سعيد شريعتي

پديده يي مانند فيس بوک و فضاهاي مجازي اينچنين مانند اورکات، گزگ و... که در انتخابات گذشته رياست جمهوري به تازگي در محيط اينترنت جاافتاده بود توانايي و امکان تشکيل ستادهاي مجازي را براي فعاليت هاي تحت وب براي ساماندهي، هماهنگي و تبليغات نمايان ساخت. ظرفيتي که در اين شبکه ها وجود داشت تبادل اطلاعات و گسترش تبليغات را براي اعضاي اين شبکه ها آسان تر مي کرد البته براي بخشي از کاربران که به فعاليت هاي شبکه هاي اينچنيني آشنا بودند.
همان طور که انتظار مي رفت فعاليت اين شبکه ها به سرعت افزايش پيدا کرد و تبديل به يک نگراني بالقوه براي بخش هاي امنيتي و قضايي کشور شد. از آنجا که نوع نگاه امنيتي به اين نوع فعاليت ها همواره با نوعي سوءظن و دغدغه خاطر همراه بوده است لذا مهم ترين شبکه هاي مجازي دنيا مانند اورکات مشمول پديده فيلترينگ شدند و جلوي فعاليت آنها گرفته شد. در سال 2007 و همزمان با اوج گيري رقابت انتخاباتي در امريکا کاميونيتي مجازي فيس بوک راه اندازي شد و به يکي از عمده ترين ابزارهاي شبکه يي تبليغاتي، رسانه يي و ارتباطي اوباما تبديل شد. پديدآورندگان فيس بوک با توجه به تجربه سايت هاي گذشته، به کارگيري خلاقيت بي نظيرشان، افزودن امکانات به اين سايت و با پيوستن به کمپين اوباما اين امکان را در اختيار نامزد حزب دموکرات قرار دادند و برآوردها حاکي از آن است که حداقل 10درصد از آراي اوباما از طريق فيس بوک سازمان دهي شده است.در ايران هم حدود 150 هزار کاربر از فيس بوک استفاده مي کنند البته همه 150 هزار نفر مقيم ايران نيستند.
اگر از نوع فعاليت کاربران ايراني در فيس بوک آمار هم بگيريم در بين موضوعات مورد بحث بعد از برخي سرگرمي ها که در فيس بوک وجود دارد،تمرکز روي موضوعات سياسي و انتخاباتي از فراواني بالايي برخوردار است.
البته نمي توان انتظار داشت رقمي مثل امريکا در سازمان دهي انتخابات در ايران از طريق فيس بوک به دست بيايد به هر حال کساني که در فيس بوک فعاليت و ديد مثبتي نسبت به انتخابات دارند و در انتخابات شرکت خواهند کرد به گزينه هاي اصلاح طلب نزديک ترند (حتي در خصوص انتخابات مجلس) و راي اعضاي ايراني فيس بوک به عقيده من به اصلاح طلبان است.