جمشيد انصاري*

با توجه به نزديک شدن انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و افزايش فعاليت تبليغاتي کانديداها، رويکرد صدا و سيما به عنوان رسانه ملي در اين ميان حائز اهميت است.
مي توان رويکرد رسانه ملي را از دو منظر بررسي کرد؛ اولين نکته وظيفه و نقش صدا و سيما به عنوان فراگيرترين رسانه داخلي در طرح موضوع انتخابات و وظيفه تبليغات پيرامون آن تا مردم حضوري فراگير در صحنه انتخابات داشته باشند. در دوره هاي گذشته صدا و سيما کم و بيش به اداي وظيفه خود مي پرداخت و با فعاليت هاي تبليغاتي، حضور پرشور مردم را در صحنه انتخابات رقم مي زد. اما آنچه در اين دوره شاهديم، متفاوت با گذشته است و سکوت رسانه ملي در قبال انتخابات جاي سوال دارد. نکته ديگر نوع رويکرد صدا و سيما در قبال جريان يا فردي خاص است. رسانه ملي به رغم رسالتي که به عنوان رسانه يي فراجناحي و بي طرف دارد، همواره رويکردي جانبدارانه به جريان هاي رقيب اصلاح طلبان نشان مي دهد. تبليغات گسترده صدا و سيما در اين دوره پيرامون فعاليت هاي دولت نهم در حالي که دولت اصلاحات از اين امتياز برخوردار نبود، شاهدي بر اين ادعا است. در حال حاضر شاهديم صدا و سيما به طور علني و روشن پيرامون عملکردهاي دولت نهم به تبليغات گسترده مي پردازد، از جمله افتتاح طرح هاي مختلف عمراني و کشاورزي، تخصيص اعتبار به مناطق محروم و... که از وظايف مسلم دولت و امري عادي است که در دولت هاي گذشته هم صورت مي گرفت.
حال آنکه اين تبليغات به استناد آمارهايي است که خود دولت اعلام مي کند. به زعم بسياري از صاحب نظران، اين آمارها دقيق نيست.
البته در اين ميان ممکن است از سوي برخي ادعا شود صدا و سيما صرفاً فعاليت دولت کنوني را پوشش مي دهد و اين امر عاري از هرگونه تبليغ به نفع جرياني خاص است. اما نبايد فراموش کرد با توجه به اينکه دولت نهم همه فعاليت هايش جنبه تبليغاتي دارد، رويکرد يکجانبه صدا و سيما در اين ميان با ادعاهايش همسو نيست به ويژه آنکه فعاليت هاي دولت اصلاحات به اين شکل پوشش داده نمي شد. با اين وجود و با توجه به تجربه گذشته کشور مبني بر عملکرد دولت اصلاحات و مقايسه آن با عملکرد دولت کنوني در عرصه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، ديپلماتيک و... مي توان به اقبال عمومي جامعه به اصلاح طلبان اميدوار بود.
علاوه بر آن قطعاً منتقدان به عملکرد دولت نهم سکوت اختيار نمي کنند و به آگاه سازي مردم نسبت به سياست ها و برنامه ريزي هاي غيرکارشناسي مي پردازند.
بنابراين اصلاح طلبان نگراني چنداني از اثبات حقانيت خود در مقابل مردم نخواهند داشت با توجه به اينکه مردم ما داراي قدرت تحليل و تفسيرند و اگر اطلاعات درست به آنها برسد، به خوبي مي توانند قضاوت کنند.
نبايد فراموش کرد که عملکرد و رويکرد يکجانبه برخي رسانه هاي همسو با جريان هاي رقيب اصلاح طلبان، سابقه يي ديرينه دارد و بيشتر مردم نيز به آن آگاهند. اما در اين ميان نمي توان نقش روشنفکران، فرهنگيان، روزنامه نگاران و... را در آگاه سازي مردم انکار کرد. به اين ترتيب قشر مرجع و آگاه به امور، بايد اين حقيقت را به مردم منتقل کند که اين رويکرد به نفع جريان رقيب اصلاح طلبان است.
اما همان گونه که اشاره شد، اصلاح طلبان چندان نگران اقبال عمومي نيستند؛ از آن رو که تجربه خرداد 76 ثابت کرده است عملکرد رسانه هاي مختلف به نفع جرياني خاص، نتيجه دلخواه آنها را به دنبال نخواهد داشت.
جريان اصلاح طلب که همواره فاقد رسانه يي فراگير بوده بايد با استفاده از رسانه هاي معدود خود و نيز با جريان هاي مردمي به اطلاع رساني بپردازد. در اين ميان نمايندگان اصلاح طلب مجلس بايد به مردم حوزه انتخابيه خود و نيز دانشجويان همسو با اصلاح طلبان و به اقشار مختلف مردم به درستي اطلاع رساني کنند. به ويژه در دو هفته باقيمانده به انتخابات که صدا و سيما قانوناً بايد تبليغات همه کانديداها را پوشش دهد، نامزدهاي جريان اصلاح طلب مي توانند به تبليغ برنامه ها و عملکردشان بپردازند.
* عضو فراکسيون اقليت مجلس هشتم