يكشنبه، 27 ارديبهشت 1388 - شماره 1953
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تئاتر
به بهانه شعار «دولت فرهنگي و فرهنگ غيردولتي»
«ميرحسين» براي اهل تئاتر چه خواهد کرد

علي قلي پور
1
«ميرحسين براي اهل تئاتر چه خواهد کرد؟» اين پرسش مهمي است، اما مهم تر اين است که چه کسي بايد به اين پرسش پاسخ دهد؟ يا به بياني ديگر جماعت تئاتري بايد پاسخ اين پرسش خود را از چه کسي بشنوند؟ يا از چه کسي انتظار دريافت پاسخ داشته باشند؟ اين روزها که بازار پرسش از کانديداها گرم است، هر شهروندي مي تواند با طوماري از پرسش سراغ رسانه ها رفته و پاسخ خود را پيدا کند. پرسش از کانديداها فقط مختص «خانه سينما» يا «سعيد حجاريان» نيست، و از اين مهم تر نفس طرح پرسش حتي اگر پاسخي براي آن نباشد، زمينه ساز و بيانگر حساسيت شهروندان به وقت انتخاب است. اما شايد پرسش «ميرحسين براي اهل تئاتر چه خواهد کرد؟» بسيار کلي باشد و بگوييم که قرار نيست او براي اهل تئاتر کاري کند. ممکن است شما هم بگوييد اصلاً چرا جماعت تئاتر نشسته اند و منتظرند کسي براي آنها کاري کند؟ مگر مديران تئاتري مديران مياني محسوب نمي شوند که گفتن از آنها موکول به بعد از انتخابات است؟ همه اين نقدها به اين پرسش روا و پذيرفتني است، اما شعار «دولت فرهنگي و فرهنگ غيردولتي» پاسخ به کساني بود که مي گفتند با آمدن ميرحسين بايد فقط يک نوع «پفک نمکي» بخوريم و فقط يک سينما داشته باشيم که فيلم هاي «پاراجانف» را دارد، حالا که همه اين شعار ميرحسين را شنيدند، وقت آن است که کمي بيشتر به آن فکر کنيم. اما في المجلس پيش از اينکه از مديريت و مديرها بنويسيم بهتر است هرم را وارونه بگيريم و از اهل تئاتر شروع کنيم؛ يعني از کساني که هنرمند بودن آنها وابسته به بودجه دولتي است و بي اين بودجه اندک به زحمت بتوانند بر هنرمند بودن خود تاکيد کنند.


2
فردوس کاوياني در گفت وگويي درباره عباس نعلبنديان که سال گذشته در کتاب «کارگاه نمايش»منتشر شد، از روزهاي آخر عمر او گفته است. آن زمان که سيدمحمد خاتمي وزير ارشاد بوده عباس نعلبنديان در فقر بيکاري همه روزهاي خود را در خانه سپري مي کرده است.روزي نعلبنديان به درخواست فردوس کاوياني سر تمرينات تئاتر او حاضر مي شود. دست بر قضا همان روز سيدمحمد خاتمي براي بازديد از تمرين سرزده وارد سالن مي شود و پس از سلام و عليک با همه، براي اولين بار عباس نعلبنديان را مي بيند و مي شناسد. به او مي گويد نمايشنامه هاي او را خوانده و دوست دارد، به او مي گويد چرا ديگر چيزي نمي نويسد، به او مي گويد از ديدنش خوشحال شده... و نعلبنديان در پاسخ به همه اينها، به روايت فردوس کاوياني، تنها به رفتارهاي تعارف آميز بسنده کرده و چيزي نمي گويد. حدود يک هفته پس از اين ديدار نعلبنديان به زندگي خود پايان مي دهد.

3
چندي پيش رئيس خانه تئاتر، ايرج راد، به عنوان اولين تئاتري رسماً از ميرحسين موسوي حمايت کرد. اين اقدامي عجيب بود زيرا تئاتر در کشور ما دولتي است و هنرمندان آن هم مانند کارمندان دولت هرگز توانايي پرداخت هزينه رفتار سياسي خود را ندارند. اگر از اغلب آنها بپرسيد به چه کسي راي مي دهيد، رو به شما خواهند گفت؛ «اي بابا... ما که جمعه اجرا داريم... فردا تمرين داريم... پس فردا بازبيني داريم...» براي اغلب آنها رياست تئاتر شهر و تقسيم سالن ها و وقت اجراي گروه ها و نحوه لابي با مديريت تئاتر شهر، از رئيس جمهور و سياست خارجي او هم مهم تر است. بهتر است کانديداها براي جذب آراي تئاتري ها چنين شعاري بدهند؛ «هر تئاتري يک سالن و 30 روز اجرا.» آن وقت خواهيد ديد چه جماعتي از تئاتري ها پاي صندوق هاي راي خواهند رفت. به همين دليل است که با رفتن رئيس جمهورهاي گوناگون مديريت تئاتر ما تکان چنداني نمي خورد. اغلب مديراني که در زمان خاتمي پستي در تئاتر داشتند، با آمدن احمدي نژاد هم بودند، اما آيا قرار است با آمدن ميرحسين هم آزموده ها را دوباره بيازماييم. در تيم ميرحسين سه مدير تئاتري هست؛ اول، علي منتظري(رئيس سابق گروه نمايش فرهنگستان هنر و عضو پيوسته اين فرهنگستان) خوشنام ترين مدير تئاتر در 30 سال اخير. دوم، مجيد سرسنگي (رئيس فعلي گروه نمايش فرهنگستان هنر). به روايت قديمي ها زماني که تئاتر ايران مرده بود، علي منتظري مديريت اين جسد را برعهده گرفته و کارها صورت داده بود. ديگري مجيد سرسنگي که به تازگي از سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران هم استعفا داده است. سرسنگي را همه مي شناسند، اما هيچ کدام از اين دو مدير در زمان احمدي نژاد بي پست نبودند. مدير سوم، مجيد شريف خدايي است که اکنون در زمره هنرمندان هوادار ميرحسين است. حالا پرسش اين است که آيا مديريت تئاتر ما در زماني که ميرحسين موسوي رئيس جمهور خواهد شد، از اين سه مدير فراتر خواهد رفت؟ حال ما مي توانيم با مطالعه سوابق هر سه مدير آينده تئاتر را پيش بيني کنيم. حال مي توانيم بگوييم کدام يک از اين سه مدير توانايي نجات جان نعلبنديان هاي تئاتر ما را دارند و کدام يک براي نعلبنديان کاري کردند، نعلبنديان سند بي توجهي تاريخ مديريت فرهنگي به هنرمندان طراز اول است. تاريخ در آينده يي نزديک با جسارت بيشتري در اين باره قضاوت خواهد کرد. امروز سوابق مديران را مرور مي کنيم و مي دانيم که روزگاري فردوس کاوياني درباره عباس نعلبنديان و بيکاري او با علي منتظري حرف زده بود و او به رغم جو غالب ايدئولوگ ها بر تئاتر، همکاري او را با مرکز هنرهاي نمايشي پذيرفته بود. حال مديران منتخب وزيران کابينه «ميرحسين» براي نعلبنديان هاي تئاتر چه خواهند کرد؟

4
سال گذشته فرهنگستان هنر کتابي با عنوان «نمايشنامه نويسي در ايران از آغاز تا امروز» منتشر کرد که نويسنده آن «حسين فرخي» با جسارت توهين آميزي نام «عباس نعلبنديان» را در زمره نمايشنامه نويسان ايراني نياورده بود، فرخي که خود روزگاري کانديداي مجلس شده و تلاش ناکامي براي پاي گذاشتن به جهان سياست کرده بود، در کتاب خود يکي از مهم ترين وزنه هاي تاريخ ادبيات نمايش ايران را به دليل نامعلومي ناديده گرفت؛ چرا؟ پيشينه سياسي نعلبنديان و سهل انگاري نويسنده تنها دلايلي است که مي توان در توجيه اين خطاي بزرگ اقامه کرد. بدون شک نظر مدير فرهنگستان دخالتي در محتواي کتاب ها ندارد. مي دانيم که هر هنر در فرهنگستان هنر مسوول خاص خود را دارد. اين نوشته قصد نشانه گرفتن انگشت اتهام به سوي هيچ کس را ندارد. عباس نعلبنديان تنها نشانه يي است از همه کساني که مي توانستند کارهاي بزرگي براي تئاتر ما انجام دهند و با سهل انگاري ها و تصفيه ها يا از ميدان به در شدند يا در فقر مردند يا راهي ديار غريب غربت شدند. مديريت بيمار فرهنگي ما بايد مسووليت همه اين آب هاي ريخته را برعهده گيرد. اما اکنون که ميرحسين موسوي کانديداي رياست جمهوري شده، بايد چه انتظاري از او داشت؟ آيا «دولت فرهنگي و فرهنگ غيردولتي» نعلبنديان هاي تئاتر را نجات خواهد داد يا مثل خاتمي دير خواهد رسيد؟ پاسخ به اين پرسش روشن است. در دولتي فرهنگي که فرهنگ آن غيردولتي است نعلبنديان هاي تئاتر بيکار نخواهند بود و نام آنها از تاريخ حذف نخواهد شد، زيرا تحقق اين شعار در گروه برداشتن مرزها و حذف نکردن نام شخصيت ها و محروم نگه نداشتن آنها است. آيا دولت فرهنگي که فرهنگ آن غيردولتي است، به همه نعلبنديان هاي تئاتر ما کاري دست و پا خواهد داد؟

عناوين اين صفحه
«ميرحسين» براي اهل تئاتر چه خواهد کرد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام