
به اين ترتيب دوره دوم مربيگري محمد مايلي کهن در تيم ملي 15 روز بيشتر طول نکشيد. آنهايي که بيننده برنامه 90 در دوشنبه شب بودند مي توانستند چنين سرنوشتي را براي مايلي کهن پيش بيني کنند
|
گروه ورزش،مهدي زعيم زاده؛ همان طور که انتظار مي رفت بيانيه تند و باورنکردني محمد مايلي کهن عليه امير قلعه نويي براي او پيامد داشت و سرمربي سايپا ديروز تنها 48 ساعت پس از انتشار آن بيانيه تاريخي و تعجب آور از سرمربيگري تيم ملي ايران استعفا داد. مايلي کهن بدون اينکه روي نيمکت تيم ملي بنشيند و 15 روز پس از برگزيده شدن به عنوان جانشين علي دايي، اين پست را که کاملاً سزاوار و حق خود مي ديد، رها کرد و اين هزينه يي بود که به خاطر ادبيات توهين آميز خود پرداخت. بيانيه روز شنبه محمد مايلي کهن عليه سرمربي استقلال که از سوي تمامي رسانه ها و اهالي ورزش يک بيانيه توهين آميز و به دور از شأن سرمربي تيم ملي قلمداد شد، انتقادهاي فراواني را متوجه سرمربي تيم ملي کرد، به نحوي که حتي عده يي خواهان کناره گيري مايلي کهن از تيم ملي شدند. يک روز پس از انتشار اين بيانيه، شايعاتي مبني بر استعفاي مايلي کهن منتشر شد، اما سران فدراسيون فوتبال اين خبر را تکذيب کردند. با اين حال صحبت هاي دوپهلوي علي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال نشان مي داد آينده کاري سرمربي جديد تيم ملي به هيچ وجه تضمين شده نيست. کفاشيان تاکيد کرد؛ به زودي درباره اتفاقات به وجودآمده تصميم گيري مي شود و اين «به زودي» به 24 ساعت هم نکشيد و ديروز ظهر محمد مايلي کهن با نوشتن يک نامه ديگر از مربيگري تيم ملي استعفا داد و رئيس فدراسيون هم چند ساعت بعد اين استعفا را پذيرفت. مايلي کهن در نامه ديروز خود به طور غيرمستقيم از بيانيه اول خود نيز دفاع کرده است. متن بيانيه دوم سرمربي سايپا که استعفانامه او نيز محسوب مي شود به اين شرح است؛
مربي شدن چه آسان/آدم شدن محال است
نمي دانم چه بگويم، چه بنويسم اما، به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده که قداست آن را زير سوال برده که همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي کهن است،،؟ بله؛ محمد مايلي کهن. اين مزدور به مردم و ميهن، که به يک باره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شکسته و تنها نيمه خالي ليوان را مي بيند و همواره فرياد سر مي دهد. اي مردک (مايلي کهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي همانند گنده باقالي، کوتوله و... تقدس شعاري حماسي چون توپ، تانک، فشفشه و... را از بين ببري؟ شعار پرمحتوا و زيبايي که در عين سادگي در مقاطع مختلف کاربرد آساني داشته؛ نه تنها در رابطه با مايلي کهن، بلکه ديگران نيز از آن بي بهره نمي مانند. (داور، بازيکن، مربي و...). اي خائن، (مايلي کهن) آدم بي منطق و نادان، چرا و با کدام منطقي، به هنگام مسابقه تيمت (سايپا- استقلال تهران)، هنگامي که همه شعار مي دادند توپ، تانک، فشفشه، مايلي کهن و... تو نادان روي صندلي ات نشستي و دم برنياوردي؟ چرا با ديگران هم آواز نشدي، تازه گناه بزرگ تر از آن اينکه چرا گوش پسرت را (از معدود دفعاتي بود که در ورزشگاه حاضر مي شد) نکشيدي و به او نگفتي که پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي مانند را همصدا با تماشاچيان فهيم زمزمه کن؛ توپ، تانک، فشفشه و... پسرم آنها به دليل حضور مبارک تو در کنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي دهند،؟ پسرم هيچ مي داني که پدرت در تمامي دوران قهرماني اش اين گونه مورد لطف و محبت قرار نگرفته بود، به راستي مزدور، خائن، گلادياتور، با کدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي تا بازيکنانت بدون غل و زنجير در ميدان مسابقات حاضر شوند،،؟ اي مردک عقب مانده از هزاره سوم، با کدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها ايجاد فاصله و اختلاف کني؟ چگونه است که چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي بيني. بيشتر اين عقب افتادگي به خاطر اين است که نمي خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از کانال همسايه ببيني، هر چند؛ چند بار دعوت شدي و ديدي که تماشاگرنماها چگونه وقتي بازيکنان شان گل مي زنند مي روند و آنها را در بغل مي گيرند. اگر آنها تماشاگرنما نبودند که بايد تيکه بزرگه بدن شان، گوش آنها مي شد. اي دربه در، اگر آنها تماشاگرنما نبودند که فاصله سکوهاي تماشاچيان با زمين مسابقه از بين نمي رفت و بين آنها بايد خندقي کنده مي شد، بله آنها تماشاگرنما هستند که پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي زنند. اصلاً آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلکه شرف و غيرت و مردانگي ندارند، مگر مي شود تيم مورد علاقه شان بازي را واگذار کند و آنها براي تيم خود و تيم رقيب دست بزنند؟ مگر مي شود تيم مورد علاقه شان در پايان مسابقه بازي را واگذار کند و رگ گردنش بيرون نزند؟
مگر نمي داني که اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه تان مي باشد، پس بايد بر اساس اصول حرفه يي گري به هر طريق ممکن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شد؟ خوب اينها را که ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم؛ «پس آي آدم کوتوله، اين اراجيف چي بود که در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاک ما به وجود آوردي،؟» از خودت خجالت بکش و به خاطر اين همه پاکي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، داور خوب، مربي خوب، استاديوم خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب و خيلي خوب هاي ديگر و به خاطر اينکه قداست اين همه خوبي را شکستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو کن و با صداي بلند بگو؛ من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي کشوري که اين همه خوبي در فوتبال آن موج مي زند نبوده و از اول هم اشتباهي بودم. و در واقع اشتباه بودم. عجيب است که مي خواهم روده درازي نکنم اما، اين پسره عليرضا (نوه ام) وقت گير آورده و برايم اين شعر رو مي خونه؛
يک توپ دارم قلقليه... سرخ و سفيد و آبيه... مي زنم زمين هوا ميره... نمي دوني تا کجا ميره. بهش ميگم بابا، عليرضاي بهتر از جونم، تو هم وقت گير آوردي عزيزم؟ اما به خودم ميام و ميگم مثل اينکه اين پسر سه ساله از من کوتوله 55ساله عقلش بيشتره. ميگم راست ميگي عزيزم، عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب انسان دوستي، بابا عليرضا جونم، ميشه به من هم يکي از اون توپ ها رو بدي؟ با همان پاکي و صداقت، صميميت و معصوميتت. محمد مايلي کهن؛ از همه جا رانده و مانده اما، يا رب نظر تو برنگردد.
راه بازگشت وجود نداشت
به اين ترتيب دوره دوم مربيگري محمد مايلي کهن در تيم ملي 15 روز بيشتر طول نکشيد. آنهايي که بيننده برنامه 90 در دوشنبه شب بودند مي توانستند چنين سرنوشتي را براي مايلي کهن پيش بيني کنند. رئيس فدراسيون فوتبال در مقام دفاع از سرمربي تيم ملي برنيامد، و اميررضا واعظي آشتياني مديرعامل استقلال هم به طور غيرمستقيم خواهان برکناري مايلي کهن شد. در واقع اين سرنوشتي بود که خود مايلي کهن براي خود رقم زد. مربي سايپا با ادبيات توهين آميز و بي سابقه اش هيچ مدافعي براي خودش باقي نگذاشت. يکشنبه مسوولان فدراسيون قصد داشتند کمي جو را تلطيف کنند و بستري براي ادامه فعاليت مايلي کهن به وجود بياورند، اما سرسختي مايلي کهن مانع اين کار شد. مسوولان فدراسيون به مايلي کهن پيشنهاد داده بودند از قلعه نويي عذرخواهي کند که سرمربي سايپا اين خواسته را نپذيرفت و عنوان کرد دست فدراسيون براي اتخاذ هر تصميمي باز است. بدون ترديد با توجه به فضاي به وجود آمده و حجم انتقادات، ادامه فعاليت مايلي کهن به عنوان سرمربي تيم ملي بسيار سخت و حتي غيرممکن به نظر مي رسيد و به همين دليل کفاشيان در پذيرفتن استعفاي مايلي کهن درنگ نکرد. نامه دوم مايلي کهن هم حاوي نکات قابل توجهي است. او به اين معترض است که آنچه پنجشنبه در جريان بازي استقلال- سايپا از سوي تماشاگران نثار او شد، به مراتب زشت تر از نامه او به قلعه نويي بوده و چرا کسي آن ناسزاها را محکوم نکرد ولي در روزهاي گذشته انتقادهاي زيادي به او شده است؟ مطمئناً در غائله به وجود آمده مايلي کهن هم حق داشته، اما اين حق داشتن او هم نمي تواند بيانيه زننده و توهين آميز او را توجيه کند و بايد قبول کرد با شرايط به وجود آمده صلاح نبود مايلي کهن روي نيمکت تيم ملي بنشيند. آنچه به مربي تيم ملي بيش از هر چيزي مي تواند کمک کند، وفاق و همدلي در جامعه است، اما مايلي کهن با اقدام حيرت انگيز شنبه خود کاري کرد که زمينه به وجود آمدن چنين وفاقي وجود نداشته باشد. شايد آنچه بر مايلي کهن گذشت، درس خوبي براي فوتبال ايران باشد که براي انتخاب سرمربي تيم ملي بايد وسواس بيشتري به خرج داد و مربي تيم ملي وظيفه دارد در کنار مسائل فني به موارد ديگري هم توجه داشته باشد. داشتن تعامل مناسب با رسانه ها، تماشاگران، مسوولان، باشگاه ها، بازيکنان و ديگر اهالي فوتبال به اندازه نتيجه گرفتن براي يک مربي تيم ملي از اهميت برخوردار است و اين همان خصلتي است که در مربيان تيم ملي در چند سال اخير ديده نشده است و تاوان آن را هم پرداختند. جالب اينکه هنگامي که يک مربي هدايت تيم ملي را برعهده دارد از اين بابت از او انتقاد مي شود و زماني که او کنار مي رود، مورد حمايت همان مخالفان ديروز قرار مي گيرد. اين اتفاق عجيب براي علي دايي رخ داد و براي مايلي کهن هم در حال تکرار شدن است. از همان ساعتي که خبر استعفاي مربي سايپا مخابره شد عده يي به دفاع از او پرداختند، حتي يک خبرگزاري دولتي نزديک به مايلي کهن در اين زمينه براي مربي محبوبش سنگ تمام گذاشته و گناه برکناري مايلي کهن را به گردن عادل فردوسي پور انداخته است، به نظر مي رسد ملت فراموش کاري هستيم، خيلي زود نتايج ضعيف و پرخاشگري هاي دايي از خاطرمان پاک شد و ادبيات توهين آميز مايلي کهن هم حتي 48 ساعت در ذهن مان ثبت نشده است.
مربي بعدي کيست
از ديروز مذاکرات فدراسيون فوتبال براي انتخاب سرمربي جديد تيم ملي شروع شد و به گفته علي کفاشيان سرمربي جديد تيم ملي ششم ارديبهشت پس از پايان بازي هاي ليگ معرفي مي شود. اين گفته کفاشيان نشان مي دهد احتمال حضور يکي از مربيان ليگ برتري روي نيمکت تيم ملي بسيار زياد است. اين در حالي است که مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون عنوان کرده پنجشنبه درباره جانشين مايلي کهن تصميم گيري مي شود. ديروز در خبرگزاري ها از افشين قطبي، اريش روته مولر، پرويز مظلومي، مصطفي دنيزلي، امير قلعه نويي، منصور ابراهيم زاده و محمود ياوري به عنوان نامزدهاي مربيگري تيم ملي نام برده شد. در اين ميان با توجه به اتفاقات اخير احتمال مربيگري قلعه نويي کم است، دنيزلي هم با بشيکتاش قرارداد دارد، همچنين بعيد است فدراسيون نظر مساعدي نسبت به قطبي و روته مولر داشته باشد و در بين اين گزينه ها شانس ياوري، ابراهيم زاده و مظلومي بيشتر از سايرين است.