پنج شنبه، 27 فروردين 1388 - شماره 1927
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دل آرا چهار روز ديگر قصاص مي شود
وکيل و پدر دل آرا از رئيس قوه قضائيه و هنرمندان براي نجات دل آرا درخواست کمک کردند


گروه حوادث؛ حکم قصاص دل آرا دارابي نقاش متهم به قتل تا چهار روز ديگر اجرا مي شود.

به گزارش خبرنگار ما دل آرا دارابي متهم است زني به نام مهين را که از اقوام پدرش بود، با همدستي پسر مورد علاقه اش به قتل رسانده است. چندي پيش مسوولان زندان به دل آرا خبر داده بودند احتمال اجراي حکم وي در همين روزها وجود دارد و اگر او مي تواند اقدامي براي جلب رضايت اولياي دم انجام دهد، هر چه زودتر اين کار را بکند. با اين وجود زمان اجراي حکم به وکيل دل آرا ابلاغ نشده بود تا اينکه ديروز به عبدالصمد خرمشاهي خبر دادند تا چهار روز ديگر موکلش اعدام خواهد شد.

خرمشاهي که همچنان معتقد است اين حکم قانوني نيست، در اين باره به خبرنگار ما گفت؛ تنها راه باقي مانده اين است که هنرمندان و افرادي که مي خواهند دل آرا زنده بماند، با اولياي دم تماس بگيرند و از آنها بخواهند از خواسته خود يعني قصاص صرف نظر کنند. وي ادامه داد؛ من همچنان بر بي گناهي موکلم تاکيد دارم و مي گويم ايرادهاي زيادي در پرونده وجود دارد و مدارک موجود در پرونده نشان مي دهد اين دختر قاتل نيست. دل آرا چپ دست است و با توجه به ضربات وارده به مقتول و شواهد ديگري که در پرونده وجود دارد، ممکن نيست اين دختر قاتل باشد. حيات چيزي نيست که بتوان آن را بازگرداند و اگر دل آرا اعدام شود و سپس بي گناهي او به اثبات برسد، ديگر نمي توان اين دختر جوان را که از

17سالگي در زندان بوده، به زندگي بازگرداند. البته من هم با اولياي دم همدردي مي کنم و به آنها تسليت مي گويم اما از آنها مي خواهم راضي نشوند خون بي گناهي ريخته شود. خرمشاهي افزود؛ قتل با روحيه دل آرا که يک هنرمند و نقاش است و حتي در دوران زندانش چندين نمايشگاه برگزار کرده،سازگاري ندارد. اين دختر سال هاي گذشته در زندان سختي هاي بسياري را تحمل کرده در حالي که بي گناه است. بنابراين از تمام کساني که مي توانند دل آرا را از اعدام نجات دهند، تقاضا دارم به اين دختر کمک و براي جلب رضايت با اولياي دم صحبت کنند. اين در حالي است که پدر دل آرا دارابي نيز طي نامه يي از رئيس قوه قضائيه تقاضا کرده است دستور توقف اجراي حکم دل آرا را صادر کند.

پدر دل آرا در نامه خود نوشته است؛ «شش سال است که در کابوس مرگ و زندگي دخترم زندگي مي کنم؛ دختري هنرمند که با سختي زياد او را بزرگ کردم و تحويل جامعه دادم. دل آرا دختري نقاش و هنرمند است، با روحيه يي بسيار لطيف که اگر تحت مشاوره قرار گيرد مشخص مي شود او نمي تواند حتي به يک حيوان آسيب برساند چه رسد به يک انسان. جناب آقاي شاهرودي، در عذاب اعدام يک دختر 23ساله زندگي کردن کار بسيار دشواري است. هيچ کس نمي تواند اين لحظات دردناک را که من شش سال تحمل کردم، تحمل کند. اما آنچه به من قوت مي داد و سختي ها را تحمل مي کردم اين بود که دخترم با توجه به مدارک بسياري که ارائه شد و شما نيز آن را بررسي کرديد از قصاص تبرئه شود. چطور ممکن است وقتي يک دختر و يک پسر در جايي حاضر هستند، اين دختر باشد که مرتکب قتل شود و پسر فقط نظاره گر ماجرا باشد.»در ادامه اين نامه آمده است؛ جناب آقاي شاهرودي، من ملتمسانه از شما مي خواهم با توجه به اختيارات تان دستور توقف اجراي حکم دخترم را صادر کنيد تا فرصتي دوباره براي بررسي ايرادهاي پرونده او به وجود آيد. قصاص دل آرا تنها قصاص دختر من نيست. قصاص يک هنرمند جوان است که از 17سالگي، بهترين سال هاي عمرش را که مي توانست پيشرفت کند و فرد مفيدي براي جامعه باشد در زندان بوده است. از شما خواهش مي کنم يک بار ديگر فرصت اثبات بي گناهي اش

را به او بدهيد.

دل آرا دارابي متهم است سال 82 در شهرستان رشت همراه پسر مورد علاقه اش به خانه زني به نام مهين که دختر عموي پدرش بوده،رفت و او را با ضربات چاقو کشت.

دل آرا که توسط پدرش به ماموران سپرده شد ابتدا ادعا کرد خودش مرتکب قتل شده و پسر جوان در اين قتل نقشي نداشته است اما در جلسه محاکمه اش قتل را انکار کرد و گفت؛ من و آن پسر با هم دوست بوديم. او هميشه به من ابراز علاقه مي کرد و مي گفت مرا دوست دارد. همين رفتارش باعث شده بود به وي اعتماد کنم. چند روز قبل از حادثه به من گفت سندي جعلي پيدا کرده است که متعلق به خانه مهين دختر عموي پدرم است و فردي مي خواهد با اين سند جعلي خانه را بفروشد و او از من خواست با مهين قرار بگذارم و براي اينکه بتواند اين موضوع را به مهين بگويد، به خانه وي برويم. من هم اين کار را کردم. روز حادثه من و او به خانه مهين رفتيم. وقتي من براي آوردن چاي وارد آشپزخانه شدم، صداي فريادي شنيدم. يکدفعه ديدم پسر جوان با چوب به سر مهين کوبيده و او را خون آلود کرده است. بعد هم از من چاقو گرفت و با چند ضربه چاقو او را کشت.

وي ادامه داد؛ من به شدت ترسيده بودم. بدون اينکه وسايلم را بردارم از خانه خارج شدم. بعد يکدفعه يادم افتاد وسايلم را جا گذاشته ام. پسر مورد علاقه ام گفت حاضر نيست به آن خانه برگردد. من هم به ناچار با پسر ديگري که خواستگارم بود، تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم. او هم قبول کرد به خانه برود و کيف را بياورد. او اين کار را کرد اما بعد با پدرم تماس گرفت و موضوع را به وي اطلاع داد. وقتي پدرم به خانه آمد بدون اينکه اجازه دهد من حرفي بزنم مرا به پليس تحويل داد. من که سرخورده و تنها بودم تحت تاثير حرف هاي پسر مورد علاقه ام قرار گرفتم. او به من گفت تو قتل را گردن بگير چون کمتر از 18 سال داري اعدام نمي شوي. من که از سوي خانواده ام هم طرد شده بودم به قتل اعتراف کردم اما اين اعترافات واقعيت نداشت.

دل آرا که در اين شش سال روزهاي پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است اکنون به سخت ترين روز هاي عمرش رسيده چرا که به او ابلاغ کرده اند تا چهار روز ديگر اعدام خواهد شد و در صورتي که اولياي دم رضايت ندهند يا دستور توقف اجراي حکم از سوي رئيس قوه قضائيه صادر نشود، اين دختر به دار آويخته مي شود.
بازداشت دو مظنون در رابطه با قتل زنان مسن در قزوين


گروه حوادث؛ ماموران پليس استان قزوين در پي بازداشت دو مظنون جديد در پرونده قتل سه پيرزن بازجويي از دستگيرشدگان را آغاز کردند.

به گزارش خبرنگار ما اولين پيرزن بهمن ماه سال گذشته کشته شد و مقداري از جواهراتش به سرقت رفت. دومين زن مسن نيز چند روز بعد در غياث آباد به قتل رسيد و سومين پيرزن نيز سوم فروردين ماه سال جاري در منطقه مينو کشته شد.نقطه مشترکي که ماموران در اين سه پرونده يافتند سرقت از قربانيان بود. با اين وجود مقامات پليس قزوين سريالي بودن اين جنايت ها را تکذيب کردند. اکنون پليس دو مظنون را در ارتباط با اين قتل ها دستگير کرده است. اولين مظنون مرد جواني است که تاکنون به چند زن حمله کرده و آنها را مورد ضرب و جرح قرار داده است. متخصصان پزشکي قانوني اعلام کرده اند اين مرد بيمار رواني است و احتمالاً جنون دارد.دومين مظنون زني معتاد است که ماموران او را سوار بر يک خودرو دستگير کردند. آنها در بازرسي از خودرو مقداري طلا و از خانه او مواد مخدر پيدا کردند.

