چهارشنبه، 23 ارديبهشت 1388 - شماره 1950
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
زنان، بيشترين قربانيان فقر
آنها نمي توانند «نه» بگويند



رويا ملکي

روزانه هفت هزار و 500 نفر از مردم جهان به ويروس ايدز مبتلا مي شوند و سالانه حدود دو ميليون نفر به دليل اين بيماري جان خود را از دست مي دهند.

براساس آمار سازمان ملل متحد، بيش از 33 ميليون نفر که 90 درصد آنها افراد فقير هستند از اين بيماري رنج مي برند. دست کم از زمان ظهور اين بيماري در سال 1981 تاکنون 25 ميليون نفر به دنبال ابتلا به ايدز جان خود را از دست داده اند. تعداد افرادي که ناقل اچ آي وي هستند از 29 ميليون و 500 هزار نفر در سال 2001 به 33 ميليون نفر در سال 2007 افزايش يافته که اکثريت آنان در منطقه جنوب صحراي آفريقا زندگي مي کنند؛ جايي که زنان 60 درصد بزرگسالان ناقل اچ آي وي را تشکيل مي دهند. کارشناسان بين المللي در امور ايدز مي گويند؛ ميزان گسترش اين بيماري در ميان زنان رو به افزايش است. يکي از دلايل اين روند اين بوده است که احتمال آلوده شدن زنان و دختران به عفونت هاي مقاربتي چهار برابر مردان است.

همچنين در بسياري از جوامعي که از زنان انتظار مي رود بلاشرط خواسته هاي مردان را برآورده کنند اين زنان تسلط کمي بر روابط جنسي خود دارند. در اين جوامع به زنان اين اختيار داده نمي شود که در روابط جنسي خود خواستار اقدامات پيشگيرانه شوند يا حتي به رابطه خود با مردي که در گروه پرخطر براي ابتلا به ايدز محسوب مي شود، خاتمه دهند. در ايران، اگر آمارهاي رسمي اعلام شده افراد آلوده به ويروس از طريق سرنگ آلوده را بپذيريم و نيز اين باور را که بيشتر اين افراد را گروه مردان تشکيل مي دهند و با توجه به اين نکته که اين افراد احتمالاً داراي خانواده و همسر نيز هستند، خود نشان دهنده ميزان بالاي خطر انتقال آلودگي در بين قشر زنان ايران خواهد بود.

به اين ترتيب بسيار محتمل است که آمار زنان آلوده به زودي از تعداد مردان پيشي بگيرد، مگر آنکه در عمل اقداماتي انجام گيرد که مانع از آن شود. تاثير مستقيم ديگري که آلودگي در زنان به وجود مي آورد، انتقال ويروس از طريق مادر به جنين است که اين نيز خود دليل ديگري است براي توجه بيشتر به آسيب پذيري زنان و زنگ خطري است در افزايش آمار کودکان آلوده و مبتلا به ايدز. در کشورهاي فقير نابرابري جنسيتي شديدتر است. در اين جوامع از زنان انتظار مي رود بلاشرط خواسته هاي مردان را برآورده کنند. اين زنان تسلط کمي بر رابطه جنسي خود دارند و هنگام داشتن رابطه جنسي داراي قدرت تصميم گيري کمي هستند. هنوز دختران جوان بسياري هستند که به ازدواج نا خواسته زودهنگام تن مي دهند که اين موضوع آنان را از دستيابي به آموزش کافي و مورد نياز بازمي دارد در نتيجه در استفاده از وسايل محافظتي مانند کاندوم يا شرايط انتخاب کردن را نداشته يا آگاهي و دانش لازم را در اين باره ندارند. هنوز در بسياري از فرهنگ ها داشتن اطلاعات جنسي براي مردان ضروري و براي زنان نا پسند شمرده مي شود يا در بسياري از فرهنگ ها زنان نمي توانند درباره مسائل جنسي با شريک جنسي خود آزادانه صحبت کنند. وابستگي بسياري از زنان به مردان مانع از اين مي شود که بتوانند از رابطه جنسي با آنان سر باز زنند.

زنان به علت وضعيت خاص فيزيولوژيکي و اجتماعي (فرهنگي، اقتصادي، حقوقي) نسبت به ويروس ايدز آسيب پذيرتر از مردان اند. از سال 1985 تاکنون آمار زنان بزرگسال مبتلا به ايدز از 35درصد کل مبتلايان به 48 درصد افزايش يافته است. در کشورهاي توسعه يافته، زنان 25 درصد مبتلايان به ايدز و در کشورهاي فقير 60 درصد مبتلايان را تشکيل مي دهند. براساس آخرين آمار و اطلاعات سالانه سازمان بهداشت جهاني، زنان 8 برابر مردان در سال در معرض ابتلاي ناگهاني به ويروس اچ آي وي قرار دارند و ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست.

وزارت بهداشت بر اساس آمار جمع آوري شده از دانشگاه هاي علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني سراسر کشور تا اول دي ماه از 18881 نفر مبتلا به اچ آي وي / ايدز در کشور خبر داد؛ رقمي که گر چه کمتر از 10 درصد آن را زنان تشکيل مي دهند ولي سرکش نمودار آن رو به بالا است. در حال حاضر اعتياد تزريقي با 69 درصد بيشترين راه انتقال ويروس عامل اين بيماري در کشور است. در ايران حدود 200 هزار معتاد تزريقي که اکثر آنها را مردان تشکيل مي دهند، وجود دارد. در يک مطالعه اوليه در ايران مشخص شد نيمي از معتادان تزريقي متاهل هستند و حدود يک سوم آنها روابط خارج از چارچوب زناشويي دارند. دکتر محبوبه پورحيدري استاد دانشگاه در اين خصوص مي گويد؛ متاسفانه در بسياري از کشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه، زنان از قدرت تصميم گيري بسيار پاييني برخوردارند. عواملي همچون ازدواج هاي اجباري و روابط جنسي اجباري، فقر اطلاعات و آموزش هاي لازم در زمينه مسائل جنسي و وجود اين تفکر نادرست که اطلاعات جنسي را براي دختران جوان و زنان ناپسند مي داند، بسياري از زنان را به مردان وابسته مي سازد؛ وابستگي که آنها را مطيع بي چون و چراي خواسته هاي مرد مي سازد. اينها عواملي است که باعث مي شود هر روز شاهد رشد بيماري ايدز در ميان زنان باشيم.

وي افزود؛ جهت حفظ سلامت جامعه لازم است رفع نابرابري هاي جنسيتي، پيشگيري از ازدواج هاي اجباري، پيشرفت و توسعه برنامه هاي آموزشي، آموزش مهارت هاي زندگي و بهداشت زنان در اولويت قرار داده شوند. در ايران اغلب زنان آلوده به اچ آي وي از طريق همسران شان مبتلا شده اند که بيشتر آنها يا معتاد تزريقي بوده اند يا داراي شرکاي جنسي متعدد به صورت شرعي (صيغه) يا غيرشرعي بوده اند. مطلب ديگري که حائز اهميت است تغيير جهت الگوي اشاعه ايدز در ايران از اعتياد تزريقي به سوي روابط جنسي است.تعداد مراجعين زن به دليل آلوده شدن به ويروس اچ آي وي در حال افزايش است. زنان قربانيان روابط جنسي ناخواسته و اجباري، روسپيگري اجباري و خشونت هاي جنسي هستند. ايدز در بستر فقر و نابرابري هاي اجتماعي، از جمله تبعيض و خشونت عليه زنان و کودکان و به حاشيه راندن گروه هاي اجتماعي خاص رشد مي کند. طبق قوانين مدني ايران، رياست خانواده و حق طلاق با مرد است. وجود قوانيني که چندهمسري را مجاز و حق طلاق را از آن مرد مي شمارد و مساله تمکين بي چون و چراي زن از عواملي هستند که منجر به مبتلا شدن زنان به ايدز مي شوند و اين گونه است که زنان قرباني روابط جنسي ناعادلانه و قوانين تبعيض آميز مي شوند. وجود قانون چندهمسري نيز از جمله عواملي است که مي تواند به گسترش ايدز دامن بزند. زنان صيغه يي حرفه يي که ممکن است از مبتلا شدن خود نيز بي خبر باشند از ناقلان خطرناک بيماري ايدز به شمار مي آيند زيرا اغلب از آنان خواسته مي شود به هر نوع رابطه جنسي تن در دهند. فقر اقتصادي زيربناي اصلي روسپيگري است. در چنين رابطه يي اجبار و نبود رضايت نهفته است. بستر شيوع پديده روسپيگري توزيع ناعادلانه ثروت، ناکارآمدي نظام اقتصادي، وجود خلأهاي قانوني، وجود قوانين تبعيض آميز چون قانون چندهمسري و شرايط نابسامان اجتماعي است.

سالانه 68 هزار زن در جهان بر اثر سقط جنين ناسالم جان مي دهند

بانک جهاني در گزارش تازه يي اعلام کرد سالانه حدود 68 هزار زن در سراسر جهان در اثر سقط جنين هاي ناسالم و غيربهداشتي جان خود را از دست مي دهند و در عين حال 3/5 ميليون زن ديگر نيز دچار معلوليت هاي موقتي يا دائمي مي شوند. در اين گزارش که با عنوان رفتارهاي قانوني بارداري و هزينه هاي آنها تهيه و ارائه شده، آمده است بسياري از زنان فقير به عنوان آخرين چاره براي کنترل بارداري به سقط جنين روي مي آورند. به رغم تلاش گسترده در سراسر دنيا در جهت کنترل بارداري سالانه 51 ميليون مورد بارداري هاي ناخواسته در کشورهاي در حال توسعه رخ مي دهد و مربوط به زناني است که از روش هاي کنترل بارداري از جمله داروهاي ضدبارداري استفاده نمي کنند. اين گزارش همچنين مي افزايد 25 ميليون مورد ديگر از اين بارداري هاي ناخواسته به دليل ناموفق بودن روش هاي ضدبارداري يا استفاده نادرست از اين روش ها از سوي زنان اتفاق مي افتد. گزارش ها بيانگر آنند که حدود 50 ميليون از زايمان ها در کشورهاي توسعه يافته توسط افراد مجرب صورت نمي گيرد. اين رقم برابر با چهار زايمان از 10 زايماني است که در جهان انجام مي شود. خطر مرگ در بين مادران باردار در کشورهاي در حال توسعه هر 76 نفر يک نفر است و اين در حالي است که اين رقم در کشورهاي صنعتي از هر 8 هزار نفر يک نفر گزارش شده است. نتايج به دست آمده از سازمان بهداشت جهاني طي سه سال بررسي عوامل موثر بر سلامت افراد نشان مي دهد، فقر و نابرابري تاثير بسزايي بر سلامت انسان ها مي گذارد و موجب کوتاهي عمر و مرگ زودرس افراد مي شود چنانچه احتمال مرگ زنان بارداري که در شرايط فقر به سر نمي برند، يک در 17 هزار و 400 نفر است در حالي که اين آمار در مورد زنان بارداري که فقير هستند، يک در هشت نفر است. اين تحقيق نشان مي دهد بين فقر و بي عدالتي با زنده بودن افراد رابطه مستقيمي وجود دارد.

پورحيدري مي گويد؛ مراجعه نکردن زنان به مراکز بهداشتي به سبب دريافت هزينه از آنان خطر ابتلا به بيماري هاي واگيردار جنسي را افزايش مي دهد. وي معتقد است؛ از نظر سازمان بهداشت جهاني عدالت يکي از عمده ترين جنبه هايي است که کارکرد نظام سلامت با آن سنجيده مي شود. اين استاد دانشگاه با اشاره به اينکه در زمينه مسائل بهداشتي، عدالت يعني در دسترس بودن خدمات بهداشتي و ايجاد فرصت هاي برابر براي سالم بودن، تاکيد کرد؛ چنانچه عوامل موثر بر سلامت به طور عادلانه توزيع شده باشند، آنگاه فرصت سالم ماندن مهيا مي شود که در آنجا با مباحثي نظير توزيع ثروت در جامعه، فقرزدايي، عدالت اجتماعي و اقتصادي روبه رو هستيم. پورحيدري در بخش ديگري از گفته هايش با اشاره به مرگ و مير زنان ايراني بر اثر سرطان هاي شايع همچون سرطان سينه و دهانه رحم گفت؛ بيشتر مرگ و مير مبتلايان به سرطان سينه در ايران ناشي از تشخيص ديرهنگام است. وي در بخش ديگري از گفته هايش با اشاره به نتايج يک تحقيق گفت؛ نتيجه يک بررسي که در دانشگاه تربيت مدرس انجام شده است، نشان مي دهد حدود 70 درصد از زنان مبتلا به سرطان سينه در ايران، به دليل تاخير در تشخيص و پيشرفته بودن مراحل بيماري، جان خود را از دست مي دهند.

نبود تعادل در دادن و گرفتن غذا

مطالعات ميداني نشان مي دهد عوامل مختلف مرتبط با سلامتي زنان مانند رژيم غذايي، فشار کار، رفتارهاي بهداشت فردي و رفتارهاي جنسي به شدت تحت تاثير ارزش ها و رفتارهاي اجتماعي است.

در خانوارهاي فقير شهري و روستايي، گاهي منابع محدود موجب مي شود زنان از لحاظ بسياري از نيازهاي فردي مانند دريافت غذا در جايگاه همسر و مادر، خود را در مرحله پس از کودکان، همسر و گاهي حتي ساير اعضاي خانواده قرار دهند. طبق سنت ديرينه يي که در برخي از فرهنگ هاي بومي همچنان وجود دارد، زنان و دختران خانواده آخرين افرادي هستند که غذا مي خورند. اين فرهنگ غلط سبب مي شود زنان پس مانده غذاي مردان را بخورند. در نتيجه نسبت به مردان غذاي کمتري نصيب شان مي شود و در بيشتر مواقع مواد مغذي همچون گوشت، مرغ، برنج و نان به ميزان کافي به آنها نمي رسد؛ تا جايي که در برخي از مواقع تمام ظرف ها خالي به آشپزخانه برمي گردد. همچنين بنا به اين سنت هاي قديمي مردها ميهمانان را در خوردن غذا همراهي مي کنند از اين رو بهترين هايي که در سفره براي ميهمانان تدارک ديده شده نصيب مرد خانواده مي شود و چه بسا در خانواده هاي فقير به دليل وجود فرهنگ همراهي مرد با ميهمان زنان که بهترين هاي خانه را براي ميهمان تدارک ديده اند، گرسنه مانده و براي جبران هزينه آن ميهماني مجبور به خوردن غذاهايي ساده و خالي از مواد مغذي در طول چند روز مي شوند. اين در حالي است که در نقطه مقابل اين زنان روستايي، در جوامع شهري ارزش ها و معيارهاي مربوط به زيبايي و مشخصات ظاهري زنان به عنوان يک عامل ذهني در رفتارهاي غذايي، رژيم گرفتن يا ميزان فعاليت بدني آنها تاثير مي گذارد. از لحاظ فعاليت بدني به طور خاص به نظر مي رسد معيارهاي ارزشي و عرف موجود در جامعه براي زنان نقش محدود کننده دارد. شواهد اجتماعي حکايت از آن دارد که خريد براي غذا و آماده کردن و پختن آن معمولاً به عنوان کار و وظيفه زنان محسوب مي شود و زندگي زنان به طرزي تنگاتنگ با غذا آميخته است. اما نظرات در باب اينکه غذا براي چه کسي آماده مي شود، بسيار متفاوت است. شيدا شريفي سمناني روانپزشک مي گويد؛ غذا چيزي است که زن بايد به ديگران بدهد، اما خود را از آن محروم کند.

يک آشپز خوب بودن از جمله صفات يک همسر خوب و يک مادر خوب بودن است. غذا، وقتي به ديگران داده مي شود، به خصوص اعضاي خانواده، سمبلي از پرورش و بزرگ کردن است. اما اين جريان اغلب به نبود تعادل غميان رسيدگي به خود و ديگرانف منجر مي شود.

شريفي با اشاره به اينکه اين موارد يکي از عوامل موثر بر عارضه هاي کمبود تغذيه يي زنان است، ادامه داد؛ دانش تغذيه يي در مورد وضعيت مصرف مواد غذايي در زنان کشور به ميانگين مصرف سرانه خانواده محدود مي شود. زنان، يعني مادران و نگهدارندگان، همان هايي که ديگران را تغذيه مي کنند و پرورش مي دهند، خودشان غذاي کمتري به دست مي آورند، حتي غذايي را که خود پخته اند. اين نبود تعادل در دادن و گرفتن غذا و عامل رشد و نمو، به ازخودگذشتگي زنانه و ترس از چاق شدن نيز بازمي گردد.

چيزي که در فرهنگ غالب در خصوص زنان وجود دارد اين است که زنان و مادران از خود گذشته همواره بهترين ها را براي بچه ها و مرد خانواده مي خواهند يا يکي از ويژگي هاي زن خوب داشتن اندام مناسب است، از اين رو زنان همواره با اين تناقض روبه رو هستند؛ غذا را به دقت پختن و آماده کردن براي ساير اعضاي خانواده، اما خود از آن نخوردن به خاطر ترس از چاق تر شدن از حد متعارف.تنها استثنا براي اين مورد، زن باردار است که اجازه دارد به واسطه نوزادي که در شکم دارد چاق باشد، به اندازه دو نفر غذا بخورد و با خوردن غذاهاي مناسب، پرورش کودکش را در همان مرحله جنيني آغاز کند و از نوشابه هاي الکلي و سيگار کشيدن بپرهيزد. به گفته شريفي به رغم اينکه بيشتر خريد مواد غذايي توسط زنان انجام مي شود، ترجيحات و علاقه هاي غذايي ديگر اعضاي خانواده در شکل گيري الگوي غذايي آن نقشي بسزا داشته و در اين ميان ترجيحات غذايي پدران قوي ترين تاثير را اعمال مي کند. مي توان گفت اگر چه زنان خريد را انجام مي دهند، اما انتخاب مواد غذايي کاملاً تحت کنترل آنان نيست. چه بسا شوهر و کل خانواده نقش کنترل از راه دور را بازي مي کنند. نبود تعادل قدرت در جامعه (ميان مرد و زن) بر اساس نظريات جنسيتي، تحميل نقش زنانه به زنان و تعريف محدود فرهنگ ها براي جثه و اندام قابل قبول براي زنان، همگي از جمله مواردي هستند که رفتارهاي تغذيه يي زنان و در نتيجه سلامت شان را تحت تاثير قرار مي دهند؛ رفتار هايي که نيازمند آموزش از سنين پايين است.

کليشه هاي جنسيتي و سلامت

از نظر سازمان بهداشت جهاني عدالت يکي از عمده ترين جنبه هايي است که کارکرد نظام سلامت با آن سنجيده مي شود. در زمينه مسائل بهداشتي، عدالت يعني در دسترس بودن خدمات بهداشتي و ايجاد فرصت هاي برابر براي سالم بودن. چنانچه عوامل موثر بر سلامت به طور عادلانه توزيع شده باشند، آنگاه فرصت سالم ماندن مهيا مي شود که در آنجا با مباحثي نظير توزيع ثروت در جامعه، فقرزدايي، عدالت اجتماعي و اقتصادي روبه رو هستيم. دکتر شهروز عباس زاده جامعه شناس معتقد است فقر شاخص کليدي در ارزيابي توسعه پايدار و سلامت جامعه است و در جايي که فقر و محروميت وجود دارد، تمام مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي از جمله سلامت تحت الشعاع قرار مي گيرد. وي معتقد است تاثير عوامل اجتماعي و اقتصادي بر زندگي افراد تعريف بيماري در جامعه است؛ چرا که افراد محروم از آزادي کمتري برخوردارند و نااميدي براي ادامه زندگي در آنها بيشتر است. به گفته وي فقر لزوماً مادي نيست. فقر اطلاعات نيز جزيي از فقر و محروميت است. عباس زاده ادامه داد؛نبود تعادل اقتصادي و اجتماعي در جامعه چرخه معيوبي را به وجود مي آورد که اگر در جايي شکسته نشود، امکان توسعه را در جامعه از بين مي برد. افرادي که درآمدشان زير خط فقر است، بايد شناسايي و حمايت شوند. افرادي که سوء تغذيه دارند، به مدرسه نمي روند، استخدام نمي شوند، بيمار مي شوند. زنان سرپرست خانوار و افرادي که از خدمات رفاهي محروم اند، همه در اين چرخه معيوب قرار دارند. اين جامعه شناس معتقد است فقر اقتصادي با شيوع بيشتر برخي از بيماري ها همراه است. همچنين شاهديم صدمات ناشي از بيماري ها در طبقات اجتماعي مختلف تفاوت دارد.عباس زاده با اشاره به اينکه به جز فقر، عوامل اجتماعي ديگر مانند سن، نژاد و قوميت افراد نيز به نابرابري هاي اجتماعي مي انجامند و بر سلامت افراد اثرگذارند، تاکيد کرد؛جنس يعني ويژگي هاي زيستي که زنان و مردان را از يکديگر متمايز مي کند، نيز يکي از اين عوامل اجتماعي تاثيرگذار بر سلامت افراد است. به گفته وي کليشه هاي جنسيتي درخواست ها و انتظارات اجتماعي متفاوتي ايجاد مي کند (مثلاً مردان را بالفطره مديران خوب و زنان را بالفطره موجودات عاطفي و احساساتي تعريف مي کند) و همين بر وضعيت سلامت زنان و مردان اثرگذار است. اين جامعه شناس مي گويد زنان امروز در فشار ميان نقش هاي چندگانه قرار مي گيرند. ساعاتي را به کار مردانه اشتغال دارند، ساعاتي در خانه همسري غمخوارند و معمولاً نقش مادري هم در راس اين وظايف قرار مي گيرد. اين فشارهاي اجتماعي و خانوادگي بر جسم و روان زنان اثر مي گذارد و روح و روان شان را آزرده مي کند. بي شک تلاش در جهت تغيير سنن و قوانيني که باعث تقويت کليشه هاي جنسيتي آسيب رسان به زنان مي شود، براي بهبود و ارتقاي سلامت اجتماعي و رواني زنان ضروري است.

درآمد پايين خانواده، تحصيلات پايين، شرايط زندگي نامناسب شامل دسترسي محدود به آب آشاميدني و اقدامات بهداشتي و سوءتغذيه، ظاهر فقر هستند و به طور مستقيم به مساله بهداشت فقرا و اجتماعات به حاشيه رانده شده آسيب مي زند. اين مسائل با ناتواني فقرا براي حفاظت از خودشان در برابر خطرات از طريق مصرف مناسب و کافي کالاها و خدمات شکل مي گيرد. اين عوامل به طور موثري يکديگر را تقويت کرده و با همديگر نوعاً به نتايج کلي بيماري بين فقرا منجر مي شود. بيشتر جنبه هاي فقر همپوشان بوده و محروميت اجتماعي را در زمينه هاي جنسيتي، مناطق جغرافيايي (مشتمل بر شهر و روستا) و قومي تشديد مي کند، بنابراين زنان اغلب سطح آموزشي پايين تري داشته و در معرض هواي آلوده خانه قرار گرفته و تغذيه يي نامناسب تر از مردان دارند.

رشد تعهد بين المللي به منظور از بين بردن همه جنبه هاي فقر، به توجه زيادتري براي سلامتي فقرا انجاميده است.

بهبود نتايج بهداشتي بين افراد فقير و اجتماعات به طور فزاينده يي به عنوان هدف کليدي براي توسعه اقتصادي و کاهش فقر تشخيص داده شده است.

اين مساله با شواهدي درباره ارتباط تنگاتنگ بين فقر و بهداشت در خانواده، جامعه و کشور تاييد مي شود.

برخورداري از سلامتي حق همه انسان ها از جمله زنان است که شامل دسترسي آسان به خدمات بهداشتي و اجتماعي و امکان حفظ تندرستي و توانمند سازي براي بهره مندي زنان از سلامتي درخور است.

فقر شديد ناشي از فزوني جمعيت و شکاف روزافزون ميان فقير و ثروتمند و نابرابري مرد و زن که نتيجه سياست هاي نادرست ملي و بين المللي است، تاثير مستقيم بر امکان تامين سلامت زنان دارد.
لزوم توانمند سازي زنان عليه ابتلا به ايدز


معصومه زماني

امروزه در بسياري از کشورهاي جهان شاهد گسترش سرسام آور بيماري ايدز در ميان مردمان هستيم که در اين ميان زنان و دختران نيز از اين بيماري جان سالم به در نبرده اند و کشورها آمارهاي متفاوتي را از ميزان شيوع ايدز در ميان اين قشر ارائه مي دهند.

مطالعات نشان مي دهد در کشورهاي در حال توسعه يا فقير، زنان بيشترين قربانيان ايدز هستند، چرا که ساختار بدني زنان به گونه يي است که خطر انتقال اين بيماري از يک مرد آلوده به يک زن دو برابر و نيم است. بسياري از زنان رفتارهاي پرخطر ندارند ولي آلودگي را از طريق روابط جنسي حفاظت نشده با همسران خود به دلايل متفاوتي از جمله تزريقات آلوده مواد مخدر يا نابساماني هاي جنسي دريافت کرده اند. و از آنجايي که زنان و دختران از نظر موقعيت اجتماعي در شرايط پايين تري قرار دارند و بار کارهاي خانه، نگهداري والدين بيمار و بچه هاي کوچک تر خانواده بر دوش آنها است، همين امر باعث مي شود آنها کمتر در محيط هاي اجتماعي، مدرسه، دانشگاه و محيط هاي آموزشي وارد شوند در نتيجه از دستيابي به منابع اطلاعاتي و درماني يا پيشگيري از اين بيماري محروم هستند.

طبق گزارش ها و تحقيقات پژوهشي يکي از عوامل بسيار مهم و زمينه ساز بيماري ايدز در ميان زنان و دختران حضور در خانواده هاي پرجمعيت با درآمد اقتصادي پايين است. زنان فقير به دليل ابتلا به ايدز به تدريج امنيت اقتصادي خود را از دست داده و از حقوق مربوط به مسکن، ارث و حتي خدمات بهداشتي نيز محروم مي شوند و همين امر باعث از هم پاشيدگي خانواده ها، مهاجرت به شهرهاي بزرگ و در نتيجه در معرض قرار گرفتن خطر آلودگي به ويروس HIV مي شود.

دختران جوان نيز در چنين خانواده هاي فقيري اغلب مجبور به ترک تحصيل و خانه نشيني شده و در نتيجه يا مجبور به ازدواج هاي تحميلي با مردان مسن يا مرداني مي شوند که چندين شريک جنسي دارند يا اقدام به فرار از خانه کرده و به محيط هاي ناامن و خانه هاي فساد پناه مي آورند و نهايتاً اقدام به خودفروشي کرده و به مواد مخدر و فحشا روي مي آورند و برخي نيز قرباني تجارت سکس به کشورهاي همسايه مي شوند. عامل ديگر، خشونت هاي خانگي و آزار و اذيت زنان توسط پدر، برادر يا همسران است که طيف وسيعي از مشکلات جسمي، رواني و جنسي را در زنان به جاي مي گذارد و همين ترس از خشونت اغلب منجر به مخفي کاري و در نتيجه عدم دسترسي زنان به اطلاعات، تست HIV يا خدمات مشاوره يي و درمان مي شود. چرا که ترس از انگ ايدز مانع از آن مي شود که آنان با حضور به موقع خود در مراکز تشخيص و درماني از خدمات بهداشتي اين مراکز استفاده مفيد را ببرند. از ديگر عوامل آلودگي دختران و زنان حضور برخي از آنان در مراکز شغلي است که از نظر موقعيت اجتماعي پايين است و آنان مجبور به اطاعت از دستورات مافوق خود هستند چرا که در صورت سرپيچي شغل و کار خود را از دست داده و دچار مشکلات مالي و اقتصادي مي شوند و در اين ميان عده کثيري از آنان تن به روابط جنسي ناسالم داده و آلوده به ويروس ايدز مي شوند. طبق نظريه سايت پزشکان بدون مرز زمينه هاي آسيب پذيري زنان را مي توان دلايل زير برشمرد.

1- فقر اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي

2- ازدواج دختران جوان با مردان مسن يا مرداني که چندين همسر داشته اند.

3- وجود اماکني مانند زندان، خانه هاي فساد، مراکز تهيه و توزيع فيلم هاي مبتذل و مواد مخدر که در گريزان شدن زنان به ويژه دختران از کانون گرم خانواده تاثيرگذار است.

4- آسيب پذيري فيزيولوژيکي و آناتوميکي زنان به ويژه دختران جوان که هنوز رشد و تکامل جسمي کاملي ندارند و فقر اطلاعاتي اين زنان و کمبود يا نبود مراکز مشاوره در پيگيري مشکلات جسماني خود مزيد بر علت است.

5- بسياري از زنان سريع تر از مردان به خويشاوندان، دوستان خانوادگي و کارفرمايان و ساير بزرگسالان خود اعتماد کرده و مورد خشونت قرار مي گيرند.

6- بسياري از زنان دنيا درگير کسب درآمدهاي نامشروع از طريق فعاليت هاي اجتماعي - فرهنگي و جنسي اند. به ويژه در دختران زير 15 سال و کودکان زير 10 سال که سوءاستفاده در اين سنين به دليل ترس به شدت مخفي نگه داشته مي شود و به سختي مي توان اطلاعاتي از آنان به دست آورد.

7- زنان و کودکان خياباني و افرادي که در حاشيه شهرها زندگي مي کنند بيشتر آسيب پذيرند چرا که اين افراد اغلب قربانيان جنگ، فقر و خشونت هاي خانوادگي هستند و براي دريافت و به دست آوردن پول، کالا و لباس و کمک و حمايت هاي غيرقانوني و گاهي قانوني تن به رابطه جنسي ناسالم داده اند.

8- ضعف ساختار آموزشي و مشاوره يي جوامع و اينکه يک زن بداند پس از سوءاستفاده جهت مشاوره به کجا مراجعه کند يا آموزش وي به حدي باشد که او را در برابر برقراري ارتباطات غيراخلاقي متعهد کند. و اما راهکارهاي اصلي براي توانمند کردن زنان در مبارزه براي ايدز را مي توان شامل موارد ذيل دانست؛ بهبود روش هاي پيشگيري، آموزش، مبارزه با خشونت و حفظ حقوق اجتماعي و کاستن از بار مراقبت از بيماران، ايجاد موقعيت شغلي و تحصيلي مناسب، شرکت دادن در مقام هاي مديريتي و تصميم گيري براي تعيين سرنوشت خود. کشورهايي که بتوانند گسترش ايدز را در زنان مهار کنند در حقيقت گسترش اين بيماري را در کل جامعه مهار کرده اند.
هفت مه روز جهاني ايتام ايدز

نجمه زارع

خسرو منصوريان، کودکي سه ساله را که نمي داند ايدز دارد در آغوش گرفته است. او قاشقي از حلواي روي ميز برمي دارد و در دهان کودک مي گذارد و مابقي اش را هم خودش مي خورد. دختر سه ساله، گونه اش را روي صورت مهربان و دوست داشتني منصوريان مي گذارد و مي گويد؛ «عمو، اين ورو ببين، دارن عکسمونو مي گيرن.»موسس انجمن احيا و توان ياب ضمن تشکر از خيراني که طي اين 10 سال، موسسه را ياري کرده اند، مي گويد؛ «متاسفم از اينکه در راستاي اجراي طرح شبه خانواده، همکاري خاصي با ما صورت نگرفته است؛ هيچ يک از موسسات بهزيستي، حتي يک کودک هم به ما معرفي نکرده اند.»او خطاب به حضار و مسوولان ذي ربط مي گويد؛ «وظيفه هر انسان آگاه و هوشياري است که اين صداي خاموش را به گوش همگان برساند و واجب عيني بر هر مسوولي است، که مشکلات اين کودکان را برطرف کند.»

16 ارديبهشت، برگزاري جشن در ايران

چهارشنبه يي که گذشت، انجمن هاي «احيا» و «توان ياب» براي دومين سال پياپي جشن کوچکي را به مناسبت بزرگداشت «ايتام ايدز»، در محل موسسه شان برگزار کردند. خسرو منصوريان که خود، يکي از مددکاران اجتماعي است و 30 سال است در اين زمينه حضوري فعال دارد، در سال 78 با کمک خيران، اين موسسه را تاسيس کرد، که طي اين 10 سال نيز همچنان با کمک هاي مردمي اداره شده است. مدير عامل انجمن هاي احيا و توان ياب در مورد فعاليت هاي موسسه شان مي گويد؛ «فعاليت هاي ما، حول دو محور فرهنگي و توانبخشي به کودکان مي چرخد؛ توانبخشي صد درصد رايگان به کودکان زير 16 سال، ياري رساندن به آسيب ديدگان اجتماعي که شامل کمک هاي مالي، مشاوره هاي رواني، اشتغال زايي براي ايتام، بيماران، مادران و زنان مبتلا به بيماري ايدز و همچنين اطلاع رساني به افراد جامعه در مورد آسيب هاي اجتماعي.»فروزان رحيم دوست در رابطه با کمک هاي دولتي مي گويد؛ «خوشبختانه تاکنون با مشکلي مواجه نشده ايم و حتي با همين کمک هاي مردمي توانسته ايم شعبه يي نيز در بم داير کنيم که در کارش موفق بوده است. ما خطي تلفني به شماره 66935524 (خط احيا)، را به منظور ارائه خدمات اجتماعي و مشاوره هاي رواني به طور رايگان و... به افرادي که در معرض بحران آسيب هاي اجتماعي قرار دارند، اختصاص داده ايم. البته اگر نهادهاي اجتماعي نيز بخواهند کمک کنند از کمک هايشان براي توسعه اهداف و فعاليت هايمان استفاده خواهيم کرد.»

ايتام ايدز با شاخه هاي گل

به ديدار مسوولان مي روند

صبح همان روز، کودکان اين موسسه، به همراه آقاي منصوريان، با شاخه هاي گل به ديدار مسوولان برخي از نهادها و سازمان هاي مربوطه رفتند؛ بخش عفوني بيمارستان امام خميني، کلينيک مثلثي غرب تهران، بخش مبارزه با بيماري ايدز در سازمان ملل (UNIDS) و سازمان بهزيستي و يونيسف.رحيم دوست در اين رابطه مي گويد؛ «هرچند با اين نهادها و سازمان ها، هماهنگي لازم به عمل آمده بود، به غير از «پال هول سهوف» مدير کل يونيسف، که از اين کودکان در اتاق خود پذيرايي کرد، ديگر مسوولان يا برخورد مناسبي نداشتند يا اينکه در اتاق هايشان نبودند و کودکان تنها توانستند گل ها را روي ميز آنها بگذارند.»براي شرکت در اين جشن، از سازمان بهزيستي، وزارت بهداشت، يونيسف و کميته امداد دعوت شده بود.

طرح شبه خانواده

سجادي يکي از اعضاي هيات مديره انجمن احيا طرح شبه خانواده را يکي از مهم ترين برنامه هاي آينده انجمن مي داند که قرار است با همکاري بهزيستي اجرا شود؛ «از آنجايي که نه در جامعه و نه در بهزيستي با ايتام ايدز به خاطر بيماريشان برخورد مناسبي نمي شود، بر مبناي اين طرح، اين کودکان تحت سرپرستي مادراني قرار مي گيرند که خود به اين بيماري مبتلا هستند که موسسه نيز مي تواند به لحاظ مالي از 80 تا 200 هزار تومان به آنها کمک کند.»به گفته سجادي؛ «در حال حاضر 40 مادر يتيم دار ايدز و 80 کودک در اين موسسه پذيرفته شده اند که از مجموع کودکان 25 درصد آنها اچ آي وي مثبت دارند.»

ايدز با روبوسي منتقل نمي شود

جوادي مديرعامل کودکان و نوجوانان بهزيستي مي گويد؛ ويروس اچ آي وي از طريق تماس هاي عادي مانند وسايل نقليه عمومي، دست دادن، توالت، سرفه، عطسه و روبوسي، نيش حشرات، استخر، حمام و... منتقل نمي شود.او مي گويد؛ «بيماري هاي خطرناک تر از ايدز نيز وجود دارد. ايدز بيماري مهلک و خطرناکي نيست اما بدنامي اين بيماري مي تواند به خطرات بيشتري در رابطه با شيوع آن دامن بزند. ما بايد سعي کنيم مشکلات فرهنگي مان را که حتي شامل طبقات تحصيلکرده مان هم مي شود، برطرف کنيم.»

بايد صداي کودکان ايدز را به گوش مسوولان برسانيم

دکتر زماني نماينده يونيسف نيز ضمن قدرداني از فعاليت هاي انجمن احيا مي گويد؛ «همه افراد و نهادها چه دولتي و چه مردمي، بايد خود را در اين مهم مسوول بدانند و صداي اين کودکان و نيازهايشان را به گوش مسوولان برسانند.» وي ادامه مي دهد؛ «در ايران نيز طرحي پنج ساله براي پيشگيري از اين بيماري، در دست اجرا است، که اميدواريم با همکاري يکديگر بتوانيم آن را به سرانجامي خوب برسانيم.»

زن بودن، مادر بودن و ايدز

در پايان برنامه، مادري 24ساله که درد ايدز را در جانش حمل مي کرد، اما چشمانش همچنان برق جواني داشت، خاطره تلخش را از روز مادر شدنش برايمان بازگو مي کند؛ «از شش صبح تا غروب آن روز، با اينکه با بيمارستان امام خميني هماهنگ شده بود، هيچ پزشکي عمل زايمانم را انجام نمي داد و به بهانه هاي مختلف از انجام آن سر باز مي زدند و اين در حالي است که عمل سزارين براي مبتلايان به ايدز را تنها اين بيمارستان انجام مي دهد و بيمارستان هاي ديگر به هيچ عنوان چنين ريسکي را نمي کنند.»او مي گويد؛ «پرسنل بيمارستان، پس از زايمان نيز، به من اجازه نمي دادند در راهرويي که زنان ديگر قدم مي زدند، راه بروم، اما باز جاي خوشحالي است که من کودکم را سالم به دنيا آوردم.»

هفت مه روز جهاني ايتام ايدز

او از بي گناهي خود سخن مي گويد؛ «شوهر من به جرم شرارت در زندان حبس بود و تنها به دليل استفاده از تيغ و وسايل بهداشتي مشترک با ديگر زندانيان، به اين بيماري مبتلا شده بود که پس از گذشت چهار سال از آزادي او، ما به طور اتفاقي از بيماري وي آگاه شديم، و اين در حالي بود که من نيز با کودکي در شکم، تنها به جرم ازدواج کردن به بيماري ايدز مبتلا شده بودم.» او مي گويد؛ «چه کسي پاسخگوي من و زناني چون من خواهد بود؟»

خطر ايدز جدي است

ويروس ايدز موجود بسيار ريزي است که اختصاصاً انسان را درگير مي کند و سيستم ايمني بدن را ضعيف مي کند. اما بيماري ايدز نقص اکتسابي ايمني بدن است که سال ها بعد از ورود ويروس اچ آي وي به بدن ايجاد مي شود، در اثر آن فرد دچار عفونت هاي فرصت طلب شديد مانند سل، بعضي از سرطان ها و... مي شود. ويروس اچ آي وي پس از ورود به بدن حدود 2 تا 6 ماه حتي با آزمايش نيز قابل شناسايي نيست و در مواردي که آزمايش نشود هم ممکن است تا حدود 10 سال خود را نشان ندهد. اين در حالي است که فرد مي تواند در اين دوره که از آن با عنوان دوره پنجره يي ياد مي شود، ناقل ويروس باشد. روزانه 16 هزار نفر در جهان به ويروس ايدز آلوده مي شوند که بيش از 50 درصد آنها 5 تا 24 سال دارند. به گزارش دبير کميته مبارزه با ايدز در ايران؛ «80 درصد بيماران مبتلا به ايدز جوان هستند.» با گذشت نزديک به 25 سال از بروز بيماري ايدز، شيوه درمان آن همچنان ناشناخته است اما متاسفانه عدم مواجهه صحيح با اين بيماري، فقدان اطلاعات کافي و همچنين وجود مشکلات عديده فرهنگي، به شيوع روزافزون ايدز دامن مي زند.

عناوين اين صفحه
آنها نمي توانند «نه» بگويند
لزوم توانمند سازي زنان عليه ابتلا به ايدز
هفت مه روز جهاني ايتام ايدز

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام