
محمد سرابي
معدن باب نيزو باز هم منفجر شد. اسم باب نيزو برايم آشنا است. سه سال پيش، بعد از انفجار اول معدن کنجکاو شدم تا جزييات حادثه را پيدا کنم. ساده نبود زيرا حوادث بزرگي که دور از پايتخت رخ مي دهد کمتر از حوادث کوچکي که در پايتخت اتفاق مي افتد انعکاس پيدا مي کند. در واقع براي افراد زيادي اهميت نداشت که در نقاط دورافتاده استان ها هر روز چه اتفاقاتي مي افتد. فقط مشخص بود که تعدادي کارگر معدن زغال سنگ در اثر انفجار کشته شده اند. معدن ذغال سنگ باب نيزو در 38 کيلومتري زرند کرمان قرار دارد. بسياري از قسمت هاي معدن فرسوده و از کارافتاده هستند ولي بهره برداري يک پيمانکار خصوصي از آن ادامه دارد. شيوه برداشت زغال با کمي تغيير شبيه معادن قرن 18 اروپا است. کارگران بايد از چاه هاي طولاني پايين بروند و سپس مسيري را در تونل ها طي کنند تا به محل برداشت زغال سنگ برسند. زغال سنگ روي واگن هايي روي ريل حمل مي شود که در هر روز دو شيفت کاري در حال پرکردن آنها هستند. زرند کرمان و روستاهاي اطراف آن از محروم ترين نقاط مرکزي ايران است. چهره فقر در بسياري از آبادي ها مثل «حوتکن» و «ريگ آباد» ديده مي شود و مشکلات اجتماعي فراوان است. کار در معدن به دليل آلودگي شيميايي و ساعات طولاني شيفت باعث بيماري هاي گوناگون شده که قبل از سن بازنشستگي کارگران را از کارافتاده مي کند. در اين معادن گاز متان منتشر مي شود که درصورت عدم تهويه قابل انفجار است. گرد زغال هم انفجار را تشديد مي کند. البته در اين منطقه شغل ديگري هم براي مردان وجود دارد؛ قاچاق و تجارت مواد مخدر. کارگران شغل اول را انتخاب کرده بودند.
پس از مدتي جست وجو اطلاعات لازم به دست آمد؛ 9 نفر کارگر کشته شده بين 19 تا 33 سال داشتند. بيشتر آنها متاهل و صاحب فرزند بودند. کارگران شيفت صبح متوجه غلظت بالاي متان شدند ولي کارفرما به گفته آنها اعتنايي نمي کند. کارگران شيفت عصر به سوي تونلي فرستاده مي شوند که در انتهاي آن تمام شرايط انفجار فراهم است. براي مصرف کمتر برق در بين دو شيفت هواکش ها را خاموش کرده اند. به اخطار کارگر ايمني توجهي نمي شود. کارگران اين تهديد را مي شناسند که هر کس از کار سر باز بزند بلافاصله اخراج شده و به خيل بيکاران مي پيوندد. گروه به انتهاي تونل مي رسد. يک جرقه... و همه جان خود را در شعله يي ناگهاني از دست مي دهند.
گزارش امامي پور و ميرزايي بازرسان اداره کار و امور اجتماعي استان کرمان که يک هفته بعد ارائه مي شود به وضوح بيان مي کند که شرايط معدن در روز حادثه ناايمن بوده است اگرچه پيمانکار يک روز بعد از انفجار دوباره کار خود را آغاز مي کند. اطلاعات به دست آمده به صورت گزارش در صفحه 12 روزنامه همشهري 21 شهريورماه 85 به چاپ رسيد. با نظر کارشناسان اگر هواکش ها تعمير شده و به تعداد کافي و در مسير درست نصب مي شدند، دستگاه ها داراي ايمني ضدجرقه بودند، قبل از شروع استخراج هواي آلوده تخليه مي شد و دستگاه هاي ثبت گازسنجي به کار گرفته مي شد اين اتفاق تکرار نمي شد. همان موقع فرحناز فهيمي وکيل خانواده قربانيان به من گفت اين اتفاق نه سانحه يي معمولي بلکه قتل شبه عمد است. خانواده قربانيان به هر جايي که مي توانستند شکايت کرده و اميدوار بودند که چاپ مطلب در روزنامه يي پرتيراژ باعث جلب توجه شود. هفته قبل خبر انفجار دوباره باب نيزو را شنيدم. اين بار با 12 کشته و به همان شيوه قبلي. خيلي اتفاق مي افتد که در جريان کار به مردم محروم و گرفتاري برخورد مي کنيم که مي خواهند مشکلات شان را در روزنامه بنويسيم. معمولاً آنها را نااميد نمي کنم ولي گاهي اوقات مي گويم «فکر مي کنيد اگر اينها را نوشتيم چه چيزي فرق مي کند؟» و نمي دانم در سال هاي آينده چند نفر ديگر در تونل هاي مرگ معدن باب نيزو کشته خواهند شد.