شنبه، 5 ارديبهشت 1388 - شماره 1934
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: علم
نگاهي به لزوم آموزش تاريخ علم
ماهيگيري در درياي پرسش هاي گوناگون

حسن سالاري

چرا تاريخ علم مهم است؟ براي دانش پژوه تاريخ علم ساده ترين پاسخ به اين پرسش ممکن است اين باشد که آگاهي از تاريخ علم لذت بخش است. مگر نه اينکه بسياري از افراد به تماشاي فيلم هاي تاريخي مي نشينند و داستان هاي تاريخي مي خوانند، تاريخ علم نيز به عنوان بخشي از تاريخ بشر، لذت بخش و خواندني است. اگر تاريخ علم را بخشي از تاريخ بشر بدانيم، آن گاه بايد بپرسيم آيا خواندن تاريخ جدا از «خواندني بودن» سود ديگري هم دارد يا نه. پاسخ اين پرسش مي تواند راهگشاي ما در رسيدن به پاسخ پرسش نخست باشد.

ما در زمان اکنون زندگي مي کنيم و به آينده مي انديشيم، پس چرا بايد به کندوکاو در گذشته هاي دور بپردازيم؟ گفته مي شود گذشته چراغ راه آينده است و ما با آگاهي از گذشته، اکنون خود را درمي يابيم و با شناخت اکنون خود مي توانيم آينده بهتري پديد آوريم. از بررسي گذشته در مي يابيم جامعه ما در گذشته براي رساندن ما به وضعيت کنوني چه روندي را پيموده و چه عواملي بر اين روند اثر گذاشته و به آن جهت داده است. بنابراين تاريخ گنجينه يي از اطلاعات را در دسترس ما مي گذارد تا با تحليل آنها بتوانيم روند پيشرفت آينده را پي ريزي کنيم.

اکنون پرسش نخست خود را اين گونه مطرح مي کنيم که آيا تحليل تاريخ علم به پيشرفت علم در آينده کمک مي کند؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش کافي است نگاهي گذرا به روند کلي پيشرفت علم در تاريخ چندهزار ساله آن بيندازيم. اکنون بيشتر پژوهشگران تاريخ علم به خوبي از اين حقيقت آگاهند که مشرق زمين خاستگاه علم غربي است. با پذيرفتن اين حقيقت بايد پرسيد چه عواملي باعث شد دانش از شرق به سوي غرب کوچ کند و در غرب همچنان به پيش رود اما در شرق به سïستي گرايد؟ پاسخ به اين پرسش مي تواند چراغ راه مردم شرق در پي ريزي برنامه پيشرفت علمي خود باشد.

بي گمان تحليل تاريخ علم هر کشور مي تواند برنامه ريزي براي پيشرفت هاي آينده را کارسازتر کند. براي داشتن تحليل درست از دلايل فراز و فرودهاي پيشرفت علمي يک جامعه، نخست بايد بر ميزان اطلاعات خود درباره تاريخ علم آن جامعه بيفزاييم. هرچه پژوهش هاي بيشتر و عميق تري از تاريخ علم داشته باشيم، به اطلاعات بيشتر و در نتيجه به تحليل روشن تري دست مي يابيم. اما اين پژوهش ها نبايد به نوشتن زندگينامه دانش پژوهان پيشين و شرح دستاوردهاي علمي آنها محدود شود، بلکه بررسي زمينه اجتماعي که علم در بستر آن رشد و نمو کرده نيز بايد در دستور کار باشد. از همين روست که «جرج سارتن» در آغاز هر فصل از کتاب مقدمه بر تاريخ علم نخست نگاهي به زمينه هاي ديني، فلسفي و فرهنگي هر يک از دوره هاي تاريخ علم مي اندازد.

تاريخ علم علاوه بر ارزشي که براي برنامه ريزي کلان علمي دارد، مي تواند برنامه هاي آموزشي ما را نيز پربار کند. کارشناسان آموزش علوم پيوسته از ارزش آموزش فرآيند علم (يعني چگونگي توليد يک مفهوم علمي) به جاي انتقال مفاهيم علمي از سوي آموزگاران به دانش آموزان سخن مي گويند. به عبارت ديگر مي گويند به جاي دادن ماهي به دانش آموزان بايد ماهيگيري را به آنها آموزش دهيم. به راستي چه ابزاري بهتر از تاريخ علم مي تواند به دانش آموزان ما چگونگي ماهيگيري در درياي پرسش هاي گوناگون، يعني دانشمند بودن را آموزش دهد؟

آموزش فرآيند علم که به عنوان «روش حل مساله» شناخته مي شود، با ايجاد پرسش يا طرح مساله براي دانش آموزان آغاز مي شود. دانش آموزان براي حل مساله فرضيه پيشنهاد مي دهند، آزمايش طراحي مي کنند، داده ها را تفسير مي کنند، نظريه خود را پيشنهاد مي دهند و منتقدان را متقاعد مي سازند. اين کار باعث تقويت مهارت هاي فرضيه سازي، تفسير، استدلال و برقراري ارتباط با ديگران مي شود. به علاوه تفکر انتقادي، توانايي کشف مفاهيم علمي و يادگيري مشارکتي را بهبود مي بخشد و جو کلاس معلم محور را مي شکند.

بازسازي پژوهش هاي برجسته دانشمندان بزرگ مي تواند بر گيرايي آموزش علوم به «روش حل مساله» کمک بسيار کند. هنگامي که دانش آموزان در جايگاهي قرار مي گيرند که يک دانشمند سال ها پيش با آن روبه رو شده و مساله يي را حل کرده است، کوشش آن دانشمند را بازآفريني مي کنند. آنان با مقايسه کار خود با کار دانشمندان مي آموزند که چگونه دانشمندان نيز اشتباه مي کنند، با نظرهاي مخالفان روبه رو مي شوند و نظر خود را اصلاح مي کنند. بنابراين آنها دانشمند بودن را در عمل تجربه مي کنند.

با آموزش فرآيند علم به کمک تاريخ علم، دانش آموزان به خوبي درمي يابند علم زنجيره يي از پرسش هاست که هر پژوهشگري کوشيده است پاسخ بخشي از آن را روشن کند. همچنين مي آموزند کشف علمي به زمان، مکان يا فرد خاصي تعلق ندارد، بلکه حاصل رويدادهاي به هم تنيده يي است که دانشمنداني در زمان ها و مکان هاي متفاوت در آفرينش آن سهيم بوده اند. خلاصه آنها علم را واقعي تر مي آموزند و براي ايفاي نقش واقعي در اين زمينه آماده مي شوند.

تاريخ علم منبع بي پاياني براي آموزش هاي اخلاقي و مهارت هاي زندگي است. آشنايي با کوشش هاي پيشگامان علم و سختي هايي که در راه کشف حقيقت هستي متحمل شده اند، مي تواند الهام بخش دانش آموزان و دانشجويان باشد و انگيزه کوشش بيشتر را در آنها ايجاد کند. همچنين مي توان بسياري از اندرزهاي اخلاقي را به طور غيرمستقيم با کمک داستان هاي شيرين تاريخ علم آموزش داد. براي روشن شدن بيشتر اين بحث، در ادامه يکي از داستان هاي واقعي تاريخ علم را مي آوريم.

اين نوشتار را به سخني از جïرج سارتïن به پايان مي رسانيم که در پاسخ به پرسش «آيا تاريخ چيزي به ما مي آموزد؟» گفت ؛ «تاريخ علم به مردم خواهد آموخت سودمند باشند، که برادر باشند و يکديگر را ياري کنند. آيا اين کافي نيست؟» (مقدمه بر تاريخ علم، ص2026)

استادي که در کلاس درس شاگردش حاضر شد

«ابوزکريا يوحنا بن ماسويه» (درگذشت 857 ميلادي) از پزشکان برجسته گندي شاپور بود که به دعوت خليفه عباسي به بغداد رفت و در آنجا به آموزش پزشکي پرداخت. ابن ماسويه کتابي در چشم پزشکي نوشت که به زبان عربي موجود است و کهن ترين کتاب چشم پزشکي دوره اسلامي به شمار مي آيد. مي گويند چون در دوره اسلامي تشريح انسان جايز نبود، به تشريح ميمون مي پرداخت. «ابن ماسويه» به داشتن زبان تيز و بي پروايش مشهور بود و سخنان کنايه آميزش گاه چنان گيرا بوده که در تاريخ ثبت شده است. براي مثال «ابن نديم» در کتاب الفهرست مي نويسد روزي به يکي از دربارياني که او را آزار رسانده بود، گفت؛ «اگر نابخردي و نافهمي که در وجود توست به فراست تبديل مي شد و آن را بين صد سوسک توزيع مي کردند، هر يک از آنان در معرفت از ارسطو پيش مي افتاد،» يکي از شاگردان اين پزشک چيره دست ولي تندزبان، به نام «حنين بن اسحاق»، روزي در کلاس درس با پرسش هاي بي پايان خود استادش را کلافه کرد. استاد از کوره در رفت و بر سر حنين فرياد زد؛ «برو به همان جا که از آنجا آمدي. به نظر من تو هم بايد بروي مانند همشهري هاي ديگرت در حيره صرافي کني. دست از پزشکي بردار. اين براي تو شغل نمي شود،» نوشته اند که «حنين» از اين سخن بسيار آزرده خاطر شد و تصميم گرفت با آموختن زبان يوناني و دست يافتن به کتاب هاي پزشکان يوناني پاسخي عملي به سخنان تحقيرآميز استادش بدهد. چنين کرد و از پزشکان برجسته روزگار خود شد، به گونه يي که «جبرئيل بختيشوع»، پزشک گندي شاپوري که حنين نزد او شاگردي کرده بود، او را «استاد حنين» صدا مي کرد، حال آنکه هنوز به 20سالگي نرسيده بود. «حنين بن اسحاق» با پشتيباني «بنوموسي» (پسران موسي بن شاکر خراساني) کار ترجمه آثار يوناني به عربي را آغاز کرد. روزي چند برگ از ترجمه هاي او را به ابن ماسويه نشان دادند و او در پاسخ گفت؛ «چنين ترجمه يي کار بشر معمولي نيست، مگر اينکه ارواح مقدس او را در اين کار ياري کرده باشند.» هنگامي که دريافت آن ترجمه ها کار حنين است، گفت؛ «به حنين بگوييد من افتخار مي کنم اگر اجازه بدهد از اين پس از جمله دوستانش باشم.» «حنين» در بغداد تدريس پزشکي را آغاز کرد و «جبرئيل بختيشوع» 70ساله، بي آنکه احساس حقارت کند، در جلسه درس اش حاضر مي شد. نوشته اند گاهي «ابن ماسويه» نيز در مجلس درس اش حاضر مي شد، يعني در کلاس درس شاگرد خود که روزي با گفتار تندش او را از مجلس درس بيرون کرده بود.

براي آگاهي بيشتر؛

قفطي. تاريخ الحکماء (ترجمه فارسي از قرن يازدهم هجري). به کوشش بهمن دارايي. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم 1371.
يک فرضيه جديد در خصوص سن کيهان
مهبانگ يا مهبانگ ها
ترجمه؛ فرشيد کريمي

کيهان شناسان مي گويند ممکن است سن کيهان بسيار بيشتر از آنچه دانشمندان تصور مي کنند، باشد. براساس يک فرضيه جديد، کيهان حداقل 986 ميليارد سال بيشتر از آنچه فيزيکدانان تصور مي کردند، عمر دارد و احتمالاً هنوز هم قديمي تر از اين است.

اين تحقيق بنيادين پيشنهاد مي کند که زمان با آغاز مهبانگ يعني 14 ميليارد سال پيش شروع نشده است. اين انفجار عظيم که کل ماده يي که در گرداگرد ما است را به وجود آورد فقط يکي از تازه ترين مهبانگ ها از يکسري مهبانگ بود. فرضيه استاندارد و رايج مهبانگ مي گويد کيهان با يک انفجار بزرگ آغاز شد اما فرضيه جديد مطرح مي کند اين يک رويداد چرخه يي متشکل از مهبانگ ها و فروريزش هاي بزرگي است که تکرار مي شوند. «نيل توراک» فرضيه پرداز فيزيک از دانشگاه کمبريج مي گويد؛ «دانشمندان اين گونه نتيجه گيري کردند که زمان با مهبانگ آغاز شده اما واقعاً دليلي براي اين نتيجه گيري وجود نداشت. فرضيه يي که ما در حال مطرح کردن آن هستيم بسيار اساسي و بنيادين است. اين فرضيه عنوان مي کند قبل از مهبانگ هم زمان وجود داشته است.» براساس فرضيه وي کيهان بايد حداقل يک تريليون سال عمر داشته باشد و اينکه تعداد زيادي مهبانگ قبل از مهبانگ ما به وقوع پيوسته است. اين فرضيه پيش بيني مي کند با هر انفجار ماده به طور مداوم منبسط و سپس در فضاي بيکران پراکنده مي شود تا در نهايت يک انفجار سهمگين از تشعشعات و ماده دوباره مهبانگ بعدي را تغذيه کند. پروفسور «توراک» مي گويد؛ «تصور مي کنم احتمال زيادي وجود دارد که کيهان حتي بيشتر از يک تريليون سال عمر داشته باشد. لزوماً نبايد حتماً يک زمان وجود داشته باشد. براساس فرضيه ما ممکن است کيهان بي نهايت سن داشته باشد و بي نهايت بزرگ باشد.» امروزه اکثر کيهان شناسان اعتقاد دارند کيهان به گسترش ادامه مي دهد تا تمامي ستاره ها بسوزند و چيزي به جز بقاياي مرده و سرد از خود به جا نگذارند. اما يک مشکل ذاتي در اين تصوير وجود دارد. «ثابت کيهاني» که يک نيروي مرموز است و نخستين بار توسط «آلبرت اينشتين» پيشنهاد شد و به نظر مي رسد باعث دور شدن کهکشان ها از يکديگر مي شود بسيار کوچک تر از آن است که با اين تصوير همخواني داشته باشد. «اينشتين» بعدها اين تئوري را رها کرد و از آن به عنوان «بزرگ ترين اشتباه» نام برد. ثابت کيهاني تجسم رياضي انرژي فضاي خالي است که به عنوان انرژي تاريک نيز شناخته مي شود. اين انرژي تاريک يک نوع نيروي ضدگرانشي را اعمال مي کند که کهکشان ها را به طور فزاينده يي از هم دور مي سازد.

اگر کيهان فقط با يک انفجار بزرگ به وجود مي آمد، انتظار مي رفت اين مقدار يک گوگل (رقم يک با 100 صفر در جلوي آن)بار کوچک تر باشد. اما اگر سن کيهان بسيار بيشتر از آنچه اکثر متخصصان اعتقاد دارند باشد، آنگاه مي توان رقم و مقدار آن را توجيه کرد. مکانيسم هايي وجود دارند که به ثابت کيهاني اجازه مي دهند طي زمان و به طور فزاينده کاهش يابد. اما براساس فرضيه استاندارد، اين مکانيسم ها آنقدر به طول مي انجاميدند که تمام ماده طي آن زمان پراکنده مي شد. اما اگر فرضيه «توراک» واقعيت داشته باشد تا زمان مهبانگ بعدي چند سال فاصله است؟ وي مي گويد؛ «ما نمي توانيم به دقت بگوييم مهبانگ بعدي کي اتفاق مي افتد. آنچه ما مي توانيم بگوييم اين است که تا 10 ميليارد سال ديگر رخ نمي دهد. اين باعث خوشحالي است چرا که تا آن زمان ما ديگر وجود نداريم تا در يک لحظه به ذرات نور بدون جرم متلاشي و تبديل شويم.»

www.guardian.co.uk
پيدا کردن سلول هاي بنيادي در تخمدان
پژوهشگران يکي از دانشگاه هاي چين براي جدا کردن سلول هاي بنيادي از تخمدان موش در جست وجوي سلول هاي توليدکننده يکي از پروتئين هاي مرتبط با تخمک در تخمدان موش هاي بالغ و پنج روزه برآمدند. سپس سلول هايي را شناسايي کردند که به تندي تقسيم مي شدند و آنها را در محيط کشت گذاشتند که در آنجا نيز همچنان تقسيم مي شدند. پژوهشگران اين سلول ها را به تخمدان موش هايي که آنها را با مواد شيميايي نابارور کرده بودند، تزريق کردند. به زودي تخمک هاي تازه يي در اين تخمدان ها پديد آمدند و سپس موش ها باردار شدند و نوزادان تندرستي به دنيا آوردند. اگر پژوهشگران چيني به راستي سلول هاي بنيادي توليدکننده تخمک را شناسايي کرده باشند، آنگاه بايد پرسيد آيا چنين سلول هايي در زنان بزرگسال نيز وجود دارد و نقش اين سول ها در تخمدان زنان بزرگسال چيست. اگر چنين سلول هايي در تخمدان زنان نيز پيدا شود، مي توان اميدوار بود گروه ديگري از زنان نابارور نيز داراي فرزند شوند.

www.NewScientist.com
ويروس ها عليه باکتري ها
ويروس هايي که به باکتري ها حمله مي کنند (باکتريوفاژها) مي توانند در مبارزه با باکتري هاي بيماري زا به انسان ها کمک کنند. دانشمندان دانشگاه استرتکلايد در گلاسکو روشي را پديد آورده اند که به آنها اجازه داد باکتريوفاژها را به پليمر پيوند بزنند. در گذشته، هنگامي که پژوهشگران مي کوشيدند اين ويروس ها را براي نابودي باکتري ها به کار ببرند، در واقع موجوداتي را براي از کار انداختن آنها به کار مي گرفتند که زندگي بسيار کوتاهي داشتند. به دليل پيوندهايي که پژوهشگران دانشگاه استرتکلايد پديد آورده اند، اين ويروس ها به جاي چند ساعت تا چند هفته زنده مي مانند.

نکته مهم ديگر در پيوند زدن باکتريوفاژ ها به پليمر هايي شبيه نايلون اين است که به پژوهشگران امکان مي دهد باندها و بخيه ها را با بسترهاي ميکروسکوپي حاوي ويروس آغشته کنند. اميد مي رود آنها بتوانند باکتري ها را پيش از آنکه در زخم تازه گسترش يابند، نابود کنند. اين کار نه تنها بهبودي سريع تر زخم را به همراه دارد، بلکه از گسترش عفونت هاي بيمارستاني نيز جلوگيري مي کند.

www.popsci.com
ژنتيک در خدمت تاريخ
بر پايه کتاب هاي تاريخي مجموعه جزيره ماديرا در 600 کيلومتري غرب آفريقا در سال 1419 هنگام گرفتار شدن دريانوردان پرتغالي در توفان دريايي کشف شد. «پليني» و «پلوتارک» تاريخ نگاران باستاني، درباره جزيره هايي نوشته اند که ممکن است ماديرا باشد، اما هيچ گزارش روشن يا نشانه يي از مردمان اين جزيره ها پيش از رسيدن پرتغالي ها وجود ندارد. اما موش هاي ماديرا داستان دور از انتظار متفاوتي مي گويند.

اين موش ها بومي جزيره نيستند و از کشتي هاي اروپايي به اينجا راه يافته اند. آنها از نظر ژنتيکي شباهت زيادي به موش هاي پرتغالي دارند. با وجود اين، برخي از DNA آنها شباهت هاي زيادي به DNA موش هايي دارند که در اسکانديناوي يافت مي شود بنابراين چنين برداشت مي شود که کشتي هاي وايکينگ ها بسيار پيشتر از کشتي هاي پرتغالي به ماديرا رسيدند. به نظر مي رسد با بررسي هايي مانند اين بتوان به برخي از رازهاي ناگشوده تاريخ پي برد.

www.NewScientist.com
آغاز دوران جديد شناخت جهان
پايان پادشاهي زمين
امين حمزه ئيان

www.Vazesht.com


«در ميان همه چيز خورشيد در حال سکون است زيرا در اين زيباترين معبد، آيا کسي مي تواند اين چراغ را در جايي ديگر يا موضعي بهتر قرار دهد که بتواند همه چيز را در يک زمان روشن کند؟ پس واقع امر اين است که خورشيد، گويي بر تخت شاهي جلوس کرده است و بر تمام خانواده سياره هايي که به گرد آن مي گردند، حکومت مي کند.»

اينان بخشي از سخنان «کپرنيک» دانشمند بزرگ لهستاني در قرن 16 ميلادي است. زماني که هنوز ديدگاه بطلميوسي (زمين مرکزي) به عنوان کامل ترين مدل در ذهن ها جاي داشت و با توجه به ضعف هاي آن مدل که بسياري از پديده ها و حرکت هاي اجرام آسماني را نمي توانست توجيه کند، همچنان باورها بر اين بود که زمين در مرکز است و خورشيد و سياره ها به دور زمين در گردش هستند.

«کپرنيک» آغازگر دوراني زيبا و جديد در تاريخ اخترشناسي است. او جرات ترديد در ديدگاه هاي کلاسيک را به خود راه داد و با تلاش هاي بسيار سعي در رفع مشکلات موجود در ديدگاه هاي گذشته کرد و به اين نتيجه رسيد که سياره ها هم مانند زمين به دور خود مي چرخند. «کپرنيک» متوجه شد طلوع و غروب ستارگان و حرکت سياره ها در آسمان را مي توان با قرار دادن خورشيد در مرکز منظومه شمسي بسيار راحت توجيه کرد. در آن زمان هنوز تفکرات کليسا بر همه چيز چيره بود و مخالفت با نظريه زمين مرکزي گناهي بزرگ محسوب مي شد و اين امر موجب شد «کپرنيک» برخي از مطالبش، به خصوص نتايج خود را مبني بر مدل خورشيد مرکزي، تنها چند روز قبل از مرگ خود به بشريت هديه کند.

بعد از «کپرنيک»، «تيکو براهه» با رصدهاي به مراتب دقيق تر خود نسبت به گذشتگان، اخترشناسي را يک گام به پيش برد. او وقت خود را به جاي کارهاي نظري به رصد و فعاليت هاي عملي با ابزارهاي مختلف اندازه گيري در اخترشناسي مي گذراند. جالب است بدانيم که «براهه» مدل خورشيدمرکزي را که «کپرنيک» قبل از او در کتاب هايش به آن اشاره کرده بود، قبول نداشت و همچنان عقيده داشت زمين در مرکز است. «تيکو براهه» فردي خودشيفته و مغرور بود و اطلاعات خود را به صورت کامل در اختيار هيچ کس نمي گذاشت. اما همکار او «يوهان کپلر» آلماني، رياضيداني که در حرفه اخترشناسي فعاليت مي کرد، توانست بعد از مرگ «براهه» اطلاعات و اندازه گيري هاي رصدي اش را جمع آوري و روابط رياضي براي اين گونه پديده ها تعريف کند. او توانست اثبات کند مدار سياره ها به دور خورشيد دايره نيست، بلکه به صورت بيضي است.

اکنون قرن 17 ميلادي است؛ قرني مملو از اتفاقات شگفت انگيز. دقيقاً 400 سال پيش «گاليله» ايتاليايي با وسيله يي که به نام تلسکوپ مي شناسيم به آسمان شب نگريست. در سال هاي گذشته متوجه شده بودند با قرار دادن دو عدسي به فاصله يي معين از يکديگر مي توان اشياي دوردست را نزديک تر ديد. از اين وسيله (تلسکوپ) براي ديده باني هاي نظامي استفاده مي کردند، اما «گاليله» اولين کسي بود که براي ديدن اجرام آسماني، تلسکوپ را به سمت آسمان نشانه برد. اکنون «گاليله» جهاني را مي ديد که تا قبل از او هيچ کس نتوانسته بود با اين دقت به آن نگاه کند. قبل از او تمام رصدها بدون هيچ ابزار بزرگ کننده يي انجام مي شد و هر آنچه را که مي ديدند تنها در توان ديد چشم انسان بوده است. او زماني که با تلسکوپ آسمان شب را رصد مي کرد متوجه شد بيش از آنچه با چشم مي توان ديد، در آسمان ستاره است و ما تنها به دليل کم نور بودن شان قادر به ديدن آنها نيستيم.

«گاليله» با تلسکوپ خود که حدود 30 برابر بزرگنمايي داشت به سطح ماه نگاه کرد و توانست ناهمواري ها را روي آن تشخيص دهد. او متوجه شد سياره زهره هم مانند قمر زمين، ماه، داراي اهله است و گاهي به صورت هلال ديده مي شود. او لکه هايي را روي خورشيد ديد و متوجه چرخش خورشيد به دور خودش شد و از همه جالب تر به سياره مشتري نگاه کرد و چهار قمر را به دور آن در گردش ديد. امروزه ما اين چهار قمر را به نام اقمار «گاليله»يي به خوبي مي شناسيم. تمام اين رصدها دليلي بر درست بودن نظريه خورشيدمرکزي بود و زمين را از خاص ترين نقطه جهان يعني مرکزيت عالم به دور مي کرد. اکنون مي توانستيم ببينيم سياره ما در موقعيتي مانند ديگر سياره ها است. اما کليسا هرگز نمي توانست اين موضوع را بپذيرد. به اين خاطر «گاليله» را تبعيد و ممنوع القلم کردند.

«کپلر» و «گاليله» با هم ارتباط داشتند. مشاهدات و دلايل نشان از تفکر غلط بطلميوسي (زمين مرکزي) مي داد. اکنون ستون هاي محکم اخترشناسي جديد با زحمت هاي زياد برافراشته شده بود. اما هنوز يک مشکل بزرگ وجود داشت، دلايل فيزيکي حرکت اجرام آسماني و سقوط نکردن سياره ها و اين همه نظم چه بود؟ در سالمرگ «گاليله»، نابغه يي به نام «نيوتن» در انگلستان به دنيا آمد و توانست با به دست آوردن قوانين حرکت و گرانش گامي بزرگ را در رفع ابهامات موجود بردارد. زماني که به دوران گذشته در علم نگاه مي کنيم متوجه مي شويم «نيوتن» چه زيبا درک کرده و گفته است؛ «اگر من توانسته ام فراتر از ديگران ببينم، به اين سبب است که بر شانه بزرگان ايستاده ام.»
بهره گيري از انرژي خورشيدي در شب
نمک هاي مذاب مي توانند گرماي خورشيد را در روز بگيرند و در خود اندوخته کنند و در شب آن را براي توليد الکتريسيته پس دهند. بيشتر نمک ها در دماهاي بسيار بالا ذوب مي شوند و تا زماني که بسيار داغ نشده باشند، بخار نمي شوند. براي مثال نمک خوراکي در حدود 800 درجه سلسيوس ذوب مي شود. بنابراين مي توان نمک ها را براي اندوختن انرژي خورشيدي به صورت گرما به کار برد.

کافي است که نور خورشيد به اين نمک ها برسد و آنها را گرم کند، سپس نمک هاي ذوب شده از راه يک رساناي گرمايي در نزديکي آب قرار گيرند. بخار داغ فراهم آمده را مي توان براي به گردش درآوردن توربين به کار برد، بدون آنکه بخش زيادي از انرژي خورشيدي اندوخته شده از دست برود. مخلوطي از سديم و پتاسيم نيترات که به عنوان کود به کار مي روند، مي تواند به اندازه يي گرما در خود اندوخته کند که نيروگاه ها بتوانند تا هشت ساعت پس از غروب خورشيد الکتريسيته توليد کنند.

www.sciam.com
عناوين اين صفحه
ماهيگيري در درياي پرسش هاي گوناگون
استادي که در کلاس درس شاگردش حاضر شد
مهبانگ يا مهبانگ ها
پيدا کردن سلول هاي بنيادي در تخمدان
ويروس ها عليه باکتري ها
ژنتيک در خدمت تاريخ
پايان پادشاهي زمين
بهره گيري از انرژي خورشيدي در شب
زمين از فضا انرژي مي گيرد
معرفي خطرناک ترين گازهاي گلخانه يي
پاريس سبزترين شهر جهان مي شود

زمين از فضا انرژي مي گيرد
شرکت امريکايي سولارن قصد دارد با ارسال صفحات خورشيدي به فضا انرژي مورد نياز بخشي از زمين را تامين کند. انرژي حاصل از اين صفحات به فرکانس راديويي تبديل و به زمين بازگردانده شده و در نهايت با تبديل به جريان الکتريسيته به شبکه برق وارد خواهد شد. با وجود اينکه فضاپيماها و ماهواره ها به صورت رايجي از صفحات خورشيدي استفاده مي کنند، اين پروژه اولين تلاش جدي براي استفاده از اين تجهيزات قدرتمند در مجاورت نور خورشيد به شمار مي رود. سازمان ناسا و پنتاگون از دهه 1960 تاکنون روي امکان استفاده از نيروگاه هاي خورشيدي مدارگرد مطالعه کرده و تحقيقات محرمانه يي را به انجام رسانده اند اما شرکت سولارن ادعا دارد به فناوري دست يافته است که مي تواند استفاده از صفحات خورشيدي در فضا را به منظور تامين انرژي زمين به صورت اقتصادي تا هفت سال آينده امکان پذير سازد. تابش نور خورشيد در فضا نسبت به زمين که از چرخه روز و شب و روزهاي ابري برخوردار است، بسيار متفاوت بوده و از سير تابش تقريباً ثابتي برخوردار است. اين به آن معني است که صفحات خورشيدي فضايي توانايي توليد جريان ثابتي از انرژي را خواهند داشت. در عين حال نوري که در فضا روي صفحات خورشيدي خواهد تابيد، قدرتي 10 برابر نور فيلتر شده خورشيد در زمين خواهد داشت. انرژي اين تابش پس از تبديل شدن به امواج راديويي توسط ماهواره يي به ايستگاه گيرنده يي در زمين بازتابيده خواهد شد. به گفته مقامات سولارن اين تکنولوژي براساس ماهواره هاي ارتباطي پايه گذاري شده و بسيار تکامل يافته است. اتلاف انرژي در اين شيوه نسبت به شيوه انتقال از طريق کابل بسيار کمتر بوده و در عين حال نياز به فضايي بزرگ براي قرار دادن صفحات خورشيدي از بين خواهد رفت. به گزارش مهر تنها مشکلي که هم اکنون بر سر راه اجراي اين پروژه قرار گرفته سرمايه اوليه است که به شدت تحت تاثير رکود جهاني اقتصاد قرار گرفته است. به گفته مقامات شرکت سولارن انجام چنين پروژه يي به حداقل ميلياردها دلار سرمايه نياز خواهد داشت که در مقايسه با سرمايه 100 الي 200 ميليون دلاري براي پروژه هاي انرژي قابل احيا، مبلغ بسيار قابل توجهي به شمار مي رود.


معرفي خطرناک ترين گازهاي گلخانه يي
پس از بازبيني علمي که در سال 2007 به دستور ديوان عالي ايالات متحده انجام گرفت، آژانس محافظت از محيط زيست، نتايج اين بازبيني ها را مبني بر ميزان تاثير گازهاي گلخانه يي بر آلودگي هوا و در نهايت سلامت انسان ارائه کرد. در گزارش اين آژانس که در دسترس عموم نيز قرار گرفته است به شش گاز گلخانه يي که خطر جدي به شمار مي روند اشاره شده است. به گفته رياست اين آژانس، يافته ها تاييد مي کند آلودگي گازهاي گلخانه يي خطر و مشکلي جدي براي زمان حال و نسل آينده است اما اين آلودگي راه حلي دارد که مي تواند باعث توليد هزاران شغل پاک و توقف وابستگي به سوخت هاي فسيلي باشد. طبق گزارش آژانس محافظت از محيط زيست، گازهاي دي اکسيد کربن، متان، اکسيد نيتروز، هيدروفلوروکربن، پري فلوروکربن و هگزافلورايد سولفور شش نمونه از خطرناک ترين گازهاي گلخانه يي در سطح جهان هستند. دانشمندان به وضوح نشان دادند ميزان تمرکز اين گازها در سطحي بي سابقه بوده که مي تواند در نهايت به افزايش دماي حرارت جهاني و ديگر تغييرات جوي منجر شود. از ديگر تاثيرات افزايش اين گازها بروز اختلال در سلامت انسان ها به شيوه هاي مختلف خواهد بود. افزايش خشکي، افزايش ميزان بارندگي و سيل، افزايش حرارت و آتش سوزي در جنگل ها، افزايش سطح آب درياها، بروز توفان هاي قدرتمند و آسيب به منابع آب، کشاورزي و اکوسيستم از تاثيرات قابل توجه آلودگي به شمار مي روند. گازهاي گلخانه يي علاوه بر تهديد سلامت انسان مي تواند باعث به خطر افتادن امنيت ملي در کشورهاي مختلف شود. در سال 2007 در مرکز امنيتي امريکا 11 ژنرال ارتش امريکا گزارشي را مبني بر تاثير تغييرات جوي بر امنيت ملي کشور مورد تاييد قرار دادند. به گفته اين مقامات خشونت در مناطق بي ثبات مي تواند در اثر کاهش يکي از منابع حياتي زندگي مانند آب افزايش پيدا کرده و منجر به اغتشاش شود. به گزارش مهر در حال حاضر بسياري از کشورهاي جهان به رهبري ايالات متحده تلاش خود را به منظور توقف توليد گازهاي گلخانه يي به واسطه قطع وابستگي صنايع به سوخت هاي فسيلي و عدم استفاده از مواد آلاينده آغاز کرده اند.


پاريس سبزترين شهر جهان مي شود
شرکت انگليسي راجرز استريک در راستاي تغيير ساختار شهر پاريس و تبديل آن به يکي از پاک ترين و سبزترين شهرهاي جهان طرحي جديد را به ثبت رسانده است. در اين طرح بلوارهاي شهر پاريس باريک تر شده و خيابان ها به مسيرهاي عبور و مرور دوچرخه ها تبديل شده و پياده روها به منظور گنجايش تعداد بيشتري از عابران پهن تر خواهند شد. از برنامه هاي اين طرح جديد مي توان به واحد کردن مراکز دولتي مرکز پاريس و بخش هاي دورافتاده تر و ايجاد سيستم حمل و نقل عمومي که قسمت هاي مختلف حومه شهر را به يکديگر و به قسمت هاي مرکزي شهر اتصال خواهد داد، اشاره کرد. براساس طرحي ديگر که توسط شرکت معماري فرانسوي ارائه شده است به ميزان فضاهاي سبز اين شهر از طريق ايجاد گلخانه ها و باغ ها بر فراز بام خانه هاي مسکوني افزوده خواهد شد. ساختمان ها براساس اين طرح قسمتي از انرژي خود را از باد و نور خورشيد تامين کرده و اتصال به مرکز شهر از طريق سيستم حمل و نقل سريعي که روي ارتفاع بنا مي شود، ممکن خواهد شد. طرح مصور ساختن پاريس در آينده طرحي است که اخيراً توسط «نيکلا سارکوزي» به تاييد رسيده است. وي سال گذشته از 10 شرکت برتر معماري و طراحي فرانسوي خواست طرح پاريس را در سال 2030 و در قالب سبزترين شهر جهان مصور سازند. اکثر طرح هايي که تاکنون ارائه شده است بر استفاده از انرژي هاي پاک، کاسته شدن از تعداد اتومبيل ها، افزايش فضاي سبز و بناي ساختمان هايي که در ذخيره انرژي کارآمد خواهند بود، تاکيد دارد. به گزارش مهر نتايج اين طرح ها قسمتي از نمايشگاهي به نام Le Grand Paris خواهد بود که در موزه معماري اين شهر در 30 آوريل برگزار خواهد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام