شنبه، 29 فروردين 1388 - شماره 1928
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
نگاهي به ضرورت راه اندازي شبکه هاي تلويزيون غيردولتي
انحصار دولتي تلويزيون با آزادي بيان منافات دارد

بنفشه پورناجي

b.pournaji@yahoo.com


در حالي که بهره گيري از رسانه هاي مستقل و خصوصي به ويژه راديو و تلويزيون خصوصي به عنوان يکي از دغدغه ها و برنامه هاي اصلي گروه هاي فعال مدني و احزاب سياسي مطرح مي شود و نامزدهاي اصلاح طلبان بر اهميت و ضرورت آن تاکيد مي ورزند، گروه هاي مخالف، اين امر را ناشي از برخي جريانات سياسي با هدف تشديد فشار عليه صدا و سيماي جمهوري اسلامي عنوان مي کنند. در اين راستا هر دو نامزد جناح اصلاح طلبان- کروبي و موسوي - با انتقاد از مساله انحصار در حوزه رسانه، خواستار تاسيس شبکه هاي تلويزيون خصوصي هستند.اين در حالي است که راديو تلويزيون به عنوان رسانه يي با ضريب نفوذ بالا در ميان توده هاي مردم در انتقال پيام و طرح تفکرات تازه نقش انکارناپذيري دارد؛ ابزاري که هم اينک طيف وسيعي از احزاب و گروه ها از دسترسي به آن و انعکاس ديدگاه هاي خود بي بهره اند. بحث تاسيس شبکه هاي تلويزيوني خصوصي هرازچندگاهي در سطح جامعه مطرح شده و کارشناسان و صاحب نظران به موافقت يا مخالفت با آن مي پردازند. برخي بر ضرورت آن پاي فشرده و عده يي بستر شکل گيري آن را در شرايط کنوني مهيا نمي دانند. با وجود تفاوت آرا در موضوعاتي همچون تاسيس، نحوه مالکيت و اداره اين رسانه در صورت شکل گيري، نظريات موافق زيادي با اصل واگذاري تلويزيون به بخش خصوصي از سوي کارشناسان، مسوولان و دست اندرکاران امور اجرايي کشور ابراز مي شود. اما شاهديم هنوز هم اقدام موثري در جهت تغيير يا تفسير از قوانين موجود که به اعتقاد برخي نخستين گام براي حرکت در اين مسير به شمار مي رود، برداشته نشده است. نطق هاي انتخاباتي ميرحسين موسوي در مورد ضرورت تاسيس کانال هاي تلويزيون خصوصي که از آن به عنوان نياز توسعه کشور ياد شده است، بار ديگر توجه به اين موضوع را در اولويت طرفداران اين ايده قرار داد. طرفداران راه اندازي تلويزيون خصوصي اميدوارند طرح چنين مبحثي يک شعار صرفاً انتخاباتي نباشد و با راه اندازي اين تلويزيون، زمينه پيدايش چندصدايي در چارچوب قانون اساسي فراهم شود. طرح اين مساله از سوي موسوي از سوي ديگر موضع تدافعي مخالفان را تشديد کرد. گزارشي که در پي مي آيد، سعي دارد ابعاد مختلف تاسيس شبکه هاي تلويزيوني خصوصي را با طرح ديدگاه هاي مختلف مورد نقد و بررسي قرار دهد. بنابراين سعي شده با هدف رعايت اصل بي طرفي، هر دو ديدگاه - موافق و مخالف - در کنار يکديگر آورده شود. اما نکته جالب اينجا بود که هنگام درخواست مصاحبه، اکثر مصاحبه شوندگان که از طيف هاي مختلف فکري و جناحي انتخاب شده بودند، با اصل ماجرا (ايجاد رقيب براي رسانه ملي) موافق بودند البته با توجيهاتي متفاوت. اما برخي ديگر که گويا با اصل موضوع مخالفت داشتند، اظهار داشتند مايل به گفت وگو در اين مورد خاص نيستند يا فرصت ندارند و سرانجام هيچ يک از افراد تعيين شده براي مصاحبه به صراحت عنوان نکردند مخالف تاسيس تلويزيون خصوصي هستند،

---

محمد سلطاني فر مدرس علوم ارتباطات، رفتن به سمت خصوصي سازي رسانه را نه يک انتخاب که يک اجبار مي داند و هرگونه مقاومت در اين حوزه را سبب از دست دادن زمان و فرصت هايي مي داند که موجب پرداخت هزينه هاي به مراتب سنگين تر در آينده خواهد شد. وي دسترسي به تلويزيون هاي خصوصي را با توجه به تکنولوژي ماهواره يي بسيار سهل الوصول مي داند و از تکنولوژي پخش راديو از طريق اينترنت به عنوان رقيب ديگري براي رسانه هاي داخلي کشور ها نام برده، يادآور مي شود؛ امروز شاهديم راديوهاي اينترنتي آرام آرام وارد عرصه رسانه ها شده اند. به تعبيري اينها راديو هاي خصوصي هستند که از طريق وبلاگ ها مجال حضور يافته اند. به دنبال ظهور اين پديده بايد منتظر شکل گيري تلويزيون هاي خصوصي از طريق اينترنت نيز باشيم. تحقق اين امر به طور قطع جايگاه تلويزيون خصوصي را تحت الشعاع قرار خواهد داد. بنابراين توجه به تلويزيون خصوصي يک ضرورت اجتناب ناپذير و مقاومت در برابر آن بيهوده است.

بي توجهي صدا و سيما به نيازهاي مخاطبان

عماد افروغ رئيس سابق کميسيون فرهنگي مجلس با انتقاد از فاصله گرفتن صدا و سيما از مفهوم واقعي رسانه ملي مي گويد؛ اگر رسانه ما واقعاً ملي باشد، بخشي از مشکلات ما حل مي شود، اما رسانه ملي ما در حال حاضر کاملاً دولتي شده و اين سازمان هيچ توجهي به نظرهاي مردم و بازتاب هاي مخاطبان ندارد.

وي با اشاره به اينکه براساس بخش هايي از برنامه چهارم توسعه کشور بايد با استفاده از تجهيزات کابلي يکسري قابليت ها و امکانات مديريت شده در اختيار مردم قرار مي گرفت، گفت؛ صدا و سيما تاکنون زير بار اين امر نرفته و اين رسانه به استفاده مديريت شده از ماهواره هم که برعهده آن بوده، توجهي نکرده است.

---

اسماعيل ميرفخرايي از کارشناسان سابق صدا و سيما يکنواختي برنامه هاي راديو تلويزيون را از مشکلات اين رسانه دانسته، مي گويد؛ تلويزيون در ايران هميشه ابزاري در دست دولت بوده است. او روند اداره تلويزيون توسط حکومت را به دوران اوليه راه اندازي تلويزيون در سال 1337- آغاز به کار اولين تلويزيون خصوصي- مربوط مي داند. به عقيده او از آنجا که پول اصلي اداره اين رسانه هم از دولت مي آيد و بخش خصوصي در اداره آن دخيل نيست با فراز و نشيب جامعه کاري ندارد. ميرفخرايي اظهار مي دارد؛ اگرچه تلويزيون طي سال هاي اخير از نظر کمي گسترش بسيار خوبي يافته و از نظر تعداد برنامه ها و پوشش کشوري توفيق داشته، اما در زمينه محتواي کانال ها، توليد و ساخت برنامه ها نتوانسته با شرايط اجتماعي خود را وفق داده و پيش برود. او با اشاره به اينکه هم اکنون در حوزه مطبوعات ايران تا حدي به احزاب و عقايد مختلف اجازه انتشار و فعاليت داده مي شود، مي گويد؛ ضروري است به گروه هاي متنوع برآمده از همين نظام نيز اجازه ايجاد راديو تلويزيون خصوصي بدهيم. بنابراين بايد روي قانوني که در حال حاضر بازدارنده است، کار شود تا با ايجاد راديو تلويزيون خصوصي از حالت انحصار خارج شويم.

آيا زمينه پيدايش تلويزيون خصوصي هم اينک مهياست

به اعتقاد احمدرضا دستغيب عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با وجود تبليغات گسترده، آمارها نشان مي دهد هنوز تعداد قابل توجهي از مردم کماکان از رسانه ملي استفاده مي کنند. وي تاسيس تلويزيون خصوصي در شرايط کنوني را نه تنها نامناسب که به لحاظ فراهم نبودن بسترهاي مناسب غيرعملي مي داند. با وجود مخالفت اين نماينده مجلس با تاسيس تلويزيون خصوصي اما وي با واگذاري شبکه يي ويژه از صدا و سيماي جمهوري اسلامي به بخش خصوصي با هدف تنوع بخشي و ايجاد سرگرمي در چارچوب ضوابط و مقررات نظام جمهوري اسلامي موافق است.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس مي گويد؛ خصوصي سازي در زمينه شبکه هاي راديو تلويزيوني در مرحله نخست بايد توسط خود سازمان صدا و سيما و از طريق واگذاري امور به بخش خصوصي و در قالب سفارش براي توليد برنامه با توجه به موضوعات خاص از طريق شبکه هاي ويژه يي ميسر شود. دستغيب اين امر را زمينه ساز ايجاد فرصت هاي جديد براي بيان مطالب توسط متخصصان امر برمي شمارد. اما سلطاني فر اين شيوه را تجربه بسيار غلطي مي داند که در کارخانه ها و سيستم هاي صنعتي پياده شده و نه تنها با اين اقدام بخش خصوصي وارد ميدان نشد، بلکه سهامي شدن اين بخش ها هم تحقق نيافت. در حقيقت با اين روش اموال دولت از يک بخش به بخش ديگر انتقال يافت. اين اقدام که تنها ظاهر قضيه را متفاوت کرد و در باطن هيچ گونه تغييري را حاصل نکرد، پيدايش رانت هاي خاصي را در اين حوزه به دنبال داشته است. به اعتقاد سلطاني فر بهتر است از اين روش به عنوان «اختصاصي سازي»- به جاي خصوصي سازي - نام برد و بديهي است اين شيوه در مورد رسانه ها نيز پاسخگو نيست.

امير محبيان روزنامه نگار و عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت به موضوع تاسيس تلويزيون خصوصي با احتياط مي نگرد. وي مي گويد؛ به دليل آنکه ساختار راديو تلويزيون طي 30 سال گذشته و حتي در حکومت قبلي دولتي بوده، اين اقدام مستلزم تحقيق جدي در اين حوزه است.

وي ادامه مي دهد؛ شايد بتوان همان منطقي که ما را به سمت اصل 44 هدايت و القا کرد، براي رفتار بهينه در کار مديريتي به کار برد. دولت بايد وارد نوعي رقابت با بخش خصوصي شده يا اينکه از پشت سکان امور کنار رفته، مسووليت را به بخش خصوصي بسپارد.

---

محبيان به دغدغه هاي موجود در اين زمينه اشاره کرده، آنها را قابل رفع مي داند. وي با اشاره به تجربه دنيا در زمينه تلويزيون خصوصي تصريح مي دارد؛ هرچند در کشور هاي مختلف تلويزيون مربوط به زنان، کودکان و در حوزه هاي هنري، ورزشي و... به فعاليت مشغولند، اما بخش هاي خبري آنها همسو و هماهنگ با رسانه اصلي آن کشور عمل مي کند.

اظهارات فوق بيانگر آن است که حتي ديدگاه هاي موافقان ايجاد تلويزيون خصوصي نيز يکسان نيست. عده يي اعتقاد دارند اساساً بايد تاسيس اين تلويزيون در اختيار بخش خصوصي باشد با حفظ ضوابط و مقررات. برخي ديگر موضوع مالکيت آن را مطرح مي کنند و اينکه با مالکيت دولتي نمي توان تلويزيون خصوصي را هدايت کرد. گروه ديگر بر اين گمانند که اجازه تاسيس تنها بايد در اختيار بخش دولتي باشد و به تبع آن بايد مالکيت رسانه و اداره رسانه را به بخش خصوصي سپرد.

مخالفان تاسيس تلويزيون خصوصي

اما مخالفان تلويزيون خصوصي اساساً با تمام اشکال فوق مخالفند. بحث تشکيل راديو تلويزيون خصوصي پس از مطرح شدن توسط کانديداهاي انتخاباتي مورد انتقاد شديد برخي از نمايندگان مجلس قرار گرفت. از جمله ديگر مخالفان اين امر عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي است که تاسيس تلويزيون خصوصي را يک «توهم سياسي» مي داند. ظاهراً مديريت اين رسانه شکل گيري يک رقيب را برنمي تابد. به اعتقاد برخي کارشناسان از آنجا که شکل گيري اين رسانه سبب لطمه زدن به وجهه و اقتدار صدا و سيماي جمهوري اسلامي و نيز از دست دادن بخش عمده يي از افکار عمومي مي شود، مديريت اين رسانه در برابر شکل گيري رسانه رقيب موضع منفي مي گيرد. ضرغامي حدود سه ماه پيش و با راه اندازي شبکه تلويزيوني بي بي سي فارسي در برابر پرسش خبرنگاري مبني بر اينکه آيا صدا و سيما نگران نيست که يک شبکه فارسي زبان رقيب که ساعت هاي پخش برنامه هاي آن درست مصادف با پيک برنامه سيماي جمهوري اسلامي است، باعث جذب مخاطبان اين رسانه شود، پاسخ منفي داده، مردم ايران را بسيار فهيم تر از آن دانسته که گوش به چنين رسانه هايي بسپارند و از آن استقبال کنند. در حالي مدير رسانه ملي با بي تفاوتي از کنار موضوع رقابت در حوزه رسانه ها مي گذرد که عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت صدا و سيما را هم اينک در ميدان رقابت با رسانه هاي خارجي به جاي رقابت با تلويزيون خصوصي داخل مرز ها مي داند. محبيان مي گويد؛ حوزه اطلاع رساني بسيار گسترده است و صدا و سيما اگر در حوزه رقابت قرار نگيرد از رسيدن به اهداف خود که توليد برنامه هاي باکيفيت است، بازخواهد ماند. اما شکل گيري تلويزيون خصوصي به غناي برنامه هاي رسانه ملي کمک خواهد کرد.

تاسيس تلويزيون خصوصي تغيير يا تفسير قانون؟

اصول 24 و 175 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بر گردش آزاد اطلاعات به عنوان يک اصل حقوق بشري تاکيد داشته و براين اساس نشريات و مطبوعات را در بيان مطالب آزاد گذاشته، مگر به تفصيل قانون مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. به طور دقيق تر اصل 175 اين قانون، صدا و سيما را نسبت به تامين آزادي بيان و نشر افکار با رعايت موازين اسلامي ملزم کرده است، اصل 44 قانون اساسي مالکيت راديو تلويزيون را به صورت عمومي و در اختيار بخش دولتي در کنار صنايع بزرگي همچون سدها بانکداري، بيمه و... مي داند. شايد صراحت اين ماده قانوني، موافقان تاسيس تلويزيون خصوصي را با مانع روبه رو ساخته و دستاويزي براي مخالفت گروه ديگر شده که از آن به عنوان مانع قانوني آن هم مانع قانون اساسي کشور نام ببرند.

---

اما به عقيده برخي، همان گونه که در اين ماده قانوني بانک ها و بيمه ها مشمول مالکيت عمومي و در اختيار بخش دولتي بوده، اما بنا بر مقتضيات زمان، اين مشکل نه با تغيير که با تفسير و تاويل قانون حل شده، مي توان راهکاري را در اين زمينه براي تاسيس شبکه هاي تلويزيون توسط بخش خصوصي ارائه کرد. به گفته سلطاني فر وقتي امروز شاهديم بعد از گذشت 30 سال اعلام مي شود تفسير «رجال مذهبي» تنها مربوط به مردان نيست و زنان هم مي توانند کانديداي انتخابات رياست جمهوري شوند، مشخص مي شود که با تفسير و بدون تغيير قانون مي توان شرايط را عوض کرد. در حقيقت با همين قانون اساسي موجود هم مي شود تفسير ديگري بنا بر مقتضيات زمان ارائه کرد.

اين مدرس علوم ارتباطات سکوت در برابر قوانين را نيز راهگشا مي داند. به اعتقاد وي همان گونه که امروز شاهديم تعداد زيادي از افراد از گسترش امکانات تکنولوژي ماهواره استفاده مي کنند، بدون آنکه قانون آن وجود داشته باشد و قانون هم در برابر اين بي قانوني ها به تعبيري سکوت کرده است. گمان مي رود مي توان اين رويه را در مورد تاسيس شبکه هاي تلويزيون خصوصي در پيش گرفت. وي سه راهکار تفسير، تغيير و سکوت در برابر قانون را به عنوان راه حل هايي برمي شمارد که به کمک آن مي توان به تاسيس شبکه تلويزيوني توسط بخش خصوصي دست يافت. محبيان مي گويد؛ هم اينک با وجود پتانسيل هاي زيادي که براي راه اندازي تلويزيون توسط بخش خصوصي وجود دارد، هنوز طرح جدي براي اين مساله مطرح نشده است اما ابتدا بايد مجراي قانوني آن از طريق تفسير اصل 44 از سوي شوراي نگهبان باز شود. وي با تاکيد مجدد بر انجام کار کارشناسي در اين زمينه مي گويد؛ پس از اينکه بررسي و روشن شد امکان تاسيس تلويزيون خصوصي وجود دارد، بحث رقابت اقتصادي به وجود مي آيد يعني بايد ببينيم آيا سرمايه گذاران آمادگي سرمايه گذاري در اين حوزه و تامين منابع مالي آن را دارا هستند يا خير.

علي مزروعي رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با وجود موافقت با اصل تاسيس شبکه هاي تلويزيون خصوصي تاسيس آن را در شرايط کنوني امکان پذير نمي داند. وي شکل گيري تلويزيون خصوصي را در شرايطي که در کشور فضاي رقابتي براي بخش خصوصي وجود ندارد و هنوز زيرساخت هاي لازم آن از نظر حقوقي به وجود نيامده است، بي نتيجه مي داند.

وي با اشاره به اينکه تلويزيون خصوصي نيازمند سرمايه گذاري زيادي است، اظهار مي دارد؛ بخش خصوصي توان رقابت با صدا و سيما را که از بودجه دولتي استفاده مي کند، ندارد.

مزروعي نوع نگرش موجود نسبت به تاسيس تلويزيون خصوصي را به عنوان مشکل حل ناشده عنوان مي کند. وي براي شکل گيري رقابت در ميان شبکه هاي تلويزيوني موجود، اداره هر شبکه با يک ساختار دولتي جداگانه را پيشنهاد مي کند؛ مساله يي که حتي بدون راه اندازي تلويزيون خصوصي هم سبب تغيير نسبي فضاي موجود و در نهايت جلب مخاطب خواهد شد. اما ظاهراً اجراي اين امر هم در شرايط کنوني ممکن نيست. عده ديگري از مخالفان راه اندازي شبکه تلويزيوني از سوي بخش خصوصي اين اقدام را به دليل صدمه زدن به امنيت ملي محکوم مي کنند. اين در حالي است که مادام که رسانه ملي قادر به پاسخگويي به افکار عمومي، توجه به سليقه هاي متفاوت و نيازهاي مخاطبان خود نباشد، آنان به راحتي به رسانه هاي جايگزين رو مي آورند. حال اين مخاطبان روشنفکراني باشند که جايگاهي براي طرح ديدگاه هاي موافق خود در اين رسانه نمي بينند يا جواناني که مطالب جذاب خود را در رسانه هاي رقيب خارج مرزها مي جويند. بي ترديد انحصاري و دولتي کردن تلويزيون بيشترين آسيب را به مساله امنيت ملي خواهد زد. آنچه مسلم است، امنيت ملي در تضارب آرا ديده مي شود؛ آرايي که در چارچوب اصول نظام و از طريق رسانه هاي داخلي- و نه خارج از مرزها- منعکس مي شود.

درس بخوانيم يا روزنامه نگار شويم؟
مائده گيوه چين

براساس تحقيقي که در سال 1368 کارکنان مطبوعات را مورد بررسي قرار داده بود، تنها 6 درصد از روزنامه نگاران ايران داراي تحصيلات مرتبط (روزنامه نگاري و روابط عمومي) بودند و 94 درصد باقيمانده را دانش آموختگان رشته هاي ديگر تشکيل مي دادند. بخش تلخ تر نتايج اين بود که رديابي فارغ التحصيلان دوره اول ارتباطات (اينکه در کجا مشغول به کار شده اند) نيز نشان داد بيش از 90 درصد آنها در حرفه يي کاملاً نامرتبط با علم ارتباطات مشغول به کارند. با وجود گذشت تقريباً 20 سال از اين تحقيق، جامعه روزنامه نگار ايران همچنان با معضلاتي از اين دست مواجه است و هنوز بخش هاي مختلف جامعه به صورت سيستماتيک با هم مرتبط نيستند تا شاهد فرآيند تخصصي شدن در حوزه کار حرفه يي و آموزش به صورت همزمان و ملموس باشيم. به همين دليل هم به اصطلاح دچار «شکاف ميان حرفه روزنامه نگاري و رشته روزنامه نگاري» شده ايم. پايان نامه يي در دوره کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي با نام «بررسي نقش آموزش دانشگاهي در ارتقاي توانايي هاي حرفه يي روزنامه نگاري در ايران» انجام گرفت که گزارشي که مي خوانيد مروري بر مهم ترين يافته هاي اين پژوهش است. قبل از هرچيز محقق توضيح مي دهد «با وجود گذشت 170 سال از آغاز فعاليت روزنامه نگاري و همچنين گذشت 65 سال از شروع آموزش روزنامه نگاري در ايران، تحقيق جامعي درباره ميزان انطباق آموزش هاي دانشگاهي با نيازهاي بومي حرفه يي انجام نشده است. اين در حالي است که برخي از مديران روزنامه ها، روزنامه نگاران حرفه يي و فارغ التحصيلان دانشگاهي اين رشته در مصاحبه ها و نوشته هاي خود عنوان مي کنند آموزش هاي دانشگاهي رشته روزنامه نگاري پاسخگوي نيازهاي حرفه يي نبوده است.» وي چهار عامل «رشد نيافتن روزنامه هاي آزاد»، «سلطه سياسي دولت بر مطبوعات»، «نبود امنيت شغلي در حرفه روزنامه نگاري» و «کمرنگ بودن نقش آموزش و عدم احساس نياز به آن در محيط هاي حرفه يي» را از مهم ترين موانع چندگانه توسعه فعاليت روزنامه نگاران مي داند. در مورد عامل چهارم، تا هنگامي که دروس دانشگاهي با نيازهاي محيط هاي حرفه يي مطابقت نداشته باشد، دانش آموخته رشته روزنامه نگاري نمي تواند در محيط حرفه يي و کاري خود موفق ظاهر شود.

اشتراکات و اختلافات

پايان نامه بر دو پرسش اصلي «آيا محتواي آموزش روزنامه نگاري در دانشگاه هاي ايران با نيازهاي بازار کار روزنامه نگاري همخواني دارد؟» و «آيا دانش آموختگان روزنامه نگاري نسبت به افراد ديگر در محيط هاي حرفه يي روزنامه نگاري موفق تر هستند؟» متمرکز شده است. نتايج به دست آمده از پرسشنامه هايي که دو سوال اصلي تحقيق را سنجيده اند اين گونه است. از نظر استادان، محتواي آموزشي روزنامه نگاري در دانشگاه هاي ايران با نيازهاي بازار کار روزنامه نگاري همخواني دارد. اما از نظر روزنامه نگاران، محتواي آموزش روزنامه نگاري در دانشگاه هاي ايران با نيازهاي بازار کار روزنامه نگاري همخواني ندارد. نمک دوست مدير مرکز آموزش موسسه همشهري درباره شکاف بين آموزش دانشگاهي و کار حرفه يي معتقد است؛ «اگر نگراني شکاف بين آموزش آکادميک و کار حرفه يي است و اگر مصداق کار حرفه يي را عمدتاً آنچه در روزنامه هايي که اکنون داريم و آنچه به عنوان آموزش آکادميک در دانشگاه ها ارائه مي شود، در نظر بگيريم به نظر من شکاف نگران کننده يي وجود ندارد. دقيق تر بگويم آنچه در روزنامه هاي ما در جريان است مصداق حرفه يي شدن نيست و آنچه در دانشگاه هاي ما آموزش داده مي شود، معطوف به روزنامه نگاري نيست. روزنامه هاي ما نيازي به آموزش دانشگاهي ندارند و دانشگاه هاي ما هم دغدغه برآورده کردن نيازهاي روزنامه ها را ندارند.» در واقع نمک دوست از شکستن يک تلاقي سه گانه صحبت مي کند. اين تلاقي سه گانه عبارت است از ضرورت دريافت امتياز براي انتشار، پرداخت يارانه (از نوع آشکار و پنهان آن) و توقيف نشريات. مادامي که اين سه عارضه بر فعاليت مطبوعاتي کشور حاکم هستند، ما امکان تجربه روزنامه نگاري حرفه يي را نداريم. و به تبع آن، نظام آموزشي ما هم نمي تواند در اين وضعيت، توليد جدي و جديدي داشته باشد. دو گروه مدرسان ارتباطات و روزنامه نگاران با اين عبارت که ميزان درس هاي عملي در رشته روزنامه نگاري نسبت به درس هاي نظري از تناسب منطقي و مناسبي برخوردار است، به طور مشترک «مخالف» هستند اما روزنامه نگاران با اين عبارت مخالفت بيشتري نشان داده اند.

سخن آخر

محقق اذعان مي دارد در دو دهه اخير، آموزش عالي در ايران با رشد سرسام آوري رو به رو بوده است، يعني تعداد دانشجويان نسبت به قبل از انقلاب حدود 10 برابر افزايش يافته، در حالي که امکانات آموزشي متناسب با آن افزايش پيدا نکرده است. نتيجه منطقي چنين رويکردي از يک سو و دخالت نهادهاي متعدد تصميم گير در دانشگاه ها، کمبود بودجه و توليد انبوه فارغ التحصيلان از سوي ديگر، کاهش چشمگير کيفيت فرآيندها و خروجي هاي آموزش عالي کشور را به دنبال داشته است. با توجه به اينکه هم از نظر استادان و هم روزنامه نگاران «ناکارآمد بودن سيستم ورود دانشجويان به دانشگاه ها» از عوامل موثر در ضعف آموزش روزنامه نگاري در ايران است. تغيير سيستم ورود به دانشگاه ها و اطلاع رساني دقيق در مورد رشته هاي دانشگاهي و آينده شغلي آنها به داوطلبان کنکور مي تواند راه حلي مفيد براي کاهش شکاف موجود باشد. و اما در آخر، اين پايان نامه راهکارهاي متعددي را ارائه مي دهد. تعامل نزديک تر ميان استادان دانشگاه ها و روزنامه نگاران، انتشار نشريه روزنامه نگاري در دانشگاه ها و مراکز آموزشي (آنچه متاسفانه امروزه اتفاق نمي افتد)، بازديدهاي متعدد و متنوع از محيط هاي حرفه يي روزنامه نگاري، اختصاص امکانات کمک آموزشي براي انجام کارهاي عملي در دانشگاه ها، افزايش درس هاي عملي و به روز کردن محتواي درس ها و برگزاري دوره هاي آموزش ضمن خدمت (پيش از انقلاب چهار واحد درسي به کارآموزي اختصاص داشته که نمره آن توسط دبير سرويس مربوطه داده مي شد) از جمله راهکارهاي ارائه شده در بخش پيشنهادهاي اين پژوهش براي کم کردن شکاف موجود ميان رشته روزنامه نگاري و حرفه روزنامه نگاري است.

منبع ؛ رسانک
عناوين اين صفحه
انحصار دولتي تلويزيون با آزادي بيان منافات دارد
درس بخوانيم يا روزنامه نگار شويم؟
رسانه و نقش آن در جامعه

رسانه و نقش آن در جامعه
مجيد بوجارزاده*

در جهان امروز وسايل ارتباط جمعي، روزنامه، راديو، تلويزيون و سينما با انتقال اطلاعات و معلومات جديد و مبادله افکار و عقايد عمومي، در راه پيشرفت فرهنگ و تمدن بشري نقش بزرگي را بر عهده گرفته اند به طوري که بسياري از دانشمندان، عصر کنوني را «عصر ارتباطات» ناميده اند. فراواني جمعيت، تمرکز گروه هاي وسيع انساني در شهرهاي بزرگ، شرايط خاص تمدن صنعتي و پيچيدگي وضع زندگي اجتماعي، وابستگي ها و همبستگي هاي ملي و بين المللي، ناامني و بحران ها، تحول نظام هاي سياسي و اجتماعي، دگرگوني مباني فرهنگي، ترک سنت هاي قديمي و مخصوصاً بيداري وجدان اجتماعي همه از جمله عواملي هستند که روز به روز نياز انسان را به آگاهي از تمام حوادث و وقايع جاري محيط زندگي بيشتر مي کند تا جايي که پيشرفت وسايل ارتباط جمعي و توسعه اقتصادي و اجتماعي و تحکيم مباني دموکراسي و تفاهم بين المللي لازم و ملزوم يکديگر شده اند. در اين جوامع افراد کوشش مي کنند هميشه در جريان همه امور و مسائل اجتماعي قرار داشته باشند تا بتوانند به طور مستقيم يا غيرمستقيم نقش خاص خويش را در زندگي گروهي ايفا کنند. به همين جهت آگاهي اجتماعي از مهم ترين ويژگي هاي زمان معاصر به شمار مي رود و همين آگاهي است که انسان را به زندگي فردي و جمعي علاقه مند مي سازد و توجه او را به آزادي ها و مسووليت هاي وي جلب مي کند. به اين ترتيب در جامعه امروز يک فرد تنها موقعي مي تواند بهترين و مطمئن ترين امکانات و وسايل زندگي را براي زندگي گروهي به دست آورد که داراي معلومات و اطلاعات کافي، خط مشي هاي صحيح و افکار و عقايد سالم باشد و اين امر با استفاده از وسايل ارتباط جمعي، روزنامه ها، نشريات، کتب، سايت هاي اطلاعاتي و در يک کلام اطلاعات قابل دسترسي است. دستيابي به اطلاعات و ارسال به گروه هاي هدف، ايجاد ارتباط، همگرايي و همراه ساختن افکار عمومي و تشريح مفاهيم مدنظر کاري بس مشکل و در ابتداي شروع به کار هر نشريه يي سخت و ناهموار و نيازمند تلاشي طاقت فرساست. يکي از ابزارهايي که در جوامع امروزي رشد و گسترش يافته است رسانه هاي گوناگون با رويکردهاي مختلف است. يک رسانه براي آغاز فعاليت راهي دشوار را بايد بپيمايد. شناخت مخاطب و اهدافي که در نظر دارد بايد کاملاً شفاف، روشن و مشخص شود يعني استراتژي خود را قبلاً مشخص کند و حول محور اين استراتژي به تعريف کارکردهاي خود بپردازد، سپس آغاز به فعاليت کند. پس از آغاز نيز بايد سختي ها و مشکلات فراواني را تجربه کند. نقش هايي که براي يک رسانه مي توان برشمرد عبارتند از؛ الف- رسانه و اعتمادسازي؛ اعتماد سازي در زمينه سياست هاي کلي يک جامعه و نظام يکي از وظايف و نقش هاي مهم رسانه است. رسانه از اين طريق مي تواند در ترسيم اهداف، اولويت ها و تبيين برنامه ها و همچنين بسيج نيروهاي جامعه نقشي بسزا داشته باشد. با اين امر اجراي برنامه ها با آگاهي کامل مردم و همراهي عمومي ايشان با کمترين مشکل و درگيري ها قابل انجام خواهد بود.

ب- رسانه و انعکاس واقعيت ها؛ انعکاس واقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي بدون ترديد يکي از ملزومات فعاليت هاي رسانه يي است. در اين امر رسانه بايد به هيچ وجه جانب گروه ها و نهادهاي خاص و مختلف را نگيرد و براي هر دو سوي جريان يعني مخالفان و موافقان فرصت کافي براي اظهار نظر و اعلام نظرات خود را در نظر بگيرد. ج- رسانه و نقد سازنده؛ نگاه واقع بينانه به مسائل جامعه و به خصوص مسائل اجتماعي اقتصادي خود يک نقد سازنده است. مطمئناً اگر رسانه يي بتواند نقش خود را در انعکاس بدون کم و کاست و واقعي يک اتفاق و ماجراي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي رعايت کند خود گام مهمي در ايجاد و شکل دهي افکار عمومي براي نقد مسائل برداشته است. د- رسانه و پيش بيني بحران؛ يک رسانه زماني موفق تر از بقيه رسانه هاي همطراز خود خواهد بود که بتواند قبل از هر کس بحران هاي پيش روي حيطه هاي مد نظر خود را تشخيص دهد، تحليل، پيش بيني و براي برخورد با آنان و تغيير جريان آن ارائه راهکار و طرح هاي جديد ارائه کند. ه- رسانه و اعتبار؛ هر رسانه يي براي اعتبار بخشيدن به خود ناچار است اصول اوليه خبر که شامل شهرت، فراواني، مجاورت، درستي و صحت، تازگي و دربرگيري مي شود را رعايت کند. هريک از مفاهيم ذکر شده داراي تعاريف فراواني در عرصه ارتباطات و رسانه بوده و از اهميت بالايي برخوردارند. توجه به درستي و صحت اخبار و اهميت آنها همراه با تازگي و سرعتي که در انتشار آن بايد در نظر گرفت، نقش مهمي را در ايجاد اعتبار براي رسانه ايفا مي کند. و- رسانه و تبليغات؛ يکي از عناصري که براي ماندگاري و پويايي رسانه مي تواند نقش موثري داشته باشد استفاده از عنصر تبليغ و تبليغات در اين عرصه است. «تبليغ يا پروپاگاندا در بهترين و اصولي ترين شکل آن، يک فعاليت آموزشي است که به منظور نشر دانش و آگاهي هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي و نشر ارزش ها و سجاياي اخلاقي صورت مي گيرد، در عين حال نبايد از نظر دور داشت که در تبليغات گذشته از انتقال پيام از پيام دهنده به پيام گيرنده که در حقيقت حرکتي آموزشي است مساله تعميق پيام در جامعه پيام گيرندگان و در نتيجه بسيج افکار عمومي نيز مطرح است.» ي- رسانه و افکارسنجي؛ يکي از مهم ترين ابزارهايي که يک رسانه مي تواند با استفاده از آن عکس العمل طرف هاي مخاطب را درخصوص موضوعات گوناگون بسنجد، سنجش افکار عمومي از طرق گوناگون مانند تهيه پرسشنامه، مصاحبه، دريافت نظرات و انتقادات و... است. اين راه رسانه را در رفع مشکلات و توجه بيشتر به نقاط قوت ياري مي کند.

بنابراين يک رسانه بايد مخاطب را به فکر وادارد؛ مبدع ايده هاي جديد در حيطه هاي گوناگون باشد؛ محلي براي نقد و اظهار نظرهاي دلسوزانه و عملي باشد؛ با درج مطالب پژوهشي و آموزشي در بالابردن سطح علمي جامعه موثر باشد؛ ميزگردهاي غني رسانه يي درخصوص موضوعات هدف برگزار کند؛ به چالش ها و مشکلات و راهکارهاي قابل انجام بپردازد و بحران هاي پيش رو را پيش بيني کند؛ واقعيات را به دور از هرگونه جانبداري بيان کند؛ با انجام موارد فوق به عنوان يک بازوي توانمند سيستمي در جامعه و در کنار نظام ايفاي نقش کند.

*کارشناس ارشد تحقيق در ارتباطات


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام