اعظم ويسمه
جمشيد انصاري دبير کميته سياسي فراکسيون اقليت مجلس زماني استاندار آذربايجان غربي و مديرعامل بنياد باران بوده است. در زماني که اصلاح طلبان در حکومت حضور ندارند و تنها تريبون رسمي آنها فراکسيون اقليت مجلس به شمار مي رود از انصاري درباره نقش اقليت در کمک به کانديداهاي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري پرسيدم. انصاري معتقد است نه تنها اعضاي فراکسيون اقليت بلکه همه نمايندگان مجلس تکليف شرعي دارند هر نوع دروغ و هر فضاي تبليغاتي نادرستي را که ايجاد مي شود از باب اينکه مردم بتوانند در مقام انتخاب با تکيه بر آمار و اطلاعات صحيح درست انتخاب کنند، افشا کنند و غيرواقعي بودن آمار، اطلاعات و سخنان ناصحيح را به اطلاع مردم برسانند. در جريان اين گفت وگو انصاري خود برخي از اطلاعات نادرست دولت نهم و وعده هاي غيرعملياتي آنها را که تنها براي کسب راي مطرح مي شود، افشا کرد.
---
-کمتر از دو ماه به انتخابات رياست جمهوري زمان باقي است. ارزيابي شما از کانديداهاي موجود و فضاي انتخاباتي چگونه است؟
هنوز نزديک به 45 روز تا انتخابات زمان باقي است. شايد در اين فاصله زماني اتفاقات زيادي در شکل گيري راي و اقبال مردم به کانديداها در جامعه موثر باشد و امکان پيش بيني را از الان غيرممکن مي کند. من فکر مي کنم در اين فرصت باقيمانده بايد منتظر شويم و ببينيم کانديداهايي که خود را به مردم عرضه کرده اند و برخي افراد که بعد از اين کانديداتوري خود را براي رياست جمهوري اعلام مي کنند، تلاش آنها براي جلب نظر و آراي مردم چه نتيجه يي مي دهد.
-فکر مي کنيد کانديداي جدي ديگري به غير از آقايان موسوي، کروبي و احمدي نژاد وارد عرصه انتخابات شود؟
به هر حال الان احتمال کانديداتوري يکي دو نفر ديگر مطرح است.
-آقاي ولايتي و قاليباف؟
نه، بيشتر آقاي رضايي مطرح است و احتمال حضورش در انتخابات زياد است. کانديداها با ورود به صحنه برنامه هاي خود را ارائه مي دهند ولي اصل تبليغات در آن دو هفته يي صورت مي گيرد که تبليغات مجاز است. الان بيشتر تماس کانديداها با نخبگان و افراد خاص است و نمي توان شکل گيري نظر و اجماع نخبگان و گروه هاي خاص را به عنوان نظر جامعه تلقي کرد. طبعاً يک مقطعي بايد در همين شرايط کارهاي کانديداها پيگيري شود اما در دو هفته آخر (زمان تبليغات مجاز) تبليغات گسترده تاثير خود را در لايه هاي مختلف جامعه مي گذارد. آن وقت حدود يک هفته مانده به راي گيري مي توان تشخيص داد اقبال عمومي و اجماع مردم به چه سمت است به خصوص آنکه در شرايط فعلي دسترسي کانديداها به امکانات براي طرح ديدگاه ها برابر نيست.
-يکي از سوالاتم در همين رابطه است. درحالي که 45 روز به انتخابات مانده هنوز کشور فضاي انتخاباتي به خود نگرفته است. اين به دليل نبود امکانات برابر و عادلانه براي کانديداها جهت انعکاس ديدگاه شان به مردم است يا فضاي اين دوره از انتخابات سرد است و مردم اهميتي به انتخابات نمي دهند؟
سردي فضاي انتخابات به دو سه دليل ايجاد شده است. رسانه هاي کشور به ويژه رسانه ملي که معمولاً از چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري طرح موضوع انتخابات را در اولويت کاري خود قرار مي دادند و در برنامه ها به نوعي به مردم يادآوري مي شد که انتخاباتي در پيش رو است به هر دليلي هنوز وارد اين مرحله از کار نشده اند. در نتيجه بسياري از اقشار مردم حتي اطلاع ندارند که يک ماه و نيم بعد، انتخابات رياست جمهوري را پيش رو داريم. دليل ديگر اينکه کانديداهاي وارد شده به عرصه انتخابات به جز آقاي احمدي نژاد که در مسووليت رياست جمهوري قرار دارند و به صورت طبيعي چهره، تصوير، صحبت ها و برنامه هايشان مدام براي مردم طرح مي شود، ساير کانديداها به ويژه کانديداهاي اصلاح طلب در رسانه ها حضور جدي ندارند و برخي از آنها اصلاً رسانه يي ندارند. طبعاً همه اين دلايل دست به دست هم داده و امکان اينکه جامعه به صورت فعال در اين مقطع با مساله انتخابات برخورد کند را کم کرده است.
-ممکن است اين شرايط تغيير کند؟
هرچه به انتخابات نزديک تر شويم و رسانه ملي به طرح موضوع انتخابات بپردازد، مساله انتخابات به صورت جدي بين مردم مطرح خواهد شد و سوال درباره اينکه چه کساني کانديدا هستند و برنامه آنها چيست، سوال جدي مردم مي شود. بسياري از پاسخ هايي که امروز از سوي کانديداها و براي خواص و نخبگان داده مي شود در آن زمان به طرق مختلف براي مردم بازخواني مي شود. پس از آنکه مردم چهره و برنامه هاي کانديداها را در راديو و تلويزيون ديدند و شنيدند به آستانه انتخاب مي رسند. هنوز مردم در چنين شرايطي قرار نگرفته اند و کانديداها هم از شرايط برابر براي تبليغات برخوردار نيستند. اين نقص قانون ما است که فردي که در مسووليت اجرايي قرار دارد و کانديدا هم هست، از تبليغات منع نشده است طبعاً برنامه هاي خبري و گزارش هايي که رسانه ها پخش مي کنند بخش عمده يي از آن به اقدامات دولت، عملکرد ها و بيان وعده و وعيد هاي دولت اختصاص دارد و يک فضاي تبليغي را به نفع کانديداي خاص دامن مي زند. البته مردم هم به اين موضوع عادت کرده اند و مي دانند که زياد براساس اين نوع تبليغات نبايد تصميم بگيرند. ما نيز معتقديم اگر در وقت خودش فرصت کافي به کانديداهاي ديگر داده شود آنها هم مي توانند برنامه هاي خود را ارائه دهند.
-اما به نظر مي رسد عملکرد جناحي صدا و سيما در اين دوره به نفع يک جريان خاص بيشتر از ساير انتخابات گذشته است. پوشش کامل اخبار سفرهاي استاني که کاملاً جنبه تبليغاتي براي دولت دارد، پخش تصاوير اعضاي هيات دولت و نماز جماعت آنها بعد از اذان مغرب، ساخت مستند هاي متعدد از سفرهاي داخلي و خارجي احمدي نژاد و... همه جنبه تبليغاتي براي رئيس دولت نهم دارد اما از سوي ديگر صدا و سيما اصلاً به صورت علني حرفي از انتخابات رياست جمهوري پيش رو هم نمي زند.
صدا و سيما مانند گذشته کار خودش را مي کند و همانند دوره هاي گذشته گرايش آن به حمايت از کانديداي جريان مقابل اصلاح طلبان بيشتر است که البته ما نيز بدون اينکه اين رويه را درست و قانوني بدانيم با آن به عنوان يک واقعيت تلخ کنار آمده ايم اما اين دولت از نظر رويکردهاي تبليغاتي با دولت هاي قبلي متفاوت است. در گذشته هم صدا و سيما اخبار روساي دولت را در انتخابات در حالي که آنها کانديدا بودند، پخش مي کرد اما خود آقايان چه آقاي هاشمي و چه آقاي خاتمي که براي چهار سال دور دوم کانديدا بودند، ملاحظه فضاي انتخاباتي را مي کردند؛ سفرهاي استاني خود را به حالت تعطيل درمي آوردند و مشي آنها به گونه يي بود که غير از اخبار ضروري چيزي از آنها درج نشود. در اين دولت به ويژه شخص رئيس جمهور علاقه جدي به حرکات و رفتار تبليغاتي دارند. دولت نهم به لحاظ رفتار هاي تبليغاتي با ساير دولت هاي گذشته متفاوت است. دفتر اطلاع رساني دولت آقاي احمدي نژاد به صورت مداوم در حال توليد برنامه هاي تبليغي و پخش آنها در قالب اخبار و رپرتاژهاي خبري، سي دي و... است. لذا بخشي از فضاي حاکم بر رسانه ملي به نحوه رفتار دولت برمي گردد و همه آن نتيجه سياست هاي اتخاذشده از سوي صدا و سيما نيست.
-در شرايط نابرابر رسانه يي و با توجه به سياست هاي صدا و سيما و رفتارهاي تبليغاتي دولت نهم که به خوبي از آن استفاده مي کنند به نظر شما کانديداهاي اصلاح طلب و حاميان آنها چگونه بايد فضا را براي خود تغيير دهند؟
همين جور که الان وارد شد ه اند چرا که امکاني بيشتر از آنچه هست در اختيار ندارند.
-اما تا الان که نتيجه يي نداشته؟
قرار نبود تا 50 روز قبل از انتخابات نتيجه بيشتري بدهد.
-در يک ماه آخر هم که فرصت زماني کافي براي کانديداي اصلاح طلب وجود ندارد. مثلاً آقاي موسوي در يک ماه آخر مي تواند به همه استان ها سفر کند، در برنامه هاي مختلف سخنراني حاضر شود و برنامه به مردم ارائه دهد؟ ايشان حتي يک روزنامه ندارند،
ما اميدوار هستيم آقاي موسوي آن طور که برخي از دوستان قول دادند، بتوانند روزنامه يي داشته باشند يا برخي از روزنامه ها که از ايشان حمايت مي کنند، بتوانند پوشش بيشتري به حوزه نفوذ و اطلاع رساني خود بدهند. به هر حال ما با درک و پذيرش واقعيت هاي کشور وارد عرصه انتخابات شده ايم. کانديداهاي اصلاح طلب تنها امکاني که الان براي بيان نظرات و ارائه برنامه هايشان دارند، فضا هاي مجازي و سايت هاي اينترنتي است. نوع مراجعه کنندگان اين رسانه ها هم نخبگان و تحصيلکرده هاي جامعه هستند يعني اخبار به لايه هاي پايين جامعه منتقل نمي شود و آنها نيز دسترسي و علاقه مندي به استفاده از اين اخبار ندارند. اما آقاي احمدي نژاد به دليل جايگاه قانوني که دارد، دسترسي به رسانه ملي و مطبوعات دولتي دارد. همان طور که گفتم به دليل روحيه يي هم که در دولت و ستاد اطلاع رساني دولت است، دولت کار تبليغي گسترده يي انجام مي دهد. ما بايد منتظر و اميدوار باشيم در زمان تبليغات و آنچه از طريق رسانه ملي در مورد کانديداهاي ديگر به اطلاع مردم مي رسد، شرايطي را فراهم کند که مردم فارغ از هياهوي انتخاباتي که الان دولت به راه انداخته و بر اين باور است که اين هياهو موثر است، بتوانند تصميم درست تري بگيرند.
-تمام نيروهاي اصلاح طلب در چهار سال گذشته از حضور در عرصه مديريت کشور و حضور در حکومت کنار گذاشته شده اند. تنها جرياني که از اصلاح طلبان اکنون در حکومت حضور دارد، شايد به نحوي فقط فراکسيون اقليت مجلس باشد که صاحب تريبون است. اعضاي فراکسيون اقليت چه نقشي مي توانند در انتخابات ايفا کنند؟
همه نمايندگان مجلس به دليل سوگندي که خورده اند و به دليل اعتمادي که مردم به آنها کرده اند، يک وظيفه قانوني و تکليف شرعي برعهده دارند. نمايندگان بايد هر فضاي تبليغاتي نادرستي که ايجاد مي شود را از باب اينکه مردم بتوانند در مقام انتخاب با تکيه بر آمار و اطلاعات صحيح انتخاب کنند، افشا کنند. بايد آنچه را که از آمار، اطلاعات و سخنان ناصحيح برخورد مي کنند به اطلاع مردم برسانند. همه اين فعاليت ها از تريبون مجلس ممکن نيست . اساساً از طريق تريبون مجلس براي صحبت نمايندگان يک وقت محدود تعريف شده است. نطق هاي پيش از دستور پنج دقيقه يي به صورت قرعه کشي است و در طول سه هفته کاري حدود 18 نماينده امکان نطق دارند. از اين تعداد هم مشخص نيست سهم نمايندگان مخالف دولت که بخواهند آمار و اطلاعات نادرست را افشا کنند به چه ميزان خواهد بود. البته تذکرات هم هست. اما نمايندگان تريبون هاي ديگري نظير مصاحبه با نشريات محلي و کشوري، حضور در جلسات مختلف با مردم حوزه انتخابيه و بازگويي واقعيات براي آنها دارند که مي تواند موثر باشد. مردم ما مردم فهيمي هستند و چندان تحت تاثير تبليغات کاذب تصميم گيري نمي کنند. تجربه زيادي هم در اين رابطه در کشور داشته ايم. زمان هاي زيادي تبليغات گسترده و حجم بالايي از تبليغات را شاهد بوديم اما باور مردم متفاوت با آنچه اين برنامه هاي تبليغي دنبال مي کردند، بوده است. نمايندگان مجلس اعم از اقليت و اکثريت و همه آنها که تعهدي در ارتباط با اطلاع رساني درست به مردم احساس مي کنند بايد آنچه را که به صورت نادرست و غيرواقعي مطرح مي شود، افشاگري کنند. واقعيات کشور را بگويند تا مردم بتوانند براي حل مشکلات کشور انتخاب درستي انجام دهند.
-شما در صحبت هايتان اشاره کرديد مردم تحت تاثير وعده هايي که دولت با تبليغات فراوان مي دهد، قرار نمي گيرند. فکر نمي کنيد با توجه به حجم گسترده مشکلات اقتصادي طبيعي است وعده هايي چون پرداخت سهام عدالت، پرداخت پول نقد 50 تا 70 هزار تومان به همه مردم، حذف ماليات کارگران و توزيع سيب زميني و پرتقال براي احمدي نژاد راي آور باشد و اقشار ضعيف جامعه جذب اين شعار ها شوند؟
طبعاً بخش عمده يي از اين صحبت ها و اقدامات با هدف کسب راي و تبليغات انتخاباتي است. حتي اگر دولت مدعي شود وظايف قانوني خود را انجام مي دهد مردم چنين ادعايي را نمي پذيرند. اگر بنا بود هدفمند سازي يارانه ها با اين هدف که گفته مي شود پول نفت بر سر سفره مردم برود، انجام بشود، چهار سال گذشته بايد انجام مي شد. دليلي ندارد دولت در آخرين ماه هاي آخرين سال مسووليتش اين موضوع را مطرح کند. لايحه يي هم که در رابطه با هدفمند سازي يارانه ها به مجلس آمده با آنچه آقاي احمدي نژاد يا برخي از مسوولان دولت مطرح مي کنند، متفاوت است. ارقامي که به عنوان سهم يارانه هاي قابل پرداخت به خانواده ها بيان مي شود بر مبناي تغيير قيمت حامل هاي انرژي به قيمت فوب خليج فارس در سال اول اجراي لايحه محاسبه مي شود يعني اگر امسال ما به يکباره قيمت همه حامل هاي انرژي را شش تا هفت برابر گران کنيم به حداقل مبلغ پيشنهادي آقاي رئيس جمهور يعني حدود 34 هزار تومان براي پرداخت به مردم مي رسيم.
-آقاي احمدي نژاد رقم 70 هزار تومان را مطرح کرده اند.
رقم 70 هزار توماني که آقاي احمدي نژاد مطرح مي کند که به مردم پرداخت خواهد شد، مربوط به قيمت نفت صددلاري است. متاسفانه يا مسوولان دولتي اطلاع درستي از قيمت نفت به رئيس جمهور نمي دهند يا اينکه با توجه به اينکه برخي محاسبات تغيير کرده، نرخ جديد را به ايشان اطلاع نداده اند. من فکر مي کنم اطرافيان رئيس جمهور به ايشان اطلاعات درستي نمي دهند و اين موجب پايين آمدن منزلت ايشان در بين مردم مي شود و آقاي احمدي نژاد بايد با اين زيردستان خود برخورد کند. اين سوال جدي مطرح است که اگر از نظر دولت پرداخت نقدي حامل هاي انرژي کار درستي بود چرا در سال هاي اول و دوم مسووليت انجام نداد؟ چرا به سال آخر موکول شد؟ در مورد افزايش حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي نيز دولت واقعيت را به مردم نمي گويد، به هيچ وجه دولت در لايحه پيشنهادي خود به مجلس حتي به اندازه يک ريال افزايش حقوق براي بازنشستگان تامين اجتماعي پيش بيني نکرده بود. اين يک دروغ آشکار است که دولت بخواهد اين اقدام را به خود نسبت بدهد. بنده به عنوان کسي که در کميسيون تلفيق بودجه متن را انشا کرده و با وزير تعاون تلفني هماهنگ کردم، اعلام مي کنم افزايش حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي پيشنهاد مجلس بود. در مجلس پيشنهاد شد 2500 ميليارد تومان از سهام دولت به سازمان تامين اجتماعي واگذار شود و متقابلاً سازمان موظف به افزايش حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي به اندازه حقوق بازنشستگان کشوري شد. اين مصوبه مجلس است. جالب آنکه آقاي احمدي نژاد در نامه يي که بعد از تصويب بودجه در اعتراض به تغييرات اعمال شده از سوي مجلس در لايحه دولت نوشت به همين بودجه پيش بيني شده براي افزايش حقوق بازنشستگان اعتراض کردند. دولت اگر با اين کار موافق بود بايد پيشنهاد خود را در لايحه مي آورد. اينکه امروز پشت تريبون ها اعلام شود دولت به دنبال افزايش حقوق بازنشستگان است، با عملکردشان همخواني ندارد. البته قطعاً بازنشستگان ما که اهل روزنامه خواندن هستند، مي دانند که آيا اين پيشنهاد دولت بوده يا مجلس تصويب کرده است يا مثلاً سخناني که در رابطه با واگذاري سهام عدالت مطرح مي کنند. همه مي دانند واگذاري سهام عدالت در قانون برنامه چهارم که توسط دولت آقاي خاتمي تهيه شد و به تصويب رسيد، پيش بيني شده است. هر دولت ديگري هم که بيايد بايد اين قانون را اجرا کند، بنابراين اينها موضوعاتي نيست که بتوان حول آن تبليغات کرد.
-چرا اطلاع رساني بيشتري از سوي نمايندگان اقليت در رابطه با عملياتي نبودن و تبليغاتي بودن اين سخنان صورت نمي گيرد؟
ما نمي توانيم به دولت بگوييم اين حرف ها را به مردم نزنيد.
-اما مي توانيد سوال کنيد، تذکر بدهيد، وزير مربوطه را به مجلس فرابخوانيد.
هر وقت اتفاقي رخ دهد ما مي توانيم اقدام قانوني داشته باشيم. ما وقتي وزير را مي توانيم به مجلس احضار کنيم که کاري انجام شود. اين کارها انجام نشده و مردم مي دانند چنين پول هايي به آنها داده نشده است. مردم سوال جدي دارند که اگر قرار بود به آنها پولي پرداخت شود چرا در چهار سال گذشته صورت نگرفت؟ اينها حرف هايي است که در يک جامعه توسعه يافته و با مديران توسعه يافته کمتر شاهد آن هستيم. معمولاً آدم هاي توسعه نيافته و مديريت هاي توسعه نيافته هستند که چون جامعه را آگاه فرض نمي کنند، هر حرفي را مي زنند و گزارش هاي نادرست و آمار و اطلاعات ناصحيح به جامعه مي دهند.
-به هر حال به نظر مي رسد دولت به بهترين شکل از روش هاي تبليغي براي انتخابات بهره مي برد و ممکن است جواب بگيرد.
نه معلوم نيست اين رويه جواب بدهد. هر کس که اين توهين را به مردم روا بدارد و فکر کند مردم متوجه واقعيات نيستند با اقبال مردم مواجه نخواهد شد.