چهارشنبه، 19 فروردين 1388 - شماره 1920
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
سارقان مسلح ديروز در جلسه محاکمه چگونگي حادثه را شرح دادند
قتل نگهبان خودروي حمل پول در درگيري با سارقان مسلح



گروه حوادث؛ سردسته يک شبکه سرقت مسلحانه که در بين 10 دزدي خود نگهبان يک خودروي حمل پول را کشته اند ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.

به گزارش خبرنگار ما، پرونده اين سارقان مسلح در سال 84 تشکيل شد. در آن زمان ماموران در پي سرقت هاي مسلحانه زنجيره يي پي بردند اين دزدي ها کار يک گروه است و در نهايت در يکي از سرقت ها زماني که مامور خودروي حمل پول کشته شد رديابي هاي اطلاعاتي که توسط کارآگاهان انجام گرفت باعث به دام افتادن اين مردان خشن شد.


با اينکه ماموران نتوانستند يکي از اعضاي اين باند را دستگير کنند و وي هنوز فراري است روز گذشته سه متهم در برابر قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفتند و جزئيات ماجرا را تشريح کردند. البته اين پرونده فقط بخشي از پرونده اين گانگستران است و ديگر اتهامات آنها که شليک به يک محافظ ديگر خودروي حمل پول و زخمي کردن اوست، در مجتمع قضايي ديگري رسيدگي و محسن متهم رديف دوم پرونده به 16 سال حبس و حجت متهم رديف سوم نيز به پنج سال حبس محکوم شده اند. همچنين اين متهمان پرونده يي نيز به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب دارند که هنوز مفتوح است.

در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در برابر هيات قضات حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ متهمان حاضر در دادگاه سارقان مسلحي هستند که از ابتداي سال 86 تحت تعقيب بودند و بالاخره 27 مهرماه همان سال دستگير شدند. از آنجايي که اين محاکمه فقط در مورد صلاح الدين يکي از اين متهمان است کيفر خواست قتل عمد در مورد وي صادر شده و اتهامات ديگر متهمان در دادگاه صالحه ديگري در حال رسيدگي است.

وي افزود؛ مطابق محتويات پرونده صلاح الدين متهم 28 ساله روز نهم خردادماه سال 86 با سلاح کلاشينکف حسن قنبريان مامور همراه خودروي حمل پول بانک صادرات را مقابل شعبه زرافشان با شليک دو گلوله به قتل رسانده است. متهم بارها در بازجويي ها به قتل حسن اعتراف و صحنه را نيز بازسازي کرده است.

وي ادامه داد؛ با توجه به مدارک موجود در پرونده و به عنوان نماينده دادستان تهران تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

در ادامه اولياي دم حسن در برابر قضات قرار گرفتند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.

در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي رئيس دادگاه از همکار مقتول که در صحنه سرقت حضور داشت و خودش هم با شليک گلوله مردان مسلح زخمي شده بود، خواست در جايگاه حاضر شود و مشاهداتش را توضيح دهد. وي گفت؛ ساعت 9 صبح بود که ما مطابق معمول هر روز سوار ماشين حمل پول شديم و به چند بانک رفتيم. مقابل شعبه زرافشان بوديم که يکدفعه دو نفر به طرف ماشين آمدند. من سوار خودرو بودم. قبل از اينکه پياده شوم آنها ما را به رگبار بستند و مرا زخمي کرده و حسن را کشتند و بعد پول ها ر ا برداشتند و رفتند.

وي ادامه داد؛ من نمي دانم چه کسي به حسن شليک کرد چون در آن لحظه خودم مجروح شده بودم. فقط حين تيراندازي شنيدم يکي از سارقان فرياد مي زد؛ «اين يک سرقت مسلحانه است. سلاح هاي خود را زمين بگذاريد و روي زمين دراز بکشيد.»

در ادامه جلسه دادگاه به دستور قاضي عزيز محمدي، محسن يکي از متهمان پرونده سرقت مسلحانه که به عنوان مطلع از زندان به دادگاه آورده شده بود، در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ يک روز من و همدستانم در خيابان ونک بوديم که اين خودروي حمل پول را ديديم. همان موقع آن را تعقيب کرديم و مسيري را که اين خودرو هر روز طي مي کرد به دست آورديم. سپس به مخفيگاه مان برگشتيم تا نقشه سرقت را طراحي کنيم. بايد روي ثانيه به ثانيه آن برنامه ريزي مي شد و همه چيز در زمان مشخص خودش انجام مي گرفت. کوچک ترين خطايي مي توانست همه چيز را خراب کند. بالاخره نقشه را طراحي کرديم و به محل رفتيم اما نتوانستيم زمان را هماهنگ کنيم و دوباره برگشتيم تا از ابتدا نقشه را بررسي کنيم.

وي افزود؛ دوباره تحقيقات را شروع کرديم. محوطه به طور کامل زير نظر ما بود. در خيابان زرافشان رفت و آمد کم و منطقه ساکتي بود. هيچ خودرويي هم آن اطراف وجود نداشت. تصميم مان را قطعي کرديم و به خيابان زرافشان رفتيم. قرار بود من از سمت راست حرکت کنم و صلاح الدين از سمت چپ تا بتوانيم نگهبانان را خلع سلاح کنيم. وقتي نزديک شديم من به سمت نگهباني که قرار بود خلع سلاح کنم رفتم و در کمال تعجب ديدم نگهباني که من مسوول خلع سلاح کردن آن بودم (مرد مجروح) در ماشين نشسته و با تلفن همراهش صحبت مي کند. مرد راننده نيز بلافاصله بعد از پارک کردن خودرو پياده شد و به طرف سوپرمارکت رفت. تحويلدار هم به اتفاق حسن يکي ديگر از نگهبانان براي باز کردن در خودرو به سمت عقب رفتند. يکدفعه صلاح الدين فرياد زد اين يک سرقت مسلحانه است و مرد نگهبان يکباره و بر حسب وظيفه تلفن همراهش را قطع کرد. خواست پياده شود که من اجازه ندادم. دست به سلاحش برد و در اين هنگام من تيري به پايش شليک کردم. او به شدت ترسيده بود. به من گفت مي خواهي مرا بکشي؟ من جواب دادم قرار نيست کسي کشته شود و بعد سلاحش را گرفتم و به طرف ديگر خودرو رفتم. در آنجا تيراندازي شده بود. صلاح الدين با کلاشينکف تيراندازي کرده و حسن نگهبان ديگر کشته شده و روي زمين افتاده بود. قرار بود صادق يکي از همدستان مان که اکنون فراري است، پول ها را به ماشين خودمان منتقل کند اما او به شدت دچار اضطراب شده بود و نمي توانست به سرعت کار را انجام دهد. من هم به کمکش رفتم و چند کيسه را به خودرو منتقل کردم. آن روز حجت

- همدست ديگرمان- راننده بود و پشت فرمان نشسته بود. بعد از آن هم همگي فرار کرديم.

محسن در مورد اينکه چه کساني در صحنه سرقت سلاح داشتند، گفت؛ به جز من و صلاح الدين، صادق هم سلاح داشت اما سلاح او براي ترساندن بود و از آن استفاده نمي کرد.