تحقيقات پليس در حالي از دو مظنون آغاز شده است که پزشکي قانوني درخصوص مرگ سه مقتول گفته از آنجايي که آثار ضرب و جرح يا خفگي روي بدن اين سه زن وجود ندارد احتمال اينکه آنها به مرگ طبيعي جان داده باشند، وجود دارد.
متهم به قتل در دادگاه ادعا کرد
23 ماه بي گناه در زندان مانده ام


گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است دوست معتاد خود را با خوراندن دارو به قتل رسانده روز گذشته در جلسه محاکمه اتهام خود را رد کرد.

به گزارش خبرنگار ما اين جوان که حميد نام دارد، مدعي شد دوستش ميثم را از شش ماه قبل از حادثه نديده بود و نمي داند او چطور و به دست چه کسي کشته شده است.

در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ متهم حاضر در دادگاه که جوان 25 ساله يي به نام حميد است، متهم است دوست خود ميثم را با خوراندن قرص ترامادول به قتل رسانده است.

وي ادامه داد؛ سوم خرداد ماه سال 85 ماموران پليس کرج جسد پسر جواني را لابه لاي شمشاد هاي يک خيابان پيدا و مشاهده کردند يک سرنگ در دست متوفي فرو رفته است. با انتقال جسد به پزشکي قانوني تحقيقات براي شناسايي هويت مقتول آغاز و مشخص شد مدتي قبل خانواده جواني که به طرز مرموزي گم شده بود، از پليس براي پيدا کردن فرزندشان کمک خواسته اند. مشخصاتي که آنها به پليس اعلام کرده بودند با ظاهر جسد همخواني داشت،بنابر اين خانواده پسر گمشده به پزشکي قانوني فرا خوانده شدند و آنها تاييد کردند جسد متعلق به ميثم است.

وي افزود؛ ماموران تحقيقات خود را ادامه دادند و متوجه شدند ميثم با چند دختر جوان ارتباط داشته و بيشتر ساعات روز را با آنها مي گذرانده است. آزاده و سميه دو دختري که با ميثم آشنا بودند وقتي در برابر پليس قرار گرفتند، اعلام کردند مي دانند چه کسي ميثم را به قتل رسانده است. آنها گفتند ميثم با جواني به نام حميد دوست و مدتي قبل از مرگش در حال ترک اعتياد بود و به همين خاطر به خانه حميد مراجعه کرده است اما حميد به او داروي ترامادول خورانده و همين باعث مرگ او شده است.

نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ من به عنوان دادستان تهران با توجه به اوراق پرونده براي حميد متهم حاضر در دادگاه تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

سپس پدر و مادر ميثم در جايگاه حاضر شدند و براي قاتل فرزندشان تقاضاي قصاص کردند. مادر ميثم گفت؛ مدتي بود ميثم به خانه نمي آمد و هيچ خبري هم از او نداشتيم. من و شوهرم به دنبال پسرمان مي گشتيم. از آنجايي که مي دانستيم با حميد در ارتباط است، با او تماس گرفتيم.حميد گفت امشب ميثم را در يک مهماني مي بينم و او را وادار مي کنم به خانه برگردد. آن شب پسرم به خانه نيامد. فرداي آن روز با حميد تماس گرفتم. اين بار او با پرخاشگري صحبت کرد و به من گفت سرنوشت ميثم ربطي به من ندارد. نمي دانم او کجاست تا اينکه جسد پسرم پيدا شد. البته دو ماه قبل پسرم و حميد بر سر پول مواد با هم درگير شده بودند و حميد از فرزندم کينه داشت. وقتي فهميدم ميثم در خانه حميد بوده، مطمئن شدم او فرزندم را کشته است.

در ادامه جلسه دادگاه متهم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول ندارم. زمان قتل شش ماه مي شد که ميثم را نديده بودم. البته ما با هم دوست بوديم و از دوران دبستان همديگر را مي شناختيم اما زماني که ميثم به مواد مخدر آلوده شد، ديگر من با او مراوده نداشتم. شش ماه قبل از حادثه بود که يک شب حدود ساعت 2 ميثم به خانه ما آمد. دو دختر همراهش بودند. از من خواست به آنها پناه بدهم و شب را در خانه ما بمانند. من هم قبول کردم. صبح که شد آنها رفتند و من ديگر خبري از ميثم نداشتم تا اينکه يک روز حجله او را مقابل خانه اش ديدم و فهميدم ميثم مرده است.

وي در مورد اعترافات دو دختري که ادعا کرده بودند او ميثم را کشته است، گفت؛ من اعترافات آنها را قبول ندارم. هر دو آنها معتاد هستند. البته آزاده دوست من بود و زماني که ما با هم دوست بوديم من از اعتياد او خبر نداشتم اما بعد از اينکه از او جدا شدم فهميدم وي اعتياد دارد. در اداره آگاهي هم وقتي تماس هاي من و ميثم را بررسي کردند، متوجه شدند آنها دروغ مي گويند. در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي از متهم پرسيد آيا حاضري ديه پرداخت کني و آزاد شوي؟ متهم پاسخ داد؛ من اين کار را نمي کنم چون مرتکب جرم

نشده ام. با خانواده ميثم همدردي مي کنم. آنها پسر جوان شان را از دست داده اند اما زير بار هيچ مجازاتي نمي روم چون جرمي مرتکب نشده ام. 23 ماه است بي گناه در زندان هستم. پدر و مادرم زير بار غم از بين رفته اند و خودم تحقير شده ام. من از اين وضعيتي که برايم پيش آورده اند، شکايت دارم. آنها مرا بي گناه زنداني کرده اند.پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 71 (عزيزمحمدي، رحيمي، بومي، سري و مرادي) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
رازگشايي از سه جنايت
گروه حوادث؛ کارآگاهان پليس تهران همزمان با دستگيري متهم به قتلي که از دو سال پيش فراري بود دو پرونده جنايي تازه را در اختيار مرجع قضايي قرار دادند.در نخستين ماجرا جواني که متهم است حدود دو سال قبل در محله شوش تهران کارگر يک قهوه خانه را کشته است، در غرب کشور بازداشت شد. ساعت هفت صبح روز 19 ارديبهشت سال 86 ماموران کلانتري مولوي طي تماسي با محمدحسين شاملو بازپرس کشيک قتل تهران، وي را از کشته شدن مردي 70ساله در قهوه خانه يي نزديک ايستگاه مترو باخبر کردند. در بررسي هاي ابتدايي مشخص شد اموال مقتول به سرقت رفته و جوان 22ساله يي به نام وحيد که کارگر قهوه خانه بوده و شب ها را در آنجا به همراه پيرمرد مي گذرانده، ناپديد شده است. با دستور بازپرس شعبه اول بازپرسي (ويژه قتل) دادسراي امور جنايي تهران، متهم به قتل تحت پيگرد قرار گرفت و بالاخره با گذشت حدود دو سال از وقوع جنايت، دوشنبه شب در کرمانشاه شناسايي و بازداشت شد. اين متهم پس از اعتراف به جنايت، انگيزه خود را سرقت عنوان کرد و به اين ترتيب پرونده وي براي تکميل تحقيقات در اختيار کارآگاهان اداره دهم آگاهي قرار گرفت. همچنين در پي مرگ مشکوک زني 80ساله در مرکز تهران، پرستار وي به عنوان مظنون به قتل بازداشت شد و پرونده يي در شعبه ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد. ساعت 30/20 شامگاه سه شنبه افسر نگهبان کلانتري نواب طي تماسي با محمد روشن بازپرس کشيک قتل، وي را در جريان مرگ زني 80ساله به نام فرنگيس در منزل مسکوني اش واقع در محله نواب قرار داد. تحقيقات اوليه فاش کرد اين پيرزن با شوهر معلول خود زندگي و يک پسر 19ساله به عنوان پرستار از وي مراقبت مي کرده است. پسر جوان در بازجويي ها به ماموران گفت؛ چند دقيقه پيش پيرزن حالش بد و تا امدادگران اورژانس برسند، فوت شد. پزشک کشيک قانوني در بررسي ابتدايي جسد متوجه وجود خراشي کوچک زير گلوي متوفي شد و همين امر ظن بازپرس ويژه قتل را برانگيخت و تحقيقات خود را روي جوان 19ساله متمرکز کرد.بررسي ها در اين زمينه ادامه داشت تا اينکه ساعت هفت صبح ديروز کارشناس پزشکي قانوني اعلام کرد استخوان هاي گردن مقتول خرد شده و وي قطعاً به قتل رسيده است.در پي اظهارنظر پزشکي قانوني، پرستار جوان به عنوان مظنون به قتل بازداشت شد و بازپرس روشن تحقيقات خود را از وي آغاز کرد.در پرونده يي ديگر پسري که متهم است پدر خود را در شرق تهران به قتل رسانده، پس از بازداشت مقابل بازپرس ويژه قتل اعتراف کرد. اين جنايت ساعت 30/13 روز سه شنبه توسط ماموران کلانتري نامجو به بازپرس کشيک قتل اطلاع داده و معلوم شد مردي 50ساله در انباري يک منزل مسکوني از پا درآمده است.هرچند ابتدا آثار ضرب و جرح و خفگي روي جسد مشاهده نشد، بازپرس جنايي براي مشخص شدن علت اصلي فوت، دستور انتقال جسد به پزشکي قانوني را صادر کرد.درباره اين جريان دختر مقتول گفت؛ پدرم دو همسر و از هرکدام چند فرزند دارد. روز دوشنبه قرار بود ساعت پنج صبح از بندرعباس به تهران بيايد و برادر ناتني ام او را از فرودگاه به خانه بياورد. حدود ساعت هفت صبح برادرم به خانه آمد و اسناد و مدارکي را برداشت. وقتي از او سوال کرديم که اين اسناد را براي چه مي خواهد، گفت پدر حالش بد شده و بايد دفترچه بيمه او را به بيمارستان ببرد. پس از آن ديگر از پدرم خبري نشد.پس از اخذ اظهارات دختر مقتول، تحقيقات وارد مرحله يي تازه شد تا اينکه نهايتاً ساعت 21 سه شنبه پسر مقتول به اسم امير در شهر تبريز خود را تسليم ماموران انتظامي کرد و قتل پدرش را گردن گرفت.اين متهم صبح ديروز پس از انتقال به تهران، در مقابل بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي با اعتراف به قتل اظهار کرد؛ هميشه معتقد بودم پدرم با داشتن دو همسر به آنها ظلم مي کند. به همين خاطر وقتي او را از فرودگاه به خانه برگرداندم، تصميم گرفتم ريشه اين ظلم را بخشکانم. به همين خاطر او را با دارو مسموم کردم و پس از قتل، جسدش را در انباري قرار دادم.در پي اعترافات اين متهم، پرونده وي با صدور قرار قانوني براي تکميل تحقيقات در اختيار ماموران اداره دهم آگاهي تهران قرار گرفت.
کبوتر قاچاقچي در زندان قزوين به دام افتاد
کبوتري که در محوطه حياط زندان مرکزي قزوين مواد مخدر جابه جا مي کرد، به دام ماموران افتاد.به گزارش ايسنا هفته گذشته يکي از ماموران برجک نگهباني زندان مرکزي قزوين متوجه حضور مشکوک کبوتري که در حال پرواز در محوطه زندان بود، شد و طولاني و غيرمعمول بودن حضور اين پرنده در زندان موجب شد نگهبانان کبوتر را به دام بيندازند. با به دام افتادن اين کبوتر، ماموران متوجه مقاديري هروئين شدند که به پاي اين پرنده بسته شده بود.پرنده قاچاقچي توسط ماموران به يکي از پرنده فروش هاي قزوين منتقل شد و تلاش براي شناسايي عاملان اصلي انتقال مواد مخدر به اين شيوه در زندان مرکزي قزوين ادامه دارد.
دستبرد مسلحانه به بانک
جانشين فرمانده انتظامي زاهدان گفت؛ بانک تجارت شعبه شاهد واقع در چهارباغ خرمشهر اين شهرستان صبح ديروز مورد سرقت مسلحانه سه سارق قرار گرفت.سرهنگ «رضا پودينه» به ايرنا گفت؛ دو نفر از سه سارق مسلح با پوشاندن سر و صورت و تهديد کارکنان و ارباب رجوع دست به سرقت زدند و پس از خروج از بانک با يک دستگاه خودروي سواري پژو 405 فرار کردند.او ادامه داد؛ پس از استعلام از پليس آگاهي مشخص شد پلاک خودروي يادشده جعلي بوده است.معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي سيستان و بلوچستان نيز گفت؛ سارقان مسلح در اين دزدي 300 ميليون ريال تراول چک سرقت کرده اند.



سرقت از طبقات اول و آخر برج ها

گروه حوادث؛ اعضاي يک شبکه تبهکاري که با سرقت از ده ها خانه در محدوده شمال غرب تهران اموالي با ارزش بيش از يک ميليارد تومان به چنگ آورده بودند، در پي تحقيقات دامنه دار پليس دستگير شدند.به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اعضاي اين باند سرقت از اوايل سال گذشته، پس از شکايت تعداد زيادي از شهروندان ساکن در محدوده شمال غرب تهران در دستور کار پليس آگاهي قرار گرفت. شاکيان که منزل بيشتر آنان در آخرين طبقه آپارتمان هاي بلندمرتبه بود، با مراجعه به دادسراي ناحيه 27 و ارائه شکوائيه هاي جداگانه خواهان دستگيري سارقان شدند.يکي از مالباختگان به سليماني داديار شعبه دوم اين دادسرا گفت؛ من و همسرم هر دو شاغل هستيم و بعد از غروب خورشيد به خانه مي رسيم. از سويي آپارتمان ما هم در آخرين طبقه يک برج 15 طبقه است بنابراين سرقت از آنجا کار چندان سختي نيست. شب گذشته وقتي هر دو به منزل برگشتيم، در خانه باز و وضعيت داخلي آن بسيار آشفته بود. به هم ريختگي خانه نشان مي داد دزد به خانه مان زده است. وقتي وسايل مان را کنترل کرديم، فهميديم تلويزيون ال سي دي، سرويس جواهرات همسرم، مبلغ زيادي وجه نقد و چک پول و وسايل ارزشمند ديگري سرقت شده است.اين مرد گفت؛ جواهرات و پولي که ارزش آنها بالغ بر 170 ميليون تومان بود داخل گاوصندوق قرار داشته اما اموال باارزشي را همراه با گاو صندوق دزديده اند. در پي شکايت اين مرد در حالي که چندين شاکي ديگر نيز اعلام کردند با همين شيوه به منزل شان دستبرد زده شده است، داديار سليماني از کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي خواست در اين باره تحقيق کنند. بنابراين افسران ويژه سرقت بار ديگر به بازبيني مکان هايي که از آنجا سرقت شده بود، پرداختند و به سرنخ هايي در مورد عامل اصلي دزدي دست يافتند.اين سرنخ ها حاکي از آن بود که مردي سابقه دار به نام بابک هدايت يک باند سرقت از منزل را بر عهده گرفته و به احتمال زياد مجموعه اين دزدي به سرکردگي او انجام شده است.به همين علت تلاش ها براي دستگيري وي آغاز شد و سرانجام او در حالي که قصد داشت تعدادي از اسناد مسروقه را بفروشد، در منطقه شرق تهران به دام افتاد.متهم هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت، به سرقت با همدستي دو نفر ديگر به نام هاي عليرضا و محمد اقرار کرد و گفت؛ همراه با اين دو نفر به ده ها منزل مسکوني که اغلب آنها در شمال غرب تهران واقع شده است، دستبرد زده و اموالي به ارزش بيش از يک ميليارد تومان به چنگ آورده است. او گفت؛ ما روزها با پرسه زدن در کوچه هاي خلوت خانه هايي را که ساکنان آنها در منزل حضور نداشتند، شناسايي مي کرديم و اغلب اين خانه ها در طبقات اول يا آخر واقع شده بودند و درهاي ورودي آنها ريموت دار و باز کردن شان کار آساني بود.به دنبال اعترافات اين متهم افسران پليس در دو عمليات جداگانه موفق شدند دو عضو ديگر اين باند را شناسايي و دستگير کنند.
عناوين اين صفحه
وکيل و پدر دل آرا از رئيس قوه قضائيه و هنرمندان براي نجات دل آرا درخواست کمک کردند
بازداشت دو مظنون در رابطه با قتل زنان مسن در قزوين
23 ماه بي گناه در زندان مانده ام
رازگشايي از سه جنايت
کبوتر قاچاقچي در زندان قزوين به دام افتاد
دستبرد مسلحانه به بانک

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام