
کلارک بويد
ترجمه؛ رقيه علي نژاد
لپ تاپ ها و تلفن هاي هوشمند دسترسي آسان به توان محاسباتي را امکان پذير ساخته است، اما محققان موسسه فناوري ماساچوست (MIT) مي خواهند گامي ديگر به پيش بردارند و همه جهان را به يک رايانه تبديل کنند.
در کنفرانس امسال تعامل رايانه و انسان (CHI) که در بوستون برگزار شد، فلويد اينز فيسز گروپ آزمايشگاه رسانه MIT، از آخرين نمونه ابزاري با نام حس ششم پرده برداشت. اين ابزار يک کامپيوتر پوشيدني است که برنامه يي براي درک حرکت هاي سر و دست دارد و مي تواند پيوسته کيفيت جهان فيزيکي را با اطلاعات ديجيتال افزايش دهد.
تصور کنيد مي توانيد با استفاده از هر ديوار خالي به اي ميل تان سر بزنيد، کافي است براي اين کار با انگشتان علامت @ را روي هوا رسم کنيد، يا تصور کنيد مي توانيد با انگشت تان دايره يي را روي مچ تان رسم کنيد (به عنوان نمادي از يک ساعت) تا از زمان دقيق خبردار شويد.
مي خواهيد يک عکس ديجيتال تهيه کنيد، کافي است با انگشت هاي شست و اشاره دو دست تان يک قاب عکس درست کنيد. حتي از اين بهتر تصور کنيد دستگاهي وجود دارد که دليل تاخير پروازتان را روي کارت سوار شدن به هواپيما (که در دست تان است) نشان مي دهد.
دکتر پتي ميزر که سرپرست گروه پژوهشي سازنده اين دستگاه در MIT است، مي گويد؛ «ما پيوسته شيوه يي ابداع مي کنيم تا بتوانيم اطلاعات مناسب را بي وقفه دريافت کنيم.»
او مي گويد هر چند ابزارهاي محاسبه همراه امروزي مفيد است، اما آنها «کوروکر» هستند، زيرا آنها از کارهاي ما سر درنمي آورند و ما بايد به اين ابزارها بگوييم به چه اطلاعاتي نياز داريم يا چه چيزي مي خواهيم.
دکتر ميزر مي گويد؛ «تصوري که ما از يک دستگاه محاسبه داريم اين است که مي فهمد (حداقل تا حدودي) که کاربرش کيست، کاربر چه کار مي کند و با چه کسي ارتباط دارد. بنابراين دستگاه حس ششم مي تواند مبتکرانه براساس موقعيت، اطلاعاتي را در دسترس کاربر قرار دهد.» نمونه اوليه حس ششم سال گذشته ارائه شد و از آن زمان تاکنون نيز تغييراتي داشت. در نمونه اوليه سال گذشته، اين دستگاه دوربيني داشت که روي کلاه ايمني دوچرخه سواري نصب مي شد. اما طراحان وعده مي دهند استفاده از نمونه هاي فعلي براي کاربر آسان تر است. دستگاه کنوني داراي يک دوربين کوچک و يک پروژکتور است که در مجموع به اندازه يک پاکت سيگار است و در مقابل سينه کاربر قرار مي گيرد. همراه با اين دستگاه يک تلفن موبايل نيز هست که نرم افزار حس ششم را اجرا مي کند و کار ارتباط با اينترنت نيز بر عهده آن است.
دوربين (که نقش يک اندام حسي را برعهده دارد) همانند چشم ديجيتال عمل مي کند و هر چيزي را که کاربر مي بيند، دوربين نيز مي بيند. اين دوربين مسير حرکت انگشت شست و اشاره دو دست کاربر را نيز پيگيري مي کند. ايده اصلي اين است که حس ششم بکوشد تا نه تنها دريابد شخص با چه چيزي ارتباط دارد، بلکه دريابد شيوه ارتباط شخص چگونه است.
نرم افزار دستگاه براي يافتن اطلاعاتي که احتمالاً مناسب وضعيت است، در اينترنت جست وجو مي کند و سپس پروژکتور اطلاعات را عرضه مي کند.
براناو ميستري که دانش آموخته MIT است و هم اکنون در اين طرح همکاري مي کند، مي گويد؛ «مي توانيم از هر سطحي که در اطرافمان است، به عنوان سطح ارتباطي استفاده کنيم. براي مثال فرض کنيد من به يک فروشگاه کتاب مي روم و کتابي را انتخاب مي کنم. حس ششم اين کتاب را تشخيص مي دهد و به سايت آ مازون مي رود. (آمازون يک سايت خريد و فروش اينترنتي و در حوزه کتاب بسيار معروف است.) آن وقت مقاله هاي معرفي کتاب و قيمت ها را روي جلد کتابي که در دست دارم، نشان مي دهد.»
ميستري خاطرنشان مي کند دستگاه را به راحتي مي توان سفارشي ساخت، براي مثال اگر شما معرفي کتاب آمازون را نمي پسنديد، مي توانيد به مقاله هاي «نيويورک تايمز» در اين باره سر بزنيد.
وي مي گويد حتي آجر و سيمان کتابفروشي هم ممکن است اطلاعاتي را به اين دستگاه عرضه کند، به عبارت ديگر کاربر مجبور نيست براي يافتن اطلاعات حتماً به شبکه برود.
سخت افزارهاي دستگاه حس ششم چندان هم گرانقيمت نيست. ساخت نمونه هاي فعلي حدود 350 دلار هزينه دارد. البته تلاش براي ادغام دنياي ديجيتال با دنياي فيزيکي نيازمند برنامه ريزي هاي دقيق تر و عمليات مهندسي بيشتر است.
دکتر ميزر مي گويد؛ «همه کارها را نرم افزار انجام مي دهد. دستگاه پيوسته تلاش مي کند تا دريابد در اطراف ما چه مي گذرد و ما مي خواهيم چه کار کنيم. اين دستگاه تصويرهايي را که ما مي بينيم تشخيص مي دهد، حرکت هاي بدن ما را رديابي مي کند و همه اينها را به اطلاعاتي که مناسب وضعيت موجود و زمان جاري باشد، ارتباط مي دهد.» البته جاي تعجب نيست که در مرحله کنوني و پژوهش هاي اوليه، گروه حس ششم تنها چند کاربرد محدود براي آن در نظر گرفته است. دکتر ميزر براي دوره هاي زماني طولاني مدت، برنامه هاي بسياري براي حس ششم دارد و کاربردهاي ديگري نيز براي آن در نظر گرفته است. اما براناو ميستري مي گويد اين دستگاه در آينده يي نزديک کاربرد تجاري پيدا مي کند. براي مثال او مي خواهد کاربردي براي زبان اشاره پيدا کند، به اين صورت که زماني که شخصي با زبان اشاره سخن مي گويد، دستگاه اين اشاره ها را درک کرده و آن را به زبان گفتاري «بيان کند». وي همچنين پيش بيني مي کند حس ششم در حوزه بازي نيز کاربردهايي پيدا کند. برخلاف نينتندو که شخص مجبور است مقابل تلويزيون بنشيند، دستگاه حس ششم اين امکان را براي فرد فراهم مي کند که از خانه بيرون برود و درس هاي واقعي بازي تنيس را در زمين واقعي تنيس بياموزد.
هيچ کدام از افرادي که در برنامه حس ششم کار مي کنند، بر اين عقيده نيستند که اين طرح لپ تاپ ها و تلفن هاي همراه هوشمند را از دور خارج مي کند.
ليان چانگ که دانشجوي MIT است و هم اکنون با اين پروژه همکاري مي کند، مي گويد؛ «من هم اکنون از برنامه هاي کامپيوتر همانند CAD استفاده مي کنم، اما نمي خواهم از حس ششم استفاده کنم. البته بايد پذيرفت حس ششم کارهايي انجام مي دهد که رايانه روميزي يا رايانه همراه نمي تواند انجام دهد. اين دستگاه مي تواند به سرعت اطلاعات را همان جايي که من مي خواهم (مثلاً روي يک ديوار يا روي روزنامه مقابل من) نشان دهد.»
مي پرسم اگر حس ششم رواج يابد، آن وقت واکنش مردم در برابر ديدن ده ها نفري که روي ديوار فرودگاه و ايستگاه قطار اي ميل شان را مرور مي کنند، چيست؟ دکتر پتي ميزر مي خندد و مي گويد؛ «البته من فکر مي کنم به لحاظ اجتماعي اين کار پذيرفته تر از گوشي هاي بلوتوث (بيسيم) است که امروزه همه مردم از آن استفاده مي کنند. حداقل آنکه کساني که اين وضعيت را مي بينند، درمي يابند کاربر در حال کسب اطلاعات است. به نظر من اين وضعيت بسيار بهتر از اين است که ما هر روز در خيابان ها افرادي را مي بينيم که انگار با خودشان حرف مي زنند.»
www.news.bbc.co.uk