اين سارق مسلح گفت؛ ما در مجموع10 فقره سرقت مسلحانه انجام داديم که پنج مورد آن از بانک يا خودروي حمل پول بود. ما متوجه شده بوديم ماموران حمل پول هيچ کدام آموزش ديده نيستند و از افراد عادي هستند که سلاح به آنها داده شده است. با اين وجود به اين نتيجه رسيده بوديم که اگر به سمت ما شليک کنند 50 درصد احتمال دارد که بر ما پيروز شوند و راننده خودروي حمل پول هم فرار کند و به همين دليل نگران بوديم اما زماني که داشتيم به ماشين نزديک مي شديم راننده هم از خودروي حمل پول پياده شد و بنابراين احتمال فراري دادن ماشين منتفي شد و ما در هر صورت مي توانستيم پول ها را به دست آوريم ضمن اينکه يکي از نگهبانان داخل ماشين نشسته بود و داشت با تلفن همراهش صحبت مي کرد بنابراين چند ثانيه يي طول مي کشيد تا بر خودش مسلط شود. اين ثانيه ها به نفع ما بود. زماني که ما پول را به سرقت برديم من کلاشينکف نگهباني را که زخمي شده بود نيز برداشتم و در ماشين متوجه شدم او حتي سلاحش را مسلح نکرده و گلوله داخل آن قرار نداده است در حالي که ما کاملاً آماده بوديم. اگر حسن هم مانند همکارانش به حرف ما گوش مي داد و سعي نمي کرد صلاح الدين را با تير بزند حالا زنده بود.در ادامه حجت ديگر متهم که او نيز به عنوان مطلع دعوت شده بود در جايگاه حاضر شد. وي حرف هاي همدستش را تاييد کرد و گفت؛ ما 10 روز خودروي حمل پول را تعقيب کرديم و کسي متوجه نشد. البته من فقط در چهار فقره سرقت همراه اين باند بودم و نقش راننده را داشتم و هيچ سلاحي همراهم نبود. روز حادثه خود صلاح الدين در ماشين گفت او مرد نگهبان را به قتل رسانده است.

اين بار نوبت به متهم اصلي رسيد. وي در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ اتهام قتل عمد را قبول ندارم. من تحت فشار اعتراف کردم. به جز من صادق هم سلاح داشت. او مهمات من را تامين مي کرد. روز حادثه هم پنج نارنجک، سه کلت، يک قبضه سلاح نيم کلاش، 32 فشنگ و يک سلاح وينچستر داشت.

در پايان جلسه محاکمه هيات قضات (عزيزمحمدي، بومي، رحيمي، محمدي کشکولي و سري) وارد شور شدند و با توجه به نظريه کارشناسان، اظهارات متهمان و ساير دلايل موجود در پرونده صلاح الدين را به قصاص محکوم کردند.
شگرد ويژه توريست قلابي براي فروش جواهرات بدلي


گروه حوادث؛ توريست قلابي و دو همدستش که وظيفه داشتند براي فروش جواهرات بدلي بازارگرمي کنند از مشتريان بانک ها و مراکز تجاري کلاهبرداري مي کردند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه چهار تهران ضمن شکايت از يک توريست قلابي به خاطر فروش دو زنجير بدلي از بر باد رفتن 600 هزار تومان از پول هايش خبر داد. وي به حسن سهرابي بازپرس شعبه هفتم گفت؛ چند روز قبل براي نقد کردن يک فقره چک به بانک رفته بودم. وقتي چک وصول شد همراه با يک ميليون تومان پول نقد از بانک خارج شدم و به سمت مغازه ام راه افتادم. در بين راه مردي که ظاهراً خارجي بود جلو مرا گرفت و از من کمک خواست. او که به سختي مي توانست فارسي صحبت کند دو زنجير طلا در دست داشت و از من خواست آنها را از او بخرم. در همين حين مرد ديگري نيز جلو آمد تا حرف هاي مرد خارجي را ترجمه کند. او گفت مرد توريست اهل بلغارستان است و همه پول ها و مدارکش را گم کرده و براي اينکه بتواند به کشورش برگردد حاضر است زنجيرها را بفروشد. آن مرد گفت؛ زنجيرها حدود دو ميليون تومان ارزش دارد ولي او به خاطر گرفتاري اش تصميم گرفته آنها را 600 هزار تومان بفروشد تا پول بليت سفر به بلغارستان را به دست آورد.

شاکي ادامه داد؛ در حالي که چند دقيقه يي از شروع صحبت من با مرد بلغاري گذشته بود مردي ديگري نيز که از آنجا عبور مي کرد جلو آمد و ضمن پرس و جو در مورد ماجرا گفت حاضر است زنجيرها را بخرد اما مرد توريست جواب داد چون اول به من پيشنهاد داده فقط حاضر است طلاهايش را به من بفروشد. در آن لحظه وسوسه سود سرشار از يک سو و بازارگرمي هاي توريست بلغاري و دو مرد رهگذر از سوي ديگر باعث شد تصميم بگيرم طلاها را بخرم. به اين ترتيب 600 هزار تومان از پول هايم را به او دادم و زنجيرها را خريدم. عصر آن روز با اشتياق زياد زنجيرها را به خانه بردم اما وقتي همسرم آنها را ديد گفت زنجيرها بدلي است.

در پي شکايت اين مرد بازپرس سهرابي ماموران کلانتري تهرانپارس را موظف کرد در اين باره تحقيق کنند. اظهارات شاکي نشان مي داد دو مرد عابر که او را تشويق به خريدن زنجيرهاي طلا کرده اند با مرد بلغاري همدست هستند و با سياه کاري توانسته اند مالباخته را فريب دهند. بنابراين از آنجا که احتمال داشت اين سه نفر از افراد ديگري نيز با اين شيوه کلاهبرداري کنند تحقيقات پليس براي دستگيري آنان با راه اندازي گشت هاي ويژه آغاز شد.

در اين ميان دو نفر ديگر نيز در اظهاراتي مشابه اعلام کردند يک توريست خارجي در قبال دريافت پول هاي کلان به آنها زيورآلات بدلي فروخته است. اظهارات شاکيان جديد شباهت زيادي به اولين مالباخته داشت به همين دليل ماموران يقين پيدا کردند بدل اندازان دست به اقدامات مجرمانه ديگري نيز زده اند و به احتمال زياد همچنان به فعاليت هايشان ادامه مي دهند. بنابراين بررسي ها براي دستگيري آنان با جديت بيشتري ادامه يافت تا اينکه اوايل هفته جاري اکيپي از ماموران حين گشت زني به سه سرنشين يک خودروي پرايد مظنون شدند و اتومبيل آنان را متوقف کردند. در بازرسي بدني از اين سه مظنون يک زنجير که ظاهراً طلا بود توجه افسران پليس را به خود جلب کرد و با اين پيش فرض که اين سه نفر همان بدل اندازان هستند هر سه را به کلانتري منتقل کردند. مظنونان ابتدا بدل اندازي و انجام هرگونه کلاهبرداري را انکار مي کردند اما با حضور شاکيان در کلانتري و مواجهه حضوري فروش زيورآلات بدلي را به گردن گرفتند. متهمان اقرار کردند روزها در مقابل بانک ها و مراکز تجاري پررفت وآمد به کمين افرادي که پول همراه داشتند مي نشستند و يکي از آنان که موهاي بوري داشت با اين ترفند که توريست است و هيچ پولي براي برگشت به کشورش ندارد به استقبال طعمه شان مي رفت و زيورآلات بدلي اش را براي فروش پيشنهاد مي داد. سپس دو نفر ديگر نيز به بهانه هاي مختلف بازارگرمي مي کردند.

در پي اعترافات اوليه متهمان صبح ديروز هر سه نفر به دادسراي ناحيه چهار منتقل شدند و از سوي بازپرس سهرابي تحت بازجويي قرار گرفتند. آنها فقط به سه فقره بدل اندازي اعتراف کردند و مورد جديد را گردن نگرفتند. به همين علت براي افشاي جرائم احتمالي ديگر متهمان بازپرس پرونده با صدور قرار قانوني آنها را روانه زندان کرد. بنا بر اين گزارش هم اکنون تحقيقات از متهمان ادامه دارد.

بازپرس سهرابي ضمن هشدار به شهروندان درباره خريد جواهرات گفت؛ اگر کسي در خيابان طلا در دست داشت و خواست آن را بفروشد قطعاً بايد به او شک کرد چراکه خيابان جاي مناسبي براي خريد و فروش طلا نيست. رعايت نکاتي ساده اما مهم مي تواند شهروندان را از گزند افراد شياد دور کند.
پليس بين الملل زن شوهرکش را دستگير کرد


رئيس اداره تحقيقات جنايي اينترپل ايران از دستگيري زني خبر داد که همسر خود را در يزد به قتل رسانده و به کشور افغانستان فرار کرده بود.

سرهنگ محسن مختاري گفت؛ اين زن ايراني به نام «مرضيه م» که دو فرزند دارد با همکاري دو تبعه غيرمجاز افغان همسر خود را روز 17 مهرماه سال 86 به قتل رسانده بود.

وي افزود؛ مرضيه با همدستي دو تبعه افغان دست و پا و دهان همسر خود به نام «محمد م» را با طناب و پارچه و خود او را به يک صندلي بست و سپس وي را خفه کرد.رئيس اداره تحقيقات جنايي اينترپل ايران تصريح کرد؛ متهمان پس از اين اقدام به کشور افغانستان فرار کردند و يکي از متهمان پس از رسيدن به کشور افغانستان با صاحبخانه منزل تماس گرفت و موضوع را به وي اطلاع داد.سرهنگ مختاري اضافه کرد؛ بازپرس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب يزد با رديابي محل تماس متهمان متوجه شد آنها از کشور افغانستان تماس گرفته اند.بازپرس شعبه اول دادسراي عمومي و انقلاب يزد پس از بررسي و اطمينان از اينکه متهمان به کشور افغانستان فرار کرده اند موضوع را به پليس بين الملل اعلام کرد.سرهنگ مختاري خاطرنشان کرد؛ موضوع از طريق اينترپل به پليس جنايي افغانستان اعلام شد و آنها تحقيقات خود را براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز کردند.وي اضافه کرد؛ پليس اينترپل افغانستان پس از شناسايي و دستگيري متهمان آنها را به مرجع قضايي افغانستان تحويل داد.مختاري تصريح کرد؛ بازپرس پرونده پس از موافقت مرجع قضايي افغانستان با استرداد متهم به ايران، شروع به تهيه مدارک استرداد کرده و در اختيار وزارت امور خارجه کشورمان قرار داده است.

رئيس اداره تحقيقات جنايي اينترپل اضافه کرد؛ مسوولان وزارت خارجه مدارک موجود را به مقامات ذي ربط در کشور افغانستان تحويل دادند و پس از پيگيري هاي لازم سرانجام متهم «مرضيه م.» به همراه دو فرزند خود روز 16 فروردين ماه به اينترپل کشورمان در مشهد تحويل داده شد.
عناوين اين صفحه
قتل نگهبان خودروي حمل پول در درگيري با سارقان مسلح
شگرد ويژه توريست قلابي براي فروش جواهرات بدلي
پليس بين الملل زن شوهرکش را دستگير کرد
منوکسيدکربن امسال جان 10 تهراني را گرفت
آغاز تحقيقات درباره دو جنايت
تعداد تلفات زلزله ايتاليا به 150 نفر رسيد
اين دو مامور قلابي را شناسايي کنيد
زورگيران، کاميون ها را با بارش مي ربودند
کلاهبردار حرفه يي به دام افتاد

منوکسيدکربن امسال جان 10 تهراني را گرفت
معاون فني اورژانس تهران گفت؛ از ابتداي سال تاکنون 10 نفر بر اثر گازگرفتگي جان خود را از دست داده اند.سيدرضا معتمدي در گفت وگو با «ايلنا» اظهار کرد؛ از اول فروردين ماه سال 88 تا 17 فروردين ماه 114 مورد گازگرفتگي براثر منوکسيد کربن در تهران اتفاق افتاده است که 10 نفر بر اثر اين گاز گرفتگي ها جان خود را از دست داده اند.وي ادامه داد؛ در ميان اين قربانيان شش نفر زن و چهار نفر مرد بودند.وي با بيان اينکه آمار کشته شدگان براثر گازگرفتگي نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزايش داشته است، تصريح کرد؛ در مدت مشابه سال گذشته سه نفر بر اثر گاز گرفتگي فوت شده بودند.معتمدي علت اين افزايش آمار را برودت ناگهاني هوا عنوان کرد.


آغاز تحقيقات درباره دو جنايت
وقوع قتل در يک نانوايي و کشته شدن يک رفتگر باعث آغاز تحقيقات پليسي - قضايي در اين خصوص شد.صبح روز دوشنبه ماموران کلانتري شهرک غرب طي تماسي با محمدحسين شهرياري بازپرس جنايي تهران، وي را در جريان قتل مردي 58 ساله به نام «کاظم» قرار دادند.در بررسي هاي اوليه مشخص شد «کاظم» به کار نانوايي اشتغال داشته و بر اثر وارد آمدن ضربه زنجير موتور به سرش، کشته شده است.به دنبال صدور دستور قضايي چهار مظنون بازداشت شدند که دو نفر از آنها کارگران نانوايي و دوم نفر ديگر از اهالي محل بودند.کارگران بازداشت شده به بازپرس جنايي گفتند؛ ساعاتي قبل، دو نفر از اهالي با مراجعه به نانوايي حرف هاي نامربوط زدند و سر همين موضوع با هم درگير شديم. آنها با وارد آوردن ضربه زنجير به سر کاظم، وي را مجروح کردند و او دقايقي بعد جان باخت.با صدور قرار قانوني براي مظنونان بازداشت شده، پرونده آنها در اختيار ماموران اداره دهم آگاهي قرار گرفت تا انگيزه واقعي جنايت مشخص شود.در همين حال کشف جسد يک مرد مجهول الهويه در غرب تهران، بازپرس و پليس جنايي را با معمايي تازه روبه رو کرد.ساعت 9 صبح روز دوشنبه ماموران کلانتري جنت آباد در جريان آتش سوزي منجر به مرگ در ساختماني نيمه کاره واقع در بلوار فردوس قرار گرفتند و موضوع را به بازپرس ويژه قتل اطلاع دادند. در تحقيقات ابتدايي مشخص شد ساعاتي قبل، با اعلام خبر وقوع حريق در ساختمان نيمه کاره، ماموران آتش نشاني به محل اعزام شدند و به اطفاي آتش پرداختند و سپس جسد مردي حدوداً 40 ساله را در ساختمان متروکه کشف کردند.بازپرس ويژه قتل آتش سوزي را مشکوک دانست و با صدور دستور بررسي جسد مشخص شد آثار ضربه جسم سخت در پشت سر مقتول وجود دارد و مقداري پارچه نيز در دهان وي گذاشته شده است.بررسي ها نشان داد مقتول، رفتگر شهرداري است اما شدت سوختگي به حدي است که تشخيص هويت وي امري مشکل به نظر مي رسد. به گفته بازپرس شهرياري محل وقوع حادثه حسب اظهارات همسايگان و اهالي محل، پاتوق افراد ناباب بوده است. بازپرس شهرياري درباره اين پرونده خاطرنشان کرد؛ در حال حاضر جسد مقتول به پزشکي قانوني انتقال يافته و دستور تحقيق براي تشخيص هويت وي و شناسايي عامل يا عاملان جنايت صادر شده است.


تعداد تلفات زلزله ايتاليا به 150 نفر رسيد
ستاد حوادث غير مترقبه ايتاليا اعلام کرد تعداد تلفات زلزله روز دوشنبه اين کشور به150نفر افزايش يافته و امکان افزايش تعداد کشته شدگان باز هم وجود دارد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، ستاد حوادث غير مترقبه ايتاليا طي بيانيه يي رسمي اعلام کرد؛ دست کم150نفر بر اثر زلزله 6/2 ريشتري در منطقه «لاکوئيلا» جان خود را از دست داده و70هزار نفر نيز در اين منطقه بي خانمان شده اند. اين در حالي است که نزديک به10هزار ساختمان و منزل مسکوني نيز به طور کامل تخريب شده است. بر اساس گزارش رسمي موسسه لرزه نگاري و زمين شناسي ايتاليا، مرکز اين زمين لرزه در منطقه «لاکوئيلا» و در عمق10 کيلومتري از سطح زمين بود. «سيلويو برلوسکوني» نخست وزير ايتاليا طي بيانيه يي اعلام کرد 30ميليون يورو در اختيار ستاد حوادث غير مترقبه و امداد و نجات ايتاليا قرار مي دهد تا به زلزله زدگان کمک شود. سازمان هواشناسي ايتاليا نيز اعلام کرد؛ در مناطق زلزله زده بارش باران وجود دارد و امدادرساني تا حدودي با مشکل مواجه شده است. در همين حال اورژانس مرکزي ايتاليا اعلام کرد؛ 98 نفر از150کشته شده اين زمين لرزه قوي هنوز شناسايي نشده اند و يک هزار و 500نفر نيز دچار جراحت شده اند. «روبرتو ماروني» وزير کشور ايتاليا نيز طي بيانيه يي رسمي يادآور شد؛ يک هزار و 700مامور امداد و نجات به محل اعزام شدند تا به کمک نيروهاي ديگر بپردازند. همچنين يک هزار و 500مامور آتش نشاني نيز در محل وقوع زمين لرزه حضور دارند. وي افزود؛ عمليات امداد و نجات شبانه روزي انجام مي شود تا مصدومان و کشته شدگان از زير آوار منازل و ساختمان ها بيرون کشيده شوند. همچنين چندين قلاده سگ زنده ياب نيز در اين عمليات به کار گرفته شدند. يکي از ساکنان منطقه «لاکوئيلا» که از اين زلزله جان سالم به در برده است، به رسانه هاي ايتاليا گفت؛ انگار آخر الزمان بود. ما در جهنم بوديم، همه چيز نابود شده بود و امکان ارتباط با کسي وجود نداشت.


اين دو مامور قلابي را شناسايي کنيد

دو مامور قلابي که با انتخاب سوژه هاي خود در بانک ها، آنها را با استفاده از خودروهاي مدل بالا تعقيب مي کردند و پول شان را به سرقت مي بردند از سوي کارآگاهان پليس استان تهران دستگير شدند.«سرهنگ اسماعيل هادئي» رئيس پليس آگاهي استان تهران با اعلام اين خبر گفت؛ در پي دريافت گزارش هايي مبني براينکه دو نفر با استفاده از خودروهاي مدل بالا تحت پوشش ماموران انتظامي اقدام به اخاذي و سرقت وجه نقد شهروندان در کرج مي کنند، به اکيپي ماموريت داده شد موضوع را در دستور کار خود قرار دهند. رئيس پليس آگاهي استان تهران افزود؛ با بررسي پرونده ها و اخذ اظهارات شاکيان مشخص شد سارقان مامور نما براي اخاذي از خودروهاي زانتيا، ريو، پژو پارس، پژو 206 و

ال - 90 استفاده مي کنند و پس از انتخاب سوژه هاي خود در جلوي بانک ها، آنها را تعقيب و در يک فرصت مناسب با متوقف کردن آنها، خود را به عنوان ماموران انتظامي معرفي و بدون اينکه از خودروي خود پياده شوند اقدام به بازرسي بدني سوژه مي کنند و در يک لحظه وجوه همراه فرد را مي دزدند و بلافاصله متواري مي شوند. سرهنگ هادئي اظهار داشت؛ با توجه به اهميت موضوع، کارآگاهان به صورت ويژه اين پرونده را تحت پيگيري قرار دادند و با استفاده از اقدامات اطلاعاتي موفق شدند اخاذان را در کرج شناسايي و طي يک عمليات ضربتي هر دو آنها را به نام هاي «فولاد الف.» و «ميرعظيم ر.» دستگير کنند. وي با اشاره به اينکه متهمان در بازجويي ها به چندين فقره اخاذي و سرقت تحت عنوان ماموران انتظامي اعتراف کردند، گفت؛ به درخواست بازپرس پرونده، عکس متهمان بدون پوشش در جرايد چاپ مي شود تا شهرونداني که طعمه اين افراد قرار گرفته اند براي شناسايي آنها به اداره پليس آگاهي استان تهران واقع در ميدان طالقاني کرج مراجعه و شکايت خود را پيگيري کنند.



زورگيران، کاميون ها را با بارش مي ربودند
چهار مرد ميانسال که با تهديد و ضرب و جرح رانندگان، کاميون ها را با بارشان مي ربودند، دستگير شدند. به گزارش فارس روز 17 آذر سال گذشته مردي با مراجعه به دادسراي امور جنايي اعلام کرد چهار مرد کاميون بنز وي را به همراه بارش ربوده اند.شاکي گفت؛ عصر روز قبل در جاده کرج، ورودي تهران از کاميونم پياده شدم تا چرخ ها را بررسي کنم، در اين هنگام چهار مرد به من نزديک شدند و به بهانه پرسيدن يک آدرس، گوني سر من کشيدند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. وي افزود؛ اين افراد سپس مرا سوار خودرويي کردند و در محلي دورتر از محل وقوع حادثه در حالي که دست و پايم بسته بود، رهايم کردند.با انجام تحقيقات پليس متهمان روز پنجم فروردين ماه دستگير شدند و در بازجويي ها به ارتکاب 10 فقره سرقت مشابه اعتراف کردند اما مدعي شدند صرفاً قصد سرقت خودرو را داشتند و در صورتي که خودرو بار هم داشت بار خودرو را نيز مي ربودند. تحقيقات در خصوص شناسايي مابقي مالباختگان و همچنين ساير جرائم ارتکابي از سوي اين افراد ادامه دارد.


کلاهبردار حرفه يي به دام افتاد
کارآگاهان پليس آگاهي استان لرستان موفق شدند مجرم حرفه يي را که در پوشش مامور انتظامي اقدام به کلاهبرداري و اخاذي از شهروندان مي کرد دستگير کنند.سرهنگ کبکي رئيس پليس آگاهي استان لرستان با بيان اين خبر افزود؛ اين کلاهبردار از چندي قبل با معرفي خود به عنوان مامور نيروي انتظامي در نقاط مختلف اين استان اقدام به کلاهبرداري مي کرد. شگرد وي به اين صورت بود که پس از شناسايي سوژه ها، خود را مامور يکي از ادارات نيروي انتظامي معرفي مي کرد و با بيان اينکه براي اين اداره نياز به يک دستگاه خودرو دارد که به صورت استيجاري در اختيار اداره باشد با طعمه هايش قرارداد مي بست که ماهانه مبلغ 500 هزار تومان بپردازد. شاکيان نيز بدون درخواست مدارک و کارت شناسايي معتبر خودرو را تحويل وي مي دادند و کلاهبردار متواري مي شد.وي افزود؛ با دريافت چند گزارش مشابه در اين خصوص کارآگاهان وارد عمل شدند و به جمع آوري اطلاعات پرداختند. نکته يي که از ابتدا مشخص بود انجام شدن تمام سرقت ها توسط يک کلاهبردار حرفه يي بود که دريافت اطلاعات مالباختگان اين موضوع را اثبات مي کرد.در ادامه با توجه به وجود چندين پرونده ديگر کلاهبرداري در پوشش ماموران انتظامي، کارآگاهان با انجام تحقيقات فراوان و با کمک کارشناسان ويژه، کلاهبردار را شناسايي و وي را در يکي از پاتوق هايش دستگير کردند. وي در بازجويي ها به چندين فقره کلاهبرداري با اين شگرد اعتراف کرد و پس از شناسايي اکثر مالباختگان، با صدور قرار بار ديگر روانه زندان شد.سرهنگ کبکي در ادامه هشدار داد شهروندان بايد مراقب باشند هنگام مواجهه با افرادي که خود را مامور پليس معرفي مي کنند حتماً با درخواست کارت شناسايي و برگه ماموريت معتبر، قبل از هر اقدامي افراد را شناسايي کنند تا گرفتار اينچنين حوادثي نشوند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام