چهارشنبه، 16 ارديبهشت 1388 - شماره 1944
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
مديريت امکانات
رسول منتجب نيا*

سکوت رسانه يي به شدت بر فضاي انتخاباتي جامعه حاکم است؛ سکوتي که مطلوب جناح مقابل است و رسانه هاي اصولگرا نيز با همين راهبرد در حال حرکتند. فضاي فعلي به خصوص در زمينه رسانه ها و تبليغات کاملاً نابرابر و ناعادلانه است. آنچه امروز بر همگان روشن است، اين امر است که تريبون ها و رسانه هاي مختلف در اختيار جناح رقيب و به خصوص اصولگرايان حاضر در دولت نهم هستند. رسانه ملي که به صورت منطقي بايد مستقل و فراجناحي عمل کند و کوچک ترين طرفداري از شخصي يا جناحي را انجام ندهد، متاسفانه اين بي طرفي را رعايت نمي کند.

در اين سو و در مورد امکانات جريان اصلاح طلب اما بايد گفت به جز چند روزنامه معدود و چند سايت امکان ديگري براي رساندن صداي اصلاح طلبان به جامعه به خصوص از طريق رسانه هاي فراگير وجود ندارد.

به اين ترتيب اهداف و خواسته هاي اصلاح طلبان آن طور که بايد، به همه اقشار جامعه منتقل نمي شود. هر چند خواسته ها و نيازهاي مردم به تفکرات اصلاح طلبان نزديک تر است و اين جريان از مقبوليت قابل توجهي در جامعه و کساني که پيام هاي اصلاح طلبان را مي شنوند، برخورداراست. البته حتي در دوره اصلاحات نيز رسانه ها دولت اصلاحات را تقويت نمي کردند و عرصه براي رسانه هاي جناح مقابل گسترده تر از رسانه هاي اصلاح طلب بود. در آن زمان آقاي خاتمي سفرهاي خارجي همراه با نتايج مطلوبي را انجام دادند که انعکاس آنها به ويژه در رسانه ملي بسيار کمرنگ بود.

حال اين سوال مطرح است که چه بايد کرد؟ اگر بخواهيم براي مقطع فعلي راهکاري ارائه دهيم، به تنها نتيجه يي که مي رسيم اين است که بايد از امکانات محدود فعلي يا يک مديريت مناسب، حداکثر استفاده را کرد. به هر صورت پيام اصلاح طلبان بايد به متن جامعه منتقل شود تا بتوان به پيروزي اميدوار بود. اما آنچه براي آينده مي توان پيش بيني کرد، اين است که براي برون رفت از وضعيت فعلي همان طور که اکثر صاحب نظران عنوان مي کنند، بايد به دنبال راه اندازي رسانه مستقل فراگير بود؛ همان موضوعي که آقاي کروبي همواره پيگير آن بوده است. به اين ترتيب تاسيس شبکه تلويزيوني تبديل به پديده يي ضروري و حياتي مي شود.

آنچه لازم مي نمايد، اين است که کساني که مي خواهند سخنان و تفکرات امام(ره)، ياران ايشان و اصلاح طلبان را بدون اينکه از چارچوب نظام جمهوري اسلامي خارج شوند به گوش ديگران برسانند، بتوانند از امکانات انجام اين کار نيز برخوردار شوند. اگر بتوان رسانه يي مستقل تاسيس کرد، نتيجه اش رقابتي شدن فضاي رسانه يي کشور است. اگر چنين رقابتي ايجاد شود، رسانه هاي ديگر هم مجبور مي شوند اخبار را به صورت کامل و صحيح در اختيار مردم قرار دهند. بنابراين راه اندازي شبکه خصوصي جزء برنامه هايي است که بايد در آينده در دستور کار قرار گيرد. حال بايد ديد در وضعيت فعلي و با امکانات محدود فعلي چگونه مي توان اخبار اصلاح طلبان را به گوش مردم به ويژه در شهرستان ها و روستاها رساند. ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان با سفرهاي استاني که نامزدهاي اين جريان انجام مي دهند، سعي در رساندن پيام جبهه اصلاحات به مردم دارند. هر چند محدوديت هايي هم در همين زمينه وجود دارد. گردش آزاد اطلاعات و بهره گيري جامعه از تمامي تفکرات از حقوق مسلمي است که مردم از آن برخوردارند. تحقق حقوق اينچنيني از جمله مواردي است که آقاي کروبي در برنامه هايشان دارند.

بحثي که از سوي آقاي کروبي با عنوان برنامه احياي حقوق شهروندي عنوان شده است نيز از نيازها و خواسته هاي اساسي جامعه است. در تمام دنيا قوه مجريه به عنوان نماينده ملت بايد حافظ حقوق شهروندان باشد. حقيقت آن است که رئيس جمهور نمي تواند هر تفکر و برنامه يي را که دارد، به طور کامل اجرا کند اما نمي توان اختيارات گسترده رئيس جمهور را ناديده گرفت. اکنون نيز مي بينيم رئيس جمهور بيش از حد اختياراتش دارد تفکرات و برنامه هايش را پيش مي برد. در برخي موارد هم فعاليت هايي که انجام مي شود، خارج از قانون قلمداد مي شود. به اين ترتيب بيانيه حقوق شهروندي از سوي آقاي کروبي منتشر شد. از مصداق هاي اين بيانيه «آزادي فکر و انديشه مردم» است تا کسي به خود اجازه ورود به حريم خصوصي مردم را ندهد.

متاسفانه در برخي مواقع حريم خصوصي مردم به بهانه هاي واهي مورد تعدي قرار گرفته است از جمله مي توان به حضور گشت ارشاد در خيابان ها اشاره کرد که به بهانه مبارزه با بدحجابي فضا را بر مردم تنگ کرده و مفهوم مقدس امر به معروف و نهي از منکر را با چهره زشت به مردم نشان داده است. به همين دليل است که کانديداهاي اصلاح طلبان قول جمع آوري گشت هاي ارشاد را به مردم داده اند. مي توان گفت مساله حقوق شهروندي در حوزه اقتصادي و مديريت هم مصداق دارد که بايد مورد توجه قرار گيرد. از جمله مي توان به انتخاب شهردارها توسط خود مردم اشاره داشت. در کشورهاي توسعه يافته، شهردارها و به خصوص شهردار شهرهاي بزرگ مستقيماً توسط مردم انتخاب مي شوند، چرا که اگر کسي مي خواهد در خدمت شهروندان باشد، بايد توسط خود شهروندان انتخاب شود نه با واسطه.

مصاديق مختلفي را مي توان براي بيانيه حقوق شهروندي که آقاي کروبي به آن اشاره کرده اند، برشمرد که به تدريج تبيين خواهد شد.

*قائم مقام حزب اعتماد ملي
اصلي ترين دغدغه ها
علي مزروعي*

نمي توان حکم قطعي و مستدلي صادر کرد که آيا حضور همزمان آقايان موسوي و کروبي و وجود دو کانديدا از جريان اصلاحات، به نفع اين جريان است يا به ضرر آن. اما هيچ شکي نيست اگر يک کانديدا از سوي جبهه اصلاحات معرفي مي شد و اصلاح طلبان به اجماع منسجم و قاطعي دست مي يافتند، نتيجه بهتري عايد مي شد . در اين حال اصلاح طلبان بايد تمام توان شان را براي پيروزي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به کار گيرند. در شرايط کنوني وظيفه اصلاح طلبان اين است که انرژي و تمرکز خود را روي اين موضوع صرف کنند تا بتوانند در انتخابات رياست جمهوري به نتيجه مطلوب برسند. از اين جهت کانديداهاي اصلاح طلبان مي توانند با تکيه بر شعارهاي انتخاباتي خود و تبيين و تشريح آنها در متن جامعه، تعداد بيشتري از مردم را با خود همراه سازند.

نظرات و شعارهاي مطرح شده از سوي کانديداهاي اصلاح طلب بيانگر اين نکته است که اين شعارها اصلي ترين دغدغه امروز شهروندان ايراني است و در زمره مسائلي قرار گرفته که در جامعه ما وجود دارد و نمي توان از آنها چشم پوشيد. اما اينکه برخي ادعا مي کنند اين مسائل دغدغه گروه اندکي از مردم و قشر نخبگان محسوب مي شود کاملاً ادعاي نا بجايي است؛ به اين دليل که در خرداد 76 هم عده يي که شعارهاي آقاي خاتمي را نمي پسنديدند و همين ادعا را داشتند شاهد بودند که 99 درصد آراي شهري مثل ايذه به آقاي خاتمي اختصاص يافت. به اين ترتيب اينکه دغدغه متن جامعه را صرفاً در مسائل اقتصادي خلاصه کنيم، امري است که بايد در آن تجديد نظرکرد.

از سوي ديگر خبري که اين روزها توجه همگان را به خود جلب کرده است، اعلام کانديداتوري محسن رضايي عضو اصولگرايان معتدل است که نشان مي دهد تشکل هاي اين جريان به اجماع و نتيجه واحد بر سر يک کانديدا نرسيده اند.

نبايد فراموش کرد با وجود اعلام حمايت گروه ها و تشکل هاي اصولگرايان از آقاي احمدي نژاد، بدنه اين جريان گرايش چنداني به سوي احمدي نژاد ندارند و هيچ بعيد نيست به سوي کانديداهاي ديگر همچون محسن رضايي، مهدي کروبي يا ميرحسين موسوي گرايش پيدا کنند.

*نماينده مجلس ششم
قوام اصلاحات
ابوالفضل شکوري*

در رابطه با کانديداتوري مهندس موسوي و آقاي کروبي از جبهه اصلاحات مي توان به اين نکته اشاره کرد که نه تنها حضور همزمان آنها به روند فعاليت اصلاح طلبان ضربه يي وارد نمي کند بلکه به تقويت و قوام آن هم مي انجامد. حضور همزمان اين دو شخصيت به دليل تفاوت در پايگاه رايشان لطمه يي به آراي يکديگر وارد نمي کند؛ بلکه چون هر کدام آراي بخش عظيمي از مردم را به دست خواهند آورد، حضورشان براي جبهه اصلاحات مثمرثمر خواهد بود. بنابراين نبايد حضور همزمان دو کانديدا از سوي اصلاح طلبان، ايجاد نگراني در بدنه اصلاحات و مردم کند و اين شبهه را در اذهان ايجاد کند که حضور اين دو چهره برجسته باعث تشتت آرا خواهد شد.

واقعيت آن است که به رغم پايگاه متفاوتي که اين دو چهره اصلاح طلب دارند اما نزديکي سياست ها و خط مشي ها و شعارهاي آنها نشان از واقع بيني و درک درست از وضعيت موجود دارد. مثلاً موضوعاتي مانند گشت ارشاد، توجه به وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل و... که هر دو کانديداي اصلاح طلبان به آنها توجه کرده اند، ذيل موضوع کلان تر حقوق شهروندي قرار مي گيرد که امروز به دغدغه بسياري از مردم و فعالان حقوق اجتماعي و صاحب نظران تبديل شده است و از اين رو آقاي کروبي اساس فعاليت هاي آتي خود را بر مبناي «احياي حقوق شهروندي» قرار داده است.

طرح اين شعارها نشان مي دهد کانديداهاي اصلاح طلب نياز امروز جامعه ما را شناخته اند و در سخنراني هاي خود در شهرها نشان داده اند به تفاوت نياز شهرهاي مختلف اذعان دارند. مثلاً پديده گشت ارشاد ممکن است تنها دغدغه شهروندان تهران و شهرهاي بزرگ ديگر باشد اما نامزدهاي اصلاح طلب با سخنراني در هر شهري با ادبيات همان شهر و طبق نيازهاي همان شهر سخن مي گويند.

به اين ترتيب مشکلات زندانيان، اقليت هاي مذهبي و قوميتي، مسائل مربوط به زنان، مسائل مربوط به دانشجويان و... از جمله موضوعاتي هستند که به همه شهروندان ايراني مربوط مي شوند و تنها دغدغه مردم منطقه يي خاص نيستند. موضوع ديگري که اين روزها در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مطرح شده است، حضور محسن رضايي به عنوان يکي از نامزدهاي اصولگرايان در کنار محمود احمدي نژاد است. حضور محسن رضايي اجماعي را که اصولگرايان مدت ها بود مطرح مي کردند، بر هم زده است و مي توان پيش بيني کرد اصولگرايان و طرفداران شان نه به صورت يکپارچه به محمود احمدي نژاد راي خواهند داد و نه به محسن رضايي. به اين ترتيب آراي اين جبهه هم مانند جبهه اصلاحات به دو بخش تقسيم خواهد شد. اما آنچه مسلم است، اين است که اصلاح طلبان از کانديداتوري محسن رضايي استقبال مي کنند و اين امر منجر به افزايش مشارکت مردم و فعالان سياسي در انتخابات خواهد شد که هم به نفع نظام جمهوري اسلامي خواهد بود و هم به نفع جبهه اصلاحات.

*عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي
تصميم سازي تا شب آخر
حميدرضا جلايي پور*

در فاصله نزديک به يک ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري شاهد اين هستيم که رويکردي مثبت،

پيش رونده و فزاينده به ميرحسين موسوي در حال شکل گيري است و هر چه بيشتر پيش مي رويم اوضاع مطلوب تر و اميد به ايجاد موج اجتماعي جدي و فراگير در حمايت از مهندس موسوي بيشتر مي شود.

ارزيابي مثبتي نسبت به رويکرد جامعه درخصوص ميرحسين موسوي وجود دارد. وضع اين کانديداي اصلاح طلب در شهرهاي بزرگ بسيار اميدوار کننده است. در روزهاي گذشته هر چه ميرحسين بيشتر با مردم سخن گفته و بيشتر در مجامع عمومي حاضر شده، اقبال بيشتري هم برانگيخته و فضاي جامعه را مساعدتر کرده است. کم بودن راي منفي ميرحسين موسوي اميدوار کننده است و رشد آراي ايشان مطلوب و به نظر مي رسد در شهرهاي بزرگ کشور يک خيزش بزرگ عمومي در حال شکل گيري است.

همواره بايد نظرسنجي ها را به عنوان يک علامت و نه يک مقوله قطعي مورد توجه قرار داد. در ايران معمولاً تا شب آخر و حتي روز انتخابات، فرآيند تصميم سازي در آراي افراد ادامه پيدا مي کند و نظرسنجي به تنهايي نمي تواند نتيجه قطعي دربرداشته باشد.

راي منفي احمدي نژاد بسيار بالا بوده و حدود 60 درصد ارزيابي مي شود. نظرسنجي ها نشان مي دهد آراي احمدي نژاد ثابت بوده و رشد چنداني ندارد. اين در حالي است که آراي ميرحسين موسوي از 15درصد در ابتداي سال به 24 درصد رسيد و اکنون بيشتر هم شده است. در اين حال اگر همين مواضع و نظرات شفاف، مردمسالارانه و اصلاح طلبانه مهندس موسوي به گوش آحاد جامعه برسد و مردم با صداقت، تجربه و کارآمدي ايشان آشنا شوند، طبيعي است در سبد راي وي تغيير محسوسي ايجاد مي شود. اگر همان جوانان کارآمد و خلاقي که سال گذشته يکپارچه به حمايت از خاتمي پرداختند، اکنون وارد عمل شده (که خوشبختانه به تدريج وارد مي شوند) و تمام قد پشت ميرحسين موسوي قرار بگيرند، اين عامل به پيروزي قاطع مهندس در دور اول بسيار کمک مي کند و از آن پس دوره اصلاحات دوباره آغاز مي شود. درست است که در ايران اقبال زيادي براي عضويت در احزاب و تشکل ها وجود ندارد، اما هرکسي که دلش به حال کشور مي سوزد، بايد وارد عمل شده و حداقل در دوره انتخابات مثل يک عنصر فعال سياسي براي تغيير وضع موجود تلاش کند. اين فعاليت سياسي هم مدني است، هم اخلاقي است و هم ديني ،زيرا از رنج و درد مردم مي کاهد. هر کسي که به سرنوشت اين کشور علاقه مند است، بايد در دانشگاه ها، در جمع دوستان، همسايگان، همکلاسي ها، اقوام و آشنايان تلاش کند و نزديکانش را از وضع نگران کننده کشور و رفتار هاي پرهزينه موجود (در زمينه سياست داخلي و خارجي)، آگاه کرده و براي نجات کشور بکوشد.

*عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت
هاشور
فرضيه بعيد

مسيح پارسي

در حالي که پس از ورود محسن رضايي به صحنه انتخابات آرايش نيروهاي محافظه کار در انتخابات رياست جمهوري دستخوش تغيير شده و شکاف ميان قائلان به تفکر احمدي نژادي و منتقدان اين تفکر افزايش يافته، برخي تئوريسين هاي راست مي کوشند جريان اصلاح طلب را به سردرگمي و بلاتکليفي انتخاباتي متهم کنند. برخي از تحليلگران محافظه کار به تازگي اين فرضيه را طرح کرده اند که حاميان موسوي پس از نااميدي از امکان راي آوري وي تصميم گرفته اند محمد خاتمي را دوباره جايگزين موسوي کنند. براي نمونه روزنامه وطن امروز که توسط مهرداد بذرپاش عضو ارشد ستاد احمدي نژاد اداره مي شود در چند روز گذشته به اين فرضيه بال و پر داده و در تحليل هاي خود کوشيده است امکان بازگشت خاتمي را به عنوان يک فرضيه قابل تحقق جلوه دهد. اين فرضيه در سخنان امير محبيان دبيرکل حزب نوانديشان ايران نيز بازتاب يافته و وي نيز گفته «راي نياوردن موسوي اصلاح طلبان را به فکر بازگشت خاتمي انداخته است و مجموعه جريان دوم خرداد به اين تحليل رسيده اند که شايد بازگشت خاتمي بتواند راهگشا باشد و حداقل ايشان بتواند آراي خود را تکرار کند.»

معلوم نيست تئوريسين هاي راست اين فرضيه بعيد را بر اساس چه مبنايي طرح کرده اند چرا که نه تنها هيچ قرينه يي درباره بازگشت احتمالي خاتمي به صحنه انتخابات وجود ندارد بلکه برعکس تکاپوي ستادهاي کانديداهاي اصلاح طلب نشان مي دهد هم مهدي کروبي و هم ميرحسين موسوي اميدوار به پيروزي قصد ماندن در ميدان تا لحظه آخر را دارند. بنابراين دليلي براي باور فرضيه بازگشت خاتمي وجود ندارد و طرح آن از جانب تئوريسين ها و رسانه هاي راست را نيز تنها بايد در اين راستا ارزيابي کرد که آنها مي خواهند آشفتگي دروني خود را به جناح اصلاح طلب نسبت دهند.

ذره بين
در انتظار موج اجتماعي
فرشته قاضي

کمتر از يک ماه و نيم مانده به انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران، فضاي انتخاباتي هنوز گرم نيست. در حالي که اکثر مردم حتي به درستي نمي دانند انتخابات در چه روزي از خردادماه برگزار مي شود، اما رسانه هاي دولتي بر حرارت انتخابات نمي افزايند، اندک روزنامه هاي اصلاح طلب هم معدود بودن اين رسانه هاي اصلاح طلب نمي توان انتظار داشت آنان تاثير چنداني بگذارند. گردانندگان صدا و سيما هم گمان مي برند با برنامه هاي نه چندان جدي چون «لطفاً راي ندهيد» مي توانند به سادگي تنور انتخابات را گرم کرده و مردم را پاي صندوق ها بکشانند. در اردوي محافظه کاران که تا پيش از اين وعده حضور نامزدهاي تازه همچون ولايتي، قاليباف، توکلي، روحاني ، محسن رضايي و... را مي دادند اکنون اما با عدم رسيدن به ائتلافي واحد سکوت حاکم است؛ سکوتي که مي توان گفت ناشي از بي برنامگي جناح راست ايران است. در عرصه سياست، هرچند محسن رضايي رسماً کانديداتوري خود را اعلام کرده اما اين کانديداتوري نيز نتوانسته سکوت و خاموشي محافظه کاران را تغيير بدهد و فضاي حاکم بر اين جناح گوياي آن است که بي برنامگي محافظه کاران آنان را در نهايت در کنار احمدي نژاد قرار خواهد داد تا از ترس از دست دادن سنگر رياست جمهوري، پشت رئيس جمهور فعلي قرار بگيرند. اما در اردوي مقابل، اصلاح طلبان که به نظر مي رسد عزمي جدي براي به دست آوردن صندلي رياست جمهوري دارند از فقدان رسانه براي پوشش تحولات سياسي و انتخاباتي خود رنج مي برند. آنان از سوي رسانه هاي دولتي و عمومي در بايکوت کامل هستند و از سويي ديگر روزنامه و تريبوني ندارند و با اين اوصاف مي توان گفت فضاي انتخاباتي فقط در ميان سياسيون، روزنامه نگاران و قشر روشنفکر جامعه حاکم است و بس. برخي عدم شور انتخاباتي در جامعه را ناشي از ضعف احزاب و نهادهاي مدني کشور مي دانند و برخي ديگر ناشي از عدم وجود رسانه هاي مستقل و کم کاري رسانه هاي موجود. اما اندک مردم روزنامه خوان يا مردمي که به اينترنت و شبکه هاي ماهواره يي دسترسي دارند اين معضل را در يک جمله خلاصه مي کنند؛ ترديد در موثر بودن انتخاب کانديدايي متفاوت براي حضور در عرصه قدرت. آنان مي پرسند شعارهايي که از سوي کانديداها مطرح مي شود و برنامه ها و وعده هاي داده شده چقدر مي تواند به واقعيت جامعه ايران نزديک باشد و فرداي برگزاري انتخابات به بوته فراموشي سپرده نشود. به زعم اين عده تجربه مردم در انتخابات گذشته در اين زمينه شور و حال آنان را از انتخابات گرفته است. در حالي که وضعيت نابسامان اقتصادي کشور، تضعيف نهادهاي دانشجويي و نهادهاي مدني طي چهار سال گذشته، مسائل پيش آمده در عرصه سياست خارجي، برخوردهاي اجتماعي و... عموم مردم را براي تغيير شرايط حال حاضر کشور به شرکت در انتخابات فرا مي خواند اما به دليل فضاي حاکم اکثريت مردم حتي از کم و کيف وعده هاي مطرح شده از سوي کانديداهاي فعلي نيز بي خبرند. به جرات مي توان گفت اگر به همين منوال پيش برود و چاره يي انديشيده نشود اين عدم شور انتخاباتي ممکن است حضور حداکثري مردم را پاي صندوق هاي راي به همراه نداشته باشد و اين قطعاً به نفع احمدي نژاد رئيس جمهور کنوني است به طوري که جناح محافظه کار هميشه يک پايگاه ثابت هرچند اندک در ميان مردم دارد و در هر شرايطي در انتخابات شرکت مي کنند و بايد منتظر ماند و ديد اصلاح طلبان چه چاره يي خواهند انديشيد و فضاي انتخاباتي را از درگيري در سطح بالاي سياست با جناح محافظه کار و کانديداهاي مقابل چگونه به کوچه و خيابان و خانه هاي مردم خواهند کشاند و آيا موفق خواهند شد بخشي از آراي خاموش را که در دوره گذشته در انتخابات شرکت نکرده اند پاي صندوق هاي راي بکشانند؟ اصلاح طلباني که آمده اند تا احمدي نژاد نباشد و محافظه کاراني که مي آيند تا احمدي نژاد باشد و مردمي که اکثراً حتي نمي دانند انتخابات چه روزي است.
ديده بان
در ستايش صراحت

نيما اصلياني

حتي پيش از آنکه مهدي کروبي با ادبيات صريح و بي پرده مديرمسوول روزنامه کيهان را به نقد بکشد نيز بسياري از محافل سياسي و رسانه يي ايران، کروبي را به عنوان شيخي رک گو مي شناختند. صراحت وي در ميان سياستمداران امروز ايران زبانزد است. او چنان که خودش مي گويد با کسي تعارف ندارد و هر جا حس کند بايد سخن بگويد به دور از مصلحت سنجي هاي رايج در ميدان سياست ايران حرفش را مي زند. کروبي در سال هاي اخير با موضوعاتي درگير شده که اغلب سياستمداران مصلحت نديده اند آشکارا و علني درباره آنها اعلام موضع کنند. براي نمونه کروبي با طرح دفن شهدا در ميادين شهر و دانشگاه ها مخالفت کرده، به بازداشت دانشجويان و فعالان سياسي خرده گرفته و از حوادثي که بر دراويش رفته ابراز گلايه کرده است. تلاش هاي او نگاه مثبت کنشگران جامعه مدني را جلب کرده است. آنها مي گويند کروبي با صراحت لهجه و پرهيز از مصلحت سنجي هاي رايج توانسته نقشي سازنده در جهت کمک به توسعه سياسي در ساختار جمهوري اسلامي ايفا کند. در شيوه سياست ورزي کروبي علاوه بر صراحت لهجه، رايزني با مقام هاي ارشد نظام نيز به عنوان چاشني حل مشکلات مورد استفاده قرار مي گيرد. در نظر وي ترکيب صراحت و رايزني ترکيبي کارآمد براي فائق آمدن بر دشواري هاي سياسي در ايران است. مدل وي اگرچه منتقداني نيز دارد اما غالب چهره هاي جريان اصلاح طلب با اين عقيده کروبي هم نظرند که اکسير صراحت لهجه نسخه خوبي براي مواجهه با مشکلات است. از نظر آنان مصلحت سنجي هاي بي مورد در سال هاي اخير باعث شده است صداي اصلاح طلبان پژواک خوبي در فضاي سياسي ايران و در ميان افکار عمومي پيدا نکند. فعالان جامعه مدني از همين رو مي گويند اگر قرار است اصلاحات دوباره در جامعه طنين انداز شود چاره يي نيست جز آنکه نسخه کروبي يعني صراحت لهجه براي همه اصلاح طلبان تجويز شود.

لب مرز
اصولگرايان و عبور از احمدي نژاد
مهدي محسني / me.mohseni@gmail.com

سيدمحمد خاتمي گرچه در چهار سال اول رياست جمهوري خود توانسته بود موفقيت هاي چشمگيري را کسب کند و يکي از محبوب ترين رجال سياسي معاصر ايران شود اما در هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري رقباي بي شماري را در کنار خود مي ديد؛ رقبايي که بيش از وابسته بودن به جريان اصولگرا در قامت عناصر محافظه کار ميانه و حتي نزديک به اصلاح طلبان ظاهر شده بودند. کار تا آنجا پيش رفت که وزير دفاع دولت خاتمي نيز خود را به عنوان رقيب رئيس دولت عرضه کرد. در هياهو و شادماني پيروزي چشمگير سيدمحمد خاتمي در انتخابات نيز کسي به انديشه بررسي دلايل غيبت نيروهاي اصلي اصولگرا در آن رقابت نيفتاد. چهار سال پس از آن زمان بود که اين بار اصولگرايان با چهره ها و آراي به ظاهر متفاوت اما با آرمي واحد پا به عرصه رقابت نهادند؛ رقابتي که گرچه يک سوي آن لاريجاني، قاليباف، رضايي و احمدي نژاد بود اما در سوي ديگر نيز نام آيت الله هاشمي رفسنجاني، کروبي، معين و مهرعليزاده ديده مي شد. نتيجه آن انتخابات پيروزي احمدي نژاد بود؛ اصولگرايي که کمتر کسي فکر مي کرد مي تواند برنده نهايي اين رقابت باشد. در آن شرايط بود که برخي در تحليل آرايش نيروها، حضور ديگر اصولگرايان را در جهت کسر آرا از اصلاح طلبان قلمداد کردند؛ استراتژي که در پي اين بود تا احمدي نژاد برنده نهايي رقابت باشد. اما در اين چهار سال استقرار دولت نهم، اختلافات ميان اصولگرايان آنچنان عيان شد که مجالس هفتم و هشتم علناً در مقابل دولت قرار گرفتند و وزراي بي شماري از دولت جدا شدند و بحث عبور از احمدي نژاد قوت گرفت. اما هر چه به روزهاي انتخابات دهمين دوره نزديک تر مي شويم حضور احمدي نژاد به عنوان تنها نماينده اصولگرايان- با صرف نظر از حضور محسن رضايي- بيش از پيش سوال برانگيز شده است. بسياري با اين استدلال که حضور خاتمي در انتخابات مي توانست منجر به اتحاد اصولگرايان شود، از وي مي خواستند صحنه را ترک کند و نگذارد اين اتحاد شکل واقعي به خود بگيرد. اما با وجود انصراف خاتمي همچنان احمدي نژاد يکه تاز ميدان است. آيا اين طيف از رفرميست ها نتوانستند رفتار جريان مقابل را به خوبي رصد کنند يا از طرح آن موضع مقاصد ديگري را دنبال مي کردند؟ آيا اصولگرايان در واهمه حضور مجدد اصلاح طلبان (يک گزينه از ميان دوگانه ميرحسين - کروبي) در دستگاه اجرايي حاضرند به حضور مجدد احمدي نژاد در راس قوه مجريه تن دردهند؟ مي توان حدس زد به علت ضعف نيروهاي اجتماعي در اين جريان، بزرگان قوم (ناطق نوري، لاريجاني، قاليباف، باهنر و حتي احمد توکلي و ديگران) ترجيح مي دهند در برابر خواسته همراهان دولت که ادامه حيات سياسي خود را با محمود احمدي نژاد گره زده اند، سکوت کنند. در اين شرايط اما مي توان احتمال ديگري را مطرح کرد؛ اگر قاليباف و لاريجاني با حضور خود در انتخابات رياست جمهوري نهم و جذب آراي طبقه متوسط اجتماعي که از رفرميست ها رويگردان شده بودند، محمود احمدي نژاد را در آن پيروزي ياري کردند، اين بار بايد در پي جبران اشتباه پيشين باشند.
بر سر دوراهي

مدير مسوول روزنامه کيهان که به صراحت بيان معروف است، حالا کسي را در برابر خودش مي بيند که در صراحت کارنامه يي روشن داشته و هر گاه احساس کرده حقي در حال پايمال شدن است بدون ملاحظه اعتراض کرده است. حسين شريعتمداري حالا بايد 40 روز سخت تا انتخابات را تحمل کند.

به نظر مي رسد راهي که مهدي کروبي آغاز کرده با استقبال ديگر اصلاح طلبان مواجه شده و سايرين نيز در ادامه همين مسير وارد عمل شده و انتقادات خود را از کيهان بيان کنند. در اين موقعيت شريعتمداري دو راه پيش رو دارد. يا آتش بس دهد و با يک عذرخواهي خشک و خالي به ماجرا خاتمه دهد يا اينکه کوتاه نيامده و تهاجمي تر از قبل پاسخ هاي تند ارائه کند.

نامه تاريخي

روزي که نامه صريح دبير کل حزب اعتماد ملي خطاب به مدير مسوول کيهان منتشر شد، اصلاح طلباني که در مجامع و محافل سياسي همديگر را مي ديدند، بلافاصله از يکديگر مي پرسيدند نامه کروبي را خوانده يي؟ نامه منتشرشده نه فقط به خاطر انتقادات تند و تيز، بلکه به خاطر نکات مهمي که مورد اشاره قرار گرفته و نثر جالبش مورد توجه قرار گرفت. کروبي با انتشار اين نامه يک برگ درخشان ديگر به کارنامه خود اضافه کرد تا در مرور تاريخ اصلاح طلبي هميشه مورد اشاره قرار گيرد. دبيرکل حزب اعتماد ملي حالا بايد انتظار داشته باشد شديد تر از قبل مورد هجوم رسانه يي اصولگرايان قرار بگيرد. به اين ترتيب رويارويي کروبي و اصولگرايان در يک ماه آينده را بايد زير نظر داشت.

مردي بدون حاشيه

اين درست است که روزنامه رسالت در هشت سال اصلاحات همگام با کيهان در برابر اصلاح طلبان موضع گيري کرد و مجلس ششم و دولت اصلاحات را مورد هدف قرار داد اما چهار سالي مي شود که از هياهوي سابق رسالت خبري نيست. مرتضي نبوي که زماني در صدر تيم رسانه يي اصولگرايان پا به پاي شريعتمداري، اصلاح طلبان را نقد مي کرد، حالا مدتي مي شود که ديگر خبرساز نيست و روزنامه اش بي حاشيه به فعاليت مشغول است. در زماني که اصولگرايان و چهره هاي شناخته شده اين جناح به خاطر شدت منازعه نمي توانند به طور مشخص از کيهان جانبداري کنند، شريعتمداري بيش از هميشه به پشتيباني نبوي و تيم رسانه يي روزنامه رسالت نياز دارد. آيا نبوي دوباره وارد بحث هاي جنجالي مي شود؟

وقتي صداي اعتراض اصلاح طلبان از زبان کروبي شنيده شد
حمله به توپخانه
ماجراهاي پيش آمده بين حسين شريعتمداري با کانديداي اصلاح طلب حاضر در انتخابات، گرچه در ظاهر نزاع قلمي بين روزنامه کيهان و مهدي کروبي است اما در واقع يک جدال ريشه دار بين اصلاح طلبان و اصولگرايان است. جدالي که مدت ها بود با سکوت اصلاح طلبان همراه شده بود و روزنامه کيهان آنقدر اصلاح طلبان را نواخته بود که همه نارضايتي ها روي هم تلنبار شده بود و ناگهان همه اعتراض ها در قلم مهدي کروبي پديدار و به پاسخي منجر شد که همه اصلاح طلبان را به تحسين واداشت. کروبي و شريعتمداري حالا رودرروي هم قرار گرفته اند. در جبهه اصولگرايان هيچ چهره ميانه رويي را نمي توان پيدا کرد که از سبک و منش کيهان دفاع کند و از قضا آيت الله مهدوي کني حتي لب به گلايه از شيوه کيهان گشوده است. در اين ميان هرچه پشت شريعتمداري در اين منازعه از مدافع خالي است در سوي مقابل همه اصلاح طلبان اعم از آنها که کيهان آنها را تندرو يا کندرو مي خواند، جانب کروبي را گرفته اند. اساساً جبهه اصلاح طلبان آنقدر گسترده است که در کمتر موضوعي مي توان وفاقي حداکثري ميان فعالان سياسي تحول خواه پيدا کرد. اين بار اما موضوع فرق مي کند، همه تحول خواهان پس از سال ها برچسب خوردن و اتهام شنيدن نه تنها با جوابيه کروبي همراهي مي کنند بلکه وي را به عنوان پيش قراول نيز پذيرفته اند. اما کروبي چرا در اين راه سخت گام گذاشته است؟

مهدي کروبي خوب مي داند در انتخابات پيش رو تنها با محمود احمدي نژاد طرف نيست. حسين شريعتمداري بازوي رسانه يي رئيس جمهور است و اگر قصدي براي پيروزي وجود دارد، بايد روزنامه کيهان را در صحنه رقابت لحاظ کرد. کروبي مي داند براي پيروزي در انتخابات نمي تواند احمد جنتي و حسين شريعتمداري را ناديده بگيرد. جنتي کسي است که در چهار سال گذشته حمايت هاي زيادي از احمدي نژاد به عمل آورده و شريعتمداري علاوه بر حمايت هاي بي حد و حصر اولين کسي بود که پيش از پايان شمارش آرا خبر از برتري نسبي احمدي نژاد در دور اول انتخابات داد. از اين رو است که کروبي نامه هاي شداد و غلاظ به جنتي مي نويسد و حالا روزنامه کيهان را در سيبل قرار داده است.

حنجره تمام اصلاح طلبان

پاسخ کروبي به شريعتمداري، خيلي از اصلاح طلبان را خوش آمده است. اصلاح طلبان چندين سال است طعم توهين و اتهام را از کيهان شنيده اند و مجالي براي پاسخگويي پيدا نکرده اند. از طرفي رقيب آنقدر تندرو است که جواب هر انتقاد و هر ناراحتي را با اتهامي تند تر و توهيني ناروا تر مي دهد؛ چنان که در همين پاسخ اخير به کروبي به جاي آنکه اندکي از موضع بالا کوتاه بيايد و در جهت جبران برآيد، بر شدت حمله افزوده و همراهان کروبي را مورد هجوم قرار داده است. چنين است که وقتي کروبي در مقام پاسخگويي برمي آيد گويي از حنجره تمام اصلاح طلبان خطاب به کيهان سخن مي گويد و حرف دل روشنفکران و تحول خواهان را بيان مي کند و البته کيهان راه نقد را مي بندد؛ چنان که جمله يي در مقام پاسخ طرح مي کند که نه تنها کروبي بلکه ديگر اصلاح طلبان هم خاموش شوند و فکر و خيال نقد کيهان به ذهن شان خطور نکند. شريعتمداري مي گويد از آنجا که راديو اسرائيل و راديو امريکا همواره عليه کيهان موضع گرفته اند، هرکسي در داخل از کيهان انتقاد کند به همراهي با امريکا و اسرائيل پرداخته است. در نتيجه سدي پيش رو قرار مي دهد تا راه نقد کيهان براي هميشه بسته شود. مشاوران کروبي اما زيرک تر از آن هستند که با اين جمله ميدان را خالي کنند. به همين خاطر است که بلافاصله جواب قاطعي به شريعتمداري داده و ضمن اعلام آمادگي براي انجام مناظره مي گويند آماده اند به افسانه رويين تن بودن کيهان خاتمه دهند.

حسين شريعتمداري اين بار در وضعيت بدي گرفتار آمده است. او سال ها با شيطنت و اختلاف انداختن بين اصلاح طلبان توانسته بود از آب گل آلود ماهي بگيرد. شريعتمداري اين بار در بدترين زمان ممکن باعث اتحاد اصلاح طلبان شده است. روزنامه کيهان که سال ها است به نقل از چهره هاي مختلف اصلاح طلب اخباري منتشر کرده و موجبات کدورت فعالان سياسي را فراهم آورده، حالا در کمتر از 40 روز مانده به انتخابات همه را متحد کرده و عزمي مشترک پديد آورده که يک بار براي هميشه ماجراي پرونده سازي و تهديد و برچسب زدن در مطبوعات برچيده شود. در اين راه مهدي کروبي پيشگام همه است و اصلاح طلبان هم بي دغدغه پشت وي حرکت مي کنند. ماجراي کيهان و کروبي هنوز خاتمه نيافته و به نظر مي رسد همچنان ادامه داشته باشد. نزديکان کروبي، شريعتمداري را به مناظره دعوت کرده اند و اين پيشنهادي دوسر برد است که مدير مسوول کيهان را با مشکل مواجه خواهد کرد. وي اگر به مناظره پاسخ منفي دهد، نوعي عقب نشيني به حساب مي آيد و صورت خوشي براي سيماي ظاهراً پراقتدار کيهان ندارد. اگر هم به پاسخگويي ادامه دهد، انسجام و اتحاد اصلاح طلبان را تقويت کرده است. شريعتمداري چگونه از اين وضعيت رهايي مي يابد؟
کيهان کارنامه درخشاني ندارد
اسماعيل گرامي مقدم

روزنامه کيهان هميشه خود را وکيل مدافع ارزش هاي انقلاب اسلامي و محافظ نظام مي دانسته است و انتظار دارد هر آنچه را در تفکر خود درست مي پندارد بقيه نيز پذيرا باشند و اگر کسي خلاف آنچه را کيهان خط مشي خود قرار داده است، بپذيرد وابسته به دشمنان و اسرائيل است. کساني را که تفکر اينچنيني دارند نمي توان در چارچوب نظام و انقلاب اسلامي جاي داد چراکه هدف امام و امت از انقلاب اسلامي استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بوده است، مضاف بر اينکه روزنامه کيهان در مقابل آقاي کروبي و اقشار مختلف و دگرانديشان تاب و تحملش تمام شد و خارج از ادبيات سياسي و مطبوعاتي شروع به چاپ مطالبي توهين آميز عليه آقاي کروبي و اطرافيان ايشان کرد. اين نوع ادبيات ناشي از حمايت روزنامه کيهان از دولتي است که مقبوليت لازم را در جامعه ندارد، به همين جهت راهي جز حرمت شکني و توهين نمي يابد.

بهتر بود مسوولان روزنامه کيهان که ادعاي حفظ و دفاع از ارزش ها را دارند در مقابل تحقير کشورهاي عربي که براي ايران شرط گذاشته اند تا نام خليج فارس را بردارند و... از خود عکس العمل نشان مي دادند.

بهتر بود مسوولان روزنامه کيهان به ياران وفادار انقلاب و امام و منسوب دانستن آنها به کشورهاي بيگانه به ويژه اسرائيل پاسخ بدهند که چه سابقه يي در راه خدمت به اين کشور دارند و چند روز در جبهه حضور داشته اند.

بيشتر اطرافيان خود ايشان در دفاع هشت ساله به عنوان سربازان امام و بسيجيان با تمام وجود شرايط جان نثاري را کاملاً درک کرده اند و حال به هواداري از آقاي کروبي مي پردازند. بهتر است مسوولان اين روزنامه به سوابق خود اشاره بکنند و بگويند هنگام خطر چه کرده اند. در شرايط فعلي چرخاندن قلم به توهين کار سختي نيست. قلم زدن وقتي سخت است که پشتوانه منطقي داشته باشد و متاسفانه روزنامه کيهان اين شرايط را ندارد.

در اين بين لازم بود يک نفر براي هميشه پاسخ مشي غيراخلاقي روزنامه کيهان را بدهد و اين شخص هم آقاي کروبي بود. آقاي کروبي در بخشي از نامه خود کارنامه روزنامه کيهان را کاملاً سياه دانستند. اين روزنامه همواره به تخريب مراجع، روشنفکران و دلسوزاني پرداخته که با تفکر آن هم عقيده نيستند. بايد پذيرفت روزنامه کيهان کارنامه درخشاني ندارد.
بررسي پيشنهاد ردصلاحيت خاتمي و احمدي نژاد
از آن تهديد تا اين تکذيب

فرناز حسنعلي زاده

به ذهن خوانندگاني که در يکي دو روز اخير روزنامه هاي دولتي يا نزديک به دولت را ورق زده اند خطور نمي کند گرد و غباري که حاميان رسانه يي محمود احمدي نژاد بر سر اظهارات مسيح مهاجري مديرمسوول روزنامه جمهوري اسلامي به راه انداخته اند بر سر سخنراني باشد که از نخستين ساعات پس از انتشار از «اساس» تکذيب شد و تکذيبيه اش براي تمام رسانه ها ارسال شد. چه کمتر کسي گمان مي برد حاميان دولتي که خود را قرباني «غوغاسالاري» و «هوچي گري رسانه يي» معرفي مي کند به تهيه گزارش هاي بلندبالا از خبري که تکذيب شد، بپردازند.

ماجرا از آنجا شروع شد که يکي از سايت هاي خبري اظهاراتي را به نقل از مديرمسوول جمهوري اسلامي در هسته مرکزي نسيم 88 منتشر کرد که بنابر آن مسيح مهاجري گفته بود اگر در شوراي نگهبان مسووليتي داشت احمدي نژاد را به خاطر «عدم صداقت» ردصلاحيت مي کرد. بنابراين گزارش وي «پيروي از ولايت فقيه» را يکي از اين موارد برشمرده و گفته بود «ما در طول اين 30 سال دولتي نداشتيم که تا اين حد نسبت به رهبري و مراجع تقليد بي اعتقاد باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سينه بزند.» هنوز يکي دو ساعت از اينکه سايت خبري اين سخنراني را روي خروجي خود گذاشته بود، نگذشته بود که مديرمسوول روزنامه جمهوري اسلامي با توضيحي سخنراني خود را از اساس تکذيب و اعلام کرد در چند هفته اخير هيچ گونه سخنراني نداشته است. سايت هاي خبري نيز بلافاصله با مخابره توضيح کوتاه وي خبر را از روي خروجي خود برداشتند. اگرچه روزنامه ها و جرايد آن گونه که معمول است ديگر به اين خبر نپرداخته و تعدادي هم تنها تکذيبيه را منتشر کردند اما حاميان دولت چشم خود را بر تکذيبيه بستند و اظهارات رد شده را در بوق و کرنا کردند. روزنامه ايران ارگان رسمي دولت بدون هيچ اشاره يي به رد سخنراني گزارش بلندي در اين خصوص تهيه کرد و با مصاحبه با نمايندگان حامي دولت چون ولي اسماعيلي، محمداسماعيل کوثري و مهدي کوچک زاده که آنها نيز ترجيح داده بودند چشم خود را بر تکذيب ببندند «اظهارات تکذيب شده» را وهن رئيس جمهور عنوان کرد. اگرچه سايت هاي حامي دولت نيز ساکت ننشستند اما اقدام «وطن امروز» روزنامه تحت امر مهرداد بذرپاش يکي از نزديکان احمدي نژاد گوي سبقت را ربود و در مطلبي با عنوان «توهين مشاور هاشمي به رئيس جمهور» نوشت؛ «اظهارات عجيب مهاجري مبني بر اينکه در چند هفته اخير هيچ گونه سخنراني نداشته است در حالي است که سخنان مدير مسوول روزنامه جمهوري اسلامي از سوي سايت خبري آفتاب پوشش خبري داده شد و اين سايت خبري مبني بر تکذيب گفته هاي توهين آميز مسيح مهاجري منتشر نکرده است.» اما اين تنها يک روي سکه فعاليت رسانه يي حاميان دولت بود. اگر چه اظهارات مسيح مهاجري مبني بر عدم صداقت دولت در ولايت پذيري تکذيب شد اما اين خبر با يک خبر ديگر در عرصه رسانه يي همراه شد. صبح روز يکشنبه خبرگزاري هاي رسمي کشور از مخالفت صريح مقام معظم رهبري با الحاق سازمان حج و زيارت به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خبر دادند. دفتر مقام معظم رهبري طي نامه يي خطاب به محمدي ري شهري نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني ابلاغ کردند «درباره جابه جايي سازمان حج و زيارت به جناب آقاي رئيس جمهور موکد تذکر داده شد که الحاق اين سازمان به مجموعه گردشگري شايسته نيست.»

تذکر مقام معظم رهبري به رئيس دولت نهم متعاقب آن صورت گرفته بود که هيات دولت اواخر فروردين ماه مصوب کرد سازمان حج و زيارت که زير نظر وزارت ارشاد فعاليت مي کرد به زيرمجموعه اسفنديار رحيم مشايي الحاق شود. تصميمي که به پيشنهاد معاون احمدي نژاد و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و حمايت رئيس دولت نهم به مسوولان مربوطه ابلاغ شد. حتي مخالفت صريح ري شهري و اظهارات وي مبني بر مخالفت مسوولان ارشد نظام با اين الحاق به ثمر ننشست و اسفنديار رحيم مشايي براي اينکه ميخ الحاق را محکم بکوبد رئيس سازمان حج و زيارت را از کار برکنار کرد و معتمد خويش را به سياست سازمان منصوب کرد. در اين ميان بود که با اظهارنظر صريح مقام معظم رهبري غائله 17 روزه الحاق منتفي شد اما غلامحسين الهام با بستن چشم خود بر انتصاب يک هفته پيش در سازمان با تاکيد بر ولايي پذيري دولت اعلام کرد مصوبه الحاق سازمان حج به سازمان گردشگري پس از آگاهي از نظر رهبري اجرايي نشده بود، به هر روي اين خبر در گرد و غبار اظهارات تکذيب شده مسيح مهاجري گم شد تا پيشنهاد ردصلاحيت از سوي يکي از مديران مسوول روزنامه ها به سوژه داغ خبري تبديل شود. چرا که همين چند ماه پيش يک روزنامه اصولگرا در روزهايي که هنوز نه خبري از نامزدها بود و نه انتخابات، با انتشار يادداشتي سيدمحمد خاتمي را به ردصلاحيت تهديد کرد.

در شرايطي که کانديداتوري يا عدم کانديداتوري سيدمحمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري روشن نشده بود، يک روزنامه اصولگرا که معمولاً بازتاب دهنده افکار طيف تندرو جناح اصولگرا به شمار مي آيد در صريح ترين پيام به خاتمي هشدار داد با خطر ردصلاحيت روبه رو است. اين روزنامه در قالب يک سرمقاله خاتمي را از ورود به عرصه انتخابات برحذر داشت و نوشت؛ «اولين نگراني آقاي خاتمي ردصلاحيت از سوي شوراي نگهبان است. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود که متاسفانه برخي از عملکردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به امريکا و چند کشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره يي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشکار داشته است و اين موارد از نگاه قانون مي تواند ردصلاحيت ايشان براي نشستن بر کرسي رياست جمهوري را در پي داشته باشد و گفتني است مطابق قوانين جاري افراد زيادي با کمتر از اين موارد ردصلاحيت شده و مي شوند و دومين نگراني ايشان به رويکرد منفي مردم نسبت به جبهه اصلاحات مربوط مي شود. جبهه يي که آقاي خاتمي رهبري آن را برعهده داشت و طي شش سال گذشته بارها از سوي مردم طرد و نفي شده است.»

البته اين براي اولين بار نبود که سيدمحمد خاتمي به ردصلاحيت تهديد مي شد، اما براي اولين بار بود که روزنامه يي که همگان از وابستگي سياسي و جناحي آن اطلاع دارند اينچنين بي پرده و صريح از آن سخن راند. پيش از آن برخي سايت هاي اينترنتي که عمدتاً به جناح تندرو اصولگرا تعلق دارند، تبليغات منفي را عليه سران اصلاحات و جناح اعتدالگراي نظام جمهوري اسلامي به راه انداخته بودند و فيلمي ساخته شده از سفر خاتمي به ايتاليا را پخش کردند که نشان مي داد خاتمي با جوانان ايتاليايي دست مي دهد و يکي از کساني که با خاتمي مصافحه کرد، يک دختر جوان ايتاليايي بود. در پي اين فيلم موجي از تبليغات در سايت ها و روزنامه هاي تندرو اصولگرا به راه افتاد و خاتمي به تساهل در رعايت اصول شريعت متهم شد. حتي تعدادي از طلاب وابسته به جريان اصولگرا در مشهد عليه خاتمي طوماري را امضا کردند و با ارائه آن به دادگاه روحانيت خواستار محاکمه و خلع لباس خاتمي شدند. تحرکات عليه خاتمي در شرايطي شکل گرفت که دقيقاً در همان روزها محمود احمدي نژاد مقابل روي همگان بر دست خانمي که عنوان داشت معلم او بوده است، بوسه زد و تصاوير آن هم از تلويزيون پخش شد، اما جناح تندرو اصولگرا نه تنها حرکت احمدي نژاد را خلاف عرف و شرع ندانست بلکه اعلام کرد اين خاتمي است که بايد به خاطر دست دادن با دختر ايتاليايي محاکمه شود. البته در آن زمان تحرکات عليه خاتمي ناتمام ماند ولي برخي عنوان کردند جرياني درصدد برآمده است از کانديداتوري خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري ممانعت به عمل آورد و در صورت امکان دستاويزي براي ردصلاحيت او فراهم کند. در چنين شرايطي بود که برخي علماي قم به کمک سيدمحمد خاتمي آمدند و حکم دادند خاتمي حرکتي را که نشان دهنده تساهل در رعايت مسلمات شريعت باشد، انجام نداده است، اما پس از آن ماجرا بار ديگر احتمال کانديداتوري خاتمي مورد توجه محافل تندرو اصولگرا قرار گرفت و آنان درصدد برآمدند تا حد امکان مانع از ثبت نام خاتمي در انتخابات رياست جمهوري شوند.

اگرچه پيشنهاد ردصلاحيت رئيس جمهور سابق از سوي روزنامه اصولگرا بر مبناي فيلمي تکذيب شده بود اما نه ماه بعد سخنراني تکذيب شده مديرمسوولي ديگر موضوع ردصلاحيت رئيس جمهور کنوني را در صدر اخبار رسانه هاي حاميان احمدي نژاد قرار داد.

عناوين اين صفحه
مديريت امکانات
اصلي ترين دغدغه ها
قوام اصلاحات
تصميم سازي تا شب آخر
فرضيه بعيد
در انتظار موج اجتماعي
در ستايش صراحت
اصولگرايان و عبور از احمدي نژاد
بر سر دوراهي
نامه تاريخي
مردي بدون حاشيه
حمله به توپخانه
کيهان کارنامه درخشاني ندارد
از آن تهديد تا اين تکذيب

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام