مرتضي کاظميان

شارلاتانيسم چيست؟ براي تبيين معناي اين واژه، نخست از توضيح مفهوم «شارلاتان» مي آغازيم. شارلاتان کسي است که خود را واجد ويژگي ها و توانمندي ها و دانشي معرفي مي کند که فاقد آنهاست. اين واژه، کلمه يي ايتاليايي است که معناي آن در گذر زمان، همچون بسياري واژه هاي ديگر، تغيير کرده است. در ايتالياي قرن شانزدهم ميلادي شارلاتان به کسي گفته مي شد که با اغراق و گزافه و طمطراق سخن مي گفت. سپس داروفروشان دوره گرد، که در ميادين عمومي گاه دندان هم مي کشيدند، شارلاتان خوانده شدند، و بعد تر اين لقب به کسي داده شد که ادعاي اعجاز در مداواي بيماري ها داشت. امروزه شارلاتان بيشتر به کسي گفته مي شود که براي تحقق اهداف خود از دروغگويي و فريب رويگردان نيست، يا فردي که به دنبال شهرت و آوازه است، و با سوءاستفاده از زودباوري و عدم اطلاع مردم، به آنان وعده هاي ناممکن مي دهد يا ادعاهاي ناصحيحي را در مورد خود مطرح مي کند. از اين منظر، شارلاتانيسم، مرام و مسلکي مي شود که فرد يا افراد (گروه)ي خود را چنان مي نمايانند که نيستند؛ چنان مي گويند که باور ندارند؛ چنان وعده مي دهند که بر محقق ساختن آن توانا نيستند. اينچنين، شارلاتانيسم، ايدئولوژي فرد / افرادي مي شود که براي نيل به اهداف خويش، از اينکه خود را واجد ويژگي ها و اطلاعات و توانمندي هاي خاص بدانند، هراسي ندارند، به آساني دروغ مي گويند و وعده هاي نادرست مي دهند، و خود را قادر به انجام اقداماتي توصيف مي کنند که هرگز صلاحيت و بضاعت آن را ندارند.
شارلاتانيسم البته با مفهوم عوام فريبي (دماگوژي) همپوشاني دارد، اما به يک معنا نيست. به تعبيري عوام فريبان آگاهانه از احساسات و باورهاي مردم سوء استفاده مي کنند؛ در حالي که شارلاتان ها ويژگي هايي را براي خود تعريف مي کنند که به اتکاي آن خصوصيات غير حقيقي، اهداف خويش را محقق سازند.
دماگوژي و دماگوژيسم از زبان فرانسه به فارسي وارد شده اند. «دماگوگيا» نيز در اصل از زبان يوناني گرفته شده است. در زبان سياسي جديد، دماگوژي به معناي عوام فريبي و مردم فريبي به کار مي رود؛ نيز بهره گيري نادرست از احساسات و تعصب هاي عامه مردم. از اين منظر، عوام فريب (دماگوگ) مي کوشد به جاي استدلال و اقامه برهان براي اثبات يک عقيده، با توسل به تحريک احساسات و ايجاد هيجان هاي جمعي و نيز با توسل به عواطف و جو حاکم، نوعي تصديق جمعي نسبت به نتيجه مطلوب و مورد نظر خويش ايجاد کند. به ديگر سخن، عوام فريب کسي است که سعي مي کند با تکيه بر ادعاهاي دروغين و طرح وعده هاي بي پايه و بدون پشتوانه، و نيز با تحريف حقايق، مردم را به سوي خود جلب کند و موافقت و تحسين و همراهي و پشتيباني آنان را - براي تحقق پروژه ها و نيل به اهدافش - جلب کند. در «عوام فريبي» (دماگوژي)، فاعل و عامل (عوام فريب، دماگوگ) تنها به توفيق خود مي انديشد و اهداف خويش را با «کوه ساختن از کاه»، بازي با لغات، دادن اطلاعات و آمار نادرست و دروغين، و نيز سوء استفاده از باورها و اعتماد مخاطبان، پي مي جويد.
شارلاتانيسم و عوام فريبي پا به پاي يکديگر و دوشادوش هم، و البته با بهره گيري از امکانات عصر ارتباطات و تکنولوژي ارتباطات، جهان توسعه نيافته - و حتي توسعه يافته - را تحت تاثير قرار مي دهند. شارلاتان ها و عوام فريبان با تمسک به رسانه ها (به ويژه تلويزيون) تحقق اهداف خويش را تعقيب مي کنند و شرم و حيايي از پراکندن دروغ و تحريف حقيقت ندارند. طرفه آنکه هرچند رسانه ها به مثابه ابزاري براي عوام فريبي و پيشبرد انگيزه هاي شارلاتان ها مورد بهره برداري قرار مي گيرند؛ اما همزمان چون شمشيري دولبه، شارلاتانيسم و عوام فريبي را رسوا و عريان مي سازند. رسانه هاي مستقل و متعهد به اطلاع رساني آزاد و صحيح، و پايبند به حقيقت نيز پرشمارند؛ به ويژه آنکه اينترنت و ماهواره، بستر و مجالي بسيار مهم و موثر براي انتشار اخبار صحيح و رونمايي واقعيت، فراهم آورده است.
آثار شارلاتانيسم و عوام فريبي، به قدر لازم و تامل آفرين، اينجا و آنجاي امروز ايران قابل مشاهده است؛ با کمال تاسف، آثار و پيامدهاي ناگوار بسط و تثبيت اين مقوله ها را نيز در سطوح متفاوت جامعه و به اشکال گوناگون مي توان مشاهده کرد. انسان مشتاق و پي جوي حقيقت، و شهروند گريزان از فريب و نيرنگ، که اخلاق را پاس مي دارد و دغدغه زيست «سالم» دارد، مکلف است به قدر امکان و توان خويش، مانع گسترش و ماندگاري اين وضع ناگوار شود. بي توجهي و ساده انگاري نسبت به اين پديده شوم - که از جنبه هاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي، براي امروز و فرداي جامعه ايران، بس مخرب است - آثار و عوارض منفي خود را، مستقيم و غيرمستقيم، بر زندگي فرد تحميل خواهد کرد.
تعهد نسبت به کيفيت و سرنوشت زندگي سالم و شرافتمندانه (از کوچک ترين واحد اجتماعي، خانواده گرفته، تا بزرگ ترين آن) حکم مي کند با تمام وجود، و با استفاده از تمامي امکانات اطلاع رساني و ارتباطي (از گفت وگويي ساده و مستقيم با مخاطب تا گفت وگوهاي غيرمستقيم و در عرصه مجازي) به مقابله با اين مفاهيم (عوام فريبي و شارلاتانيسم) برخيزيم و از گسترش و ماندگاري آنها در اين سرزمين اهورايي پيشگيري کنيم. شعار ماندگار ايران زمين، جز پندار نيک، کردار نيک، و گفتار نيک نيست.