پنج شنبه، 10 ارديبهشت 1388 - شماره 1939
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
خشم نوعروس رنگ خون گرفت
متهم در دادگاه سوگند خورد قصد نداشته شوهرش را بکشد


گروه حوادث؛ قتل شوهر با ضربه چاقو اتهامي است که باعث شد ديروز يک زن جوان به دادگاه کيفري استان تهران منتقل شود و تحت محاکمه قرار بگيرد.

به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي اين جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران خطاب به هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ سوگند زن 21ساله متهم است همسرش حميد را با ضربه چاقو به قتل رسانده است. مطابق اوراق پرونده فروردين ماه سال گذشته به ماموران پليس اسلامشهر خبر دادند زن جواني که به شدت ترسيده مقابل خانه اش ايستاده و فريادزنان از زخمي شدن شوهرش خبر مي دهد و کمک مي خواهد. ماموران بلافاصله به آنجا رفتند. هرچند اورژانس نيز در محل حضور يافته بود، تکنسين ها اعلام کردند اين مرد لحظاتي بعد از زخمي شدن جان باخته است. به دستور بازپرس پرونده جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و سوگند همسر مقتول براي بازجويي به پليس آگاهي انتقال يافت. وي در همان بازجويي هاي اوليه گفت شوهرش با ضربه چاقوي وي زخمي شده است.شادابي ادامه داد؛ سوگند در مراحل مختلف تحقيقات به قتل اعتراف و انگيزه خود را اختلافات قبلي بيان کرده است. نماينده دادستان در مورد عمدي بودن قتل گفت؛ مطابق نظريه پزشکي قانوني علت مرگ پارگي قلب و ريه بوده که بر اثر اصابت جسمي برنده به زير سينه ايجاد شده و با توجه به اينکه متهم نيز در مراحل مختلف به قتل اعتراف کرده است، به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس مادر مقتول در جايگاه حاضر شد و براي عروسش تقاضاي قصاص کرد. وي گفت پسرم بي گناه کشته شده و من حاضر نيستم از خون او بگذرم. پسرم جوان بود و مي توانست زندگي خوبي داشته باشد.در ادامه سوگند در جايگاه قرار گرفت تا در مورد اتهام قتل عمدي از خود دفاع کند. وي گفت؛ قبول دارم چاقو به دست من وارد بدن شوهرم شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. وي ادامه داد؛ من و شوهرم حميد تازه با هم ازدواج کرده بوديم البته مدت طولاني با هم نامزد بوديم. از همان روزهاي اول نامزدي حميد با من بدرفتاري مي کرد. او چندين بار در دوران نامزدي مرا زد. با اين حال تحمل مي کردم، همه به من مي گفتند اين بدرفتاري ها به دليل اين است که شما زير يک سقف زندگي نمي کنيد اگر عروسي کنيد همه چيز درست مي شود. من هم به اين اميد مشکلات را تحمل مي کردم.وي گفت؛ متاسفانه زندگي ما آن طور که پيش بيني مي شد، نبود و روابط ما حتي بعد از ازدواج هم اصلاح نشد و حميد همچنان با من بدرفتاري مي کرد. رفتارهاي عصبي او تا حدي بود که مرا کتک مي زد. روز حادثه صبح از خواب بيدار شدم. چند روزي بود که با حميد مشکل داشتم. زماني که من از رختخواب بيرون آمدم باز هم مطابق معمول حميد بهانه گرفت و دوباره با هم درگير شديم. حميد به شدت مرا کتک زد من هم به شدت خشمگين بودم و به دنبال راه دفاعي از خودم مي گشتم. زماني که حميد مرا به سمت آشپزخانه هل داد به کابينتي که چاقو ها روي آن قرار داشت برخورد کردم و در يک لحظه تصميم گرفتم چاقو را بردارم و با آن شوهرم را تهديد کنم تا از ضرباتي که به من مي زد، جلوگيري کنم. چاقو را رو به روي خودم گرفتم تا به حميد بگويم ديگر به من نزديک نشود اما او جلو آمد تا دوباره مرا بزند و يک دفعه چاقو که تيغه اش رو به او بود وارد بدنش شد.

نوعروس متهم به قتل ادامه داد؛ قسم مي خورم قصد کشتن شوهرم را نداشتم و زماني که او زخمي شد، من با داد و فرياد از همسايه ها کمک خواستم تا او را از مرگ نجات دهم. با اينکه من و حميد با هم اختلاف داشتيم، او را دوست داشتم و راضي به مرگش نبودم. ضمن اينکه ما قبلاً بارها و بارها با هم درگير شده بوديم اما هيچ وقت کار به اينجا کشيده نشده بود و ما اين طور رو درروي هم قرار نگرفته بوديم.وي در آخرين دفاعيات خود گفت؛ باز هم مي گويم قصد نداشتم شوهرم را بکشم و من چاقو را به بدن او فرو نکردم بلکه حميد به سمت من آمد و زماني که مي خواست با من درگير شود، چاقو به بدن او اصابت کرد.بعد از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
دو مسافرکش سارق، زنان تنها را شکار مي کردند
متهمان تاکنون به ارتکاب هشت سرقت اقرار کرده اند



گروه حوادث؛ مردي تحت عنوان مسافرکش زنان تنها را سوار خودرو اش مي کرد و پس از کشاندن آنها به محل هاي خلوت به اتفاق همدستش اموال آنان را به يغما مي برد.

به گزارش خبرنگار ما اين دو متهم تاکنون به هشت فقره سرقت اعتراف کرده اند اما افزايش تعداد جرائم آنها به اعتقاد پليس آگاهي تهران دور از ذهن نيست.

مصطفي 30 ساله و مجيد 28 ساله هنگامي که سوار خودروي خود در بزرگراه تهران - قم در تردد بودند به صورت اتفاقي دستگير شدند. وقتي پژو آردي سبزرنگ آن دو به عوارضي اتوبان رسيد، ماموران احساس کردند با مورد مشکوکي روبه رو شده اند، به همين سبب خودرويشان را متوقف کردند و به بازرسي داخل آن پرداختند. کشف مقدار زيادي طلا به ارزش تقريبي پنج ميليون تومان ظن پليس را بيشتر کرد. هر چند مظنونان براي اين طلاها فاکتور نداشتند،اما اتهام سرقت را نيز نمي پذيرفتند و يکي از آنها مصرانه ادعا مي کرد جواهرات متعلق به خواهر او است. ماموران پليس که هنوز به موضوع مشکوک بودند، تصميم گيري را بر عهده اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 گذاشتند و او بعد از خواندن گزارش انتظامي از آنجا که در بخشي از آن اشاره شده بود مصطفي و مجيد در تلاش براي فرار بودند، متهمان را در اختيار پايگاه نهم پليس آگاهي تهران قرار داد. تا اين مرحله دو مرد هيچ جرمي را نپذيرفتند و با سپردن وثيقه آزاد شدند اما وقتي ماموران در لابه لاي وسايل مکشوفه از اتومبيل آنها مدارکي متعلق به شخص ديگري را پيدا کردند، يقين يافتند مصطفي و مجيد سارق هستند اما ترجيح دادند پيش از کشاندن دو متهم به پشت ميز بازجويي دلايل محکم تري پيدا کنند. آنها با استعلام سند مکشوفه متوجه شدند اين مدرک زمستان سال گذشته توسط دو زورگير از يک زن سرقت شده و اين زن شکايتي را در شهرستان اسلامشهر مطرح کرده است.

نتيجه تحقيقات جرم مصطفي و مجيد را محرز کرد و آنها دوباره دستگير شدند و اين بار به جرائم شان اعتراف کردند و گفتند پنج ميليون تومان جواهري که داخل خودرويشان بود متعلق به زن ميانسالي است که او را به عنوان مسافر از اسلامشهر به مقصد رباط کريم سوار کرده بودند.

از آنجا که پيش از اين هفت شکايت مشابه در اين خصوص مطرح شده بود بازجويي از متهمان ادامه يافت و آنها به غير از آخرين سرقت که شاکي آن هنوز مشخص نيست به ربودن اموال هر هفت مالباخته ديگر نيز اقرار کردند. شگرد مصطفي و مجيد به اين شکل بود که يکي از آنها سوار بر خودرو در اسلامشهر زنان تنها را به مقاصد رباط کريم، شهريار و واوان سوار مي کرد و در بين راه با تلفن همراه شکار طعمه را به همدستش اطلاع مي داد و سپس به بهانه تمام شدن بنزين به مسيرهاي انحرافي مي رفت و نفر دوم را که يک گالن 20 ليتري در دست داشت، سوار مي کرد. دقايقي بعد دو مرد با تهديد چاقو اموال مسافر را غارت و او را از خودرو پياده مي کردند. متهمان براي اينکه احتمال شناسايي شدن شان را کاهش بدهند، علاوه بر پژو آردي سبزرنگ گاهي اوقات از يک پيکان سفيد استفاده مي کردند. هنگامي که متهمان شيوه کار خود را شرح دادند پليس از هفت مالباخته خواست بار ديگر جزييات سرقت را توضيح دهند. دو نفر از شاکيان اعلام کردند، زماني که سوار خودرو بودند يک زن مسافر ديگر هم در صندلي عقب نشسته بود و به همين خاطر به راننده اعتماد کردند ولي بعد از طي مسافت کوتاه آن زن از ماشين پياده شد. مصطفي و مجيد در برابر ادعاي اين دو نفر داشتن همدستي ديگر را انکار کردند تا اينکه يکي ديگر از طعمه هاي آنها اين معما را حل کرد و گفت وقتي من هم سوار شدم يک زن در صندلي عقب نشسته بود اما وقتي پياده شد چادرش را درآورد و ديدم آن فرد در واقع يک مرد بوده است.

در ادامه تحقيقات يکي از مالباختگان مدعي شد از سوي متهمان مورد آزار و اذيت نيز قرار گرفته است ولي دو سارق اين اتهام را انکار کردند و گفتند فقط به طمع اموال زنان آنها را سوار خودرويشان مي کردند. در حال حاضر تحقيقات از سارقان ادامه دارد و سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران از کساني که به اين شيوه مورد سرقت قرار گرفته اند، خواسته است براي پيگيري پرونده يا طرح شکايت به شعبه چهارم دادياري دادسراي ناحيه 27 يا پايگاه نهم پليس آگاهي واقع در شهر ري مراجعه کنند.
دادخواست تمکين به تلافي اتهام کلاهبرداري


گروه حوادث؛ مردي که مي خواست دو واحد آپارتمان همسرش را بفروشد وقتي فهميد از سوي او در مراجع قضايي به کلاهبرداري متهم شده است، با ارائه دادخواستي در دادگاه خانواده مقابله به مثل کرد و گفت زنش بايد همراه او به روستايي دورافتاده بيايد و در آنجا زندگي کند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي به نام عزيز به شعبه 262 مجتمع قضايي خانواده رفت و با ارائه دادخواستي اعلام کرد همسرش از او تمکين نمي کند. اين مرد به قاضي عليرضا صداقتي گفت؛ من خانه يي در يک روستا براي زندگي مهيا کرده ام اما همسرم عشرت حاضر نيست به آنجا بيايد. پس از ثبت اظهارات اين مرد قاضي صداقتي با دعوت عشرت به دادگاه از او خواست در برابر ادعاي شوهرش از خود دفاع کند. اين زن به قاضي گفت؛ «من همسر دوم عزيز هستم. دو سال قبل پس از جدايي از شوهرم با او که همسرش فوت شده بود، آشنا شدم و ازدواج کرديم. ما در يک آپارتمان سه طبقه در زعفرانيه زندگي مي کنيم که متعلق به من است. در طبقه اول خودمان ساکن هستيم و دو طبقه بالايي را اجاره داده ايم. طي دو سال زندگي مشترک با عزيز هيچ مشکلي با هم نداشتيم اما مدتي قبل فهميدم او بدون اطلاع من و با جعل سند دو واحد آپارتمان مرا فروخته است. يک روز که در خانه بودم زن و شوهري به واحد طبقه سوم رفتند. چون رفتار آنها مشکوک بود هنگام بازگشت با آنها سر صحبت را باز کردم. زن و شوهر جوان به من گفتند آپارتمان را قولنامه کرده اند و به زودي اسباب کشي مي کنند. من به آنها گفتم مالک اصلي خانه من هستم اما آنها جواب دادند آپارتمان را از عزيز خريده اند.» اين زن ادامه داد؛ «شب وقتي که ماجرا را با شوهرم در ميان گذاشتم او ابتدا موضوع را به کلي انکار کرد اما وقتي فهميد حقيقت را فهميده ام فروش خانه را پذيرفت. بعد از آن بود که من به خاطر اين کار عزيز از او در دادسرا شکايت کردم و از آن پس او با من بناي ناسازگاري گذاشت و به بهانه اينکه مي خواهد به شهر ديگري مهاجرت کند مرا تحت فشار گذاشت تا خانه ام را بفروشم.»

در پي اظهارات اين زن شوهرش همه آنها را دروغ دانست و گفت؛ «من اختيار دارم محل زندگي مان را تامين کنم و مي خواهم او با من به روستايي که انتخاب کرده ام، بيايد. حر ف هايي را هم که او درباره جعل سند و فروش خانه اش مي زند، قبول ندارم.» به دنبال اظهارات اين زن و شوهر قاضي صداقتي وقت جديدي را براي رسيدگي به اين پرونده تعيين کرد تا درباره صحت و سقم گفته هاي طرفين تحقيق کند.
طلاق فرجام ازدواج پيامکي


گروه حوادث؛ دختري که با يک پيامک اشتباهي با شوهرش آشنا شده و با او ازدواج کرده بود، با بخشيدن مهريه اش از دادگاه تقاضاي طلاق کرد.

به گزارش خبرنگار ما، نگار زن 22 ساله که براي جدايي به دادگاه خانواده مراجعه کرده بود، وقتي در برابر قاضي حسن عموزادي رئيس شعبه 268 قرار گرفت، ماجراي زندگي اش را تعريف کرد. وي گفت؛ يک سال پيش به طور اتفاقي با شوهرم آشنا شدم. او در تهران بود و من در بيرجند زندگي مي کردم. يک روز وقتي داشتم براي دوستم که روز تولدش بود پيامک مي فرستادم، به اشتباه شماره وي را وارد کردم و پيامک براي شخص ديگري ارسال شد. دقايقي بعد برايم جواب محبت آميزي رسيد و براي من نوشت از پيامکم خوشش آمده است و مي خواهد با من ارتباط بيشتري برقرار کند. من در چند روز اول اهميتي به موضوع ندادم اما او دست بردار نبود. زن جوان ادامه داد؛ چند ماه از ارتباط من و جوان غريبه که بعدها فهميدم اسمش پوريا است، گذشت و در نهايت تصميم گرفتيم با هم تلفني صحبت کنيم. ارتباط تلفني ما مدتي ادامه داشت و سرانجام پوريا گفت عاشق من شده و مي خواهد با من ازدواج کند. اين خواسته پوريا در حالي بود که اصلاً من را نديده بود و نمي شناخت. من هم گفتم بايد به بيرجند بيايد و از نزديک با هم آشنا شويم.نگار که از ازدواجش ابراز پشيماني مي کرد، گفت؛ پوريا به اتفاق خانواده اش به شهر ما آمد و از من خواستگاري کرد اما پدر و مادرم با اين ازدواج مخالف بودند. آنها به من مي گفتند زندگي با اين پسر برايم خوشبختي به همراه نمي آورد، اما من طور ديگري فکر مي کردم. من هم عاشق پوريا شده بودم و آنقدر او را دوست داشتم که فکر مي کردم تنها مردي است که مي توانم با او خوشبخت شوم. سرانجام با اصرار من اين ازدواج سرگرفت. من و پوريا براي آغاز زندگي مشترک مان به تهران آمديم و همه چيز خيلي خوب شروع شد، اما بعد از مدتي متوجه شدم پوريا آن مردي نيست که من تصور مي کردم و تا به حال هرچه در مورد خودش به من گفته، اشتباه بوده است. رابطه من و پوريا آنقدر تيره شد که سرانجام تصميم گرفتم هر طور شده از او جدا شوم. از آنجايي که بر اين جدايي پافشاري دارم به پوريا گفته ام اگر من را طلاق دهد، حاضرم مهريه ام را ببخشم.نگار گفت؛ پوريا آنقدر مرا اذيت کرده است که ديگر از تلفن همراه و پيامک متنفر هستم، چون هر چه تا به حال سختي کشيده ام به خاطر پيامک اشتباهي بود که فرستادم. بنابر اين گزارش قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات اين زن رسيدگي به درخواست او را به آينده موکول کرد.
رضايت مشروط پدر يک مقتول در جلسه دادگاه
قصاص متهم، فرزند مرا زنده نمي کند


گروه حوادث؛ پسري که به خاطر متلک گويي به يک دختر با چند جوان درگير شده و يکي از آنها را به قتل رسانده است، ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما، اين جوان ميلاد نام دارد و متهم است قتل را با وارد کردن ضربات چاقو رقم زده است.

در ابتداي جلسه دادگاه ابتدا محمد شادابي در جايگاه به عنوان نماينده دادستان خطاب به قضات گفت؛ 22 فروردين ماه سال 85 به ماموران خبر دادند درگيري بين چند جوان باعث مرگ يکي از آنها شده است. دقايقي بعد پليس در محل حاضر و بررسي ها آغاز شد. ماموران متوجه شدند مقتول جواني به نام علي است که به طرفداري از يکي از دوستانش به نام بهزاد وارد درگيري شده و با ضربه چاقوي جواني به نام ميلاد کشته شده است. با توجه به اطلاعات به دست آمده ميلاد دستگير شد. وي از همان ابتدا به قتل اعتراف کرد و گفت؛ روز حادثه با دوستانم سر خيابان ايستاده بودم که بهزاد و محمد سراغم آمدند. بهزاد تهمت زد که من به خواهرش متلک گفته ام. به بهزاد توضيح دادم اصلاً خواهرش را نمي شناسم و به خانه مان برگشتم. شب که شد محمد و بهزاد به همراه سه پسر ديگر به سراغم آمدند و وقتي از خانه بيرون رفتم تا با آنان حرف بزنم به سرم ريختند. من هم به ناچار در دفاع از خودم چاقو کشيدم و ضربه يي زدم.

شادابي ادامه داد؛ متهم بعد از اعترافاتش صحنه قتل را بازسازي کرد اما در آخرين دفاع مدعي شد مرتکب قتل نشده و آنچه تاکنون گفته دروغ بوده است. با اين وجود مدارک ثبت شده در پرونده او نشان مي دهد اعترافات اوليه وي کاملاً درست است. بنابراين به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.سپس پدر مقتول در مورد خواسته اش گفت؛ مرگ پسرم داغ سنگيني را بر دلم گذاشت و مي دانم اگر ميلاد هم قصاص شود پدر و مادرش به اندازه من عذاب خواهند کشيد. مي دانم ميلاد جوان است و مي خواهد زندگي کند و مي تواند آينده روشني داشته باشد و با قصاص او پسر من زنده نمي شود اما فقط به يک شرط حاضرم او را ببخشم. وي گفت؛ اگر ميلاد واقعيت را بگويد از خون او مي گذرم اگر نه تقاضاي قصاص دارم.

پس از ولي دم قاضي عزيزمحمدي از شاهدان خواست در جايگاه قرار گيرند و هر آنچه ديده اند را توضيح دهند. سه شاهد پرونده خطاب به قضات گفتند به چشم خود نديدند ميلاد چاقو به علي زده باشد و فقط ديدند متهم چاقو در دست داشت.

در ادامه نوبت به متهم رسيد تا از خود دفاع کند. وي گفت؛ مدتي قبل از حادثه با دختري به نام روشنک آشنا شدم و شماره تلفنش را گرفته بودم. او به من گفته بود فقط يک خواهر دارد و برادري ندارد. تا اينکه روز حادثه بهزاد راهم را سد کرد و تهمت زد به خواهرش متلک گفته ام اما دروغ مي گفت، روشنک خواهرش نبود. روز حادثه بهزاد و دوستانش با چوب و چماق به جانم افتادند و پاي دو دوست من هم به دعوا کشيده شد، باور کنيد نمي دانم چه کسي علي را کشت اما من او را نزدم.بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و در نهايت ميلاد را به قصاص محکوم کردند.
عناوين اين صفحه
متهم در دادگاه سوگند خورد قصد نداشته شوهرش را بکشد
متهمان تاکنون به ارتکاب هشت سرقت اقرار کرده اند
دادخواست تمکين به تلافي اتهام کلاهبرداري
طلاق فرجام ازدواج پيامکي
قصاص متهم، فرزند مرا زنده نمي کند
عاملان قتل زنان را هر چه سريع تر دستگير کنيد
کشف جسد سوخته در دهکده المپيک
تهديد به خودکشي در ملاء عام
دستگيري قاتل فراري بعد از 30 سال
توضيح درباره يک خبر
سردسته گروه بزرگ سرقت در کرمانشاه به دام افتاد
کلاهبرداري با وعده تحصيل در انگلستان
50 سرقت در کارنامه سارقان سابقه دار

نامه نماينده مردم قزوين به فرمانده نيروي انتظامي
عاملان قتل زنان را هر چه سريع تر دستگير کنيد
نماينده مردم قزوين در مجلس در پي وقوع متعدد قتل هاي زنان به فرمانده نيروي انتظامي کشور نامه نوشت و خواستار تسريع در روند شناسايي قاتل يا قاتلان شد.حجت الاسلام قدرت الله عليخاني در گفت وگو با ايسنا گفت؛ وقوع سلسله قتل هاي مرموز در شهر قزوين که تا کنون به چهار مورد رسيده است و سرقت 10 کيلوگرم طلا از يک طلافروشي هنگام روز و در شلوغ ترين خيابان اين شهر انعکاس خوبي نداشته و فضاي نامناسبي به وجود آورده است، و من به خاطر مردم و خانواده هايي که قرباني اين قضيه شده اند نامه يي به فرماندهي ناجا نوشتم و از ايشان خواستم دستور بدهند با تلاش بيشتر، عوامل اين ماجرا هر چه سريع تر دستگير شوند.وي افزود؛ انتظار ما اين بود که دستگاه هاي ذي ربط قبل از رسيدن آمار قتل ها به چهار مورد با به دست آوردن سرنخ، از وقوع بيشتر آنها جلوگيري مي کردند.نماينده مردم قزوين در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به مطرح کردن خصوصي اين قضيه به جانشين فرماندهي ناجا در کميسيون امنيت ملي مجلس اظهار کرد؛ سردار احمدي مقدم در آن جلسه به من از دستگيري قاتل يا قاتلان خبر داد که بعد از اتمام جلسه متوجه شدم کسي دستگير نشده و قتل ديگري نيز در قزوين اتفاق افتاده است.


کشف جسد سوخته در دهکده المپيک
کشف جسد سوخته مردي در غرب تهران پرونده يي را در دادسراي امور جنايي به جريان انداخت. ماموران کلانتري شهرک گلستان ساعت 9 صبح ديروز در جريان کشف جسد سوخته مردي در کوچه هشتم ميدان دهکده واقع در دهکده المپيک قرار گرفتند و حسين اصغرزاده بازپرس کشيک قتل را باخبر کردند.در بررسي هاي اوليه مشخص شد جسد متعلق به فردي حدوداً 25ساله است که روي دو دستش خالکوبي کرده است.با انجام تحقيقات بيشتر در محل کشف جسد، يک گالن 10 ليتري بنزين يافت شد که اين امر از وقوع حريق در محل کشف جسد حکايت داشت.بازپرس اصغرزاده در اين باره گفت؛ در اين پرونده هم احتمال قتل وجود دارد و هم احتمال خودسوزي و اظهارنظر قطعي در خصوص علت حادثه منوط به تکميل تحقيقات و اظهارنظر پزشکي قانوني است.


تهديد به خودکشي در ملاء عام
مرد جواني با حضور در پشت بام برج پاستور همدان در ملاء عام تهديد به خودکشي کرد.اسماعيل صادقي کارشناس فوريت هاي پزشکي اورژانس همدان در گفت وگو با ايسنا در تشريح حادثه گفت؛ ساعت 39/11 روز سه شنبه کارکنان اورژانس مطلع شدند مردي حدوداً 24ساله با حضور در پشت بام پاستور قصد دارد خودش را به پايين پرت کند.صادقي ادامه داد؛ کارشناسان اورژانس پس از حضور در صحنه متوجه شدند حدود نيم ساعت از استقرار اين فرد در بالاي برج مي گذرد.وي اظهار کرد؛ با حضور نيروهاي انتظامي، آتش نشاني و نيروهاي امدادي از هرگونه اتفاق ناگواري جلوگيري شد و اين مرد خواسته خود را دريافت برگه سلامت عنوان کرد و پس از صحبت با پزشک معالجش در بيمارستان روانپزشکي فرشچيان حاضر شد از برج پايين بيايد.علي اکبر فاميل کريمي فرماندار همدان نيز گفت؛ اين فرد 24ساله و مجرد است و سابقه بيماري رواني داشته است.حسين محققي عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه بوعلي سيناي همدان نيز در اين باره گفت؛ اين گونه اقدامات در مشکلات رواني ريشه دارد البته گاهي نيز تمارض است و براي خودنمايي صورت مي گيرد.محققي افزود؛ کسي که مي خواهد خودکشي کند، به کار خود اقدام مي کند اما فردي که در ملاء عام دست به چنين اقدامي مي زند مطمئناً خواسته يي دارد و براي رسيدن به آن چنين راهي را انتخاب کرده است.وي اين حرکت را نوعي فرياد کمک طلبي ارزيابي و تاکيد کرد؛ هر نوع رفتار اينچنيني را بايد جدي گرفت.


دستگيري قاتل فراري بعد از 30 سال
رئيس دادگستري شهرستان بابل از دستگيري يک زنداني فراري پس از 30 سال خبر داد.عبدالله رضاييان با اعلام اين خبر افزود؛ اين مرد که اهل يکي از روستاهاي بابل است، در سال 56 همسر خود را به قتل رساند و در زندان ساري به سر مي برد اما در جريان انقلاب از زندان فرار کرد.وي تصريح کرد؛ قاضي پرونده سال گذشته حين بررسي مجدد طي استعلام از اداره ثبت احوال مشخصات قاتل فراري را از کارت ملي دريافت کرد.رضاييان ادامه داد؛ اين مرد در کرج داراي شغل آزاد و صاحب زن و فرزند است و در همان مکان دستگير شد و هم اکنون در زندان بابل بازداشت است.رئيس دادگستري شهرستان بابل با اشاره به اينکه مرد فراري علت قتل همسر خود را مشکل اخلاقي وي اعلام مي کند، گفت؛ اولياي دم مقتول فوت شده اند و دختر 32ساله وي به آزادي پدر رضايت داده است اما اين مرد تا زمان جلب رضايت برادر و خواهر مقتول بايد در زندان بماند و اگر نتواند رضايت آنها را جلب کند، قصاص خواهد شد.


توضيح درباره يک خبر


خانواده زن و مرد سالخورده يي که قرباني يک جنايت شده بودند، درباره اين خبر توضيحي را به روزنامه اعلام کردند. در اين جنايت مردي 83ساله به نام جواد بياتاني و همسر او به نام زهرا کشته شدند و از سوي پليس آگاهي تهران اعلام شد قاتل نوه آن دو است حال آنکه پسر مرد سالخورده به خبرنگار ما گفت قاتل هيچ نسبت نسبي و سببي با مرحوم جواد بياتاني نداشته بلکه نوه زهرا است و زهرا همسر دوم پدر او بوده است.


سردسته گروه بزرگ سرقت در کرمانشاه به دام افتاد
سردسته يک گروه بزرگ سرقت که با کمک همدستانش نزديک به 80 فقره سرقت انجام داده است، دستگير شد. به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا وقوع چندين فقره سرقت منزل، مغازه و احشام در کرمانشاه، کارآگاهان را بر آن داشت براي شناسايي و دستگيري عاملان سرقت اقدام کنند. در ابتدا چند منزل سرقت شده به دقت مورد بررسي قرار گرفت و با توجه به نحوه ورود سارقان به محل هاي دزدي، نوع اموال مسروقه و زمان انجام سرقت ها کارآگاهان متوجه شدند سارقان خانه هايي را که حداقل تجهيزات ايمني را دارند انتخاب مي کنند. کارآگاهان در ادامه با تحقيقات تخصصي و ايجاد گشت هاي نامحسوس در مناطقي که بيشترين ميزان سرقت در آن رخ داده بود به سرنخ هايي دست يافتند تا اينکه سرانجام سردسته سارقان در حالي که در تدارک انجام سرقت ديگري بود در يکي از محلات کرمانشاه شناسايي شد و با وجود تلاش فراوان مجرم براي فرار، پس از چند دقيقه تعقيب و گريز به دام افتاد.متهم در بازجويي ها ادعا کرد هيچ نقشي در سرقت هاي اخير ندارد اما آثار و مدارک به دست آمده چاره يي جز اعتراف باقي نگذاشت و متهم عنوان کرد به همراه همدستان ديگرش که همگي سابقه دار هستند اقدام به 80 فقره سرقت از منازل، مغازه ها و احشام در شهرهاي کرمانشاه، جوانرود، اسلام آباد غرب، بيستون و روستاهاي تابعه آن کرده اند. با اعترافات سردسته باند وي روانه زندان شد ضمن اينکه تلاش براي دستگيري همدستان او کماکان ادامه دارد.سرهنگ اميدي رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه در اين رابطه از شهروندان خواست نکات ايمني را در منازل و خودرو خود رعايت کنند و در مواردي که براي مدت طولاني خانه را ترک مي کنند، نصب حفاظ هاي ايمني را جدي بگيرند. وي در ادامه گفت؛ متاسفانه در بسياري از موارد سرقت هاي منزل رعايت نکردن نکات ايمني عامل اصلي انجام دزدي است که اميدواريم با توجه بيشتر شهروندان آمار سرقت در اين حوزه بيشتر از پيش کاهش پيدا کند.


کلاهبرداري با وعده تحصيل در انگلستان
زني که با وعده فراهم کردن مقدمات تحصيل در کشور انگلستان اقدام به کلاهبرداري ميليوني از 28 مالباخته کرده بود، روانه زندان شد.چندي پيش شخصي ضمن مراجعه به کلانتري ولنجک ماموران را از وقوع يک کلاهبرداري مطلع کرد و گفت؛ مدتي قبل از طريق يکي از دوستانم با زني به نام رکسانا آشنا شدم. وي ادعا مي کرد در انگلستان تحصيل کرده و مي تواند مقدمات سفر دخترم را به اين کشور فراهم کند.وي افزود؛ رکسانا مبلغ 30 ميليون تومان از من گرفت ولي پس از گذشت دو هفته وقتي با او تماس گرفتم متوجه شدم تلفنش خاموش است، با مراجعه به آپارتمانش فهميدم وي متواري شده است.پس از مطرح شدن اين شکايت در دادسرا، ماموران پليس آگاهي تحقيقات خود را آغاز کردند و تصوير چهره نگاري شده متهم را در اختيار گشت هاي پليس قرار دادند و سرانجام اين زن شياد دستگير شد.در بازجويي ها مشخص شد اسم واقعي اين زن الناز است و تاکنون از 28 مالباخته با وعده تحصيل در انگليس کلاهبرداري کرده و اين در حالي است که خودش مدرک تحصيلي سيکل دارد.الناز در اعترافاتش گفت؛ مردم وقتي مي شنيدند در خارج از کشور تحصيل کرده ام بدون اينکه تحقيقي در مورد صحت اين موضوع انجام بدهند به راحتي به من اعتماد مي کردند.متهم با دستور مقام قضايي و صدور قرار قانوني روانه زندان شده و پرونده براي مراجعه مالباختگان در دادسرا ناحيه يک تحت بررسي است.


50 سرقت در کارنامه سارقان سابقه دار
اعضاي گروهي متشکل از مجرمان حرفه يي که 50 سرقت را در پرونده خود داشتند، دستگير و روانه زندان شدند.سرهنگ درعلي رئيس پليس آگاهي استان چهارمحال و بختياري با اعلام اين خبر افزود؛ متهم اصلي اين پرونده با کمک يکي از همدستانش چندين فقره سرقت موتورسيکلت و 50 فقره کيف قاپي را در پرونده خود دارد. آنها در اکثر موارد با استفاده از موتورهاي سرقتي اقدام به کيف قاپي مي کردند.رسيدگي به پرونده چندي قبل با دريافت شکايات متعدد از وقوع سرقت ها در شهرستان شهرکرد شروع شد. در اولين گام کارآگاهان با بررسي دقيق صحنه هاي وقوع جرم، شگردها و نوع اموال سرقتي متوجه شدند سرقت ها توسط گروهي متشکل از مجرمان سابقه دار و حرفه يي انجام مي شود؛ به همين دليل با بررسي دقيق پرونده چند مجرم سابقه دار، دايره اطلاعاتي خود را به چند مظنون محدود کردند. در ادامه کارآگاهان دريافتند يکي از زندانيان مدتي است از زندان مرخصي گرفته و ديگر بازنگشته است.وي افزود؛ کارآگاهان در اقدام بعدي با کنترل کامل و شبانه روزي اين مظنون و افراد مرتبط با وي تلاش براي دستگيري او را آغاز کردند ولي مطلع شدند وي از شهرکرد به آبادان گريخته است و حتي خانواده وي نيز از ترس اينکه دستگير شوند محل زندگي خود را تغيير داده اند. بلافاصله چند تيم عملياتي از کارآگاهان به استان خوزستان رفتند ولي متهم مجدداً به شهرکرد برگشته بود.اين بار کارآگاهان با کنترل نامحسوس و همزمان چند محل مشکوک که احتمال مخفي شدن متهم در آنجا وجود داشت، موفق به دستگيري وي شدند. اين مرد در تحقيقات اوليه عنوان کرد با همدستي اعضاي باندش اقدام به سرقت چهار دستگاه موتورسيکلت در شهرکرد و نجف آباد کرده و با استفاده از آنها در شهرکرد و آبادان کيف قاپي و سرقت از منازل انجام مي داده. در ادامه همدستان وي نيز در استان خوزستان دستگير شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام