يكشنبه، 27 ارديبهشت 1388 - شماره 1953
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
گفت وگوي مرتضي کاظميان با دکتر مسعود پدرام
نه بزرگ

 انتخابات رياست جمهوري دهم، چنان معنادار مي نمايد که بسياري از صاحب نظران مستقل و منتقدان وضع کنوني، مشارکت جهت دار و موثر شهروندان عليه جريان مسلط در بلوک قدرت را بس ضروري مي دانند. اين اهميت عمدتاً از منظر جلوگيري از تداوم بقا و تثبيت يک جريان فکري - سياسي در ساخت قدرت، تحليل و تفسير مي شود. کارنامه و نتايج ناگوار اقتصادي، اجتماعي و سياسي ناشي از چهار سال مديريت جريان مزبور، حتي بسياري از کنشگران سياسي را که در دوره پيشين (انتخابات84) شرکت نکرده بودند، واداشته در رويکرد و کنش سياسي خود تجديدنظر کنند و در انتخابات آتي، به نفع يکي از نامزدهاي اصلاح طلب، فعال شوند. دکتر مسعود پدرام دانش آموخته ارشد علوم سياسي از هندوستان، از جمله پژوهشگران و کنشگراني است که با نقطه عزيمت تقويت جنبش هاي اجتماعي و «سپهر عمومي»، از چند ماه پيشتر، حضور فعال در رقابت هاي انتخاباتي خردادماه 88 را ضروري ارزيابي کرده بود. البته در آن هنگام، او از باورمندان به ضرورت نامزدي سيدمحمد خاتمي در انتخابات بود. آن نگاه، با انصراف خاتمي، تفاوتي اندک کرد؛ اما جوهره تحليل پدرام تغيير نکرده است. براي او، اصل همچنان تثبيت جامعه مدني و تقويت دموکراتيزاسيون و «سپهر عمومي» در ايران است. و از همين منظر، حضور در انتخابات را به عزم ممانعت از تداوم سامان سياسي- مديريتي کنوني مهم مي داند. «سپهر عمومي» (عرصه عمومي) کليدواژه و مفهومي است که پدرام با تکيه بر آرا و ديدگاه هاي دو انديشمند برجسته، هانا آرنت و يورگن هابرماس، به تبيين و توضيح آن در فضاي انديشگي ايران امروز، همت گماشته است. چنان که پدرام در کتاب جديدش (سپهر عمومي، روايتي ديگر از سياست) توضيح داده است؛ «سپهر عمومي، امکاني در زندگي جمعي انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه مي توانند از طريق يکديگر به سخن آيند و با مفاهمه به امر عمومي توجه کنند و آن را مورد بحث و گفت وگو قرار دهند. در سپهر عمومي، افراد در وضعيتي آزاد، دور از تحميل ها و اجبارها، امر عمومي را مورد بحث و نظريات يکديگر را مورد ارزيابي قرار مي دهند و بدين وسيله امکان رسيدن به يک توافق جمعي واقعي را به حداکثر مي رسانند.» از همين زاويه و با چنين نقطه عزيمتي است که او تثبيت سپهر عمومي را در ايران امروز، مواجه با تهديدهاي جدي و در خطر مي بيند. وي تاکيد مي کند سپهر عمومي در ايران با آنچه در اروپا وقوع يافت، تفاوت دارد؛ چرا که در ايران، سپهر عمومي همواره با خشونت مواجه بوده است. پدرام براي تداوم مشروطه خواهي در ايران، فعال شدن کنشگران در سپهرهاي عمومي را در انتخابات خردادماه بس مهم و ضروري مي داند. او البته از جمله صاحب نظراني است که از منظر يک منتقد و نظريه پرداز اجتماعي، به طرح بحث و اظهارنظر مي پردازد. پدرام با پرونده يي که در جريان بازداشت فله يي نيروهاي ملي - مذهبي در زمستان1379 براي او نيز تشکيل شد، اينک به قيد وثيقه يي چند ده ميليون توماني و با حکم دادگاه بدوي در جيب، به پژوهش در حوزه هاي سوسيال دموکراسي و نوانديشي ديني، در نهادي غيردولتي مشغول است. نظريه پرداز و توضيح دهنده «سپهر عمومي» در ايران، با محدوديت ها و موانعي که شامل او شده است، کرسي در مراکز آموزش عالي ايران امروز ندارد و ديدگاه هاي خود را با بهره جستن از ديگر سپهرهاي عمومي (مطبوعات، نشر و اينترنت) منتشر مي سازد و در معرض نقد و بحث قرار مي دهد. آنچه در ادامه مي خوانيد پاسخ هاي يک کنشگر اجتماعي و انديشمند علوم سياسي به پرسش هاي من و دغدغه هاي او براي ايران امروز است.
----
- اجازه دهيد گفت وگو را از يک مفروض شروع کنيم که جنابعالي در زمستان گذشته (در مصاحبه ام با شما که در روزنامه اينترنتي روز منتشر شد) به آن اشاره کرديد؛ اينکه «کشور در وضعيتي بحراني است و ادامه چنين وضعي تيرگي بي بازگشتي را نشان مي دهد.» اين ديدگاه و ارزيابي شما که تغيير نکرده است؟


آنچه براي همگان کاملاً مشهود است عدم شفافيت دولت (مثلاً نگاه کنيد به گم شدن مبالغ هنگفت)، سطح نازل سخنان و رفتار اعضاي تشکيلات مديريت دولت کنوني، وعده هاي بي محتوا و بسياري انحرافات و خطاهاي ديگر است که در کنار بسته بودن فضاي سياسي براي نيروهاي دموکراسي خواه و فشار اقتصادي بر توده مردم، يک افول سريع را نشان مي دهد. اما من به اقتضاي زمينه مطالعاتي خودم، چشم انداز و نظريه اجتماعي را ملاک قرار مي دهم. واقعاً چشم انداز کنوني چيست و روشنايي آن کجاست؟ تيرگي زماني کاملاً نمايان مي شود که آرمان هاي استعلايي انساني فراموش شوند و جاي خود را به خواست هاي فرقه يي و تاريخ مصرف دار بدهند. تلاش و برنامه ريزي براي توليد در مسير قدرت آفرينندگي و سازندگي، به ويژه در قلمرو انديشه در ترازي جهاني وجود ندارد؛ صحبت و طرحي براي صلح درون جامعه و در سطح جهاني وجود ندارد، دموکراسي به کناري انداخته شده، عدالت در تقسيم پول نفت، آن هم به نحوي صوري و ناموفق، خلاصه شده؛ از عدالت اصيلي که با همه شهروندان به نحوي برابر و با حقوقي برابر نگاه شود، يعني توزيع برابر انسانيت ميان شهروندان، صحبتي نيست، از يک رويه اخلاقي براي زيستي انساني، که به دور از خرافات و عقايد فرقه يي و رفتارهاي قالبي و شکلي باشد، خبري نيست و سرانجام، به همبستگي انساني و فرآيند بازتوليد احساس مليت خواهي از پايين و از درون جامعه و نه از بالا و از طريق دولت، نه تنها توجهي نمي شود بلکه به انحاي مختلف در برابر آن مقاومت مي شود. ارزش هايي را که در لابه لاي صحبتم برشمردم، اگرچه آرمان است، پاي در واقعيت دارد. در جوامع مختلف با راهبردها و برنامه ريزي هاي مشخص، کم و بيش، بخش هايي از اين آرمان ها محقق شده است، در حالي که ما در سال هاي اخير به تدريج از اين ارزش ها دور شده ايم و اين مسيري که ادامه دارد يک طرفه و رو به تيرگي است، مگر آنکه تغيير کند.

-جنابعالي در آن مقطع زماني(حدود سه ماه پيش) از نامزدي آقاي خاتمي حمايت کرديد و آن را به نفع گسترش و تقويت و تثبيت سپهر عمومي و جنبش هاي اجتماعي در ايران امروز ارزيابي کرديد. در شرايط کنوني که نامزدهاي اصلي انتخابات مشخص شده اند، آيا همچنان چنين پروژه ايجابي و اثباتي در تحليل شما از شرايط، وجود دارد، يعني ميان دو نامزد اصلي اصلاح طلب ترجيح خاصي داريد، يا بيشتر با رويکردي سلبي و عطف به نقد «وضع تيره کنوني»، به تعبير خودتان، اقدام عليه جريان دموکراسي ستيز را ضروري مي دانيد؟

البته خود شما در اين زمينه صاحب نظر هستيد و از نظرها و مقالات شما بهره برده ام. من هم در توضيحي که مي دهم خواهيد ديد با شما هم عقيده ام. اگر بحث تيرگي بي بازگشت را در صورت ادامه وضعيت کنوني بپذيريم، مهم آن است که آن را تا آنجا که مي توانيم در گفت وگوهايي وارد کنيم که در «سپهر عمومي» درمي گيرد. «سپهر عمومي» چه محدود باشد به اندازه يک اتاق، چه متوسط باشد به اندازه يک سالن چند هزار نفري و چه فراخ باشد به اندازه دانشگاه و نشريات، فضايي است که در آن امر عمومي وارد گفت وگوي افراد مشارکت کننده مي شود و امر عمومي حاکي از مسائلي است که با سرنوشت همه و زندگي عمومي افراد جامعه پيوند دارد. در اين فضاي گفت وگويي است که امر عمومي ميان افراد جامعه مورد بحث و گفت وگو قرار مي گيرد تا در نهايت به صورت يک وجدان عمومي درآيد. حال مساله اصلي آن است که مشارکت کنندگان و بازيگران در «سپهر عمومي» با ديدن تيرگي اين مسير و احساس خطر و نگراني از آنکه به عنوان يک امر عمومي با سرنوشت تمامي جامعه پيوند خورده است- تلاش کنند در مورد آن آنقدر گفت وگو کنند تا به صورت يک وجدان عمومي درآيد و جلوي آن گرفته شود. در حال حاضر مساله اين نيست که به کدام نامزد راي بدهيم، مساله نگران کننده آن است که وضع موجود ادامه يابد. وضعيت کنوني و نيروهاي اقتصادي و اجتماعي حامي آن و منافعي که با حضور اين شرايط براي بخش هايي خاص از جامعه به وجود آمده است، بايد با يک «نه» بزرگ روبه رو شوند. «نه» گرچه ظاهري منفي و سلبي دارد، اما در وضعيت کنوني که از طريق راي مردم احراز مي شود، به صورت امر مثبت و ايجابي نمايان مي شود. حضور اين «نه» بزرگ در وجدان عمومي نويد پيروزي پروژه مشروطه خواهي است.

- آيا در اين ميان، براي اصلاح طلبان و به طور مشخص، کارويژ ه خاصي قائل هستيد؟

جريان اصلاحات به نمايندگي آقاي خاتمي همچنان مي تواند نقشي کليدي ايفا کند. به عقيده من، بهتر است آقاي خاتمي در رقابت هاي دور اول انتخابات از نامزدي خاص حمايت نکند؛ مناسب تر آن است که ايشان به هر چه بزرگ تر شدن اين «نه» کمک کند. در چنين وضعي، مثلث خاتمي، جنبش هاي اجتماعي و «نه» در وجدان جامعه مي توانند با هم تعاملي مثبت داشته باشند و هر يک ديگري را تقويت کنند.

-مهم ترين استدلال شما براي نامزدي خاتمي آن بود که با حضور ايشان، اين امکان به وجود مي آيد که سياست اخلاقي و اصالت يافتن امر عمومي، ظاهر شود. در شرايط کنوني، تلاش براي جلوگيري از تداوم دولت کنوني و انتخاب مجدد احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور، چقدر «مهم و ضروري» است؟

جامعه ما براي اينکه بي اخلاقي سال هاي اخير را جبران کند به اين لحظات تاريخي نياز دارد. در اينجا همبستگي ملي براي تحقق اين «نه» بزرگ، خود زمينه ساز يک جامعه اخلاقي است چرا که از اين طريق است که جنبش هاي اجتماعي نوين به حرکت درمي آيند و خير عمومي در معرض بحث همگان قرار مي گيرد. در شرايطي که جنبش هاي اجتماعي نوين در ايران، يعني جنبش هاي مرتبط با مسائل جامعه انساني ما، مثل دموکراسي، زنان، جوانان و حتي فحشا و اعتياد و فقر و بي عدالتي و تبعيض فعال شوند سياست اصيل هم نمايان مي شود. در سياست اصيل امر عمومي، يعني آنچه خير عمومي است، در قالب فضيلت و ارزش مداري نمايان مي شود.

- شمار صاحب نظراني که رويکردهاي اجتماعي احمدي نژاد را در عرصه سياست، «پوپوليستي» ارزيابي مي کنند، کم نيست. چنانچه شما هم چنين تحليلي داريد، تاثير پوپوليسم مسلط را بر تثبيت و تقويت سپهر عمومي و جنبش هاي اجتماعي جديد در ايران، چقدر منفي و مخرب مي دانيد؟

اين معنا از پوپوليسم را مي توان اختيار کرد که در آن رابطه حاکم و مردم محوريت دارد و در چنين رابطه يي تلاش حکومت آن است که مردم را به نوعي راضي کند و مردم هم در حرکت هاي جمعي خواستي را اعلام بکنند که در هرچه نيرومندتر شدن قدرت حاکم کمک کند. مطالبات و حرکت هاي اجتماعي آن زمان اصيل است که همراه شکل گيري اين خواست ها و مطالبات از طريق گفت وگو در لايه هاي مختلف جامعه، در فضاهايي شبيه به سپهر عمومي ايجاد شود، اما در فرآيند پوپوليسم، چنين نيست. اما جنبش اجتماعي در فاصله گيري از حکومت يعني در فضايي که خواست و امر عمومي از لابه لاي مباحث و گفت وگوهاي افراد جامعه شکل مي گيرد، برمي خيزد. اگر مثلاً دموکراسي خواهي را در نظر بگيريم، مي بينيم دست کم از دوره مشروطه بحث دموکراسي مطرح و طي نسل ها و در محافل و فضاهاي عمومي مورد بحث و گفت وگو بوده و با چنين پشتوانه يي يک جنبش شکل گرفته است. مثلاً قانون چندهمسري براي مردان را در نظر بگيريم. از طريق گفت وگوهايي از درون جامعه حرکتي آغاز مي شود و کم کم به صورت يک فکر و وجدان عمومي درمي آيد که خود مي تواند مبنايي براي فعال شدن جنبش اجتماعي زنان شود.

- در اندک هفته هاي مانده تا انتخابات، نقش سپهر عمومي را در تغييرات بلوک قدرت (و به طور مشخص تغيير رئيس جمهور و گروه همراه و همفکرش در حکومت) چقدر مهم مي دانيد؟ آيا مطبوعات، محافل روشنفکري، جلسات بحث و گفت وگوي سياسي يا فضاي مجازي اينترنت مي تواند موجد افزايش معنادار احتمال اين تغيير شود؟

تنها اميد فعال شدن جنبش هاي اجتماعي نوين در ايران در سپهر عمومي است. در غير اين صورت نمي توان به فرآيند انتخاباتي و پس از آن به دولتي اميد بست که در شرايط عادي مي خواهد کشور را اداره کند. اگر در سپهر عمومي سياست اصيل وقوع نيابد و حسي از همبستگي و اخلاق در جامعه منتشر نشود، دولت نمي تواند بر اعتماد و مشارکت مردم تکيه و مشکلات اجتماعي، اقتصادي و سياسي پيش رو را حل کند. اشاره خوبي هم به فضاهاي مجازي کرديد. اخيراً ارتباطات اينترنتي بحث بازيابي سپهر عمومي را در فضاي مجازي مطرح کرده که چند سالي است در دستور کار قرار گرفته و نظريات مهمي هم درباره آن ارائه شده است. پيام هاي کوتاه تلفن هاي همراه هم در لحظاتي تاثيري شگرف دارد. اين عرصه هاي جديد در کنار آگاهي ها و شيوه هاي جديد باعث شده است جنبش هاي اجتماعي نوين که کمتر به ماديات و مسائل صنفي و بيشتر به مسائل عام و تاثيرگذار در سرنوشت جامعه توجه دارد از خشونت فيزيکي فاصله بگيرد.

-پيشبرد پروژه دموکراسي در ايران امروز، به چه ميزان با ضرورت تغيير دولت، گره خورده است؟

تغيير در دولت بدون وجود سپهر عمومي و همچنين فعاليت جنبش هاي اجتماعي بي پشتوانه است و به زودي از سوي نيروهايي که به لحاظ تاريخي در برابر دموکراسي قرار گرفته اند يا به دام معامله مي افتد يا سقوط مي کند. بنابراين سپهر عمومي به قول پژوهشگران در علوم انساني، نقش متغير مستقل را ايفا مي کند. من معتقدم يک سپهر عمومي نيرومند و ديرپا که بيانگر قدرت جامعه باشد هر دولتي را مي تواند در مسيري عقلاني و اصلاح پذير بکشاند. اوليه ترين کارکرد آن پاسخ خواستن است. دولتي که جامعه از آن پاسخ بخواهد نمي تواند به هدر رفتن مبلغ چند صد ميليارد دلاري درآمد نفت و بسياري از خطاها و انحرافات ديگر بي توجه باشد و به آن پاسخ ندهد.

-آيا تفاوت محسوسي ميان دو نامزد اصلاح طلب وجود دارد؟ به بيان ديگر، آيا شخصاً ترجيح مي دهيد از يکي از دو نامزد اصلاح طلبان (آقايان کروبي و موسوي) حمايت کنيد و او را بر ديگري ترجيح دهيد يا نفس تغيير دولت کنوني را واجد اهميت مي دانيد؟

از صحبت هايي که کردم، و پيش از آن نيز از نظر شما هم استفاده کردم، اين نتيجه را مي توان گرفت آنچه اولويت دارد نفس تغيير دولت از وضعيت کنوني به سمت وضعي است که به جنبش اصلاح طلبي نزديک تر است. البته به طور مشخص هم مي توان صحبت هايي در مورد دو نامزد مطرح گفت. تيم تشکيلات مديريت موسوي براي اداره کشور نيرومندتر به نظر مي رسد، اما گفتمان او رو به آينده ندارد، مساله دموکراسي و حقوق بشر و برابري حقوقي انسان ها برايش دغدغه اصلي نيست و در عوض مساله اقتصادي محرومان را هدف قرار داده است. به نظر هم نمي آيد دولت موسوي با قاطعيت بتواند جلوي نيروهاي سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي که احمدي نژاد را پشتيباني مي کند، بايستد. در همين حال کروبي نشان داده از شجاعت و صراحت زيادي برخوردار است، به ويژه زماني که تير مستقيماً به سمت او پرتاب مي شود. نيروهاي راديکالي هم دور او جمع شده اند که مي توانند در فعاليت برخي جنبش هاي اجتماعي کمک کنند. با اين حال اکنون ترجيح آن است که نظرها به آن«نه» بزرگ جلب شود که نتيجه اش پيروزي اصلاحات است. هر نفري که تصميم بگيرد از اين به بعد وارد مشارکت در انتخابات شود، قطعاً تاثيري در برجستگي و بلکه بزرگ تر شدن آن«نه» خواهد داشت.در پايان بايد يادآوري کنم از بد حادثه اينجا به پناه آمده ام. من از موضع آنچه خط امام خوانده مي شود و از درون نظام جمهور اسلامي به اصلاح طلبي نرسيده ام. هويتي ملي - مذهبي دارم و بر پيشينه مصدق و نخشب و بازرگان و شريعتي و سحابي ها و پيمان و يزدي تکيه دارم. بنابراين بايد بگويم علي الاصول اين انتخابات که در آن انسان هاي لايق که در جامعه نام و کرداري نيک از خود بر جاي گذاشته اند نتوانند از صافي شوراي نگهبان رد شوند، بي اعتبار و ناموجه است. اما چه مي شود کرد. کشور در پرتگاه است و بايد در شرايط واقعاً موجود راه حلي يافت و بدون فراموش کردن آرمان ها بايد با واقعيات درگير شد.

عناوين اين صفحه
نه بزرگ

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام