شنبه، 29 فروردين 1388 - شماره 1928
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
يادداشت
ما و مسير ويران کننده
مرتضي کاظميان

با کناره گيري سيدمحمد خاتمي از روند رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري دهم- که متاسفانه تصميمي قطعي به نظر مي رسد- به جرات مي توان ادعا کرد هيچ نامزدي از ميان کانديداهاي مطرح براي انتخابات 22خرداد واجد اکثريت مطلق آرا (51 درصد آرا) نيست. نکته بسيار مهم، وجود دو نامزد جدي در طيف اصلاح طلبان (ميرحسين موسوي و مهدي کروبي) و تنها يک نامزد مطرح در طيف محافظه کاران (محمود احمدي نژاد) تا اين مقطع زماني است. بي شک امکانات رسانه يي و تبليغاتي رسمي و غيررسمي و مستقيم و غيرمستقيم احمدي نژاد، به عنوان رئيس جمهور، قابل مقايسه با دو نامزد ديگر نيست. چنان که همين چند روز پيش بخش هاي مختلف خبري صدا و سيما نه تنها خبر تشکر و «ستايش» رئيس مجلس از وي و ايستادگي و شجاعتش را در موضوع انرژي هسته يي اعلام کردند، بلکه عين سخنان قابل تامل علي لاريجاني را نيز در مدح احمدي نژاد، به روي آنتن ها بردند.

انتخاب مجدد احمدي نژاد مي تواند براي برخي، مبارک، پربرکت و ميمون باشد؛ چنان که انتخاب يا عدم انتخاب وي نيز مي تواند براي بخش هايي از جامعه چندان توفير و تفاوتي نکند؛ اما آنهايي که به ارزيابي دقيق عملکرد دولت احمدي نژاد با درآمدي بالغ بر 250ميليارد دلار نشسته اند و حاصل و نتيجه و کارنامه او و وزراي همراهش را ارزيابي مي کنند، ظاهراً نه تنها پيروزي مجدد وي را در انتخابات رياست جمهوري، مفيد به حال ايران و ايرانيان نمي دانند، تداوم روند کنوني را پرخطر و بس ناگوار تحليل مي کنند.

هفته پيش اين سخن خاتمي لابه لاي اخبار اندک روزنامه هاي غيردولتي موجود، گم شد؛ «اگر تغيير رخ ندهد، مسير، مسير ويران کننده يي است.» اين جمله را مي توان يکي از صريح ترين و تندترين داوري هاي رئيس جمهور سابق ايران در مورد عملکرد دولت کنوني و احتمال تداوم آن دانست.

هفته پيش رخداد مهم ديگري را نيز در همين عرصه (سياست و انتخابات) شاهد بوديم. تعدادي از مهم ترين جمعيت ها و گروه هاي سياسي و اجتماعي کشور، با انتشار بيانيه يي مشترک تاکيد کردند؛ «از موضع منافع و مصالح ملي و دلبستگي به اين آب و خاک و آرمان هاي انقلاب اسلامي 1357، ادامه يافتن شرايط کنوني را خطرناک و بسيار پرهزينه براي ملت ايران دانسته و ضرورت تغيير را شديداً احساس و گوشزد مي کنيم.» امضاي نهضت آزادي ايران، شوراي فعالان ملي- مذهبي، جامعه زنان انقلاب اسلامي، جنبش مسلمانان مبارز، حزب ملت ايران، جاما و دفتر تحکيم وحدت، زير اين بيانيه بود. قابل پيش بيني است که مواضعي از اين دست را با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات، بيش از پيش از سوي روشنفکران و نخبگان و کنشگران مدني و نهادهاي غيردولتي شاهد باشيم. نيازي به اطاله کلام و يادآوري ندارد که احزاب و جمعيت ها و گروه هاي اصلاح طلب، از ماه ها پيشتر به صراحت چنين مواضعي را ابراز کرده و براي مقابله با ادامه روند پرهزينه کنوني و رياست مجدد احمدي نژاد بر مسند رياست جمهوري، نامزدي را نيز معرفي کرده و گرد وي فعال شده اند.

اين همه را مقدمه يادداشت بدانيد؛ غرض اصلي اين نوشتار تاکيد بر يک نکته است که در هفته هاي اخير دغدغه خاطر بسياري از شهروندان و ناظران بي طرف بوده است. دغدغه يي که خاتمي نيز پس از انصراف بر آن فراوان تاکيد کرده و در همين بيانيه مورد اشاره نيز جمعيت هاي سياسي و نهادهاي مدني پيش گفته، بر آن مهر تاکيد زده اند؛ «اصلاح طلبان مصالح و منافع ملي را بر منافع گروهي ترجيح دهند؛ و با گذشتن از منافع گروهي و دامن نزدن به اختلافات گذشته، رويکردي وحدت طلبانه داشته و در يک همکاري جمعي و دموکراتيک نهايتاً يک نامزد را به مردم معرفي کنند. ميدان آزمايش در شرايط حساس کنوني به گونه يي است که بلوغ سياسي و توسعه يافتگي بالايي را مي طلبد. ما اکيداً توصيه مي کنيم اصلاح طلبان اين درايت و بلوغ را از خود نشان دهند.» به اجمال و صراحت بايد گفت؛ بيم آن مي رود با توجه به اخبار و گزارش هاي نگران کننده يي که از تغيير و تحولات در وزارت کشور و ستاد انتخابات شنيده مي شود و با عنايت به وضع نظارت بر انتخابات و کيفيت شمارش آرا و جهت گيري رسانه ملي در انتخابات؛ اتفاق مورد اشاره يعني شکسته شدن آراي اصلاح طلبان و رقابت داخلي ميان دو نامزد اصلي (ميرحسين و کروبي)، فرجامي غيرقابل جبران چون نشستن مجدد احمدي نژاد بر کرسي رياست جمهوري را در پي داشته باشد. بديهي است کساني که تداوم حضور احمدي نژاد و همفکرانش را در ساخت قدرت (قوه مجريه) چندان نگران کننده و پرخطر ارزيابي نمي کنند، دغدغه يي از جنس دلواپسي نگارنده (شکسته شدن آراي دو نامزد اصلاح طلب به نفع نامزد اقتدارگرايان) ندارند و نخواهند داشت. اما آن گروه از اصلاح طلبان و کنشگران سياسي و اجتماعي که ذيل ستاد يکي از دو نامزد اصلي فعال شده اند، ضروري است اين پرسش را به طور جدي پيش روي خود نهند که احتمال دومرحله يي شدن انتخابات با وجود هر دو نامزد اصلاح طلب به چه ميزان است؟ آيا اين احتمال که احمدي نژاد پيروز دور نخست باشد، چندان قابل توجه و نگران کننده نيست که اصلاح طلبان اختلاف هاي غيرعمده و گلايه ها را در برابر مشکل اصلي کنار بگذارند؟ قابل اشاره است، چنانچه اجماع و توافقي ميان اصلاح طلبان به وقوع نپيوندد، احتمال آنکه بسياري از شهروندان مردد و جمعيت خاموش، در پاي صندوق هاي راي حاضر نشوند، زياد به نظر مي رسد؛ و اين مهم بر سرنوشت انتخابات تاثيري ويژه دارد.

سخن خاتمي را فراموش نکنيم؛ «اگر تغيير رخ ندهد، مسير، مسير ويران کننده يي است.»

mortezakazemian@yahoo.com
اجتماع
به حيوانات غذا ندهيد

محمد سرابي

شل سيلور استاين نويسنده، شاعر و نقاش مشهور کودکان هميشه در کتاب هايش از حيواناتي استفاده مي کند. حيوانات در آثار او موجودات دوست داشتني و آرام هستند که گاهي اوقات در کنار انسان ها و گاهي مثل آنها زندگي مي کنند. شخصيت هاي منفي آثار او را اغلب هيولاهاي نيمه انساني عجيب تشکيل مي دهند و حيوانات چه شير و چه کرگدن هميشه مهربان و سربه راه هستند.

هفته پيش فيلمي در کانال هاي خبري پخش شد که باغ وحشي در آلمان را نشان مي داد. زني 32 ساله درون محوطه خرس هاي قطبي افتاده بود. محوطه چند متر از بازديدکنندگان پايين تر است و ديوار هاي سيماني بلند و صاف مانع خروج خرس ها مي شود. بخشي از محوطه با صخره ساخته شده است و پاي ديوار را به شکل درياچه کوچکي درآورده اند تا خرس ها که عادت به شنا دارند بتوانند تني به آب بزنند. زن دقيقاً در همين نقطه افتاده بود و کارکنان باغ وحش با انداختن تکه هاي گوشت خرس ها را مشغول مي کردند تا عاقبت او را نجات دادند. وحشت در صحنه حادثه احساس مي شد. ولي اين زن خوش شانس تر از مردي بود که در چين درون محوطه پانداها افتاد و توسط اين حيوانات زيبا کشته شد. اصولاً نرده هاي باغ وحش را براي اين مي سازند که حيوانات فرار نکنند و به انسان ها آسيب نرسانند. در نگاه ما انسان هاي شهرنشين حيوانات بالفطره خطرناک هستند.

باغ وحش پارک ملت در بخش نسبتاً مرفه بزرگ ترين شهر ايران از اين نظر کمي با ديگر باغ وحش ها تفاوت دارد. مدتي است قفس ها بازسازي شده اند و الان که با گرم تر شدن هوا تعداد بازديدکنندگان هم افزايش پيدا مي کند تغييراتي در شکل قفس ها ديده مي شود. روي در و ديوار نوشته شده است به حيوانات غذا ندهيد. شترمرغ ها، ميمون ها، اردک ها و ديگر حيوانات پشت چند لايه نرده و توري از شر انسان ها دور نگه داشته مي شوند. قبلاً پيش آمده بود که بازديدکنندگان گرامي محض خنده ته سيگار روشن را درون قفس ميمون ها انداخته بودند. ميمون هاي کنجکاو هم هر چيزي را مزه مي کنند و مي توان تصور کرد تماس زبان با آتش سيگار چه نتيجه يي دارد. توري ها براي همين نصب شدند. تعدادي از شترمرغ ها و اردک ها هم مورد عنايت انسان ها قرار گرفته و سنگدان شان از سکه هاي اهدايي و کليد و ميخ پر شده بود. يک بار دامپزشک مجبور شد يکي از بوقلمون ها را جراحي کند چون درون سنگدانش براي سکه هاي بيشتر جا نداشت و بايد مثل تلفن هاي عمومي قديمي آن را خالي مي کردند. همراه سکه ها زنجير دانه ريزي بود که مناسب سر کوچه ايستادن و دور انگشت گرداندن است. يک سکه از دوران پهلوي هم به دست آمد که با توجه به سن بوقلمون پديده يي قابل بررسي است.

در يکي از نقاشي هاي شل سيلور استاين باغ وحشي ديده مي شود که در آن حيوانات بزرگ و کوچک به تماشاي انساني در درون قفس آمده اند. روي تابلو کنار قفس نوشته شده است خطرناک.

بيل را بکش
بابک مهديزاده

پشت ويترين يکي از کيوسک هاي مطبوعاتي آگهي ترحيمي ديدم که يکهو خشکم زد. اما وقتي ديدم اين آگهي ترحيم طرح روي جلد يک مجله است، از سر طنز ديگر از شدت خشکي نتوانستم از جايم تکان بخورم. باورم نمي شد يک روزنامه نگار آگهي ترحيم يک آدم زنده را طرح روي جلدش کند تا مثلاً بقيه به آن بخندند؛ آن هم آدم زنده يي به معروفيت علي دايي مربي سابق تيم ملي.

اين تعجب فقط مختص به من هم نبود چون وقتي برگشتم ديدم به يک چشم برهم زدني خيل جمعيت ايستاده اند با چشماني گشاد و دهاني باز مشغول خواندن آگهي ترحيم هستند بي آنکه حتي لبخندي از سر شوق بزنند. و برايم قضيه زماني جالب تر شد که يادم افتاد اين مردمان متاثر از ديدن اين آگهي همان هايي هستند که زماني توهين آميز ترين اس ام اس ها در مورد علي دايي را با قهقهه مي خواندند. از آنجا که کلاً شکل علامت سوال شده بودم، ذهنم مرا به عقب تر و عقب تر مي برد؛ به زماني که علي پروين نتوانست تيم ملي را قهرمان کند و در عين بچگي شنيده بودم مردم نمايشگاهش را آتش زدند يا مايلي کهن که از تيم ملي اخراج شده بود. همان موقع هم متعجب بودم که چطور مي شود زماني به به و چه چه شنيد و قهرمان ملي لقب گرفت و روي دست مردم اين طرف و آن طرف رفت اما در عرض چند ماه تبديل شد به مسبب تمام بدبختي ها. غرق در سير افکارم بودم که گريزي به عالم سياست زدم؛ دم دست ترينش همين دکتر مصدق بود که زماني يک روز بست نشستنش در مجلس مصادف بود با تعطيلي کل ايران و يک روز که به احمدآباد فرستاده شد از سر تبعيد، آن مثال معروف مصدق و پتو نقل مجالس شد. در همين افکار بودم که متوجه شدم کلاً اين رفتاري است که ما با تمام قهرمانان مان مي کنيم مگر آناني که زود مرده باشند و چند صباحي بيشتر در ديد نبوده اند. همين خاتمي خودمان را ببينيد. زماني طرفدارانش عين ستاره هاي ليانشامپو بودند و لشگري افسانه يي راه انداخته بود اما هشت سال که تمام شد، دليل تمام بدبختي ها لقب گرفت و هر کس به نوبه خود قصوري را به گردنش مي انداخت. من خودم منتقد خاتمي بودم و هستم اما بحثم اين است که رفتار با وي برازنده ملتي نبود که زماني او را قهرمان خود کرده بود. يادم هست زماني که خاتمي براي آخرين بار به جمع دانشجويان رفته بود، من هم حسابي از دست رئيس جمهور اصلاح طلب کفري بودم اما هيچ گاه ناسزاهاي دانشجويان را درست ندانستم؛ دانشجوياني که بعد از گذشت چهار سال از دولت احمدي نژاد با تمام انتقاداتي که به خاتمي داشتند - و من هم دارم- تصميم گرفته بودند به سمت خاتمي بروند و وقتي خاتمي انصراف داد، آنها هم اکنون بي کانديدا مانده اند و با چراغي روشن دنبال کانديداي خود مي گردند. اين همان رفتار عشيره يي است که دکتر سريع القلم به آن همواره اشاره دارد و دليل اصلي عقب ماندگي ايرانيان را در اين مي داند؛ همان که يکي از دوستان بزرگوارم مدام در مقاله هايش به آن اشاره مي کند که شاهان پرافتخار ديروز همواره به دست رعيتان ديروز خود و با شمشير سقوط مي کردند تا رعيت ديروز قهرمان امروز لقب گيرد و چند صباحي بعد وي هم به همان طريق از تخت شاهي به زير آيد. اين اخلاق ما ايراني ها است - متاسفانه - که اسطوره هاي خود را به دست خود به زير مي کشيم و مدام هم به دنبال اسطوره و قهرمان ديگري هستيم و چون اين مي کنيم هميشه بي قهرمانيم در عين وجود قهرماناني زياد. به امريکا نگاه کنيد. مملکتي بي اسطوره. قهرمانش مرد عنکبوتي و بتمن است اما براي همين موجودات خيالي و ابلهانه صدها مراسم مي گيرند و مي ستايندشان اما ما اسطوره هايمان را در لابه لاي کتاب هاي تاريخ به فراموشي سپرده ايم و بر بي هويتي خود اشک مي افشانيم.
عناوين اين صفحه
ما و مسير ويران کننده
به حيوانات غذا ندهيد
بيل را بکش
صفحه آخر

صفحه آخر
mahsa.hekmat@yahoo.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام