بلافاصله با استفاده از چسب و خمير به طور موقت از نشت الکل جلوگيري کردند و سپس تانکر حامل الکل صنعتي را با همراهي يک دستگاه خودروي فوماتيک که ويژه امداد چنين مواردي است به پالايشگاه شهر ري منتقل کردند تا تخليه شود.وي افزود؛ با اين اقدام آتش نشاني، از خطر بزرگي که احتمال داشت فاجعه بار باشد جلوگيري شد.کارشناسان سازمان آتش نشاني علت نشت الکل صنعتي از اين تانکر را فرسودگي و ترک مخزن اعلام کردند.
رابطه پنهاني زني را پاي چوبه دار کشاند
متهم اعتراف کرد شوهرش را با شليک گلوله کشته است


گروه حوادث؛ زني که متهم است با همدستي مردي غريبه شوهر خود را کشته و جسدش را به آتش کشيده است در فهرست اعداميان قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما پرونده اين زن از سال 85 به جريان افتاد و اکنون با طي مراحل قانوني حکم قصاص وي آماده اجرا شده است.

نخستين روز مرداد ماه سال 85 خانواده مردي به نام سيروس با مراجعه به پليس آگاهي شيراز خبر دادند پسرشان ناپديد شده است و همسر او نيز از سرنوشت سيروس اظهار بي اطلاعي مي کند. در حالي که اين موضوع مشکوک به نظر مي رسيد کارآگاهان تصميم گرفتند از همسر مرد ناپديد شده بازجويي کنند. رکسانا در اين مرحله از تحقيقات گفت نمي داند شوهرش چرا خانه را ترک کرده و به کجا رفته است. با توجه به اينکه مدرکي عليه رکسانا وجود نداشت وي آزاد شد اما اثاث کشي و نقل مکان او باعث شد کارآگاهان بار ديگر نسبت به رفتارهاي اين زن حساس شوند و وي را زير نظر بگيرند. ظن پليس زماني بيشتر شد که خبر رسيد رکسانا با استفاده از يک شناسنامه جعلي با مردي ازدواج کرده است. در حالي که فرضيه شوهر کشي به خاطر روابط نامشروع در اين پرونده ثبت شده بود رکسانا و مرد غريبه به نام جعفر بازداشت شدند. آن دو پس از چند روز انکار جرم و ابراز بي اطلاعي از سرنوشت سيروس سرانجام کشتن وي را گردن گرفتند و گفتند جسد اين مرد را در حاشيه شهر سوزانده اند. در پي اعترافات اين دو جنازه پيدا شد و دو متهم با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست به شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس معرفي شدند تا هيات قضات درباره سرنوشت آنها تصميم بگيرند. در جلسه محاکمه رکسانا و همدستش اتهام آدمکشي را انکار کردند و مدعي شدند جنازه پيدا شده متعلق به سيروس نيست. در حالي که اولياي دم مقتول مصرانه اين ادعا را رد مي کردند قضات به پزشکي قانوني دستور دادند از طريق آزمايش DNA هويت قرباني بررسي شود. چندي بعد متخصصان پزشکي قانوني طي نامه يي به شعبه 5 دادگاه کيفري اعلام کردند برخلاف ادعاي رکسانا جنازه متعلق به شوهرش است. پس از اعلام اين نظريه دو متهم بار ديگر پاي ميز محاکمه رفتند و زن جوان اين بار به قتل اعتراف کرد و گفت؛ من از مدت ها قبل با جعفر رابطه داشتم و روز حادثه در حالي که فکر مي کردم او به خانه بازنمي گردد جعفر را به منزلم کشاندم اما شوهرم سرزده از راه رسيد و ما را ديد. در حالي که نمي دانستيم بايد چه کار کنيم جعفر با چاقو سيروس را زخمي کرد و سپس دست و پايش را با طناب بست. بعد من سلاحي را که در خانه داشتيم برداشتم و با شليک گلوله شوهرم را کشتم و در ادامه جسد را به حاشيه شهر برديم و به آتش کشيديم.

بعد از اعترافات اين متهم و تاييد گفته هاي او از سوي همدستش قضات رکسانا را به قصاص و جعفر را به حبس محکوم کردند که اکنون اين راي در ديوان عالي کشور تاييد و آماده اجرا شده است.
باند بزرگ کيف قاپان حرفه يي متلاشي شد


باند چهار نفري کيف قاپان حرفه يي با دستگيري اعضاي آن توسط ماموران پليس منهدم شد.

به گزارش فارس روز 29 مهر سال گذشته مردي با مراجعه به کلانتري خاني آباد از وقوع يک سرقت خبر داد و گفت؛ در حال عبور از خيابان بودم و با تلفن همراهم صحبت مي کردم که دو نفر از سرنشينان يک دستگاه موتورسيکلت پس از درگيري با من موبايلم را به سرقت برده و متواري شدند.

ماموران کلانتري پس از شنيدن اظهارات اين مرد و تشکيل پرونده، داديار شعبه يکم دادسراي ناحيه 27 را در جريان موضوع قرار دادند و به دستور وي، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان اداره هجدهم پليس آگاهي قرار گرفت.

کارآگاهان هم با کمک شاکي به چهره نگاري از سارقان پرداختند و توانستند يکي از آنان را که سارق سابقه داري به نام وحيد 20 ساله است شناسايي کنند و تمامي محل هايي را که احتمال داشت متهم در آنجا مخفي شده باشد، تحت نظر بگيرند.

از سوي ديگر کارآگاهان پايگاه هفتم پليس آگاهي از طريق اطلاعات و اخبار مردمي، مطلع شدند فردي به نام فرهاد قصد دارد تعدادي چک متعلق به شخصي ديگر و يک سند ملکي را به فروش برساند. آنان اين متهم را روز سوم بهمن پارسال در ميدان خراسان دستگير و به همراه اسناد، مدارک و چک هاي مسروقه به مقر پليس منتقل کردند.

پس از بررسي سند ملکي، اسناد و مدارک و چک هاي کشف شده مشخص شد سند متعلق به فردي است که در تاريخ چهارم دي ماه به صورت کيف قاپي از وي سرقت شده است.

همچنين چک ها و ساير مدارک متعلق به دو شهروند ديگر است که در تاريخ هاي 28 دي و يکم بهمن در تهرانپارس و بهارستان دزديده شده و اين افراد در شکايات خود خواستار رسيدگي به موضوع و دستگيري سارقان شده اند.فرهاد پس از مواجهه با دلايل و مدارک به دست آمده ناچار به اعتراف شد و گفت تمامي اين مدارک را از فردي به نام سعيد که کيف قاپ است، خريده است. ماموران پس از تحقيقات گسترده محل اختفاي سعيد را در شهرک ارکيده واقع در دولت آباد، شناسايي و در تاريخ هفتم اسفند وي را به همراه جوان 21 ساله يي به نام صادق دستگير کردند.

سعيد در اعترافات خود به کيف قاپي از تعداد زيادي از شهروندان اعتراف و صادق را به عنوان خريدار اموال مسروقه معرفي کرد.

کارآگاهان پس از شنيدن اعترافات سعيد ساير اعضاي اين باند را که به صورت گسترده اقدام به کيف قاپي کرده بودند شناسايي و طي عمليات جداگانه در فروردين و ارديبهشت امسال دستگير کردند و معلوم شد ارزش اموال مسروقه 400 ميليون تومان است که شامل وجه نقد، چک پول، گوشي تلفن همراه، لپ تاپ، دوربين عکاسي و فيلمبرداري و اسناد و مدارک ديگر مي شود.

اکنون تحقيقات از اين متهمان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
متهم به نام مهين توسط يک زن نجات يافته شناسايي شده است
نجات از چوبه دار با اداي سوگند
سارقان حرفه يي خود را مامور معرفي مي کردند
جلوگيري از انفجار تانکر حامل الکل در بزرگراه آزادگان
متهم اعتراف کرد شوهرش را با شليک گلوله کشته است
باند بزرگ کيف قاپان حرفه يي متلاشي شد
اعدام سه محکوم در زندان مرکزي اصفهان
سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر
پارک دوبله شيوه سارقان براي دزدي
پليس در تعقيب قاتلان مسلح يک دامدار
تاييد حکم قصاص قاتل دختر ناتني
سارقان لوازم خودرو روانه زندان شدند
فرار از چنگ آدم ربايان
استقبال از مرگ در چاه 30 متري
زن دروغگو راهي دادگاه خانواده شد

اعدام سه محکوم در زندان مرکزي اصفهان
گروه حوادث، حميد بارورز؛ حکم اعدام سه مرد که به جرم قتل و قاچاق مواد مخدر به مرگ محکوم شده بودند در زندان مرکزي اصفهان اجرا شد.به گزارش خبرنگار ما قاتلي که به قصاص محکوم شده بود محمود نام داشت. او در جريان يک کينه جويي در نخستين روزهاي سال گذشته جواني به نام سعيد را کشته بود. پس از ناپديد شدن سعيد خانواده او از محمود به عنوان آخرين فردي که با پسرشان ملاقات کرده بود، شکايت کردند و اين جوان دستگير شد. او ادعا کرد؛ روز حادثه دنبال سعيد رفتم و او را سوار خودروام کردم و براي تفريح به سمت حاشيه شهر به راه افتاديم اما در بين راه رهگذري سوار خودرو شد و ما را بيهوش کرد و با سعيد درگير شد. با ادامه يافتن تحقيقات و مشاهده آثار لکه هاي خون در صندوق عقب و زير صندلي شاگرد خودروي محمود به نظر رسيد گفته هاي متهم حقيقت ندارد. عاقبت محمود به قتل سعيد اعتراف کرد و گفت؛ من از خانواده مقتول به خاطر اينکه دختر مورد نظر مرا به عقد پسرشان درآورده بودند ناراحت بودم و قصد انتقام جويي داشتم و مي خواستم عروسي آنان را به عزا تبديل کنم. براي همين روز حادثه در بين راه آبميوه يي را که مقداري قرص خواب آور در آن حل کرده بودم به سعيد دادم تا بخورد. بعد از رسيدن به يک جاده فرعي سعيد را پياده کردم و او را با چاقو کشتم. سعيد در لحظات آخر عمرش به من گفت اين برادرش است که مي خواهد دختر مورد علاقه مرا به عقد خود درآورد و من او را به اشتباه قرباني کرده ام.دادگاه کيفري استان اصفهان پس از محاکمه محمود را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کرد و با تاييد حکم در ديوان عالي کشور وي صبح ديروز در زندان مرکزي اصفهان به دار آويخته شد.در همين حال روابط عمومي دادگستري کل استان اصفهان گزارش داد مردي به نام عليرضا چ. که فروردين سال 86 به جرم تهيه و مشارکت در حمل و جاسازي 105 هزار و 600 کيلوگرم مرفين و 299 کيلوگرم ترياک و نگهداري 173 گرم ترياک و سوخته دستگير شده بود نيز ديروز اعدام شد.اعدامي سوم نيز در اسفند سال 86 به جرم مشارکت در نگهداري بيش از سه هزار کيلوگرم کراک دستگير و به اعدام محکوم شده بود.


سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر
شخصي با نشستن بر صندلي جلو خودروهاي مسافربر وجه نقد و کارت سوخت رانندگان را از داشبورد مي دزديد.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان چندي پيش در پي مطرح شدن شکايت هاي متعدد مبني بر سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر، رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران پليس آگاهي تهران قرار گرفت و متهم در حالي که براي فروش بنزين يک کارت سوخت سرقتي به جايگاه سوخت مراجعه کرده بود، توسط مسوولان پمپ بنزين شناسايي و با حضور ماموران بازداشت شد. اين گزارش مي افزايد با انتقال متهم به پليس آگاهي وي در بازجويي ها به 34 فقره سرقت به همين شيوه اعتراف کرد و گفت به خاطر اعتياد شديد به کراک و حشيش اين دزدي ها را انجام داده است.


پارک دوبله شيوه سارقان براي دزدي
سه پسر جوان با پارک دوبله در کوچه ها پس از درگيري با راننده هايي که قصد داشتند از کوچه عبور کنند، اموال آنها را سرقت مي کردند.چند روز قبل با اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر دستگيري سارق، ماموران پليس بلافاصله به محل اعزام شدند و شخصي به نام پژمان به آنها گفت؛ با اتومبيلم در حال عبور از کوچه بودم که در بين راه به خودرويي رسيدم که دوبله پارک شده بود و راننده آن حرکت نمي کرد. راننده مدعي شد مامور نيروي انتظامي است. او سپس همراه با چند نفر ديگر با من درگير شد و تلفن همراه و 200 هزار تومان وجه نقد مرا ربود و به همراه همدستانش متواري شد اما با کمک دو نفر از اهالي محل توانستيم آنها را دستگير کنيم. ماموران پليس پس از کشف و ضبط اموال مسروقه و دو گرم کراک، متهمان را براي سير مراحل قانوني به پليس آگاهي منتقل کردند.


پليس در تعقيب قاتلان مسلح يک دامدار
تجسس پليس آگاهي استان همدان براي دستگيري دزدان مسلح که يک پيرمرد دامدار را کشتند و پسرش را زخمي کردند با کشف چند سرنخ وارد مرحله تازه يي شد.به گزارش ايسکانيوز رسيدگي به اين پرونده از اواخر سال گذشته و پس از آن آغاز شد که شليک پياپي چند تير در روستاي «روان» شهرستان بهار - از توابع استان همدان - اهالي را سراسيمه به خيابان کشاند.در اين هنگام سه مرد مسلح چندين راس گوسفند را از طويله مرد سالخورده يي به نام «هاشم» دزديدند و او و پسرش را هدف گلوله قرار دادند. خبر تيراندازي شبانه، ماموران پليس را به خانه مورد نظر کشاند و آنان با پيکر خونين «هاشم» و بدن نيمه جان پسرش «اميد» رو به رو شدند.«اميد» که به نزديک ترين مرکز درماني فرستاده شده بود با تلاش پزشکان از مرگ نجات يافت و گفت؛ در خانه خود خوابيده بوديم که سر و صداي چند مرد ناشناس بيدارمان کرد. آنها 14 راس از گوسفندان ما را دزديدند و در حال فرار بودند که من و پدرم سوار ماشين شديم تا آنان را تعقيب کنيم.وي ادامه داد؛ دزدان تيراندازي کردند و پدرم را کشتند و من زخمي شدم. اکنون تجسس پليس آگاهي استان همدان براي دستگيري جنايتکاران مسلح با کشف چند سرنخ وارد مرحله تازه يي شده است و کارآگاهان اميدوار هستند آنان را پيش از ارتکاب جرمي تازه دستگير کنند.


تاييد حکم قصاص قاتل دختر ناتني
حکم قصاص مرد ميانسالي که دختر ناتني خود را کشته است از سوي ديوان عالي کشور تاييد شد.به گزارش فارس روز 28 مهر سال 86 زني با مراجعه به پليس آگاهي کرج مدعي شد دختر 16 ساله اش مفقود شده است. اين زن جوان گفت؛ دخترم از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است و دختر کوچکم ادعا مي کند ديده همسر صيغه يي ام او را لاي پتو پيچيده شده از خانه بيرون برده است.در پي اظهارات اين زن تحقيقات از همسر 38 ساله او آغاز شد و وي به قتل دختر 16 ساله اعتراف کرد. اين فرد در اعترافاتش گفت قصد داشت با اين دختر ارتباط نامشروع برقرار کند اما زماني که دختر مخالفت کرد وي را خفه و جنازه اش را از خانه خارج کرده است. با توجه به اعترافات اين متهم شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران براي وي حکم قصاص صادر کرد که اين حکم از سوي شعبه 31 ديوان عالي کشور تاييد شد.


سارقان لوازم خودرو روانه زندان شدند
دو مرد که متهم به سرقت لوازم داخل خودرو هستند با اعتراف به جرم خود روانه زندان شدند.ماموران پليس آگاهي طي تحقيقاتي که از ابتداي امسال در پي طرح چند شکايت انجام دادند، فهميدند سارقان معمولاً از دو نوع خودروي پژو 405 و پرايد در کوچه هاي فرعي غرب تهران سرقت مي کنند. محمدرضا حيدري بازپرس شعبه دهم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ ماموران توانستند در جريان جست وجوهاي خود يک موتورسيکلت را متوقف و دو سرنشين آن را دستگير کنند. متهمان در بازجويي به ارتکاب بيش از 20 فقره سرقت لوازم داخل خودرو در منطقه غرب تهران اعتراف کردند و با بررسي بيشتر مشخص شد اين دو همان دزدان خودروهاي 405 و پرايد هستند.وي افزود؛ اين دو متهم که با يکديگر پسرعمو هستند، گفتند از ابتداي امسال براي تامين خرج استعمال مواد مخدر خود دست به اين اقدام زده اند.بازپرس شعبه دهم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ با توجه به اعتراف اين افراد و همچنين شناسايي متهمان توسط مالباختگان اين افراد روانه زندان شدند.


فرار از چنگ آدم ربايان
جواني که بيش از 25 روز در اسارت تعدادي از اشرار در منطقه مرز بازرگان به سر مي برد، توانست از چنگ آنان فرار کند. اين جوان به همراه برادرش گروگان گرفته شده بود اما برادر وي چند روز قبل آزاد شده بود. روز دوم ارديبهشت خانواده اين دو برادر با حضور در دادسراي امور جنايي تهران گفتند دو فرزند 24 و 26 ساله شان که قصد داشتند به صورت غيرقانوني از مرز خارج شوند توسط افراد ناشناس ربوده شده اند و از آنها اطلاعي در دست نيست.به اين ترتيب تحقيقات براي شناسايي ربايندگان آغاز شد تا اينکه يکي از جوانان ربوده شده به تهران بازگشت و گفت گروگانگيران خواستار گرفتن پول در برابر آزادي برادرش شده اند.اين جوان گفت؛ پس از آنکه پليس به او و برادرش اجازه خروج از مرز نداد اين افراد قصد داشتند به تهران بازگردند اما شش نفر نقابدار وي و برادرش را ربودند.تحقيقات براي دستگيري ربايندگان اين فرد و همچنين آزادي برادر وي ادامه يافت تا اينکه گروگان دوم نيز موفق شد از چنگ ربايندگان نقابدار فرار کند.بنا بر اين گزارش همچنان تحقيقات براي شناسايي و دستگيري آدم ربايان ادامه دارد.


استقبال از مرگ در چاه 30 متري
يک زن ميانسال که از بدرفتاري فرزندش به ستوه آمده بود در جنوب کشور خود را به چاه انداخت.به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني بندرعباس، امدادگران اين سازمان بامداد جمعه باخبر شدند يک زن 48ساله پس از جر و بحث با فرزندش در روستاي «سرخون» ناپديد شده است و احتمال دارد خودکشي کرده باشد. بنابراين گروه نجات به همراه پليس به جست وجو پرداخت و سرانجام پيکر اين زن در چاه 30 متري حياط خانه اش پيدا شد.بررسي هاي ماموران نشان مي دهد بالاگرفتن بحث و دعواي مادر و فرزند به شامگاه پنجشنبه برمي گشت و اين زن ساعت 2 بامداد جمعه به استقبال مرگ رفت. پيکر او با صدور دستور قضايي به پزشکي قانوني فرستاده شد و رسيدگي به پرونده در دستور کار پليس و بازپرس کشيک قرار گرفت.


زن دروغگو راهي دادگاه خانواده شد
زن ميانسالي که براي داشتن جايگاه مناسب در بين اقوام و بستگان عادت به دروغگويي کرده بود با درخواست شوهرش براي جدايي به دادگاه خانواده فراخوانده شد. شوهر 49 ساله اين زن پس از مراجعه به مجتمع قضايي خانواده شماره دو گفت؛ 25 سال پيش به خواستگاري مينو که از اقوام دور مادرم بود، رفتم و پس از تعيين مهريه و برگزاري جشن عروسي زندگي مشترک مان را آغاز کرديم. زندگي خوبي داشتيم و با تولد بچه هايمان اوضاع بهتر هم شد اما با گذشت مدتي همسرم شروع به دروغ گفتن کرد و هر چه به وي تذکر مي دادم با وجود داشتن عروس و داماد اين رفتارش نادرست است، توجهي نمي کرد و صبح تا شب در حال طرح دروغي جديد و بازگو کردن آن به دوستان و اقوام بود، طوري که آبرويم را برده بود و در همه جا من و خانواده ام مورد تمسخر قرار مي گرفتيم. با وجود اينکه بارها خودم و فرزندانم وي را تهديد کرديم اگر از اين رفتارش دست برندارد، ترکش مي کنيم وي تغييري نکرد، به همين دليل براي عملي کردن تهديدم به دادگاه آمده ام. پس از اظهارات اين مرد مينو به دادگاه احضار شد و گفت؛ چند سال پيش براي اينکه در ميان دوستان و بستگان جايگاهي داشته باشم به دروغ مطالبي برايشان مطرح مي کردم اما اين کار برايم عادت شد و ديگر نمي توانم دروغگويي را ترک کنم. قاضي دادگاه رسيدگي به دادخواست شوهر مينو را به آينده موکول کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام