.jpg)
گروه سياسي؛ محمد صدر معاون وزارت خارجه دولت اصلاحات يکي از بزرگ ترين مشکلات سياست خارجي دولت نهم را نگاه به سياست خارجي با ديد داخلي توصيف کرد و گفت؛ اين نگاه يعني ديد منافع داخلي، ديد جذب راي، جنجال و از اين جور چيزها. وي در گفت وگو با ديپلماسي ايراني افزود؛ ببينيد برنامه انرژي هسته يي ايران در چارچوب مسائل صلح آميز آغاز شد. از قبل از آقاي خاتمي هم آغاز شده بود، اما کارهاي زيربنايي آن در زمان آقاي خاتمي پايه ريزي شد. تقريباً تکنولوژي هسته يي در دولت خاتمي نصيب ايران شد. اوج آن هم غني سازي اورانيوم بود که ما به غني سازي اورانيوم رسيديم. سانتريفوژها به رغم اينکه همکاري هاي خارجي قطع شده بود با دست دانشمندان خودمان نصب شد، به جريان افتاد و غني سازي اورانيوم شروع شد. يعني در واقع همه چيز آماده شد براي کار اصلي و شروع هم شد. در يک مقطع زماني به دليل حساسيت اوضاع و به دليل اينکه يک رئيس جمهور افراطي، تندرو و جنجالي مثل جرج بوش در امريکا سر کار بود که با سوءاستفاده از مسائل 11 سپتامبر هم به افغانستان حمله کرده بود و هم به عراق، شرايط کمي متفاوت بود. در عين حال منافقين يکسري اطلاعات غلط به آنها داده بودند، در کنار آن هم ليبي يکسري اطلاعات غلط به امريکايي ها داده بود و در مجموع مديريت کشور به اين نتيجه رسيد که براي پشت سر گذاشتن خطر در شرايط جو امنيتي بايد چاره يي انديشيد. اين جو امنيتي حکم مي کرد عاقلانه عمل شود و بهانه يي داده نشود. تا در واقع همان کاري را که در مورد افغانستان و عراق کردند در مورد ايران تکرار کنند.
صدر افزود؛ سپس قضيه تعليق غني سازي که نشان دهنده حسن نيت ايران بود تا بگويد من دنبال سلاح نيستم، آغاز شد. اين کار انجام شد، اروپايي ها آمدند مذاکره کردند و يک سري قول هايي هم دادند، البته در عمل آن طور که بايد و شايد عمل نکردند. غني سازي در دوره خود آقاي خاتمي دوباره شروع شد. آن مقطع را ما بايد مي گذرانديم. چه به لحاظ گذر از آن مرحله خطرناک و چه از لحاظ اينکه حسن نيت اروپايي ها را آزمايش کنيم.
وي با بيان اينکه آن مقطع خطرناک را پشت سر گذاشتيم و ايران با هيچ تهديدي روبه رو نشد، ادامه داد؛ فهميديم اروپايي ها به حرف هايي که مي زنند عمل نمي کنند، دوباره غني سازي را آغاز کرديم. آغاز دوباره غني سازي ممکن بود يک مقدار عکس العمل داشته باشد، اما آن جنجالي که آقاي احمدي نژاد شروع کرد چه در ارتباط با برنامه هسته يي و چه در ارتباط با قضيه هولوکاست، يکدفعه ما را روي آنتن برد که نتيجه اش اين شد که ما قطعنامه هاي مختلف گرفتيم. صدر اظهار داشت؛ اگر يادتان باشد در ابتدا مي گفتند اين طور عمل نکنيد، پرونده از آژانس به شوراي امنيت مي رود اما گفتند نمي رود و وقتي رفت و قطعنامه صادر شد، گفتند اين کاغذ پاره يي بيش نيست. اين عدم شناخت است. بنابراين آقاي خاتمي با وجود آن که غني سازي را شروع کرد اما جنجال تبليغاتي احمدي نژاد را نداشت که بخواهد دنيا را به هم بريزد.
وي تصريح کرد؛ جنجالي کردن سياست خارجي و تبليغات بي خود نتيجه اش اين مي شود که مي گويند رئيس جمهور ايران يک فرد غير قابل پيش بيني است.
معاون وزير خارجه دولت اصلاحات با بيان اينکه در روابط بين الملل اين خيلي مساله مهمي است تاکيد کرد؛ غيرقابل پيش بيني يعني تهديدآميز بودن. وقتي تهديدآميز شد، يعني مشکل امنيتي پيدا مي کند و با او برخورد امنيتي مي کنند. در صورتي که اگر بگويند معقول است و متعادل فکر مي کند، برنامه هايش هم روي حساب و کتاب است، برخوردي هم که با او مي شود، برخوردي امنيتي نيست.
صدر در ادامه به رابطه ايران و امريکا پرداخت و گفت؛ در مورد مساله امريکا ببينيد، ما دو تا امريکا داريم؛ يکي امريکاي زمان جنگ است که به دنبال ساقط کردن جمهوري اسلامي بود و ديگري امريکايي که براي برقراري ارتباط با ايران سيگنال مي فرستد. روابط امريکا در 30 سال اخير يک رابطه سينوسي بوده. تا پايان دوران جنگ دقيقاً به دنبال ساقط کردن جمهوري اسلامي ايران بود. بعد از آن يک مقدار تغييراتي ايجاد شد، به خصوص در دوران رياست جمهوري آقاي کلينتون يک پالس هاي مثبتي آمد که البته آن طور که بايد و شايد طرف ايراني پاسخ مثبتي نداد که بايد به اين مساله اشاره کرد.
بعد از آن آقاي جرج بوش به قدرت رسيد که روابط را به دوره اول بازگرداند. يعني جرج بوش به دليل ايدئولوژي نومحافظه کارانه يي که داشت (مي دانيد که در امريکا به اينها مي گويند صهيونيست هاي مسيحي يا مسيحي هاي صهيونيست که انسان هايي با تفکر حمايت مطلق از اسرائيل هستند و طبيعي است که با جمهوري اسلامي ايران رابطه خوبي ندارند) دوباره در جهت ساقط کردن ايران گام برداشت. يکي از انتقادهاي ما به آقاي احمدي نژاد اين است که شما در حالي که اين دولت تندرو افراطي که نسبت به ايران مواضع خصمانه دارد بر سر کار است به دنبال برقراري ارتباط بوديد. من يک سال پيش گفتم آقاي احمدي نژاد اين کار را نکن، شما با جرج بوش به جايي نمي رسي چرا که او به شما براي برقراري رابطه راه نخواهد داد.
وي سپس با بيان اينکه در حال حاضر يک تغييراتي ايجاد شده است و ما نمي توانيم منکر اين تغييرات چه در سياست داخلي و چه در سياست خارجي امريکا شويم، گفت؛ مردم امريکا هم از حکومت جرج بوش به ستوه آمده بودند. آقاي اوباما پيام تغيير را براي جهان فرستاده است. سياست تغيير آقاي اوباما واقعي است، نه اينکه نباشد، اما در همه جاي دنيا واقعي است به جز خاورميانه که بايد منتظر بمانيم. در ارتباط با اروپا واقعي است و سعي مي کند رابطه اش را با اروپا بهتر کند. در رابطه با چين، روسيه، هند، امريکاي جنوبي و آفريقا مي خواهد دولت امريکا که راس آن آقاي اوباما است، حرکت هايي داشته باشد که خيلي مناسب تر و بهتر و عاقلانه تر است نسبت به دوران جرج بوش. من در اين هيچ شکي ندارم و او در اين جهت هم حرکت خواهد کرد.
معاون وزير خارجه دولت سيدمحمد خاتمي اظهار داشت؛ متاسفانه کارهايي که آقاي احمدي نژاد در سياست خارجي انجام داد و از طرف جوانان به عنوان جرات و تابوشکني مطرح شد، هيچ کدام جرات نبود، بي باکي بود و تابوشکني هم نبود و نتيجه اش نه تنها به نفع جمهوري اسلامي ايران نشد بلکه عزت جمهوري اسلامي را زير سوال برد.
وي در اين خصوص به نامه هاي احمدي نژاد به جرج بوش، مرکل يا پاپ اشاره کرد و گفت؛ هيچ کدام از آنها جواب ندادند. نه تنها جواب ندادند، آقاي جرج بوش يک برخورد بسيار تحقيرآميز کرد.
صدر با تاکيد بر اينکه احمدي نژاد نرم افزار سياست خارجي را کاملاً از دست داد، افزود؛ من فکر مي کنم درک درستي از عملکرد مسائل هسته يي ايران در جامعه و رسانه ها وجود ندارد. علت آن هم اين است که دولت به جاي آن که به خود مساله بپردازد به تبليغات پرداخت و اين تبليغات مساله را از آن جريان طبيعي و عادي که داشت خارج کرد.