چهارشنبه، 2 ارديبهشت 1388 - شماره 1932
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
مايلي کهن به علي دايي پيوست


به اين ترتيب دوره دوم مربيگري محمد مايلي کهن در تيم ملي 15 روز بيشتر طول نکشيد. آنهايي که بيننده برنامه 90 در دوشنبه شب بودند مي توانستند چنين سرنوشتي را براي مايلي کهن پيش بيني کنند
گروه ورزش،مهدي زعيم زاده؛ همان طور که انتظار مي رفت بيانيه تند و باورنکردني محمد مايلي کهن عليه امير قلعه نويي براي او پيامد داشت و سرمربي سايپا ديروز تنها 48 ساعت پس از انتشار آن بيانيه تاريخي و تعجب آور از سرمربيگري تيم ملي ايران استعفا داد. مايلي کهن بدون اينکه روي نيمکت تيم ملي بنشيند و 15 روز پس از برگزيده شدن به عنوان جانشين علي دايي، اين پست را که کاملاً سزاوار و حق خود مي ديد، رها کرد و اين هزينه يي بود که به خاطر ادبيات توهين آميز خود پرداخت. بيانيه روز شنبه محمد مايلي کهن عليه سرمربي استقلال که از سوي تمامي رسانه ها و اهالي ورزش يک بيانيه توهين آميز و به دور از شأن سرمربي تيم ملي قلمداد شد، انتقادهاي فراواني را متوجه سرمربي تيم ملي کرد، به نحوي که حتي عده يي خواهان کناره گيري مايلي کهن از تيم ملي شدند. يک روز پس از انتشار اين بيانيه، شايعاتي مبني بر استعفاي مايلي کهن منتشر شد، اما سران فدراسيون فوتبال اين خبر را تکذيب کردند. با اين حال صحبت هاي دوپهلوي علي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال نشان مي داد آينده کاري سرمربي جديد تيم ملي به هيچ وجه تضمين شده نيست. کفاشيان تاکيد کرد؛ به زودي درباره اتفاقات به وجودآمده تصميم گيري مي شود و اين «به زودي» به 24 ساعت هم نکشيد و ديروز ظهر محمد مايلي کهن با نوشتن يک نامه ديگر از مربيگري تيم ملي استعفا داد و رئيس فدراسيون هم چند ساعت بعد اين استعفا را پذيرفت. مايلي کهن در نامه ديروز خود به طور غيرمستقيم از بيانيه اول خود نيز دفاع کرده است. متن بيانيه دوم سرمربي سايپا که استعفانامه او نيز محسوب مي شود به اين شرح است؛

مربي شدن چه آسان/آدم شدن محال است

نمي دانم چه بگويم، چه بنويسم اما، به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زير سوال برده که همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي کهن است،،؟ بله؛ محمد مايلي کهن. اين مزدور به مردم و ميهن، که به يک باره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شکسته و تنها نيمه خالي ليوان را مي بيند و همواره فرياد سر مي دهد. اي مردک (مايلي کهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي همانند گنده باقالي، کوتوله و... تقدس شعاري حماسي چون توپ، تانک، فشفشه و... را از بين ببري؟ شعار پرمحتوا و زيبايي که در عين سادگي در مقاطع مختلف کاربرد آساني داشته؛ نه تنها در رابطه با مايلي کهن، بلکه ديگران نيز از آن بي بهره نمي مانند. (داور، بازيکن، مربي و...). اي خائن، (مايلي کهن) آدم بي منطق و نادان، چرا و با کدام منطقي، به هنگام مسابقه تيمت (سايپا- استقلال تهران)، هنگامي که همه شعار مي دادند توپ، تانک، فشفشه، مايلي کهن و... تو نادان روي صندلي ات نشستي و دم برنياوردي؟ چرا با ديگران هم آواز نشدي، تازه گناه بزرگ تر از آن اينکه چرا گوش پسرت را (از معدود دفعاتي بود که در ورزشگاه حاضر مي شد) نکشيدي و به او نگفتي که پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي مانند را همصدا با تماشاچيان فهيم زمزمه کن؛ توپ، تانک، فشفشه و... پسرم آنها به دليل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي دهند،؟ پسرم هيچ مي داني که پدرت در تمامي دوران قهرماني اش اين گونه مورد لطف و محبت قرار نگرفته بود، به راستي مزدور، خائن، گلادياتور، با کدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي تا بازيکنانت بدون غل و زنجير در ميدان مسابقات حاضر شوند،،؟ اي مردک عقب مانده از هزاره سوم، با کدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها ايجاد فاصله و اختلاف کني؟ چگونه است که چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي بيني. بيشتر اين عقب افتادگي به خاطر اين است که نمي خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از کانال همسايه ببيني، هر چند؛ چند بار دعوت شدي و ديدي که تماشاگرنماها چگونه وقتي بازيکنان شان گل مي زنند مي روند و آنها را در بغل مي گيرند. اگر آنها تماشاگرنما نبودند که بايد تيکه بزرگه بدن شان، گوش آنها مي شد. اي دربه در، اگر آنها تماشاگرنما نبودند که فاصله سکوهاي تماشاچيان با زمين مسابقه از بين نمي رفت و بين آنها بايد خندقي کنده مي شد، بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي زنند. اصلاً آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غيرت و مردانگي ندارند، مگر مي شود تيم مورد علاقه شان بازي را واگذار کند و آنها براي تيم خود و تيم رقيب دست بزنند؟ مگر مي شود تيم مورد علاقه شان در پايان مسابقه بازي را واگذار کند و رگ گردنش بيرون نزند؟


مگر نمي داني که اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه تان مي باشد، پس بايد بر اساس اصول حرفه يي گري به هر طريق ممکن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شد؟ خوب اينها را که ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم؛ «پس آي آدم کوتوله، اين اراجيف چي بود که در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاک ما به وجود آوردي،؟» از خودت خجالت بکش و به خاطر اين همه پاکي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، داور خوب، مربي خوب، استاديوم خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب و خيلي خوب هاي ديگر و به خاطر اينکه قداست اين همه خوبي را شکستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صداي بلند بگو؛ من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي کشوري که اين همه خوبي در فوتبال آن موج مي زند نبوده و از اول هم اشتباهي بودم. و در واقع اشتباه بودم. عجيب است که مي خواهم روده درازي نکنم اما، اين پسره عليرضا (نوه ام) وقت گير آورده و برايم اين شعر رو مي خونه؛

يک توپ دارم قلقليه... سرخ و سفيد و آبيه... مي زنم زمين هوا ميره... نمي دوني تا کجا ميره. بهش ميگم بابا، عليرضاي بهتر از جونم، تو هم وقت گير آوردي عزيزم؟ اما به خودم ميام و ميگم مثل اينکه اين پسر سه ساله از من کوتوله 55ساله عقلش بيشتره. ميگم راست ميگي عزيزم، عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب انسان دوستي، بابا عليرضا جونم، ميشه به من هم يکي از اون توپ ها رو بدي؟ با همان پاکي و صداقت، صميميت و معصوميتت. محمد مايلي کهن؛ از همه جا رانده و مانده اما، يا رب نظر تو برنگردد.

راه بازگشت وجود نداشت

به اين ترتيب دوره دوم مربيگري محمد مايلي کهن در تيم ملي 15 روز بيشتر طول نکشيد. آنهايي که بيننده برنامه 90 در دوشنبه شب بودند مي توانستند چنين سرنوشتي را براي مايلي کهن پيش بيني کنند. رئيس فدراسيون فوتبال در مقام دفاع از سرمربي تيم ملي برنيامد، و اميررضا واعظي آشتياني مديرعامل استقلال هم به طور غيرمستقيم خواهان برکناري مايلي کهن شد. در واقع اين سرنوشتي بود که خود مايلي کهن براي خود رقم زد. مربي سايپا با ادبيات توهين آميز و بي سابقه اش هيچ مدافعي براي خودش باقي نگذاشت. يکشنبه مسوولان فدراسيون قصد داشتند کمي جو را تلطيف کنند و بستري براي ادامه فعاليت مايلي کهن به وجود بياورند، اما سرسختي مايلي کهن مانع اين کار شد. مسوولان فدراسيون به مايلي کهن پيشنهاد داده بودند از قلعه نويي عذرخواهي کند که سرمربي سايپا اين خواسته را نپذيرفت و عنوان کرد دست فدراسيون براي اتخاذ هر تصميمي باز است. بدون ترديد با توجه به فضاي به وجود آمده و حجم انتقادات، ادامه فعاليت مايلي کهن به عنوان سرمربي تيم ملي بسيار سخت و حتي غيرممکن به نظر مي رسيد و به همين دليل کفاشيان در پذيرفتن استعفاي مايلي کهن درنگ نکرد. نامه دوم مايلي کهن هم حاوي نکات قابل توجهي است. او به اين معترض است که آنچه پنجشنبه در جريان بازي استقلال- سايپا از سوي تماشاگران نثار او شد، به مراتب زشت تر از نامه او به قلعه نويي بوده و چرا کسي آن ناسزاها را محکوم نکرد ولي در روزهاي گذشته انتقادهاي زيادي به او شده است؟ مطمئناً در غائله به وجود آمده مايلي کهن هم حق داشته، اما اين حق داشتن او هم نمي تواند بيانيه زننده و توهين آميز او را توجيه کند و بايد قبول کرد با شرايط به وجود آمده صلاح نبود مايلي کهن روي نيمکت تيم ملي بنشيند. آنچه به مربي تيم ملي بيش از هر چيزي مي تواند کمک کند، وفاق و همدلي در جامعه است، اما مايلي کهن با اقدام حيرت انگيز شنبه خود کاري کرد که زمينه به وجود آمدن چنين وفاقي وجود نداشته باشد. شايد آنچه بر مايلي کهن گذشت، درس خوبي براي فوتبال ايران باشد که براي انتخاب سرمربي تيم ملي بايد وسواس بيشتري به خرج داد و مربي تيم ملي وظيفه دارد در کنار مسائل فني به موارد ديگري هم توجه داشته باشد. داشتن تعامل مناسب با رسانه ها، تماشاگران، مسوولان، باشگاه ها، بازيکنان و ديگر اهالي فوتبال به اندازه نتيجه گرفتن براي يک مربي تيم ملي از اهميت برخوردار است و اين همان خصلتي است که در مربيان تيم ملي در چند سال اخير ديده نشده است و تاوان آن را هم پرداختند. جالب اينکه هنگامي که يک مربي هدايت تيم ملي را برعهده دارد از اين بابت از او انتقاد مي شود و زماني که او کنار مي رود، مورد حمايت همان مخالفان ديروز قرار مي گيرد. اين اتفاق عجيب براي علي دايي رخ داد و براي مايلي کهن هم در حال تکرار شدن است. از همان ساعتي که خبر استعفاي مربي سايپا مخابره شد عده يي به دفاع از او پرداختند، حتي يک خبرگزاري دولتي نزديک به مايلي کهن در اين زمينه براي مربي محبوبش سنگ تمام گذاشته و گناه برکناري مايلي کهن را به گردن عادل فردوسي پور انداخته است، به نظر مي رسد ملت فراموش کاري هستيم، خيلي زود نتايج ضعيف و پرخاشگري هاي دايي از خاطرمان پاک شد و ادبيات توهين آميز مايلي کهن هم حتي 48 ساعت در ذهن مان ثبت نشده است.

مربي بعدي کيست

از ديروز مذاکرات فدراسيون فوتبال براي انتخاب سرمربي جديد تيم ملي شروع شد و به گفته علي کفاشيان سرمربي جديد تيم ملي ششم ارديبهشت پس از پايان بازي هاي ليگ معرفي مي شود. اين گفته کفاشيان نشان مي دهد احتمال حضور يکي از مربيان ليگ برتري روي نيمکت تيم ملي بسيار زياد است. اين در حالي است که مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون عنوان کرده پنجشنبه درباره جانشين مايلي کهن تصميم گيري مي شود. ديروز در خبرگزاري ها از افشين قطبي، اريش روته مولر، پرويز مظلومي، مصطفي دنيزلي، امير قلعه نويي، منصور ابراهيم زاده و محمود ياوري به عنوان نامزدهاي مربيگري تيم ملي نام برده شد. در اين ميان با توجه به اتفاقات اخير احتمال مربيگري قلعه نويي کم است، دنيزلي هم با بشيکتاش قرارداد دارد، همچنين بعيد است فدراسيون نظر مساعدي نسبت به قطبي و روته مولر داشته باشد و در بين اين گزينه ها شانس ياوري، ابراهيم زاده و مظلومي بيشتر از سايرين است.

کروبي و ميرحسين در نطق هاي انتخاباتي خود بيان کردند
اعتراض اصلاح طلبان به رفتار احمدي نژاد در ژنو

گروه سياسي؛ دو کانديداي اصلاح طلب همزمان به حضور محمود احمدي نژاد در اجلاس دوربان ژنو اعتراض کرده و آن را عاملي براي تحقير ملت ايران در عرصه بين الملل ارزيابي کردند. مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي در سخناني صريح اظهار داشت آقاي احمدي نژاد مجبور نيست در هر جلسه يي شرکت کند تا ملت ايران مورد اهانت قرار گيرد. اما بيان چنين سخناني محدود به مهدي کروبي نشد گو اينکه همزمان با حضور مهدي کروبي در دانشگاه اراک و انتقادات وي به محمود احمدي نژاد، ميرحسين موسوي نيز در دانشگاه گرگان واقعه ژنو را توهين به ملت ايران دانست و نسبت به آن اعتراض و تصريح کرد؛ واقعه ژنو و توهين به رئيس جمهور که نماد ملت ايران است بسيار تاثربرانگيز است و هر کسي را ناراحت مي کند و ما نيز نسبت به اين مساله معترضيم. مهندس موسوي با گله مندي از مشاوران احمدي نژاد که در اين نشست با وي همراه بودند، گفت؛ بايد از مشاوران رئيس جمهور گله کرد که چرا چنين وضعيتي را پيش بيني نکرده اند تا موجبات وهن نظام فراهم نشود. نمي توانيم به کساني که به سمبل نظام و رئيس دولت توهين مي کنند معترض نباشيم اما بحث توهين به رئيس جمهور با گله مندي از مشاوران ايشان متفاوت است. نمي توانيم صرف گفتن کلمات حماسي اين مساله را بپوشانيم چون اتفاقات اين گونه شأن ايران و ايرانيان را تحت الشعاع قرار مي دهد.اين موضع گيري توسط کانديداهاي اصلاح طلب در حالي صورت مي گيرد که سخنان احمدي نژاد در اين اجلاس مورد اعتراض کشورهاي جهان واقع شد و کشورهاي عضو اتحاديه اروپا به نشانه اعتراض سالن را ترک کردند حتي دبيرکل سازمان ملل متحد نيز نسبت به آن موضع گرفت اما در پاسخ به اين واکنش ها محمود احمدي نژاد اظهار داشت « از اين به بعد در تمام اجلاس هاي جهاني شرکت خواهم کرد.» البته چنين رفتاري از سوي احمدي نژاد بارها مورد اعتراض اصلاح طلبان قرار گرفته است چرا که کانديداهاي اصلاح طلب تصريح مي کنند اتخاذ چنين مواضعي موجب خواهد شد فارغ از وهن ملت ايران، هزينه هاي گزافي به کشور وارد شود و تمام ملت ايران مجبور به پرداخت اين هزينه ها شوند که مهم ترين آسيب وارد شده اين خواهد بود که اجماع جهاني عليه ايران شکل بگيرد و تمام قدرت هاي جهان عليه ايران متحد شده و موجب انزواي ايران در عرصه بين الملل شود. البته ميرحسين بارها از اينکه ديپلماسي ايران به کشورهاي آفريقايي و ونزوئلا محدود شده است انتقاد کرده و مهدي کروبي نيز به کارگيري ديپلماسي فعال را راهکار برون رفت از مشکلات اخير کشور دانسته است.

صفحات ايران و سياسي را هم بخوانيند

اعتراض سازمان نظام صنفي رايانه يي به کند شدن سرعت اينترنت
ديوار آتش براي اينترنت کشور
تنها چند روز پس از خاتمه تعطيلات نوروزي شرکت ارتباطات زيرساخت بدون اطلاع رساني قبلي اقدام به فعال سازي يک سيستم ديوار آتش روي کل پهناي باند اينترنتي کشور کرده است

گروه علم،آي تي/ مينو مومني؛ امروزه اختلال در اينترنت براي کاربران به يک امر عادي بدل شده است چرا که در طول سال هاي اخير آنقدر چوب اختلال هاي مختلف به تن کاربران خورده که هيچ کس متوجه وضعيت غيرعادي اينترنت در روزهاي نخست بعد از تعطيلات نوروزي، کندي شديد خطوط اينترنت و عدم دسترسي به بسياري از سايت هاي معمولي نشده و بسياري آن را ناديده گرفتند. شايد بسياري آن را به حساب خط تلفن گذاشتند يا برخي آن را به شرکت هاي خدمات دهنده اينترنت نسبت داد ه اند. ممکن است کاربران زير 18 سال هم تصور کرده باشند آيين نامه جديدي براي استفاده آنها از اينترنت تعيين شده يا قانون سرعت کمتر از 128 کيلوبيت براي کاربران اينترنت خانگي به مرحله اجرايي رسيده است. اما وضعيت جديد خوشبختانه يا متاسفانه به موارد بالا ارتباطي ندارد بلکه حاصل نصب يک سيستم فايروال جديد در شرکت ارتباطات زيرساخت است که گفته مي شود طي روزهاي اخير به تنهايي 10 درصد از تقاضاهاي وب ارسالي با پيغام صفحه قابل نمايش نيست، مواجه مي شوند. گفتني است اين 10 درصد البته همه سايت هاي بدون موردي را دربر مي گيرد که از زير فيلتر کميته تعيين مصاديق و شرکت فناوري اطلاعات هم گذشته اند و با اين حساب بايد گفت شرکت ارتباطات زيرساخت نيز خود را به اين جمع وارد کرده است. شرکت ارتباطات زيرساخت را کاربران عمدتاً با قطع فيبر نوري و کابل هاي زيردريايي به ياد مي آورند. شرکتي که هرگاه سرعت اينترنت در کشور کند شود همه به سراغ آن مي روند و مشخص مي شود باز لنگر يا دم يک ماهي بزرگ يا به طور کلي يک عامل شناخته يا ناشناخته ديگر به فيبرهاي زيردريايي ايران برخورد کرده و حالا نوبت آنها است که تا مدتي کاربران را با اطلاعيه هاي مداوم از ميزان اين قطعي و تلاش براي اصلاح آن يا ايجاد مسيرهاي پشتيبان باخبر کنند و معمولاً کاربران با همين اطلاعيه ها چند روزي سرگرم مي شوند. اين شرکت که وظيفه مراقبت از زيرساخت هاي اينترنتي را برعهده دارد بر اساس تغييرات صورت گرفته در وزارت ارتباطات به طور مستقيم زيرنظر وزير ارتباطات فعاليت مي کند ولي اگر روند عادي طي مي شد الان همچنان زيرمجموعه يي از شرکت مخابرات ايران به شمار مي آمد که منتظر فروش سهام خود در بورس بود. يک وظيفه عمده شرکت ارتباطات زيرساخت تامين پهناي باند اينترنت است. مسوولان اين شرکت پهناي باند مورد نياز کشور را از شرکت هاي خارجي به طور يکجا خريداري کرده و آنها را با وارد کردن به کشور به شرکت هاي خدمات دهنده اينترنت ارائه مي دهند و با اين احتساب بايد گفت تا پيش از اين وظيفه اين شرکت هيچ گاه کنترل محتواي اينترنت نبود اما اينک به گفته سازمان نظام صنفي رايانه يي سيستم فايروال اين شرکت هم به مجموعه فيلترينگ رسمي کشور که از طرف کميته تعيين مصاديق هدايت مي شود، اضافه شده است. سازمان نظام صنفي رايانه يي در مورد کندي شديد سرعت اينترنت و نسبت دادن به شرکت ارتباطات زيرساخت خبري بود که چندي پيش همه را در بهت فرو برد. چنين موضع گيري اين سازمان که همه اعضاي آن را شرکت هاي خصوصي ارائه دهنده خدمات اينترنتي تشکيل مي دهند، در نوع خود کم نظير است. در اطلاعيه اين سازمان که روي سايت رسمي آن منتشر شده، آمده است که تنها چند روز پس از خاتمه تعطيلات نوروزي شرکت ارتباطات زيرساخت (تامين کننده انحصاري پهناي باند کشور) بدون اطلاع رساني قبلي اقدام به فعال سازي يک سيستم ديوار آتش روي کل پهناي باند اينترنتي کشور کرده است.


اطلاعيه اين سازمان در ادامه نوع فيلترينگ انجام شده روي پهناي باند کشور را شرح مي دهد؛ «در حال حاضر هر نوع دسترسي به اينترنت از داخل توسط دو فيلترينگ مجزا صورت مي گيرد. اولين ديوار آتش توسط شرکت هاي تامين کننده اينترنت است که از ديرباز وجود داشته است. داده هاي اين سيستم ها توسط کميته تعيين مصاديق تعيين مي شود و بعد از ابلاغ به شرکت ها توسط سازمان تنظيم مقررات اجرا مي شود. اما درخصوص ديوار آتش جديد که روي کليه پهناي باند کشور عمل مي شود هيچ گونه اطلاع رساني انجام نگرفته است.»

به گفته سازمان نظام صنفي رايانه يي آنچه موجب اعتراضات فراوان کاربران اينترنت پس از بازگشت از تعطيلات نوروزي شده وجود اختلالات بسياري در راستاي دسترسي به اقصي نقاط اينترنت است؛ موضوعي که به گفته کارشناسان در حال حاضر بيش از 10 درصد تقاضاهاي تحت وب ارسالي به منظور اتصال به سايت هاي مختلف، با پيغام هميشگي «The page cannot be displayed مواجه مي شوند که اين مشکل هيچ ارتباطي به آدرس سايت (مجاز) نداشته، بلکه در ساعات اوج ترافيک با تکرار بيشتري دريافت مي شود.

اين موضوع به گفته سازمان نظام صنفي باعث اعتراضات فراوان کاربران شده به نحوي که تامين کنندگان اينترنت با حجم بالايي از اعتراضات کاربران خود مواجه شده اند که گفته اند کندي محسوسي را در مرور صفحات وب مشاهده مي کنند هرچند عليرضا علمي نايب رئيس و دبير شرکت هاي خدمات دهنده اينترنتي در اين خصوص اظهار بي اطلاعي مي کند. به هرحال اطلاعيه سازمان نظام صنفي رايانه يي يک سوال بسيار مهم را براي بسياري از کارشناسان ايجاد کرده است و آن چيزي نيست جز اينکه دليل اين اقدام شرکت ارتباطات زيرساخت چيست. بر اساس آنچه در اطلاعيه سازمان نظام صنفي رايانه يي آمده دوگانگي فيلترينگي که پيش از اين منطبق بر مصوبات مراجع قانوني در حال اجراست ضمن اتلاف وقت و هزينه کاربران با بهينه سازي الگوي مصرف نيز در تضاد آشکار است اما در همين اطلاعيه سازمان نظام صنفي نشانه هاي ديگري نيز براي کشف دلايل نصب اين فيلترينگ جديد وجود دارد؛ نشانه هايي که از اختلاف عظيم اين شرکت با خدمات دهندگان تلفن اينترنتي (که عمدتاً همان شرکت هاي ISP هستند) نيز پرده برمي دارد.

سازمان نظام صنفي خاطرنشان مي کند شرکت ارتباطات زيرساخت طي اقدامي ديگر دسترسي مشترکين خود در سطح کشور را به برخي از آدرس هاي اينترنتي مربوط به کمپاني هاي مخابراتي بين الملل مسدود کرده است. اين اقدام اختلالات وسيعي را در سطح مکالمات بين الملل کشور نيز به وجود آورده است.

با اين اشاره سازمان نظام صنفي تقريباً مي توان حدس زد دلايل شرکت ارتباطات زيرساخت از اين اقدام جديد چيست. دعواي پرسر و صداي سال گذشته اين شرکت با خدمات دهندگان تلفن اينترنتي بر سر تعطيلي اين شرکت ها حالا به يک فضاي جديد وارد شده است. شرکت زيرساخت که پيش از اين هشدارهايي را به اين شرکت ها براي قطع سرويس داده بود حالا تلاش کرده با سيستم فايروال جديد عملاً جلوي مکالمات تلفن اينترنتي را بگيرد؛ موضوعي که به گفته سازمان نظام صنفي باعث قطع 340 دقيقه خدمات تلفن اينترنتي در کشور شده است.

مديرعامل شرکت ارتباطات زيرساخت پيش از اين به تمامي دارندگان کارت هاي تلفن اينترنتي توصيه کرده بود کارت هاي خود را زودتر مصرف کنند چراکه خدمات تلفن اينترنتي که هم اکنون توسط اين شرکت ها ارائه مي شود، غيرقانوني است. اين شرکت پيش از آن هم با برگزاري مزايده يي انحصار خدمات تلفن اينترنتي را تنها به سه شرکت سپرده بود اما با افزايش موج اعتراضات سازمان تنظيم مقررات که ديگر نهاد زيرمجموعه وزارت ارتباطات است اقدام شرکت ارتباطات زيرساخت را مطابق قانون ندانسته و بر ادامه کار شرکت هاي خدمات دهنده تلفن اينترنتي تاکيد کرد.

---

به هرحال حتي اگر بپذيريم دليل اصلي شرکت ارتباطات زيرساخت محدود کردن شرکت هاي خصوصي خدمات دهنده تلفن اينترنتي باشد اما ظاهراً دامنه تاثير آن به کل پهناي باند کشور ضربه زده است.

خسارات ناشي از اين کندي در خطوط اينترنتي شايد با خسارات ناشي از قطع فيبرهاي نوري توسط لنگر کشتي ها قابل مقايسه نباشد اما در اين ميان يک پرسش جاي طرح دارد؛ همان پرسشي که سازمان نظام صنفي رايانه يي نيز در اطلاعيه خود مطرح کرده همان جا که در اين اطلاعيه مي خوانيم؛ در حالت خوشبينانه، اگر اين اختلالات با هدفي مشخص صورت نپذيرفته باشند، اين سوال مطرح مي شود که تنها تامين کننده انحصاري پهناي باند اينترنتي کشور مجاز به انجام آزمايش هاي فني و سعي و خطا روي سرويس هاي جاري در راستاي چه اهدافي است؟ آيا تامين کنندگان در ابعاد کشوري مي توانند بدون رعايت استانداردهاي فني و تخصصي و مقررات و دستورالعمل هاي موجود اقدام به اعمال تغييرات سليقه يي کنند يا داشتن مصوبات لازم و ضروري است؟ به راستي کدام سازمان متولي نظارت و پاسخگوي مشترکين پهناي باند کشور است؟ آيا سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي ابزار مناسب پايش و کنترل محسوس کيفيت و کميت پهناي باند ارائه شده توسط شرکت زيرساخت را در اختيار دارد و چگونه است که هيچ گونه اعمال نظارت و مقررات در اين مورد صورت نمي پذيرد در حالي که متولي اجرا و نظارت فيلترينگ نهايتاً سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي کشور است؟

به رغم انتقادات فعالان سياسي توسط وزير کشور عنوان شد
46 ميليون نفر واجد شرايط راي دادن
گروه سياسي؛ رئيس ستاد انتخابات کشور از رسانه هايي که آمار واجدان شرايط را مورد شبهه قرار مي دهند، انتقاد کرد. به گزارش ايسنا، کامران دانشجو بار ديگر تاکيد کرد 46 ميليون و 200 هزار نفر براي شرکت در پاي صندوق هاي راي واجد شرايط هستند. گرچه دانشجو بر صحت آمار در انتخابات پافشاري مي کند اما بسياري از فعالان سياسي آمار واجدان شرايط را 51 ميليون و 300 هزار نفر عنوان کرده و تصريح مي کنند آمار ارائه شده از سوي وزارت کشور پنج ميليون کمتر از آمار ارائه شده از سوي مرکز آمار است. بنابر همين آمار ارائه شده بود که بسياري از فعالان سياسي خواستار پاسخگويي از سوي وزارت کشور شدند زيرا کاهش آمار واجدان شرايط سبب خواهد شد ميزان مشارکت سياسي بالاتر رود. البته رئيس ستاد انتخابات بلافاصله در برابر انتقادات فعالان سياسي موضع گرفت و اظهار داشت؛ آمار واجدان شرايط راي براي انتخابات آينده توسط دو مرجع قانوني يعني سازمان ثبت احوال کشور و مرکز آمار ايران به ستاد انتخابات ارسال شده است و در آن هيچ گونه نقطه مخفي و ترديدي وجود ندارد. وي در ادامه افزود؛ تاکنون در انتخابات گذشته ايرانيان مقيم خارج از کشور بين 60 تا 160 هزار راي به صندوق هاي راي ريخته اند که در مقايسه با داخل کشور رقم قابل توجهي به شمار نمي رود. وزارت کشور با همکاري وزارت امور خارجه تعداد 280 تا 290 شعبه اخذ راي براي جمع آوري آراي ايرانيان مقيم خارج از کشور در نظر گرفته است. بيشترين تعداد آراي ماخوذه از ايرانيان مقيم خارج از کشور به دوره هفتم انتخابات رياست جمهوري برمي گردد که در آن محمد خاتمي پيروز شد. البته اين سخنان کامران دانشجو مورد تاييد صادق محصولي نيز قرار گرفت چراکه وزير کشور در آخرين موضع گيري خود تصريح کرد؛ خوشبختانه در اين دوره پس از جلسات متعدد کارشناسي کارشناسان سازمان ثبت احوال و مرکز آمار ايران تعداد دقيق واجدان شرايط راي دادن مشخص شد که اين تعداد 46 ميليون و 200 هزار نفر است. پس از موضع گيري ستاد انتخابات در مورد آمار واجدان شرايط، استاندار تهران در موضع گيري ديگري بيان چنين سخناني را جوسازي عنوان کرد و حتي کميته صيانت از آرا را از مصاديق جوسازي برشمرد و افزود؛ به بحث هايي که از سوي برخي در مسير منتهي به انتخابات همچون کميته صيانت از آرا و اينکه بايد حقوق بشري ها و خارجي ها در انتخابات ما نظارت داشته باشند مطرح شده، توجهي نمي کنيم چراکه 30 سال است ما در حال برگزاري انتخابات مختلف هستيم و ادعا داريم پرشورترين و باشکوه ترين انتخابات را تاکنون داشته ايم و چشم اجنبي و بيگانگان همواره از نگاه به چنين انتخاباتي هميشه شعله ور بوده است و در واقع اين حضور و شور آگاهانه مردم همواره نقشه هاي دشمنان ما را به هم ريخته است. تمدن تصريح کرد؛ چنين حرف هايي در مقطع انتخابات 76 زده شد و عده يي گفتند مي نويسند فلان ولي فلان کس بيرون مي آيد ولي بعداً معلوم شد اين افراد دروغ مي گويند. ما اخباري در دست داريم و مي بينيم چنين حرف هايي در اين انتخابات هم زده مي شود. پس شما مديران نبايد به چنين حرف هايي توجه کنيد؛ چراکه سياست شخص رئيس جمهور و دولت نهم اين است که بدون توجه به اين قيل و قال ها تا دقيقه 90 کار کنيم و به مردم خدمت ارائه دهيم. پس شما تريبون ها و جايگاه هاي خدمتگزاري را صرف پاسخ دادن به اين حرف ها نکنيد. اما مساله به اينجا ختم نشد بلکه معاون سياسي استانداري تهران نيز دليل اختلاف بين آمار واجدان شرايط را افزايش سن راي دهندگان از 15 به 18 سال دانست و افزود؛ حدود شش هزار و 100 شعبه اخذ راي در استان تهران تعبيه شده و واجدان شرايط در استان هشت ميليون و 796 هزار و 463 نفر هستند. صفرعلي براتلو در عين حال از سياست خارجي دولت نهم تعريف کرد و گفت؛ نگاه دولت نهم در سياست خارجي تهاجمي است که در گذشته اين سياست تدافعي بود و کار غلطي بود زيرا دنيا به دنبال منطق و دموکراسي نيست. معاون سياسي استانداري تهران در همين زمينه به ذکر مثال پرداخت و تصريح کرد؛ در گذشته گفت وگوي تمدن ها را مطرح کرديم و در سازمان ملل مصوب شد ولي مورد توجه افکار عمومي دولت هاي دنيا قرار نگرفت زيرا آنها به دنبال تهاجم هستند و همان سال که اين بحث مطرح شد به افغانستان حمله شد و در همان سال نيز ما را محور شرارت ناميدند.
هاوکينگ در بستر بيماري
گروه علم؛ استفن هاوکينگ فيزيکدان برجسته انگليسي به دليل بيماري بستري شد. هاوکينگ که به دليل ارائه نظريه هاي تازه در اخترفيزيک و کيهان شناسي و به ويژه درباره سياهچاله صاحب اعتبار شد و به دليل تاليف کتاب هاي علمي عامه فهمي مانند «تاريخچه زمان» و «جهان در پوست گردو» به شهرت رسيد، در جواني به بيماري نادري به نام گولريک (نوع خاصي از بيماري حسي حرکتي) مبتلا شد که کم کم پيشرفت کرد و وي را از انجام هر کاري ناتوان ساخت. او هم اکنون با استفاده از يک دستگاه کامپيوتر و سينتي سايزر با ديگر افراد ارتباط برقرار مي کند.سخنگوي دانشگاه کمبريج مي گويد اين فيزيکدان 67 ساله به دليل ابتلا به عفونت قفسه سينه به بيمارستان منتقل شده است. قرار بود وي 16 فروردين به دانشگاه ايالتي آريزونا برود و در آنجا به سخنراني بپردازد، اما پزشکان به دليل کسالت جسمي وي را از سفر و پرواز به امريکا منع کردند.هاوکينگ از سال 1979 در دانشگاه کمبريج استاد کرسي رياضي لوکاسي است؛ همان سمتي که پيش از وي فيزيکدانان برجسته يي مانند پل ديراک و نيوتن برعهده داشتند.گفتني است در سال هاي گذشته در سه مرحله شايعه شد که هاوکينگ به ايران سفر مي کند، اما در هر سه مرحله پس از گذشت مدتي اين خبر تکذيب شد.
عناوين اين صفحه
مايلي کهن به علي دايي پيوست
اعتراض اصلاح طلبان به رفتار احمدي نژاد در ژنو
ديوار آتش براي اينترنت کشور
46 ميليون نفر واجد شرايط راي دادن
هاوکينگ در بستر بيماري

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام