شنبه، 22 فروردين 1388 - شماره 1922
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دختري هفت ساله، نخستين قرباني کودک آزاري در سال جاري
تحقيقات قضايي براي رسيدگي به اين کودک آزاري شروع شده است


گروه حوادث؛ دختري هفت ساله به نام عارفه نخستين قرباني کودک آزاري در سال جاري است که پرونده يي براي رسيدگي به وضعيتش در دادسراي تهران گشوده شده است. آزار و شکنجه هاي اين دختر خردسال سومين روز سال جاري آشکار و عارفه براي مداوا و بهبود شرايط جسمي و روحي اش به يک بنياد در شمال تهران سپرده شد.

دختري در خيابان

روز سوم فروردين ماه شخصي دختر هفت ساله يي را که در خياباني در شمال تهران سرگردان بود و وضع جسمي مساعدي نداشت ديد. او اين دختر را مي شناخت، مي دانست نامش عارفه است و مدتي تحت سرپرستي يک بنياد که در همان خيابان واقع است، زندگي مي کرده. اين فرد به عارفه نزديک شد و وقتي پريشاني او را ديد دخترک را به همان بنياد منتقل کرد. عارفه از شدت درد ناله مي کرد و در نقاط مختلف بدن او آثار ضرب و جرح ديده مي شد. ضمن اينکه سوختگي هايي که روي کمرش مشهود بود، نشان مي داد فردي روي بدن اين دختر سيگار خاموش کرده است. عارفه توانايي صحبت کردن نداشت و در شرايط روحي و رواني بسيار بدي به سر مي برد. از سويي لاغري مفرط او گوياي آن بود که دخترک براي روزهاي متوالي گرسنگي کشيده است. مسوولان بنياد با مشاهده وضعيت بغرنج عارفه مداواي او را شروع کردند و از سويي محمد مصطفايي وکيل دادگستري با تنظيم شکايتي آن را به معاون دادستان تهران مستقر در دادسراي ناحيه يک تقديم کرد و معاون دادستان به دليل اهميت موضوع بلافاصله از بازپرس شعبه هفتم خواست به تحقيق در اين باره بپردازد و متهمان اين کودک آزاري دلخراش را شناسايي کند.

زندگي پرمشقت

پس از ارجاع پرونده کودک آزاري به شعبه دادسراي ناحيه يک تهران داستان زندگي پر مشقت عارفه از پرونده سابق او بيرون کشيده شد. مادر اين دختر سال 76 به عقد دائم مردي به نام فرشيد درآمده و عارفه اسفند ماه سال 81 متولد شده بود در حالي که چهار سال بيشتر نداشت والدينش به خاطر نداشتن تفاهم و مشکلات روحي و رواني فرشيد از هم جدا شدند. پس از طلاق حضانت دختر خردسال به پدرش سپرده شد و فرشيد با زني ديگر ازدواج کرد. پس از آن بود که عارفه توسط نامادري اش شکنجه شد.شدت اين کودک آزاري ها به حدي بود که دادگاه حضانت او را از پدر سلب کرد و به مادرش سپرد اما فقر مالي سبب شد مادر عارفه نتواند از کودکش مراقبت کند. او که از عهده تامين مخارج زندگي برنمي آمد در نهايت از طريق اداره بهزيستي دخترش را به شيرخوارگاه آمنه سپرد. آن زمان عارفه کودکي بي قرار و ناآرام بود که از کمبود وزن رنج مي برد. مددکاران شيرخوارگاه با توجه به شرايط خاص دخترک از او به صورت ويژه يي مراقبت کردند تا اينکه عارفه بهبود نسبي يافت و پس از آن به بنيادي در شمال تهران سپرده شد. در آنجا نيز توجه ويژه به اين کودک ادامه داشت به گونه يي که کاملاً به وضعيت عادي بازگشت اما درست در روزهايي که اين دختر تازه رنگ آرامش را ديده بود، يک اتفاق زندگي او را بار ديگر متلاطم کرد.

فرشيد که مي دانست دخترش در کدام مرکز نگهداري مي شود با ارائه دادخواستي جديد توانست بار ديگر حضانت او را بر عهده بگيرد و بالاخره روز 20 آبان ماه سال گذشته عارفه از طريق بهزيستي به پدرش سپرده شد. پس از آن ديگر هيچ کس از وضعيت دخترک خبر نداشت تا اينکه سومين روز سال جاري با رها شدن او در خيابان معلوم شد وي در اين چندماه چه روزهاي سخت و تلخي را سپري کرده است. محمد مصطفايي وکيل مدافع عارفه درباره اين پرونده کودک آزاري به خبرنگار ما گفت؛ بازپرس پرونده دستورهايي براي انجام تحقيقات مقدماتي صادر کرده است و اميدوارم به زودي کساني که موجب آزار و اذيت عارفه شده اند مجازات شوند تا درس عبرتي باشد براي ديگر والديني که اهميتي به نگهداري و حضانت فرزندان شان نمي دهند و محيطي را براي فرزندان خود فراهم مي کنند که در آينده امنيت جسمي و روحي کودکان و جامعه از بين برود.»
داماد متهم به قتل در آستانه قصاص قرار گرفت
قتل والدين همسر به خاطر سفر بدون اجازه


گروه حوادث؛ تيراندازي مرگبار يک مرد خشمگين در خانه والدين همسرش او را شش سال پس از وقوع حادثه به اتهام دو قتل به يک قدمي چوبه دار کشاند.

به گزارش خبرنگار ما اين مرد که احمد نام دارد، سال 82 پدر و مادر همسرش را به قتل رسانده و چند روز پس از جنايت بازداشت شده بود.

تيراندازي

اين پرونده روز 26 ارديبهشت ماه سال 82 در اداره آگاهي شهرستان خرامه واقع در استان فارس گشوده شد. زماني که ماموران اداره آگاهي از طريق گزارش هاي مردمي در جريان تيراندازي در يک منزل مسکوني قرار گرفتند، خود را به محل حادثه رساندند و پس از ورود به اين خانه ابتدا جسد مردي ميانسال را پيدا کردند که بر اثر اصابت چند گلوله جان باخته بود. چند قدم آن طرف تر پيکر بي جان يک زن روي زمين افتاده بود. کارآگاهان وقتي به جست وجو در قسمت هاي ديگر خانه پرداختند با دختر و پسر جواني روبه رو شدند که هرچند خون زيادي از آنها رفته بود اما هنوز نفس مي کشيدند. دو مجروح که آنها نيز همچون مقتولان هدف گلوله قرارگرفته بودند به سرعت به بيمارستان منتقل شدند و متخصصان بررسي صحنه جرم به جمع آوري سرنخ ها و شواهد موجود در قتلگاه پرداختند و متوجه شدند مقتولان زن و شوهري 46 و 51ساله بودند و دو مجروح نيز فرزندان آنها هستند. چند روز بعد وقتي خواهر و برادر زخمي بهبود نسبي يافتند و قدرت تکلم را بار ديگر به دست آوردند، عامل اين کشتار را معرفي کردند. به گفته آنها قاتل داماد خانواده به نام احمد بود.

دستگيري

پس از معلوم شدن هويت قاتل کارآگاهان فهميدند احمد با همسر خود که فرزند سوم مقتولان بوده، اخيراً دچار اختلاف شده بود و به احتمال زياد همين کشمکش هاي خانوادگي او را به سمت جنايت سوق داده است. اگرچه احمد پس از اين کشتار فراري شده بود، تعقيب گام به گام وي و پرس و جو از نزديکان اين مرد پليس را به محل اختفاي قاتل راهنمايي کرد و بالاخره متهم به قتل دستگير شد و در همان بازجويي هاي اوليه جرمش را پذيرفت و گفت، در حالت جنون دست به اسلحه برده و زنده ماندن خواهر و برادر همسرش شانس بزرگ آنها بوده چرا که وي به قصد قتل عام تيراندازي را شروع کرده بود.

انگيزه

احمد در بازجويي هايي که در اداره آگاهي انجام شد، انگيزه خود را از اين جنايت شرح داد و گفت؛ «چندي قبل همسرم بدون اجازه من همراه خانواده اش به مسافرت رفت. اين کار او خيلي مرا عصباني کرد. زنم نبايد چنين کاري مي کرد؛ از طرفي اينکه خانواده همسرم حاضر شده بودند او را بدون اذن شوهرش با خود ببرند، نشان مي داد قصد دارند در زندگي ام دخالت کنند. همين مساله باعث شد به فکر انتقام بيفتم. يک سلاح تهيه کردم و پس از بازگشت آنها از مسافرت روز حادثه به خانه شان رفتم.» متهم به قتل ادامه داد؛ «آن روز به حدي عصباني بودم که نمي توانستم رفتارم را کنترل کنم. با والدين همسرم بر سر اين موضوع که چرا زنم را با خودشان به سفر برده اند به جر و بحث پرداختم و حرف هاي آنها مرا بيش از پيش تحريک کرد و در نهايت سلاحم را بيرون کشيدم و شروع به تيراندازي کردم.» بعد از اعترافات اين مرد، وي محاکمه و با درخواست اولياي دم مقتولان به قصاص محکوم شد. پس از آن پرونده در اختيار قضات ديوان عالي کشور قرار گرفت و آنها نيز حکم صادره را ابرام کردند و بالاخره چند روز پيش پرونده به اجراي احکام دادسراي شيراز سپرده شد تا نام احمد در فهرست اعداميان گنجانده شود.
شاکيان پرونده ادعا مي کنند
گروگانگيري به خاطر مواد مخدر

گروه حوادث؛ اختلاف هاي يک زن و شوهر با سه جوان بر سر مواد مخدر به گروگانگيري انجاميد. اين زن و شوهر که يکي از سه جوان را گروگان گرفته و در برابر آزادي اش مبلغ يک ميليون و 500 هزار تومان درخواست کردند، نتوانستند به هدف شان برسند.

به گزارش خبرنگار ما روز يازدهم فروردين جوان 27 ساله يي به نام فرزان به کلانتري شهر زيبا رفت و گفت دوستش مجيد توسط سه نفر گروگان گرفته شده است. وي به ماموران گفت؛ چند ساعت قبل با درخواست دوستانم احسان و مجيد به خانه زني به نام مهناز واقع در شهر قدس رفتيم تا از او ماده مخدر شيشه بخريم. احسان و مجيد از قبل اين زن را مي شناختند و به من اصرار کردند با آنها به آنجا بروم. وقتي زنگ در خانه مهناز را زديم، او به استقبال مان آمد و با خوشرويي ما را به داخل راهنمايي کرد اما همين که در ورودي بسته شد دو نفر ديگر به نام هاي هاشم و مجتبي از اتاق ديگري به سمت ما آمدند. هر يک از آنها يک چاقو و يک قمه در دست داشتند و به ما حمله ور شدند و خواستند 50 گرم شيشه به آنها بدهيم. ما که از همه چيز بي خبر و از ديدن اين صحنه شوکه شده بوديم، سعي کرديم با آنها صحبت کنيم اما آن دو نفر با داد و فرياد ما را تهديد کردند يا بايد مواد مخدر را به آنها برگردانيم يا يک ميليون و 500 هزار تومان پول نقد به آنها بدهيم. تهديد آن دو جدي تر مي شد تا اينکه بالاخره با هم وارد مذاکره شديم و قرار شد يکي از ما آنجا بماند و دو نفر ديگرمان پول را براي هاشم ببرد. بنابراين مجيد نزد آنها گروگان ماند و مجتبي با ما آمد تا پول تحويل بگيرد. قرار شد تا زماني که ما پول ها را نداده ايم، دوستمان همچنان در خانه هاشم زنداني باشد. شاکي ادامه داد؛ هم اکنون مجتبي چند خيابان آن طرف تر منتظر است تا پول را برايش ببرم. من به او گفتم مي خواهم از يکي از دوستانم قرض کنم و او نمي داند من به کلانتري آمده ام. در پي اظهارات اين مرد اکيپي از ماموران با راهنمايي شاکي نزد مجتبي رفتند و او را که در انتظار دريافت پول بود، دستگير کردند. سپس پرونده يي در اين باره تشکيل و به شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد. از آنجا که جان جوان گروگان گرفته شده در معرض خطر قرار داشت، کارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران به دستور بازپرس شاملو ماموريت يافتند ضمن رسيدگي تخصصي به اين پرونده گروگان را آزاد کنند.

چهار روز پس از اسارت مجيد اکيپ ويژه يي از ماموران با دريافت نيابت قضايي به شهر قدس رفتند و اسارتگاه را به محاصره خود درآوردند و به هاشم و همسرش اخطار کردند گروگان شان را آزاد کنند. مذاکره ماموران با هاشم دقايقي به طول انجاميد تا اينکه سرانجام گروگانگيران که نقشه شان را نقش بر آب مي ديدند، خود را تسليم کردند و به اين ترتيب مجيد بدون هيچ گونه آسيبي آزاد شد. افسران پليس همچنين در بازرسي از خانه اين زن و شوهر تعدادي وسايل استعمال مواد مخدر کشف کردند. پس از انتقال متهمان به پليس آگاهي، آنان تحت بازجويي هاي فني پليسي قرار گرفتند اما در اين ميان هاشم ضمن رد اتهام گروگانگيري گفت فرزان به او مبلغ يک ميليون و 500 هزار تومان بدهي داشته و چند روز قبل به خانه او رفته و ساعت يک بامداد نيز آنجا را ترک کرده است. هاشم گفت فرزان به خاطر اينکه بدهي اش را نپردازد، اين سناريو را ساخته است.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ درباره اين خبر گفت؛ از آنجا که حرف هاي طرفين پرونده ضد و نقيض است، تحقيقات از آنها براي روشن شدن واقعيت ادامه دارد.

دختر دانش آموز قرباني وسوسه مرد متاهل


گروه حوادث؛ مرد متاهلي که پس از کشاندن يک دختر دانش آموز به خانه اش او را قرباني وسوسه خود کرده بود در پي تحقيقات تخصصي پليس دستگير شد و به جرمش اعتراف کرد.

به گزارش خبرنگار ما روز 26 آذر ماه سال گذشته ماموران پليس بندرعباس از کشف جسد دختري نوجوان در بيابان هاي اطراف شهرک مرواريد مطلع شدند و خود را به آنجا رساندند. ساعتي بعد بازپرس کشيک جنايي نيز که از اين موضوع اطلاع يافته بود خود را به محل کشف جسد رساند و رسيدگي تخصصي در اين باره آغاز شد. تحقيقات اوليه نشان مي داد ماه ها از مرگ دخترک مي گذرد، به همين علت جنازه براي بررسي علت دقيق مرگ و همچنين شناسايي هويت مقتول به پزشکي قانوني انتقال يافت. کبودي هاي دور گلوي مقتول نشان مي داد وي بر اثر فشار وارده بر عناصر حياتي اش جان باخته است. از سوي ديگر بررسي اسامي مفقود شدگان به فاش شدن هويت دختر نوجوان منجر شد. خانواده اين دختر 16 ساله که مهتاب نام داشت، ماه ها قبل در پي ناپديد شدن فرزندشان در مسير مدرسه موضوع را به پليس گزارش داده بودند اما از آن زمان هيچ ردي از دختر نوجوان به دست نيامده بود. کشف جسد مهتاب باعث شد بار ديگر پرونده ناپديد شدن او به جريان بيفتد و اين بار کارآگاهان تحقيقات خود را روي قتل وي معطوف کنند. آنان پس از پرس وجو از تعدادي از همکلاسي هاي مهتاب دريافتند او مدتي پيش از ناپديد شدن با مردي 32 ساله به نام آرش در ارتباط بوده و احتمال دارد آرش در قتل وي نقش داشته باشد به همين علت تنها مظنون پرونده تحت تعقيب قرار گرفت و سرانجام روز دهم فروردين در خانه اش شناسايي و دستگير شد.

آرش هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت، گفت اصلاً دختري به نام مهتاب را نمي شناسد و از ماجراي مرگ او بي خبر است اما با ادامه يافتن تحقيقات هنگامي که کارآگاهان به بررسي ريز مکالمات تلفني آرش پرداختند ديگر ترديدي در رابطه دختر نوجوان با آرش باقي نماند. پس از آن متهم لب به بيان واقعيت گشود و گفت؛ سال گذشته به طور اتفاقي با مهتاب در خيابان آشنا شدم. در همان نگاه اول به همديگر علاقه مند شديم و تصميم گرفتيم با هم رابطه دوستانه داشته باشيم. من و مهتاب به صورت تلفني با هم صحبت و گاهي هم در پارک همديگر را ملاقات مي کرديم. او نمي دانست من متاهل هستم و سخت به من دلبسته شده بود تا اينکه پس از مدتي يک روز که همسرم در خانه نبود، تصميم گرفتم مهتاب را به منزلم بکشانم. با او تماس گرفتم و او نزد من آمد. تصميم گرفته بودم با او رابطه نامشروع برقرار کنم. پس از پذيرايي از او به سمتش رفتم. وي که از نيت من باخبر شده بود داد و فرياد کرد و در برابر من از خود مقاومت نشان داد. صداي مهتاب بالا رفت و از آنجا که مي ترسيدم کسي صدايش را بشنود با دستم جلوي دهانش را گرفتم اما يک لحظه به خودم آمدم و ديدم صورت دخترک کبود شده است. او پس از دقايقي بي حال شد و روي زمين افتاد. مهتاب ديگر نفس نمي کشيد. من که دستپاچه شده بودم جنازه را به بيابان هاي اطراف شهرک بردم و براي اينکه از مرگش مطمئن شوم روي صورت او يک کيسه نايلوني کشيدم. در حالي که مي خواستم از آنجا دور شوم النگوهاي مهتاب توجه ام را به خود جلب کرد. طلاها را از دستش بيرون کشيدم و آنها را فروختم تا با پولش برايش خيرات بدهم.

بنا بر اين گزارش هم اکنون اين متهم در بازداشت به سر مي برد و بازجويي ها از وي ادامه دارد. در همين حال پرونده مردي که زن بارداري را به قتل رسانده بود با صدور قرار مجرميت وارد مرحله تازه يي شد.

عصر روز 15 دي ماه سال گذشته زني خود را به پليس آگاهي شهرستان رودان از توابع استان هرمزگان رساند و گفت دختر 24 ساله اش به نام رويا مفقود شده است. اين زن گفت؛ دخترم براي ديدن دوستش از خانه خارج شد اما ديگر بازنگشت.

در پي اظهارات اين زن اکيپي از افسران پليس آگاهي بررسي هاي خود را در اين باره آغاز کردند و دريافتند وي با مرد 26 ساله يي به نام شهرام رابطه داشته است و احتمال دارد شهرام از سرنوشت رويا اطلاع داشته باشد. به همين دليل وي بازداشت شد و به قتل رويا اعتراف کرد. وي گفت مدتي بود با همسرم اختلاف داشتم و زندگي خوبي نداشتيم. يک روز در خيابان با رويا آشنا شدم و از آن پس با او در ارتباط بودم. يک روز او را به خانه ام بردم و با او رابطه برقرار کردم. مدتي بعد او نزد من آمد و گفت باردار است. وقتي اين ماجرا را شنيدم از خود بيخود شدم و کنترلم را از دست دادم. دستم را به سمت گلوي او بردم و آنقدر فشار دادم تا جانش را گرفتم. سپس جنازه را به بيابان هاي اطراف رودان بردم و در چاه انداختم.

در پي اعترافات اين مرد و با راهنمايي وي جسد رويا از داخل چاه بيرون کشيده و صحنه جنايت بازسازي شد.

بنا بر اين گزارش پس از تکميل تحقيقات براي متهم به قتل قرار مجرميت صادر شد.
عناوين اين صفحه
تحقيقات قضايي براي رسيدگي به اين کودک آزاري شروع شده است
قتل والدين همسر به خاطر سفر بدون اجازه
گروگانگيري به خاطر مواد مخدر
دختر دانش آموز قرباني وسوسه مرد متاهل
اعتراض به حکم قصاص شهلا
اعدام سه نفر از عوامل بمب گذاري حسينيه سيدالشهداي شيراز
کلاهبرداري با وعده تهيه کارت سوخت
ده ها کيف قاپي در کارنامه سارقان حرفه يي

اعتراض به حکم قصاص شهلا
وکيل مدافع شهلا جاهد از اعتراض به حکم قصاص موکلش خبر داد. عبدالصمد خرمشاهي در اين باره گفت؛ با توجه به تفسير اخير مجلس شوراي اسلامي از تبصره 2 ماده 18 اصلاحيه قانون آيين دادرسي کيفري و از آنجايي که تجويز رئيس قوه قضائيه مبني بر رسيدگي مجدد از موارد اعاده دادرسي است و دادگاه صادرکننده راي رسيدگي ماهيتي نسبت به اين موضوع داشته، حکم مطابق قانون ظرف مدت 20 روز قابل اعتراض در ديوان عالي کشور است. وي اظهار کرد؛ براي استيفاي حقوق موکلم، به تکليف قانوني خود عمل و نسبت به دادنامه صادره اعتراض کردم.


اعدام سه نفر از عوامل بمب گذاري حسينيه سيدالشهداي شيراز
سه نفر از عوامل بمب گذاري حسينيه سيدالشهداي شيراز صبح ديروز با حضور خانواده هاي شهدا و جانبازان اين حادثه در شيراز اعدام شدند. به گزارش ايسنا حجت الاسلام والمسلمين «جابر بانشي» دادستان شيراز گفت؛ «محسن اسلاميان» با نام مستعار فرمانده بهمن و مشهور به يار دوم، «علي اصغر پشتر» با نام مستعار آراسب و مشهور به يار سوم و «روزبه يحيي زاده» به اتهام محاربه و افساد في الارض از طريق عضويت و همکاري موثر در گروهک محارب و ملحد و ضدنظام اسلامي به نام «انجمن پادشاهي ايران» با علم و آگاهي از موضع اين گروه و طراحي و اقدام براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و نيز تهيه و ساخت بمب و مشارکت در بمب گذاري حسينيه سيدالشهداي شيراز با حکم دادگاه انقلاب اسلامي تهران و نيابت قضايي دادستاني شيراز صبح ديروز به دار مجازات آويخته شدند. وي افزود؛ نفر اول اين گروه با نام «محسن راستگو» ارديبهشت ماه سال گذشته هنگام آماده سازي بمبي براي کار گذاشتن در نمايشگاه بين المللي تهران در هتل جهان تهران، با انفجار همين بمب جان خود را از دست داد. دادستان شيراز با تشريح ابعاد مختلف اين حادثه تروريستي خاطرنشان کرد؛ بخش عمده اين حادثه مربوط به عوامل خارجي است که با راه اندازي گروه ها و شبکه هاي مختلف و سرويس هاي اطلاعاتي در سطح وسيع اقدام به تضعيف باورهاي ديني مردم مي کنند و به گونه يي برنامه هاي خود را اجرا مي کنند که بتوانند از بين جوانان عضوگيري کنند و مردم اين مرز و بوم را به خاک و خون بکشانند. به گفته بانشي، اين شبکه با هدايت محسن راستگو و پشتيباني عوامل خارجي، گروهي به نام تندر را در استان فارس راه اندازي کرده بود و اين شبکه قصد داشت در محل هاي تجمع مذهبي جوانان اقدام به بمب گذاري کند. اين مقام قضايي ادامه داد؛ اين گروه فعاليت وسيعي را در سطح کشور از جمله استان هاي فارس، تهران، گيلان، قم و برخي استان هاي ديگر طراحي کرده بود و قصد داشت در حوزه علميه شاه قيس، مسجد دانشگاه، سد سيوند و اتوبوس حامل پاسداران شيراز بمب گذاري و نماينده ولي فقيه در اين استان را ترور کند. وي اضافه کرد؛ انفجار در حرم امام خميني(ره)، نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، مجلس شوراي اسلامي، مدارس علميه قم، حرم حضرت معصومه(س)، مصلاي نماز جمعه و حوزه علميه رشت و کنسولگري روسيه در رشت از ديگر برنامه هاي اين گروه تروريستي بود. وي درباره چگونگي بمب گذاري، تهيه و ساخت بمب توسط اين گروه نيز گفت؛ عوامل اين گروه از طريق سرويس هاي جاسوسي و از راه اينترنت و شبکه ماهواره يي «يو تي وي» با چگونگي ساخت بمب آشنا شده و بمب را از مواد «مايرولي» ساخته اند. بنا بر اين گزارش در پي بمب گذاري در حسينيه سيدالشهداي شيراز که 24 فروردين ماه سال گذشته هنگام مراسم مذهبي هفتگي کانون رهپويان وصال شيراز انجام شد، 14 نفر از جمله دو کودک به شهادت رسيدند و بيش از 200 نفر مجروح شدند.


کلاهبرداري با وعده تهيه کارت سوخت
کلاهبرداري که با فريب ده ها نفر از شهروندان استان سيستان و بلوچستان با انواع شيوه هاي متقلبانه، چند ميليارد تومان کلاهبرداري کرده بود، سرانجام توسط پليس دستگير شد. سرهنگ عطار- رئيس پليس آگاهي استان سيستان و بلوچستان- در اين باره گفت؛ از مدتي قبل کارآگاهان پليس آگاهي درگير رسيدگي به پرونده چندين فقره کلاهبرداري شدند. به مرور زمان با توجه به پيچيدگي برخي از شکايت ها مشخص شد موضوع فراتر از پرونده هاي عادي کلاهبرداري است. با توجه به اظهارات چند شهروند زاهداني مشخص شد فردي به نام افشار که خود را صاحب چند شرکت معرفي کرده، با وعده تحويل کارت سوخت از هر شاکي 200 هزار تومان گرفته و پس از چند ماه متواري شده است. وي افزود؛ کلاهبردار براي جلب اعتماد افراد، با شاکيان تماس مي گرفت و به آنها اطمينان مي داد مراحل مختلف اداري در حال انجام است، به اين ترتيب نقشه متهم بدون اينکه شک شاکيان را برانگيزد تا زمان متواري شدن او پيش رفت. اين مقام انتظامي ادامه داد؛ کارآگاهان که با توجه به شيوه متهم فراري در فريب دادن افراد حدس مي زدند تعداد کلاهبرداري هاي او بايد بسيار بيشتر از تعداد شاکياني باشد که به پليس مراجعه کرده اند، با گزارش موضوع به ادارات پليس آگاهي سراسر استان و پس از بررسي هاي مختلف متوجه شدند مطابق انتظار دامنه کلاهبرداري هاي او بسيار بالاتر از تصورات اوليه است اما به دليل اينکه متهم عمل به وعده هاي خود را به آينده موکول مي کرد و مرتب با متقاضيان در تماس بود، بسياري از مالباختگان هنوز از جريان اطلاع نداشتند و در انتظار رسيدن به درخواست هاي خود بودند. در اين بين کارآگاهان با صرف چند شبانه روز وقت در کنار انجام عمليات چهره نگاري به کنترل افرادي پرداختند که گمان مي رفت با متهم ارتباط بيشتري دارند. در نهايت با توجه به اطلاعات افراد مالباخته و پيگيري هاي مستمر هويت اصلي متهم براي کارآگاهان پليس آشکار شد و وي سرانجام به دام افتاد.


ده ها کيف قاپي در کارنامه سارقان حرفه يي
دو کيف قاپ حرفه يي پس از ده ها فقره سرقت توسط ماموران پليس آگاهي استان سمنان دستگير شدند. سرهنگ آقاخاني- رئيس پليس آگاهي استان سمنان- در تشريح جزييات اين پرونده گفت؛ چندي قبل با افزايش وقوع کيف قاپي و سرقت وجه نقد و کيف شهروندان ،کارآگاهان با تطبيق اظهارات شاکيان، مقايسه چهره هاي ترسيم شده توسط مالباختگان و بررسي شگرد سارقان متوجه شدند سرقت ها توسط دو سارق حرفه يي صورت مي گيرد. وي افزود؛ شگرد متهمان به اين صورت بود که با حضور در مناطق پرجمعيت اموال شهروندان را سرقت مي کردند و بيشتر زنان را هدف قرار مي دادند. رئيس پليس آگاهي استان سمنان گفت؛ کارآگاهان با توجه به اهميت موضوع و تعداد زياد شاکيان با انجام تحقيقات تخصصي ردپاي مجرمان را شناسايي و براي دستگيري آنها پس از چند روز کنترل دقيق، در يک عمليات غافلگيرانه آن دو را دستگير کردند. با وجود اينکه متهمان قصد داشتند ماموران را فريب بدهند، وقتي خود را در برابر مدارک پليس ديدند اعتراف کردند ده ها فقره کيف قاپي انجام داده و از اين راه ميليون ها تومان به جيب زده اند. سرهنگ آقاخاني در ادامه گفت؛ با شناسايي جمع زيادي از مالباختگان، متهمان با صدور قرار روانه زندان شدند. همچنين در بازرسي از مخفيگاه متهمان، ده ها عدد کيف و مقادير زيادي وجه نقد کشف و ضبط شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام