پنج شنبه، 20 فروردين 1388 - شماره 1921
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشكي
نگاهي به دلايل اختلال در خواندن و شيوه درمان آن
تعامل شايسته فرد و جهان پيرامون

گيتي اسدي*

«اختلال در خواندن» يکي از اختلالات ويژه است. متاسفانه تا مدت هاي طولاني دانش آموزاني را که در يادگيري يک يا چند درس مشکلات جدي داشتند با اصطلاحات معلول ادراکي، آسيب ديده مغزي و آسيب ديده عصبي معرفي مي کردند و به بسياري از اين دانش آموزان برچسب کودن، کم ذهن، عقب مانده و امثال آن مي زدند که هيچ کدام صحيح نيست. در واقع اين افراد به علت مشکلي که در خواندن دارند نمي توانند کتاب هاي درس علوم، رياضي و امثال آن را بخوانند و بنابراين در آن درس ها نيز با مشکلاتي روبه رو مي شوند. امروزه همه بررسي ها نشان مي دهد اين اختلال قابل درمان است و آموزگاران و حتي والدين اگر به دانش و حوصله لازم مجهز باشند، مي توانند اين مشکل را حل کنند و حتي ممکن است بسياري از اين دانش آموزان در زمينه هاي متعدد به پيشرفت هاي چشمگيري دست يابند.





مشکلات يادگيري کودکان، ارتباط تنگاتنگي با مسائل فرهنگي، خانوادگي، اقتصادي، تغذيه، بهداشت و مسائل مربوط به محيط آموزشي و... دارد. وقتي دانش آموز يا والدينش براي درمان مراجعه مي کنند، مطمئناً از چيز يا چيزهايي رنج مي برند. ممکن است والدين احساس گناه کنند، فکر کنند وظايفشان را در مورد فرزندشان به خوبي انجام نداده اند، ممکن است فکر کنند در دوران بارداري فرزندشان غفلت هاي زيادي کرده اند، ممکن است تصور کنند مردم آنان را به خاطر مشکل يادگيري فرزندشان تحقير مي کنند.

همچنين ممکن است تصور کنند فرزندشان موجبات سرشکستگي آنان را فراهم کرده است و بنابراين نسبت به فرزندشان احساس خصومت کنند، ممکن است به علت دلسوزي نسبت به فرزند به دليل وجود اختلال در او، حمايت افراطي در پيش گيرند، ممکن است براي سرپوش گذاشتن بر چيزي که در نظر آنان نوعي حقارت و ننگ است، به بيان مبالغه آميز موفقيت هاي خود و فرزندشان بپردازند. همچنين ممکن است درباره هزينه درمان مشکل داشته باشند، ممکن است به نتيجه کار درمان مطمئن نباشند، ممکن است فکر کنند درمانگر مشکل آنان را در جايي فاش خواهد کرد و ممکن است دانش آموز داراي اختلال خواندن خود را سرزنش کند، يا عزت نفس و اعتماد به نفسش را از دست داده باشد، ممکن است... افراد مشهور و بسيار موفقي چون نلسون راکفلر، آلبرت اينشتين و توماس اديسون داراي اختلال يادگيري بوده اند.

نلسون راکفلر معاون رئيس جمهور ايالات متحده امريکا و فرماندار ايالت نيويورک از اشکال شديد در يادگيري خواندن رنج مي برد. توانايي بسيار ضعيف او در خواندن مانع کسب نمرات خوب وي در مدرسه مي شد و اين مشکل او را وادار کرد در طول حرفه سياسي اش تمام سخنراني هايش را حفظ کند. همچنين آلبرت اينشتين نابغه فيزيک و رياضي تا سه سالگي صحبت نکرد و تا هفت سالگي براي بيان هر جمله حتي جملات پيش پاافتاده، ابتدا بايد به کلمات آن جمله فکر مي کرد و پس از ترکيب کلمات، جمله را آرام با خود تکرار مي کرد. انجام تکاليف مدرسه به استثناي درس حساب براي او دشوار بود و توانايي يادگيري هيچ يک از درس ها را نداشت، تا جايي که يکي از معلم هايش معتقد بود او به درد هيچ کاري نمي خورد،

توماس اديسون مخترع، مبتکر و نابغه امريکايي نيز در دوران کودکي اش غيرطبيعي، گيج و ناقص العقل معرفي مي شد و پدرش به او برچسب «احمق» مي زد. ديگر نوابغ چون لئوناردو داوينچي، والت ديسني، بتهوون و موزارت نوابغ موسيقي و هانس کريستين اندرسن نويسنده معروف همگي اختلال خواندن داشته اند. پس مي توان باور داشت نه تنها افراد داراي مشکلات خواندن مي توانند مشکل شان را حل کنند، بلکه حتي ممکن است برخي از آنان از استعدادهاي درخشاني برخوردار باشند و در زمينه هاي مختلفي نبوغ شان را نشان دهند.

ويژگي هاي کودکان داراي اختلال خواندن

بررسي ها نشان داده است 85 تا 90 درصد اختلالات يادگيري به اختلالات خواندن مربوط است. اگرچه نمي توان ويژگي هاي صد درصد مشابهي را در اين کودکان مشاهده کرد، اما مي توان گفت اغلب آنان ويژگي هاي زير را دارند.

- بيشتر اين کودکان پسر هستند. بنابر برخي تحقيقات تعداد پسراني که اين مشکل را دارند چهار برابر تعداد دختران است.

- در کلاس هاي درس غالباً مشکلات رفتاري دارند.

- تمايل به خواندن ندارند.

- دامنه توجهشان کوتاه است.

- در تمرکز مشکل دارند.

- معمولاً در مدرسه افت تحصيلي دارند.

- اغلب آنها مسائل هيجاني دارند.

- در خواندن شفاهي و کلامي ترديد مي کنند و گاهي دچار لکنت مي شوند.

- حافظه ديداري و شنيداري شان ضعيف است.

- در مدرسه سازگاري شخصي مناسبي ندارند.

- رشد اجتماعي کافي ندارند.

- معمولاً داراي ضعف بينايي و شنوايي هستند.

- کلمه به کلمه مي خوانند.

- احساس نااميدي، بي لياقتي و کم جراتي مي کنند.

انواع اختلالات خواندن

طبقه بندي هاي مختلفي از اختلالات خواندن ارائه کرده اند که يکي از اين طبقه بندي ها توسط مايکل باست انجام شده است. مايکل باست افرادي را که دچار اختلال خواندن هستند، به سه دسته تقسيم مي کند. اول گروهي که اختلال خواندن آوايي دارند. اين افراد مجموعه لغات نسبتاً زياد و قابل توجهي را در ذهنشان ذخيره کرده اند اما هجي کردن آنها ضعيف است. گروه دوم افرادي هستند که اختلال خواندن ايده يي دارند، اين گروه مي خوانند و هجي مي کنند اما در ساختار بينايي لغت اشکال دارند و گروه سوم افرادي که مشکل هر دو گروه را دارند. مي توان گفت سبب شناسي اين اختلال تقريباً در تمام تئوري ها بر پايه چهار اصل بنا شده است؛

1- درک بينايي و حافظه بينايي مختل

2- ترکيب بين حسي مختل

3- يادآوري مختل نظم تداعي ها و سري ها

4- پردازش کلامي مختل

در رويکردهاي تربيتي و بازپروري، طبقه بندي هاي مختلفي درباره علل و انواع اختلال خواندن صورت گرفته است که اين امر حاکي از دقت هاي نظري محققان و پژوهشگران است - اگرچه هر قدر اطلاعات درمانگر از ديدگاه هاي گوناگون بيشتر باشد، دانايي بيشتري خواهد داشت اما درمانگر اختلالات يادگيري، بيش از اينکه به ظرافت هاي نظري تئوري ها آشنا باشد، بايد به توانمندي در درمان و بازپروري مجهز شود. نکته ديگري که براي درمانگر لازم است پرهيز از تشخيص گذاري هاي قالبي است. اگرچه مشکلات يادگيري و ويژگي هاي افراد داراي مشکلات يادگيري مشخص شده است، اما حتماً بايد به اين نکته توجه داشت که هر کودک موجودي است بي همتا و بي مانند و مشکل او نيز بي همتا است و شيوه درمانش نيز بي همتا و بي مانند بايد باشد.

درمان مشکلات يادگيري کودکان «بي قرار - بي توجه»

کودکان بي قرار - بي توجه با اصطلاحات نقص جزيي در کار مغز، آسيب ديدگي جزيي مغز، تحريک بيش از حد، فعاليت بيش از حد، ناتواني يادگيري خاص و... ناميده مي شوند. متاسفانه غالب والدين و برخي از آموزگاران براي کنترل رفتاري و پيشرفت تحصيلي آنان، به نصيحت، سرزنش، تنبيه، مقايسه و امثال آن روي مي آورند. اين روش ها نه تنها به نتيجه نمي رسد بلکه آثار و عوارض سوء مانند پرخاشگري، خصومت، عدم اعتماد به نفس را در آنان ايجاد مي کند. براي درمان مشکلات يادگيري اين نوع کودکان بايد ابتدا به اصلاح در تغيير رفتار آنان همت گماشت. البته لازم به يادآوري است که اين گونه کودکان با کودکان معمولي کمي فرق دارند و نبايد انتظار داشت رفتارشان تا حد قابل توجهي تحت کنترل درآيد. به عنوان مثال انجام تمرين هايي براي افزايش ميزان توجه آنان مانند نقاشي، خطاطي، ماهي گيري و امثال آن زمان آرام گرفتن آنان را افزايش داده و بر تمرکزشان مي افزايد. همچنين در خلال درمان بايد برنامه هاي جذاب ديگري که به فعاليت نياز دارند، از جمله بازي هاي مطلوب تدارک ديده شود. نحوه درس خواندن و مرور کردن درس ها و روش هاي مطالعه و يادگيري را بايد به اين کودکان ياد داد. لازم است برنامه رفتاردرماني را به والدين کودکان آموخت تا آنان نيز در محيط خانه در تغيير رفتار کودک تاثير بگذارند.

مقدمات درمان افراد داراي اختلالات خواندن

درمان اين اختلال ها داراي 12 گام و به شرح زير است.

گام اول - انگيزه درمانگر؛ اولين گام عشق درمانگر به انسان ها است. اگر درمانگر به درجه يي از انسان دوستي رسيده باشد که موفقيت مراجعه کننده را نوعي تکامل و ارتقاي روحي براي خودش بداند، از پشتوانه بزرگي براي موفقيت برخوردار است.

گام دوم - داشتن ارتباط خوب؛ درمانگر بايد با ايجاد رابطه بسيار خوب و با استقبالي گرم پذيراي فرد داراي اختلال خواندن باشد. جملاتي که درمانگر هنگام ملاقات با آنان مي گويد، حالت چهره و اندام، لحن و تن صدا و... مي تواند اضطراب هاي آنان را کاهش دهد.

گام سوم - گوش کردن فعال؛ درمانگر پس از برقراري ارتباط خوب بايد از آنان بخواهد علت مراجعه را بيان کنند. وقتي آنان شروع به صحبت مي کنند، به خوبي به آنها گوش دهد. گوش دادن فعال فقط با گوش صورت نمي گيرد بلکه با تمامي بدن صورت مي گيرد. گوش کردن خوب، شنيدن درست و کامل همان مطلبي است که گوينده در نظر دارد.

گام چهارم - پرسشنامه والدين و مدرسه؛ در اين مرحله لازم است اطلاعات ضروري را از مراجعه کننده و سيستم خانوادگي او به دست آوريم. پس از تکميل پرسشنامه والدين، به خاطر کسب اطلاعات از اوضاع و اصول مراجعه کننده در مدرسه، لازم است پرسشنامه مناسبي براي معلم دانش آموز ارسال کنيم.

گام پنجم - هوشبهر؛ پس از کسب اطلاعات لازم از طريق پرسشنامه بايد مطمئن شد کودک عقب ماندگي ذهني ندارد. براي کسب اين اطمينان مي توان از آزمون هاي هوشي استاندارد شده استفاده کرد.

گام ششم - انجام کار گروهي؛ بهتر است درمان مشکلات يادگيري در مراکز راهنمايي و مشاوره متشکل از گروهي از تخصص هاي مختلف صورت گيرد. در اين گروه بايد روانپزشک، متخصص مغز و اعصاب، متخصص روانسنج، گفتاردرمانگر، شنوايي سنج، بينايي سنج، مشاور روانشناس باليني، مددکار اجتماعي، روانشناس تربيتي و متخصص درمان اختلالات يادگيري حضور داشته باشند و برنامه درماني با تاييد همه اعضاي گروه طراحي شود.

گام هفتم - مصاحبه با درمانجو؛ درمانگر بايد سعي داشته باشد با درمانجو رابطه حسنه يي برقرار کند. غالب درمانجويان مختل در يادگيري، ممکن است خودپنداره ضعيفي داشته باشند، يعني مشکل يادگيري آنان و اظهارنظر هاي نامناسب اطرافيان، عزت نفس شان را کاهش داده باشد يا از برچسب خوردن هراس داشته باشند به همين دليل درمانگر پس از سلام و احوالپرسي صميمانه و برقراري ارتباط بايد سعي کند محاسن و نقاط قدرت و توانمندي هاي درمانجو را بيان کند.

گام هشتم - تعيين متن براي آزمون و سنجش خواندن؛ براي ارزيابي و سنجش ميزان توانايي خواندن و در نتيجه ميزان مشکل يادگيري در خواندن بايد دو متن از کتاب فارسي دانش آموزان تهيه شود. انتخاب متن به ميزان درس هاي تدريس شده در پايه يي که دانش آموز تحصيل مي کند بستگي دارد.

گام نهم - سنجش و تشخيص؛ در اين مرحله، درمانگر براي تشخيص و طراحي درمان به ميزان و معياري نياز دارد که چگونگي و کميت مشکل دانش آموز را مشخص کند. در واقع اين بخش دقيق ترين بخش مربوط به کار درمان است زيرا طراحي برنامه درمان با عنايت به اين تشخيص گذاري صورت مي گيرد.

گام دهم - طراحي برنامه درمان؛ با تشخيص علل اختلال گام بسيار مهمي براي درمان برداشته شده است. پس از مشخص کردن نوع و ميزان مشکلات تعدادي از افراد داراي مشکلات خواندن مشخص مي شود که آنان يکدست نيستند و براي هر کدام بايد برنامه درماني ويژه يي تدارک ديد.

گام يازدهم - تهيه امکانات براي درمان؛ در اين مرحله ابزار و شرايط لازم براي درمان فراهم مي شود. وسايل درمان بايد بسيار ساده و ابتدايي و قابل دسترس باشد تا کودک در خانه نيز بتواند از آنها استفاده کند.

گام دوازدهم - ارائه اطلاعات به والدين و کتاب درماني؛ پس از طرح برنامه درماني لازم است وضعيت دانش آموز و مشکلات آموزشي که دارد به اطلاع والدينش برسد. از کتاب درماني نيز مي توان براي دانش آموزان و درمانجويان استفاده کرد.

پس از پيمودن دوازده گام، نوع مشکلات دانش آموزان در خواندن مشخص مي شود و درمانگر ديدگاه روشني براي درمان به دست مي آورد.

در پايان مي توان گفت اگر نظام عصبي در طول زندگي کودک مراحل رشد طبيعي خود را طي مي کند کودک دچار مشکل يادگيري نخواهد بود و چنانچه کودکان مراحل رشد و تشکل عصبي را که بر اثر تعامل بين فرد و جهان خارج است به خوبي طي کنند، در يادگيري دچار مشکل نخواهند شد.

* کارشناس ارشد روانسنجي

نگاهي به دلايل اصلي فراموشي خاطرات
براي تقويت حافظه ورزش کنيد
ترجمه؛ فرانک باجلان

حافظه، فرآيند کسب، اندوزش و نگهداري و سپس بازيابي اطلاعات است. اين فرآيند شامل سه مرحله رمزگذاري، اندوزش و بازيابي است. اليزابت لافت آس يکي از محققان برجسته و شناخته شده در امر حافظه و فراموشي دلايل اصلي فراموشي را به چهار دسته تقسيم کرده است؛ 1- ضعف بازيابي 2- تداخل 3- ضعف اندوزش 4- فراموشي باانگيزه.

1- ضعف بازيابي؛ آيا تا به حال احساس کرده ايد مطلبي را در همان لحظه يي که مي خواستيد به ياد بياوريد، فراموش کرده ايد؟ آيا احساس کرده ايد مطلب را مي دانيد فقط آن لحظه نمي توانيد آن را به ذهن بياوريد؟ يکي از دلايل شايع فراموشي صرفاً ناتواني در بازيابي مطلب مورد نظر است. طبق «نظريه تباهي» دليل اين مشکل اين است که چنانچه اطلاعات مرور و تمرين نشوند، بر اثر مرور زمان رد يا اثر آنها در حافظه شروع به کمرنگ شدن مي کند و سپس پاک مي شود، اما مشکل اين نظريه اين است که طبق تحقيقات به عمل آمده، گاهي اطلاعات يا خاطراتي که اصلاً در ذهن مرور نشده و مدت طولاني هم از آن گذشته است به راحتي بازيابي مي شوند.

2- تداخل؛ طبق «نظريه تداخل» برخي خاطرات يا اطلاعات در ذهن با خاطره يا اطلاعات ديگري در تعارض قرار مي گيرند يا بين آنها تداخل ايجاد مي شود. هرگاه اطلاعات جديد به اطلاعات قبلي که در ذهن ذخيره شده است بسيار شبيه باشد، تداخل به وجود مي آيد. تداخل به دو گونه است؛ 1- تداخل پيش گستر؛ وقتي يک ياد يا خاطره قديمي، به خاطر آوردن يک خاطره جديد را بسيار سخت يا ناممکن مي سازد. 2- تداخل پس گستر؛ وقتي اطلاعات جديد با توانايي فرد براي به خاطر آوردن اطلاعات گذشته تداخل پيدا مي کند.

3- ضعف اندوزش اطلاعات؛ يکي از دلايل فراموشي اطلاعات اين است که آن اطلاعات هرگز وارد حافظه بلندمدت فرد نشده اند. گاهي ضعف هاي رمزگذاري مي تواند مانع ورود اطلاعات به حافظه بلندمدت شود. 4- فراموشي باانگيزه؛ گاهي افراد مشتاقانه و به طور فعال اطلاعات يا خاطراتي را فراموش مي کنند، به ويژه تجارب منفي، وقايع تلخ، فاجعه هاي روحي و... اين نوع فراموشي شامل دو نوع واپس زدگي آگاهانه و ناخودآگاه است. از آنجايي که فعاليت هاي ذهني مانند مرور کردن، به ياد آوردن، تمرين کردن و... روش هاي مهمي در تقويت حافظه هستند پس اين نوع خاطرات دردناک و ناخوشايند که احتمال کمتري براي مرور و يادآوري دارند، به راحتي فراموش مي شوند. در گذشته فراموشي را جزء اجتناب ناپذير پيري مي پنداشتند، اما تحقيقاتي که طي چندين دهه روي کارکرد مغز انجام گرفته است، نشان داده است نوعي زوال حافظه که زماني آن را طبيعي مي انگاشتند اکنون به مثابه نشانه هاي اوليه اختلال شناختي خفيف يا MCI در نظر گرفته مي شود. مرز بين فراموشي معمولي در افراد مسن و MCI نامشخص است. MCI زوال کارکردشناختي در افراد بالاي 65 سال است. امروزه در امريکا 10 درصد افراد بالاي 70 سال دچار اين اختلال هستند. اين افراد ممکن است براي دنبال کردن يک گفت وگو دچار مشکل شوند يا يک ناتواني نسبتاً مداوم در به يادآوري نام هاي جديد داشته باشند يا به طور متناوب چيزهايي را گم کنند اما آنها مي توانند به طور مستقل عمل کنند و فعاليت هاي روزانه شان را مانند غذا درست کردن، حساب و کتاب هاي روزانه، نظافت شخصي و... به طور مستقل انجام دهند. افراد مبتلا به MCI نسبت به ديگران ريسک ابتلا به آلزايمر بيشتر دارند. کمبود ويتامين ها، بدکاري تيروئيد يا نامنظمي فشار خون مي توانند روند زوال مغزي يا فراموشي را تشديد کنند. بنابراين تشخيص و درمان اين بيماري ها مي تواند موجب بهبود MCI در افراد شود. هنوز درمان قاطع و مشخصي براي MCI وجود ندارد. اما محققان با تحقيق روي آنتي اکسيدان ها اميدوارند به زودي جلوي اين اختلال کارکرد شناختي مغز را بگيرند. اما تاکنون ثابت شده است داشتن روابط اجتماعي و انجام برخي کارها نظير يادگيري يک زبان جديد يا ورزش کردن مي تواند به بهبود حافظه کمک شاياني کند. تحقيقاتي که در سپتامبر 2008 منتشر شد نشان داد افرادي که به طور مرتب و متناوب ورزش مي کنند کارکرد حافظه شان بهتر مي شود و ريسک ابتلا به MCI يا زوال مغز در آنها کمتر مي شود. البته بيشتر افراد شرکت کننده در اين تحقيق پياده روي را انتخاب و سه بار در هفته به مدت 50 دقيقه پياده روي کرده بودند.

www.about.com
راهنمايي هايي براي سلامت دندان
محافظه کارانه ترين، بهترين است
دکتر ياشيل احدي مقدم*

www.doctoryashil.com

خوانندگان محترم مي توانند پرسش هاي خود را با ذکر سن، محل سکونت و شرح مختصري از مشکل و هر موضوعي که در يافتن علت کمک کند مطرح سازند تا پاسخ داده شود. براي طرح پرسش هاي خود مي توانيد با آدرس info@doctoryashil.com مکاتبه کنيد.

---

- دختري 34 ساله و مجرد هستم. دندان هاي من به صورت ارثي با فاصله است و به همين دليل بيشتر دندان هايم پر شده است. مشکل من مربوط به رنگ دندان هايم است و دلم مي خواهد رنگ آنها سفيد باشد. اما آشنايان مي گويند whitening براي دندان مضر است. چند بار دندانم را جرم گيري کردم، اما ماده سفيدکننده بروساژ فقط چند روز سفيد مي کند.

اينکه اشاره کرده ايد خمير بروساژ مدتي دندان هاي شما را سفيد مي کند و دست کم چند روز از رنگ آن راضي هستيد به نظر مي رسد رنگ دندان شما تحت تاثير عوامل خارجي (چاي يا قهوه يا دخانيات يا مواد رنگي) تيره مي شود چون بروساژ،Stainها و رنگدانه هاي خارجي را پاک مي کند و دندان را به رنگ اوليه درمي آورد. در اين صورت سعي کنيد مواد رنگي را در رژيم غذايي خود کاهش دهيد. اما اگر از رنگ بعد از بروساژ دندان خود نيز خيلي راضي نيستيد، مي توان رنگ کلي دندان را تغيير داد.

توجه داشته باشيد که سفيد کردن دندان (بليچينگ) در صورتي که به درستي انجام شود، مضر نيست. موضوع مهم ديگري که بايد در نظر گرفته شود اين است که ترميم (پرکردگي)ها و پروتز (روکش)ها با روش هاي بليچينگ تغيير رنگ نمي دهند و اشاره کرده ايد دندان هاي شما به دليل فاصله ميان شان پر شده اند. در صورتي که دندان هاي نمايان شما نيز با مواد هم رنگ پر شده اند، بايد هنگام سفيد کردن دندان، رنگ کامپوزيت موجود دندان را به عنوان رنگ ثابت در نظر بگيريد يا پيش از انجام بليچينگ، ترميم ها را نيز به رنگ دلخواه خود تعويض کنيد.

اگر موضوع فاصله ميان دندان ها و پرکردن آن در دندان هاي نمايان، باعث بدشکلي دندان شده است، شايد بتوان با استفاده از لمينيت هم مشکل بدرنگي و هم مشکل نامتقارني و بدشکلي دندان را به يکباره حل کرد.

-آيا دندان پوسيده را مي شود عصب کشي نکرد؟

بله. عصب کشي زماني انجام مي شود که پوسيدگي عصب دندان را نيز درگير کرده باشد و اين مستلزم عميق شدن پوسيدگي است. با رسيدگي مستمر به دندان ها و توجه به علائم درد و حساسيت، در اکثر موارد با ترميم هاي معمولي پوسيدگي را مهار مي کنند و هرگز به عصب کشي نياز نمي شود. اما اگر منظورتان از سوال، چانه زدن در مورد عصب کشي نکردن دنداني است که پوسيدگي به عصب رسيده، خير. چون عصب کشي نکردن دنداني که نياز به عصب کشي دارد، جدا از درد و ناراحتي وحشتناکي که براي فرد بيمار ايجاد مي کند، به عنوان کانون عفونت در بدن محسوب مي شود که هر لحظه ممکن است باعث بروز مجدد عفونت شديد، تورم و آبسه حاد شود.

-دندان شماره 7 فک پايين من يک سال و نيم پيش روکش و پست شد. دو ماه پيش کنار لثه من ورم کرد و مراجعه به دندانپزشک ديگري کردم و ايشان تشخيص عفونت لثه دادند و يک پارگي در محل تورم ايجاد کردند ولي اين لثه همچنان متورم بود. با مراجعه به دکتر معالجم، ايشان گفتند روکش فشار مي آورد و روکشم را برداشتند و يک دوره آموکسي سيلين هم تجويز کردند و گفتند بعد از عيد بيايم که روکش جديدي بگذارند. الان سه روز است که آغاز به خوردن دارو کرده ام ولي لثه همچنان متورم است. البته تورمش خيلي زياد نيست و اصلاً هم درد نمي کند. به آن دندانپزشک ديگر مراجعه کردم، تشخيص دادند پستي که در ريشه دندان گذاشته شده باعث شکستگي ريشه شده و دندان را بايد کشيد و ايمپلنت کرد. درضمن ريشه ديگر دندان سالم است و هيچ مشکلي ندارد. آيا مي توان ريشه ناسالم را کشيد و با استفاده از ريشه سالم روکش مجدد ساخت؟

سوال شما پيش از عيد ارسال شده و شايد پاسخي که من اکنون مي دهم بي فايده شده باشد. از بابت تاخيرم عذر مي خواهم. تورم لثه دنداني که عصب کشي و پست و روکش شده باشد، مي تواند به دلايل مختلفي از قبيل اشکال در عصب کشي، شکستگي عمودي ريشه، التهاب ناشي از روکش و... باشد. اشکال عصب کشي، با استفاده از عکس راديولوژي قابل تشخيص است.

تشخيص شکستن عمودي ريشه معمولاً در راديوگرافي قابل تشخيص نيست. اما بايد بالاخره با عکس از زواياي مختلف يا به دنبال فلپ (برش جراحي) ناحيه مشخص و ثابت شود.

موضوع مهم ديگر سوال شما اين است که با وجود يک ريشه سالم، مي توان با استفاده از جراحي همي سکشن ريشه ناسالم را از ريشه سالم جدا و خارج کرد و روکش را براساس ريشه سالم مستقر ساخت.

به طور کلي، در دندانپزشکي امروز، بهترين روش درمان، محافظه کارانه ترين روش است يعني در مواردي که تشخيص قطعي ممکن نباشد، از روش هايي که کمترين تغيير را در بافت دهان ايجاد مي کنند (Conservative) آغاز مي کنيم و اگر نتيجه مناسب به دست نيامد، به روش هايي که نياز به اعمال تغييرات بيشتري در بافت دهان و دندان دارند (Aggressive)، اقدام مي کنيم.

*جراح، دندانپزشک
عناوين اين صفحه
تعامل شايسته فرد و جهان پيرامون
براي تقويت حافظه ورزش کنيد
محافظه کارانه ترين، بهترين است
فوايد ويتامين D براي سالمندان
بي اطلاعي ديابتي ها از بيماري خود
کاهش فشارخون با مصرف توت فرنگي
کاهش سرطان پروستات با مصرف سبزيجات

فوايد ويتامين D براي سالمندان
واحدمرکزي خبر؛ مصرف روزانه ويتامين D در افراد مسن خطر شکستگي استخوان و بيماري هاي قلبي - عروقي را کاهش مي دهد. پزشکان با استناد به پژوهش هاي علمي درباره فوايد ويتامين D بر بدن، بيش از پيش به تجويز اين ويتامين به افراد بالاي 65سال اقدام مي کنند. بزرگ ترين مشخصه اين ويتامين، ساخته شدن آن تحت تاثير اشعه هاي خورشيدي و توسط پوست است. مکمل هاي غذايي اين ويتامين به ويژه از طريق روغن ماهي تنها يک سوم از نياز بدن را تامين مي کند. ويتامين D که از ديرباز به سبب نقشش در تقويت بافت استخواني شناخته شده بود، مي تواند با مصرف روزانه، بيماري راشيتيسم را در کودکان از بين ببرد. اين ويتامين پس از دهه ها بي توجهي بار ديگر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. تحقيقات اخير نشان مي دهد اين ويتامين مي تواند از بروز برخي سرطان ها (به خصوص سرطان روده)،ديابت نوع يک، حملات قلبي - عروقي و حتي افسردگي فصلي پيشگيري کند. مطالعات بين المللي وسيعي که درباره اين ويتامين صورت گرفته، تاکيد مي کند مصرف بالاي اين ويتامين به ميزان قابل توجهي خطرات شکستگي استخوان را در افراد مسن کاهش مي دهد.


بي اطلاعي ديابتي ها از بيماري خود
اعتماد؛ رئيس بيستمين کنگره جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران با هشدار نسبت به اينکه 50 درصد افراد ديابتي از بيماري خطرناک خود بي اطلاعند، بر ضرورت پيشگيري از بيماري هاي خطرناک پيش از بروز عوارض و پيشرفت بيماري ها تاکيد کرد. دکتر «ايرج خسرونيا» که به مناسبت برپايي کنگره سالانه جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران که 11 تا 15 ارديبهشت ماه امسال در مرکز همايش هاي رازي تهران برپا مي شود، سخن مي گفت با اعلام اين خبر افزود؛ «افراد بي اطلاع از ديابت زماني به پزشک مراجعه مي کنند که دچار اختلال ديد، نارسايي کليه ها و بيماري هاي عصبي مي شوند.» وي از بيماري کبد چرب که اکثراً بدون علامت بوده و برحسب تصادف با سونوگرافي و انجام آزمايش ها خود را نشان مي دهد به عنوان يک بيماري خطرناک ديگر نام برده و تصريح کرد؛ «در بسياري از مواقع اکثر بيماران از مبتلا شدن خود به هپاتيت هاي خطرناک مانند هپاتيت C اطلاع ندارند و ممکن است بر حسب تصادف و انجام آزمايش يا ايجاد عوارض اين بيماري به پزشک راهنمايي شوند.» دکتر «خسرونيا» گفت؛ «متاسفانه درمان بيماري هاي مزمن مانند ديابت، سرطان و هپاتيت ها بسيار گران و گاه بدون نتيجه است.» وي ادامه داد؛ «اگر ما بتوانيم سرطان ها را در همان روزها و ماه هاي اول تشخيص دهيم، درمان بسيار راحت تر و کم خرج خواهد بود. در همين راستا کشورهاي پيشرفته، توان خود را صرف پيشگيري از بيماري ها و انجام آزمايش هاي دوره يي براي تمام افراد کرده و بررسي هاي سالانه را قانوني و اجباري کرده اند.» به گفته دکتر «خسرونيا» «متاسفانه بيماران در ايران و کشورهاي همسايه به دليل انجام ندادن معاينات دوره يي و انجام آزمايش هاي سالانه، زماني براي درمان بيماري خود مراجعه مي کنند که بيماري با عوارض آن همراه و درمان آنها طولاني و گاه غيرممکن مي شود.» وي اظهار داشت؛ «انجام واکسيناسيون ممکن است از بروز بسياري از بيماري هاي عفوني جلوگيري کند، ولي بسياري از بيماري هاي متابوليک، عفوني و سرطان ها فاقد واکسن بوده و بررسي هاي سالانه افراد سبب محافظت در برابر شيوع و بروز بيماري هاي گوناگون مي شود.» دکتر «خسرونيا» در پايان گفت؛ «بيستمين کنگره جامعه پزشکان متخصص داخلي ايران با تاکيد بر بررسي و پيشگيري از بيماري هاي خطرناک و با سخنراني استادان خارجي و داخلي 11 تا 15 ارديبهشت ماه در مرکز همايش هاي رازي تهران برگزار خواهد شد.»


کاهش فشارخون با مصرف توت فرنگي
سلامت نيوز؛ مصرف چند عدد توت فرنگي در روز خطر ابتلا به پرفشاري خون را کاهش مي دهد. پژوهشگران با انجام دادن تحقيقاتي در فنلاند دريافتند افرادي که پس از هر وعده غذايي چند دانه توت فرنگي مصرف کنند، احتمال ابتلاي خود را به پرفشاري خون کاهش مي دهند. در اين مطالعه مشخص شد فشارخون افرادي که در تحقيقات اين گروه شرکت داشتند پس از مصرف توت فرنگي هفت درصد کاهش يافت. توت فرنگي داراي مقادير بسيار زيادي از آنتي اکسيدان ها است که سطح اکسيد نيترات بدن را افزايش مي دهد که اين تغيير به نوبه خود سبب کاهش فشارخون بالا مي شود. انواع مختلف توت فرنگي ها، آنتي اکسيدان هاي مختلفي دارند و از اين رو توصيه مي شود به صورت ترکيبي استفاده شوند.


کاهش سرطان پروستات با مصرف سبزيجات
واحدمرکزي خبر؛ دانشمندان چيني اعلام کردند رژيم غذايي مملو از سبزيجات خطر ابتلا به سرطان پروستات را کاهش مي دهد. پژوهشگران دانشگاه هنگ کنگ اعلام کردند نتايج بيش از يکصد مورد مطالعه نشان مي دهد مکانيسم طبيعي مواد آنتي اکسيدان موجود در سبزيجات، در محافظت از ساختار ماده DNA و جلوگيري از تخريب سلول، اصلي ترين علت امتياز مصرف سبزيجات در کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات محسوب مي شود. پژوهشگران مي گويند گوجه فرنگي و فرآورده هاي آن حاوي مقادير زيادي ماده کاروتنوئيد آنتي اکسيدان ليکوپن است که در کاهش ابتلا به سرطان پروستات نقش دارد. همچنين تاثير مثبت انواع ديگر آنتي اکسيدان هاي موجود در سبزيجات زرد و نارنجي رنگ همچون بتاکاروتن و فلاوونوئيد در کاهش ابتلا به سرطان و اثرات ضدالتهابي آنها به اثبات رسيده است. تحقيقات همچنين از تاثير مثبت مصرف دانه سويا و فرآورده هاي آن و نيز سير، پياز، کلم و کاهو حکايت دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام