سيدشهاب الدين طباطبايي*

اين روزها تا 22 خرداد عمده يادداشت ها و مصاحبه ها و گزارش ها رنگ و بويي انتخاباتي دارند، دقيق تر بگويم معطوف به انتخابات و با هدف کسب راي و جلب توجه مخاطبان به سمت کانديداي مورد نظر هستند. بخش عمده يي از روابط و سلام و عليک ها و خوش و بش ها هم در همين راستا تعريف و طراحي مي شود. چهره هاي عبوس و بداخلاق يکباره مي شکنند و بعضي ها که گفتن سلام يا جواب سلام هم برايشان سخت بود، هر روز روزي سه نوبت احوالپرسي و چاق سلامتي مي کنند.
خلاصه دوران انتخابات دوران عجيبي است، تاثير انتخابات بر فعاليت ها و گفت وگوها آنقدر زياد مي شود که مسائل و موضوعات مهم دوروبرمان به حاشيه مي روند. آدم هايي در سايه کانديداها ديده نمي شوند و حرف هايي اساسي در قيل و قال انتخابات نشنيده مي مانند. هر اتفاق و پديده يي که بتوان از آن سوژه و موضوعي انتخاباتي ساخت قابل توجه و مورد دقت قرار مي گيرد و چندين کارشناس و صاحب نظر به کنکاش و موشکافي اش مي پردازند و از همه ابعاد و زوايا تحليل و تبيين اش مي کنند مبادا از مصرف ذره يي از آن براي انتخابات غفلت شود.
و اينها البته در موسم انتخابات مهم و اساسي و شايسته توجه و تاکيد است. چه مي شود کرد انتخابات است، آن هم انتخابات رياست جمهوري.
آن هم انتخابات رياست جمهوري دهم، با حساسيت هاي فراوان و اتفاقات عجيب و غريبش.
نمي خواهم دوباره برگردم به آمدن و رفتن خاتمي و آمدن موسوي و بحث اخلاق و فداکاري و مديريت انتخابات به جاي اجماع يا اجماع به جاي مديريت و گشت ارشاد و فعاليت هاي انتخاباتي رئيس جمهور و سيب زميني و هديه تولد و... که همه اين روزها همين ها را مي گويند و معطوف است به همان انتخابات که گفتم.
در اين فرصت يک ماه و بيست و چندروزه تا انتخابات مي خواهم از رفتار کسي بگويم که در سروصدا و شلوغي هاي اين بازار شايد آن طور که بايد،ديده نشد.
در انتخابات مجلس هشتم، آن روزهايي که همه از انتخابات آزاد و عادلانه و رقابتي مي گفتند و اينکه اگر شرايط به سمت ردصلاحيت ها پيش رفت، تصميمي ديگر مي گيرند و البته نگرفتند، فقط يک نفر بود که بر سر قول و قرار اوليه خود براي حضور در انتخابات ماند و آنجا که شواهد و قرائن را بر ناعادلانه و غيررقابتي بودن انتخابات ديد،عطاي حضور در مجلسي با اين مقدمات را به لقايش بخشيد و بي سروصدا انصراف داد.
محمدرضا عارف در صورت ادامه فعاليت انتخاباتي بي شک سرليست اصلاح طلبان تهران بود و حتماً حتي با وجود اعمال يارانه ها و دوپينگ هاي مرسوم اين سال ها مي توانست بر صندلي هاي سبز مجلس تکيه بزند.
در زماني ديگر و با شروع گمانه زني هاي انتخابات رياست جمهوري دهم محمدرضا عارف براي حضور در صحنه اعلام آمادگي کرد. او البته بارها و بارها در خلال مصاحبه هاي آن روزهايش اشاره کرد اگر سيدمحمد خاتمي بيايد همه توانش را براي پيروزي او به کار مي بندد. آن روزها مي شنيدم بعضي ها کنايه مي زدند و از اينکه عارف اعلام حضور کرده و با آنها هماهنگ نکرده، آمده ناخشنود بودند.
در مقطعي ستاد کوچکي هم تشکيل و جلساتي برقرار شد تا وضعيت انتخابات و حضور عارف بررسي و ارزيابي شود. عارف حتي با فعالان اصلاح طلب استان ها ملاقات ها و ديدارهايي داشت. معاون اول دولت اصلاحات که اعتقاد مصمم و وفاداري به خاتمي را هيچ گاه حتي در جلسات مجمع تشخيص مصلحت و گفت وگو با محافظه کاران پنهان نکرد، آنگاه که بحث حضور خاتمي در حد زمزمه هايي آغاز شد، خود براي به صحنه آوردن او تلاش کرد و وقتي آمد رياست ستاد انتخاباتي رئيس سابقش را برعهده گرفت؛ ستادي که گرچه عمرش کوتاه بود و با انصراف خاتمي تعطيل شد اما در طول مدت فعاليتش با تلاش هاي عارف و البته با همت کساني چون محسن امين زاده منسجم و فعال عمل کرد؛ ستادي که مي توانست ستاد کانديداي پيروز انتخابات 22 خرداد باشد.
به هرحال شايد اگر بحث حضور خاتمي جدي نمي شد، عارف فعاليت هايش را جدي تر پي مي گرفت، ستادهايش را فعال مي کرد و در قامت کانديداي رياست جمهوري ظاهر مي شد، سخنراني مي کرد و به سفرهاي استاني اش ادامه مي داد. ممکن بود احزاب و گروه ها به حمايت برخيزند و کارها پيش برود. البته اين امکان هم بود که باز خاتمي از او بخواهد فعاليتش را بر وحدت اصلاح طلبان معطوف کند و عارف بي شک باز هم چنين مي کرد.
مرد آرام و بي هياهويي که بيشتر از آنکه ادعا کند به اصلاحات و رهبر آن اعتقاد دارد، به آنچه مي گويد بي آنکه در پي توجيه و تفسير برآيد صادقانه و بي سروصدا عمل مي کند. در اين روزها و شلوغي هاي انتخابات البته آنچه کمتر ديده و شنيده مي شود همين چيزهاست.
*عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت