سه شنبه، 22 ارديبهشت 1388 - شماره 1949
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: اجتماعي
رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا اعلام کرد
طرح کنترل تفرجگاه هاي کشور از تيرماه اجرا مي شود
گروه اجتماعي؛ با شروع تابستان، تفرجگاه هاي کشور تحت کنترل پليس امنيت اخلاقي قرار خواهند گرفت. روز گذشته رئيس پليس امنيت اخلاقي نيروي انتظامي کشور در حالي از اجراي طرح ويژه کنترل تفرجگاه هاي کشور از اول تير امسال خبر داد که بعد از آن و در جمع خبرنگاران تاکيد کرد طرحي در دستور بررسي است که از اين پس حضور فروشندگان مرد در لباس فروشي هاي زنانه ممنوع خواهد بود و همه فروشندگان مرد از اين به بعد فقط در فروشگاه هاي لباس مردانه مي توانند کار کنند.

سردار احمد روزبهاني روز گذشته دليل حضور پليس را به صورت ويژه در تفرجگاه ها به دليل حضور بيشتر مردم در ايام تابستان دانست و تاکيد کرد؛ پليس به صورت ويژه تري تفرجگاه ها را کنترل خواهد کرد که در اين راستا پليس در پارک هاي بزرگ، اقدام به ايجاد ايستگاه هاي ثابت و در پارک هاي کوچک اقدام به گشت زني خواهد کرد. فروش سي دي هاي غيراخلاقي، مواد مخدر و مشروبات الکلي در پارک ها از جمله دلايلي است که روزبهاني به عنوان دلايل حضور پررنگ تر پليس برمي شمرد و ادامه مي دهد؛ کساني که در سال هاي قبل در پارک ها اقدام به فروش سي دي هاي غيراخلاقي، مواد مخدر و مشروبات الکلي مي کردند، شناسايي شده اند و تحت کنترل قرار مي گيرند. او همچنين با اعلام ممنوعيت استفاده از فروشندگان مرد در لباس فروشي هاي زنانه تاکيد کرد؛ در اين رابطه جلسات مختلفي با اصناف داشتيم که در حال پيگيري اين موضوع هستند اما اگر پليس با مواردي برخورد کند حتماً پس از تذکر و جريمه، مغازه فرد متخلف را پلمب خواهد کرد.

رئيس پليس امنيت اخلاقي ناجا همچنين درباره بلوتوث هاي منتشرشده از افراد مشهور در جامعه گفت؛ نيروي انتظامي با دريافت اين بلوتوث ها اقدام به شناسايي عوامل تکثير و توليدکننده مي کند و پس از شناسايي، آنها را به مراجع قضايي تحويل مي دهد. از سوي ديگر فرمانده انتظامي تهران بزرگ ديروز اعلام کرد حکم تخليه و تخريب بيغوله هاي جرم خيز به زودي گرفته مي شود. در حالي که مرحله دوم طرح انضباط اجتماعي در منطقه 12 پايتخت آغاز شده است به زودي قرار است حکم تخليه و تخريب اين مناطق گرفته شود.

سردار رجب زاده درباره اجراي طرح جمع آوري بيغوله هاي جرم خيز که به عنوان خانه هاي مجردي معرفي شده بود، گفت؛ ما صحبتي درباره خانه هاي مجردي نکرديم و اين عبارت از سوي همان عزيزي که گزارش را تهيه کرده بود، عنوان شد وگرنه در متن مصاحبه من اين عبارت وجود ندارد. او با اشاره به اينکه بحث پليس از ابتدا نيز مربوط به بيغوله هايي بوده که افراد مجردي همچون دختران و پسران فراري در آن سکني گزيده و اقدام به اعمال مجرمانه مي کنند، گفت؛ تاکنون حدود 470 خانه که داراي مساحت 100متري و 13 تا 14 آلونک هستند در اين مناطق شناسايي شده اند که بين 30 تا 70 هزار تومان به افراد اجاره داده مي شود. به گفته او تعداد بسياري از جرائمي مانند تکدي گري و خرده فروشي مواد مخدر توسط افراد ساکن در اين آلونک ها انجام مي شود که با توجه به اين موضوع و بر اساس هماهنگي هاي انجام شده، ستادي از نيروي انتظامي، شهرداري، بهزيستي و دادستاني در منطقه مستقر شده است. به گفته سردار رجب زاده، 80 درصد از ساکنان اين بيغوله ها از شهرهاي ديگر هستند که به زودي حکم تخليه و تخريب اين نقاط گرفته مي شود. فرمانده انتظامي تهران بزرگ درباره تعداد دستگيري هاي بيغوله هاي جرم خيز در مرحله اول طرح انضباط اجتماعي نيز اظهار کرد؛ هنوز بحث دستگيري را شروع نکرده ايم و تاکنون تنها 470 خانه شناسايي شده است و اين طرح به زودي با هماهنگي سازمان هاي ذي ربط به صورت عمده و اساسي انجام خواهد شد.
مين هشت قرباني ديگر گرفت

گروه اجتماعي، سليمان محمدي؛ مين هشتمين قرباني خود را از ابتداي سال جديد در مناطقي گرفت که سازمان پاکسازي مين ايران (ايرماک) آن منطقه را پاکسازي شده اعلام کرده است.

به گزارش شهر، چهار انفجار در سردشت، دو مورد در سقز و دو انفجار در اشنويه، در حالي است که «حميدرضا ارشادمنش» دبير شوراي عالي پاکسازي ميادين مين کشور نزديک به دو ماه پيش اعلام کرد پاکسازي ميادين مين استان هاي آذربايجان غربي و کردستان از نظر آنها تمام شده است.

ابوبکر خديجي و خاور خديجي پدر و دختري بودند که دو روز پيش طبق روال معمول در زمين هاي زراعي اطرف روستايشان در نزديکي شهر سقز گياه هاي بهاره جمع مي کردند؛ ناگهان پدر و دختر با ميني برخورد مي کنند که ميراثش، قطع دست و پاي ابوبکر و دستان خاور مي شود.در سردشت هم هفته گذشته سليمان مزين که در حال تردد از جاده سردشت به روستاي «دولکان» بود، بر اثر برخورد با مين و انفجار آن در جاده، ماشينش آتش گرفت و بخش زيادي از بدنش در آتش سوخت.دو برادر ديگر هم به همراه دوست شان در ايام عيد در روستاي «قلعه رش» سردشت در حال تردد در زمين هاي زراعي شان بودند که با مين برخورد کردند که دو تن از آنها جان شان و ديگري چشمانش را از دست داد.هفته گذشته هم در حوادث مشابهي دو نفر ديگر در اشنويه اعضاي بدن خود را به مين تقديم کردند.

اصلاحاتي نه براي مردم

اينکه مين هنوز با جان مردم اين شهرها بازي مي کند و سازمان پاکسازي مين به راحتي از انتقال مرکز اين سازمان به استان هاي ديگر و اتمام پاکسازي در اين دو استان سخن مي گويد، تنها يک طرف فاجعه است. طرف ديگر آيين نامه يي است که طبق آن بايد جانباز بودن يا شهادت و مرگ مصدومان احراز شود. آيين نامه يي که به موجب آن قربانيان به کميسيون ماده 2 استانداري ها ارجاع مي شوند. در اين کميسيون نمايندگاني که همه از نهادهاي دولتي هستند، تصميم مي گيرند قرباني سهل انگار بوده که روي مين رفته يا خير و احراز مي کنند که قرباني مرده يا شهيد شده است. کميسيون هايي که سال هاست به کابوس قربانيان تبديل شده است. تا جايي که نمايندگان مجلس چندي پيش اصلاحاتي را روي اين آيين نامه انجام دادند. اما در عمل اين اصلاحات تاثيري روي وضعيت شهروندان نداشت، چرا که تنها تغييري که در اين آيين نامه داده شد، اين بود که همه افرادي که در امر پاکسازي فعاليت مي کنند، در صورت حادثه، شهيد محسوب مي شوند. اما کانون مشارکت در پاکسازي مين ايران در نامه يي به نمايندگان مجلس، پيشنهادات خود را براي اصلاح اين آيين نامه ارائه داد.

آيين نامه کميسيون ماده 2 بايد اصلاح شود

در اين نامه آمده است؛ کانون در راستاي نيل به اهداف اساسنامه خود در جهت حمايت از شهروندان غيرنظامي آسيب ديده از انفجار مين، توجه نمايندگان محترم را به دو پيشنهاد کانون جلب مي کند.

در بخش اول به ترکيب اعضاي اين کميسيون اشاره شده است؛ نمايندگان حاضر در کميسيون (قريب به اتفاق نمايندگان) نمايندگاني از جانب ارگان هاي دولتي هستند. بنابراين حسب وظيفه، اين نمايندگان محترم تکليف دارند از منافع دولت دفاع کرده و حتي الامکان کسي را به وظيفه بگيران آن اضافه نکنند. علاوه برآن هيچ ساز و کاري براي حمايت و دفاع از حقوق قربانيان مين در ترکيب کميسيون پيش بيني نشده است. به عبارتي کميسيون بدون حضور قرباني يا نماينده (يا وکيل) او به اتخاذ تصميم مي پردازد. کانون در ادامه تاکيد کرده است با مطالعه طرح نمايندگان، به طور مشخص اين پيشنهادات را مطرح مي کند؛ الف- به اعضاي کميسيون يک نفر اضافه شود که بدون حق راي در جلسه حضور داشته باشد؛ ولي دم يا نماينده او در مورد فوت يا وکيل شخصي مصدوم يا خسارت ديده بدون حق راي.

ب- ترکيب اعضاي کميسيون مشکل تشابه راي را به وجود مي آورد، بنابراين حضور دادستان ضرورتي ندارد و از بين سپاه و ناحيه انتظامي هم يکي کفايت مي کند.

پ- يکي از مهم ترين مشکلات قربانيان ناشي از مين، طولاني بودن روند رسيدگي به پرونده آنان است. چنانچه طبق گفته اين قربانيان، تشکيل کميسيون ماه ها به طول مي انجامد و اين روند کند تماماً به ضرر مصدومان است. بنابراين پيشنهاد مي شود جلسه کميسيون براي اخذ تصميم، حداکثر ظرف دو هفته پس از تشکيل و تسليم پرونده فوت، معلوليت يا خسارت به دفتر فرماندار، از جانب فرماندار تشکيل شود.

در بخش دوم از نامه کانون مشارکت در پاکسازي مين ايران هم پيشنهاداتي براي سر و سامان دادن به معضل قربانيان مين مطرح شده است.

در اين بخش هم آمده است؛ «مسووليت مدني دولت براي جمع آوري مين و ساير ادوات جنگي پس از گذشت بيش از 20 سال از پايان جنگ تحميلي محرز و مشخص است، دولت مکلف بوده مين ها را از مناطق پاکسازي کند. در صورت عدم توانايي به دليل حجم گسترده آلودگي دولت موظف بوده مناطق آلوده را علامت گذاري کرده و محدوده آن را تعيين کند و با استفاده از تمامي ابزار اطلاع رساني، اين موضوع را به اطلاع ساکنان برساند. اين اتفاق به هر دليلي انجام نگرفته است. بنابراين اگر در اثر عدم انجام مسووليت قانوني به کسي خسارت وارد آمده، بايد جبران شود و اين يکي از علل درخواست خسارت براي قربانيان مين است.»

نمايندگان براي احقاق حقوق شهروندي تلاش کنند

درباره شيوه هاي اجراي اين تصميمات هم مواردي ذکر شده است. اول، احراز اينکه کسي روي مين رفته و مجروح يا فوت شده است، کفايت مي کند و وجود شروط ديگر خصوصاً اگر غيرمنطقي باشد، مانند اثبات غيرعمدي بودن حادثه (ثابت کردن اينکه کسي عمداً روي مين پا بگذارد) وجهه قانوني و منطقي ندارد چراکه اثبات يا ادعاي چنين مواردي معمولاً با توجه به جميع شرايط با مشکلات عديده يي مواجه و باعث پايمال شدن حقوق شهروندي قربانيان مي شود و همان طور که از ترکيب اعضاي کميسيون برداشت مي شود، هيچ کس در آن کميسيون نيست که از حقوق قانوني قربانيان دفاع کند. دوم، از تاريخ تکميل پرونده، حداکثر ظرف دو هفته کميسيون تشکيل شده و اتخاذ تصميم کند.

سوم، يکي از موانع سرراه احقاق حق قربانيان اختلاف نظر درمورد اطلاق اين قربانيان به لفظ شهيد است، چراکه برخي بر اين عقيده استوارند که شهادت عملي آگاهانه است و فرد با علم به کشته شدن عازم صحنه هاي نبرد مي شود. بنابراين جايز نيست به کساني که در بي خبري قرباني تبعات جنگ مي شوند، لفظ شهيد اطلاق شود. ضمن احترام به اين عقيده، کانون اظهار مي دارد در حقيقت مصدومان مين قربانيان شرايط جنگ و پيامدهاي آن هستند که به هر حال بايد دولت خسارات آنان را پرداخت کند.

چهارم، جابه جايي برخي از اعضاي کميسيون با کساني است که بيشتر با محل و فرد قرباني آشنايي دارند، از قبيل نمايندگان مجلس، وکيل قرباني ولي دم.

پنجم، کاهش اعضاي کميسيون به خصوص آناني که تشابه راي دارند.

ششم، کانون مصرانه درخواست مي کند ميزان پرداختي به هر قرباني مين نبايد از حداقل دستمزد کارگر ساده بدون مهارت پايين تر باشد چراکه فرد قرباني حداقل قادر بوده است نان بخور و نميرش را دربياورد و از عهده مخارج روزانه خانواده برمي آمده است.

هفتم، در حيطه ايفاي مسووليت مدني دولت نه تنها پرداخت مستمري ماهانه بايد لحاظ شود، بلکه ضروري است هزينه هاي درماني نيز پرداخت شود. توجه داشته باشيم اگر کسي در اثر حادثه رانندگي باعث شکسته شدن پاي کسي شود، مجبور است علاوه بر ديه، هزينه هاي درمان را نيز بپردازد. بنابراين مسووليت مدني دولت ايجاب مي کند تمام هزينه هاي پزشکي پرداخت شود.

در انتها کانون مشارکت در پاکسازي مين ايران، با گذشت نزديک به 15 سال از تصويب قوانين در اين باره، اصلاح آن را ضروري دانسته و از نمايندگان مجلس خواسته است با پافشاري بر تغيير مواد اين کميسيون و تغيير جهت آن در مسير احقاق حقوق شهروندي در حوزه هاي انتخابيه خود تلاش کنند.
وظيفه جديد سازمان حفاظت محيط زيست
استاندارد سازي ميز و صندلي مدارس
گروه اجتماعي؛ پس از انحلال شوراي عالي محيط زيست و تشکيل صوري دوباره آن، کميسيون زيربنايي صنعت و محيط زيست دولت، مسوول حل اختلاف ميان سازمان محيط زيست و سازمان هاي ديگر شد؛ کميسيوني که تاکنون بيشتر در راي هاي خود که مرتبط به مسائل محيط زيست است راي را به نفع سازمان ها و وزارتخانه هاي ديگر داده است تا سازمان حفاظت محيط زيست. در اين ميان هم مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست يا سکوت مي کنند يا اصل قضيه را منکر مي شوند. مانند پارک ملي نايبند که معاون طبيعي اين سازمان پس از تصويب مجوز اکتشافات گاز در وبلاگ شخصي خود نوشت؛ «اين پارک از همان ابتدا هم خصوصيات پارک ملي را نداشت. آنچه در اين پارک ملي قابل توجه است خليج بي نظير نايبند است که عمده جنگل هاي حرا هم در حاشيه همين خليج قرار دارد و نه در گذشته و حال به هيچ دستگاه دولتي هم واگذار نشده است؛ نه سپاه نه وزارت نفت. متعرضي هم ندارد. مابقي پارک خشک است شبيه اکوسيستم ساحلي است که از بوشهر تا چابهار وجود دارد و هيچ اختصاصات ويژه يي هم ندارد.»اما معاون ديگر اين سازمان در گفت و گو با فارس خبري داد که نسبت به وظايف اين سازمان در جايگاه پايين تري قرار دارد؛ خبري مبني بر اجباري شدن رعايت استانداردهاي ميز و صندلي در ادارات.حسن اصيليان از ابلاغ آيين نامه اجرايي ارزيابي زيست محيطي پروژه هاي دستگاه هاي اجرايي و اجباري شدن رعايت استانداردهاي ميز و صندلي در ادارات در حالي خبر داد که تاکنون کمتر ارزيابي زيست محيطي قابل دفاعي در اين سازمان مي توان يافت؛ ارزيابي هايي که معمولاً پس از اجرايي شدن پروژه صورت مي گيرد. اگر در موارد نادري هم قبل از احداث پروژه يي ارزيابي زيست محيطي صورت مي گرفت و از طرف اين سازمان يا سازمان جنگل ها با احداث پروژه بنا به دلايل زيست محيطي مخالفت مي شد، در نهايت در مرجع بالاتر که همان کميسيون زيربنايي دولت است اين ارزيابي مردد مي شد و سپس با اجراي پروژه با تاييد اجراي ضوابط زيست محيطي موافقت مي کرد. در صورتي که از همان ابتدا توسط کارشناسان هيچ توجيه زيست محيطي بر همان پروژه وجود نداشت.با اين وجود اصيليان خبر از تصويب جديد کميسيون زيربنايي دولت درباره استاندارد سازي داد.جدا از اينکه بحث استاندارد سازي آيا به سازمان محيط زيست مربوط مي شود يا در حوزه اختيارات سازمان استاندارد سازي است، معاون انساني سازمان محيط زيست در اين باره گفت؛ در کميسيون زيربنايي دولت اجباري کردن استانداردها مطرح شد ضمن اينکه از اين پس استانداردهاي زيادي اجباري مي شوند. اصيليان همچنين درباره تهيه و تصويب آيين نامه اجرايي ماده 105برنامه توسعه سوم که در ماده 70 برنامه چهارم نيز تمديد شده و در زمينه ارزيابي زيست محيطي پروژه ها است، گفت؛ آيين نامه اجرايي ماده 105 قبلاً تهيه شده بود، اما به دليل ايرادهايي که از سوي وزير صنايع مطرح شد، مجدداً بررسي و پس از تصحيح موارد در کميسيون زيربنايي تصويب شد.
شيوع 14درصدي مصرف دخانيات
مديرکل دفتر سلامت محيط کار وزارت بهداشت از شيوع 14 درصدي مصرف مواد دخاني در جمعيت 15 تا 64 سال کشور خبر داد و گفت؛ در اين ميان حدود 12 درصد به صورت روزانه مواد دخاني مصرف مي کنند. به گزارش ايسنا غفاري در پنجمين جلسه ستاد کشوري کنترل و مبارزه با دخانيات به منظور اعمال سياست هاي تاثيرگذار در خصوص کنترل تجارت غيرقانوني محصولات دخاني در سطح ملي و بين المللي گفت؛ از آنجا که بحث مواد دخاني يکي از مهم ترين فاکتورهاي موثر بر سلامت است و در شش مورد از هشت عامل مهم مرگ و مير در دنيا نقش دارد، لازم است نظام سلامت به اين موضوع توجه جدي داشته باشد. وي گفت؛ سنين جواني شايع ترين سن مصرف مواد دخاني در کشور است. به اين ترتيب شيوع مصرف مواد دخاني در جوانان ايراني دو درصد و در منطقه پنج درصد است.
نمايشگاه
استقبال مردم، واقعيت ها
رسول پاپايي

rasoolpapaei@yahoo.com

اين روز ها مهم ترين رويداد فرهنگي کشور، نمايشگاه کتاب در حال بر گزاري است. نمايشگاهي که ميزبان 1982 ناشر داخلي با 207 هزار عنوان کتاب و 1600 ناشر خارجي از 78 کشور است. و کيست که نداند امروزه، يکي از شا خصه هاي توسعه يا فتگي کشور ها ميزان نشر کتاب است و بر کمتر کسي پوشيده است که ميزان آگاهي و دانايي مردم يک کشور، ارتباط مستقيم با ميزان مطالعه و کتابخواني آنها دارد. در نگاه اول ميزان استقبال و بازديد مردم از نمايشگاه کتاب حکايت از کثرت کتابخوان ها و فرهنگ شدن مطالعه و کتابخواني و رونق نشر و چاپ و فراواني کتابفروشي ها در ميان ما ايراني ها دارد. و همين فراواني بازديدکننده است که چون نقل و نبات ورد زبان متوليان فرهنگ و مجريان برگزاري نمايشگاه مي شود و به زودي به عنوان سند موفقيت نمايشگاه و تاثير شگرف آن در رشد کتابخواني، و دستيابي به اهداف پيش بيني شده تيتر روزنامه ها خواهد شد. به راستي کدام يک واقعيت عرصه فرهنگ و کتابخواني و نشر و مطالعه ما هستند؛ ازدحام جمعيت در نمايشگاه و آمار ميليوني بازديد کننده ها يا منحصر و مختصر شدن بازار کتاب و نشر ايران در قسمتي از يک خيابان به نام انقلاب؟، واقعيت فرهنگ و مطالعه و کتابخواني ما کدام يک است؛ انبوه جمعيتي که به نمايشگاه مي آيند و شکل آن را به فروشگاهي بزرگ تبديل مي کنند يا هر پنج سال و دو ماه خواندن يک کتاب توسط يک ايراني؟، به راستي واقعيت حال و روز کتابخواني و رونق اقتصادي چاپ و نشر، خيل عظيم بازديد کنند گان نمايشگاه است يا سرانه تيراژ دو هزار کتاب براي هر عنوان در ايران و مقايسه حسرت بار آن با سرانه 70 هزار براي هر عنوان کتاب در کشوري چون مصر؟، حقيقت روزگار کتابخواني ما انبوه مشتاقاني است که در سالن هاي مزدحم نمايشگاه مي بينيم يا سرانه غم انگيز مطالعه 8 تا 10 دقيقه در ايران و مقايسه آن با سرانه 45 دقيقه يي در دنيا؟، واقعيت کتابخواني و مطالعه ايرانيان را آمار بازديدکنندگان از نمايشگاه بدانيم يا اين آمار تلخ که از هر 10 ايراني يک نفر يک جلد کتاب خريداري مي کند؟، به راستي واقعيت کتاب خواندن و اهل مطالعه بودن ايراني ها را در بازديد کنند گان نمايشگاه بدانيم يا در سرانه نيم درصدي خريد کتاب در سبد هر خانواده ايراني؟، واقعيت فرهنگ، مطالعه و کتابخوان بودن ايراني ها را آمار هر دقيقه چند صد هزار بازديد کننده از نمايشگاه قرار دهيم، يا اين واقعيت تلخ که از ميان 70 ميليون ايراني فقط يک ميليون و 29 هزار نفر عضو کتابخانه ها هستند؟، کاش يک بار هم که شده، در مقوله هاي فرهنگي حداقل فرهنگي برخورد کنيم و واقعيت ها را قرباني نکنيم، و قبول کنيم که نمايشگاه کتاب به تفرجگاه و فروشگاه بزرگي تبديل شده است. و بپذيريم که تعميق ابعاد اجتماعي و فرهنگي و شرکت در نشست ها و برنامه هاي خاص فرهنگي و ديدار با اهل نظر و رصد تازه هاي نشر، و گفت وگو با اهل قلم اهداف گمشده نمايشگاه شده اند و بپذيريم که رشته اتصال نويسنده ناشر و خواننده در نمايشگاه کتاب ضعيف شده و رو به پارگي نهاده است. و ايمان بياوريم که نمايشگاه به تغيير نگرش نسبت به کتاب و تغيير ذائقه ايراني ها از شنيدار به ديدار و خواندن، تغييري ايجاد نکرده است. و قبول کنيم که واقعيت فرهنگي ما اين است که مدرک گرايي و شيوه هاي سنتي و مندرس آموزش در مدارس و دانشگاه ها باعث شده ذوق مطالعه و طعم تحقيق و مزه خواندن و لذت جست وجو کردن براي دانش آموزان و دانشجويان ما طعمي مبهم و گس باقي بماند. و اگر ما حتي نصف اين حضور شگرف هم کتابخوان داشتيم، اکنون بايد پر رونق ترين بخش اقتصاد ما نشر و چاپ و تاليف کتاب مي بود و به جاي رستوران ها و فست فود ها و مجتمع هاي تجاري گوناگون شاهد کتابفروشي هاي بزرگ و کوچک مي بوديم و حال و روزمان بهتر از اينها مي بود که هستيم. و باور کنيم که براي رسيدن به آنچه در اين حوزه آرزو داريم، ناچاريم که؛ طرحي نو در اندازيم.
فستيوال بين المللي کتاب تهران
نيوشا مزيدآبادي



آن زمان ها که دوران طفوليت را سپري مي کردم، هر چند وقت يک بار که هوس داستان و کتاب و اين برنامه ها به کله ام مي زد، مدتي خودم را به موش مردگي مي زدم و يک چند روزي شغال مرگي درمي آوردم که مادر گرامي دلش به رحم بيايد و براي بنده يک کتاب داستان بخرد. خريدن کتاب هم متجاوز از داستان هاي حسن کچل و چند داستان ساده از کليله و دمنه نبود. فارغ از اسم و نوع کتاب، براي من که آن زمان ها خواندن و نوشتن نمي دانستم، تنها هيجان به خانه رسيدن و شنيدن صداي مادرم مي ماند که برايم کتاب ها را روخواني کند. اما نمي دانم چرا همين که دو سه صفحه اول را مي خواند، چرتش مي برد و من هم بي خيال ذوقي که براي شنيدن داستان داشتم، طريق بازي هاي کودکانه را پيش مي گرفتم. القصه، غرض از ذکر اين داستان و خاطراتي اينچنين که در زندگي من و شما کم نيست، مناسبت اين روزها و برپايي نمايشگاه کتاب است؛ اتفاقي که سالي يک بار پيش مي آيد و سيلي از تهراني ها و شهرستاني ها را به سمت خود مي کشاند. ديروز از طالع سعد روزگار، گذر من هم به اين نمايشگاه افتاد. به چشم خود دسته دسته و کرورکرور آدم هايي را مي ديدم که با غيرت و حميت وصف ناشدني وارد محوطه مصلاي تهران مي شدند و از نظر ماموران نظميه و امنيه گذشته، به طرف غرفه هاي کتاب مي رفتند. البته اين جمعيت کتاب دوست و کتابخوان و اين حرارت کتابخواني با آماري که يونيسف براي سرانه مطالعه ما ايراني ها اعلام کرده، مغايرت داشت. دلم مي خواست يونيسفي ها مي ديدند چطور خيل عظيم مردم، کتاب به بغل مي آيند و مي روند. اما چه کنم که در باب طبع دسته يي از ما آدميان تنها مثل معروفي حکم مي کند که مي فرمايد؛ «فلاني بوجار لنجان است و از هر طرف باد بيايد بادش مي دهد.» شايد بتوان اين ضرب المثل را آينه هزارساله اخلاق اغلب ساکنان اين آب و خاک قرار داد يا آنکه تصديق کرد مورد استعمال آن درباره هموطنان ما بيشتر از هر نقطه ديگر اين دنياي پهناور است. نگفته پيداست مسائلي از قبيل کتاب و کتابخواني در ميان مردم ايران و زندگي روزمره شان چندان شيوع و رواجي ندارد و اگر هم گاهي صحبت از آن به ميان آيد، بيشتر ژست روشنفکرانه و باد غبغب است که حواله اين و آن مي کنيم، که البته آن هم با توجه به سبک و سياق زندگي مردم جاي تعجبي ندارد. نمايشگاه کتاب و اين قبيل مسائل هم متاسفانه به فستيوالي تبديل شده که دوست و آشنا براي نزهت خاطر اين و آن و خوشامد اطرافيان در آن جمع مي شوند و در همهمه و قيل و قال راهرو ها و غرفه ها، چند کتابي تماشا مي کنند و شايد هم بخرند. نمي دانم اين حس روشنفکرانه که اين روزها همه بر آن اصرار و ابرام مي ورزند، براي چيست، اما همين که به خود آمدم، خودم را در ميان جماعتي گرفتار ديدم که ابداً به صرافت اين قسم کارها و کتاب دوستي ها نبودند و شايد براي چند لحظه يي وقت گذراني و به قول امروزي ها «کلاس» گذاشتن شال و کلاه کرده و به نمايشگاه آمده بودند. الغرض مجال زياده گويي نيست. اما اين حديث خواه درست باشد يا غلط قدر مسلم آن است که بسيار تلخ است و به واقع انديشه هاي دور و درازي در مخيله «من» و «شما» بازديد کننده نمايشگاه مي پروراند.

احداث تونل توحيد کار شجاعانه يي است

آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني در مراسم افتتاحيه نمايشگاه بين المللي گل و گياه شهرداري تهران با اشاره به بازديد صبح ديروز خود از تونل توحيد گفت؛ نمايشگاه بين المللي گل و گياه و تونل توحيد زمينه ساز بحث هاي اساسي در مديريت کشور است. به گزارش ايلنا، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد بازديد خود از تونل توحيد گفت؛ 250 ميليارد تومان هزينه شده براي آنکه گره ترافيکي مردم را بين بزرگراه چمران و نواب برطرف کنيم. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينکه احداث تونل توحيد کار شجاعانه يي است، تاکيد کرد؛ اميدواريم کار احداث تونل توحيد در موعد مقرر به پايان برسد. او تاکيد کرد؛ بايد به گونه يي کار کرد تا در تمامي مراکز ميادين عرضه گل به صورت کامل صورت گيرد و توليدکننده گل وقتي گل را از شاخه مي چيند مطمئن باشد گل هايش مورد استقبال قرار مي گيرد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پايان گفت؛ کشور ما فقير نيست و مي توانيم در مراکز دانشگاهي حرف آخر علم را داشته باشيم.شهردار تهران هم در ادامه گفت؛ تونل توحيد 179روز ديگر طبق برنامه زمان بندي افتتاح و آماده بهره برداري مي شود.قاليباف افزود؛ حتماً در روز افتتاحيه اين تونل خواهم گفت چقدر ساخت تونل در ايران ارزا ن تر است. شهردار تهران گفت؛ اين تونل 179 روز ديگر با رعايت مسائل ايمني، جت فن ها و رعايت استانداردهاي جهاني افتتاح و آماده بهره برداري مي شود.

انتقاد از حذف خطوط ريلي حومه يي

معاون شهردار تهران از حذف خطوط حومه يي مترو در طرح جامع حمل و نقل و ترافيک از سوي شوراي عالي ترافيک انتقاد کرد. جعفر تشکري هاشمي گفت؛ با حذف خطوط حومه يي مترو، ساکنان شهرک هاي اقماري براي دسترسي به تهران کماکان مجبور به استفاده از اتوبوس ها و ميني بوس هاي فرسوده يا مسافربرهاي شخصي و خودروهاي شخصي خود هستند. معاون شهردار تهران حذف خطوط ريلي حومه يي را موجب بلاتکليفي در جابه جايي انبوه ساکنان شهرک هاي اقماري دانست و اظهار کرد؛ در حال حاضر روزانه صدها هزار نفر از اهالي شهرک هاي اطراف از جمله بومهن، رودهن، پرديس، دماوند، خاوران، پاکدشت، قيامدشت و... براي کسب و کار يا تحصيل به تهران رفت و آمد مي کنند. تشکري هاشمي با اشاره به اينکه امکان جلوگيري از ورود حتي يک دستگاه خودروي اضافه به تهران نيز بايد در برنامه ريزي هاي مسوولان مورد توجه قرار گيرد، تصريح کرد؛ خطوط حومه يي مترو از ورود ده ها هزار دستگاه خودروي شخصي از شهرک هاي اقماري به تهران جلوگيري مي کند که با حذف اين خطوط از طرح جامع ترافيک، اين مهم مورد بي توجهي قرار گرفته است.
عناوين اين صفحه
طرح کنترل تفرجگاه هاي کشور از تيرماه اجرا مي شود
مين هشت قرباني ديگر گرفت
استاندارد سازي ميز و صندلي مدارس
شيوع 14درصدي مصرف دخانيات
استقبال مردم، واقعيت ها
فستيوال بين المللي کتاب تهران

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام