شنبه، 19 ارديبهشت 1388 - شماره 1946
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: كتاب
کتاب هاي جديد نمايشگاه -بخش سوم
قايق سواري در تهران سپانلو

ساناز تيموري

انتشارات فرهنگ معاصر

انتشارات فرهنگ معاصر امسال فقط با ارائه يک کتاب جديد در بيست و دومين نمايشگاه کتاب حضور خواهد داشت. «فرهنگنامه سه جلدي فارسي» توسط غلامحسين صدري افشار، نسرين حکمي و نسترن حکمي در حجمي بالغ بر سه هزار صفحه گردآوري شده است. اين فرهنگنامه دربردارنده 90هزار مدخل با واژگان و اعلام است. بخش واژگان علاوه بر واژگان معاصر، واژگان قديمي و کهن را نيز دربرمي گيرد. تفاوت اصلي اين فرهنگنامه با بقيه فرهنگنامه ها در واژگان قديمي است که در اين کتاب آمده. اعلام شامل سرگذشت ها، اسامي و نام ها است که به ترتيب الفبايي آمده. واژگاني که هم جنبه اعلام و هم جنبه واژه دارند، در يک جا آمده است. از مهم ترين خصيصه هاي اين کتاب اين است که براساس آوانويسي مرسوم نوشته شده است.

اين اثر در قطع وزيري با جلد سخت در بازار عرضه خواهد شد.

 


نشر افق

کتاب «غول و دوچرخه» اثر جديد احمد اکبرپور، داستان نويس کودک و نوجوان، توسط اين ناشر چاپ مي شود. اين داستان در حوزه طنز کودک است و با تصويرگري راشين خيريه در 48 صفحه وارد بازار مي شود. کتاب هاي احمد اکبرپور تاکنون جوايز متعددي را از آن خود کرده است که از آن ميان مي توان به جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي ايران براي «قطار آن شب» اشاره کرد. «لادن نيکنام» تازه ترين اثر خود «مورچه در ماه» را در 226 صفحه توسط نشر افق به چاپ مي رساند. رمان «مورچه در ماه» به زندگي و احوال زناني پرداخته است که زندگي شان مانند زندگي هاي روزمره ديگر زنان و آدم ها نيست. نويسنده در اين کتاب از زباني با رگه هاي شاعرانه و توصيفي بهره جسته است. انگيزه نويسنده براي نوشتن اين رمان به دليل عشق و علاقه به کشور بوده و اثرش بر اساس عشق و علاقه به ايران و مردمش است. نيکنام در اين کتاب اگرچه از واقع گرايي صرف فاصله مي گيرد، اما مي کوشد تصويري واقعي از اين گونه زنان به دست آورد. قهرمان هاي داستان، زناني هستند مانند «رويا» زني روشنفکر و درگير با مسائل اجتماعي روز، «گيتي» شاعري که رويا مي خواهد ايده هايش را با او همسو کند و «لاله» قهرماني شکست خورده که ديگر به نجات خود ايمان ندارد. طرح روي جلد اثر «علي هاشمي شهرکي» است و کتاب با قيمت 4800 تومان با شمارگان 2000 نسخه در کتابفروشي ها به چاپ مي رسد. «فرزام شيرزادي» نويسنده و روزنامه نگار کتاب «سه شنبه قرقي» را توسط نشر افق در بازار کتاب عرضه مي کند. نويسنده در اين کتاب 120 صفحه يي با استفاده از طنز، شخصيت هايي پيچيده و چندوجهي خلق کرده است. اين اثر شامل 11 داستان کوتاه از جمله «صدا، خطاي سوم»، «حکايتي ديگر»، «وارونه»، «گوساله دخترباز»، «بي سند» و «بوي مرگ در جنگل» است. «حميد يزدان پناه» کتاب «جانورها» را ترجمه کرده است. زبان «جانورها» توسط «جويس کرول اوتس» نوشته و در سال 2002 در امريکا منتشر شد و نشر افق اين اثر را در 192 صفحه در نمايشگاه کتاب عرضه خواهد کرد. وقايع اين رمان در يک شهرک دانشجويي در دهه 70 روي مي دهد. دختر دانشجويي به نام جليان براور در پي يک ماجراي احساسي وارد زندگي آندره هارو، پروفسور روشنفکر و محبوب کالج، مي شود. اما با واقعيت هاي غيرقابل پيش بيني در زندگي خصوصي پروفسور هارو مواجه مي شود. اوتس در اين داستان طبقه متوسط و فرهيخته جامعه امريکا را نقد کرده است. «کافه جواني گم شده» نوشته «پاتريک موديانو» نويسنده فرانسوي است. اتفاقات اين رمان در کافه يي به نام «کنده» در سال هاي 50 و 60 ميلادي مي گذرد. کار نويسندگي پاتريک موديانو به دو دوره تقسيم مي شود که با دو لحظه کاملاً مشخص از زندگي شخصي او در ارتباط هستند. تمام آثار او درباره جنگ دوره اشغال فرانسه و جنگ الجزاير هستند. اين نويسنده جوان در يک دوره 10ساله تقريباً تمام جزاير ادبي فرانسه را به خود اختصاص مي دهد. تم هاي اصلي اين دوره همدستي بعضي از فرانسوي ها با نيروي اشغالگر، خيانت و زندگي پس از مرگ است. «مرد است و احساسش» از «خاوير مارياس» داستان يک خواننده اپراست که به مادريد مي رود و در آنجا با جمع سه نفره يي آشنا مي شود و در اين ميان ماجراهايي اتفاق مي افتد. اين اولين اثر اين نويسنده مشهور اسپانيايي است که به فارسي ترجمه مي شود و مترجم آن خانم «پريسا دارياني شباني» است. «شماس شامي» رمان جديد مجيد قيصري است و وقايع آن در سال 61 هجري قمري در دربار امويان اتفاق مي افتد. راوي داستان نماينده امپراتوري روم در اين دولت است. تاريخ انتشار اين رمان اسفند 87 است و براي اولين بار در نمايشگاه کتاب تهران به فروش مي رسد. قيصري سال 86 هم مجموعه داستان «گوساله سرگردان» را با اين ناشر منتشر کرد که به عنوان يکي از سه مجموعه برتر سال در جايزه منتقدان و نويسندگان مطبوعات برگزيده شد. «قايق سواري در تهران» جديدترين دفتر شعر «محمدعلي سپانلو» از طرف نشر افق منتشر خواهد شد. اين مجموعه در ادامه شعرهاي قبلي سپانلو در فضاي شهري آورده شده. «سيمين دانشور» مقدمه يي را بر اين کتاب نوشته است. «جانورها» نوشته «جويس کرول اوتس» توسط «حميد يزدان پناه» ترجمه شده است. اين کتاب يک رمان کوتاه است (نوولا) که در سال 2002 چاپ شده است. داستان که در دهه 70 در يک شهرک دانشجويي در امريکا اتفاق مي افتد، ماجراي دختري دانشجو است که شيفته استاد شده و با ورود به زندگي استاد، وقايع تکان دهنده يي را مي فهمد.

نشر افق همچنين از انتشار تدريجي ديگر آثار جويس کرول اوتس خبر داد.

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال 1363 با هدف ارائه ديدي گسترده تر، روشن تر و انساني تر از مسائل اجتماعي، اقتصادي، فلسفي، روانشناختي و تاريخي زندگي انسان ها فعاليت خود را آغاز کرد. از مهم ترين شاخه هاي فعاليت انتشاراتي روشنگران طرح مسائل مربوط به زنان در جامعه امروز ايران است. اين انتشارات امسال نيز با ارائه کتاب هاي خود در نمايشگاه کتاب حاضر خواهد شد. کتاب «رساله دوم بر دولت؛ نوشته يي پيرامون ريشه، گستره و غايب راستين دولت مدني» نوشته «جان لاک»، فيلسوف ليبرال و مطرح قرن 17 اروپا، از سوي اين انتشارات در نمايشگاه در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت. اين کتاب يکي از آثار کلاسيک در حوزه فلسفه سياسي است که به بررسي مفهوم حاکميت در زندگي بشر مي پردازد. نويسنده اين کتاب، دوران حاکميت قانون را نقطه عطف حقيقي در تاريخ بشر دانسته و معتقد است اين قانون اجزايي دارد و حقوق مالکيت يکي از اين اجزاست. اين اثر که توسط شهرام ارشدنژاد ترجمه شده، داراي 9 بخش با عناوين «در انواع دولت»، «زندگي زير قانون طبيعت»، «در وضعيت طبيعي»، «در وضعيت جنگي»، «در وضعيت بردگي»، «در وضعيت تملک»، «در ولايت بدوي»، «در جامعه سياسي يا مدني (آغاز اجتماعات سياسي)»، و «اجتماع سياسي و حکومت» است. اين نوشتار در شمارگان 2000 نسخه و 280 صفحه وارد بازار کتاب مي شود.

انتشارات آهنگ ديگر

انتشارات آهنگ ديگر کتاب هاي ادبي و مجموعه شعر کتاب جديدي را در بيست و دومين نمايشگاه کتاب ارائه خواهد داد. «ني زن، جذامي و باد» مجموعه شعر سپيد «سعدي گلبياني» دومين بار توسط اين ناشر به بازار کتاب عرضه مي شود. حرکت هاي جسورانه در حوزه زبان، از ويژگي هاي اين اشعار است. از نظر شاعر کتاب سوژه يي که تنها به غناي درون گرايانه بپردازد، از تاثيرات عملي ادبيات و کنش اجتماعي محروم خواهد شد چراکه در واقع بين اين دو بايد نوعي تعامل برقرار شود. ولي چنين تعاملي تنها در بهترين حالت ممکن، و در آثار بهترين شاعران متبلور خواهد شد. اين مجموعه با طرح روي جلد کاري از «فرزاد اديبي» و در 96 صفحه به چاپ مي رسد.

 

 

 


نشر ققنوس

نشر ققنوس امسال حدود 23 عنوان کتاب در حوزه ادبيات داستاني دارد که براي اولين بار در نمايشگاه عرضه مي شود. از اين ميان مي توان به کتاب هايي مانند «تا... دمل»، «زير چتر شيطان»، «موناليزاي منتشر» و «هجوم آفتاب» اشاره کرد. «تا... دمل» مجموعه 18 داستان کوتاه است. «سلماز يگانه مهر» نويسنده کتاب در داستان هاي خود به مسائل زنان و اجتماع مي پردازد و بيشتر داستان هاي وي سوژه محور هستند. قسمتي از کتاب را با هم مي خوانيم؛ «بهشان گفتم همين اتاق را مي خواهم، از خدايشان بود، فوري قبول کردند. اينقدر که اين اتاق از آنها دور است هم براي من بهتر است هم براي آنها. حالا ديگر يک ماه عسل واقعي خواهند داشت. گفتند فقط همين يک ماه تابستان را اينجاييم. باورم نمي شود. اين طور که بويش مي آيد حالاحالاها اينجا ماندگاريم نه اينکه بد باشد گو اينکه مال آن مرد است. فقط کاش کمتر ببينم شان، مرا به حال خودم بگذارند. مادر دارد صدايم مي کند، برمي گردم.» نشر ققنوس قيمت کتاب را 2200 تومان تعيين کرده است. «شاهرخ گيوا» کتاب خود به نام «موناليزاي منتشر» را توسط نشر ققنوس چاپ مي کند. در قسمتي از داستان مي خوانيم؛ «شاه عباس آمد گفت؛ ريش تان را بتراشيد و سبيل بگذاريد؛ گذاشتيم، آن هم تا بناگوشش را. آن يکي روبند و شليته و کلاه نمدي برمان کرد. گفتيم مبارک است، ديگري آمد گفت؛ زن ها چادرها بردارند؛ برداشتند. مردها سبيل کوتاه کنند، کلاه شاپو و پهلوي بگذارند؛ ما هم گذاشتيم، حالا هم که اين شکلي شده ايم. هميشه دنبال شکل خودمان، شکل حقيقي مان مي گرديم، اما نمي دانيم آن شکل چه شکلي است،» اين اثر با قيمت 3500 تومان وارد کتابفروشي ها مي شود. مجموعه 10 داستان کوتاه با عنوان «هجوم آفتاب» از سوي نشر هيلا (از زيرمجموعه هاي نشر ققنوس) به چاپ مي رسد. «قباد آذرآيين» در اين کتاب 10 داستان کوتاه خود با نام هاي «هجوم آفتاب»، «يال پريشان اسب»، «خواستگاري»، «روي تخت زني خوابيده است»، «پس از بمباران» ، «کفش ها» ، «سيب دوشنبه»، «بادبادک ها»، «عروسک» و «قهوه خانه» را کنار هم جمع کرده است و با تعداد صفحه و قيمت 1500 تومان در اختيار علاقه مندان قرار مي دهد. «بي بي امشب مهمان دارد به کوري چشم بولدوزرها و لودرها، سفره عيالواري پهن شده توي اتاق بزرگه. از اين سر تا آن سر اتاق. سالار بالاي مجلس نشسته است. قبراق، رسا و سرحال. بي بي کنار دستش نشسته، موهاش را حنا بسته، سرانه پيري بند انداخته. چمدان ها را زير و رو کرده و قشنگ ترين لباسش را درآورده تنش کرده، پيراهن بلند چاکدار با حاشيه ريال دوزي، لچک ريالي، مينا سبز، شلوار قري، بندسوزن نقره (بگذار سالار هر جوري مي خواهد فکر کند.)» «زير چتر شيطان»، رمان جديد «محمود ايوبين» از ديگر آثاري است که در نمايشگاه کتاب عرضه مي شود.

نشر تکا

انتشارات توسعه کتاب ايران (تکا)، ناشر 100 عنوان مجموعه شهر و داستان از شعرا و نويسندگان معاصر امسال با ارائه کتاب هاي جديدي در بيست و دومين نمايشگاه کتاب شرکت خواهد کرد. «همه خطاها موازي اند» عنوان مجموعه نثر جديد «محمود اکرامي فر» در 340 صفحه است. اين کتاب شامل دو بخش به نام هاي «نيروانا» و «نام علي دهان شهر را شيرين مي کند» است و مباحثي از جمله مباحث اجتماعي، اعتقادي و آييني را

دربر مي گيرد. متن اين اثر ادبي و پر از ابهام، استعاره و کنايه است و با توجه به اينکه متن ادبي، متني بينابين نثر و شعر است، کتاب حاضر ويژگي هاي نثر و شعر را با هم دارد. اکرامي فر در اثرش به موضوعاتي درباره خدا، ائمه اطهار(ع)، زندگي شخصي، ايل، عشق، ني و... پرداخته است. گزيده اشعار «محمدرضا ترکي» با نام «هنوز اول عشق است» توسط انتشارات تکا منتشر مي شود. اين کتاب شامل گزيده يي از اشعار «ترکي» از ابتدا تا امروز است و با درونمايه يي متفاوت در بازار کتاب در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت. اين انتشارات همچنين دو اثر جديد از علي اکبر والايي را در نمايشگاه کتاب عرضه خواهد کرد. رمان «سال هاي ارغوان» اثري رئال با موضوع جنگ است که وقايع آن در شهرهاي آبادان، سوسنگرد و مناطق شلمچه و جبهه طلائيه مي گذرد. در اثر علي اکبر والايي دو زن هستند که در پشت جبهه حضور دارند و در مقاطعي به خط مقدم هم مي روند. اثر ديگر علي اکبر والايي «ما اختراع کرديم» نام دارد. اين کتاب مجموعه يي از 18 داستان کوتاه براي مخاطبان جوان است. «فصل سوم» مجموعه اشعار «پرويز بيگي حبيب آبادي» توسط نشر تکا در نمايشگاه توزيع خواهد شد. اين کتاب گزيده يي از کارهاي چاپ شده و چاپ نشده بيگي حبيب آبادي از سال 1360 تا 1385 است. شعرهاي اين مجموعه 240صفحه يي در قالب کلاسيک و سپيد هم هست. در اين کتاب به غير از اشعار نو و تازه اشعاري از کتاب هاي ديگر مانند «غريبانه»، «آن هميشه سبز»، «آينه و سنگ» و شماره 26 کتاب هاي «نيستان» گزينش شده است.

انتشارات پنجره

انتشارات پنجره کتاب هاي جديدي را به نمايشگاه کتاب مي آورد. «خانواده پاگنده» ترجمه «مصطفي رحماندوست» شاعر، قصه نويس و مترجم کتاب هاي کودکان و نوجوانان است. «ادي فري» نويسنده اين مجموعه کتاب 9 جلدي در کتابش به آموزش هنجارهاي شهروندي مي پردازد. مجموعه کتاب 20 جلدي «افسانه هاي ملل» توسط گروهي از مترجمان ادبيات کودک و نوجوان از جمله «عذرا جوزداني»، «محمد شمس» و «پگاه اقبال زاده» ترجمه شده است. اين مجموعه کتاب به سرپرستي «شهرام اقبال زاده» از سوي انتشارات پنجره در نمايشگاه کتاب توزيع خواهد شد. در اين مجموعه گروهي از مترجمان جوان به برگردان افسانه هاي کهن کشورهاي آفريقايي و همچنين ايتاليا، چين، نروژ، لهستان، اسکاتلند، روسيه، يونان، ايرلند، ژاپن، مناطق سرخپوست نشين امريکا، دانمارک، قطب شمال و برخي فولکلورهاي ايراني پرداخته اند.

درباره «پرچيني از اقاقيا» نوشته مرجان رياحي
داستان صاف و ساده آدم هاي يک بعدي

علي چنگيزي

«پرچيني از اقاقيا» عنوان اولين رمان «مرجان رياحي» است. رمان داستان سر راست و صاف و ساده يي دارد و شايد بتوان گفت همين صاف و ساده بودن نقطه قوت کتاب است. همين موضوع سبب شده داستان خوش خوان از آب دربيايد. به طوري که رمان کم حجم «مرجان رياحي» را مي توان در يک نشست و يک نفس خواند و ختمش را برچيد. «مرجان رياحي» تلاش کرده زندگي دختر تحصيلکرده امروزي را روايت کند و دست کم بخشي از زندگي او را نقل کرده است. با آرزوهايش براي مهر ورزيدن و مشکلاتش در کار و فعاليت اجتماعي. با خيالات عشق هاي

شکست خورده اش و... با وجودي که بيشتر شخصيت هاي داستان زن هستند نمي توان گفت نگاهي که نويسنده دارد نگاهي زنانه است يا اينکه نويسنده نگاه ويژه يي به زنان و مشکلات شان دارد. کتاب چيزي است از آن دست اتفاقاتي که بيش و کم شنيده ايم. بهشيد، شخصيت اصلي رمان، دختري است که بعد از سال ها زندگي و کار در مرکز و مرکزنشيني به دليل بيماري اش به شهرش برمي گردد و کار خوبش را در يکي از روزنامه هاي پرتيراژ پايتخت رها مي کند و حالا در روزنامه يي محلي مطلب مي نويسد و قلم مي زند. نامزد سابقش از ازدواج با او شانه خالي کرده و تو زرد از آب درآمده است. اکنون بهشيد، که بر و رويي هم دارد تنها و از درون بيمار است و در اين حيص و بيص با سردبير روزنامه يي که در آن کار مي کند هم مشکلاتي دارد. سردبير گمانش اين است که بهشيد که درس خوانده روزنامه نگاري است و خيلي زود همه کاره شوراي نويسندگان شده است و دبير سرويس سياسي مي خواهد زير آبش را بزند و.... در اين ميان و با وجود اين همه بدبياري چپ و راستي که بهشيد تو زندگي آورده روزنه اميدي باز مي شود. او، محمد، دوست و همبازي دوران کودکي اش را مي بيند. هرچند او هم در ظاهر دماغش چاق است اما بعد معلوم مي شود کم وبيش وضعيت مشابهي با بهشيد دارد. او هم بيمار است و فداکارانه عمرش را ريخته پاي خواهرانش تا آنها را به سر و سامان برساند و حالا خودش عزب اوقلي و يالقوز مانده است. هر چند آنچنان که گفته شد داستان «پرچيني از اقاقيا» صاف و ساده است و اين صاف و سادگي و گريز از ادا و اصول هاي فرمي نقطه قوت رمان است اما پايبندي بيش از اندازه نويسنده به اين سادگي در روايت موجب سطحي شدن و غفلت نويسنده از حوادث حاشيه يي يک زندگي شده است که به اندازه خود متن زندگي با اهميت و مهم هستند و در خلال آن شخصيت هاي داستان عمق بيشتري پيدا مي کنند و چند وجهي مي شوند و سر و شکلي به هم مي زنند و از حالت قالبي و کليشه يي خارج مي شوند. اين نکته درستي است که گفته شده سادگي در روايت نبايد موجب ساده کردن خود شخصيت ها شود به نحوي که خواننده با شخصيت هاي پيچيده يي روبه رو نباشد و تنها نقشي ببيند از موجودي که پيچيده بودنش شهره خاص و عام شده است؛ شخصيت هاي پيچيده يي که بيش و کم پيامد زندگي مدرن شهري و ابزارآلات ارتباطي و فناوري جديد هستند؛ پيچيدگي که ماحصل شناخت انسان مدرن از موقعيتش است. اما شخصيت ها در رمان «پرچيني از اقاقيا» يک وجه بيشتر ندارند. يا مجموعه يي از خوبي ها و محاسن تاق و جفت هستند يا کلکسيوني بي نظير از صفات نفرت انگيز. بهشيد و محمد هر دو فداکار هستند، ريخت و قيافه خوبي دارند. بهشيد درس خوانده است و مو لاي درز خوبي اش نمي رود حتي وقتي با اين فضل و کمالات و شعور داخل حرف هاي خاله زنکي مادر و همسايه ها و همکارانش مي شود باز از خوبي اش است و همه از سر خيرخواهي و صداقت ذاتي اش. اما درست در نقطه مقابلش سردبير روزنامه محلي قرار دارد که بي ريخت است و انگشت به شير زن و زيرآب زن خرابي است. بي سواد است و کار و تخصص اش به هم هيچ ارتباطي ندارند. او فوق ديپلم دامپزشکي دارد و «تو يکي از اين دانشگاه ها که تازگيا تو دهات دور و بر باز شده» درس خوانده و با زد و بند و هزار و يک رقم چاپلوسي به اينجا رسيده. عجيب هم نيست اگر همچو آدم بي مايه يي راه به راه به بهشيد گير دهد و با او چپ بيفتد. انگار در رمان ما، که محصول فرهنگي زمانه است ميانه يي در کار نيست. به طور خاص در اين رمان هم به همين نحو است و همه آدم ها به دو دسته سفيد و سياه تقسيم مي شوند. چه بسا بهشيد در عالم واقع، ناکس و آب زير کاه باشد و هزار عيب و ايراد ديگر هم داشته باشد و با سياست دارد صندلي را از زير پاي سردبير مي کشد يا دست کم سر سوزني هم حق با سردبير باشد. نکته ديگر درباره رمان «پرچيني از اقاقيا» تصويري نبودن رمان است. خواننده درک درستي از موقعيت مکاني و فضاي کتاب پيدا نمي کند که عامل مهمي است در شناخت شخصيت ها و وضع و اوضاع شان. اين شايد پيامد نقل داستان؛ تنها و تنها با استفاده از ديالوگ باشد؛ موضوعي که نويسنده براي داستانش برگزيده است اگر چه مي توانست گسترش پيدا کند و به کندوکاو مسائل شهري و آدم هايي از نوع بهشيد، محمد و سردبير بيانجامد و مسائل و مشکلات اين دست آدم ها را عمقي تر واکاوي کند. اما اين طرح با تک وجهي کردن شخصيت ها و تصويري نکردن ديالوگ ها و در انتها با رابطه صد البته صادقانه يي که بين بهشيد و محمد شکل مي گيرد به بيراهه مي رود و چيزي مي شود از نوع داستان هاي مجموعه هاي سيما با پايان بندي اميدوارکننده و به مقصود رسيدن هاي باسمه يي و الکي اميدوارشدن شخصيت هاي قالبي و در بدترين حالت با نمايش يک عروسي؛ «بهشيد؛ صداي بوق کاروان عروسه، فکر کنم الان يه ماشين عروس برسه. محمد؛ آره، فکر کنم يکي داره مياد، بهشيد؛ فکر نکن، مطمئن باش، الان يه ماشين مي رسه که روش يه عالمه گل چسبوندند، نگاه کن داره مياد، ماشين عروسو ببين، چقدر گل، از اين فاصله هم مي شه اون همه گل رو ديد، واي... چقدر گل،» (صفحه آخر) پيچيده نديدن آدم هايي که همچون لابيرنت هزار تو دارند و هزار و يک رقم رويا و کابوس و... اولين ضربه را به مکالمه در رمان مي زند؛مکالمه واقعي و نه يک گفت وگوي ساده روزمره. به اين موضوع بايد توجه داشت که هنگامي کلمه، گفتمان، زبان يا داستان «مکالمه يي» مي شود که نسبي شود، امتيازهايش از آن سلب شود و از تعاريف رقيب خود براي يک مقوله واحد آگاهي يابد. داستان «غيرمکالمه يي» تحکم آميز و مطلق از آب درمي آيد.

«پرچيني از اقاقيا» را نشر مرکز منتشر کرده است.

درباره «سفر در اتاق تحرير»
دست هاي مهربان آنا

ميترا داور

پل استر در کتاب «سفر در اتاق تحرير» با انتخاب تکنيک پيچيده يي به لحاظ فرم و به لحاظ روانشناختي موفق به خلق تازه يي در دنياي ادبيات شده است.

آقاي بلنک قهرمان اصلي «سفر در اتاق تحرير» جنايات گسترده يي را مرتکب شده است. نويسنده او را در اتاق حبس کرده تا به نوعي او را به مجازات برساند. اگرچه اين مجازات فقط در تخيل نويسنده صورت مي گيرد و بسيار تعديل شده است با کمترين آسيب روحي، اما اين مجازات صورت مي گيرد تا هم قهرمان اصلي داستان بر تاثيرات عمل خود واقف شود و هم نويسنده با اجراي عدالت در نوشتار به نوعي عملکرد آقاي بلنک را محکوم کند. اين خداي کوچک نه تنها لحظه به لحظه از بلنک عکس مي گيرد تا ببيند او در چه وضعيتي قرار دارد، بلکه يک دوربين و يک ضبط صوت هم توي سقف حمام کار گذاشته است و امکان ضبط همه اتفاقات را در آن فضا فراهم مي کند. راوي مي تواند تمامي لحظات آقاي بلنک حتي دستشويي رفتنش و تمامي زندگي خصوصي اش را به خوانندگان اين متن نشان دهد. دوربيني که به سقف اتاق متصل است و دست نوشته هاي نويسنده يي به نام «فنشاو» به ما شايد کمک کند تا آقاي بلنک را بشناسيم. هر يک ثانيه شاتر بي صدا کليک مي کند و با هر گردش زمين هشتاد و شش هزار و چهارصد عکس توليد مي کند. آقاي بلنک بنا به دلايلي که مشخص نيست گذشته را فراموش کرده و هم اکنون تمامي اشيا و نويسنده اين متن و نويسند گاني ديگر؛ درصدد هستند اين سفر ذهني را تکميل کنند تا ما آقاي بلنک را بشناسيم. راوي گاه اول شخص جمع است؛ بنابراين ما عنوان پيرمرد را برمي داريم و از اين به بعد به مرد داخل اتاق،«آقاي بلنک» مي گوييم.

و گاه محدود به نگاه راوي؛ همان طور که در ميان موجودات خيالي که ذهنش را به هم ريخته اند سرگردان است، مي کوشد تا جوابي براي سوالي که تمام فکرش را اشغال کرده پيدا کند. و گاه روايت از زبان خود نويسنده است؛ «اما تا موقعي که توي اتاق با پنجره بسته و در قفل شده بماند هيچ وقت نمي تواند بميرد يا ناپديد شود و هيچ کاري از دستش برنمي آيد جز کارهايي که من روي اين صفحه مي نويسم.» بخشي از مکان داستان هنگام نقل ماجرا در آلتيماست؛غربي ترين نقطه کنفدراسيون. و بخشي از زمان در قرن نوزدهم. آلتيما غربي ترين نقطه کنفدراسيون... بيش از دو هزار متر از پايتخت فاصله داريم. مشرف به پهناي بي درکجاي اراضي بيگانه.... و انگار در قرن نوزدهم نوشته شده است. با توضيحاتي که در سطور بعد خواننده درباره کنفدراسيون مي خواند، به نظر اين مکان مکاني است خاص اين داستان. و بخشي از مکان، مکان فعلي داستان، در امريکاست. اما اين را خوب مي داند که اين لحظه متعلق به زماني در اوايل قرن بيستم است و اينکه در کشوري به نام ايالات متحده امريکا زندگي مي کند. نويسنده با تغيير زاويه ديد، داناي کل محدود به نگاه آقاي بلنک به گذشته او مي پردازد؛ لحظه يي که چشمانش را مي بندد سايه يي از ذهنش مي گذرد؛ صف هاي نسبتاً طويلي که در ميان شان زن هم هست و هم مرد... آقاي بلنک به آنها گوش مي دهد نه فقط صداي گام هايشان بلکه صداي ديگري را که مي تواند به ناله تشبيه اش کند مي شنود؛ ناله يي دسته جمعي که به سختي شنيده مي شود... يک بار ديگر سرشار از حس عميق و ريشه دار گناه شده است. و اما کنفدراسيون که ماجرا حول آن مي گردد به نظر نمادي از دولت استعماري امريکاست که در عين حال دغدغه اصلي دنياي پل استر است. اعتراض وي به تمامي جنگ هاي داخلي و استعماري است که دولت هاي بزرگ اعمال مي کنند. فراموش کرده ايد که تمامي ملت هاي بدوي... حالا که جنگ تمام شد ترجيح مي دهند در دنياي مجازي خودشان زندگي کنند بدون دخالت کنفدراسيون. چرا بعضي از باورهايتان درباره کنفدراسيون را به من نمي گوييد. اين کار براي شروع داستان کمک تان مي کند. کنفدراسيون...کن- فد- را-سي- يون خيلي ساده است مگر نه؟ اسم ديگر امريکا. نه ايالات متحده که مي شناسيم. کنفدراسيون آسيب پذير است.کشوري تازه شکل گرفته که از مناطق و قلمروهاي آزاد و مستقل تشکيل شده و براي اينکه اين اتحاد ضعيف را حفظ کند چه راهي بهتر از اينکه مردم را با هم متحد کند تا اينکه بخواهد يک دشمن مشترک ابداع کرده و جنگ راه بيندازد. خواننده اين متن در بعضي از قسمت ها با تضاد مواجه مي شود. در عين حال که نويسنده در تلاش است بلنک گذشته را به ياد بياورد، آقاي بلنک مي گويد؛ من هيچ چيز را به ياد ندارم. کلي دارو به من خورانده اند و تقريباً همه چيز از ذهنم پاک شده است. بيشتر وقت ها حتي نمي دانم خودم کي هستم. فنشاو که از نويسنده هاي ديگر اين متن است در نوشته سفر در اتاق تحرير آقاي بلنک را يکي از شخصيت هاي خودش قرار داده است و به اين ترتيب خواننده با دو روايت از دو نويسنده مواجه مي شود. - و فنشاو شما را به عنوان يک شخصيت درآورده است. - ظاهراً. آن طور که من فهميده ام نويسندگان هميشه همين کار را مي کنند. خواننده اگرچه از همان ابتدا متوجه فضاي پليسي داستان مي شود اما در نيمه دوم رمان، خواننده با وضعيتي بسيار پيچيده هم به لحاظ تکنيک رمان هم به لحاظ شخصيت افراد، و هم به لحاظ جنگ هاي استعمارگران مواجه مي شود. تکنيک داستان از اين جهت پيچيده مي شود که خود بلنک يکي از شخصيت هاي داستاني قرار مي گيرد که در گذشته نوشته شده است. از طرفي نويسنده، در حال نوشتن اوست در همين لحظه؛ به نوعي در تمامي اين ماجرا نويسندگان نيز حضور دارند و کلمات و کاغذ.... تا اينکه در انتها، نويسنده در جواب آقاي بلنک که فرياد مي زند؛ اين بازي احمقانه کي تمام مي شود،مي گويد؛ هيچ وقت تمام نمي شود. چون آقاي بلنک الان ديگر يکي از ماست و دست و پا مي زند. هرچند احتمالاً ديگر تا حالا فهميده که توي چه مخمصه يي افتاده. او هميشه مفقود خواهد بود. معتقدم وقتي مي گويم آنچه به سرش مي آيد حقش است، اين را به خاطر تمامي اتهاماتش مي گويم نه بيشتر نه کمتر- نه به عنوان شکلي از مجازات بلکه به عنوان بالاترين حد عدالت و ترحم. ما بدون او هيچيم. اما تناقض ماجرا اينجاست که ما ساخته و پرداخته ذهن ديگري هستيم. بيش از ذهني که ما را ساخته عمر خواهيم کرد چون موقعي که به اين دنيا پرتاب شديم، به ماندن مان تا ابد ادامه مي دهيم و روايت ماجراهاي ما ادامه خواهد داشت. حتي بعد از مرگ مان. راوي داستان با اينکه درصدد است عدالت را نسبت به آقاي بلنک اجرا کند اما در انتهاي داستان از بذل محبت نيز دريغ نمي کند و اجازه مي دهد «آنا» زني را که دوست دارد باز بربالينش بيايد و به او غذا دهد و او را تر و خشک کند، چرا که او در هر حال يکي از ماست؛ما انسان هايي که به نوعي به بازي گرفته شده ايم اما خصوصيات انساني و احتياجات انساني ما را باز به هم پيوند مي دهد حتي وقتي به عملي وحشيانه دست مي زنيم.

سفر در اتاق تحرير/نوشته؛ پل استر /ترجمه؛ مهسا ملک مرزبان/ انتشارات افق،1387

عناوين اين صفحه
قايق سواري در تهران سپانلو
داستان صاف و ساده آدم هاي يک بعدي
دست هاي مهربان آنا

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام