دوشنبه، 21 ارديبهشت 1388 - شماره 1948
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
پاشنه آشيل دولت نهم
عيسي سحرخيز

گرچه امروز در دنيا سياست هاي اقتصادي به خصوص بعد از بحران جهاني به نوعي همگرايي رسيده است و ديدگاه هاي کينز و تفکرات کينزيستي- که به معناي دخالت در امور اقتصادي براي توسعه کشور است- بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته، اما شاهديم که در ايران شرايط به گونه يي ديگر است. اقتصاد ايران که بعد از فراز و نشيب ها و دگرگوني هاي فراوان از يک اقتصاد بسته دولتي مي رفت تا به يک اقتصاد باز برسد، امروز دردوران دولت نهم به نوعي پوپوليسم اقتصادي تبديل شده است که دولت در آن درآمد حاصل از نفت را بدون کار کارشناسي بين مردم تقسيم مي کند و يک اقتصاد صدقه يي را به وجود آورده و علاوه بر آن، درآمدهاي کلان نفتي را به نفع جناحي خاص مصرف مي کند.

واقعيت اين است که وقتي سياستي همچون سياست خصوصي سازي و اصل 44 به دولت ابلاغ مي شود تا اموال دولتي در اختيار بخش خصوصي قرار بگيرد، اين اموال به گروه هاي بي نام و نشان و با نام و نشان تعلق مي گيرد و به نام خصوصي سازي نوعي رانت خواري رواج مي يابد.

در شرايط کنوني سرمايه يي که بايد صرف توسعه کشور مي شد، صرف سياست هاي غيرکارشناسانه يي همچون توزيع سيب زميني و مبالغ پول در بين مردم شده است که دولت نهم بايد به خاطر آن پاسخ دهد. به اين ترتيب سياست هاي اقتصادي دولت نهم که چندان پايه و اساس علمي و کارشناسي ندارد، موجب شده کانديداهاي دهمين دوره رياست جمهوري با ديدگاه ها و جناح هاي سياسي متفاوت، در وهله اول به انتقاد از سياست ها و برنامه هاي دولت نهم بپردازند. به همين دليل از مهندس موسوي و آقاي کروبي تا آقاي رضايي به نقد سياست هاي گذشته مي پردازند و دولت نهم را که موجب بحران اقتصادي و اجتماعي در داخل و تنش بين المللي شده است به شدت مورد انتقاد قرار مي دهند و به ضرورت نجات کشور از اين بحران اذعان دارند.

با يک بررسي کلي مي توان به اين نکته پي برد که اقتصاد همان «پاشنه آشيل» دولت نهم است، چرا که تورم، بيکاري، رکود صنعت و صادرات و... در اين دولت به حد اعلاي خود رسيده است و تنها برخي واردکنندگان و پيمانکاران از اين شرايط سود جسته اند.

اين مساله يي است که کانديداها به خوبي به آن پي برده اند و از اين روست که هر يک، مشاور اقتصادي زبده يي را در اختيار گرفته اند تا پاشنه آشيل دولت نهم را نشانه روند و براساس آن باعث جلب آرا شوند و بعد از آن به حل بحران ها و رفع آن اقدام کنند.

اين بحران ها تا به آنجا رسيده که گروهي از صاحب نظران اذعان دارند سال ها طول خواهد کشيد تا اين مشکلات جبران شوند.

سياست هاي اين سه کانديدا تقريباً شبيه به سياست هاي رئيس جمهور فعلي است اما نحوه اجراي آنها به صورت کاملاً علمي و کارشناسانه خواهد بود. اين مساله شامل سياست هاي اقتصادي چپ تا سياست اقتصادي ميانه که محسن رضايي و مشاور اقتصادي اش داود دانش جعفري به آن تعلق دارند، مي شود. به نظر مي رسد داود دانش جعفري با تجربه و شناختي که از ضعف اقتصادي دولت نهم دارد، به دنبال برنامه اقتصادي متفاوتي با دولت نهم باشد. در اين دوره با اتفاقاتي که رخ داده از جمله تغيير مکرر رئيس بانک مرکزي و ضعف در بدنه وزارت اقتصاد و دارايي، اقتصاد مبتني بر تفکرات پوپوليستي حاکم شده است.

همچنين آقاي کروبي با در اختيار داشتن کساني چون محمدعلي نجفي و مسعود نيلي و با تکيه بر برنامه هاي مدون اقتصادي که از آن سخن مي گويد، نشان داده است با برنامه ريزي جامعي پا به عرصه رقابت ها گذاشته و مصداق آن هم برنامه ريزي علمي براي در اختيار گذاشتن سهام نفت به مردم است.

نامزدهاي اصلاح طلب براي رفع نواقص موجود در دولت نهم برنامه هاي منسجمي را طراحي کرده اند. در حال حاضر، شرايط به گونه يي است که کانديداها مي توانند برنامه يي همه جانبه در تقابل با سياست هاي ضدتفکر جمعي و ضدخردمحوري دولت نهم طراحي کنند. لازم به يادآوري نيست که يکي از اقدامات غيرکارشناسي دولت نهم انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي است که در صورت پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات بايد دوباره احيا شود. برنامه هاي در دست اصلاح طلبان هم مي تواند در ادامه برنامه هاي دولتي اصلاحات باشد و هم هر کانديدايي براساس نوع ديدگاه خود و تيم کارشناسي اش و براساس جرياني که به آن وابسته است، تدوين کرده باشد که در شرايط کنوني همين امر در کمپ نامزدها ديده مي شود.

کانديداها بايد برنامه هاي اقتصادي را در اولويت برنامه هاي خود قرار دهند و تمام هم و غم خود را براي از نو بنا کردن اقتصاد علمي و خردمحور، قرار دهند.

روشن است که در اين ميان نقش مردم به عنوان تعيين کننده نتيجه انتخابات، تا چه ميزان است. اما گاهي از سوي گروهي عنوان و تبليغ مي شود که مشکلات کشور به حدي ريشه يي و عميق است که تفاوتي نمي کند کدام کانديدا بر سر کار بيايد. بر هيچ کس پوشيده نيست که اين ديدگاه تا چه اندازه غيرکارشناسي و غيرمنطقي است. لازم به يادآوري هم نيست که مردم در اين دوره چهارساله تجربه گران سنگي را به دست آورده اند و با مقايسه اين دوره با دوره قبل متوجه اين نکته شده اند که تا چه اندازه کانديداها و کساني که بر سر کار مي آيند با هم تفاوت دارند. بايد در پاسخ به اين عده تصريح کرد سياست تحريم انتخابات و عدم مشارکت در گذشته، باعث بر سر کار آمدن دولتي همچون دولت نهم شده است بنابراين براي جلوگيري از روي کار آمدن مجدد اين دولت، بايد در انتخابات شرکت کرد. در شرايط کنوني تغييرات ساختاري که عده يي خواهان آن هستند بايد در اولويت هاي بعدي قرار بگيرد چرا که امروز در مسائل کوچک و حقوق بديهي هم بحران هاي عميقي به وجود آمده و بايد براي احياي اين حقوق، در انتخابات شرکت و کانديدايي لايق و خردگرا را انتخاب کرد. در شرايط کنوني همه اقشار جامعه، تحت فشارهاي مضاعف قرار گرفته اند. قشر دانشجو که در دوره اصلاحات به روند دموکراتيزه شدن کشور و مسائل کلان انتقاد داشت، امروز به فضاي بسته دانشگاه ها و استادان انتصابي خود به شدت معترض است و خواهان داشتن حقوق بيشتر در فضاي دانشگاه است.

گروه هاي زنان که در دولت گذشته دستاوردهاي فراواني يافته بودند امروز بايد به وجود آيين نامه هاي غيرمنطقي همچون گشت ارشاد معترض باشند و تاکيد کنند که دستاوردهاي گذشته را هم از دست داده اند و امروز تنها خواهان به دست آوردن آنها هستند. کوتاه سخن اينکه در شرايط کنوني همه اقشار مردم، حتي در کوچه و بازار نيز از وضعيت موجود به شدت ناراضي هستند و از گراني، تورم و... شکايت دارند. به اين ترتيب مردم بايد مقايسه کنند تا متوجه شوند در دوره هاي گذشته چه دستاوردهايي داشته اند و امروز چه دارند. اين مساله در حوزه مطبوعات و روزنامه ها هم مشاهده مي شود و روزنامه نگاران و اصحاب رسانه بر تفاوت آزادي هاي رسانه يي در اين دوره و دوره دولت اصلاحات اذعان دارند و از کم بودن حجم آزادي در اين دوره بسيار ناراضي اند. اين مسائل را به همه حوزه هاي فرهنگ از جمله سينما، تئاتر، موسيقي و کتاب هم مي توان تعميم داد.

امروز شاهديم که همزمان با برگزاري نمايشگاه کتاب، دولت بدون هيچ ابايي از لغو مجوز برخي کتاب هايي که در دوره قبل مجوز گرفته اند، خبر مي دهد.

اغلب کساني که در حوزه فرهنگ و هنر فعالند يا اخبار مربوط به اين حوزه را پيگيري مي کنند، بر اين امر واقفند که تفکري بر اين حوزه سايه افکنده که حقوق جمعي و آزادي را زير سوال برده است.

به اين ترتيب کساني که خواهان تغييرات بنيادي هستند و به تحريم انتخابات مي پردازند يا در برابر وضع موجود سکوت مي کنند، بايد بدانند در حال حاضر“

اما بايد ديد در اين ميان نقش رسانه ها تا چه ميزان در نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري تاثير دارد. نمي توان در دنياي کنوني نقش رسانه ها را در پيشبرد اهداف سياستمداران ناديده گرفت. امروز افکار جمعي از طريق رسانه هايي همچون تلويزيون، راديو، مطبوعات، ماهواره و اينترنت جهت داده مي شود.

پيشينه و تجربه سياسي در ايران نشان مي دهد رسانه هاي دولتي با همه اهميتي که دارند نقش مهم و قابل توجهي در مشارکت و فرهنگ سياسي مردم ايران ايفا نمي کنند.

تجربه ثابت کرده است که مردم ايران هر گاه خواهان تغيير بوده اند بدون توجه به شعارهاي رسانه يي، پا به عرصه مشارکت سياسي گذاشته اند و بدون هجمه هاي تبليغاتي دست به تغيير زده اند.

اين وضعيت را مي توان به خرداد 76 نيز تعميم داد. در آن دوره جريان اصلاحات به جز روزنامه «سلام» رسانه ديگري در دست نداشت و شايد بتوان از چند نشريه هفتگي با برد پايين نيز نام برد. اما ديديم در شرايطي که همه رسانه ها به نفع جناح مقابل بود، 80 درصد مردم چه در داخل و چه در خارج از کشور و چه در تهران و چه در شهرستان ها دست به يک حرکت سياسي زدند و جريان اصلاحات را انتخاب و دنيا را شگفت زده کردند. مردم ايران به روش هاي خاص خود حتي مانند شايعه و امروز هم با بلوتوث ها و اس ام اس ها و... فرهنگ سياسي خود را شکل مي دهند و نيازي به رسانه دولتي ندارند.

درست است که در دوران کنوني و با پيشرفت فناوري، وضعيت به گونه يي ديگر است و اصلاح طلبان رسانه فراگيري در دست ندارند و همان روزنامه هاي معدودي هم که هست، تحت فشار قرار مي گيرد و روزنامه نگارانش هر لحظه زير فشار استرس و اضطراب ناشي از توقيف ناگهاني و بيکار شدن روزگار مي گذرانند اما امروز رسانه هاي ديگري همچون وبلاگ ها، سايت هاي خبري و رسانه هاي برون مرزي وجود دارند که مردم از طريق آنها مي توانند تغذيه اطلاعاتي شوند.

در حال حاضر مردم از چنين منابع اطلاعاتي استفاده مي کنند.

به اين ترتيب رسانه هاي متعددي هم با تنوع بالا و هم با پوشش کافي وجود دارد، که مي تواند سکوت رسانه ملي و رسانه هاي دولتي را خنثي کند.
مساله اقوام و مذاهب و انتخابات رياست جمهوري
دکترمحمدعلي توفيقي*

1- سرزمين باستاني ايران از روزگاراني که تنها در افسانه ها از آن مي توان نشاني يافت تا به امروز که در چارچوب گربه مانندي روي نقشه جغرافيا ديده مي شود، ماوا و مسکن اقوام مختلفي بوده است که در عين تفاوت هاي آشکار در اجزاي تشکيل دهنده هويت قومي از زبان و لباس و آيين گرفته تا فکر و انديشه و عمل در کنار هم با صلح و صفا زيسته اند و حاصل گذشت ايام و رشد و کمال اين تنوع زيستي، فرهنگ و تمدن غني و ديرپايي بوده که اينک به صورت «ملت ايران» تبلور يافته است. تاثير عميق فرهنگ اقوام گوناگوني که در گوشه و کنار اين سرزمين پهناور پراکنده هستند در شکل دهي عنصر «هويت ملي» به گونه يي بوده است که جداسازي يا احياناً حذف هيچ کدام از عناصر تشکيل دهنده آن مقدور نبوده و مي توان به جرات ادعا کرد «هويت ملي ايران» چيزي نيست جز برآيند هويت تمامي اقوامي که در آن زندگي مي کنند و از اين منظر هرگونه بي توجهي يا انکار و سرکوب اجزاي آن، تضعيف کليت فرهنگ و تمدن ايران را در پي خواهد داشت.

2- از اواخر دوره قاجار که ايران گام هاي آغازين اما لرزاني را در فرآيند ملت - دولت سازي نوين برداشت با چالش هاي اساسي در زمينه اقوام مواجه بوده است و از اين رهگذر آسيب هاي جدي متوجه حس همبستگي ملي، توسعه و پيشرفت کشور شده و حتي در مقاطعي در سايه گزينش زور و کاربرد اجبار و تلاش براي ادغام مکانيکي هويت هاي قومي مختلف، حوادث تلخ و خونباري نيز به وقوع پيوسته است. مجموعه شرايطي که حاصل آن در ايجاد احساس نارضايتي اقوام ايراني نسبت به بي عدالتي در دسترسي به فرصت هاي برابر اقتصادي، هويت طلبي و سهم نابرابر در ورود و حضور در ساختار قدرت سياسي نمود يافته است را مي توان به فقدان «مديريت کارآمد و به روز» درخصوص اقوام ايراني نسبت داد.

3- اينک 31 سال پس از انقلاب اسلامي با وجود گام هاي مثبتي که برداشته شده بايد اذعان کرد همچنان مساله يي به نام ناديده گرفته شدن حقوق اقوام و مذاهب گريبانگير کشور است و نياز به ارائه فرمول و راه حل هاي منطقي، مناسب و امروزي براي رفع چالش نگران کننده ناشي از آن يک ضرورت غيرقابل انکار است. بدون شک بي توجهي به شکاف بين حکومت و مردم که از اين ناحيه پديد آمده است يا مسکوت گذاشتن و انکار آن، هرگز به حل مساله نخواهد انجاميد و حاصلي جز انباشت انرژي اجتماعي در لايه هاي پايين جامعه و افزايش مطالبات قومي و تغيير سمت و سوي آن نخواهد داشت.

4- گرچه حل ريشه يي و اساسي مسائل مرتبط با اقوام ايراني نيازمند فضايي آرام، بررسي هاي علمي و اتخاذ استراتژي هاي کلان و حتي در برخي موارد تغييرات ساختار است اما از آنجايي که در ايام انتخابات رياست جمهوري فرصتي براي طرح مشکلات مبتلا به کشور و به تبع آن جلب توجه افکار عمومي به آنها فراهم مي شود، مساله اقوام و مذاهب که در پرتو مديريت غلط سال هاي اخير علي الخصوص در دولت نهم در حال تبديل شدن به يک چالش جدي در برابر انسجام اجتماعي ايران است، نيازمند توجه ويژه بوده و تبيين جايگاه و چگونگي حل اين مسائل که به صورت بستري براي عدم تحقق دموکراسي و تداوم عقب ماندگي کشور درآمده در برنامه ها و شعارهاي کانديداهاي رياست جمهوري و جهت گيري هاي کلان آنها از اهميت چشمگيري برخوردار است و مي تواند بر نوع و کيفيت انتخاب مردم تاثير بسزايي داشته باشد.

5- در دنياي رقابتي شده امروز، تنها حکومت هايي توان تامين عزت، سربلندي و رفاه مردمان محدوده سرزميني خود را دارند که با پذيرش اصل تنوع اقوام و تکثر احوال و در پناه يک نگاه فرصت محور، امکان زندگي مسالمت آميز و در نتيجه بهره برداري حداکثري از پتانسيل همه افراد آن جامعه را فراهم کرده باشند. ما نيز در کشور خود و در کنار موزائيک کم نظيري از اقوام و مذاهب، مي توانيم با کنار نهادن تعاريف منقبضي که خواهان انحلال هويت اصيل ترين اقوام ايراني در هويتي برساخته و تنگ نظرانه هستند، زمينه هاي رشد و اعتلاي ايران زمين را فراهم کنيم. روياي ايراني توسعه يافته و آزاد بدون داشتن نگاهي عادلانه در تامين منزلت و توزيع ثروت و فراهم کردن امکان مشارکت برابر همه اقوام ايراني در قدرت، سرابي بيش نيست.

*عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
خبرنگار آزاد
اميدواريم اين بار فرق داشته باشد

نفيسه زارع کهن

«هيچ نمونه يي وجود ندارد که دانشجو، کارمند يا استاد به عملکرد دولت نهم انتقاد کرده باشد و با او برخورد شده باشد. دانشگاه ها بايد فضايي باشند که تمام افراد بتوانند اظهار عقيده کنند اما نگاه آنها نبايد خصمانه باشد بلکه بايد روحيه يي انتقادي در ميان دانشگاهيان وجود داشته باشد.»

اين جمله را محمدمهدي زاهدي وزيرعلوم دولت نهم در پاسخ به سوال خبرنگاراني گفته است که از او درباره ميزان احتمال محکوم شدن دانشجوياني که در سخنراني هاي انتخاباتي عليه دولت نهم اعتراضي داشته اند، پرسيده اند؛ سوالي که آقاي وزير با همان پاسخ هميشگي به آن پرداخته و به گونه يي اطمينان بخش از حفظ امنيت دانشجويان منتقد سخن گفته است.

سياست وزارت علوم در قبال فعاليت سياسي دانشجويان در اين چند ساله اگرچه چنان واضح است که هيچ احتياجي به تشريح و توضيح ندارد؛ اما اگر بخواهيم اين سخن وزيرعلوم را با گفته هاي پيشين شان در مورد برخورد با دانشجويان سياسي منتقد دولت و از زاويه دوام و پايداري بسنجيم به نتيجه مثبتي نخواهيم رسيد چه پيش از اين هم گفته هايي از همين دست از سوي وزير علوم بيان شده بوده و البته نتيجه يي معکوس در پي داشته است. به عنوان نمونه محمدمهدي زاهدي پس از پايان سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه اميرکبير در سال 85 و پس از بيان انتقادات از سوي دانشجويان خطاب به رئيس دولت تصريح کرد سياست دولت نهم همان گونه که از ابتدا گفتيم مهرورزي است.

وزير علوم که اتفاقاً با يکي از خبرگزاري هاي همسو با سياست هايش گفت وگو مي کرد آن روز و درست پس از پايان مراسم پرتشنج روز دانشجوي پلي تکنيکي ها گفت؛ «سياست وزارت علوم همان گونه که از ابتدا اعلام کرديم، مهرورزي و عدالت است. اين شعار رئيس جمهوري است و بايد اجرا شود.» او آن روز تصريح کرد برخورد در سياست وزارت علوم جايگاهي ندارد و دانشجويان نبايد نگران برخورد باشند. و البته پس از آن خبري آمد که مي گفت رئيس جمهور دستور داده است با دانشجوياني که در آن دوشنبه به وي و سياست هايش اعتراض کرده اند آسيبي نرسد.

اين گفته ها اما تنها روزي پس از بيان آنها بخشي از روزنامه هاي موافق و مخالف را به خود اختصاص داد و شايد به هفته يي پس از آن هم نرسيد که دانشجويان منتقد بازداشت شدند؛ بازداشتي که بيش از يک سال ادامه پيدا کرد. و اين گونه است که اين گفته رئيس وزارتخانه علوم هم چندان به دل دانشجويان نمي نشيند وبا ترديد نگاهش مي کنند؛ کاش اين جمله آقاي وزير علوم مانند گفته هاي قبلي اش نباشد.

ذره بين
ثبت نام پرحاشيه
سامان سعادت

حاشيه هاي ثبت نام داوطلبان شرکت در انتخابات رياست جمهوري فقط به نام نويسي افراد عجيب و غريب محدود نشد. افراد سرشناس هم وقتي که گام به وزارت کشور نهادند، حاشيه آفريدند. اولين حاشيه را طرفداران محسن رضايي آفريدند. همزمان با حضور وي در وزارت کشور، برخي جوانان به نشانه حمايت از وي برابر وزارت کشور حاضر شدند. با اين حال سايت هاي خبري حامي احمدي نژاد توصيف عجيبي از اين جوانان به عمل آورده و نوشتند جواناني با چهره هاي فشن و لباس هاي غيرمعمول و نامناسب به حمايت از رضايي پرداختند. سايت هاي اصولگراي حامي دولت نهم که همواره مدافع حضور گشت هاي ارشاد در سطح جامعه بوده و هميشه نسبت به ظاهر جوانان اشکال وارد مي کنند، اين بار طرفداران محسن رضايي را هم آسوده نگذاشته و به تمسخر آنها پرداختند. براي اين منظور با استفاده از واژه هايي از قبيل دماغ هاي عمل کرده، موهاي سيخ شده، لباس هاي نامناسب و تيپ هاي فشن کوشيدند محسن رضايي را مورد طعنه قرار دهند. از سوي ديگر جوانان حامي ميرحسين هم هنگام ثبت نام کانديداي مورد علاقه خود حاشيه آفريدند. آنها با پرچم، مچ بند و بازوبند سبزرنگ به استقبال ميرحسين رفته و جمعي از آنها موفق شدند از در وزارت کشور عبور کرده و وارد محوطه وزارتخانه شوند. از سوي ديگر ثبت نام مهدي کروبي در انتخابات هم توجه خبرنگاران زيادي را به خود جلب کرد. چرا که همراه وي چهره هاي شناخته شده زيادي حضور داشتند و حضور آنها توجه خبرنگاران را جلب کرد. مهم تر از همراهان کروبي، مصاحبه مطبوعاتي دبيرکل حزب اعتماد ملي بود که حاشيه ساز شد و اعتراض يک خبرنگار به مواضع صريح کروبي را به همراه داشت. به نظر مي رسد انتخاباتي که ثبت نام کانديداهايش اين همه حاشيه به دنبال داشت، در ادامه با حرف و حديث هاي زيادي هم همراه شود. فعلاً بايد منتظر بود تا نتايج بررسي صلاحيت ها اعلام شود. در اين ميان اولين حاشيه پس از اعلام نتايج از سوي شوراي نگهبان را رد صلاحيت شدگان نشان خواهند داد. پس از آن نوبت به حاشيه هاي تبليغاتي مي رسد و ماجرا تا روز راي گيري ادامه خواهد يافت.
لب مرز
رضايي به سود چه کسي آمده است
مهدي محسني/ me.mohseni@gmail.com

گرچه محسن رضايي در سخناني ابراز داشته است «اگر مسير فعلي ادامه پيدا کند ما به سمت پرتگاه مي رويم»؛ اما آيا به واقع حضور دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام براي رقابت با احمدي نژاد است؟ بررسي سخنان چندماهه اخير محسن رضايي اين باور را به ذهن متبادر مي کند که وي نسبت به دولت محمود احمدي نژاد موضعي به شدت انتقادي دارد. گرچه نسبت به عملکرد اصلاح طلبان نيز خوشبين نبوده و بر اين باور است که «اگر به گذشته برگرديم، شکست خواهيم خورد».

اما نمي توان اين واقعيت را نديده گرفت که انصراف محسن رضايي در دوره گذشته انتخابات رياست جمهوري - به هر شکل که اتفاق افتاد- در نهايت به سود احمدي نژاد به پايان رسيد. به اين صورت بود که احمدي نژاد توانست با اختلاف آراي بسيار کمي مهدي کروبي را پشت سر بگذارد و در دور دوم انتخابات رقيب آيت الله هاشمي رفسنجاني شود. با در نظر گرفتن اين مساله شايد اگر دقيق تر به سخنراني ها و شعارهاي محسن رضايي نگاهي بيندازيم، متوجه خواهيم شد اين شعارها قرابت و نزديکي محسوسي به وعده ها و برنامه هاي کانديداهاي اصلاح طلبان دارد. به همين دليل هم رضايي مي گويد؛ «هرچند در ادبيات اصلاح طلبان... حقوق شهروندي و توجه به نخبگان و آزادي هاي سياسي مطرح شد، اما اقتدار لازم در جهت تحقق اين شعارها وجود نداشت.»

گرچه محسن رضايي معتقد است؛ «من از هر سه کانديدا راي خواهم گرفت» اما به واقع اين ريزش آرا بيشتر به سود احمدي نژاد خواهد بود. سقف آراي محمود احمدي نژاد به هيچ عنوان از 17 ميليون راي انتخابات 84 بيشتر نخواهد بود بلکه اين امکان دور از ذهن نيست که حداقل با ريزش نزديک به پنج ميليوني آرا روبه رو شود.

در همين حال آراي مهدي کروبي نيز نزديک به شش ميليون راي دوره قبل و حتي کمي بيشتر خواهد بود. در اين شرايط آراي ميرحسين موسوي بسيار تعيين کننده است. به هر حال احمدي نژاد ترجيح مي دهد دور دوم رقابت ها را با مهدي کروبي برگزار کند.

با اين احتمال که تعداد شرکت کنندگان همچون دوره پيشين حدود 60 درصد خواهد بود، اگر محسن رضايي حتي بتواند سرگردان و قومي را کسب کند، رقابت نزديکي ميان ميرحسين موسوي و مهدي کروبي قابل پيش بيني است. حتي اين احتمال را نمي توان نديده گرفت که مهدي کروبي رقيب محمود احمدي نژاد در دور دوم انتخابات رياست جمهوري شود.

همه اين شرايط و معادلات در مشارکت کمتر از 60 درصد شهروندان محقق مي شود. اما اگر حضور مردم بيش از 75 درصد واجدين شرايط باشد، مشابه شرايطي که در دوم خرداد اتفاق افتاد، مهدي کروبي و ميرحسين موسوي هستند که مي توانند بهره لازم را از اين تعداد شرکت کننده برده و حتي محمود احمدي نژاد را پشت سر بگذارند. شايد به همين دليل اصلاح طلبان بر ميزان مشارکت بالاي شهروندان تاکيد مي کنند.
هاشور
ريسک کانديداتوري

سجاد سالک

با آغاز بررسي صلاحيت کانديداهاي شرکت در انتخابات رياست جمهوري همه در انتظارند تا مشخص شود شوراي نگهبان در مورد چهره هاي سياسي جنجالي چه تصميمي اتخاذ مي کند. از حالا مشخص است ميرحسين موسوي، مهدي کروبي، محسن رضايي و محمود احمدي نژاد مربع کانديداهاي اصلي انتخابات را تشکيل مي دهند. از طرفي کاملاً روشن است آن آدم هاي عجيب و غريبي که با چهره هاي گوناگوني در وزارت کشور حاضر شدند همگي ردصلاحيت شده و بختي براي کانديداتوري ندارند. با اين وجود تعداد معدودي چهره سياسي ديگر هم در انتخابات ثبت نام کرده اند که هم احتمال رد صلاحيت آنها وجود دارد و هم تاييد صلاحيت شان و انتظار ها براي اين است تا مشخص شود اين افراد چه سرنوشتي پيدا مي کنند. اکبر اعلمي و قاسم شعله سعدي دو چهره شناخته شده يي هستند که با ملاک هاي معمول در مورد داوطلبان احتمال تاييد صلاحيت شان بسيار کم است. اما ايران سرزمين شگفتي ها است و در صورت تاييد صلاحيت نبايد از اين موضوع تعجب کرد. تاييد صلاحيت اين قبيل افراد براي اصولگرايان هزينه ها و فوايد مختلفي دارد. به همين خاطر در جمع اصولگرايان اين اختلاف نظر به صورت جدي وجود دارد که تاييد صلاحيت اين قبيل افراد سود بيشتري دارد يا با دردسر همراه مي شود.

شايد يک مثال موضوع را روشن تر کند. قاسم شعله سعدي و اکبر اعلمي چهره هاي متفاوتي هستند. نوع شعارها و ديدگاه هاي آنها به گونه يي است که نظر اصولگرايان را جلب نمي کند و هواداران احمدي نژاد تمايلي به آنها نشان نمي دهند. با اين حال نگاه تحول خواهانه آنها ممکن است از راي ميرحسين موسوي و کروبي کم کرده و به سبد آنها بريزد. در اين شرايط تاييد صلاحيت اين قبيل افراد که شانس پيروز شدن شان در مجموع بسيار کم است، کمک مي کند راي تحول خواهان در جامعه شکسته شده و شانس پيروزي احمدي نژاد افزايش يابد. با اين همه تاييد صلاحيت اين افراد هزينه سنگيني دارد که معلوم نيست براي اصولگرايان به صرفه باشد. ماجرا از اين قرار است که چهره هاي سياسي جنجالي در صورت تاييد صلاحيت مي توانند از تريبون رسانه ملي استفاده کنند. حضور آنها در جام جم حتماً با دردسرهاي فراواني براي اصولگرايان همراه خواهد شد چرا که کانديداهاي شرکت در انتخابات حتماً از فرصت پيش آمده نهايت استفاده را خواهند برد و ممکن است حرف هايي بزنند که تا به حال سابقه نداشته است. به هر صورت هرچه هم تصور شکسته شدن آراي اصلاح طلبان براي اصولگرايان شيرين باشد اما تصور اينکه اکبر اعلمي يا شعله سعدي با استفاده از برنامه پخش زنده چه حرف هايي در صدا و سيما مطرح کنند براي اصولگرايان رعب آور است. آيا اين ريسک براي اصولگرايان به صرفه خواهد بود؟

دکتر سنت گرا

معاون اجرايي 56ساله رئيس جمهور روزگاري نسبتاً دور در ايالات متحده به مطالعه زمين شناسي اقتصادي و منابع زيرزميني مشغول بود، اما به دلايلي جهت گيري زندگي خود را تغيير داد و به سياست علاقه بيشتري پيدا کرد تا اينکه در سال 1382 دکتراي مديريت استراتژيک را از دانشگاه هارتفورد دريافت کرد.دو سال بعد سرنوشت وي را به سوي دولت فراخواند تا در کنار محمود احمدي نژاد اجراييات قوه مجريه را در دست بگيرد. برخي از منتقدان دولت متعجب اند از اينکه سعيدلو به رغم گذراندن دوره دکتراي مديريت استراتژيک چطور به الگوهاي سنتي سياست ورزي مانند جمع آوري نامه هاي مردمي تا اين حد علاقه مند است. او چنان به شيوه مديريت احمدي نژاد علاقه نشان مي دهد که گفته منتقدان دولت بايد بابت انتقادهايشان شرمنده باشند.

نماد تفاوت

بسياري از محافظه کاران از اينکه اسفنديار رحيم مشايي همچنان پست معاونت رئيس جمهور را بر عهده دارد، ناخرسند هستند اما اين به آن معني نيست که مشايي ديدگاهي اصلاح طلبانه دارد. او در واقع ديدگاه هايي خاص خود دارد. ديدگاه هايي که نمونه اش از زبان ساير سياستمداران فعلي جمهوري اسلامي کمتر گفته و شنيده شده است. جنجالي ترين اظهارنظر مشايي در طول چهار سال گذشته مربوط به ابراز دوستي اش با مردم اسرائيل بود که با واکنشي سراسري مواجه شد و او را وادار به عقب نشيني کرد. اما با اين حال رئيس جمهور به آن حد از همراه داشتن مشايي در کابينه راضي به نظر مي رسد که حاضر نيست او را از کابينه جدا کند. شايد نتيجه انتخابات رياست جمهوري سرنوشت سياسي مشايي را به مسيري تازه هدايت کند.

مرد ماموريت هاي خاص

درباره مجتبي ثمره هاشمي و ميزان اثرگذاري وي در دولت احمدي نژاد فرضيه هاي فراواني وجود دارد ولي در تمامي فرضيه ها نقش ثمره هاشمي جدي گرفته شده است. جايگاه وي به عنوان مشاور ارشد رئيس جمهور اثبات کننده نقش خاصي است که بر عهده دارد. گرچه برآورد دقيقي از ماموريت هاي ثمره هاشمي در دوران رياست جمهوري احمدي نژاد وجود ندارد ولي بر مبناي برخي داده ها او مرد ماموريت هاي دشوار براي دولت بوده است. حضور کوتاه مدت وي در معاونت سياسي وزارت کشور هم توجه هاي بسياري را برانگيخت، اما دشوارترين مسووليت ثمره هاشمي مسووليتي است که اکنون بر عهده دارد. وي در حال حاضر رياست ستاد انتخاباتي احمدي نژاد را عهده دار شده و شکست احتمالي احمدي نژاد مسووليت ناکامي را تا حدود زيادي متوجه او مي سازد.

همه مردان رئيس جمهور
احمدي نژاد آمد. احمدي نژاد با الهام و شيخ الاسلام و سعيدلو و زريبافان و مشايي و کلهر و ثمره هاشمي آمد. او حلقه اصلي يارانش را به ستاد انتخابات وزارت کشور آورد و برگه ثبت نام را پيش روي آنان پر کرد. هيات همراه احمدي نژاد در چهار سال گذشته از هيچ تلاشي براي حمايت از وي فروگذار نکرده اند و اکنون دوباره پا به ميدان گذاشته اند تا او را براي رقابتي ديگر ياري کنند. حواريون احمدي نژاد در ميدان سياست ايران به راست هاي جديد شهرت يافته اند؛ مرداني که گرچه محافظه کارند ولي مرزبندي هاي روشن عقيدتي و سياسي با راست هاي سنتي دارند. آنان در طول چهار سال گذشته فرصتي استثنايي براي ابراز ديدگاه هاي خود پيدا کردند. در ميان حواريون احمدي نژاد نقش مجتبي ثمره هاشمي، اسفنديار رحيم مشايي و علي سعيدلو پررنگ تر از ديگران بوده است. گرچه هيچ يک از اين سه تن را نمي توان تئوريسين هاي راست جديد در ايران ناميد ولي تصميم هاي آنها تاثير پررنگي در جهت گيري کابينه احمدي نژاد داشته است. رئيس جمهور نيز نشان داده اعتمادي زائل ناشدني نسبت به اين دسته از هوادارانش دارد. اعتماد احمدي نژاد به اين حلقه از مشاوران از اين جهت جالب توجه است که وي 10 تن از اعضاي کابينه خود را در طول دوران مديريتش بر قوه مجريه برکنار کرده است. بنابراين آنها که توانسته اند به مدت چهار سال معتمد رئيس جمهور بمانند از جايگاه ويژه يي برخوردار هستند. مثلاً مجتبي ثمره هاشمي را بسياري از تحليلگران مرد تصميم هاي پشت پرده دولت مي دانند. وي که از دوران شهرداري نزديک ترين يار احمدي نژاد بوده، در دولت نهم نيز به جايگاه مشاور عالي رئيس جمهور رسيد و مدتي هم در سمت معاون سياسي وزارت کشور فعاليت کرد. احمدي نژاد به دليل اعتمادي که به ثمره هاشمي دارد برخي از ماموريت هاي حساس ديپلماتيک را نيز به وي سپرد و مذاکره خبرساز او با ژاک شيراک رئيس جمهوري سابق فرانسه را مي توان يکي از اين دست ماموريت ها دانست. هاشمي که مدتي پيش از پست مشاوره رئيس جمهور استعفا کرده، اکنون مسوول ستادهاي انتخاباتي احمدي نژاد است. او در يکي از آخرين اظهارنظرهايش تاکيد کرده شعارهاي انتخاباتي احمدي نژاد در اين دوره نيز مسائلي مانند عدالت گستري، خدمت به بندگان خدا، مهرورزي، تعالي و پيشرفت کشور خواهد بود.

مشاوران فاميلي

گرچه غلامحسين الهام به عنوان سخنگوي دولت و علي اکبر جوانفکر به عنوان مشاور رسانه يي رئيس جمهور طبق قاعده بايد بيشترين توجه رسانه يي را در چهار سال گذشته به خود جلب مي کردند ولي اين اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان گردشگري و ميراث فرهنگي بوده که در مقام معاونت رئيس جمهور بارها و بارها به تيتريک روزنامه ها و خبرگزاري ها تبديل شده است. مشايي مردي متفاوت در دولت نهم است. او ديدگاه هايي دارد که از جانب محافظه کاران سنتي به شدت طرد مي شود. حتي برخي از هواداران سرسخت احمدي نژاد مانند حسين شريعتمداري و فاطمه رجبي از رئيس جمهور خواسته اند وي را به دليل اظهارات جنجال برانگيزش برکنار کند ولي رئيس جمهور حمايتي قاطع و زائل نشدني از او به عمل آورده است. براي مثال در ماجراهاي جنجالي که اسفنديار رحيم مشايي پيرامون دوستي با مردم اسرائيل ايجاد کرد رئيس جمهور تمام درخواست ها براي برکناري وي را ناديده گرفت و به او اجازه داد در سمتش ادامه فعاليت دهد. احمدي نژاد دو سال پيش نيز فرزندش را به عقد دختر مشايي درآورد تا نشان دهد روابط او با معاونش فراتر از يک همکاري ساده در دولت است. روابط او با علي سعيدلو نيز فراتر از يک همکاري دولتي است. سعيدلو باجناق احمدي نژاد است و مراودات وي با رئيس جمهور تنها به مراوده يک معاون اجرايي با رئيس اش خلاصه نمي شود. درباره جايگاه حلقه بعدي حواريون يعني غلامحسين الهام، شيخ الاسلام و مهدي کلهر نيز ارزيابي هاي متفاوتي وجود دارد. ولي بسياري از تحليلگران براين باورند که اين سه تن در تصميم گيري هاي استراتژيک دولت نقش تعيين کننده يي ندارند هرچند به هر حال افرادي تاثيرگذار به شمار مي روند. براي نمونه سال گذشته زماني که زمزمه جدايي مصطفي پورمحمدي از پست وزارت کشور مطرح شد، الهام اين زمزمه را دروغ سيزده خواند ولي 48 ساعت نکشيد که رئيس جمهور جدايي پورمحمدي از کابينه را تاييد کرد. جايگاه الهام بيشتر از اين جهت مورد توجه قرار گرفته که وي از سوي رئيس جمهور در چند شغل مختلف به طور همزمان فعاليت دارد و چندشغله بودنش همواره با انتقاد رسانه ها و برخي گروه هاي سياسي همراه بوده است. مهدي کلهر نيز با موهاي بلند و شلوار جيني که به پا مي کند يکي از نمادهاي جالب توجه دولت احمدي نژاد بوده است. اظهارات وي در حاشيه سازي دست کمي از اظهارات مشايي نداشته است. او در سال 84 بازگشت خوانندگان لس آنجلسي به ايران را بلامانع دانست و بعدها نيز با پرخاش به نمايندگان مجلس در ماجراي گراني گوجه فرنگي باعث آزرده خاطري پارلمان نشينان شد. با اين حال او اکنون از ابراز نظرات جنجالي پرهيز مي کند و بيشتر به دفاع از دولت در مقابل منتقدان مشغول است.شيوه ساير حواريون رئيس جمهور يعني شيخ الاسلام و زريبافان نيز کمابيش مشابه است. آنها هم زنجيرهايي از حلقه ياران احمدي نژاد هستند و به فراخور حال در دفاع از رئيس شان وارد صحنه مي شوند. در برهه کنوني که رقابت هاي انتخاباتي داغ و پرآب و تاب است احمدي نژاد بيش از هر زمان ديگري چشم به ياري مشاورانش دوخته است. آيا زنجيره حاميان وي در 23 خرداد از هم باز مي شود؟
شکست رويکرد اعتمادسالاري
از روز اولي که محمود احمدي نژاد اسامي کابينه خود را منتشر و معاونان خود را معرفي کرد، معلوم شد در مرام رئيس جمهور بيش از آنکه تجربه و کارآمدي افراد مدنظر قرار گرفته باشد، اعتماد رئيس جمهور به آنها مورد توجه بوده است. بر اين اساس افرادي به هيات دولت راه يافتند که توانستند اعتماد احمدي نژاد را جلب کنند. در ادامه همين روند افرادي که کاملاً مورد اطمينان رئيس جمهور بودند به حلقه مشاوران و نزديکان درجه يک وي درآمدند و آنها که از دايره اعتماد رئيس جمهور خارج شدند از کابينه خداحافظي کردند.با همه اين احوال و با وجود تمام رفت و آمدهايي که در کابينه صورت گرفته تا به حال هيچ مشکلي در حلقه نزديکان احمدي نژاد پديد نيامده است. ممکن است طهماسب مظاهري و پورمحمدي از کابينه خارج شده باشند اما به جايگاه علي سعيدلو و مسعود زريبافان خدشه يي وارد نيامده و ثمره هاشمي و اسفنديار رحيم مشايي همچنان پرنفوذ ترين مردان دولت به حساب مي آيند. با اين محاسبه طبيعي است در صورتي که احمدي نژاد موفق به پيروزي در انتخابات شود، برخي وزيران که تعدادشان هم کم نخواهد بود از دولت خداحافظي کرده و حلقه اول مشاوران احمدي نژاد همچنان عرض اندام خواهند کرد.

به نظر مي رسد تکميل شدن ظرفيت عزل و نصب وزيران باعث شد ديگر شاهد تغيير جديدي در دولت نباشيم. در اين صورت دولت جديد فرصت مناسبي در اختيار احمدي نژاد قرار مي دهد تا افرادي را که دل خوشي از آنها ندارد تغيير دهد. وضعيت پيش آمده پايان ناکارآمدي تئوري اعتماد سالاري را نشان مي دهد. رويکرد اعتمادمحور در انتخاب اعضاي کابينه نهم با تغيير بيش از 10 عضو کابينه مواجه شد. چنين وضعيتي نشان مي دهد ملاک هاي رئيس جمهور براي انتخاب ملاک مناسبي نبوده است. به راستي اين چه نوع اعتمادي بوده که منجر به اين همه تغيير و تحول در سطح مديران ارشد دولت شده است؟
عناوين اين صفحه
پاشنه آشيل دولت نهم
مساله اقوام و مذاهب و انتخابات رياست جمهوري
اميدواريم اين بار فرق داشته باشد
ثبت نام پرحاشيه
رضايي به سود چه کسي آمده است
ريسک کانديداتوري
دکتر سنت گرا
نماد تفاوت
مرد ماموريت هاي خاص
همه مردان رئيس جمهور
شکست رويکرد اعتمادسالاري

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام