.jpg)
حدود دو ماه پيش قراردادي بين ارتش و طالبان پاکستان در دره سوات به امضا رسيد که جنجال زيادي را در پاکستان و افغانستان به راه انداخت. اسلام آباد هفته گذشته با امضاي آصف علي زرداري رئيس جمهور قرارداد ارتش و طالبان پاکستان را مورد تاييد قرار داد و معامله به عنوان قراردادي رسمي در دره سوات اجرايي شده است. چندي پيش نيز خبرهايي حاکي از اين بود که طالبان پاکستان بعد از به دست آوردن پايگاه و جاي پايي رسمي در سوات به تدريج درصدد گسترش نفوذ به سوي اسلام آباد هستند تا در صورت لزوم بتوانند به دولت اين کشور چنگ و دندان نشان دهند. بحث امضاي قرارداد با طالبان پاکستان اين موضوع را به صورت جنجالي بين المللي درآورد که آيا امضاي قرارداد با طالبان در سوات زمينه ساز توافق با آنان در افغانستان است يا اينکه اين توافق يک استثنا در سيستم مديريت داخلي پاکستان بوده است. بي درنگ پس از امضاي قرارداد، طالبان پاکستان به اجراي قوانين شرعي در سوات پرداخته و با انحلال دواير و نهادهاي دولتي از جمله بخش قضايي، صدور احکام شرعي از جمله شلاق و حد را آغاز کردند. يک هفته پس از امضاي توافقنامه و واکنش دولت امريکا نسبت به آن نيويورک تايمز گزارشي را منتشر کرد مبني بر اينکه طالبان ظاهراً قصد دارد با دستکاري نظام اقتصادي - اجتماعي شمال پاکستان و در مناطق مجاور اسلام آباد عملاً به اهرم اصلي نفوذ در اين منطقه تبديل شود.تشديد درگيري هاي اجتماعي از جمله مقابله زمينداران با دهقانان يکي از اين موارد است. در صورتي که طالبان موفق به هدايت اين درگيري ها شود خواهد توانست موجي از تنش و درگيري را متوجه اسلام آباد کند. در حال حاضر تغيير يافتن ترکيب اجتماعي در دره سوات حاکي از چنين تحولي است.
با فشار طالبان تعداد قابل توجهي از مالکان منطقه سوات فراري شده اند و غيبت آنان خلئي اجتماعي - اقتصادي را پديد آورده است که طالبان سعي دارد آن را پر کند. براي نيل به اين هدف روستاييان فقير به صورت گروه هاي کوچک مسلح سازماندهي شده اند. سازماندهي فوق به روستاييان فقيري که هيچ گاه از سرويس و خدمات دولتي بهره مند نبوده اند شخصيت اجتماعي و قدرت اقتصادي مي دهد. بروز درگيري هاي پي در پي عملاً فاصله رواني اين مردم فقير را از اسلام آباد هر چه بيشتر و بيشتر مي کند.
حضور روستاييان مسلح فقير که با انگيزه هاي اسلامي ممکن است تبديل به جنبشي قابل توجه شوند براي بافت سياست و حکومت پاکستان تهديدي جدي است. فئوداليسم هنوز شاکله اصلي سياست و حکومت پاکستان را تشکيل مي دهد و روستايياني که آموزش ببينند و تشويق شوند عليه فئودال ها عمل کنند مي توانند شالوده کشور پاکستان را از هم بپاشند.
در حال حاضر شبکه يي از خانواده ها و فاميل هاي فئودال که بخش هاي بزرگي از اراضي قابل کشت پاکستان را در اختيار دارند پاکستان را اداره مي کنند. پس از استقلال پاکستان در سال 1947، هند توانست روابط فئودالي را دچار تغيير اساسي کند اما روابط فئودالي در پاکستان تقويت و بازتوليد شده است. پاکستاني ها همواره انتظار اصلاحات ارضي داشته اند و بسياري از روساي جمهور نيز همواره شعار آن را داده اند اما پاکستان هيچ گاه شاهد اصلاحات ارضي نبوده است. به عبارتي اين سيستم سياسي اجتماعي به گونه يي بوده است که دولت مرکزي و فئودال ها هيچ يک خود را مسوول تامين معاش، بهداشت و آموزش ده ها ميليون پاکستاني رعيت نمي دانند و عملاً بودجه يي نيز براي تامين نيازهاي اقشار فقير و رعيت وجود ندارد. فراري دادن مالکان و واگذاري زمين هاي آنان به دهقانان به صورت يک جنبش اجتماعي مي تواند از سوات به کل ايالت پنجاب و سپس سند سرايت کند. اين در حالي است که برخي از تحليلگران معتقدند اقدام طالبان مي تواند حاکي از خلاقيت و دورانديشي آنان باشد، زيرا اکثر قريب به اتفاق جمعيت فقير پاکستان خودبه خود و به لحاظ رواني آماده انقلاب و به هم ريختن همه چيز هستند. برخي از کارشناسان معتقدند طالبان سوات حتي در مورد مدارس و موزيک برخورد افراطي نداشته اند و به مردم قوانين اسلامي عادلانه، توزيع عادلانه و دولتي کارا را وعده داده اند. منطقه سبز و خرم سوات با 13 ميليون جمعيت و پر از باغ ميوه و درختان با چوب صنعتي و معادن زمرد طي پنج سال گذشته به صحنه تحولات جديد پا گذاشته است. ظهور طالبان پاکستان با ريشه هاي قومي در اين منطقه طي دو سال گذشته در شرايطي بوده که شاخه هاي طالبان مرتبط با القاعده در اين منطقه ريشه دوانده در رزم با ارتش و دولت پاکستان تجربه آموخته است. طالبان در سوات روي همه نقاط حساس دست گذاشته اند.
خديم حسين يک استاد دانشگاه اسلام آباد معتقد است خرده مالکان و کساني که از صندوق هاي آرا بيرون مي آيند و بيشتر وقت ها هر دو يکي هستند و نيز نيروهاي پليس که نه درآمدي دارند و نه انگيزه يي؛ هر دو سوژه هايي هستند که طالبان به آنها مي پردازند. روستاييان ادعاهاي متعددي عليه فئودال ها دارند که در دولت طالبان سوات مي توان آنها را پيگيري کرد، زيرا سيستم قضايي فاسد پاکستان مجالي براي روستاييان فقير فراهم نمي آورد. ملا فضل الله از رهبران محلي طالبان که پدرزن وي صوفي محمد از طرف طالبان قرارداد صلح با اسلام آباد را امضا کرده است از سال 2004 يک ايستگاه راديويي احداث کرده و به «ملا راديو» شهرت يافته است. وي با برنامه هاي راديويي خود و موضوعات و مسائل مربوط به بز، گاو، شير، علف و... از طريق ايستگاه راديويي با مردم سخن مي گويد. او طرفداران قابل توجهي در دره سوات دارد.
تکنيک هاي برخورد طالبان با زمينداران زيرکانه نيز بوده است. به يک زميندار فشار آوردند پسرش را از مدرسه انگليسي زباني که به طالبان توهين مي کنند بيرون آورد و زميندار ديگري را مجبور ساخته اند به طالبان کمک کند. در سال 2007 برادران شجاعت علي خان ثروتمندترين زميندار سوات و پسرش که شهردار سوات است هدف طالبان قرار گرفتند. اين فشارها باعث شد رهبران محلي که با طالبان همکاري نمي کنند به اسلام آباد فرار کنند. طالبان يک ليست سياه43 نفره از اشخاص برجسته فراهم کرده و از آنها خواسته خود را به دادگاه هاي اسلامي طالبان معرفي کنند. بسياري از اين افراد در صورتي که به دست طالبان بيفتند اعدام مي شوند، بنابراين همه افراد برجسته و سرشناس از سوات فرار کرده اند يا به صورت مخفي زندگي مي کنند.
طالبان براي تحت فشار قرار دادن زمينداران هر ناحيه از رهبران اسلامگراي همان منطقه بهره مي برد. از ابن امين از رهبران طالبان منطقه «متا» براي شناسايي زمينداران اين منطقه استفاده شده است. ابن امين در سال 2004 به اتهام ارتباط با القاعده براي دو سال در بازداشت بود و منابع اطلاعاتي پاکستان مي گويند وي پس از آزادي مرتباً به مدرسه هاي وابسته به القاعده در ناحيه شمال غربي منطقه قبايلي سر مي زند. هر گاه زمينداران فرار مي کنند، طالبان به اجاره نشينان آن زميندار پاداش مي دهند و به آنها اجازه مي دهند درختان را ببرند و چوب آن را بفروشند ولي در عوض اجاره زمين و ملک را به طالبان بدهند. دو معدن خوابيده زمرد در منطقه دوباره فعال شده اند و طالبان از آنها ماليات مي گيرند. هر وقت مقام هاي دولت پاکستان براي ديدار با اداره کنندگان سوات به «مينگودا» تا مرکز سوات رفته اند مجبور شده اند روي زمين بنشينند و با جمعي از مردان تا دندان مسلح طالبان ديدار کنند که بعضي از آنها حتي جليقه انتحاري به تن دارند. از خانواده هاي سوات خواسته شده هر يک بايد يک پسر جوان را براي آموزش به عضويت طالبان درآورند. منازل بسياري از زمينداران ويران شده و آناني که از دور املاک خود را اداره مي کنند به درآمد اراضي شان نمي رسند، چون رعيت ها مجبورند درآمد اراضي را به طالبان سوات بدهند.