علي محمد حاضري

اين روزها در تکاپوي مقدماتي رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري، يکي از موضوعات حساس و جدل برانگيز در عرصه رسانه ها و محافل خبري، طرح موضوع «صيانت از آرا» از سوي اصلاح طلبان و تمسخر کردن اين امر از سوي مجريان، ناظران و دست اندرکاران رسمي انتخابات است. در شرايطي که ظاهراً براي اولين بار در رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري شاهد اين امر هستيم که وزارت کشور يعني مجري انتخابات و شوراي نگهبان يعني نهاد ناظر انتخابات عمدتاً از يک طيف سياسي هستند و بدون پنهانکاري گرايش و تمايلات خود را به نفع يک کانديدا بروز مي دهند به نحوي که

جناب آقاي جنتي بالاترين مقام مسوول نهاد نظارتي انتخابات در سخنراني رسمي خود از سجايا و فضيلت هاي يک کانديداي مشخص انتخابات رياست جمهوري سخن مي گويند و وزير محترم کشور نيز از بيان مواضع همدلانه با آن کانديدا ابايي ندارد و اساساً يکي از محوري ترين مباحث در مرحله اخذ راي اعتماد وي در مجلس همين پيوستگي ها و جانبداري هاي آشکار بود و رئيس ستاد انتخابات کشور نيز از مشهورترين چهره هاي حامي و همفکر همين کانديداست و همه اين قرائن و شواهد، اصل دغدغه در خصوص انتخابات را امري کاملاً معقول و موجه ساخته است. اصلاح طلبان از بديهي ترين حق قانوني خود براي مواجهه با اين نگراني سخن گفته و مساله تعيين و حضور نماينده کانديداي موردنظر در حوزه هاي اخذ راي را در قالب تلاش براي صيانت از آراي مردم مطرح کرده اند.
اما تعجب آورترين مساله در اين خصوص واکنش مجريان و دست اندرکاران انتخابات به اين بديهي ترين و قانوني ترين حق براي مواجهه با نگراني ها است. رئيس ستاد انتخابات کشور با صراحت هرچه تمام تر تلاش براي صيانت از آرا را به سخره مي گيرد و مي گويد «ما به اين ايده مي خنديم». وزير کشور نيز به جاي استقبال از اين ايده، ناخرسندي خود را بروز مي دهد و اخيراً نيز جناب آقاي الهام سخنگوي دولت، اصل نگراني در خصوص سلامت انتخابات را بي مورد دانسته اند.
سوال اين است که اگر حقيقتاً همه اين دست اندرکاران به سلامت فرآيند انتخابات اطمينان دارند چرا از مراقبت و نظارت طبيعي براي رفع نگراني بيمناک هستند و به جاي استقبال از اين گونه مراقبت ها که مي تواند راه را بر شکل گيري شائبه هاي عدم سلامت انتخابات ببندد، با آن به شدت مخالفت مي کنند. آيا دليل اين گونه مخالفت ها براساس ضرب المثل مشهوري که مي گويد «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است» قابل تفسير نيست؟