سه شنبه، 15 ارديبهشت 1388 - شماره 1943
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
گفت گو با عليرضا شجاع نوري
مديران کن به اعتبار حرفه يي خود بي توجه نيستند

بنت الهدي صدر

عليرضا شجاع نوري تا امروز 10 فيلم را در کارنامه تهيه کنندگي خود دارد که هر يک در نوع خود قابل دفاع است. «يک بوس کوچولو»، «باغ هاي کندلوس»، «فرش باد» و «صندلي خالي» از جمله اين فيلم ها است. حالا اين سينماگر با فيلم هايش راهي جشنواره کن شده است تا شانس ايران را چه در اين فستيوال و چه در بازار کن قوي تر کند. اين حضور، دومين چتر سينماگران و مديران سينمايي ايران است که به طور رسمي انجام مي شود.

---

- سال گذشته از سوي برخي سينماگران اعتراض شد که چرا مديران شرکت هاي فيلمسازي به جاي فيلمسازان و سينماگران به بازار کن مي روند. نظر شما در اين باره چيست؟


اصولاً با چنين تجزيه و تحليلي موافق نيستم و اينکه بگويند چرا قرار است افرادي بيشتر از ظرفيت به بازار جشنواره کن بروند، يا چرا به جاي سينماگران، مديران شرکت هاي فيلمسازي حضور پيدا مي کنند و... . اين موضوعات اصلاً اهميتي ندارد و بيشتر خوراکي براي رسانه ها و مطبوعات است تا بخواهند به برخي از حاشيه ها دامن بزنند. اگر واقعاً دغدغه سينماي ايران را داشته باشيم، اهميتي ندارد مدير برود يا سينماگر.

- فاکتورهايي که از نظر شما اهميت دارند و به نظر، داريم فراموش شان مي کنيم، چيست؟

موضوع اصلي و کلي اين است که آثاري که به جشنواره کن فرستاده مي شود، نمونه يي از تمامي توليدات سينمايي در جهان است و ما مي توانيم با حضور در اين جشنواره نسبت به آنچه در سينماي دنيا رخ مي دهد، آگاهي و اشراف پيدا کنيم و با حضور خودمان و فيلم هايي که داريم، در اين جشنواره جايگاه سينماي ايران را در جهان مورد ارزيابي قرار داده و با برنامه ريزي صحيح، اين جايگاه را ارتقا دهيم. مي توانيم برخي ضعف ها را از بين ببريم و کيفيت آثارمان و قدرت ارتباط فيلم با مخاطب سينماي ايران را بيشتر کنيم، بنابراين بايد گفت در حالي که مي توان از پيامدهاي مفيد حضور در جشنواره کن استفاده کرد، سراغ حاشيه ها مي رويم و اصل موضوع را فراموش مي کنيم.

- اينکه گفتيد برخي موضوعات خوراک رسانه ها است، اعتراض به نحوه اطلاع رساني درباره جشنواره و بازار «کن» است؟

بله، رسانه ها بايد به مردم بگويند چه تحولاتي در حال رخ دادن است و پديده هاي تازه يي که در جشنواره کن عرضه مي شود، چه خصيصه هايي دارد. فيلم ها چه نقاط ضعف و قوتي داشتند و دلايل موفقيت يا عدم موفقيت شان را در اين جشنواره ها مورد ارزيابي قرار دهند.

- برخي از مديران و سينماگران ما اعتقاد دارند نوعي نگرش سياسي در جشنواره فيلم کن وجود دارد که موجب جهت گيري در انتخاب فيلم ها مي شود، نظر شما در اين باره چيست؟

همه آدم ها به نوعي از نگرش سياسي بهره مندند و به معناي تمام در اين باره جهت فکري دارند. برگزارکنندگان جشنواره کن هم از اين قاعده مستثني نيستند، حتي کساني که خودشان را به نوعي بري از تفکرات سياسي مي دانند هم جهت هاي خاصي دارند. جشنواره کن مثل هر رويداد ديگري داراي سياست خاص خودش است و به هر حال مديران آن تعلقاتي دارند اما اين موجب نمي شود بگوييم آنها تمام فاکتورها را کنار گذاشته اند و تنها به مسائل سياسي توجه دارند، چراکه به هر ترتيب آنها به اعتبار حرفه يي خود بي توجه نيستند و قصد ندارند موقعيت مناسب و خوب را از دست بدهند. هيچ شکارچي نمي خواهد شکار خوب را از دست بدهد، بنابراين اگر فيلمي خوب باشد، قطعاً مي تواند نظر آنها را جلب کند.

-پس به نظر شما چرا برخي از اين استدلال استفاده مي کنند؟

به هر حال کساني که چنين عقيده يي دارند، به نوعي توجيه مي کنند. من اين نوع پاسخگويي را توجيه مي دانم، مثلاً خود من اگر فيلم در جشنواره يي رد شود، ترجيح مي دهم به جاي اينکه دليل ديگري بياورم از اين قبيل حرف ها بزنم،

-يعني توجيه ضعف ساختاري فيلم؟

البته رد شدن يک فيلم در جشنواره فجر، الزاماً به معني ضعيف بودن آن نيست بلکه ممکن است با معيارهاي برگزارکنندگان اين جشنواره تطابق نداشته باشد، مثلاً ممکن است معيار امسال داوران جشنواره فجر موضوع خانواده باشد، حالا اگر فيلمي به اين جشنواره پيشنهاد شود که هيچ ربطي به موضوع خانواده نداشته باشد، امکان دارد پذيرفته نشود مگر اينکه فيلم به قدري خوش ساخت و قوي باشد که نتوانند از آن بگذرند و آن را يک موقعيت خوب بدانند.

- امسال شما چه فيلم هايي براي عرضه به کن فرستاده ايد؟

امسال دو فيلم اصلي داريم؛ «صندلي خالي» و «عصر جمعه». فيلم هاي ديگري را هم به همراه داريم که در آنجا عرضه مي شود و البته صندلي خالي نيز نمايش در مارکت را دارد.

«يوزارسيف» و خلوت و جلوت تهران

ايمان پاکنهاد

جمعه شبي که گذشت خسته از همه چيز (اينکه مي گويم همه چيز باور کنيد اغراق نيست؛ گاهي وقت ها فشار و استرس کاري در روزنامه آنقدر زياد است که آدم از همه چيز خسته مي شود) داشتم به سمت پل سيدخندان مي رفتم که خطي هاي آرياشهر را سوار شوم. جمعه شب ها معمولاً زير پل سيدخندان به طرز عجيبي خلوت است. اوايل فکر مي کردم به خاطر روز تعطيلي است که اينچنين پرنده پر نمي زند اما سخنراني تحليلي راننده خطي به کلي خط بطلاني کشيد بر همه ايدئولوژي هايي که در ذهن خويشتن ساخته و پرداخته بودم.

20دقيقه يي شد که منتظر ماندم تا سمند مرتب و گل منگلي آقاي راننده پر شد. ساعت حدود 10 شب بود. حرکت که کرديم، راننده با اين جمله تحليل خود را آغاز کرد؛ «مي بينيد خيابان ها چقدر خلوت است. من که جرات ندارم نيم ساعت ديگر رانندگي کنم. بس که شلوغ مي شود.» داشتم با خودم فکر مي کردم چطور ممکن است 30/10 جمعه شب آنقدر شلوغ باشد که راننده خطي از آن بنالد. مي خواستم بپرسم که خودش پيشدستي کرد؛ «مي دانيد چرا؟ فيلم که تمام شود، همه مي ريزند تو خيابان ها.»

- «کدام فيلم؟ مگر همه خيابان ها سينما دارد؟»

اين را پرسيدم و توي دلم گفتم اکران اين «اخراجي ها2» کي تمام مي شود تا خيال همه راحت شود. راننده خنده يي استهزاآميز کرد و گفت؛ «نه بابا، همه دارند يوزارسيف مي بينند. تمام که شد، مي ريزند تو خيابان ها.» اين را گفت و مثل بيشتر راننده خطي ها بحث سياسي را آغاز کرد؛ «اين نشان مي دهد که صدا و سيما به عنوان ارگاني دولتي چقدر مي تواند بر افکار مردم تاثيرگذار باشد و حتي جلوت و خلوت خيابان ها را تعيين کند.» براي بار نخست بود که مي خواستم در تاييد حرف هاي يک راننده، بحث را ادامه دهم و بگويم اين صدا و سيماي ما دم انتخابات که مي شود، خوب بلد است چه کاري بکند و صداي هيچ کس هم درنيايد. اما به مقصد رسيديم آن هم زودتر از هميشه. يک کورس ديگر هم سوار شدم و خوشبختانه درست زماني به خانه رسيدم که يوزارسيف تمام شد و خيابان ها در حال شلوغ شدن بود. حرص خوردم آخر نتوانستم با راننده بحث کنم.

عناوين اين صفحه
مديران کن به اعتبار حرفه يي خود بي توجه نيستند
«يوزارسيف» و خلوت و جلوت تهران

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام