يكشنبه، 30 فروردين 1388 - شماره 1929
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
روانشناس قلابي 15 سال از مردم کلاهبرداري مي کرد
گروه حوادث، محمد جعفري؛ مرد شيادي که از 15 سال قبل تحت عنوان روانشناس از افراد ساده لوح ميليون ها تومان کلاهبرداري کرده بود سرانجام با شکايت طعمه هايش بازداشت شد.

اين متهم براي يک ساعت مشاوره از مراجعه کنندگان، 400 هزار تومان مي گرفت اما در اکثر موارد مشاوره هايش نتيجه معکوس داشت.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل با شکايت زني به نام زهره پرونده اتهامي عليه منوچهر در شعبه دوم دادياري دادسراي ناحيه 19 تهران- ويژه جرائم پزشکي- گشوده شد. شاکي که سال ها براي مشاوره نزد منوچهر مي رفت و حتي براي کوچک ترين امور زندگي اش با او مشورت مي کرد به داديار حميده جهانگيري گفت؛ حدود 15 سال قبل وقتي پسرم در دبيرستان تحصيل مي کرد چند بار براي پيگيري وضعيت تحصيلي او به مدرسه رفتم و از آن زمان با منوچهر که مشاور دبيرستان بود آشنا شدم. او نيروي شگفت انگيزي داشت. آن سال پسرم دچار افت تحصيلي شديدي شده بود اما روش هايي که منوچهر به ما ياد داد باعث شد مشکلات پسرم حل شود و او بتواند با قبولي در کنکور به دانشگاه برود. پس از آن بود که منوچهر به من گفت اگر مشکل ديگري هم دارم مي توانم براي حل آن به خانه اش مراجعه کنم. مدتي بعد وقتي برادرم براي ازدواج به مشکلي برخورد به خانه منوچهر رفتم. در مدتي که آنجا بودم فهميدم افراد زيادي براي حل مشکلات شان نزد منوچهر مي روند و او را دکتر صدا مي کنند. من هم پس از دقايقي وارد اتاق منوچهر شدم. او استقبال گرمي از من کرد و گفت با انرژي مثبت همه مشکلات حل خواهد شد. او يک ساعت در اين باره با من صحبت کرد و در آخر 200 هزار تومان به عنوان حق مشاوره از من گرفت. من چون به حرف هاي دکتر اطمينان پيدا کرده بودم حق مشاوره برايم اهميتي نداشت و با کمال ميل آن را پرداخت کردم.

رفت و آمدهاي من به خانه دکتر ادامه يافت تا اينکه به تدريج به او عادت کردم و هر وقت با مشکلي روبه رو مي شدم نزد او مي رفتم. گاهي حتي هفته يي دو روز هم به خانه اش مراجعه مي کردم و براي هر ساعت مشاوره بين 200 تا 400 هزار تومان پرداخت مي کردم. شاکي ادامه داد؛ چند سال از آشنايي من با دکتر مي گذشت که شوهرم به طور ناگهاني سکته کرد و در بيمارستان بستري شد. دوران سختي بود. بيشتر وقتم در بيمارستان و با همين شوهرم مي گذشت. يک روز به اين فکر افتادم که به دکتر متوسل شوم تا بلکه او با انرژي مثبت بتواند همسرم را مداوا کند. به همين دليل با خواهش و تمنا او را راضي کردم به بيمارستان بيايد. او هم قبول کرد و در ازاي دريافت 300 هزار تومان دو دقيقه بر بالين شوهرم حاضر شد اما فرداي آن روز همسرم فوت شد. از آن پس به منوچهر شک کردم و با تحقيق درباره او فهميدم اين مرد يک روانشناس قلابي است و براي کلاهبرداري و دريافت پول از افراد زيادي مثل من خودش را دکتر معرفي کرده است.

پس از طرح اين شکايت با استعلام از مراجع ذي صلاح مشخص شد هيچ سابقه يي از منوچهر در سازمان هاي پزشکي به ثبت نرسيده و مجوزي دال بر اينکه او بتواند کارهاي مربوط به روانشناسي انجام دهد، وجود ندارد. در حالي که تحقيقات در شاخه هاي مختلف در اين باره در جريان بود افراد ديگري نيز به دادسراي ويژه رسيدگي به جرائم پزشکي مراجعه کردند و با ارائه شکوائيه هاي جداگانه از روانپزشک قلابي شکايت کردند.

وجه اشتراک شکات سکونت آنان در مناطق شمالي شهر و وضعيت مالي خوب آنها بود. يکي از اين افراد که تاکنون ميليون ها تومان به منوچهر پرداخت کرده است، در شکايتش گفت؛ من از کودکي از سگ مي ترسيدم و هر وقت که يک سگ مي ديدم تا چند روز وضعيت روحي بدي داشتم. روزي يکي از دوستانم دکتري را به من معرفي کرد و گفت او فرد خبره يي است و مي تواند مشکل مرا حل کند. وقتي به خانه منوچهر رفتم او گفت چند جلسه بايد نزد وي بروم تا مشکلم به طور اساسي حل شود. او گفت مشکل من از کودکي ايجاد شده و براي رفع آن بايد تصور کنم خودم سگ هستم. او به من گفت هر روز در زمان هاي مشخص در يک اتاق تمرکز کنم و به خود بگويم من سگ هستم. او چند جزوه هم به من داد که در آنها راه هاي تلقين نوشته شده بود. به خاطر تعريف و تمجيدي که از دکتر شنيده بودم و همچنين به خاطر مراجعه کنندگان بسياري که هميشه در خانه او بودند اين پيشنهاد را پذيرفتم و آن را اجرا کردم. من در هفته سه مرتبه به خانه منوچهر مي رفتم و هر بار هم به او 200 هزار تومان مي دادم ولي پس از مدتي مشکلاتم بيشتر و بيشتر شد.

در شرايطي که تعداد شاکيان اين روانشناس قلابي به 15 نفر رسيده بود و مبلغي که وي از طعمه هايش کلاهبرداري کرده بود بيش از نيم ميليارد تومان تخمين زده مي شد، داديار پرونده حکم جلب او را صادر کرد. به اين ترتيب منوچهر در خانه اش بازداشت شد و تحت بازجويي قرار گرفت. اين متهم که 75 سال سن دارد ضمن پذيرش اتهامش در خصوص مداخله غيرمجاز در امر پزشکي و کلاهبرداري گفت؛ من مدرک کارشناسي ادبيات دارم و از مدت ها قبل به روانشناسي علاقه داشتم و مطالعات زيادي در اين حوزه داشتم. مدتي قبل چند نفر که در زندگي شان مشکل داشتند نزد من آمدند و من به آنان مشاوره دادم. از آن به بعد بود که تصميم گرفتم اين کار را ادامه دهم.

وي در مورد مراجعه کنندگان و مبلغي که از آنان دريافت مي کرد نيز گفت؛ اکثر مراجعه کنندگان وضعيت مالي بسيار خوبي داشتند و ساکن مناطق شمالي شهر بودند. بسياري از آنها تحصيلات بالايي داشتند ولي حرف هاي من به خوبي در آنان اثر مي کرد، طوري که گاهي مسائل بسيار خصوصي شان را نيز برايم توضيح مي دادند و از من کمک مي خواستند. من هم وقتي موقعيت را براي ادامه کار مشاوره و به دست آوردن پول هاي کلان مناسب ديدم کارم را ادامه دادم و حتي در خانه ام کلاس هاي گروهي تشکيل مي دادم. سال هاي ابتدايي براي هر ساعت مراجعه مبلغ 10 هزار تومان مي گرفتم اما در سال هاي اخير حق مشاوره ام را به 200 هزار تومان افزايش داده بودم. اين مرد که تاکنون چهار مرتبه ازدواج کرده در مورد آخرين همسرش گفت؛ او يکي از مراجعه کنندگانم بود. من به او علاقه مند شدم و با نفوذي که بر وي داشتم به رغم اختلاف سني 40 ساله مان او را راضي کردم با من ازدواج کند. در شرايطي که اظهارات شاکيان حکايت از آن دارد که مبلغ کلاهبرداري شده از سوي اين روانشناس بيش از 500 ميليون تومان است او در اعترافاتش اين مبلغ را بسيار کمتر عنوان کرد. سرانجام با پايان يافتن تحقيقات در اين خصوص داديار پرونده با صدور قرار مجرميت پرونده را براي صدور راي به دادگاه ارسال کرد.

داديار حميده جهانگيري درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت؛ براساس مدارکي که از پرداخت وجه به متهم وجود دارد تاکنون پرداخت 400 ميليون تومان به وي به اثبات رسيده است. از سويي حساب هاي بانکي متعدد متهم، چندين ملک گرانقيمت واقع در شمال تهران و محتويات چندين صندوق امانات متعلق به وي حاکي از آن است که مبلغي که او از طعمه هايش کلاهبرداري کرده بيش از مبلغي است که او ادعا مي کند. اين مقام قضايي همچنين با هشدار به شهروندان گفت؛ هر مشاور خانواده، روانشناس و روانپزشک هر چقدر هم در کارش تبحر داشته باشد حق مشاوره مشخصي دارد و شهروندان نبايد فريب ادعاهاي واهي را بخورند.
فرصت به دل آرا براي جلب رضايت خانواده مقتول
گروه حوادث؛ تلاش ها براي جلب رضايت  اولياي دم در پرونده دل آرا دارابي همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار ما، طي چند روز گذشته که تلاش ها براي جلب رضايت اولياي دم آغاز شده بود اولياي دم شرايطي را براي خانواده دل آرا مطرح کردند تا در صورت فراهم آمدن آن شرايط در مورد رضايت فکر کنند. در حالي که تلاش ها در اين خصوص همچنان ادامه دارد شنيده ها حکايت از آن دارد که آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه حکم قصاص دل آرا را براي مدت محدودي متوقف کرده است تا اين دختر نقاش فرصت جلب رضايت از اولياي دم را داشته باشد.

پيش از اين خبر رسيده بود دل آرا تا چند روز ديگر قصاص خواهد شد و خانواده دل آرا و فعالان اجتماعي تلاش گسترده يي را براي جلب رضايت فرزندان داغدار مقتول آغاز کرده اند.

دل آرا دارابي که از سال 82 به جرم قتل دختر عموي پدرش زنداني است طي چند روز گذشته روزهاي پراضطرابي را گذرانده است. خانواده دل آرا طي نامه يي از رئيس قوه قضائيه خواسته بودند حکم قصاص دل آرا را متوقف کند تا بتوانند در اين مدت از اولياي دم رضايت بگيرند. آنها همچنين نامه يي خطاب به اولياي دم نوشتند و از آنها خواستند با گذشت از قصاص يک بار ديگر به دل آرا که از 17 سالگي در زندان است فرصت زندگي بدهند.

خانواده دل آرا بارها تاکيد کرده اند در غم فرزندشان مهين شريک و آنها هم داغدار مرگ اين زن مهربان و فداکار هستند.

شنيده ها حاکي است طي چند روز گذشته بسياري از چهره هاي هنري و سياسي با فرزندان مقتول صحبت کرده و از آنها خواسته اند از قصاص دل آرا صرف نظر کنند. فرزندان مهين نيز با صبوري پاي صحبت اين افراد نشسته و به گفت وگو پرداخته اند اما هنوز در مورد اينکه به متهم پرونده قتل مادرشان رضايت خواهند داد يا خير صحبتي نکرده اند.

فعالان مدني بر اين باورند توقف حکم قصاص دل آرا براي مدتي کوتاه فرصت مناسبي است تا اولياي دم نسبت به تصميم خود بيشتر فکر کنند و خانواده دل آرا تلاش دوباره خود را براي جلب رضايت آنان آغاز کنند. هرچند دل آرا مدعي است در قتل مهين نقشي نداشته اما او به همراه پسر مورد علاقه اش در قتلگاه حضور داشته و همين امر باعث شده است پيکان اتهام به سوي او نشانه گرفته شود.
مهساي شش ساله، قرباني تازه کودک آزاري
گروه حوادث؛ پزشکان براي نجات دختر بچه شش ساله يي که به خاطر ضربات چاقوي ناپدري در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان بستري شده است، تلاش مي کنند.

اين کودک که مهسا نام دارد چند روز قبل توسط مادرش به بيمارستان شهيد مدني کرج منتقل و در همان لحظات اوليه به دليل وخامت حالش در بخش «آي سي يو» بستري شد. معاينه هاي اوليه پزشکان نشان داد اين کودک به دليل ضربات چاقو که بر بدنش وارد شده از ناحيه کمر و ران ها دچار پارگي هاي عميق شده و خونريزي شديدي دارد. همچنين آثار سوختگي نيز روي بدن مهسا وجود داشت که نشان مي داد اين کودک بارها با ته سيگار سوزانده شده است. با توجه به وضعيت حاد اين کودک مادر وي در مورد اينکه چرا دخترش دچار چنين وضعيتي شده است، گفت؛ مدتي قبل با مردي به نام «ک» ازدواج کردم. او گفته بود با فرزندان من مشکلي ندارد اما نمي دانم چرا مهسا را اين طور آزار داده است. زماني که من به خانه رسيدم و ديدم چه بلايي سر دخترم آمده است او را به بيمارستان رساندم. تحقيقات بعدي ماموران مشخص کرد مادر مهسا به جز اين دختر دو فرزند ديگر هم دارد که با او زندگي مي کنند بنابراين با توجه به شکايت مادر دختربچه، ماموران به خانه ناپدري مهسا رفتند و او را دستگير کردند. با انتقال اين مرد به بازداشتگاه فرزندان ديگر مادر مهسا نيز به بهزيستي منتقل شدند تا در خطر نباشند.به گزارش مهر-مهسا کودک شش ساله- اکنون در وضعيت بسيار بدي قرار دارد و تا زماني که وي در بخش مراقبت هاي ويژه بستري است هيچ کس به جز مادرش حق ندارد با او ملاقات کند.

پزشکان اعلام کرده اند براي نجات جان اين کودک تمام تلاش خود را به کار مي گيرند. البته مهسا بايد چندين بار تحت عمل جراحي قرار گيرد و در حال حاضر نمي توان در مورد اينکه او به طور کامل سلامتي اش را باز خواهد يافت يا خير، اظهارنظر کرد.مادر مهسا در اين باره گفت؛ پزشکان مي گويند مهسا در وضعيت بسيار خطرناکي است و ضربات چاقو که به کمر او وارد شده سلامتي او را به طور جدي به خطر انداخته است. وي که به شدت گريه مي کرد، ادامه داد؛ مهسا دختر بسيار آرامي بود و هيچ کاري با «ک» نداشت. نمي دانم او چطور توانسته با يک دختر بچه که بدن نحيفي هم دارد چنين رفتاري بکند.

وي افزود؛ من از شوهرم شکايت دارم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم نسبت به کاري که در مورد فرزندم کرده است، گذشت کنم.

اين در حالي است که خانواده «ک» تلاش خود را براي جلب رضايت مادر مهسا آغاز کرده اند و از وي مي خواهند با اعلام گذشت مقدمات آزادي متهم را فراهم کند. در سوي ديگر و خارج از بيمارستان، ماموران تحقيقات ويژه يي را از متهم پرونده آغاز کرده اند و «ک» تا زمان مشخص شدن وضعيت اين کودک در بازداشت خواهد بود.

مهسا دومين کودکي است که از ابتداي سال جاري تاکنون خبر شکنجه او منتشر شده است. پيش از اين نيز دختري هفت ساله به نام عارفه که از سوي پدر و نامادري اش به شدت مورد آزار قرار گرفته بود خبرساز شد و بازپرس دادسراي ناحيه يک تهران بعد از بازجويي از پدر اين دختربچه، او را با قرار وثيقه راهي زندان کرد.
يک زن و شوهر به جرم کلاهبرداري 270 ميليون توماني دستگير شدند
اغفال جوانان به بهانه اعزام دانشجو به خارج از کشور
گروه حوادث؛ زن و شوهري با وعده اعزام دانشجو به خارج از کشور افراد زيادي را فريب دادند و 270 ميليون تومان به جيب زدند. اين زن و شوهر که فريده و کامران نام دارند فعاليت شان را در استان خراسان رضوي شروع کردند و توانستند متقاضيان زيادي را جلب کنند اما سرانجام وقتي قصد داشتند بگريزند توسط کارآگاهان پليس آگاهي دستگير شدند.

فريده و کامران بعد از آنکه متوجه شدند جوانان زيادي به تحصيل در خارج از کشور علاقه دارند نقشه خودشان را طرح ريزي کردند. آنان ابتدا براي اينکه کارهايشان را قانوني جلوه بدهند و هنگام اغفال مشتريان شان با مشکل مواجه نشوند در مشهد شرکتي را به ثبت رساندند و سپس شروع به تبليغات کردند. چاپ آگهي در روزنامه ها سبب شد جوانان علاقه مند به ادامه تحصيل يک به يک به دفتر آنها مراجعه کنند. دو متهم که مدعي بودند مي توانند از دانشگاه هايي در انگليس، کانادا و اوکراين براي متقاضيان پذيرش بگيرند از طعمه هاي خود مبالغ هنگفتي دريافت کردند و از آنان خواستند تا زمان انجام کارهاي اداري منتظر بمانند ولي انتظار فريب خوردگان بي حاصل بود و آنها اسفند ماه سال گذشته وقتي براي پيگيري موضوع به دفتر شرکت رفتند و با درهاي بسته مواجه شدند چاره يي نديدند جز اينکه به پليس آگاهي مراجعه و ماجرا را بازگو کنند. 17 شاکي که خواستار دستگيري فريده و کامران بودند اظهارات مشابهي را مطرح کردند. يکي از آنها گفت؛ چاپ آگهي در روزنامه باعث شد به اين شرکت اطمينان کنم اما براي اينکه در آينده مشکل خاصي پيش نيايد با زن و مردي که مدير شرکت بودند به طور مفصل صحبت کردم. آنها شرکت خود را به صورت قانوني به ثبت رسانده بودند و دفتر شيک و طرز حرف زدن شان گواهي مي داد معتبر هستند، به اين خاطر ديگر ترديد به خودم راه ندادم و در اين مدت بي صبرانه منتظر بودم تا به آرزويم برسم. ولي اکنون نه تنها روياهايم را بر باد رفته مي بينم بلکه پولي را که با زحمت زياد و قرض تهيه کرده بودم نيز از دست داده ام.پس از طرح اين شکايت ها کارآگاهان به جمع بندي مبالغ کلاهبرداري شده پرداختند و متوجه شدند متهمان بيش از 270 ميليون تومان به جيب زده اند. در حالي که هيچ سرنخي از اين زن و شوهر فراري در مشهد وجود نداشت تحقيقات تخصصي پليس اين احتمال را مطرح کرد که آنها به تهران گريخته اند چرا که يک نشاني از آنها به دست آمد که مي توانست محل مناسبي براي پنهان شدن باشد. به اين ترتيب گروهي از ماموران با اخذ نيابت قضايي روانه تهران شدند ولي وقتي به آدرس مورد نظر رفتند فهميدند فريده و کامران در آنجا حضور ندارند و بار ديگر به مشهد بازگشتند. از آنجا که احتمال داشت اين دو براي فرار از دست پليس مرتب شهر محل اقامت خود را تغيير بدهند يا حتي از کشور خارج بشوند کارآگاهان ترفندي تازه را به کار گرفتند. آنها که با کمک مالباختگان چهره فرضي زن و شوهر کلاهبردار را ترسيم کرده بودند، در لباس هاي مبدل، خيابان هاي منتهي به دفتر شرکت صوري را زير نظر گرفتند و اکيپي ديگر موظف شدند آژانس هاي مسافرتي هوايي و زميني را تحت مراقبت داشته باشند. کمين پليس براي دستگيري متهمان تا پايان سال گذشته به نتيجه نرسيد اما بالاخره ششمين روز سال جاري فريده که نمي دانست با پاي خود وارد دام کارآگاهان مي شود از يک آژانس مسافرتي بليت تهيه کرد. ماموران نيز به محض اطلاع از اين موضوع به تعقيب زن جوان پرداختند و توانستند او و همسرش را در عملياتي غافلگيرانه دستگير کنند.دو متهم در بازجويي ها جرم شان را پذيرفتند اما گفتند تمامي وجه کلاهبرداري شده را به شخص ديگري تحويل داده اند. در پي اين اعترافات تلاش ها براي دستگيري سومين متهم آغاز شد اما اين فرد همچنان فراري است. سرهنگ عبدالله قاسمي رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي کشور درباره اين خبر و موارد مشابه گفت؛ به رغم هشدارها و توصيه هاي پليس آگاهي براي هوشياري مردم درباره فعاليت شرکت هاي صوري و کاغذي هنوز شاهد مراجعه افراد به چنين موسساتي هستيم. به همين دليل از مردم درخواست مي شود به هشدارهاي پليس توجه کنند و تبليغات چنين شرکت هايي را باور نکنند.
عناوين اين صفحه
روانشناس قلابي 15 سال از مردم کلاهبرداري مي کرد
فرصت به دل آرا براي جلب رضايت خانواده مقتول
مهساي شش ساله، قرباني تازه کودک آزاري
اغفال جوانان به بهانه اعزام دانشجو به خارج از کشور
ارسال پرونده ترور قاضي تولايي به دادگاه
عمو و برادرزاده قاچاقچي
35 فقره سرقت در کارنامه جيب بران حرفه يي
پرونده يک قاتل با خودکشي در زندان بسته شد
مامور قلابي به آخر خط رسيد
سرقت مسلحانه خودرو توسط دو زن

ارسال پرونده ترور قاضي تولايي به دادگاه
رئيس کل دادگستري استان اصفهان از ارسال پرونده ترور قاضي تولايي به دادگاه خبر داد.دکتر غلامرضا انصاري در گفت وگو با ايسنا درباره آخرين اقدامات صورت گرفته در اين پرونده اظهار کرد؛ با صدور قرار مجرميت از سوي بازپرس و صدور کيفرخواست از سوي معاون دادسرا، پرونده به دادگاه ارسال شد.به گفته وي اين پرونده به دو قسمت تقسيم و رسيدگي به پرونده قتل در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان انجام مي شود و بخش ديگر پرونده با اتهام محاربه به دادگاه انقلاب ارسال شده است.بنا بر اين گزارش، قاضي احمدرضا تولايي، معاون دادستان اصفهان، رئيس ستاد حفاظت اجتماعي دادگستري و سرپرست دادسراي ناحيه يک اصفهان روز ششم اسفندماه سال گذشته در محوطه دادسراي شماره يک اصفهان به ضرب گلوله يکي از ارباب رجوع ها به شهادت رسيد و اين ضارب در همان زمان بازداشت شد.


عمو و برادرزاده قاچاقچي
به اعدام محکوم شدند

گروه حوادث؛ دو قاچاقچي مواد مخدر که يک مامور پليس را در درگيري مسلحانه به قتل رسانده بودند به اتهام افساد في الارض و محاربه به اعدام محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما دو متهم که عمو و برادر زاده هستند، فروردين ماه سال 85 در منطقه نعمت آباد تهران هنگامي که قصد داشتند با محموله 380 کيلوگرمي ترياک فرار کنند با ماموران پليس درگير شده و يکي از آنها را به قتل رسانده و رهگذري را زخمي کردند. مطابق اوراق پرونده، ماموران پليس حين گشت زني به خودروي زانتيايي مشکوک شدند و براي بازرسي به راننده دستور ايست دادند اما سرنشينان خودرو بدون توجه به فرمان پليس به راه خود ادامه دادند. زماني که آنها متوجه شدند ماموران در تعقيب شان هستند به سمت خودروي پليس آتش گشودند و در گيري مسلحانه به راه انداختند. در حالي که ماموران نيز به سمت خودروي تحت تعقيب تير اندازي مي کردند دو خودرو به منطقه نعمت آباد و ميان جمعيت رسيدند. دو مرد مسلح که به تيراندازي ادامه مي دادند يک مامور پليس را به قتل رساندند و عابري را زخمي کردند اما سرانجام در حلقه محاصره گرفتار و دستگير شدند.بررسي ها نشان داد اين دو نفر که عبدالمجيد (عمو) و محمدرضا (برادرزاده) نام دارند از سيستان و بلوچستان به تهران آمده اند و قصد داشتند محموله 380 کيلو گرمي ترياک را به سه مواد فروش در تهران برسانند. با انتقال مرد زخمي به بيمارستان و جسد مامور پليس به پزشکي قانوني تحقيق از دو متهم آغاز شد. آنها به جرم خود اعتراف کردند و گفتند؛ چون مي دانستيم اگر توقف کنيم قطعاً بازداشت مي شويم مجبور شديم مقاومت کنيم. ما قصد نداشتيم کسي را بکشيم و نمي خواستيم به فردي آسيبي برسانيم.با توجه به ترياک و مهمات کشف شده از متهمان که شامل دو کلاشينکف، 17 خشاب پر و بيش از 500 فشنگ بود، پرونده اين دو متهم به دو قسمت تقسيم شد. آنها به جرم قتل مامور پليس و زخمي کردن يکي از رهگذران با کيفر خواست قتل عمد به دادگاه کيفري استان معرفي شدند و پرونده شان به اتهام حمل مهمات و مواد مخدر نيز در دادگاه انقلاب مورد رسيدگي قرار گرفت. متهمان که مشمول اتهام محاربه و افساد في الارض شده بودند در جلسه محاکمه خود در شعبه 15 دادگاه انقلاب به جرم شان اعتراف کردند اما مدعي شدند اولين بار است چنين جرمي را انجام داده اند. با اين حال هر دو متهم مجرم شناخته و به اعدام محکوم شدند. حکم صادره مورد اعتراض متهمان قرار گرفت و يک بار ديگر در ديوان عالي کشور بررسي شد. قضات ديوان نيز حکم اعدام را مورد تاييد قرار دادند و پرونده براي گذران آخرين مرحله نزد رئيس قوه قضائيه فرستاده شد. همچنين دو متهم قرار بود ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اتهام قتل محاکمه شوند که به دليل حاضر نشدن اولياي دم مامور پليس در دادگاه محاکمه به آينده موکول شد.


35 فقره سرقت در کارنامه جيب بران حرفه يي
دو جيب بر حرفه يي که 35 فقره سرقت مرتکب شده بودند، به مقامات قضايي تحويل داده شدند.«سرهنگ به گذر» رئيس پليس آگاهي استان همدان در تشريح جزييات اين پرونده گفت؛ چندي قبل با افزايش وقوع جيب بري هاي متعدد و سرقت وجه نقد و کيف مسافران در اين استان، با تطبيق اظهارات شاکيان و مقايسه چهره هاي ترسيم شده توسط مالباختگان و بررسي شگرد سارقان، کارآگاهان متوجه شدند سرقت ها توسط اعضاي يک گروه حرفه يي و سابقه دار صورت مي گيرد. وي افزود؛ شگرد متهمان به اين صورت بوده که به عنوان مسافر سوار خودروهاي مسافربري مي شدند و با شناسايي افرادي که مقادير زيادي طلا و پول با خود حمل مي کردند، در يک موقعيت مناسب اموال آنان را سرقت مي کردند و بعد از پياده شدن به سرعت متواري مي شدند. رئيس پليس آگاهي استان همدان عنوان کرد؛ با توجه به اهميت موضوع و تعداد زياد شاکيان، پرونده در اختيار اکيپي از کارآگاهان قرار گرفت و ابتدا با بررسي و تحقيقات فراوان ردپاي دو نفر از مجرمان سابقه دار در اين پرونده شناسايي شد. اين متهمان با تشکيل گروه جديدي سرقت هاي اخير را انجام داده بودند.سرهنگ به گذر افزود؛ متهمان بعد از دستگيري اعتراف کردند بيش از 35 فقره جيب بري از شهروندان انجام داده اند. آنان همچنين گفتند با جعل کارت شناسايي و ديگر اسناد، چک پول هاي مسروقه را براي گرفتن پول به بانک ها مي بردند.


پرونده يک قاتل با خودکشي در زندان بسته شد
خودکشي مردي که زن صيغه يي خود و پسر خردسال او را به قتل رسانده بود، پرونده اش را مختومه کرد.«مسيح» 28 ساله که پنهاني «فاطمه» 40 ساله را صيغه کرده و با پسر شش ساله او به نام «مجتبي» در شهرک محلاتي زندگي مي کرد، شامگاه 23 شهريور 85 آنها را خفه کرد. مرد جنايتکار سپس جسدها را داخل سفره پيچيد، در کمد گذاشت و گريخت. او يک روز بعد رديابي و دستگير شد و جنايت را گردن گرفت. اين مرد در اعترافاتش گفت؛ من دانشجوي رشته علوم آزمايشگاهي بودم و چند سال قبل به تهران آمدم تا دوره طرحم را در يک بيمارستان بگذرانم. آنجا بود که با «فاطمه» آشنا شدم. از همکارانم شنيدم شوهر «فاطمه» هشت ماه پيش او و پسر شش ساله اش را رها کرده و وي مي خواهد غيابي طلاق بگيرد.«فاطمه» زن خوبي بود و تصميم داشتم با او ازدواج کنم اما وقتي مساله را با خانواده ام مطرح کردم، مخالفت کردند. مادرم حتي به خانه «فاطمه» تلفن زد و ناسزا گفت. اما اين کار او مرا براي عملي کردن تصميم ام مصمم تر کرد.وي ادامه داد؛ يک خانه کوچک اجاره و «فاطمه» را صيغه کردم. به اين ترتيب زندگي پنهاني ما آغاز شد و يک سال گذشت. شب قبل از جنايت «فاطمه» خاطرات گذشته اش را برايم تعريف کرد. مي گفت زماني که شوهر داشت با مردان غريبه رفت و آمد مي کرد. با شنيدن اين حرف عصباني شدم. او در پاسخ فرياد زد و گفت آزاد است و هر کاري دلش بخواهد، انجام مي دهد. از حرف هايش شوکه شده بودم اما خودم را کنترل کردم. شب بعد وقتي از سر کار به خانه آمد، شام خورديم و خوابيديم. ساعت يک نيمه شب بود که «فاطمه» را با دست هايم خفه کردم و چادرش را دور گردنش پيچيدم.مي دانستم زندگي بدون مادر براي «مجتبي» خيلي سخت است. به همين خاطر او را هم خفه کردم. جنازه ها را داخل سفره پيچيدم و در کمد گذاشتم. پس از اعترافات اين مرد، وي در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد و در دادگاه گفت؛ من از کشتن «فاطمه» پشيمان نيستم و اگر دوباره به آن زمان برگردم، همين کار را تکرار مي کنم. فقط از اينکه مجتبي را کشتم، پشيمانم. بعد از محاکمه اين مرد هيات قضات او را به دو بار قصاص محکوم کردند و راي در شعبه 27 ديوان عالي کشور تاييد شد. در حالي که مسيح در آستانه اجراي حکم قرار داشت، در زندان رجايي شهر کرج خودکشي کرد. به اين ترتيب پرونده او بسته شد.


مامور قلابي به آخر خط رسيد
متهمي پس از ده ها فقره سرقت و کلاهبرداري در پوشش مامور از سوي پليس کرمانشاه به دام افتاد. سرهنگ اميدي رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه در اين باره گفت؛ اين فرد با معرفي کردن خود به عنوان مامور انتظامي با شناسايي سوژه ها و به بهانه هاي مختلف از آنها اخاذي مي کرد. شيوه او به اين صورت بود که با ورود به مغازه ها و فروشگاه ها، ضمن جلب اعتماد فروشندگان تحت عنوان اينکه خريدار نيروي انتظامي است، پرداخت وجه آنها را به روزهاي بعد موکول و به اين ترتيب اقدام به کلاهبرداري مي کرد.وي افزود؛ رسيدگي به پرونده با شکايت چند نفر از مغازه داران و تاجران کرمانشاهي در دستور کار پليس آگاهي قرار گرفت. کارآگاهان با حدس اينکه متهم به احتمال زياد چند بار ديگر نيز به همين ترتيب اقدام به کلاهبرداري و اخاذي کرده است، با هماهنگي واحدهاي گشت تحقيقات ميداني را با سرعت به پيش بردند تا اينکه چند شکايت مشابه از سوي افراد ديگري نيز به پليس آگاهي ارجاع شد که همگي از اخاذي و کلاهبرداري با شيوه قبلي حکايت داشت.رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه بيان کرد؛ با جمع بندي شکايات شهروندان اين نکته آشکار شد که مامور قلابي تحت تعقيب به تنهايي اقدامات خود را به پيش مي برد. با تکميل اطلاعات و تلاش هاي شبانه روزي، سرانجام پس از چند روز کنترل دقيق مناطق مشکوک و محل هايي که بيشترين آمار فعاليت متهم در آن ثبت شده بود، متهم دستگير شد. سرهنگ اميدي تصريح کرد؛ با انتقال متهم به پليس آگاهي و حضور شاکيان پرونده، وي به جرم خود اعتراف کرد و در بازرسي از مخفيگاه او مقادير زيادي از اموال کلاهبرداري شده کشف و پس از انجام تحقيقات لازم با صدور قرار روانه زندان شد.


سرقت مسلحانه خودرو توسط دو زن
دو زن سابقه دار که به قصد انتقام با تهديد اسلحه، خودرو يک مسافربر را سرقت کرده بودند، روانه زندان شدند. چندي پيش مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه دو تهران شکايتي را مبني بر سرقت خودرواش توسط دو زن مطرح کرد. وي گفت؛ شب گذشته - شب حادثه - دو زن جوان به عنوان مسافر سوار خودروام شدند و در محدوده شهرک غرب با تهديد اسلحه مرا از خودرو پياده کردند و خودروام را به سرقت بردند.پس از طرح اين شکايت ماموران جست وجوي خود را آغاز کردند و يکي از خودروهاي گشتي نيروي انتظامي در شمال شرق تهران با مشاهده سرنشين يک خودرو به رفتار وي مظنون شد و پيش از آنکه راننده فرصت فرار پيدا کند، ماموران خودرو را متوقف کردند.با استعلام شماره خودرو از مرکز پليس معلوم شد خودرو متوقف شده، همان اتومبيل مسروقه است.با دستگيري راننده که يک مرد جوان بود، وي در بازجويي ها عنوان کرد در ازاي طلبي که از يکي از دوستانش داشته، اين خودرو را گرفته است.با تحقيقات ماموران آگاهي يک زن به نام بهاره که سابقه کيفري دارد دستگير شد. و سپس با توجه به اظهارات بهاره، همدست وي نيز به نام نادره شناسايي و دستگير شد .


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام