سه شنبه، 8 ارديبهشت 1388 - شماره 1937
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: محيط زيست
احتمال بحران با تاخير در تصويب ضوابط اجرايي مديريت پسماند کشاورزي
در جست وجوي برگزاري مناقصه

الهه موسوي؛براي درک اهميت بحران پسماندها همين را بدانيم که سالانه 600 هزار ماده شيميايي از انواع آفت کش ها به ميزان 2/5 ميليون تن در سراسر جهان مصرف مي شود. برآوردهاي سازمان بهداشت جهاني حاکي است که نزديک به سه ميليون مسموميت ناشي از آفت کش ها در جهان اتفاق مي افتد. از سوي ديگر مصرف سموم دفع آفات و کودهاي شيميايي در مناطق کشاورزي ايران، باعث رشد فزاينده سرطان در اين مناطق شده است.

آمارهاي موجود بخش کشاورزي در مبحث ميزان مصرف کود، بسيار نگران کننده و سالانه حدود 5/4 ميليون تن اعلام شده است. اين مواد به دليل دارا بودن ميزان بالايي از کادميوم و نيترات، باعث افزايش نرخ سرطان در جامعه مي شوند.

سموم و پسماندهاي کشاورزي، خطرناک ترين آلوده کننده هاي آب و خاک هستند که تا سال ها در محيط باقي مي مانند و صدمات جبران ناپذيري به حيات موجود در آن وارد مي کنند. از سوي ديگر پساب هاي بخش کشاورزي، يکي از زيانبارترين منابع آلاينده محيط زيست هستند که به گونه يي خطرناک بر سلامت محيط و در نتيجه، کيفيت حيات شهروندان تاثير مي گذارند.

مديريت پسماندهاي کشاورزي

هر ماده يي که از ديد توليدکننده زائد تلقي و دور ريخته يا منهدم شود، پسماند است و نياز به مديريت دارد. بر اساس قانون مديريت پسماند، پسماندها در پنج گروه جاي مي گيرند و دو جزء پسماند کشاورزي و ويژه، مواردي است که پسماند هاي کشاورزي را شامل مي شود.

به استناد ماده 11 قانون مديريت پسماند، وزارت جهاد کشاورزي موظف است با کمک سازمان حفاظت محيط زيست، نسبت به تدوين ضوابط اجرايي مديريت پسماند اقدام کند. بر همين اساس سازمان حفاظت محيط زيست مطالعاتي را در زمينه طبقه بندي پسماندهاي کشاورزي در سال 1386 در کشور به انجام رساند.

بر اين اساس، مديريت بخش پسماندهاي کشاورزي، از ضروري ترين مسائلي است که متاسفانه به دليل طولاني شدن روند تهيه «ضوابط اجرايي» عملي نشده و هر روز ميزان خسارت هاي وارده را بيشتر مي کند.

تقسيم پسماندها به هفت زيرطبقه

در وزارت جهاد کشاورزي پسماند ها به هفت زيرطبقه شيلات و آبزيان (در آبزي پروري)، نهاده هاي کشاورزي (اعم از سم، کود و بذر)، پسماندهاي دامپزشکي، دام و طيور و نوغانداري و جنگلداري، باغباني، زراعت و صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي تقسيم شده اند.

در ادامه مقرر شد سازمان حفاظت محيط زيست با اعتبار ملي و همکاري واحدهاي دانشگاهي، تدوين ضوابط و روش هاي اجرايي مديريت پسماند براي اين هفت گروه را به انجام رساند. اکنون بايد ضوابط طرح شده، نهايي شود و در ساير دستگاه ها از جمله وزارت کشور به تصويب رسيده و سپس براي کميسيون زيربنايي دولت که به مثابه شوراي عالي محيط زيست عمل مي کند، ارسال شود.

ابعاد فاجعه

برآوردها مي گويند هر فرد لنج سوار روزانه 320 گرم توليد پسماند دارد که همه آن را به دريا مي ريزد. کارشناسان معتقدند ظرفيت خودپالايي دريا به اندازه ميزان اين پسماندها نيست و بخش عمده يي از اين زباله ها در ته دريا، تلنباري از آلودگي را ايجاد مي کنند که باعث کوچ يا مرگ آبزيان و بروز پديده هايي همچون کشند قرمز مي شوند.

اگر شما به بنادر شيلات سري بزنيد هر شناوري به طور ميانگين بين يک هفته تا 10 روز، يکسري مايحتاج عمومي سفر مانند قوطي هاي کنسرو، روغن، بطري آب و نوشيدني هاي ديگر و... را با خودش به دريا مي برد تا کار صيدش را انجام بدهد و برگردد. اما در بازگشت، اين شناور حداکثر چيزي که با خودش مي آورد فقط محصولات صيدشده است و تور و طنابي که سالم مانده و بقيه را به دريا مي ريزد. در اين بين اشيايي که وزن شان بيش از وزن حجمي آب باشد ته نشين مي شود و در اينجا خودتان حدس بزنيد چه به روز درياي حساسي مانند خليج فارس و درياي عمان که زيستگاه گونه هاي بومي ارزشمند متعددي هستند، مي آيد.

مديريت چند سازمان

دکتر غلامرضا ميرکي مدير گروه محيط زيست وزارت جهاد کشاورزي در اين باره به «اعتماد» مي گويد؛ مديريت آنجا به چند سازمان و وزارتخانه برمي گردد از جمله سازمان حفاظت محيط زيست اعم از اداره شهر تهران و شهرستان ها که بايد از ريختن آلودگي ها به رودخانه ها جلوگيري کنند، وزارت بهداشت و درمان که به استناد ماده 688 قانون مجازات اسلامي بايد جلوي تشکيلات آلوده کننده را بگيرد و شهرداري تهران که بايد ساماندهي مشاغلش با آن طرح هماهنگي داشته باشد.

در واقع ما در شهر تهران بايد ستادي داشته باشيم که در اين ستاد، حفاظت محيط زيست و حفظ سلامت و بهداشت، دستگاه هاي مختلف به صورت چندمسووليتي، مسووليت صحت انجام کار را برعهده بگيرند و اين مساله را ساماندهي کنند.

او هشدار مي دهد؛ اگر ما نتوانيم اين معضل را ساماندهي کنيم و آن را به دستگاه خاصي بسپاريم، مطمئناً نمي توانند وظايف خود را به طور خاص انجام دهند و مردم و جامعه دچار مشکل خواهند شد و يقيناً بحراني جدي را در پي خواهيم داشت.

کندي روند تصويب و نهايي شدن طرح پسماندها

ميرکي اين کندي را ناشي از فقدان تخصص در سازمان ها، بالاخص سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي داند. او مي گويد؛ بايد هر چه زودتر با تعامل با سازمان هاي مسوول، اين مهم را به سرانجام برسانيم.

او بر اين باور است که کار در مراحل تصويب با کندي روبه رو است. مطالعات اجرايي طرح انجام شده و نزديک به هزار دستورالعمل اجرايي به استناد استانداردهاي اجرايي ايران و برگرفته از استانداردهاي بين المللي به دست آمده است. بر همين اساس اگر اين بحث به انجام برسد ما ساماندهي اصولي را در بحث مديريت پسماند کشاورزي خواهيم داشت.

اما اين دستورالعمل اجرايي فقط در حال دست به دست شدن بين سازمان ها است و اين کشور را با مشکل مواجه کرده است. بايد در اسرع وقت اين اطلاعات بسيار ذي قيمتي را که حاصل مطالعه يي بزرگ است به مرحله تصويب و اجرا نزديک کنيم. شايد ما نخستين کشوري باشيم که اين طبقه بندي کلان را در اين موضوع به دست آورده ايم.

بنابراين سازمان حفاظت محيط زيست، خصوصاً محيط زيست انساني و به ويژه دفتر بررسي آلودگي آب و خاک بايد با احساس مسووليت بيشتري نسبت به اين بحث برخورد کند و آن را جهت دهد تا با سرعت بيشتري پيش برود و جزء اولويت هاي اصلي اش قرار دهد.

هر چقدر اين کار به تعويق بيفتد کشور با ضرر و زيان مالي بيشتر و هزينه هاي اجرايي سنگين تر مواجه مي شود.

علاوه بر آن بسياري از پسماندهايي که ما در بخش کشاورزي داريم ممکن است اصلاً به پسماند نرسند يا قابليت برگشت به خاک را داشته باشند مشروط بر اينکه ما بتوانيم اعمال مديريت مان در مزرعه و دامداري و... را داشته باشيم.

در آن مجموعه ضوابط براي تمام پسماندهاي کشاورزي ارائه شده و به پيوست آن، دستورالعمل هاي اجرايي آمده است. طبق قانون، مديريت اجرايي پسماند بر عهده فرد حقيقي يا حقوقي است که مسووليت ساماندهي پسماند را داشته باشد. در محدوده شهرها، روستاها و بخش ها بر عهده شهرداري ها و دهياري ها است و خارج از آن برعهده توليدکننده است.

اما از آنجايي که جنبه آلودگي پسماند صرف کشاورزي به ميزان بالايي نيست، شهرداري ها و به خصوص دهياري ها مهم ترين مخاطب ما هستند و مديريت اجرايي پسماند اساساً با هماهنگي آنها صورت گيرد. دهياري ها بايد عوامل اجرايي را به استناد بندي از ماده قانوني به عنوان فرد يا افراد يا مجموعه تخصصي بگيرند که بتواند کار مديريت اجرايي پسماند صورت بگيرد از جمله پسماند کشاورزي.

ناکارآمدي مشاوران دانشگاهي

دکتر سروش مدبري رئيس دفتر «بررسي آلودگي آب و خاک» سازمان حفاظت محيط زيست درباره علل به سرانجام نرسيدن اين طرح به «اعتماد» مي گويد؛ متاسفانه مساله يي که در تدوين آيين نامه ضوابط يا در طرح هاي مطالعاتي داريم ضعف شديد مشاوران مان است. ما بهترين مشاوران را از بين دانشگاهيان مي گيريم و آنها خوب کار نمي کنند. الان براي اين تدوين ضوابط، هفت مشاور گرفتيم و مشکلي که داشتيم ضعف اطلاعاتي بود که به ما داده بودند. برخي از اين مشاوران اصلاً نمي دانستند ضوابط اجرايي يعني چه و ما چه چيزي را قرار است به کميسيون زيربنايي دولت تحويل دهيم. به همين خاطر اين کار بسيار طولاني شد و ما مجدداً طرح را تمديد کرديم اما با اين همه نتوانستند طرح را به موقع برسانند. به رغم اينکه اين طرح بيش از يک سال است آغاز شده هنوز هم ما چندان به آن اميدوار نيستيم و ضوابطي که مدنظر ما بوده را نتوانستند تهيه و ارائه کنند. حتي ما با در اختيار قرار دادن «ضوابط پسماندهاي پزشکي» که تهيه کرده بوديم به آنها اين فرصت را داديم که از آن به عنوان الگو استفاده کنند اما آنها به جاي الگوبرداري، دقيقاً تمام ضوابط پزشکي را کپي کردند و به ما تحويل دادند بدون اينکه به تفاوت اساسي و فاحش اين دو مقوله توجه کنند.

او در پاسخ به اين سوال «اعتماد» که طرح در چه مرحله يي است، تاکيد دارد؛ طرح در مراحل نهايي است و آن را به وزارت جهاد و وزارت کشور فرستاده ايم و آنها نيز آن را قبول نکرده و رد کرده اند. ما در آينده نزديک جلسه يي داريم که بتوانيم در اين باره تصميم بگيريم.

سروش مدبري درباره علت اينکه چرا مشاوران متخصص که بر بحث مربوطه اشراف کامل دارند انتخاب نشده اند، مي گويد؛ بر اساس اصل 44 قانون اساسي کارها بايد به بيرون واگذار شود و خود سازمان بر آن نظارت کند اما اينکه چرا مشاوران اشراف بر کار ندارند شايد ناشي از محدوديتي است که سازمان در عقد قراردادها دارد. ما ناگزيريم با برگزاري مناقصه طرح را واگذار کنيم و انتظار داريم وقتي به يک واحد دانشگاهي واگذار مي شود، توسط استادان به درستي به سرانجام برسد اما بسياري از اين طرح ها را به اعتبار استادان و مرتبه علمي آنها، تحويل داده ايم؛ ولي آنها آن را به دانشجويان خود سپرده اند و در آخر حتي توان اين را ندارند که چند دقيقه درباره اين طرح صحبت کنند هر چند تعداد اندکي هم بسيار خوب عمل کرده اند.

مدير دفتر آلودگي آب و خاک سازمان حفاظت محيط زيست با تاکيد بر اينکه قانون مناقصات يکي از مشکلات کار است که مانع استفاده از تيم هاي قوي است، بر اين باور است که بر اساس قانون، ما موظفيم کار را به تيمي واگذار کنيم که پايين ترين قيمت را مي دهند نه تيمي که بالاترين توان را دارند و نتيجه اين روند همين مي شود که الان شده است.

او با اشاره به اينکه در اين طرح از دسته بندي اطلاعات که توسط وزارت جهاد کشاورزي تهيه شده، استفاده شده، معتقد است؛ اين اطلاعات به عنوان بانک اطلاعاتي مورد استفاده قرار مي گيرد ولي در دسته بندي پسماندها، بيش از حد پسماندها را جزيي کرده اند. ما اين را بارها گوشزد کرده ايم اما به دليل ضعيف بودن مشاوران مان نتوانستيم آن را اصلاح کنيم.

يادداشت
بحران آب در زمين
احمد آل ياسين

کاهش ظرفيت منابع طبيعي سياره زمين به شوند (علت) رشد هراسناک جمعيت و ترقي سطح الگوهاي مصرف غربي، به خصوص امريکايي در 50 سال اخير و تسري آن به ساير جوامع، سبب شد انديشمندان و کارشناسان دلسوز جهان از حدود چهار دهه پيش در جست وجوي راه حلي براي برقراري تعادل و توازن بين منابع و مصارف برآيند.

کلوب رم با انتشار مهم ترين گزارش هاي خود بسان «محدوديت هاي رشد» 1972، «کيفيت بشري و ادعانامه عليه انسانگرايي نوين» 1975، «معماي بشري، آينده و يادگيري» 1979، «آينده در دست هاي ماست» 1981 و «جهان در آستانه قرن بيست و يکم» 1982 پيشتاز اين چالش شناخته شد.

از سال 1972 و بعد از تشکيل کنفرانس استکهلم در سوئد، فعاليت هاي جهاني شدت گرفت و انواع گوناگون کنفرانس ها و نشست هاي ادواري جهاني برقرار شد. شوراها و انجمن هاي هميشگي در زمينه محيط زيست پايدار، زمين و مهم تر از آن در زمينه آب تشکيل شد و انواع گزارش ها و قطعنامه ها تهيه و تصميمات مهم جهاني در سطح روساي کشورها و وزيران اتخاذ شد. در مدت اين 40 سال، نهادهاي مردمي و تشکل هاي جوراجور ملي و جهاني نيز در يک پيوند تنگاتنگ به برکت اينترنت، با تلاشي پيگير براي دستيابي به راه حل هاي مناسب به تعامل، انديشه ورزي و چاره جويي پرداختند. سوال اساسي اين است که حاصل همه چالش ها، نشست ها، گفت وگوها، نوشتارها و موافقتنامه ها براي کاهش بحران آب و نجات سياره زمين از «ورشکستگي آبي» به کجا رسيد و نتايج کاربردي آن چگونه است؟ وضعيت حاضر جهان، بازتابي است از روند شتابان افزايش جمعيت، ترقي بي رويه الگوهاي مصرف غربي، رشد اقتصادي کاذب کشورها و سودجويي سوداگران که سبب شده سياره زمين به سوي «ورشکستگي آبي» روان شود. گزارش نشست اقتصاد جهاني در سال 2006 در داووس سوئيس، حاکي از آن است که بحران و کمبود آب، طي 20 سال آينده سبب از دست رفتن بخشي از توليد غله جهان برابر جمع توليد امريکا و هند مي شود. در همين گزارش آمده 39 درصد منابع آب امريکا و 31 درصد منابع آب اروپا به مصرف توليد انرژي اين مناطق مي رسد. انتظار مي رود رقابت، براي دسترسي به آب، طي 20 سال آينده تشديد و با دشواري هاي بيشتري روبه رو شود، زيرا پيش بيني شده رشد آب مورد نياز براي توليد انرژي در امريکا، به 165 و در اروپا به 130 درصد برسد. بديهي است اين خود فشار افزون تري بر سهميه آب کشاورزي وارد کرده و امنيت غذايي را مورد تهديد بيشتري قرار خواهد داد.

براساس گزارش داووس، يخچال هاي هيماليا در آسيا تا سال 2100 از بين خواهد رفت. ساير يخچال ها مانند آلپ در اروپا، آند در امريکاي جنوبي و کليمانجارو در آفريقا نيز به شدت در معرض نابودي قرار دارند. 70 درصد رودخانه هاي جهان با تغذيه مخازن سدها و تامين آب کشاورزي رو به خشکي گذاشته و در همين پيوند، به نظر مي رسد طي دو دهه آينده، معاملات بازار آب مهم تر از معاملات بازار نفت شود. در نتيجه به گونه يي که منابع آب در ايران و جهان مديريت مي شود، انتظار مي رود جهان پيش از پايان منابع نفتي، با تخليه کامل منابع آب هاي زيرزميني و کمبود شديد آب هاي سطحي روبه رو شود. در اين پيوند به نظر مي رسد طراحي سامانه هاي آبي در بسياري از کشورها از جمله ايران، هنوز بر پايه معيارها و سامانه هاي 50 سال گذشته صورت مي گيرد. اين امر مهم در سازگاري با تغييرات جوي، بايد مورد توجه ويژه و بازخواني قرار گيرد. امروز در بسياري از نقاط کشور بسان ساير مناطق جهان، آب به مقدار زياد تلف و کمتر از قيمت واقعي عرضه مي شود. تفهيم همگاني اهميت آب و گوشزد خطرات در راه، ترويج صرفه جويي در مصارف، مشارکت وسيع سهم بران آب در بخش هاي کشاورزي، صنعتي و شهري با همکاري دانشگاه ها، مراکز تحقيقاتي، نهادهاي مردمي، انجمن ها و کميته هاي ذي ربط و حمايت دولت ها مي تواند در راهيابي مناسب ترين راه حل ها و چاره جويي ها مفيد باشد.

با آنچه به اجمال اشاره شد، مي توان محورهاي کليدي آب در جهان و در ايران را که در سياستگذاري ها و برنامه ريزي هاي توسعه پايدار و تامين نيازهاي نسل هاي آينده تاثيرگذار است به شرح زير فهرست کرد؛

1- اثرات تغيير اقليم و گرم تر شدن هوا بر منابع آب ايران 2- تهديدهاي روبه روي بخش آب 3- لزوم ساماندهي آب هاي مشترک و مرزي 4- تامين آب مورد نياز هر انسان به عنوان حق طبيعي و اساسي 5- کاربري آب 6- خصوصي سازي آب ها و سامانه ها 7- بهره وري و ترويج صرفه جويي 8- راندمان آبياري 9- آب، کالاي اقتصادي 10- مديريت ها 11- جمعيت 12- کاهش اراضي کشاورزي 13- غذا و امنيت غذايي.

با آنچه گفته شد سرنوشت آينده سامانه هاي آبي کشور بسان سدهاي مخزني و سدهاي انحرافي، شبکه هاي آب شهري و شبکه هاي آبياري موجود و آينده را نمي توان به گونه مجرد و انتزاعي از مصاديق فوق رقم زد. يکي از رهيافت ها مي تواند تلاش براي برقراري مديريت پايدار، منسجم، يکپارچه و درازمدت آب باشد. در فرآيند چنين مديريتي مقوله هاي آب شيرين کن ها، آب هاي تجديدشونده (آب تازه) و آب هاي بازيابي شده از مصارف قبلي جايگاه خاصي خواهند داشت. بديهي است مديريت آينده آب در جهان و در ايران با لحاظ کردن نکات پيشين بسيار گران و هزينه خوار خواهد بود. تا امروز جامعه جهاني به طور نسبي کمترين هزينه را براي تجميع، انتقال و توزيع آب ها متحمل شده، زيرا همه کاربري ها از يک منبع تغذيه شده، ولي در آينده با روند کنوني افزايش جمعيت و توسعه مصرف گرايي، ادامه روند فعلي ممکن نخواهد بود و به تبع آن فشار بر ساير بخش ها به طور قاطع به شبکه هاي شهري و شبکه هاي آبياري تسري خواهد يافت. از همين جهت هوشياري مديران کشور، کارشناسان، نهادهاي تخصصي و مدني مي تواند دگرگون کننده، نوآور و تحول ساز باشد.

*به بهانه «نشست چهارم آب» در ترکيه، مارس 2009 و تدوين چشم انداز 20ساله آب کشور
گردشگري پايدار در مناطق حفاظت شده

الهام بني کريمي

گردشگري يکي از بزرگ ترين و پرطرفدارترين فعاليت هاي تجاري در دنيا است. توسعه انواع فعاليت هاي ناپايدار اين صنعت در مناطق طبيعي به ويژه مناطق حفاظت شده باعث شده است رويکردهاي نويني در برنامه ريزي و مديريت اين فعاليت همه گير در پيش گرفته شود. بعضي از انواع گردشگري در بيشتر طبقات مناطق حفاظت شده اتحاديه جهاني حفاظت به عنوان يک هدف مديريتي وجود دارد، اما فقدان برنامه هاي جامع مديريت گردشگري مي تواند محيط زيست اين مناطق ارزشمند را به نابودي بکشاند.

کتاب «راهنماي برنامه ريزي و مديريت گردشگري پايدار در مناطق حفاظت شده» سعي دارد فلسفه وجود گردشگري در طبيعت به ويژه تمام انواع مناطق حفاظت شده را توضيح دهد و راهکارهاي اجرايي با تاکيد بر تجربيات عملي در سراسر دنيا براي استفاده پايدار و حفظ محيط زيست ارائه کند. اين کتاب را اتحاديه جهاني حفاظت، برنامه محيط زيست سازمان ملل و سازمان جهاني گردشگري منتشر کرده اند. نويسندگان آن، پروفسور پل ايگلز، پروفسور استفن مک کول، و کريستين هينس از جمله کارشناسان زبده علمي و عملي در اين زمينه کاري محسوب مي شوند و عضو کارگروه گردشگري و مناطق حفاظت شده کميسيون جهاني مناطق حفاظت شده نيز هستند.

درباره هدف نگارش کتاب در ديباچه آن آمده است؛ «هدف اصلي اين کتاب، کمک به مديران مناطق حفاظت شده و ديگر ذي نفعان در فرآيند برنامه ريزي و مديريت اين گونه مناطق، تفرج و صنعت گردشگري است به طوري که گردشگري در عين احترام به جوامع و شرايط محلي بتواند به صورت پايدار توسعه يابد. نکته کليدي، اهميت مديريت بازديدکنندگان و منابع در زمان حال است به نحوي که بازديدکنندگان در آينده نيز بتوانند از مکان هاي باکيفيت و ارزش هاي حفاظتي آنها استفاده کنند.»

اما در همين حال ديباچه يادآور مي شود؛ «اين کتاب، يک راهنما است نه يک کتاب آشپزي يعني پرسش ها و مسائل اصلي مديريت گردشگري در مناطق حفاظت شده براي خواننده بسط و توسعه داده شده، ولي همه جواب ها به صورت مفصل در کتاب ارائه نشده بنابراين چارچوبي براي ايجاد قواعد کلي و هدايت تصميمات فراهم شده است.»

درباره چالش هاي گردشگري نويسندگان کتاب معتقدند؛ «روشي که به کار همه آيد وجود ندارد» و در واقع هر مدير پارک، بايد شرايط بومي خود را در عين انجام فعاليت هاي حفاظتي و با روشي که منحصر به فرد بودن آن مشخص باشد، توسعه دهد. چالش مديريت مناطق حفاظت شده به ويژه آنهايي که با فشارهاي ناشي از تفرج و گردشگري سر و کار دارند، تنها از راه مشارکت موثر بين همه گروه هاي علاقه مند برطرف مي شود.

هدف از برگردان کتاب به زبان فارسي، در پيش گفتار مترجم اين گونه تعريف شده است؛ «با مطالعه اين کتاب، مترجم که همواره مانند ساير پژوهشگران محيط زيست و گردشگري با نبود منابع مناسب خارجي و داخلي معتبر دست به گريبان بوده است تصميم به بازگرداندن کتاب گرفت تا علاوه بر بهره گيري علاقه مندان از اين کتاب ارزشمند، قدم کوچکي در راه پيشرفت علم محيط زيست و بحث هاي ميان رشته يي آن و نيز مديريت و برنامه ريزي صحيح زيست محيطي منابع طبيعي کشورمان بردارد.»

با توجه به اينکه تاکنون کتاب معتبر و جامعي در موضوع فوق به زبان فارسي منتشر نشده، «راهنماي برنامه ريزي و مديريت گردشگري پايدار در مناطق حفاظت شده» مي تواند به ادبيات علمي اين رشته بيفزايد و راهنماي جامعي براي همه علاقه مندان به اين زمينه کاري ميان رشته يي باشد.

اين کتاب شامل 12 فصل است که مسائلي مانند مناطق حفاظت شده، تنوع زيستي و حفاظت از محيط زيست، گردشگري در مناطق حفاظت شده، برنامه ريزي گردشگري مناطق حفاظت شده، توسعه حساس زيرساخت ها و خدمات، مديريت چالش هاي گردشگري در مناطق حفاظت شده، ابزار مديريت بازديدکنندگان، اقتصاد گردشگري در مناطق حفاظت شده، جنبه هاي مالي گردشگري در مناطق حفاظت شده، برنامه ريزي منابع انساني براي گردشگري مناطق حفاظت شده و پايش گردشگري در مناطق حفاظت شده در آن بررسي شده است. پنج پيوست مانند تعريف هاي گردشگري پارک، الگوهاي مديريت بازديدکنندگان نيز در اين کتاب وجود دارد که باعث تکميل مطالب کتاب مي شود. کتاب که با حروفچيني و آرايش صفحات متفاوت و چشم نواز منتشر شده، دو واژه نامه انگليسي به فارسي و فارسي به انگليسي نيز دارد که از سوي مترجم به آن افزوده شده تا علاقه مندان با واژه هاي اصلي نيز آشنا شوند.

يکي از نکات مثبت اين کتاب وجود بيش از 40 مطالعه موردي از نقاط مختلف دنيا درباره موضوعات مورد بحث است که در قالب نگاره هايي ارائه شده است. اين کتاب را مزدک دïربيکي به فارسي ترجمه کرده و سازمان حفاظت محيط زيست آن را در اواخر سال 1387 ، در 260 صفحه با قيمت پنج هزار تومان به بازار عرضه کرده است.

عناوين اين صفحه
در جست وجوي برگزاري مناقصه
بحران آب در زمين
گردشگري پايدار در مناطق حفاظت شده

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام