
تفکر من همراه با عمل است. چه کسي به اندازه من براي حقوق شهروندي تا اين اندازه تلاش کرده است
گروه سياسي،کيوان مهرگان؛ بيانيه حقوق شهروندي شيخ مهدي کروبي از پيشرو ترين بيانيه هايي بود که تاکنون از سوي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري مطرح شده است. موضوعاتي که شيخ در اين بيانيه مورد هدف قرار داده است، دربرگيرنده مهم ترين مطالبات شهروندان ايراني است. موضوعاتي نظير اصلاح قانون شوراها، تاکيد بر دسترسي آزاد شهروندان به اطلاعات، دفاع از تاسيس تلويزيون خصوصي، دفاع از اجراي اصل 15 قانون اساسي و حقوق قوميت ها، دفاع از حق تحصيل دانشجويان دگرانديش، دفاع از عدم دخالت قوه قضائيه در زندگي شخصي مردم، ضرورت اصلاح قانون اساسي در برخي موارد و مخالفت با نظارت استصوابي از جمله مواردي بود که اين نامزد اصلاح طلب بر آنها تاکيد کرده است.وي پيش از اين نيز با ارسال نامه هايي به دبير شوراي نگهبان و فرمانده کل نيروهاي مسلح بر ضرورت عدم دخالت اين دو نهاد در انتخابات تاکيد کرده بود.در کوتاه زماني که شيخ امکان يک گفت وگوي اختصاصي را فراهم کرده بود، تمرکز پرسش ها را بر سازوکارهاي اجراي حقوق شهروندي گذاشتم.اين نامزد اصلاح طلب يکي از مهم ترين بسترهاي اجراي اين بيانيه را آمادگي جامعه مخاطب اين بيانيه و نهادهاي درگير با آن بيان کرد. وي معتقد است در صورتي که اين دو آمادگي لازم را داشته باشند، رئيس جمهور مي تواند اين کار را انجام دهد. بخش پاياني اين گفت وگوي کوتاه به شرکت رئيس جمهور آينده در نشست سازمان ملل در نيويورک اختصاص داشت.کروبي پاسخ جالبي به اين پرسش داد. گفت وگوي اعتماد را با اين نامزد اصلاح طلبان بخوانيد.
---
-شما بيانيه يي در مورد حقوق شهروندي صادر کرديد که در آن مسائل و مطالبات شهروندان را مطرح کرده بوديد. منشاء اين بيانيه کجاست و ضرورت اين بيانيه از کجا آمد؟
تفکر من همراه با عمل است. چه کسي به اندازه من براي حقوق شهروندي تا اين اندازه تلاش کرده است.
-هيچ کس،
من همواره از مطبوعات دفاع کرده ام. از ديدگاه شهردار ها دفاع کرده ام. در مورد ملي- مذهبي ها حرف زده ام و گفته ام با آنها اختلاف دارم اما بايد حقوق شهروندي آنها رعايت شود. در رابطه با عدم صلاحيت در انتخابات صحبت کرده ام. در مورد مساله دراويش گنابادي حرف زده ام. در بعضي روزنامه ها بعضي چهره ها محکوم شدند به هيات منصفه مطلبي نوشتم. يعني هيچ موضوعي باقي نمانده؛ در مورد تورم، مساله دخالت نظامي ها در سياست، اقليت هاي ديني به معناي مسيحي، کليمي و... پيگير کارهاي آنها بوده ام در حدي که حقوق شهروندي آنها رعايت شود. يعني هيچ موضوعي نيست که در گوشه و کنار پيش آيد و من بي محابا به دنبال حل آن نروم. حتي براي ارتباط با يک فرماندار، يک قاضي، يک دادستان، ارتباط با رهبري چه زمان امام و چه آيت الله خامنه يي به دنبال همه مي روم تا مساله را حل کنم؛ چه دانشجو، چه علامه يي و چه غيرعلامه يي. براي اقوام و قوميت ها اگر حادثه پيش آمد، عقيده من اين است که بايد اين کارهايشان انجام شود.
-يک مورد مشخص که شايد از بعد از انقلاب تاکنون مورد مطالبه بوده و حضرتعالي هم در بيانات خود به درستي روي آن تاکيد داشته ايد، اصل 15 بوده است که ضرورت تعليم زبان هاي مادري است.
اين جزء اصول قانون اساسي است.
-آقاي خاتمي اعلام کرد من استاندار کرد يا وزير کرد مي گذارم و با ستايش از کردها اسم بردند اما فقط آقاي رمضان زاده چهار سال استاندار بود و بعد از آن هم موضوع استاندار بومي براي هر سه استان کردنشين منتفي شد و هيچ گاه مجال ندادند اصل 15 اجرا شود. يا زماني که حضرتعالي در مجلس بوديد قرار بود آقاي جلالي زاده عضو هيات رئيسه شود ولي نشد. آيا به مکانيسم اجراي اين بيانيه هم فکر کرده ايد؟ مضافاً اينکه هميشه دست هاي پنهاني هستند و خود شما از آنها به عنوان دست هاي غيبي نام مي بريد که در انتخابات دخالت مي کنند و همان دست هاي غيبي در راه اجراي برنامه هاي شما هم دخالت مي کنند. با آنها چه مي کنيد؟
طبيعي است من هر کاري که بخواهم انجام دهم، مسوولان مربوطه دارد. مجموعه يي از مشاوران، همکاران و مسوولان مربوطه وجود دارند که بايد مشکل را حل کنند، مانند آموزش و پرورش. بايد صحبت کنيم و ببينيم براي حل آن به چه منطقي مي رسيم، سپس به دنبال رفع موانع مي رويم. بايد بنگريم موانع چگونه است، اگر امنيتي است بايد توجيه کنيم و حرف بزنيم. وزير اطلاعاتي داشته باشيم که استقبال کند و بايد با ديدي نگاه کند که فقط ديد امنيتي نيست.
اگر نيروهاي مسلح مشکلي براي اين قضيه دارند وارد صحبت شويم و آن را حل کنيم. از رهبري کمک بگيريم. وقتي مي خواهيد کاري را انجام دهيد بايد دنبال آن برويد. کفش ها را بالا بکشيد و کمربند را ببنديد و از ميدان در نرويد. من هم نشان دادم که از ميدان در نمي روم و تلاش مي کنم، اگر نتوانستم، مي گويم نتوانسته ام و مانع وجود داشته است. حداقل صادقانه به مردم مي گويم که نتوانستم يا نگذاشتند.
- وقتي اين بيانيه را صادر کرديد قطعاً متوجه اين بوده ايد که ظرفيت و اختيارات شما چه مقدار است و ظرفيت و توان نظام چقدر است، درست است؟
من از اختيارات خودم دست برنمي دارم. هرگاه خواستم از اختيارات خود بيرون روم با تعامل و گفت وگو و رايزني عمل مي کنم. فرض کنيد قوه قضائيه هم مانند من مستقل است. شايد احکام، ديدگاه ها و حوادثي دارد که من نمي توانم در آن دخالت کنم ولي مي توانم فضا و محيطي درست کنم که تا جايي که ممکن است به من کمک کند.
- اصل 15 قانون اساسي درباره زبان اقوام است که تا به حال اجرا نشده است، شما اين را به عنوان يکي از اصول قانون اساسي دنبال مي کنيد؟
قانون اساسي است، قبول دارم؛ يا عقيده به آن دارم يا ملتزم به آن هستم. من در مجلس قسم مي خورم که پايبند و حافظ قانون اساسي هستم و تلاش مي کنم که هيچ گاه خلاف قانون اساسي و شرع انور نباشم.
- بحث ديگر من در مورد اصلاح قانون اساسي است. اين حرف در نوع خود حرف بي نظيري بود، هيچ کس جرات نمي کرد حداقل حرف آن را بزند زيرا شائبه هايي ايجاد مي شد. حضرتعالي براي اولين بار اين را مطرح کرديد که ما بايد قانون اساسي را روز آمد کنيم، آيا قطعاً و واقعاً اين را اجرايي مي کنيد يا برنامه يي براي اجرايي شدن آن داريد؟
هر چيزي مکانيسمي دارد که تعيين شده است. وقتي صحبت از اصلاح قانون اساسي مي کنم مشخص است که چه اصولي مد نظر است. همان طور که در آنجا يادآوري کردم قانوني مانند شوراها و مشابه آن نظارت استصوابي که بايد توضيح دهيم تا ابهامات از بين برود و درگيري وجود نداشته باشد و آن را حل کنيم، زيرا مسلم است انتخابات ناظر نياز دارد، چه مجري دولت کنوني باشد چه من باشم. اگر ناظر آن هم شوراي نگهبان باشد، ما بايد طوري عمل کنيم که شوراي نگهبان اختيار مطلق نداشته باشد که فرع بر اصل حاکم شود. اصل اين است که مجري وزارت کشور است و شوراي نگهبان ناظر، ولي الان شوراي نگهبان همه کاره است. نبايد اين طور باشد. در کجاي دنيا، ناظر بر متولي و مجري تا اين اندازه حاکم است؟ من جزء مدافعان هستم.
- برخي بدبين هستند و مي گويند در جامعه يي که نزديک به هفت ميليون سايت فيلتر مي شود يک روزنامه به خاطر يک خبر کوچک از يک تشکل به راحتي بسته مي شود. اصلاح قانون اساسي براي تاسيس يک تلويزيون خصوصي شايد هنوز با ظرفيت هاي جامعه ما مطابقت ندارد و امکان پذير نيست، پاسخ شما چيست؟
علت اين است که آزادي از دو طرف آسيب ديده است؛ يک طرف آنهايي که آزادي را برنمي تابند و تحمل آزادي را ندارند و دوماً متحجر هستند و حداقل به شما تنگ نظر هستند. يک آسيب هم از جايي مي بينيم که حريم آن را نگه نمي دارند و از خط قرمزها خارج مي شوند و نتيجه اين مي شود که فضاي اينچنيني به وجود مي آيد. در ابتداي انقلاب اين مساله را مشاهده کرديم، متاسفانه بعد از دوم خرداد هم پيش آمد. من هميشه نگران بودم که باز وضع ما وضع اول انقلاب نشود. واقع اين است که مطبوعات يکسري تجاوزات و حرف هاي خلاف قانون و خلاف شرع داشتند. آقاي عطريانفر که چپي و روشنفکر است با تعبير طنز مي گفت کار مطبوعات به جايي رسيده بود که کم کم سر به سر خدا هم مي گذاشتند. اين آزادي نيست. بعد هم در بسياري چيزها که فن آنها نيست وارد مي شوند؛ چيزهايي که بايد در مدرسه و در کلاس بحث شود در مطبوعات مطرح مي شود و باعث مي شود حرفي در ذهن جوان برود که آثار آن مشخص نيست. افراط و تفريط ها موجب شده است اين مسائل به وجود آيد. ولي اگر متوليان به صورت معقول حرکت کنند و گمان نکنند در محيط سخت گيري که به طرف بگويند شما ارزشي نيستيد، بگويد ارزشي هستم آن طرف هم فکر نکند براي اينکه اين حرف را زده اصلاح طلب پيشرو نيستيد. اگر اينها را رعايت کنند همه چيز مشخص مي شود آن وقت بحث هاي ما امکان پذير مي شود.
-همان طور که خودتان گفتيد شما مدافع حقوق کساني هستيد که به خاطر عقيده و فعاليت اجتماعي- سياسي مورد تعقيب دستگاه قضايي قرار مي گيرند. يک گام آن طرف تر برويم، آيا کاري خواهيد کرد که اساساً کار به برخورد دستگاه قضايي نرسد که شما مثلاً نياز نباشد به فلان قاضي زنگ بزنيد؟
من طرفدار اين هستم ولي اين اراده هر دو طرف را مي خواهد. اولاً يک رئيس جمهور قاعدتاً نمي تواند همه کارها را حل کند ولي جامعه به تعليم و تربيتي نياز دارد که قوانين اين طور نشود. ما بايد متعهد باشيم. تمام افرادي که از خارج مي آيند و در کانون دموکراسي زندگي مي کنند مي گويند در آنجا هم کنترل و مهاري وجود دارد. روزي که آقاي خاتمي به آلمان مي رود برادر خانم فاطمه رجبي فرزند مرحوم آقاي دواني که رايزن ما بود و فرد بسيار ارزشمندي است، مي گفت مشخص بود که کنترل مي شد تا چيزي راجع به ايران گفته نشود. ما اين طور نيستيم. اين موضوع به اراده دو طرف نياز دارد و من به تنهايي نمي توانم همه اين کارها را انجام دهم؛ هم مسوولان و هم پيشتازان و هم قلم زنان بايد کار بکنند، يعني احساس کنند اگر مي خواهند چنين چيزي کامل شود بايد بدانند چه کار کنند. در نشريه يي به علم اميرالمومنين گير مي دهند. مگر يک دانشجو از علم اميرالمومنين چه مي داند؟ کلام خوانده اند؟ آنها را وارد بحثي مي کنند که اصلاً او علمش را ندارد. اين کار يک عالم، فقيه، فيلسوف و متکلم است. مي گويد ما مي توانيم عليه خدا تظاهرات هم بکنيم. طرف مقابل هم مي گويد آنها مي خواهند حريم ها را بشکنند. آنها به دنبال اسطوره شکستن و حريم شکستن هستند.
-اگر رئيس جمهور شويد، در شهريورماه آينده بايد در اجلاس نيويورک شرکت کنيد اگر فرصتي پيش آيد با اوباما دست مي دهيد؟
الحمدلله کاري مي کنند که رابطه ما خوب شود. من نمي دانم تا آن زمان چه اتفاقي مي افتد، اجازه دهيد جلو برويم تا مشاهده کنيم انتخابات چگونه مي شود. اگر رفتار ما در مجموع به سمتي برود که احترام و اعتماد متقابل سبب شود دوطرف به پاي ميز مذاکره برسند، با هم دعوا نمي کنند.
-اگر آقاي اوباما پاي سخنراني شما بايستد و گوش دهد و بخواهد با شما دست دهد چه مي کنيد؟
اخلاق اسلامي اقتضا مي کند دست رد به سينه کسي نزنيم. اگر پاي منبر من بايستد با او دست مي دهم، او را موعظه و نصيحت مي کنم که کشورش چه جفايي در حق کشور ما مرتکب شده است. طبيعي است رفتار ديپلماتيک در چارچوب منافع ملي داشته باشيم.