پنج شنبه، 10 ارديبهشت 1388 - شماره 1939
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
شيوه هاي نوين
ماشاءالله شمس الواعظين

شعارهاي مطرح شده توسط نامزدهاي اصلاح طلب از مجموعه نيازهاي ملي و عمومي سرچشمه گرفته اند و اين شعارها مبتني بر خواست هاي امروز جامعه هستند. در شرايط فعلي تحولات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ادامه مسير را براي اغلب گروه ها و افراد با مشکلات بسياري مواجه کرده است و از اين رو است که طرح شعار تغيير وضع موجود از سوي اصلاح طلبان براي متن جامعه مطلوب جلوه مي کند. در حال حاضر گروه هاي زيادي از مردم از وضعيت فعلي نااميد شده اند و اين از آن روست که دولت نهم شعارهايي مطرح کرده که عموماً فراتر از ظرفيت ها است و توانايي پاسخگويي به آنها را ندارد. به همين دليل است که در اين دوره کانديداها چه از سوي اصلاح طلبان و چه از سوي محافظه کاران به طرح شعارهاي حداقلي پرداخته اند و از طرح شعارهايي که فراتر از توانايي ها و ظرفيت هاست خودداري کرده اند. نامزدها بايد از وعده هاي ايجاد تغييرات بنيادي و اساسي دوري کنند و شعارهايي مطرح کنند که همسو با پتانسيل هاي اجتماعي و سياسي جامعه باشد. به اين ترتيب طرح شعار تغيير وضع موجود به عنوان يک شعار قابل تحقق که مصداق ها و مولفه هاي گوناگوني را مي تواند دربر گيرد، از سوي اصلاح طلبان شعاري معقول و سنجيده است. حال بايد بررسي کرد اصلاح طلبان از چه راهکارهايي بهتر است استفاده کنند تا اين اطمينان را در متن جامعه به وجود آورند که نتيجه اين برنامه ها تغيير وضعيت موجود خواهد بود. از اين رو اصلاح طلبان بايد روشي مدرن را در پيش گيرند و آن عقب نشيني يکي از کانديداها به نفع ديگري است تا بتوان به اجماع منسجمي دست يافت. اين اقدام، رويدادي مطلوب و مدرن تلقي مي شود که در آن صورت پيروزي قطعي از آن اصلاح طلبان خواهد بود. بايد توجه داشت تفاوت عقيده کانديداهاي اصلاح طلب، تفاوت فاحشي نيست و مانند تفاوت عقيده اصلاح طلبان و اصولگرايان تلقي نمي شود. بنابراين اجماع نامزدها، روشي است که به وسيله آن مي توان به نتيجه انتخابات اميدوار بود. در شرايط کنوني به دليل محدوديت هاي رسانه يي، موانع سياسي، محدوديت در برگزاري ميتينگ ها و سخنراني هاي سياسي و به طور کلي مشکلات متعددي که وجود دارد، اصلاح طلبان بايد با مخاطب قرار دادن مردم و راي دهندگان به صورت چهره به چهره و رو در رو و استفاده از روش هاي مدرن تري مانند رسانه هاي الکترونيک و نشريات بتوانند همه گروه ها و اقشار مختلف مردم را پوشش تبليغاتي دهند. به اين ترتيب اصلاح طلبان مي توانند در مردم و افکار عمومي که نگاه بدبينانه يي به شرايط حاضر دارند، اطمينان ايجاد کنند و با استفاده از راهکارهايي، هم به مردم، هم به مسوولان نظام اين اطمينان را بدهند که برخلاف تصور و سوء تبليغ گروهي از افراد و رسانه ها، آنها در پي ايجاد تغييرات کلان مديريتي هستند و خواهان درهم شکستن و حذف رقيبان خود نيستند. رعايت اين نکات مي تواند در پيروزي اصلاح طلبان نقش موثري ايفا کند. از اين رو اصلاح طلبان بايد در وهله اول آن يأس و نااميدي که جمعيت و گروه هاي نخبه را دربرگرفته و سپس نگاه بدبينانه لايه هاي بعدي جامعه را از بين ببرند. اصلاح طلبان بايد نابرابري و بي عدالتي که در عرصه رسانه يي کشور به نفع جريان رقيب وجود دارد را به هر نحو ممکن به اطلاع مردم برسانند. افکار عمومي و مردم در اين زمينه قضاوت کننده خوبي به شمار مي روند تا تحليل کنند قدرت سياسي، رسانه يي و اقتصادي در حال حاضر در دست کدام جريان است و اين نابرابري ها را کدام جريان رقم زده است. به اين ترتيب با اطلاع رساني چهره به چهره و تبليغات رو در رو اصلاح طلبان مي توانند محدوديت رسانه يي و نابرابري تبليغاتي موجود را به نفع خود رقم بزنند و اين راهکار را تبديل به برگ برنده خود کنند. به طور کلي گروه هاي مرجع جامعه نظير دانشگاهيان و فرهنگيان با تحليلي که از شرايط موجود دارند در انتخابات مشارکت مي کنند، بنابراين اصلاح طلبان در ارتباط با قشر نخبه و گروه هاي مطلع جامعه مشکل چنداني ندارند، چرا که آنها با رصد رسانه هاي اينترنتي و مکتوب و پيگيري اخبار سياسي کشور سريع تر پيام اصلاح طلبان را دريافت مي کنند. بدين ترتيب اصلاح طلبان براي نقاط دورتر از شهرهاي بزرگ و پايتخت نيز بايد فکري بکنند تا بتوانند همه اقشار جامعه را در جريان اهداف و برنامه هايشان بگذارند.
در مذمت خشونت
محمدعلي توفيقي*

جمعه گذشته در جريان حمله يک گروه مسلح به پاسگاه پليس راهنمايي و رانندگي در محدوده شهرستان روانسر استان کرمانشاه، متاسفانه تعدادي از نيروهاي انتظامي که عمدتاً سربازان وظيفه در حال استراحت شبانگاهي بوده اند به شهادت رسيدند و تعدادي نيز مجروح شدند.

گرچه حوادث تلخي از اين دست اولين درگيري نظامي و احتمالاً آخرين آن در مناطق کردنشين نبوده است اما شرايط سياسي - اجتماعي خاص کنوني کشور و نزديک بودن زمان انتخابات رياست جمهوري و همچنين همزماني آن با تشديد تحرکات مشابه در شرق کشور و بمب گذاري هاي جديد در عراق که ظاهراً گروه هدف اصلي آن شهروندان عادي و بي دفاع ايراني بوده است، پرسش هايي را به ذهن متبادر مي کند که اصلي ترين آن اين است که چرا اساساً در اين مقطع زماني دور تازه يي از خشونت هاي تروريستي در حال بازتوليد يا تقويت است؟ پاسخ به اين پرسش و تبيين ابهامات ايجاد شده در خصوص ارتباط اين موضوعات با مسائلي نظير وضعيت بين المللي و منطقه يي ايران در سايه چالش هسته يي و عملکرد دولت نهم و چرايي وقوع تازه ترين آن در ميان کردها موضوع اين يادداشت کوتاه نيست و هدف من از نوشتن اين سطور به عنوان کسي که خود در ابعاد مختلف قرباني خشونت هاي تروريستي بوده است تنها اشاره يي گذرا به يک نکته حقوق بشري است. واقعيت آن است که هموطنان «کرد» همانند بسياري از گروه هاي اجتماعي ديگر، مطالبات سياسي، اقتصادي و فرهنگي برآورده نشده يي دارند که از ديرباز محل بحث، نزاع و حتي در مقاطعي زمينه ساز درگيري هاي خونباري بوده است که علاوه بر مصائب و رنج هاي دوطرفه، آسيب هايي نيز متوجه توسعه عمومي کشور، رشد دموکراسي و تقويت همبستگي ملي کرده است. اما در چند سال گذشته به خصوص پس از پايان جنگ تحميلي و تغيير شرايط جغرافياي سياسي عراق که بارز ترين آن در توافق گروه هاي قومي و مذهبي آن کشور و قرار گرفتن يک رئيس جمهور کرد در راس امور اجرايي کشور نمود يافته است، در مناطق کردنشين ايران نيز به تدريج اقدامات خشونت آميز و رويکردهاي مسلحانه رو به تضعيف گذاشته و در مقابل «گفت وگو» و اتکا به روش هاي مدني و مسالمت آميز در حال تقويت بوده است البته ديرپا بودن مشکلات و برخي موانع ديگر، از ميان رفتن کامل اين نوع برخوردها را به تاخير انداخته است. يکي از مهم ترين موانع در مسير برچيده شدن کامل اين اتفاقات، وجود نگاه امنيتي بوده است که به جز کوتاه زماني در دوران اصلاحات همواره بر مناسبات و روابط دو سوي اين منازعات حاکم بوده است به گونه يي که يکي از اصلي ترين مطالبات نخبگان سياسي - فرهنگي اين مناطق همواره تغيير اين نگاه زيانبار و ضدتوسعه يي بوده است.

فضاي غالب جهاني که به سوي تقويت «ديالوگ» و «پرهيز از هرگونه خشونت و تروريسم» در حال گسترش است و از ديگر سو اجماع عمده جريانات و نخبگان سياسي - اجتماعي «کرد» بر عدم امکان طرح مطالبات قانوني و مشروع هموطنان در فضاي غيردمکراتيک و راديکالي که در سايه سلاح هاي عده يي خشونت طلب، مسووليت ناشناس و عقب مانده سياسي که به رغم همه آزمون هاي ناموفق و خونبار همچنان بر طبل خشونت مي کوبند خود پاسخ درخور و مناسبي به اين گونه وقايع است اما رسالت روشنفکري و فضيلت برابر بودن حقوق انسان براساس اصول ديني و حقوق بشري ايجاب مي کند فعالان سياسي - اجتماعي و نهادهاي حقوق بشري داخل و خارج کشور (مخصوصاً در ميان کردها که همواره در اين زمينه پيشتاز بوده اند)در برابر اين اتفاقات بي تفاوت نبوده و با محکوم کردن ريخته شدن خون انسان هاي بي گناهي که اصلي ترين سرمايه هاي هر کشور محسوب مي شوند عرصه را بر تکرار اين دست از اتفاقات تنگ کرده و با اظهار همدردي با بازماندگان اين حادثه تلخ که اتفاقاً تعدادي از آنان نيز از اهالي استان هاي کردنشين بوده اند بيزاري و تنفر خود را با خشونت در هر شکل و از سوي هر کس اعلام کنيم. باور داشته باشيم که صلح، آشتي و دموکراسي دست يافتني است مشروط بر آنکه جنگ، قهر و استبداد در همه اشکال آن و از سوي هر کس که هست مذموم باشد.

*عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران
پيام هاي مکتوم
عيسي سحرخيز

تغيير تنها خواست اصلاح طلبان نيست بلکه خواست عمومي مردم است که جريان اصلاح طلبي نيز به دنبال تحقق اين خواسته جامعه است. براي مشخص شدن اين وضعيت مي توان به سادگي يک نظرسنجي مستقل برگزار کرد و به اين باور رسيد که اکثريت جامعه خواستار تغيير هستند؛عده يي به دنبال تغيير ساختاري و اصلاحات هستند و عده يي تنها به تغيير روبنايي اکتفا مي کنند. اصلاح طلبان بر اساس همين خواست عمومي است که اين شعار را سرلوحه کار خود قرار داده اند.

در اين باره معتقدم در اين انتخابات کانديداها نبايد آنچنان درگير شعارها شوند. برخي مي گويند بدون شعار مردم از کجا تلاش اصلاح طلبان براي تغيير را حس کنند. مردم ما بيشتر از آنکه به دنبال شعار باشند از شعار هراس پيدا کرده اند. آقاي احمدي نژاد با شعارهاي جذابي بر سر کار آمد که همه آنها به صورت عکس اجرا شد و مردم بعد از سال 84 از شعارها سرخورده شده اند. آنها نمي خواهند ديگر با شعار فريب بخورند، هرچند اصلاح طلبان بگويند شعارهايمان را عملي خواهيم کرد. نگاه منفي به شعار در جامعه باعث مي شود چنين مساله يي براي مردم جا نيفتد.

حال بايد چه کرد؟ اصلاح طلبان بي شک نياز دارند به عنواني برنامه هاي خود را به مردم اطلاع بدهند و اين مساله بدون دادن شعارهاي معمول در ظاهر امري دست

نيافتني است.

در صورتي که بايد اصلاح طلبان توجه داشته باشند شعارمحوري خود آفتي است که باعث ريزش آرا مي شود. شعارها بايد با برنامه عملي و سازوکار اجرايي همراه باشد و مهم تر از تمام اين موارد با پيشينه افراد تناسبي داشته باشد. جامعه ايران بعد از انتخابات 84 در شعارها به دنبال سازوکارهاي اجرايي مي گردد و بعد از آن به سردهنده شعار و پيشينه اجرايي وي توجه مي کند. اگر آقاي موسوي 20 سال است که در عرصه رسمي مديريت کشور حضور نداشته پيشينه يي روشن و شفاف از توان مديريتي خود نزد مردم ايران به نمايش گذاشته است. اگر آقاي کروبي بعد از مجلس ششم در مسووليت اجرايي نبوده است اما با صحبت هاي خود در چند سال گذشته نوع تفکر و انديشه خود را به مردم معرفي کرده است. اصلاح طلبان بيشتر بايد با فراخواندن مردم به صحنه انتخابات آراي خود را افزايش دهند. چنين سازوکارهايي را اگر بخواهند مطرح کنند از نيروي خاموش در جامعه استفاده مي کنند و تغيير را نيز پيش خواهند برد. کانديداها مولفه مهم ديگري نيز دارند و آن نيروهايي است که به عنوان مشاوران و اطرافيان خود در نظر گرفته اند چرا که پيشينه اين افراد و نوع تفکر آنها نيز داراي پيام هايي براي مردم است. هر کدام از اين افراد داراي يک پيشينه فکري و مديريتي هستند که خود اينها مي تواند شعارهايي نگفته و برنامه هايي ناگفته را به مردم برساند. مردم نياز به تغيير را در خود حس مي کنند و اصلاح طلبان بايد با هر روش با پشتوانه عملي اين اطمينان را به مردم بدهند که اين خواست آنها را شناخته اند و براي تحقق آن تلاش مي کنند.
ذره بين
چه کسي مسوول است

محمدعلي عسگري

کشته يا شهيد شدن ده ها زائر ايراني در مقداديه و کاظمين بار ديگر خانواده هاي زيادي را داغدار کرد؛ کساني که انتظار مي کشيدند عزيزان شان از سفري زيارتي برگردند اما ناچار بايد پيکر متلاشي شده آنان را تحويل مي گرفتند.

در مورد علل وقوع حوادث تروريستي اخير که به طور مستقيم زوار ايراني را هدف قرار داده بود گمانه زني هاي فراواني وجود دارد. برخي از کارشناسان دستگيري ابوعمر البغدادي از رهبران القاعده را منشاء اين حملات کورکورانه مي دانند و معتقدند طرفداران پراکنده اين گروه درصدد انتقام جويي برآمده اند ولي چرا انتقام جويي از زوار ايراني؟

برخي ديگر اختلاف بين دولت نوري المالکي و گروه هاي موسوم به شوراهاي بيداري را برجسته مي کنند و در همين رابطه به سرسختي المالکي در برابر دوباره جان گرفتن حزب بعث در عراق اشاره دارند که باز مي توان پرسيد چرا در ميان چنين معرکه يي بايد زوار ايراني قرباني شوند؟ گروهي ديگر اختلاف کشورهاي عرب با ايران را طي هفته هاي اخير برجسته ساخته و مي گويند عوامل اطلاعاتي اين کشورها براي جلوگيري از گسترش نفوذ ايران در عراق دست به چنين اعمال خشونت باري زده اند که باز مي توان گفت اختلاف با دولت ايران چه ربطي به زوار بي گناهي دارد که هدف شان يک سفر زيارتي ساده بوده است و آيا جان آنها آنقدر ارزان و در دسترس است که هر کسي به هر دليلي مي تواند آنها را هدف قرار دهد؟ با اين حال اگر همه اين گمانه زني ها به کناري گذاشته شود يک واقعيت انکارناپذير خواهد بود و آن اينکه عراق همچنان ناامن است. موضوعي که به نظر مي رسد زوار ايراني آن را فراموش کرده اند و بدتر از آن مقام هاي ذيربط در دولت ايران که مسوول ديگر اين حادثه بايد معرفي شوند با سهل انگاري هاي خود آن را به شدت ناديده گرفته اند. قطعاً دولت ايران بايد پاسخگو باشد که اين زوار به چه مجوزي و چگونه خارج از حوزه هاي مرزي مهران و شلمچه و بدون هماهنگي با سازمان حج و زيارت آن هم به صورت کارواني (شش اتوبوس) از طريق استان خطرخيز و ناامن دياله راهي کربلا شده اند؟

حوادث تروريستي پنجشنبه و جمعه گذشته در ادامه موج تازه يي از خشونت ها در عراق اتفاق مي افتد که از يک ماه پيش شروع شده بود. آيا مسوولان ايراني و عراقي نمي توانستند با توجه به روند اين حوادث پيش بيني هاي لازم را داشته باشند تا از وقوع چنين فجايع خونباري جلوگيري شود؟ متاسفانه بي توجهي و سهل انگاري دولت هاي ايران و عراق نسبت به هزاران زائري که روزانه راهي عراق مي شوند آنچنان گسترده و مشهود است که هر کس در قالب کاروان هاي مذکور به سفر عتبات رفته باشد، آن را به عينه مشاهده مي کند. پرسش پاياني اين نوشته کوتاه اين است که چند زائر ديگر بايد در اين مسير تکه تکه شوند تا بتوان کسي را به عنوان مسوول و پاسخگوي واقعي پيدا کرد يا تضميني را براي سلامت جان بقيه به دست آورد؟،

هاشور
زنان مي خواهند پس مي شود...

نفيسه زارع کهن

ابتداي هفته جاري کميته «همگرايي جنبش زنان براي طرح مطالبات در انتخابات» با حضور زنان از گروه ها و طيف هاي مختلف اعلام حضور کرد؛ کميته يي که در آن زنان فارغ از هر نگاه و انديشه يي دور هم نشستند تا بدون اعلام حمايت از کانديدايي خاص، خواسته هايشان را از کانديداهاي مختلف بر زبان آورند و به طور مشخص، خواستار پيوستن ايران به کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان، بازنگري در قوانين تبعيض آميز و برابري جنسيتي شدند.

اين اتفاق همان نکته يي است که جنبش زنان مدت هاست از ضعف آن رنج مي برد چه نگا ه ها و باورهاي متفاوت آنان به مقوله هاي مختلف از سياست گرفته و مسائل اجتماعي هميشه مانعي بوده است تا آنان را دور يک ميز جمع کند و حال درست در نزديکي دهمين انتخابات رياست جمهوري اين گرد هم آمدن نشان خوبي است بر اينکه زنان ايراني ضرورت ها را دريافته اند و به اين رسيده اند که با انفعال و اختلاف راه به جايي نمي برند و اکنون به گفته خودشان بايد با بهره گيري از فضاي انتخاباتي، ائتلاف ديگري را شکل دهند که هدف از آن صرفاً طرح مطالبات شان باشد.

اما چنين اتفاقي دور از تجربه نزديک گذشته نيست که آنان درباره لايحه حمايت از خانواده نيز چنين عمل کردند و نتيجه اش همين شد که بند (23) لايحه حمايت از خانواده درباره ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول از آن حذف شد و تلاش زنان نتيجه داد و اين گونه بوده است که از ديد هر ناظر بيروني منصفي چانه زني هاي زنان در اين چندساله اگرچه گاه کار را به جاهاي باريک کشانده اما زماني که گرد هم آمده اند و اختلاف نظرها را فراموش کرده اند، ثمربخش هم بوده است.اکنون زنان حول خواسته يي جديد دور هم گرد آمده اند و از رئيس جمهور آينده شان خواسته هايشان را طلب مي کنند؛ که اگر روزي استفاده از نام زنان و طرح خواسته هايشان از سوي کانديدايي تنها براي جمع آوري آراي اين نيمه ديگر جامعه بود اکنون داستان روال ديگري يافته است يعني زنان برايش روال ديگري تعريف کرده اند.

حال بايد کانديداها براي داشتن راي زنان تضمين بدهند و پاي سخنان شان درباره زنان بايستند و شايد پا فشاري بيشترشان براي آنان سهمي هم در کابينه به ارمغان بياورد. اين حضور و اين همصدايي جداي از نگاه هاي متفاوت چيزي است که زنان ايراني با خون دل حاصلش کرده اند و نشان مي دهد که مي خواهند، پس مي شود...

لب مرز
محافظه کاري تا کجا
مسيح پارسي پور

استفاده از ابزارهاي نوين براي تبليغات انتخاباتي هميشه خالي از دردسر نيست. يکي از اين ابزارهاي نوين که چند سالي است در اينجا و آنجاي دنيا به کار مي رود، استفاده از نمادهاي مشترک توسط حاميان کانديداهاي انتخابات است. ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي نيز با عاريه گرفتن اين ابزار تبليغاتي از حاميان خود خواسته است از دستبند و شال سبز در مراسم و ميتينگ هاي انتخاباتي استفاده کنند تا نشانه يي از وحدت ميان آنان باشد. اما اين اقدام تبليغاتي واکنش جالب توجه برخي رسانه هاي محافظه کار را به دنبال داشت؛ که مي گفتند مدل تبليغاتي موسوي برگرفته از مدل انقلاب هاي رنگي است. يکي از اين روزنامه ها با متهم کردن حاميان ميرحسين به سوءاستفاده از احساسات ديني مردم نوشت ستاد ميرحسين موسوي اخيراً با الگو گرفتن از مدل انقلاب هاي مخملي که با حمايت و برنامه ريزي امريکا در آسياي ميانه رخ داد، تصميم گرفته تبليغات انتخاباتي خود را به رنگ «سبز» در بياورد. در مقابل قلم نيوز به عنوان يکي از رسانه هاي حامي ستاد ميرحسين از اقدام خود در استفاده از نمادهاي سبزرنگ دفاع کرده و نوشت اين اقدام «ترويج صحيح نمادهاي مذهبي» است. ابوالفضل فاتح مسوول کميته اطلاع رساني ستاد موسوي نيز در جمله يي استعاره يي گفت «نمادهاي ما مذهبي است نه مخملي».دعواهاي رسانه يي که بر سر روش تبليغاتي ستاد ميرحسين موسوي اتفاق افتاد، از اين جهت جالب است که ظاهراً هر نوع نوآوري با واکنش سلبي جناح محافظه کار همراه مي شود و آنها حتي در حوزه تبليغات انتخاباتي نيز خواهان کاربست تمام عيار معيارهاي سنتي هستند.
ديده بان
مردي که اصلاً دموکرات نيست
مسيح پارسي پور

اگر احمدي نژاد بخواهد پنج نفر را از ميان نمايندگان مجلس به عنوان حاميان سرسخت خود معرفي کند بدون شک يکي از اين افراد «مهدي کوچک زاده» نماينده تهران خواهد بود. کوچک زاده چنان شيفته دولت احمدي نژاد است که در مقابل کوچک ترين انتقاد از کابينه وي واکنش نشان مي دهد. واکنش هاي وي غالباً شکلي جنجالي نيز به خود مي گيرد و سوژه رسانه ها مي شود. براي مثال در ابتداي هفته برخي از رسانه ها تيتر «کوچک زاده باز هم مجلس را به هم ريخت» را روي خروجي خود قرار دادند. او در جريان جلسه يي که لايحه دولت مبني بر کاهش سن راي دهندگان بررسي مي شد، با توزيع برگه هايي در ميان نمايندگان تلاش داشت آنها را متقاعد به حمايت از لايحه دولت کند. رفتار وي با اعتراض هايي از ميان محافظه کاران روبه رو شد. چندي پيش نيز کوچک زاده با اظهارنظر درباره گروهي از دست اندرکاران هاليوود که به تهران سفر کرده بودند جنجالي رسانه يي به پا کرد. او گفته بود هاليوودي ها مروجان فساد و فحشا هستند و تعامل با آنها به ضرر کشورمان است. مدتي پيش از آن نيز وي در انتقاد از مذاکره با امريکا اظهار کرده بود «قلم کسي را که بخواهد با امريکا مذاکره کند خرد مي کنيم.» اما آخرين نمونه از اظهارات جنجالي کوچک زاده در جريان حضور وي در دانشگاه علم و صنعت تهران روي داد و به روايت پايگاه خبري «تابناک» وي با توهين به تعدادي از شرکت کنندگان و نفهم قلمداد کردن دانشجويان گفت؛اينها فاشيست اند.

ماجراي حمله لفظي کوچک زاده به دانشجويان از اين قرار بوده که وي براي سخنراني در يک جلسه از سوي بسيج دانشجويي دعوت شده بود اما برخي دانشجويان به اين مساله معترض بوده و اعتقاد داشتند بنا بر مصوبه دولت حاميان کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري نمي توانند به صورت مستقل در دانشگاه برنامه داشته باشند بلکه بايد همراه با نمايندگان ساير گروه ها در جلسات ميزگردي و مناظره يي حضور پيدا کند. با اين حال کوچک زاده با اين استدلال که بسيج دانشجويي زير نظر وزارت علوم نيست اعتراض دانشجويان را برنتابيد و صراحتاً گفت؛ «اصلاً دموکرات نيستم و بسيج به شما لطف کرده و شما را به جلسه راه داده است.» برخي از تحليلگران معتقدند تيم انتخاباتي احمدي نژاد با فرستادن چهره هايي از جنس کوچک زاده به دانشگاه ها به سختي مي تواند نظر جامعه دانشگاهي را جلب کند.
حضور معتدل

فضاي مجازي اين امکان را ندارد تا خنده هاي جالب کريم ارغنده پور در آن پژواکي داشته باشد. با اين حال ارغنده پور علاوه بر اينکه در فضاي رسانه هاي مکتوب کشور حضوري پررنگ دارد، در حوزه مجازي نيز بسيار فعال بوده و يکي از معدود سياستمداراني است که به صورت مستقيم با مخاطبانش در ارتباط بوده و از آنها پيشنهاد و نظر دريافت مي کند. ارغنده پور سياستمدار مدرني است. وي منظم وبلاگ نويسي مي کند، با ابزارهاي جديد ارتباطي آشنا است و يادداشت هايش را با اي ميل به خبرنگاران مي رساند و در شبکه هاي اجتماعي هم عضويت دارد. او همواره جوانان فعال در حوزه هاي رسانه يي را به اعتدال دعوت مي کند و از جمله معدود سياستمداراني است که نوشته هايش به خاطر رعايت خطوط قرمز خطر حذف را در مطبوعات احساس نمي کند.

هميشه آنلاين؟

محمدعلي ابطحي معاون سابق رئيس جمهور، همانگونه که در وبلاگ نويسي و ساير حوزه هاي مجازي حضوري پررنگ دارد، شبکه اجتماعي فيس بوک را هم رها نکرده و يکي از فعال ترين مشتريان فيس بوک است. وي نظرات خود را در فيس بوک با کاربران اينترنتي در ميان گذاشته و به صورت مستقيم نظر مخاطبانش را دريافت مي کند. عمده ترين بحثي که ابطحي در يک ماه گذشته با اهالي فيس بوک داشته، در مورد حمايت از کروبي بوده است. دوستان وي در فيس بوک پرسش هاي زيادي در مورد علت تصميمش مطرح کرده اند. نظرات ابطحي در مورد انتخابات اکثراً با پرسش هاي مکرر کاربران همراه بوده و گاه جلوه يي مناقشه آميز يافته است. با وجود همه انتقادها نبايد فراموش کرد ابطحي در ميان اينترنت بازها محبوبيت خاصي دارد و نظراتش مورد توجه است.

فعال اما کم حرف

ظاهراً همه احزاب مهم اصلاح طلب بايد حداقل يک نماينده در فيس بوک داشته باشند. اگر از مجمع روحانيون مبارز، ابطحي و از جبهه مشارکت کريم ارغنده پور و سعيد شريعتي در فيس بوک عضو هستند، مصطفي خانجاني سخنگوي سابق وزارت کشور هم در اين شبکه اجتماعي عضويت دارد تا کارگزاراني ها هم نماينده يي در فيس بوک داشته باشند. خانجاني برخلاف ديگر چهره هاي سياسي در فيس بوک فرد پرکاري نيست. کمتر نظر مي دهد و کمتر در بحث ها شرکت مي کند و بيشتر ترجيح مي دهد ناظر بحث ها و ابراز نظرهاي دوستانش باشد. او در آزمون هاي تفنني فيس بوک هم شرکت نمي کند. با اين وجود خانجاني از مشتريان قديمي شبکه هاي اجتماعي است و از سال ها قبل در سايت اورکات نيز عضويت داشت و به اين واسطه ارتباط خوبي با جوانان دارد.

فعالان انتخاباتي در فيس بوک چه مي کنند
تفريح دسته جمعي اهالي سياست
در جريان انتخابات رياست جمهوري امريکا، آنها که تحولات انتخاباتي اين کشور را دنبال مي کردند بارها و بارها با نام فيس بوک مواجه شدند. آن زمان اين جمله بسيار معروف بود که اوباما با عضويت در فيس بوک توانست از ظرفيت هاي گسترده اين شبکه اجتماعي به خوبي استفاده کند. در پي موفقيت باراک اوباما، در ايران برخي ها به اين فکر افتادند که از ظرفيت فيس بوک براي پيروزي در انتخابات استفاده کنند. اين شبکه اجتماعي در ايران هيچ گاه سياسي نشد و جز طيفي محدود از کاربران، نتوانست در ميان بدنه اعضاي ايراني فيس بوک تاثيري سياسي بر جا بگذارد.

اما فيس بوک چيست؟ فيس بوک يک شبکه اجتماعي است که امکان برقراري ارتباطي مجازي بين کاربران اينترنتي را فراهم مي کند. در فيس بوک مي توان دوست هاي قديمي را پيدا کرد، از آنها نظر خواست، به آنها مشاوره داد، با آنها شوخي کرد و آنها را به برنامه يي خاص دعوت کرد. در فيس بوک مي توان عکس هاي خود را براي دوستان به نمايش گذاشت، عکس هاي خصوصي دوستان را تماشا کرد، مي توان ويدئو ديد و به موسيقي هاي مورد علاقه دوستان پي برد و در اين خصوص براي آنها نظر گذاشت. در کنار اين موارد در فيس بوک مي توان از گروه هاي بشردوستانه، از احزاب، گروه هاي سياسي و کانديداها حمايت کرد، همچنان که مي توان از يک تيم فوتبال يا يک شاعر، حمايت ويژه به عمل آورد. به خاطر همين قابليت آخر است که خيلي از فعالان سياسي علاقه دارند از فيس بوک به عنوان ابزاري براي جلب آرا در انتخابات استفاده کنند؛علاقه يي که تا به حال نتيجه يي نداشته است.

حقيقتش اين است که فيس بوک در جريان انتخابات ايران تا به حال اثري نگذاشته است. فعالان ستادهاي انتخاباتي خيلي علاقه دارند بتوانند از تمام ابزارهاي موجود براي جمع آوري راي استفاده کنند. تجربه انتخابات امريکا و نقش موثر فيس بوک در پيروزي اوباما، برخي حاميان اينترنت باز کانديداها را به اين فکر انداخته تا از ظرفيت اين سايت براي پيروزي استفاده کنند. اما بعيد است لااقل در اين انتخابات اتفاق خاصي بيفتد و فيس بوک تاثيري بر نظر جامعه ايراني بگذارد. اساساً ضريب نفوذ اينترنت در ايران بسيار پايين است. اينکه چند درصد از مخاطبان پايين اينترنت در ايران در فيس بوک عضويت دارند و از اين تعداد چه ميزان علاقه به بحث هاي سياسي دارند، موضوع ديگري است که در مجموع تاثير ناچيز فيس بوک در انتخابات را نشان مي دهد. ممکن است جمع محدودي از اعضاي فيس بوک بحث هاي داغي را درخصوص انتخابات با هم انجام دهند اما اين حلقه آنقدر بسته است که در ميان توده هاي جامعه کمترين اثر را مي گذارد.

يک بررسي اجمالي نشان مي دهد ستادهاي انتخاباتي هيچ کدام از کانديداها تا به حال به صورت رسمي وارد فيس بوک نشده اند. با اين وجود علاقه مندان هر سه کانديدا در فيس بوک فعال بوده و مي کوشند علاوه بر اينکه اشکالات کانديداي رقيب را برجسته کنند، مخاطبان خود را به سوي کانديداي محبوب شان سوق دهند.

بيشترين واکنش انتخاباتي در فيس بوک شايد واکنش کاربران به اظهار نظرهاي سياسي از طريق درج کامنت باشد. قشر محدودي از روزنامه نگاران و علاقه مندان سياست در فيس بوک عضويت دارند که معمولاً نظرات شان را در قالب پيام هاي کوتاه و بلندي به اطلاع دوستان شان مي رسانند. اين اظهار نظرها گاهي اوقات بحث برانگيز شده و به چند اظهارنظر سياسي در تاييد يا رد پيام اول منجر مي شود. با اين وجود هيچ کدام از اين اظهار نظرها موجي ايجاد نمي کند و نمي تواند در جريان کلي انتخابات تاثير زيادي بگذارد.

فعالان انتخاباتي در ايران گرچه ابتدا تصور مي کردند در ايران هم مي توان مانند ايالات متحده از فيس بوک بهره زيادي برد اما روال چند ماه گذشته نشان داده کاربران ايراني حتي روزنامه نگاران و فعالان جوان حزبي، بيشتر از آنکه با حضور در فيس بوک به فکر اهداف سياسي باشند دنبال تفنن هستند. به همين دليل است که سياسي ترين کاربران فيس بوک وقت زيادي به کوييز ها يا همان آزمون ها اختصاص مي دهند و جواب هاي طنزي دريافت مي کنند.

به نظر مي رسد آزمون هاي فيس بوک که تحت عنوان کوييز شناخته مي شود، طرفداران زيادي دارد. کاربران اهل سياست در فيس بوک، اين کوييزها را هم در امان نگذاشته اند و آزمون هايي سياسي طرح کرده اند. به عنوان نمونه با طرح چند سوال اين مساله مورد طرح قرار گرفته که به کدام کانديداي انتخاباتي قرابت بيشتري دارند يا اينکه روحيات کاربران به کدام رئيس جمهور بيشتر شباهت دارد. نتايج اين آزمون ها البته بيشتر جنبه سرگرمي دارد ولي در هر حال مشتري هاي زيادي دارد.

فيس بوک در ايران گرچه هيچ گاه سياسي نشده اما به ايجاد شفافيت ميان اهالي سياست کمک کرده است. در فيس بوک آنها که به مباحث انتخاباتي علاقه دارند، بدون تعارف و به صورت صريح نظرات شان را مطرح مي کنند و پاسخ هايي صريح مي شنوند. فيس بوک به خاطر محبوبيت زيادي که در ميان اعضايش دارد به ارتباط تنگاتنگ اعضا منجر شده است. معمولاً آنها که به عضويت اين شبکه اجتماعي درمي آيند، در طول روز چند ساعتي را به فيس بوک اختصاص مي دهند و در اين سايت بدون واسطه و بدون محدوديت به انتقال پيام، عکس و حتي فيلم مي پردازند. آيا فيس بوک تبي گذرا است که زود فروکش مي کند يا تا سال ها دست از سر کاربران اينترنت برنمي دارد؟
فيس بوکي ها اصلاح طلبند
سعيد شريعتي

پديده يي مانند فيس بوک و فضاهاي مجازي اينچنين مانند اورکات، گزگ و... که در انتخابات گذشته رياست جمهوري به تازگي در محيط اينترنت جاافتاده بود توانايي و امکان تشکيل ستادهاي مجازي را براي فعاليت هاي تحت وب براي ساماندهي، هماهنگي و تبليغات نمايان ساخت. ظرفيتي که در اين شبکه ها وجود داشت تبادل اطلاعات و گسترش تبليغات را براي اعضاي اين شبکه ها آسان تر مي کرد البته براي بخشي از کاربران که به فعاليت هاي شبکه هاي اينچنيني آشنا بودند.

همان طور که انتظار مي رفت فعاليت اين شبکه ها به سرعت افزايش پيدا کرد و تبديل به يک نگراني بالقوه براي بخش هاي امنيتي و قضايي کشور شد. از آنجا که نوع نگاه امنيتي به اين نوع فعاليت ها همواره با نوعي سوءظن و دغدغه خاطر همراه بوده است لذا مهم ترين شبکه هاي مجازي دنيا مانند اورکات مشمول پديده فيلترينگ شدند و جلوي فعاليت آنها گرفته شد. در سال 2007 و همزمان با اوج گيري رقابت انتخاباتي در امريکا کاميونيتي مجازي فيس بوک راه اندازي شد و به يکي از عمده ترين ابزارهاي شبکه يي تبليغاتي، رسانه يي و ارتباطي اوباما تبديل شد. پديدآورندگان فيس بوک با توجه به تجربه سايت هاي گذشته، به کارگيري خلاقيت بي نظيرشان، افزودن امکانات به اين سايت و با پيوستن به کمپين اوباما اين امکان را در اختيار نامزد حزب دموکرات قرار دادند و برآوردها حاکي از آن است که حداقل 10درصد از آراي اوباما از طريق فيس بوک سازمان دهي شده است.در ايران هم حدود 150 هزار کاربر از فيس بوک استفاده مي کنند البته همه 150 هزار نفر مقيم ايران نيستند.

اگر از نوع فعاليت کاربران ايراني در فيس بوک آمار هم بگيريم در بين موضوعات مورد بحث بعد از برخي سرگرمي ها که در فيس بوک وجود دارد،تمرکز روي موضوعات سياسي و انتخاباتي از فراواني بالايي برخوردار است.

البته نمي توان انتظار داشت رقمي مثل امريکا در سازمان دهي انتخابات در ايران از طريق فيس بوک به دست بيايد به هر حال کساني که در فيس بوک فعاليت و ديد مثبتي نسبت به انتخابات دارند و در انتخابات شرکت خواهند کرد به گزينه هاي اصلاح طلب نزديک ترند (حتي در خصوص انتخابات مجلس) و راي اعضاي ايراني فيس بوک به عقيده من به اصلاح طلبان است.
گفت وگو با رفعت بيات؛
من مصداق يک رجل سياسي هستم

سولماز ايکدر / solmazeikder@yahoo.com

رفعت بيات نماينده مردم زنجان در مجلس هفتم، دو دوره است که کانديداي انتخابات رياست جمهوري مي شود.براي انتخابات دولت نهم رد صلاحيت شد ولي به تغيير نگرش شوراي نگهبان در اين دوره از انتخابات اميدوار است.رفعت بيات جدي ترين کانديداي زن اين انتخابات است و ايمان دارد که در صورت رد صلاحيت نشدن، حتماً با اقبال عمومي روبه رو خواهد شد. او مي گويد اگر انتخاب شود مي تواند با اجراي درست اصل 44 قانون اساسي تمام مشکلات اقتصادي کشور را حل کند.

---


-فکر مي کنيد در شرايط فعلي کانديدا شدن شما چه نفعي براي ايران دارد؟

با ايماني که به توانايي هاي مديريتي خودم دارم مي دانم که مي توانم دولت را در کنار دو قوه ديگر اداره کنم و با برنامه هايي که دارم ميزان بهره وري از تمام امکانات کشور را به حدي بالا ببرم که رضايت مردم را جلب کنم. جلب رضايت مردم از اهداف اصلي انقلاب اسلامي بود که متاسفانه طي سال هاي گذشته با فراز و نشيب هايي روبه رو شد. من فکر مي کنم علت اصلي اين موضوع سوءمديريت منابع انساني است. به اين علت که مي دانم توانايي مديريت درست منابع انساني را دارم. شرعاً واجب مي دانم که در اين عرصه حضور پيدا کنم.

-سابقه مديريتي در سطح کلان را داريد؟

سابقه اجرايي يکي از جوانب شرايط رياست جمهوري است. ولي به نظر من درک مفاهيم حاکميتي و درک مشکلات در کشور خصوصاً مشکلات اقتصادي خيلي مهم تر از داشتن سابقه مديريتي است. در کشور ما خيلي از افراد توانا به علت انتخاب هاي جناحي نتوانستند به مراتب عالي اجرايي برسند به خصوص زن ها کمتر توانستند به آنچه لايقش هستند، برسند. با اين وجود من در دوران هشت سال دفاع مقدس مسوول بسيج خواهران کشور در امر دفاع در سپاه پاسداران بودم. بعد از آن پنج سال مشاور معاون تربيت بدني در دولت آقاي هاشمي رفسنجاني و در مجلس هفتم هم نماينده مردم زنجان بودم.

-فکر مي کنيد يک رجل سياسي هستيد؟

بله، هستم. فکر مي کنم اين دوره شوراي نگهبان بايد با دقت بيشتري صلاحيت کانديداها را بررسي کند چون در نهايت مردم انتخابي به غير از آنچه شوراي نگهبان تاييد کرده، ندارند و اين انتخاب چه خوب و چه بد با مسووليت شوراي نگهبان به سود يا زيان کل انقلاب و نظام است.

-مصداق رجال سياسي از نظر شما چيست؟

مصداق رجال سياسي علاوه بر شرايط تعيين شده در متن قانون گمنام نبودن کانديدا هم هست. يعني بايد در دورافتاده ترين استان هم کانديدا شناخته شده باشد.

-با اين شرايطي که معتقديد داريد،چرا براي مجلس هشتم راي نياورديد؟

براي انتخابات مجلس هشتم کانديدا شدم. راي خوبي هم آوردم اما به علت چالش هايي که با استانداري زنجان داشتم و اينکه از طراحان استيضاح وزير کشور و وزير جهاد کشاورزي بودم، رسماً به من اعلام شد نخواهند گذاشت به مجلس هشتم وارد شوم. در حقيقت اگر از آراي من صيانت مي شد من مي توانستم وارد مجلس هشتم شوم.

-پس، از موافقان تشکيل کميته صيانت از آرا هستيد؟

بله. اما در حقيقت براي صيانت از آرا مشکل قانوني داريم. تشکيل کميته صيانت از آرا نمي تواند از تخلف هايي که در سطح کلان رخ مي دهد، جلوگيري کند. من براي اثبات تخلفاتي که در سطح کلان مطرح مي شوند مدارکي دارم که حاضرم آنها را در اختيار مسوولان قرار بدهم. مساله اين دولت يا آن دولت نيست. قانون به صورتي نوشته شده که هر دولتي اگر احساس کند حجت شرعي براي تخلف دارد، مي تواند به سادگي عمل کند. کافي است هيات اجرايي به اين نتيجه برسد که به نفع نظام است که مثلاً بيات به مجلس نرود و اين را حجت شرعي بدانند. به سادگي مي توانند جلوي ورود بيات به مجلس را بگيرند. تاييد صلاحيت کانديداهاي مجلس از طريق هيات هايي کسب مي شود که تماماً از مديران ارشد استان هستند و بعد همين هيات ها، اجراي انتخابات را در دست دارند. بعد از انتخاب شدن، کانديدا بايد به مدت چهار سال با آن مديران کار کند. اگر يک نماينده مجلس بخواهد در جايگاه نظارتي اش به يک وزير يا مديرکل اعتراضي بکند به سادگي ممکن است چهار سال بعد توسط هيات اجرايي يعني نمايندگان همان وزير يا مديرکل رد صلاحيت شود.

-در مورد انتخابات رياست جمهوري وضع بدتر هم خواهد شد چرا که هيات اجرايي کاملاً تحت تاثير دولت قرار دارد.

بله. حتي اگر وزارت کشور در شرايطي انتخابات را برگزار کند که دور دوم دولت متبوعش رو به پايان باشد، باز هم تلاش هايي براي بر سر کار آوردن يک جريان همسو وجود دارد.

-هزينه هاي فعاليت انتخاباتي ستادتان را از کجا تامين مي کنيد؟

من هيچ پولي ندارم. تنها از طريق حمايت هاي مردمي و از طريق اينترنت، رسانه ها و حضور در بين مردم مي توانم خودم را معرفي کنم.

-ستاد انتخاباتي شما تشکيل شده است؟

بله، ستاد من تشکيل شده است.

-دبير ستاد، يا اعضاي اصلي آن را معرفي مي کنيد؟

فعلاً شورايي کارها انجام مي شود. اما اعضا بخشي از نمايندگان ادواري مجلس هستند و دولتي هاي سابق. البته بيشتر از بين خانم ها.

-از اصلاح طلبان هم کسي در ستاد شما هست؟

نه، چون خودشان کانديدا دارند.

-نسبت شما با رايحه خوش خدمت چيست؟

هيچ نسبتي ندارم.

-اگر تنها کانديداي اصولگرايان غير از شما محمود احمدي نژاد باشد با او رقابت مي کنيد؟

بله.

-براي شما مهم نيست که با وجود دو کانديداي اصولگرا ممکن است هيچ کدام راي نياورند؟

نه، من هدف ديگري دارم.

-دولت را هم نقد مي کنيد؟

يکي از مشکلات دولت نهم، مجلس هفتم به خصوص هيات رئيسه آن بود. هيات رئيسه مجلس باعث زير پا گذاشتن قوانين از سوي دولت نهم بود. مشکل ديگر دولت نهم، عدم التزام اعضاي هيات دولت به اجراي امضاي رئيس جمهور بود خصوصاً در مصوبات استاني.

تصميمات غيرکارشناسي شده و اعلام بدون درنگ آنها هم از عوامل صدمه زننده به دولت بود.

-ولي هيچ کدام از اين موارد نمي تواند دليل عقب ماندگي کشور از برنامه چهارم باشد.

علت عقب ماندگي از برنامه چهارم سوء مديريت منابع انساني و تعاملات پشت پرده سياسي بود. من آماري از عقب ماندگي، فکر مي کنم 90 درصدي، از برنامه چهارم دارم که ارائه مي کنم. بايد تا پايان برنامه چهارم سهم مردم از بهداشت و درمان تنها 35 درصد باشد در حالي که هنوز 60 درصد است. قرار بوده تا پايان برنامه چهارم يعني سال 88 در توسعه شاخص هاي انساني بين 15 تا 20 رتبه افزايش داشته باشيم که متاسفانه رشدي صورت نگرفته است. در بخش کشاورزي بايد توسعه 16 درصدي ، در بخش صنعت توسعه 14 درصدي، در نفت و گاز 6/2 درصد توسعه پيدا مي کرديم که به هيچ کدام نرسيديم. نرخ بيکاري بايد به هفت درصد مي رسيد ولي هنوز دو رقمي باقي مانده است. تکيه بودجه دولت به نفت بايد در پايان برنامه پنجم به صفر مي رسيد اما هيچ تلاشي در اين جهت رخ نداده و هنوز 60 درصد بودجه دولت را نفت تشکيل مي دهد. هزينه مسکن در سبد خانواده امروز 85 درصد است در حالي که بايد به 40 درصد مي رسيد. بايد رشد اقتصادي ما به 6/8 درصدي مي رسيد که الان تنها 4/6 درصد است.

-نمي ترسيد از اينکه مديريت کشور را با اين شرايط نابسامان تحويل بگيريد؟

نه، چون مي دانم به سرعت مي شود با مديريت به روز و اجراي اصل 44 قانون اساسي و اجراي درست خصوصي سازي تمام مشکلات را حل کرد.

-اگر دولت تشکيل بدهيد با امريکا سر ميز مذاکره خواهيد نشست؟

درباره ارتباط با امريکا و انرژي هسته يي من کاملاً تابع ديدگاه حاکميت کلان رهبري هستم. من به هيچ وجه در دولتم به کارهاي کلان و راهبردي وارد نخواهم شد. در اين دو مورد تنها نظر رهبري است که بايد اجرا شود. دولت من تنها ديپلماسي راهبردي خواهد داشت.

-اگر انتخاب شويد در هيات دولت تان از مديران ديگر جناح هاي سياسي استفاده خواهيد کرد؟

اگر روزي بدانم مشکل مسکن کشور را يک مدير از جناح چپ مي تواند حل کند دستش را مي بوسم. ببينيد من عضو هيچ جناحي نيستم. البته اصولگرا هستم به اين معنا که از نسل اول انقلاب هستم.

-از بين فعالان سياسي دو جناح تا امروز گزينه يي را براي عضويت در کابينه يي که تشکيل مي دهيد، انتخاب کرده ايد؟

تا امروز انتخابي نداشتم. هنوز در حال بررسي صلاحيت ها و سطح توانايي افراد هستم.

-در کابينه رفعت بيات از اقليت هاي قومي و ديني هم حضور دارد؟

مسلماً در کابينه من معاون اهل سنت هست.

-چرا حتي نمي خواهيد به يک وزير سني فکر کنيد؟

شايد اگر کسي از اهل سنت يک توانايي را داشته باشد انتخاب شود ولي حتماً مي توان از اهل سنت براي استانداري يا فرمانداري استان هاي سني استفاده کرد.

-آيا در کابينه شما اقليت هاي مذهبي هم حضور دارند؟

بله.

-يعني از زرتشتي ها يا کليمي يا مسيحي ها؟

بله، چه اشکالي دارد. ديدگاه قانون اساسي ملي است.

-فکر مي کنيد چرا در اين 30 سال هيچ اقليتي به هيات دولت وارد نشد؟

چون من رئيس دولت نبودم.

-دولت شما به آزادي بيان پايبند خواهد بود؟

آزادي بيان جزء لاينفک نظام ما است. ما براي اصلاح امور کشورمان به اين رکن اساسي از جامعه يعني رسانه آزاد نيازمنديم. پنهان کردن واقعيت ها، شفاف نکردن مسائل براي مردم و در يک کلام محرم ندانستن مردم، اتفاقاً يکي از عوامل بي اعتمادي مردم به نظام است. ممکن است خيلي چيزها را نگوييم ولي کاش آنچه را که مي گوييم کامل بگوييم. مثلاً در مورد سخنراني محمود احمدي نژاد در ژنو، من جسارت شان را در بيان حقايق ستايش مي کنم اما اينکه همه جريان کنفرانس را نشان ندهيم، خب مردم از طريق رسانه هاي غربي از تلويزيون ها در جريان قرار مي گيرند.

-مدعي آزادي بيان هستيد، پس مي شود راجع به شکايتي که از عبدالله نوري کرديد، توضيح دهيد؟

موضوع هاي قديمي را رها کنيد.

-براي زنان چه برنامه هايي داريد؟

کانديدا شدن من براي انتخابات رياست جمهوري به جلب اعتماد مردم و مسوولان نسبت به زنان کمک خواهد کرد.

-برنامه عملي براي بعد از انتخاب شدن نداريد؟

بايد در سطح کلان ديدگاه جامعه و مسوولان را نسبت به خانم ها عوض کرد. در دولت من نقش و جايگاه زن تغيير مي کند. حتي در مجلس و قوه قضائيه هم بايد تاثيرگذار باشيم.

-بگذاريد در مورد مصداق ها حرف بزنيم. با سهميه بندي جنسي دانشگاه ها مخالفيد؟

صد درصد. من در مجلس هم با اين طرح مخالف بودم.

-براي ارتقاي حقوق اجتماعي زنان چه مي کنيد؟

در مورد حقوق اجتماعي، فردي و خانوادگي زنان بايد امنيت رواني براي زنان ايجاد کرد. بايد به جاي گشت هاي ارشادي که به زنان تذکر مي دهند گشت هايي داشته باشيم که به مردها تذکر بدهند. در قرآن مجيد براي کنترل نگاه، اول به مرد توصيه شده است. دولت من مسلماً وزارت کشور و نيروي انتظامي را ملزم به حفظ گشت هاي ارشاد خواهد کرد ولي نه براي تذکر دادن به يک زن، براي بيرون بودن چند تار مو بلکه براي کنترل نگاه مردها. اگر زني در جامعه ما بدون اعتقاد قلبي با حفظ ظواهر اسلامي به اعتقادات اکثر مردم احترام مي گذارد و حفظ ظاهر مي کند بايد ممنونش باشيم. اما نبايد بگذاريم در يک کشور اسلامي حتي با نگاه به يک زن تعرض شود. وقتي در فيلم هايي که از وزارت ارشاد مجوز ساخت مي گيرند يا در سريال ها زن را به گونه يي نشان مي دهيم که عروسک دست مرد باشد بايد منتظر ديدن عروسک هايي در سطح خيابان ها باشيم.

-دولت رفعت بيات اگر تشکيل شود با لايحه حمايت از خانواده چه خواهد کرد؟

اکثر زنان مجلس هفتم با کل لايحه حمايت از خانواده مخالف بودند و آن را برگرداندند. بندهايي که به لايحه قوه قضائيه اضافه شد خلاف قانون اساسي بود. دولت حق تغيير اين لايحه را نداشت به خصوص که بندهاي مناقشه برانگيزي مثل بند 2 3 ، 25 و 53 را به اين لايحه اضافه کردند که در تقابل مستقيم با انديشه هاي امام و رهبري بود.

-وقتي مي گوييد با بندهاي 23 و 53 مخالفيد يعني با تعدد زوجات مخالفيد؟

سال 85 که به ديدار آقاي شاهرودي رفته بودم، يک طرحي را ارائه کردم که طي آن ازدواج مجدد مرد تنها طي شرايط بسيار خاصي مثلاً ناباروري زوجه در صورتي که تمايل به جدايي نداشته باشد، امکان پذير مي شد. تا قبل از ارائه لايحه حمايت از خانواده ازدواج دوم منوط به اجازه زن اول بود و مردها زن اول خود را براي اخذ رضايت در فشار مي گذاشتند. ولي در طرحي که من ارائه دادم و آقاي شاهرودي هم زير آن را امضا کرد و گفتند اين طرح بايد قانوني شود، ازدواج مجدد مرد بدون تحت فشار قرار گرفتن زن اول محدود مي شد.

-يعني شما با ازدواج مجدد به صورت کلي مخالفيد؟

صد درصد. هم با ازدواج مجدد و هم با صيغه.

-ولي اين حکم شرع است.

شرع اجازه ازدواج مجدد مي دهد، اجبار که نمي کند. در آن آيه قرآن هم که مورد نظر آقايان است آمده که هرگز نمي توانيد عدالت را رعايت کنيد.

-با صيغه چرا مخالفيد؟

صيغه براي جلوگيري از به فساد افتادن جواناني که همسر دائم ندارند تعريف شده. بايد توجه کرد که صيغه خطراتي دارد. مردي که همسر دارد بيخود مي کند همسر دوم يا صيغه يي بگيرد. صيغه حتي نبايد طبق آنچه آقاي پورمحمدي گفت جايگزين ازدواج دائم جوانان شود.

-برگرديم به بند 23 لايحه حمايت از خانواده.

نظر ما اين بود که اين بند به اين صورت اصلاح شود که بنويسند؛ بعد از رضايت زن اول با تشخيص عدالت از سوي دادگاه. ولي حالا که اين بند پس گرفته شده هم اجازه زن اول را از قانون حذف کرده اند و هم ديگر اجازه دادگاه براي ازدواج مجدد لازم است يعني نابساماني مطلق را بر روح خانواده ها حاکم کرده اند. مواد 25 و 53 هم به همين صورت در جهت تضييع حقوق زنان بود. دولت با ارائه اين لايحه قصد دارد تنها تکيه گاه زنان در قانون يعني مهريه را هم از بين ببرد.

-دولت شما از کنوانسيون منع تبعيض از زنان حمايت مي کند؟

من به غير از ماده يي که به زنان حق سقط جنين مي دهد و ماده يي که معتقد به برابري صد درصدي قوانين است با ديگر اصول کنوانسيون رفع تبعيض از زنان موافقم.

-شما به تساوي حقوق زن و مرد معتقد نيستيد؟

تساوي حقوق زن و مرد مي تواند به ضرر زنان باشد مثل همين قانون سهميه بندي جنسيتي دانشگاه ها. ما بايد فرصت هاي مساوي براي زنان ايجاد کنيم، نه قوانين مساوي.

-نظر شما در مورد مهندس ميرحسين چيست؟

مدير اجرايي دوران جنگ هستند. اميدوارم اگر اقبال عمومي به نفع ايشان بود بتوانند نواقص گذشته را جبران کنند. ديدگاه اقتصادي مهندس موسوي بايد اصلاح شود.

-تحليل شما از علت کناره گيري سيدمحمد خاتمي چيست؟

آقاي خاتمي مي ترسيدند که راي نياورند و نمي خواستند به اين صورت نام شان خراب شود.

-فکر مي کنيد احتمال داشت آقاي خاتمي راي نياورند؟

بله، به علت تعدد کانديداهاي جناح چپ ممکن است هيچ کدام راي کافي نياورند.

-فکر مي کنيد خودتان راي کافي بياوريد؟

بله.

عناوين اين صفحه
شيوه هاي نوين
در مذمت خشونت
پيام هاي مکتوم
چه کسي مسوول است
زنان مي خواهند پس مي شود...
محافظه کاري تا کجا
مردي که اصلاً دموکرات نيست
حضور معتدل
هميشه آنلاين؟
فعال اما کم حرف
تفريح دسته جمعي اهالي سياست
فيس بوکي ها اصلاح طلبند
من مصداق يک رجل سياسي هستم

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام