پنج شنبه، 10 ارديبهشت 1388 - شماره 1939
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
مديريت کمرنگ زنان در صنعت گردشگري ايران

دلبر توکلي

امروزه گردشگري يکي از پررونق ترين فعاليت هاي اقتصادي جهان است. اين صنعت اکنون در بسياري از کشورها با رشد سريع تر نسبت به ساير بخش هاي اقتصادي و با ايجاد فرصت هاي شغلي جديد، يک صنعت پيشرو تلقي مي شود. گردشگري به قدري در توسعه اقتصادي و اجتماعي کشورها اهميت دارد که اقتصاددانان آن را «صادرات نامرئي» نام نهاده اند.

در تقسيم بندي مهم ترين منابع درآمدزايي در جهان، صنعت اکتشاف نفت و بهره برداري از آن به عنوان پردرآمد ترين فعاليت صنعتي مطرح مي شود و پس از آن صنعت خودروسازي و در رتبه سوم گردشگري و جذب گردشگر قرار دارد.

اين تقسيم بندي از چند جنبه حائز اهميت است. اولين مطلب قابل توجه آن است که انسان در توليد اصلي ترين منبع درآمدزايي خود هيچ نقشي ندارد زيرا نفت حاصل فرآيند هاي بيولوژيک طبيعي است و انسان با استخراج آن، اين محصول ارزشمند را به بهره وري مي رساند اما بايد توجه داشت که اين منبع زوال پذير است و نمي توان با ترسيم آينده يي روشن از آن به عنوان زيرساخت اقتصادي نام برد و اگر از صنعت ماشين سازي بگذريم، به گردشگري مي رسيم که دومين مورد قابل توجه از آن سرچشمه مي گيرد. مي توان چنين ارزيابي کرد که گردشگري صنعتي پايدار است و با شتاب جهان به سوي زندگي ماشيني، اهميت خود را در زندگي فردي و اجتماعي بشر نمايان مي سازد.

گردشگري سرمايه يي ارزشمند است که مي توان با صرف هزينه معمول آغازين، بهره وري پرسود دائمي را از آن انتظار داشت. حال اگر به صنعت ماشين سازي برگرديم، درمي يابيم که برخلاف پيشرفت تکنولوژي و طبق پيش بيني کارشناسان در آينده يي نزديک تحولي اساسي در اين چيدمان به وجود خواهد آمد به طوري که گردشگري با در اختيار گرفتن فناوري هاي پيشرفته و با توجه به رويکرد کشورها، رتبه اول درآمدزايي ارزي را در کشور هاي جهان به خود اختصاص خواهد داد.

طبق آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان جهاني جهانگردي، در فاصله سال هاي 1950 تا 2005 گردشگري بين المللي شاهد رشد فزاينده يي شد و حجم اقتصادي آن از 2/1 ميليارد دلار امريکا به بيش از 622 ميليارد دلار افزايش يافت. همچنين گردشگري در سال 2007 توانسته است 10/3 درصد از توليد ناخالص ملي جهان را به خود اختصاص دهد.

در همان سال وضعيت ايجاد اشتغال در اين صنعت با حدود 234 ميليون شغل به بيش از 2/8 درصد از کل شاغلان به کار در سطح جهان ارتقا يافت. اهميت اقتصادي صنعت گردشگري و سفر همچنان با افزايش وسيع تعداد مسافران از 25 ميليون نفر در فاصله سال هاي 1950 به 783 ميليون نفر در سال 2006 با ميانگين رشد سالانه آن بالغ بر 6/5 درصد افزايش يافت و همين روند رو به رشد موجب شد کشورهاي مختلف جهان هر روز بر سرعت قطار گردشگري خود بيفزايند. بر همين اساس مسوولان کشورمان هم که سال ها است به دنبال راهي براي خروج از تک محصولي بودن اقتصاد ايران هستند، اين بار صنعت گردشگري را هدف قرار داده و در تدوين سند چشم انداز 20ساله، سهم ايران از درآمد گردشگري جهاني را 25 ميليارد دلار تعريف کرده اند. بر اين اساس با ورود20 ميليون گردشگر به کشور تا پايان برنامه سهم کشورمان از گردشگري جهاني از 07/0درصد در سال 83 به 2 درصد در سال 1404 رشد خواهد داشت.

از سوي ديگر به گفته پروفسور صحرائيان، اقتصاددان، به ازاي هر گردشگر ورودي 4 تا 10 شغل ايجاد مي شود که در محاسبات اقتصاددانان توسعه اين روند با احتساب مشاغلي در بخش هاي توليدي و خدماتي براي هر گردشگر، ايجاد شغل به 15 تا 18 نفر به طور مستقيم و غيرمستقيم مي رسد. بنابراين اگر روياي ورود 20 ميليون گردشگر به کشور تحقق پيدا کند، با رشد چندميليوني مشاغل مرتبط با گردشگري روبه رو مي شويم. با توجه به اينکه گردشگري صنعتي فرابخشي است، با ورود گردشگران انبوه به کشور توسعه کاري آن در مشاغل مختلف توزيع مي شود و زنان و مردان بسياري جهت ارائه خدمات به گردشگران به کار گمارده مي شوند. اما از آنجايي که در حال حاضر بيشتر در کارهاي خدماتي و بازاريابي از حضور زنان استفاده مي شود، در صورتي که فرصت هاي برابر حضور براي آنان ايجاد نشود، با افزايش درآمد صنعت گردشگري سطح درآمد آنان نمودار ثابتي را طي خواهد کرد. در حال حاضر 90 درصد زنان شاغل در بخش هاي مختلف گردشگري جزء حقوق بگيران و کارمندان دفاتر خدمات مسافرتي، رستوران ها و مراکز اقامتي محسوب مي شوند بنابراين چون ميزان دستمزد دريافتي اين افراد وابسته به تعداد گردشگر ورودي نيست، با سير صعودي روند ورود گردشگران به کشور سطح درآمد آنان تغيير نمي کند. به گفته يکي از اعضاي هيات مديره انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي ايران تنها 10 درصد از آژانس هاي مسافرتي کشور داراي مدير زن هستند که البته اين نسبت در بين مديران فني دفاتر خدمات مسافرتي، عکس بوده و حدود 80 درصد مديران فني دفاتر خدمات مسافرتي را زنان تشکيل مي دهند. اين در حالي است که مديران فني مسووليت خطير طراحي تور و اجراي آن را عهده دار هستند و مدير آژانس درآمد اصلي حاصل از اين زحمات را بهره برداري مي کند.

حتي در بخش هتلداري نيز به دليل اينکه تعريفي تاريخي براي زنان در اين بخش صورت گرفته است، آنان را در بخش هايي که در معرض ديد ميهمانان قرار ندارند مانند خانه داري و بخش لاندري هتل به کار مي گمارند و مديريت و پذيرش هتل ها برعهده مردان است و از آنجايي که راه اندازي يک هتل نياز به سرمايه کلاني دارد، در اين بخش حضور زنان محو شده است.

پروانه شکوهي راهنماي تور معتقد است به دليل اينکه نبض اقتصاد کشور در دست مردهاست، امکان حضور براي زنان در حوزه هايي که نياز به سرمايه گذاري کلان دارد وجود ندارد.

مريم حاتمي مدير آژانس فلامينگو نيز با تاييد نظرات شکوهي مي گويد؛ «تا زماني که زنان در بخش مديريتي و تصميم گيري گردشگري حضور ندارند طرح و الگويي نيز براي به دست آوردن سهم خود از توسعه گردشگري نيز نمي توانند داشته باشند.»

وي همچنين معتقد است درحالي که بازار کار گردشگري برعهده زنان گذاشته شده است اما درآمد حاصل از آن بين مردان تقسيم مي شود.

اين در حالي است که نقش زنان در توسعه اقتصادي صنعت گردشگري قابل بررسي است چون اغلب زنان به کارهاي دستي چون گليم بافي، حصيربافي، سوزن دوزي يا صنايع دستي بومي هر منطقه مي پردازند که فروش آنها درآمد قابل توجهي براي جامعه ميزبان به ارمغان مي آورد. براي مثال هنگام ورود به روستاي ابيانه زنان بسياري در هر کوچه هستند که با فروش صنايع دستي خود، از سرکه و لواشک تا نقره و لباس هاي محلي و... به کسب درآمد مي پردازند. در روستاي ماسوله نيز زنان پاپوش ها و عروسک هايي را که خود بافته اند، براي فروش عرضه مي کنند. اين مساله نشان دهنده نقش زنان در اين عرصه است.

يکي از کارشناسان بخش گردشگري که خواست نامش ذکر نشود، معتقد است هنوز آمادگي کافي فرهنگي براي پذيرش نيروي زن در جامعه وجود ندارد و نبايد به بهانه اينکه زنان مسووليت خانه داري را نيز عهده دار هستند، صورت مساله حضور آنان در سطوح مديريتي و کلان اقتصادي را پاک کرد. سازمان جهاني جهانگردي در سال 2007 با هدف ايجاد فرصت هاي برابر براي حضور زنان در عرصه گردشگري محوريت کارش را بر باز شدن درهاي گردشگري به روي زنان اعلام کرد. اما با وجود آنکه ايران يکي از نخستين اعضاي اين سازمان محسوب مي شود، طي سال 2007 و حتي پس از آن هيچ برنامه خاصي در راستاي تحقق اين امر انجام نداد. البته معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در پاسخ به اينکه چه اقداماتي براي تحقق اين شعار در ايران صورت گرفته، گفت؛ «ما از فعاليت زنان در اين حوزه حمايت مي کنيم.» سهيلا توکلي مدير يکي از رستوران ها نيز معتقد است برخلاف آنچه تصور مي شود، رستوران داري کاري مردانه نيست و نمي توان آن را مردانه يا زنانه تلقي کرد بلکه هر فردي که از ارائه غذاهاي سالم و باکيفيت به مشتريانش لذت ببرد، مي تواند يک رستوران دار خوب باشد. اما او نيز مانند ساير زنان فعال در اين حوزه- که در اين گزارش از نظرات شان استفاده شد- از توزيع ناعادلانه امکانات بين زنان و مردان فعال در اين بخش اعلام نارضايتي مي کند. او معتقد است به دليل اينکه زنان در مراجعه بانک ها و ساير بخش هايي که تسهيلاتي را براي توسعه گردشگري ارائه مي دهند، به ضابطه پايبند هستند و مردان از روابط شان استفاده مي کنند از دريافت تسهيلات در شرايط برابر، جا مي مانند در نتيجه سطح درآمدشان از مردان فعال در اين بخش کمتر است.

نظام درس، سردرگم در دايره بسته گچ و تخته
طاهره کدخدازاده

با اينکه هر سال شاهد تغييرات در کتاب هاي درسي هستيم اما اين کتاب ها همچنان فاقد مفاهيم گويا براي دانش آموزان هستند. آنها را نقاد و تحليلگر بار نمي آورند، کاربردي نيستند و از فعاليت هاي علمي، آزمايشگاهي و تحقيقاتي کمتر سخن به ميان مي آورند. امروز کتاب هاي درسي را چنان با اصول و چارچوب هاي خاص به دانش آموزان ياد مي دهيم که جز خستگي نتيجه ديگري ندارد و از سوي ديگر به علت غيرکاربردي بودن مطالب و موضوعات درسي، دانش آموزان فقط به دنبال بالا بردن معدل و درصد قبولي هستند و مطالب در ذهن آنان نهادينه نمي شود. نويسنده اين نوشتار در ادامه دلايل ناکارآمدي کتاب هاي درسي را برشمرده است.

شيوه هاي تدريس

اصولاً در نظام آموزشي غيرهدفمند که همواره شيوه هاي تدريس سنتي را سرلوحه کار خود قرار مي دهد معلم نقش محوري در کلاس درس ايفا مي کند و حضور او بيشتر مبتني بر سخنراني و استفاده از مهارت هاي کلامي است و اين سبب مي شود دانش آموزان در فرآيند تدريس و يادگيري و ايفاي نقش فعال، فرصت مشارکت کمتري پيدا کنند. دانش آموزان در اين شرايط صرفاً مطالب را حفظ مي کنند و امتحان مي دهند و مجالي براي بروز استعدادهاي خلاق نمي يابند. به مرور تحرک و پويايي رنگ مي بازد، معلم محوري جانشين دانش آموز محوري مي شود و مهم تر اينکه ذهن پرسشگر و کاوشگر فرصت کافي براي رشد نمي يابد. از سوي ديگر معلم نيز دچار رکود و روزمرگي مي شود و در برابر سوالات جديد قرار نمي گيرد.تغيير پي در پي مديران و اعمال سليقه در نظام آموزشي از معضلات امروز آموزش و پرورش است. حقيقت اين است که بيشتر برنامه ها و تصميم ها با تغيير مديران دستخوش تغيير و تحول مي شود. رويکردهاي سليقه يي، صدور بخشنامه ها و آيين نامه هاي متعدد، گرفتاري در وادي سلايق شخصي و تن دادن به آزمون و خطا آسيب هاي جبران ناپذيري بر پيکره نظام آموزشي وارد کرده و مي کند.

بي اعتنا به دنيا

هرچند در آغاز هزاره سوم با دنيايي مدرن و ابزارهايي پيشرفته همچون کامپيوتر، ماهواره، اينترنت و ... روبه رو هستيم اما متاسفانه تنها ابزار آموزشي ما در بسياري از مدارس «گچ و تخته» است. نظام آموزشي ما نتوانسته با دنياي پيشرفته هماهنگ شود و اين يک واقعيت است. بله، نظام آموزشي ايران با دنياي مدرن امروز هماهنگ نيست.

نقش معلم

بي توجهي به نقش معلم در روند تحول آموزش و پرورش يکي از دلايل عقيم ماندن آن است. تا زماني که سه چالش اساسي يعني بي بهره بودن از شأن و جايگاه اجتماعي مطلوب، ناکافي بودن سطح دانش و مهارت حرفه يي و پايين بودن سطح حقوق و مزاياي معلمي وجود داشته باشد، نخواهيم توانست تحول بنيادين در آموزش و پرورش ايجاد کنيم. تحول را بايد از معلمان شروع کرد. بي توجهي به اين موضوع مي تواند توجيهي براي چندشغله بودن معلمان باشد. معلم در يک زمان در يک مدرسه مشغول تدريس است اما ساعتي ديگر بايد خود را به نقطه يي ديگر برساند و به تدريس در کلاس خصوصي يا آموزشگاه ها مشغول شود. که در اين حالت، کيفيت و بهره وري و شور و نشاط کاهش مي يابد و توان نوآوري و خلاقيت و ابتکار از دانش آموز گرفته مي شود.

اهميت کميت ها

آموزش و پرورش در کشور ما چنان درگير حاشيه هاي سرگرم کننده از قبيل نوسازي و تجهيز مدارس، معيشت، مسکن و حقوق معلمان و به طور خلاصه مسائل کمي شده که از پرداختن به موضوع اصلي يعني فرآيند صحيح تعليم و تربيت دور مانده است. از طرفي گستردگي و حجم زياد اين مجموعه مي طلبد که کوچک سازي و واگذاري آن به سازمان ها و مردم اهتمام ورزيم.

بررسي صلاحيت ها

در حال حاضر افرادي که حتي در حوزه تخصصي خود قادر به فعاليت نيستند، از طريق مجاري ديگر مديريت آموزش و پرورش را بر عهده مي گيرند و در بعضي موارد تصميم هايي از سوي اين افراد اتخاذ مي شود که به صلاح آموزش و پرورش و نظام آموزشي نيست. از يک طرف مشارکت پذير نبودن و نداشتن تعامل با بيش از يک ميليون نيروي کارشناس و تحصيلکرده و ناتواني در استفاده بهينه از آنان و از طرف ديگر نبود کارشناس و متخصص تعليم و تربيت به معناي واقعي از چالش هاي فراروي آموزش و پرورش در اين زمينه است.

فضاي نامطلوب

به طور معمول فضاي آموزشي در کشور به گونه يي است که حس ناخوشايندي در دانش آموزان و بي ميلي و نداشتن انگيزه را در معلمان تقويت مي کند. دانش آموزي که نمره قبولي لازم را کسب کرده و معدل بالايي دارد اما در عمل بسيار ضعيف است و حتي در برخوردهاي اجتماعي و حل مشکلات و کارهاي فردي و شخصي خود ناتوان است. اين موارد بايد به گونه يي اساسي و کارشناسي شده متحول شود. به عبارت ديگر فضاي آموزشي کشورمان به دور از هرگونه جذابيتي فقط به دنبال کسب معدل و گذر از امتحانات است و مي خواهد دانش آموزان را با نمره قبولي از پلي به نام امتحان عبور دهد آن هم بدون کمترين آينده نگري در عرصه آموزش و پرورش.

مشارکت مردم

مشارکت مردم در انجمن اوليا و مربيان در حد بسيار پاييني است و در بسياري از خانواده ها گاهي ديده شده به اين انجمن با نگاه ديگري مي نگرند و هنگامي که دعوتنامه يي از سوي مدرسه به دست والدين مي رسد تا در انجمن اوليا و مربيان شرکت کنند فوراً گفته مي شود باز پول مي خواهند و اين ذهنيت منفي سبب شده مردم چنين انجمني را محرم خود ندانند، اين در حالي است که فلسفه وجودي انجمن اوليا و مربيان ايجاد پيوند ميان خانه و مدرسه است.بي توجهي به مقوله «فرهنگ» نيز در سال هاي اخير آنقدر پيش رفته که سبب تغيير ذائقه جامعه شده و در واقع کارهايي از جنس فرهنگي کم سودترين يا حتي زيانبارترين کارها به شمار مي آيد و اين وضعيت منجر به نبود تفکر و خلاقيت اقتصادي در حوزه تعليم و تربيت شده است. اين عامل و عواملي از قبيل افراط در حمايت يکطرفه از دانش آموزان بدون در نظر گرفتن ظرفيت هاي فرهنگي و اجتماعي سبب شکسته شدن اقتدار معلمان و در نهايت تنزل غيرمستقيم پايگاه اجتماعي آنان شده است. در واقع ما مرحله گذار به جامعه باز را بسيار پرهزينه پشت سر گذاشتيم و اين رويکرد تضعيف آميز فرهنگي و اقتصادي سبب ناکامي و عزلت نخبگان و گاه رويارويي آموزش و پرورش با مقوله فرار نخبگان بوده است. اگر بخواهيم تحول بنيادين در آموزش و پرورش ايجاد کنيم بايد به سه نکته اساسي توجه وافر داشته باشيم؛ شناخت شرايط موجود و کمبود و کاستي هاي آن در مقايسه با وضعيت مطلوب، ايجاد شرايطي که در آن الگوهاي نو بتواند به صورت عملي درآيد و سرانجام آگاه ساختن گروه هاي مختلف در خصوص فوايد و ضروريات تحول در آموزش و پرورش. از آنجا که يکي از اهداف مهم آموزش و پرورش توجه به معلمان و ايجاد فضايي مناسب براي آنان است بايد تحول را از معلمان شروع کرد. شأن و منزلت معلم در صورتي نمود عيني پيدا مي کند که جايگاه او در فرآيند تصميم گيري تعريف و در نگاه مديران به عنوان يک باور قلبي پذيرفته شود. تا زماني که کليه تصميمات مديران حوزه توسط معلمان در مدرسه به مرحله اجرا دربيايد تحول معنا و مفهومي ندارد. تا زماني که معلم دغدغه مسائل رفاهي و معيشتي دارد و در تامين مايحتاج زندگي با مشکل روبه رو است و به ناچار بايد شغل دوم يا سوم نيز داشته باشد، انتظار کارآمدي و اثربخشي از او بيشتر شبيه آرزو است تا واقعيت.سياستگذاران آموزش و پرورش بايد هر سال به ويژه در تعطيلات تابستان آموزش هاي لازم را در اختيار معلمان قرار دهند زيرا در شرايط متحول جهاني نبايد فکر و عمل معلم محدود به مرزهاي جغرافيايي باشد. بايد از قدرت خلاقيت و ابتکار لازم بهره مند شود. معلم نبايد فعاليت هاي خود را محدود به کتاب و جزوه کند بلکه با استفاده مدام از فناوري جديد مانند اينترنت، رايانه و ... به بروز استعدادهاي خلاق و نوآور کمک کند.در زمانه ما، اداره مطلوب مدارس شامل اصول و قواعدي است که بايد آنها را آموخت و به کار بست. با رشد روزافزون علم و تکنولوژي در دنيا، دوره اداره آموزش و پرورش به روش سنتي و متمرکز بدون پويايي و رويکرد تحولي و ناهماهنگ به سر آمده و آموزش و پرورش براي حفظ و بقاي خود و ايجاد قابليت براي تغييرات مثبت و هدفمند در دانش آموزان به مديران کارآمد و اثربخش نياز دارد تا بتوانند نظام غيرمتمرکز را در آموزش و پرورش نهادينه کنند. بدون ترديد براي تعميق يادگيري و دروني کردن آن و همچنين تقويت روحيه تحقيق و مطالعه و پرورش قوه خلاقيت، ابتکار و مهارت آموزي در دانش آموزان بايد از روش هاي نوين علمي و آموزشي استفاده کنيم که تحقق اين امر در گرو تامين نيروي انساني مجرب و کارآمد و برنامه ريزي مناسب است.
سفرنامه حج
به آقاي کروبي سلام برسونيد
رضا اسماعيلي

در مدينه که بوديم زياد پيش مي آمد که آدم هاي مشهوري را ببينيم، يا آدم هاي پست و مقام داري که ما نمي شناختيم. مشغول خوردن ناهار هستيم که آقاي راست گفتار که رو به روي من نشسته، مي گويد؛ برنگرد، فقط به من نگاه کن. اون آقايي که از پشت سرت داره رد ميشه...

برمي گردم که نگاهش کنم، مي زند روي دستم؛ ضايع، ميگم نگاه نکن،

اين پسر حاج آقا فلانيه

روزهاي ديگر هم به همين ترتيب؛

- اين آقاي فلانيه که مدير کله.

-اين آقاي بهمانيه که قبلاً وزير بوده.

-اين آقا هم قراره بعداً وکيل مجلس بشه.

يک روز که از هتل به سمت مسجدالنبي مي رفتيم، اتفاقي «مهران رجبي» را ديديم که به يک تير برق تکيه داده و سرگرم موبايلش بود. جلو رفتيم و سلام کرديم. برخلاف آنچه در مورد هنرپيشه هاي سينما و تلويزيون شنيديم، آدم خاکي و افتاده يي بود، اصلاً هم اهل قيافه گرفتن نبود. براي همين هم زود خودماني شديم و سر صحبت را باز کرديم.

-حالا چرا اينجا وايستادين؟

-منتظر آقاي دانيال حکيمي هستم.

-مگه اونم اومده؟

-بله با هم تو هتل هم اتاقيم.

-حالا کدوم هتل هستين؟

-همين بغل، هتل مکارم2.

همين جور صحبت ما گل انداخته بود که رفيق مان دست مي کند تو جيبش و ضبط صوت کوچک خبرنگاري اش را درمي آورد و مي گيرد جلوي صورت آقاي رجبي و مي پرسد آقاي رجبي از اينکه به حج آمده ايد چه حسي داريد؟

رجبي با تعجب به ضبط نگاه مي کند و مي گويد؛ بابا، اين ديگه چيه؟ توضيح مي دهم؛ اين دوست ما خبرنگار ايرنا است، اگه اجازه بديد يه مصاحبه يي با شما داشته باشيم براي خبرگزاري.

-بابا، يه اهني، اوهوني، همين جوري بي مقدمه که نميشه مصاحبه کرد.

-آقاي رجبي از اينکه به حج آمده ايد چه حسي داريد؟

«والله من که الان براي مصاحبه آماده نيستم.»

-آقاي رجبي از اينکه به حج آمده ايد چه حسي داريد؟

رجبي دستي به صورتش مي کشد و کمي فکر مي کند و مي گويد؛ «اين سفر براي من بسيار لذت بخش، دوست داشتني و باورنکردني است و اميدوارم همه مشتاقان و علاقه مندان بتوانند به سرزمين وحي سفر کنند. اين سفر براي من خيلي غيرمنتظره است به گونه يي که هنوز بعد از گذشت چند روز از حضور در اين مکان مقدس، هنوز باور نمي کنم افتخار حضور در مسجدالنبي نصيب من شده است.» نکته جالب اينجاست که اينجا هم در صحبت هايش از اصطلاحات سينمايي استفاده مي کند.

-اولين پلان دعاهايم براي اخوي بزرگ من است که سرطان دارد. اينجا پلان ها و سکانس ها را يک بار مي گيرند و برداشت دومي هم وجود ندارد. هيچ بازيگري نمي تواند نقش حاجي را باز مي کند، حداقل براي خدا نمي تواند نقش بازي کند که زود دستش رو مي شود. رجبي با احترام از پدرش ياد مي کند و مي گويد شايد اين حج، نتيجه کارهاي خير پدرم بود. او خادم مردم بود و در روستاي واريان (اطراف سد کرج) خود را وقف مردم کرده بود. حس مي کنم دعاهاي پشت سر او مرا به حج آورده است. گفت وگوي دوستم که تمام شد، به آقاي رجبي مي گويم کي براي مصاحبه وقت دارد؟

- مصاحبه؟ پس اين چي بود؟

-اين آقا براي ايرنا مصاحبه کرد، من براي روزنامه «اعتماد» مي خواهم.

از روزنامه اعتمادي؟ به آقاي کروبي سلام برسون،

- «اعتماد ملي» مال آقاي کروبيه، من از روزنامه «اعتماد» هستم، اعتماد خالي.

- مصاحبه نمي خواد از روي دست همين دوستت بنويس، در همين وقت دانيال حکيمي سر مي رسد. جلو مي رويم و خوش و بش مي کنيم. از قبل مي دانستم آقاي حکيمي ميانه خوبي با رسانه ها و خبرنگاران ندارد و تن به مصاحبه نمي دهد. اما تصميم گرفتم شانسم را امتحان کنم. برخلاف تصوري که داشتم، برخورد آقاي حکيمي بسيار دوستانه بود. اگر کسي نمي دانست، فکر مي کرد رفيق هاي چندين و چندساله ايم. براي همين به انجام يک مصاحبه خوب اميدوار شدم، اما وقتي که خودم را معرفي کردم و موضوع مصاحبه را پيش کشيدم، خيلي محترمانه و صميمانه عذرخواهي کرد. وقتي دليلش را براي خودداري از مصاحبه مي پرسم، با لحني دوستانه از همکاران مطبوعاتي گله مي کند که اصول حرفه يي کارشان را رعايت نمي کنند. مصاحبه هاي خيالي چاپ مي کنند، چيزهايي از قول ما مي نويسند که روح مان هم خبر ندارد، مي گويم شايد همين امتناع شما از انجام مصاحبه و علاقه دوستداران شما باعث تشديد اين وضعيت مي شود. بهتر نيست با روزنامه هاي جدي يا حداقل مجله هاي تخصصي سينمايي مصاحبه هايي داشته باشيد تا وضعيت بهتر شود؟

«چرا، شايد اين هم راه خوبي باشد، شايد من هم يک روز يک مصاحبه مفصل بکنم و همه گفتني ها را بگويم ولي حالا دوست دارم در خلوت خودم باشم، دوست دارم با خودم و خداي خودم خلوت کنم، به خود و خداي خود بينديشم.» حالا ديگر مجيد قناد «فتيله» هم سر مي رسد. سلام و عليک مي کنم و مي روم طرفش که با آقاي قناد صحبت کنم که رجبي دستم را مي کشد که کجا؟

-هيچي، مي خوام با آقاي قناد مصاحبه کنم.

-آقاي قناد رو بي خيال شو. حسابي خسته است.

-کاري ندارم فقط دوتا سوال کوچيک،

- اين بنده خدا رو ذله کردن از بس که ملت حال و احوال مي کنن باهاش، يکي گوشي موبايل رو ميده به آقاي قناد ميگه پسرم پشت خطه بهش بگو درسشو بخونه، آخه از شما حرف شنوي داره، اون يکي ميگه دخترم پشت خطه شما رو خيلي دوست داره، بهش بگو مشقشو بنويسه، جون هر کي که دوست داري بي خيال شو،

-فقط يه سوال.

-يه سوال هم نمي خواد، آقاي قناد همين هفته پيش با مجله زائر مصاحبه کرده، همون رو کپي کن و بفرست واسه روزنامت.

-آخه من يه مصاحبه اختصاصي مي خوام،

- (با خنده) تو بگو اين مصاحبه اختصاصي منه، کي مي فهمه؟ آخه پسر تو کي مي خواي اين چيزارو ياد بگيري؟ پس کي مي خواي يه خبرنگار واقعي بشي؟
مجلس شوراي اسلامي به وضعيت ميراث فرهنگي خوزستان رسيدگي کند
اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويان باستان شناسي دانشگاه هاي کشور با اعتراض به تخريب آثار باستاني در استان خوزستان و تخلف در صدور مجوز باستان شناسي با ارسال بيانيه يي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي خواستار رسيدگي به وضعيت ميراث فرهنگي خوزستان شدند.

در بخشي از بيانيه شماره 6 اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويان باستان شناسي دانشگاه هاي کشور آمده است؛ «در ادامه تخريب و سوء مديريت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در استان خوزستان، اخيراً علاوه بر نابودي و تخريب تاسف بار شماري ديگر از محوطه ها و يادمان هاي تاريخي و ذخاير و مواريثً فرهنگي و معنوي کشورمان، تخلفات و نقض آشکار ضوابط ميراث فرهنگي منجر به وارد آمدن آسيب هاي جبران ناپذيري شده است.»

در ادامه اين بيانيه با اشاره به صدور غيرمعمول مجوز باستان شناسي در محدوده کانال آبرساني رامهرمز به شرکت خصوصي ... آمده است؛ اين شرکت به عنوان شرکتي که در قبال ميراث فرهنگي کشور تخلف انجام داده بايد تحت پيگرد قرار گيرد و صلاحيت اعضاي آن مورد بررسي قرار گيرد و روشن شود چرا در نامه يي (به تاريخ 19/1/1388/ شماره 1332 / آپ / 7) خطاب به اداره ميراث فرهنگي رامهرمز و خارج از اختيارات خود از بلامانع بودن «اجراي جاده دسترسي مربوط به چاه هاي حفاري شده قديمي سازمان آب و برق و آب و فاضلاب رامهرمز در منطقه باستاني جوبجي» سخن گفته اند.» همچنين در اين بيانيه خواسته شده مشخص شود مديريت اين شرکت چه کساني هستند و در مجامع علمي داخلي يا بين المللي باستان شناسي چه جايگاهي دارند؟ سوابق اين شرکت و اعضاي آن، چه در زمينه اجراي طرح هاي مطالعاتي و چه انتشار مقالات و تاليفات باستان شناسي چيست؟ آيا در جامعه علمي باستان شناسي ايران شناخته شده و مورد تاييد هستند يا خير؟ در ادامه اين بيانيه نيز آمده است؛ «اتحاديه در وهله اول خواستار رسيدگي جدي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور به اين موضوع است و همزمان خواهان توجه ويژه نمايندگان محترم مجلس و مراجع قضايي به چنين اقداماتي عليه بنيان هاي فرهنگي و معنوي کشور است. همچنين خواهان نظارت جدي و مسوولانه پژوهشکده باستان شناسي کشور بر فعاليت هاي روسا و مديران ميراث فرهنگي و گردشگري (در زمينه تمام برنامه هاي باستان شناسي اعم از بررسي، کاوش، گمانه زني، تعيين عرصه و حريم و...) در ساير استان هاست.»
عناوين اين صفحه
مديريت کمرنگ زنان در صنعت گردشگري ايران
نظام درس، سردرگم در دايره بسته گچ و تخته
به آقاي کروبي سلام برسونيد
مجلس شوراي اسلامي به وضعيت ميراث فرهنگي خوزستان رسيدگي کند
بيمه خبرنگاران درست اجرا نمي شود

بيمه خبرنگاران درست اجرا نمي شود
معاون اسبق سياستگذاري و برنامه ريزي وزارت رفاه و تامين اجتماعي معتقد است کمبود منابع باعث شده سازمان تامين اجتماعي از اجراي قانون بيمه خبرنگاران شانه خالي کند. محمدرضا واعظ مهدوي در گفت وگو با مهر، درباره علت انتقادات مطرح شده از سوي وزارت ارشاد در خصوص اجراي نادرست قانون مشاغل سخت و زيان آور گفت؛ اظهارات معاون مطبوعاتي وزير ارشاد درست است اما بايد اذعان داشت سازمان تامين اجتماعي نيز منابع لازم را جهت اجراي درست قانون بازنشستگي پيش از موعد در مشاغل سخت و زيان آور در اختيار ندارد. به دنبال اظهارات و انتقادات معاون مطبوعاتي وزير ارشاد، درباره نحوه اجراي نادرست سخت و زيان آور بودن شغل خبرنگاري، عده يي از نمايندگان مجلس و حتي مسوولان سابق سازمان تامين اجتماعي انتقادات مطرح شده را درست و خواستار بررسي اين موضوع از سوي مسوولان سازمان تامين اجتماعي شدند.

نمايندگان مجلس اعلام آمادگي کرده اند که به طور جدي اين موضوع را در مجلس پيگيري کنند.

معاون اسبق سياستگذاري و برنامه ريزي وزارت رفاه و تامين اجتماعي در ادامه گفت؛ متاسفانه طي سال هاي گذشته بر اساس اجراي سياست هاي نادرست، بنيه مالي سازمان تامين اجتماعي ضعيف شده و نقطه سر به سري که پيش از اين پيش بيني شده بود در سال 93 محقق شود هم اکنون به وقوع پيوسته است. به گفته واعظ مهدوي توانايي مالي سازمان تامين اجتماعي امروز کفاف اجراي قوانين تحميل شده همچون بازنشستگي پيش از موعد را نمي دهد و اين امر باعث شده سازمان قادر به اجراي درست قانون بيمه خبرنگاران نيز نباشد.

معاون اسبق سياستگذاري و برنامه ريزي وزارت رفاه و تامين اجتماعي به مخالفت اغلب نظام هاي بيمه يي از بازنشستگي پيش از موعد اشاره کرد و افزود؛ نظام هاي بيمه يي سعي مي کنند اشخاص را بالاي 70 سال وارد صندوق بيمه يي کنند اما در مقابل برخي مشاغل سخت و زيان آور بوده و فرد نمي تواند 30 سال کار کند. بنابراين لازم است از طريق قانون بازنشستگي پيش از موعد بازنشسته شوند اما بايد منابع آن نيز از طريق دولت ها تامين شود.

واعظ مهدوي تصريح کرد؛ قانونگذار نسبت به تصويب قانون مشاغل و سخت و زيان آور اقدام کرده اما منابع لازم جهت اجراي آن را تامين نکرده است و اين امر باعث شده سازمان تامين اجتماعي امروز به دليل کمبود منابع مالي از اجراي اين قانون شانه خالي کند. معاون اسبق سياستگذاري و برنامه ريزي وزارت رفاه از وزارت ارشاد خواست به دنبال تامين منابع لازم جهت اجراي قانون بيمه خبرنگاران باشد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام