يكشنبه، 27 ارديبهشت 1388 - شماره 1953
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: جهان
اولين برآوردها از انتخابات
پارلمان کويت بدون اسلامگرايان ولي با حضور زنان

گروه بين الملل؛ مردم کويت ديروز در دومين انتخابات سراسري کشور خود ظرف يک سال پاي صندوق هاي راي رفتند. گمانه زني ها ديروز حاکي از حضور اندک مردم، از دست رفتن موقعيت اسلامگرايان و به دست آمدن اولين کرسي ها براي زنان بود. اين انتخابات براي تعيين 50 نماينده پارلمان پس از آن برگزار شد که امير شيخ صباح الاحمد الصباح، در ماه مارس پارلمان 10 ماهه کويت را منحل کرد و باعث برگزاري سومين انتخابات از ماه مه 2006 شد. اين انتخابات همچنين پس از يک سري مناقشات بين نمايندگان منتخب پارلمان و کابينه انتصابي از سوي خانواده سلطنتي الصباح که از سال 1756 بر کويت حاکم است، برگزار شد. 120 کانديدا در انتخابات اين دوره پارلمان شرکت کردند که به اعتقاد تحليلگران نتيجه هرچه باشد اين اميد اندک وجود دارد که بن بست سياسي کويت به پايان برسد. در منطقه جابريه (جنوب شهر کويت) راي دهندگان زن گفتند که از جر و بحث هاي بي پايان که سياست کشور را فلج کرده نااميد هستند و براي ورود زنان به پارلمان دعا کردند. نوح العوادي به خبرگزاري فرانسه گفت؛ اين مايوس کننده و غم انگيز است که ببينيم بحران هاي سياسي چند سال است که کشور را فلج کرده است. اين بسيار تاسف برانگيز است که مسائل حاشيه يي توسعه کشور را تحت الشعاع قرار داده است. براساس گزارش خبرگزاري فرانسه ، اگرچه خانواده سلطنتي حاکم، کابينه را انتخاب مي کند، پارلمان کويت اختيارات قانونگذاري و نظارتي دارد و مي تواند به برکناري وزرا راي دهد. اصيل العوادي، کانديداي زن تحصيلکرده امريکا، در يک تجمع انتخاباتي گفت؛ اين انتخابات نقش سرنوشت سازي در تعيين آينده کويت دارد. کانديداهاي زن شامل 16 نفر هستند و تحليلگران انتظار دارند که اولين نماينده زن پارلمان اين بار انتخاب شود. اين سومين بار است که زنان حق کانديداتوري و راي دادن در انتخابات را دارند. با اين حال رولا دشتي، کانديداي زن و يک ليبرال پيشرو مي گويد انتظار دارد حداکثر چهار زن در پارلمان انتخاب شوند. جمعيت کويت تا پايان سال 2008 ، ´´/³ ميليون نفر بود ولي دو سوم اين جمعيت خارجي هستند و از ±/± ميليون بومي کويت تنها 385 هزار تن واجد شرايط راي دادن هستند. مطابق قانون، مردان و زنان در حوزه هاي جداگانه راي مي دهند. زنان ³/54 درصد راي دهندگان را تشکيل مي دهند. طبق برنامه، انتخابات قرار بود ساعت 8 ديشب به پايان رسيده و اولين نتايج آن امروز اعلام شود. ديروز شبکه خبري الجزيره گفت؛ استقبال مردم از انتخابات پارلماني کويت در نخستين ساعات اخذ راي بسيار ضعيف بود. يکي از فعالان سياسي کويت در اين باره به الجزيره گفت؛ استقبال سرد مردم از انتخابات، امري قابل پيش بيني بود. مطالعه و بررسي که دانشگاه کويت انجام داد و نتايج آن اخيراً در روزنامه القبس کويت منتشر شد، نشان داد ميزان استقبال مردم در حوزه هاي انتخابي اول، دوم و سوم بين 50 تا 51 درصد خواهد بود. دليل اين سردي مردم به رويدادهاي سياسي اخير بين مجلس امت و دولت باز مي گردد. در همين حال، استقبال در حوزه هاي انتخابي چهارم و پنجم که مخصوص قبايل است، بسيار گسترده پيش بيني شده است زيرا رقابت در آنها امري قبيله يي است.
سيدحسن نصرالله؛ فدراليسم در لبنان جايي ندارد
گروه بين الملل؛ سيد حسن نصرالله دبيرکل حزب الله لبنان گفت؛ در لبنان فدراليسم جايي ندارد. وي با بيان اينکه «ما درخصوص استراتژي دفاعي و سلاح مقاومت با ديگران اختلاف داريم» و «براي حل و فصل اين مساله تلاش خواهيم کرد»، گفت؛ ما خواهان تشکيل دولت وحدت ملي هستيم و از اين رو اعلام مي دارم که فدراليسم در لبنان جايي ندارد. وي که در مراسمي در «ضاحيه» واقع در جنوب بيروت به مناسبت فارغ التحصيلي دانشجويان بسيجي حزب الله در دانشگاه ها سخن مي گفت، اظهار داشت؛ ما توجه خود را معطوف به مرحله جديد کرده ايم و بايد مسووليت بزرگ خود را در اين مرحله ايفا کنيم. وي افزود؛ من امروز درباره اوضاع داخلي لبنان صحبت مي کنم؛ ما در مرحله مهمي هستيم چرا که انتخابات پارلماني را پيش رو داريم. نصرالله خاطرنشان کرد؛ من نمي گويم حزب الله لبنان خواهان يک سوم دولت است بلکه مي گويم معارضان خواهان يک سوم دولت هستند. معارضان از گروه ها و اقشار سياسي مختلف تشکيل شده و نماينده نيمي از ملت لبنان طي سال هاي گذشته بوده اند. ما اميدواريم دولتي تشکيل شود که به دفاع از خود، تصميم گيري ، سرزمين و ملت و امنيتش بپردازد به طوري که نيازي به نيروهاي بين المللي نباشد. البته آنها ميهمانان ما در جنوب لبنان هستند و ما بر اساس قوانين بين المللي به عملکرد آنها احترام مي گذاريم، اما ما به عنوان لبناني، داراي شايستگي هاي نظامي و امنيتي هستيم که مي توانيم لبنان را اداره کنيم. دبيرکل حزب الله لبنان تاکيد کرد؛ ما مي خواهيم لبنان به دور از درگيري ها باشد، مي خواهيم در جهت حل و فصل اختلافات در لبنان تلاش و همکاري کنيم و در برابر هرگونه تفکر درخصوص تقسيم لبنان که ممکن است به ذهن کسي خطور کند، مقاومت خواهيم کرد. دبيرکل حزب الله لبنان همچنين دستيابي به يک قانون انتخاباتي مدرن را خواستار شد و گفت؛ بايد انتخابات در لبنان براساس قانون انتخابات نسبي برگزار شود. در يک اظهارنظر ديگر رئيس فراکسيون «وفاداري به مقاومت» در پارلمان لبنان گفت همه شواهد و قرائن نشان مي دهد که معارضان با اکثريت آرا در انتخابات پارلماني اين کشور به پيروزي مي رسند. محمد رعد با اشاره به اينکه دستاورد انتخابات آينده، لبنان را در مقابل دو گزينه قرار خواهد داد، گفت؛ گزينه اول آشتي با دشمن بر اساس نقشه راه و آناپوليس است و گزينه دوم حفظ لبنان و پايگاه قدرتمند آن در منطقه است.

وي افزود؛ ما اطمينان داريم که کشور به سمت ديگري حرکت مي کند و معارضين با اکثريت آرا پيروز خواهند شد، همه شواهد و قرائن اين را نشان مي دهد و رقابت بر سر کرسي هاي باقيمانده خارج از اين اکثريت است. رعد در ادامه گفت؛ معارضين در حال حاضر حد نصاب را کسب کرده اند، رقابت بر سر برخي کرسي هاي اضافي است که در نهايت اکثريت با معارضين خواهد بود. انتخابات پارلماني لبنان قرار است هفدهم خردادماه امسال با رقابت 701 نامزد براي تصدي 128کرسي نمايندگي برگزار شود. به دليل اهميت بي سابقه اين رويداد سياسي علاوه بر مردم و مسوولان لبناني بسياري از کشورهاي منطقه، امريکا، اروپا و حتي اسرائيل چشم به نتايج اين حادثه مهم دوخته و بسياري با بيم و نگراني اين موضوع را دنبال مي کنند. علت اين مساله هم اين است که پيروزي هرکدام از جناح هاي رقيب يعني گروه 14مارس يا 8مارس مي تواند سرنوشت و منافع برخي طرف هاي داخلي و خارجي را در اين انتخابات رقم بزند. مجله معتبر فارين پاليسي در مقاله يي با اشاره به انتخابات لبنان و اعلام اينکه به احتمال زياد حزب الله پيروز اين انتخابات است، نوشت؛ «حال بايد ديد در صورت پيروزي حزب الله چه اتفاقي خواهد افتاد؟ در واقع پيروزي در اين انتخابات هدف اوليه و اصلي حزب الله نخواهد بود. سيدحسن نصرالله دبيرکل اين حزب ماه گذشته اعلام کرد گروه وي درصدد افزايش سهم خود در پارلمان لبنان نيست. در حال حاضر حزب الله 14 کرسي از 128 کرسي پارلمان لبنان را در اختيار دارد. اکنون گروه مخالفان در لبنان به سه بلوک تقسيم مي شوند؛ جريان آزاد مسيحي که عمدتاً سکولار است و قبلاً در لبنان قدرت داشته است و دو گروه شيعه حزب الله و امل. اما در صورت پيروزي مخالفان به نظر نمي رسد حزب الله سهم 11 درصدي خود از مجلس را افزايش دهد. متحدان حزب الله نيز حداقل به 40 درصد از کرسي هاي باقيمانده مجلس براي پيروزي در انتخابات دست خواهند يافت. حزب الله هميشه بر اين نکته پافشاري داشته است که پس از انتخابات به دنبال دولت وحدت ملي در لبنان است و هميشه اين موضوع با مخالفت جدي گروه 14 مارس روبه رو شده است. برخي پيش بيني کرده اند در صورت پيروزي مخالفان، حزب الله سعد حريري فرزند رفيق حريري و از رهبران گروه14 مارس را به عنوان نخست وزير لبنان اعلام کند تا به وي اطمينان دهد که بلوک وي در دولت وحدت ملي نقش دارد.»
تدارک پاکستان عليه طالبان بدون ريش


گروه بين الملل؛ ارتش پاکستان خود را براي حمله يي سنگين جهت بيرون راندن طالبان از شهر اصلي دره سوات آماده کرده؛ اين در حالي است که ارتش پاکستان اعلام کرد نيروهاي طالبان ريش هاي خود را تراشيده اند تا هنگام فرار به همراه غيرنظاميان شناخته نشوند. به گزارش ايسنا، خبرنگار آسوشيتدپرس در گزارش خود اعلام کرده اکثر خيابان هاي مينگورا شهر اصلي دره سوات خالي از سکنه بود و دولت پاکستان به منظور تسهيل خروج غيرنظاميان قوانين منع آمدوشد در اين شهر را کاهش داده است.

آسوشيتدپرس همچنين گزارش داد؛ شبه نظاميان براي جلوگيري از حملات ارتش برخي مناطق را مين گذاري کرده اند. ارتش پاکستان از ماه گذشته ميلادي و به دنبال فشارهاي امريکا و غرب براي مقابله با شبه نظامي گري حملات خود عليه طالبان را در دره سوات و مناطق اطراف آغاز کرده است. يک مقام اطلاعاتي پاکستان اظهار داشت؛ در اوايل صبح امروز و بر اثر حملات موشکي امريکا به مناطقي در وزيرستان شمالي 12 تن کشته شدند. وزيرستان شمالي نيز از پناهگاه هاي طالبان و القاعده در مرز افغانستان - پاکستان است.

مقام هاي پاکستاني خاطرنشان ساخته اند اين حملات هوايي به يک مدرسه مذهبي تحت کنترل القاعده صورت گرفته و دو تن از شبه نظاميان کشته شده هويت خارجي داشته اند. به گفته مقام هاي پاکستاني چندين موشک به مدرسه فوق و خودروي نزديک اين مدرسه در منطقه ميرعلي واقع در وزيرستان شمالي اصابت کرد که دست کم 12 تن کشته و ده ها مجروح بر جاي ماند. مقام هاي پاکستاني که خواستند نام شان فاش نشود، تصريح کردند؛ هويت تمامي افراد کشته شده هنوز مشخص نشده است. در همين حال يک واحد از نيروهاي ويژه امريکايي مسوول حداقل سه حادثه از مرگبارترين حوادث به لحاظ کشتار غيرنظاميان شناخته شد. اين امر سوال هاي زيادي را درباره نقش آتي اين گروه در افغانستان ايجاد کرده است. به گزارش ايسنا، سربازان واحد تفنگداران دريايي امريکا از واحد فرماندهي عمليات ويژه موسوم به مارسوک مسوول حملات هوايي در بالا بلوک در استان فراه شناخته شده اند که مرگ 140 نفر را به دنبال داشت. اين واحد مسوول دو حادثه مشابه در سال هاي 2007 و 2008 نيز مسوول شناخته شد. مارسوک توسط دونالد رامسفلد وزير دفاع پيشين امريکا به رغم مخالفت ها در تيم هاي تفنگداران دريايي امريکا و واحد عمليات ويژه شکل گرفت. در مقاله Marine Corps Times از مارسوک به عنوان «کابوهايي» که باعث شرم ديگر سربازان هستند، ياد شده است.به نوشته روزنامه اينديپندنت، اولين حادثه صورت گرفته توسط اين يگان در چهارم مارس 2007 و تنها سه هفته پس از اولين استقرار آنها در افغانستان رخ داد. بعد از يک حمله انتحاري در جلال آباد در نزديکي مرزهاي پاکستان حدود 120 سرباز شرکت فاکس به طور بي هدف به سوي غيرنظاميان دست به تيراندازي زده و موجب کشته شدن 19 تن شدند. در آگوست سال گذشته نيز 20 عضو اين واحد با پشتيباني هواپيماهاي بدون سرنشين و هلي کوپترها در عزيزآباد در استان هرات مرگ 90 غيرنظامي را باعث شدند که اکثراً کودک بودند. حدود دوهزار و 500 سرباز در حال حاضر در يگان مارسوک فعاليت مي کنند که نيمي از آنها در خطوط مرزي بوده و بقيه در عمليات پشتيباني دخالت دارند. در واقع اين نيروها پرکننده خلاء نيروهاي ويژه عنوان شده اند و از سال 2006 تاکنون يعني پس از تشکيل توسط رامسفلد در بسياري از کشورهاي جهان فعاليت داشته اند. ژنرال ماستين رابسون افسر فرمانده اين گروه افشا کرد به وي دستور داده شده تمرکز خود را بر افغانستان و پاکستان بگذارد. در حال حاضر مارسوک با حضور واحدهاي عملياتي مشترک نيروهاي ويژه در کابل مستقر است. درست هفته گذشته سربازان مارسوک به بهانه نجات نيروهاي پليس افغان در استان فراه درخواست حمله هوايي به بالابلوک کردند. به گفته مقام هاي امريکايي دو جنگنده F18 و يک بمب افکن B1 اقدام به بمباران کرده اند، اما روستاييان مي گويند اکثر بمب ها بر مجتمع هاي مسکوني که فرسنگ ها با محل درگيري فاصله داشت، افتاده است. در اين حملات 147 غيرنظامي شامل 90 زن و کودک کشته شدند. اينديپندنت نوشته است؛ تعيين استنلي مک استيل به جاي ژنرال مک کرنان فرمانده نيروهاي امريکايي در افغانستان احتمالاً بيان کننده مخالفت دولت باراک اوباما با استفاده از اين يگان در افغانستان است.

اين روزنامه نوشته است؛ تعيين مک استيل موجب حمايت نظامي از غيرنظاميان خواهد شد چرا که هيچ جايگزيني براي عمليات ميداني در افغانستان نيست. اين روزنامه نوشته است؛ استفاده از حملات هوايي که موجب افزايش تلفات سنگين مي شود نتايج عکس دارد و موجب تقويت جايگاه طالبان و موضع امريکايي ها در برابر مردم افغان تضعيف مي شود و امريکايي ها با چالش جديدي روبه رو مي شوند.
دولت سريلانکا؛ شورش تاميلي ها پايان يافت
گروه بين الملل؛ يک منبع بلندپايه نظامي در سريلانکا اعلام کرد؛ ارتش سريلانکا ديروز موفق شد تمامي مناطق تحت کنترل شورشيان ببرهاي تاميل واقع در نوار ساحلي شمال اين کشور را به تصرف خود درآورد. ارتش سريلانکا اعلام کرد در حال حاضر تمامي مناطق نوار ساحلي «مولايتيوو» در شمال اين کشور در کنترل ارتش است. تيپ هاي 58 و 59 ارتش سريلانکا از اوايل صبح ديروز حملات خود عليه شورشيان را در ساحل مولايتيوو آغاز کردند. به گزارش خبرگزاري شينهوا، تحليلگران مي گويند در طول سه دهه درگيري هاي نظامي ميان ارتش و شورشيان ببرهاي تاميل، اين اولين بار است که ارتش موفق به تصرف تمامي خطوط ساحل شرقي و شمال سريلانکا مي شود. پيشروي ديروز ارتش سريلانکا آ خرين مرحله از پيروزي سربازان دولت به رهبري ژنرال ساراث فونسکا به حساب مي آيد. پس از سقوط «شهر کيلينوچچي» پايتخت اجرايي شورشيان در اوايل ژانويه 2009، تصرف مناطق تحت کنترل ببرهاي تاميل توسط سربازان ارتش به تدريج آغاز شد. ارتش سريلانکا همچنين اعلام کرد خروج گروهي غيرنظاميان باقيمانده، در آ خرين مناطق جنگي از روز پنجشنبه آغاز شده است. به گزارش خبرگزاري فرانسه، ارتش سريلانکا اعلام کرد شورشيان هنوز کنترل منطقه يي بسيار کوچک به مساحت چندين کيلومتر را در دست دارند اما کنترل تمامي مناطق ساحلي را از دست داده اند. تلويزيون دولتي سريلانکا نيز که خبرنگاراني را به همراه سربازان به مناطق جنگي اعزام کرده، گزارش داد ببرهاي تاميل کنترل نوار ساحلي را از دست داده اند و ديگر به دريا دسترسي ندارند. ارتش سريلانکا با صدور بيانيه يي اعلام کرد، شورشيان باقيمانده براي جلوگيري از پيشروي سربازان قصد انجام چندين عمليات انتحاري را داشتند که

تک تيراندازهاي ارتش مانع از انجام اين عمليات شدند. در اين بيانيه با اشاره به نبرد سنگين جمعه شب و صبح ديروز ذکر شده است؛ تروريست هاي ببرهاي تاميل در حال حاضر و حتي در آخرين لحظات شکست خود در تلاش براي آسيب رساندن به کنترل ارتش در منطقه هستند. ماهيندا راجاپاکسه رئيس جمهور سريلانکا، قول داده تا روز يکشنبه (امروز) آخرين منطقه تحت اختيار شورشيان نيز فتح شود و طولاني ترين جنگ داخلي آسيا پايان پذيرد. شورشيان ببرهاي تاميل به مدت 37 سال است که در حال انجام فعاليت هاي جدايي طلبانه نظامي براي کسب استقلال براي مناطق تاميل نشين هستند. يک سخنگوي نظامي به خبرگزاري فرانسه گفت؛ نزديک به 10 هزار غيرنظامي روز جمعه موفق به فرار از مناطق جنگي شدند و در حال حاضر به ندرت فردي در مناطق شورشيان در نوار ساحلي شمال شرقي حضور دارد. ببرهاي تاميل در سال 1976 با هدف ايجاد دولت مستقل تاميل شروع به فعاليت کردند و در سه دهه گذشته يک سوم اين کشور را در تصرف خود داشتند.
حزب کنگره در انتخابات پارلماني هند پيروز شد


گروه بين الملل؛ بر اساس نخستين نتايج منتشر شده انتخابات هند، حزب کنگره موفق شد اکثريت آرا در انتخابات پارلماني را کسب کند. بنابر گزارش اوليه ارائه شده توسط کميته انتخابات هند، حزب کنگره و متحدانش با کسب 230 کرسي در صدر قرار دارند. بنابر اين خبر حزب بهاراتيا جاناتا و متحدانش با کسب 155 کرسي در مقام دوم و جبهه سوم که شامل احزاب کمونيست و سکولار است با 79 کرسي در رده سوم قرار دارند. مجلس نمايندگان هند 543 کرسي انتخاباتي دارد و دو نماينده نيز توسط رئيس جمهوري به عنوان نمايندگان آنگلو- هندي به مجلس معرفي مي شوند. هر حزب يا ائتلاف بايد تعداد 272 کرسي مجلس را براي تشکيل دولت به دست آورد. از اين رو به گزارش پايگاه خبري «بلومبرگ»، حزب کنگره با کسب اکثريت آراي انتخابات پارلمان هند، مان موهان سينگ را بار ديگر طي چهار دهه گذشته در اين پست ابقا خواهد کرد. سينگ 76ساله بدون حمايت احزاب کمونيست که سال گذشته هم پيمان اصلي وي بودند نيز قادر است بار ديگر نخست وزير هند شود. بر اساس اين گزارش حزب مخالف اصلي، «بهاراتيا جاناتا» حزب مردم هند، در 82 حوزه انتخاباتي پيشتاز است و طرفداران حزب کنگره در مقابل منزل «سونيا گاندي» رئيس حزب کنگره تجمع کردند و به ابراز احساسات پرداختند. در اين انتخابات که بزرگ ترين انتخابات جهان است 714 ميليون نفر واجد شرايط راي دادن شناخته شدند، که 543 نفر از نمايندگان خود را در 35 ايالت اين کشور

تعيين کردند.
وقتي شکنجه کردن قانوني مي شود

توماس دارنشتت - ترجمه؛ محمدعلي فيروزآبادي

يک رئيس جمهور در مورد جرائمي که سلفش مرتکب شده است چه کار بايد بکند؟ «ديويد اکسلرود» مشاور رئيس جمهور امريکا مي گويد؛ «باراک اوباما چهار هفته در اين مورد فکر مي کرد.» با اين حال مساله ساده و روشن است؛ اعمالي که سازمان سيا طي سال ها به دستور دولت بوش و حقوقدانان رعب آورش بر سر زندانيان در «جنگ عليه ترور» آوردند، مصداق روشن شکنجه است. و شکنجه نه تنها در امريکا بلکه در سراسر جهان جرمي سنگين به شمار مي آيد. تنها يک اتهام براي زنداني کردن افراد کفايت مي کرده است و يک حقوقدان اروپايي از خود مي پرسد آيا چنين مساله روشني واقعاً به چهار هفته فکر کردن نياز دارد؟

پاسخي که رئيس جمهور قدرتمند ترين دموکراسي جهان در اين مورد مي دهد نه فقط وجهه خود بلکه چهره دموکراسي را هم به شدت خدشه دار مي کند. تصميم جسورانه و در عين حال ناکافي او براي انتشار اخبار مربوط به اعمال شکنجه در دولت پيشين و افشاي نام عاملان آن و در عين حال عدم يا حداقل تعليق مجازات آنها، ملت امريکا را در مقابل آزموني قرار داده که از زمان جنگ ويتنام و افتضاح واترگيت سابقه نداشته است.

وضعيت از اين هم دشوارتر مي شود زيرا در موارد قبلي جرم و جنايت دولتي همه چيز تحت لوا و به بهانه اشتباهات فردي توجيه و رفع و رجوع مي شد. عامل اصلي واترگيت يعني «ريچارد نيکسون» بلافاصله از سوي جانشينش «جرالد فورد» مورد عفو قرار گرفت. «بيل کلينتون» هم در دادگاهي فرمايشي از تعقيب و مجازات به جرم سوگند دروغ نجات پيدا کرد و برخي عاملان جنگ ويتنام هم در دادگاه هايي نظامي اما فرمايشي و گاه غيرقانوني به خاطر کشتار به نام آزادي تحت محاکمه قرار گرفتند و آب هم از آب تکان نخورد. اما آنچه را که اوباما بايد انجام دهد ابعادي به مراتب متفاوت از موارد قبلي دارد؛ تمام افراد دولت بوش، مسوولان ارشد کاخ سفيد و بالاخره شخص رئيس جمهور پيشين بي ترديد در اين مورد نقش داشته و در مظان اتهام هستند. در اين جبهه گسترده نفرات ديگري هم در رديف دوم قرار دارند؛ حقوقدانان دولت يعني همان کساني که با اظهارنظرها و مشاوره هايشان در مورد مجازبودن متدهاي «جايگزين» بازجويي، قانون را زير پا گذاشته اند. و بالاخره عوامل درجه سومي که اعمال آنها به دستور دولت انجام گرفته؛ اعمالي که در بي شمار تحقيقات نويسندگان و فعالان حقوق بشر امريکا و ديگر افراد ثبت و تشريح شده است.

اين جرم و جنايت را نبايد به دولت محدود کرد. اين اعمال بر دوش ملت هم سنگيني مي کند و هر دادخواستي که تنظيم شود بايد از نقش کساني هم بگويد که در ميان مردم عادي و خارج از حيطه دولت به اين روند کمک کرده اند. حتي کنسرسيوم بوئينگ نيز در اين مورد نقش داشته زيرا يکي از شرکت هاي به اصطلاح خواهرخوانده بوئينگ عهده دار برنامه ريزي نقل و انتقال متهمان بوده است.

عاملان بي رحم اين شکنجه ها ناشناخته نيستند. آنها با خيال راحت به اعمال شکنجه مي پرداختند و قربانيان خود را در دشوارترين موقعيت ها قرار مي دادند مثلاً ايستاده نگه داشتن قرباني براي ساعت هاي متوالي و جالب آنکه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع پيشين بوش در يادداشتي از روي تمسخر نوشت؛ «من هم روزي هفت تا 10 ساعت سرپا هستم.»

اين کار توطئه و دسيسه يک گروه کوچک و قليل نبود. بسياري از امريکايي ها به صورت معنوي در اين شکنجه ها سهيم بودند و کار به جايي رسيده بود که شخص رئيس جمهور به خود جرات مي داد و به صراحت مي گفت؛ «در مورد اين متهمان تنها چيزي که با اطمينان مي توانم بگويم اين است که آنها انسان هاي شروري هستند.»

اين ويروس شکنجه در نهايت به همه دنيا و همين طور به اروپا و آلمان هم سرايت کرد. رفتار دوگانه و متناقض به اصطلاح جنگجويان آلماني ضدترور در رابطه با متحدان شکنجه گرشان در پاسخي آشکار شد که زماني رئيس سرويس امنيتي آلمان يعني «ارنست اورلاو» به اشپيگل داد؛ «طرف امريکايي براي ما روشن کرده است اطلاعاتي که از بازجويي هاي مختلف به دست مي آيد براي جلوگيري از حملات بعدي اهميتي حياتي دارد. ما هم با ديدگاه مبتني بر لزوم جلوگيري از حملات و شناخت شبکه هاي ترور از اين اطلاعات سود برده ايم.»

براي وزير کشور آلمان هم برائت جستن از آن اطلاعات کثيف کار آساني نبود. شخص وزير يعني آقاي «شويبل» زماني اعلام کرد بي ترديد آلمان هم مي تواند از اطلاعاتي که از افراد تحت شکنجه سرويس هاي اطلاعاتي به دست آمده، براي جلوگيري از حملات تروريستي استفاده کند. با اين حال شويبل نمي خواست فاش کند اين اطلاعات توسط ماموران امنيتي امريکا به دست آمده است؛ «رئيس جمهور امريکا به ما گفته است هيچ شکنجه يي وجود ندارد. من هم دليلي نمي بينم بخواهم در اظهارات رئيس جمهور ترديد کنم.»

همه آنها در اين جرم و جنايت ها سهيم هستند. در همان حال که شويبل اظهار بي اطلاعي مي کرد، سازمان هاي معتبر و شناخته شده يي چون «ديده بان حقوق بشر» و «عفو بين الملل» پرونده هايي در مورد اين اعمال در اختيار داشتند. اما کمتر کسي در اين مورد احساس وظيفه مي کرد که نقض آشکار حقوق بشري را که آشکارا در جنگ شوم و امريکايي ضدترور انجام مي گرفت، برملا سازد. هنگامي که آن وکيل آلماني يعني «ولفگانگ کالک» از سوي بي شمار قربانيان اين شکنجه ها دادخواستي را عليه رامسفلد و همکاران وي در آلمان تنظيم و ارائه کرد، دادستاني آلمان ضمن رد شواهد تکان دهنده وي اعلام کرد؛ مساله شکنجه بايد در چارچوب موقعيت دروني اين ابرقدرت جهاني يعني امريکا مورد توجه قرار گيرد.

همه دنيا آن هنگام که امريکا مرتکب اين جنايت ها مي شد، چشمان خود را بستند و به آنچه خود زماني به آن متعهد شده بودند، پشت کردند. اکثر کشورهاي جهان در سال 1984 کنوانسيون سازمان ملل عليه شکنجه را تصويب و تعهد کردند هرگونه رفتار خشن عليه زندانيان را با مجازات هايي سخت پاسخ دهند و اطمينان دادند نه تنها آمران بلکه عاملان شکنجه را نيز تحويل قانون خواهند داد. در کنوانسيون دادگاه هاي جنگي ژنو نيز اعمال رفتار خشن و تحقير آميز عليه اسرا و زندانيان منع شده است. حال ديگر حتي حقوقدانان امريکايي هم در اين مورد که اين کنوانسيون ژنو شامل جنگ عليه القاعده هم مي شود، مخالفتي ندارند. پيمان ژنو همه کشورها را موظف کرده است شکنجه گران و آمران آنها را محاکمه کنند يا آنها را به کشوري تحويل دهند که مي تواند حکم محکوميت آنان را صادر کند.

طرفداران و همدستان بوش از قبل مي دانستند که چرا امريکا از امضاي اساسنامه ديوان بين المللي خودداري کرده است. اگر ايالات متحده دادگاه بين المللي دن هاگ را به رسميت شناخته بود، آنگاه دادستان شجاع اين دادگاه يعني «لوئيس مورنو- اوکامپو» مدت ها پيش با اطمينان کامل مي توانست حکم بازداشت بوش و ديگران را صادر کند. قانون مدني آلمان هم به مانند اساسنامه دادگاه بين المللي موضعي سخت و شديد عليه شکنجه دارد. آلمان هم به مانند ديگر کشورهاي اروپايي مي تواند عليه جنايتکاران بين المللي حتي در صورتي که در کشوري ديگر مرتکب جنايت شده باشند، حکم تعقيب صادر کند. براساس همين اصل و قانون بين المللي است که دادستان اسپانيايي يعني «بالتازار گارزون» حکم جلب شش مرد پشت پرده اين افتضاح شکنجه امريکايي را صادر کرده است. اما تا زماني که قوه قضائيه امريکا در مورد اين پرونده فعال باشد، به عقيده خانم «مونيکا هارمس» دادستان کل فدرال آلمان، براي دخالت برلين در اين مورد فضايي باقي نمي ماند. اما هر چه پرزيدنت اوباما بر اعمال حق قانوني و تحويل آمران و عاملان اين شکنجه ها به قانون ترديد کند، به همان نسبت احتمال مجازات اين افراد کمتر خواهد شد.

اوباما گفته است؛ «ما بايد نگاهي به جلو داشته باشيم.» اين حرف را کسي مي زند که نمي داند چگونه بايد با گذشته برخورد و بر آن غلبه کند. اما اگر او دست به اين کار اجتناب ناپذير بزند، چه اتفاقي مي افتد؟ هر شکايتي عليه آمران و عاملان اين جنايت هاي صورت گرفته در سياه ترين دوران جنگ عليه ترور، به مثابه دادخواستي عليه کل سيستم امريکايي به شمار مي آيد. در اين سيستم باوري خلل ناپذير وجود دارد که سران منتخب کشور همواره بهترين افراد ملت هستند و هرگز دست به جنايت و بي قانوني نمي زنند و اگر هم شکنجه يي اعمال شود در جهت تامين منافع امريکا است،

اينکه پيمان هاي بين المللي و حقوق بشر به معناي اروپايي آن خشونت دولتي را در چارچوبي خاص محدود مي کنند و اينکه اصولاً قدرتي خارجي يا نظام ارزشي غيرامريکايي وجود دارد که مي تواند آنچه را در کشورهاي مختلف روي مي دهد، زير سوال ببرد، اصولاً در سيستم امريکايي جايي ندارد. براي پي بردن به اين مساله کافي است به سخنان «آنتونين اسکاليا» قاضي ديوان عالي کشور امريکا و از جمله تصميم گيرندگان شکنجه در گوانتانامو دقيق شويم؛ «ما چارچوب ارزشي و اخلاقي کاملاً مشابه با بقيه دنيا نداريم و هرگز نداشته ايم. اگر کسي به خود جرات مي داد و به تدوين کنندگان قانون اساسي مي گفت ما مي خواهيم دقيقاً همان کارهايي را انجام دهيم که اروپايي ها انجام مي دهند، بلافاصله برکنار مي شد.»

اسکاليا يک محافظه کار است، به همان اندازه که انديشه امريکايي محافظه کار است. اين محافظه کاري هنوز هم در قانون اساسي امريکا وجود دارد، همان قانوني که در نسخه اوليه اش نه تنها سخني از حقوق اساسي به چشم نمي خورد بلکه برده داري را هم به شکلي تحمل مي کرد. اگرچه تا به امروز حقوق و آزادي هاي گسترده يي مانند آزادي مطبوعات در اين قانون گنجانده شده است اما در بسياري موارد ضعيف و در مورد بسياري ديگر از حقوق اساسي سکوت اختيار مي کند. يک مفهوم حقوقي مانند «کرامت انساني» که در کشورهايي مثل آلمان شکنجه يکي از ابزارهايي است که آن را مورد تهديد قرار مي دهد، در سيستم امريکا اصولاً ناشناخته مانده است. در سيستم امريکايي در اين مورد که يک شکنجه گر حقوق بشر و کرامت انساني را نقض کرده بايد محاکمه شود يا نه تنها دولت و نهادهاي دولتي تصميم مي گيرند و به عبارت بهتر اين مساله جزء اختيارات ويژه رئيس جمهور است. و اين رئيس جمهور است که مي تواند هر که را خواست مورد عفو قرار دهد. کسي که چنين قدرت نامحدودي دارد، نمي تواند به سادگي از سيستمي که خود به آن تعلق دارد، فاصله بگيرد. اين مساله براي کشوري که خود را دموکرات مي نامد يک مصيبت است. در امريکا مي توان رئيس جمهور منتخب را عزل کرد اما دولت آن رئيس جمهور همچنان بر جاي مي ماند. وضعيت فعلي امريکا هم نشان از چنين رويدادي دارد.

اوباماي دموکرات به مردم قول مي دهد کسي از ماموران سيا شکايت نخواهد کرد زيرا آنها تنها به دليل دستوري که از بالا گرفته بوده اند دست به شکنجه وحشتناک انسان ها زده اند. و البته اين تفکري است که براي متفکران حقوقي اروپايي هم چندان غريبه نيست. بر پايه قوانين کيفري آلمان نيز کسي که دستوري براي اجراي امر خلاف مي گيرد و بر اين پايه دست به خلاف مي زند البته کاري غيرقابل توجيه انجام داده اما بي گناه است.

اما آن جمله شرم آوري که «آنچه امروز غيرقانوني است ديروز قانون بوده» هم هميشه اعتباري ندارد. حال بايد گفت جرم سنگين و جنايت حتي اگر توسط صاحبان قدرت قانوني اعلام شود، باز هم خلاف قانون به شمار مي آيد. جالب آنکه ايده اوليه اين قانون مدني مدرن و مترقي زماني توسط يک امريکايي ارائه شد.

«رابرت جکسون» که کاريزمايش کمتر از باراک اوباما نبود اين ايده را براي آلماني ها توضيح داد آن هم در دوراني که به اصطلاح غبارهاي برجاي مانده از دومين جنگ جهاني هنوز هم در آسمان جهان به چشم مي خورد. جکسون دادستان دادگاه جنايتکاران جنگي در نورنبرگ بود و در آن زمان سخنراني کرد که اشک همه را درآورد. هرگز هيچ امريکايي زيباتر از او سخن نگفت و جکسون بود که توانست قلب هاي قربانيان رژيم نازي را با خود همراه کند و هم او بود که باقيمانده آن رژيم را به پاي چوبه هاي دار کشاند. جکسون در آن زمان در اروپا جايگاه امروز اوباما را داشت، به خصوص آن زمان که گفت؛ «جنايتکاراني را که ما در پي محکوم کردن و مجازات آنها هستيم به اندازه کافي باهوش و شرور و داراي تاثيرات مخرب بوده اند که تمدن انساني نتواند آنها را تحمل کند. مردم امروز نمي توانند اجازه دهند با زنده ماندن اين افراد آن فاجعه ها و فلاکت ها بازتوليد شود.»

البته جکسون وظيفه يي سهل تر از اوباما داشت و در آن زمان صحبت از تغيير دموکراتيک يک رژيم نبود و آن حقوقدان از نقطه آغاز يک نظم نوين مي گفت. و مهم تر آنکه هيچ يک از آن مسائل در امريکا نمي گذشت بلکه در نقطه يي دور از ايالات متحده و در آلمان جريان داشت. و البته نبايد از نظر دور داشت که بي ترديد جنايت هايي که در دوران رژيم نازي واقع شد قابل مقايسه با موارد نقض حقوق بشر در دوران بوش نيست.

با اين حال مقايسه اين دوران با زمان نورنبرگ هم در امريکاي اوباما چندان نامربوط به نظر نمي آيد. سناتور دموکرات ايالت کانکتيکات يعني «کريستوفر داد» با جسارت هر چه تمام تر بوش و همکارانش را به چالش طلبيد و گفت «دادگاه نورنبرگ» به مدت60 سال نمادي از «هژموني اخلاقي» امريکا و تلاش اين کشور براي «اجراي عدالت» به شمار مي آمد و حال بار ديگر يک نام ديگر نماد «بي قانوني و جنايت» سردمداران امريکا شده است؛ گوانتانامو.

داد پسر يکي از نزديک ترين همکاران جکسون در دادگاه نورنبرگ است. او به خوبي آن جمله يي را به ياد مي آورد که رئيس پدرش در تکميل آن سخنراني تاريخي گفته است؛ «فرداي تاريخ، ما با همان معياري سنجيده خواهيم شد که امروز بر مبناي آن اين متهمان را مي سنجيم.» از قرار معلوم يک نفر نگاهي به جلو داشته است.

منبع؛ اشپيگل

آخرين تمرين ها قبل از مسابقه بزرگ
اردشير زارعي قنواتي

تحرک قابل ملاحظه يي که براي تحقق صلح خاورميانه در بين کشورهاي منطقه و ميانجيگران بين المللي ايجاد شده، در شرايطي که دولت جديد و راستگراي اسرائيل به رهبري «بنيامين نتانياهو» قدرت را در اين کشور به دست گرفته است، موضع گيري ها و محاسبات جديد سياسي را وارد اين معادله مي کند که موقعيت ژلاتيني و پارادوکسيکال کنوني را به صورت کمي و کيفي تحت تاثير قرار مي دهد. اين تصوير خاکستري و پر از اوهام به بازيگران منطقه يي و بين المللي اين امکان را مي دهد تا در يک فرصت زماني لازم، برنامه هاي کلان خود را با تاکتيک هاي نوين و حتي متناقض، به آزمون گذاشته ولي هرگز به دليل حلقه هاي تنگ شده و وضعيت انقباضي کنوني درخصوص بحث صلح خاورميانه نمي توان اين فرار از واقعيت را به مدت زيادي ادامه داد. با توجه به ارتباط ارگانيک صلح بين فلسطيني ها و اسرائيل در بازي «ديالکتيک بقا» تمامي ساختارهاي منطقه يي و رقيب تا حدودي از اين موضوع کانوني به عنوان يک کارت بازي در ديگر عرصه ها نيز استفاده مي کنند. از يک طرف فلسطيني ها و اعراب به شرايط موجود و نقش اساسي صلح خاورميانه در تاثيرگذاري بر بحران هاي منطقه يي و چينش هاي ژئوپولتيکي در اين منطقه حساس از جهان آشوب زده واقف بوده و از اين موقعيت زماني خاص، قصد بيشترين بهره برداري را دارند. از طرف ديگر دولت اسرائيل به جهت مواضع راست افراطي خود که چندان با طرح هاي صلح مبتني بر وجود دو دولت مستقل و برچيدن شهرک هاي يهودي نشين همسو نخواهد بود، درصدد «خريد وقت» و وارد کردن موضوعات حاشيه يي براي به بن بست کشاندن چنين طرح هايي است. از آن سو ميانجيگران بين المللي و کشورهاي ثالث تاثيرگذار در اين موضوع نيز هر يک به فراخور اهداف و منافع استراتژيک خود در وضعيتي قرار گرفته اند که هم اينک براي حل مشکلات منطقه يي و ملي خود به ناگزير بايد از روبه رو با موضوع صلح خاورميانه برخورد کنند. سفر ملک عبدالله پادشاه اردن به واشنگتن و مذاکراتي که با «باراک اوباما» رئيس جمهوري امريکا داشت و بلافاصله بعد از بازگشت به ديدار «بشار اسد» رهبر سوريه رفت، نشانه هاي روشني از تحرکات منطقه يي و بين المللي در اين بزنگاه تاريخي بوده است. شرايط حساس کنوني را رهبران اسرائيل با ناخشنودي نيز درک کرده اند چرا که در هفته گذشته «اويگدور ليبرمن» وزير خارجه افراط گراي خود را به اروپا اعزام کردند تا شايد بتوانند اين اتحاديه را در مسير دلخواه خود قرار دهند و روز دوشنبه 11 مه هم نتانياهو به ديدار «حسني مبارک» رهبر مصر شتافت. سفر نتانياهو به مصر و تناقض در اهداف اين سفر که از سوي اسرائيلي ها براي هماهنگي بين تل آويو و اعراب جهت مقابله با موقعيت و موضوع هسته يي ايران عنوان شد و بلافاصله از جانب «احمد ابوالغيط» وزير خارجه مصر تکذيب شد و مذاکرات دوجانبه را بر محور صلح فلسطين- اسرائيل مطرح کرد، بهترين شاهد جهت پارادوکس هاي عيني در اهداف و روابط بين بازيگران حاضر در اين عرصه است.

روز يکشنبه 10 مه درست يک روز قبل از سفر نتانياهو به مصر مقامات ارشد اسرائيلي به صراحت گفته اند نخست وزير با استرداد منطقه اشغالي جولان به سوريه موافق نيست. ظاهراً نتانياهو به لحاظ موقعيت استراتژيک اين منطقه و تسلط سوق الجيشي آن بر بخش عمده يي از قلمرو اسرائيلي مذاکرات نيمه تمام دولت «ايهود اولمرت» نخست وزير قبلي اسرائيل با سوري ها را متوقف کرده است و تا زماني که وضعيت عمومي صلح خاورميانه مشخص نشود هرگز اين بلندي ها را به دمشق تحويل نخواهد داد. اين در حالي است که ملک عبدالله به طور تلويحي از طرح صلح جديدي که بر اساس طرح صلح عربي البته با تعديلاتي، طي مذاکرات خود با اوباما سخن گفته است گفته مي شود 57 کشور مسلمان را سفره دار آن معرفي کرده و سوريه نيز يکي از صندلي نشينان اين ميز است. خبرهايي هم که از واشنگتن مي رسد تقريباً در همين راستا بوده و همين موضوع دليل اصلي تحرکات اخير مقامات تل آويو و به خصوص ديدار نتانياهو و مبارک در شرم الشيخ است. نخست وزير اسرائيل چون به لحاظ اصولي با صلح مبتني بر تشکيل دولت مستقل فلسطيني از اساس مخالف است سعي دارد از تنش موجود در روابط بين اعراب و ايران نهايت استفاده را برده و مسير صلح خاورميانه را به سمت چاله هاي انحرافي هدايت کند. اين سفر شتاب زده در اين موقعيت حساس و به خصوص قبل از ديدار با اوباما در واشنگتن تنها بايد در راستاي فرافکني و به انحراف کشاندن مباحث اصلي مورد تحليل قرار گيرد که با توجه به اظهارات مقامات مصري نشان مي دهد اعراب نيز با تمام اختلافات منطقه يي خود به اين تاکتيک شکست خورده پي برده اند. حلقه هاي محاصره به دور کابينه نتانياهو در حال تنگ تر شدن است و مذاکرات واشنگتن مي تواند مقطع حساسي در موقعيت اين دولت و روابط استراتژيک واشنگتن- تل آويو تلقي شود. در هفته آينده رئيس جمهور تازه امريکا با نخست وزير تازه اسرائيل با مذاکره حول تازه ترين طرح صلح که بدون شک بر محور تشکيل دو دولت مستقل دور خواهد زد، کليد مناسبات تازه يي را مي زند که به جهت ماهيت و اهداف متفاوت دو طرف مي تواند موجب بروز اختلافات و تنش هاي سياسي در روابط دوجانبه شود. نتايج اين نشست در بقاي دولت نتانياهو و همچنين استراتژي منطقه يي واشنگتن اهميت بنيادين دارد و مي تواند آرايش نيروها و عرصه بازي را به طور اساسي يا حداقل به صورت نسبي دگرگون کرده و تاثير انکارناپذير خود را بر بحران هاي منطقه خاورميانه و روابط امريکا با جهان اسلام بگذارد.
عناوين اين صفحه
پارلمان کويت بدون اسلامگرايان ولي با حضور زنان
سيدحسن نصرالله؛ فدراليسم در لبنان جايي ندارد
تدارک پاکستان عليه طالبان بدون ريش
دولت سريلانکا؛ شورش تاميلي ها پايان يافت
حزب کنگره در انتخابات پارلماني هند پيروز شد
وقتي شکنجه کردن قانوني مي شود
آخرين تمرين ها قبل از مسابقه بزرگ
بالا گرفتن تنش در روابط چاد و سودان
حماس تاييد نکرد
اعتراض عليه سفر نتانياهو به امريکا
فرصت از دست رفته براي راه حل دو کشور
تمديد تحريم هاي امريکا عليه ميانمار
هشدار شوراي امنيت به اريتره
نگاهي به گذشته در امروز

بالا گرفتن تنش در روابط چاد و سودان
دولت خارطوم به اقدام هواپيماهاي چاد در بمباران منطقه يي در غرب سودان و نقض حريم هوايي اين کشور به شدت انتقاد کرد. شبکه تلويزيوني العربيه روز شنبه با اعلام اين خبر افزود؛ علي الصادق سخنگوي وزارت امور خارجه سودان، اين حمله را نقض حاکميت ملي کشورش و نشانه مواضع خصمانه چاد دانست. بر پايه اين گزارش، وي تهديد کرد کشورش در سريع ترين زمان ممکن به اين اقدام چاد پاسخ خواهد داد. اين مقام سوداني گفت دولتمردان چاد دست به اقدامي خطرناک زدند که حاکي از شدت دشمني آنان با سودان بر اساس دلايل واهي و نادرست است. در يک خبر ديگر ديروز دولت چاد براي نخستين بار اعلام کرد با دادگاه لاهه در خصوص جنايت هاي دارفور همکاري کرده بود که نهايتاً موجب صدور حکم بازداشت عمر البشير شد.


حماس تاييد نکرد
فارس؛ يکي از رهبران جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) تاکيد کرد اين جنبش خبر مربوط به تشکيل دولت وحدت ملي به رياست محمود عباس را تاييد يا تکذيب نمي کند. صلاح بردويل گفت اين خبر را روزنامه «الاهرام» چاپ مصر ديده که در شماره روز جمعه خود منتشر کرده و وي اين خبر را تاييد يا رد نمي کند. اين مقام فلسطيني در مصاحبه با خبرگزاري «قدس پرس» افزود؛ قرار است هياتي از حماس روز شنبه براي از سرگيري گفت وگوي ملي عازم قاهره پايتخت مصر شود. الاهرام به نقل از يکي از مقامات حماس نوشته بود رهبري جنبش حماس طي دو هفته گذشته مساله موافقت با تشکيل دولت وحدت ملي انتقالي موقت به رياست «محمود عباس» را بررسي کرده است تا بتواند با جامعه بين الملل تعامل کند و در بازسازي غزه مشارکت کرده و زمينه انتخابات رياست و پارلماني آتي فلسطين را فراهم کند.


اعتراض عليه سفر نتانياهو به امريکا
ايسنا؛ ده ها تن از شهرک نشينان تندرو يهودي و فعالان حزب ليکود، با برپايي تظاهرات مقابل دفتر نتانياهو در بيت المقدس، اعتراض خود را به سياست باراک اوباما در قبال فرآيند صلح خاورميانه اعلام کردند. تظاهرکنندگان ضمن انتقاد از دولت باراک اوباما رئيس جمهور امريکا به دليل آ نچه اعمال فشارهاي وي عليه دولت اسرائيل ناميدند، انتقاد کردند. تظاهرکنندگان يهودي اسرائيل همچنين به بنيامين نتانياهو نخست وزيرشان نسبت به هرگونه تسليم شدن در برابر اعمال فشارهاي اوباما هشدار دادند. اين در حالي است که نتانياهو قرار بود نيمه شب ديشب براي ديدار با اوباما راهي امريکا شود.


فرصت از دست رفته براي راه حل دو کشور
ايسنا؛ جان کري، از سناتورهاي دموکرات امريکا، در يک گردهمايي اقتصادي اظهار داشت وي معتقد است فرصت براي اجراي راه حل دوکشوري براي مناقشه اسرائيل- فلسطين در حال از دست رفتن است. جان کري سناتور دموکرات ايالت ماساچوست که رياست کميته روابط خارجي سناي امريکا را عهده دار است، در يک گردهمايي بين المللي اقتصادي در اردن گفت؛ اين فرصت ها به خاطر چندين دليل در حال از بين رفتن است؛ بر باد رفتن آرمان ها، جمعيت شناسي ها و واقعيات موجود. به نوشته روزنامه هاآرتص، سخنان کري در حالي اظهار شد که فشارهاي فراوان بين المللي به اسرائيل براي پذيرش راه حل دو کشوري وارد مي آيد؛ اقدامي که بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل مايل به انجام آن نيست.


تمديد تحريم هاي امريکا عليه ميانمار
ايسنا؛ رئيس جمهور امريکا تحريم هاي امريکا عليه دولت نظامي ميانمار را تمديد و اعلام کرد اقدامات و سياست هاي اين کشور همچنان تهديدي جدي براي منافع امريکاست. باراک اوباما رئيس جمهور امريکا همچنين به کنگره اين کشور اعلام کرد؛ امريکا به جمع ساير کشورهاي غربي براي محکوم کردن عملکرد رژيم ميانمار با آنگ سان سوکي، رهبر اپوزيسيون اين کشور، پيوسته است. در حالي که تنها چند هفته تا پايان دوران محکوميت آنگ سان سوکي رهبر اپوزيسيون ميانمار و برنده چاپ صلح نوبل مانده است، رژيم ميانمار اعلام کرد؛ به خاطر نقض قوانين بازداشت خانگي از سوي سوکي، وي دوباره محاکمه خواهد شد. کشورهاي غربي اين ادعا را نوعي پاپوش و اتهامات ساختگي عليه سوکي مي دانند.


هشدار شوراي امنيت به اريتره
فارس؛ شوراي امنيت با صدور بيانيه يي ضمن محکوم کردن تلاش شبه نظاميان مخالف سومالي براي براندازي دولت انتقالي اين کشور به دولت اريتره براي تامين سلاح مخالفان هشدار داد. اين شورا با صدور بيانيه يي، بار ديگر بر حمايت خود از دولت فدرالي انتقالي به عنوان دولت قانوني سومالي تاکيد و درگيري هاي اخير که براي براندازي دولت در اين کشور انجام شده را محکوم کرد. شوراي امنيت با اشاره به اينکه اطلاعاتي درباره اقدام اريتره در تامين سلاح مخالفان و ناديده گرفتن قطعنامه شوراي امنيت مبني بر ممنوعيت فروش سلاح به مخالفان سومالي دريافت کرده، از اين وضعيت ابراز نگراني کرد و يادآور شد کميته تحقيقات وابسته به اين شورا تحقيقاتي را براي تعيين صحت اين مساله آغاز کرده است. اين شورا در بيانيه خود که توسط «ويتالي چورکين» سفير روسيه قرائت شد از گروه هاي مخالف خواست حملات خود را متوقف کرده و سلاح هاي خود را تحويل دهند و براي آشتي ملي تلاش کنند. درگيري خونين ميان شبه نظاميان مخالف سومالي و نيروهاي دولت در موگاديشو همچنان ادامه دارد و طي هشت روز گذشته از آغاز درگيري ها تاکنون 103 نفر کشته شده اند و بسياري از غيرنظاميان نيز شهر را ترک کرده اند.


نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

زادروز بمب هيدروژني

12 ماه مه 1953 زادروز بمب هيدروژني است و دارندگان آن عمدتاً روسيه، امريکا و چين هستند. ترومن رئيس جمهوري وقت امريکا 31 ژانويه 1950 پس از اطمينان از اتمي شدن روسيه، دستور تهيه بمب هيدروژني را بر پايه فعل و انفعالي که حرارت خورشيد ناشي از آن است يعني ادغام هسته هاي اتم هيدروژن سنگين با اتم دئوتريوم صادر کرد. به هم پيوستگي اين دو هسته نيروي وسيعي را آزاد مي کند. طبق آمار منتشره، روس ها تعداد بيشتري بمب هيدروژني در زرادخانه خود دارند.سلاح اتمي از زمان پيدايش آن يک ابزار قدرت و نيز بازدارنده از يک جنگ عمومي (جهاني) بوده است. استفاده از اين سلاح جز در آگوست 1945 عملي نشد و در آن ماه امريکا با فروافکندن دو بمب اتمي بر دو شهر ژاپن اين دولت را مجبور به تسليم شدن کرد. در آن سال، امريکا دارنده منحصر به فرد آن بود و پس از اينکه داشتن آن از انحصار امريکا خارج شد، ديگر عملاً مورد استفاده قرار نگرفت، ولي در تهديد کردن و نيز بازداشتن طرف ديگر از فکر تعرض؛ بله.

به خاطر زر و زمين عصر فساد اداري تبعيض و دسيسه

غازان خان ايلخان مغول که 9 سال بر ايران حکومت کرد يازدهم ماه مه سال 1304 ميلادي (شوال 703) در نزديکي قزوين درگذشت و در شنب غازان در تبريز در گوري که از پيش ساخته بود و عمارت و گنبدي بلند و مستحکم دارد، مدفون شد. غازان پسر ارغون خان با اينکه مادرش مسيحي و پدرش بودايي بود، مسلمان شده و نام محمود بر خود نهاده بود. برادر او اولجايتو (محمد خدابنده) نيز با او مسلمان شده بود.. غازان نخستين ايلخان مغول بود که در سال 1292 ميلادي به اسلام گرويده بود. وي پس از نشستن برجاي پدر، رفتاري بسيار سخت با مسيحيان، بودائيان و پيروان اديان ديگر در پيش گرفته بود و چون سني بود نسبت به شيعيان هم بدرفتاري مي کرد. با وجود اين، به خاطر زر و زمين به جنگ سلطان مسلمان مصر و سوريه که در اسلامخواهي مشهور عالم بود، شتافت ولي پس از چند نبرد، سرانجام در جنگ «مرج الصفر» از مصريان شکست خورد و با دادن تلفات سنگين عقب نشيني کرد. اندوه اين شکست وي را که به تبريز مرکز حکومتش رفته بود، بيمار کرد. با وجود اين بيماري، غازان خان برنامه ديدارهاي خود از چند نقطه از جمله ساوه و ري را انجام داد لکن در بازگشت به سوي تبريز در نزديکي قزوين درگذشت. در دوران سلطه ايلخانان بر ايران که هشت دهه طول کشيد رشوه، فساد مالي و اداري، ظلم به ضعفا، تبعيض، دسيسه، توطئه و قتل چنان دستگاه حکومت را فراگرفته بود که قرن ها براي اين ملت به ارث باقي مانده بود. امور دولتي و قضايي از حساب و کتاب خارج شده بود و چون ايلخانان جز سه چهارتاي آخري بر زبان فارسي مسلط نبودند ارسال عريضه و دادخواست هم سودي نداشت. در آن دوران ندانم کاري حد و مرز نداشت. غازان خان در آغاز کار تلاش بسيار کرد تا به وضعيت سر و سامان دهد که کوشش او به سبب عمق فساد مالي و اداري در سازمان هاي اداري (ديواني) و لشگري و قضايي پيشرفتي نداشت و حتي بروات ايلخان هم نکول مي شد. در سال آخر، غازان خان نيز به خيل بذل و بخشش کنندگان از بيت المال پيوست و خزانه تهي شد. کار فساد مالي به جايي کشيده بود که يک خريد کوچک دولتي را چند بار به حساب خزانه مي گذاشتند. همين دوران کوتاه، ايران را چنان به عقب برد که ديگر نتوانست کمر راست کند و به حالت عادي بازگردد.

ريشه حوادث مرزي پاکستان و افغانستان

احمدخان دراني که قبلاً از ژنرال هاي ارتش ايران بود و پس از قتل نادرشاه در جريان کودتاي دهم ژوئن سال 1747 قوچان به قندهار بازگشته و دعوي استقلال و پادشاهي کرده بود، 14 مه 1757 (10سال بعد) پنجاب را ضميمه قلمرو خود اعلام داشت. وي 28 ژانويه اين سال دهلي را نيز تصرف کرده بود، احمدخان در مارس 1739 در جريان تصرف دهلي توسط نادرشاه، از افسران سپاه ايران در آن جنگ بود. جانشينان احمدخان که داعيه بيشتر نقاط غرب رود سند را داشتند دشمني انگليسي ها را با خود برانگيختند که منجر به چند جنگ و سرانجام کشيدن خط «دوراند» و تقسيم قبايل پشتون شد که اينک ده ها ميليون تن از جمعيت پاکستان را تشکيل مي دهند و وحدت دوباره را در سر دارند و مشکلات جاري پاکستان از اين ناحيه است.

آزادي مذهب داد و مقتول شد

14 ماه مه سال 1610 هانري چهارم پادشاه وقت فرانسه که فرمان «نانت» را با هدف پايان دادن به اختلافات مذهبي و جنگ هاي ناشي از آن امضا کرده بود، به دست يک کاتوليک متعصب به نام فرانسوا راويلاک ترور شد. هانري چهارم با امضاي منشور «نانت» در فرانسه آزادي مذهب اعلام کرده بود و اتباع فرانسه (اکثريت کاتوليک) مجبور به تحمل مذاهب اقليت شده بودند. جنگ هاي مذهبي قرن هفدهم اروپا که هانري چهارم با امضاي فرمان نانت به آنها پايان داد، به اروپا و به ويژه فرانسه آسيب فراوان وارد ساخته بود.

بولگاکف داستان نگاري که استالين با او مکالمه تلفني داشت

ميخائيل بولگاکف داستان نگار نيمه اول قرن بيستم روسيه 15 ماه مه سال 1891 به دنيا آمد. تحصيلات وي پزشکي بود و به خواست والدينش دکتر شده بود، اما پس از خروج از دانشگاه به تعقيب هدف خود- داستان نگاري- پرداخت زيرا معتقد بود در آن استعداد بيشتري دارد و از آن، جمعيت بيشتري را بهره مند مي سازد. بولگاکف نيز مانند بيشتر داستان نگاران معروف، داستان نويسي را از نوشتن داستان کوتاه براي مجله ها آغاز کرده بود. معروف ترين داستان او «آقا و مارگاريتا» عنوان دارد که در آن حقايق بسياري را در قالب داستان بيان کرده است. شهرت بولگاکف در جامعه روسيه به حدي بود که استالين شخصاً به او تلفن مي کرد. اين داستان نگار در دهم مارس 1940 درگذشت که امروزه معلوم شده است بر اثر بيماري ريوي ناشي از افراط در کشيدن سيگار بوده است. بولگاکف واقعيات جامعه را در قالب داستان منعکس مي کرد و از قول اشخاص داستان، راه حل ها را ارائه مي داد. وي عقيده داشت رسانه ها وظيفه دارند هنرمندان و نويسندگان و اصحاب انديشه را به جامعه معرفي کنند و از ميان اينان، توجه بيشتري به آن دسته کنند که استعداد و در عين حال انسانيت بيشتر داشته باشند. اين توصيه او هدفمندي بزرگ کردن داستان نگار عنوان گرفته است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام