
گفته شده مايلي کهن تلفن همراه خودش را خاموش کرده بود تا در دسترس نباشد. اما عادل فردوسي پور با مهدي تاج نايب رئيس فدراسيون فوتبال تماس مي گيرد و سرانجام اصرارهاي تاج بوده است که مايلي کهن را براي حضور در برنامه نود متقاعد مي کند.
محمد مايلي کهن به طور حتم آدم شکسته نفسي است وگرنه دليلي نداشت در نخستين حضور تلويزيوني اش در برنامه 90 رودرروي عادل فردوسي پور قرار بگيرد و بگويد؛ «فکر نمي کردم سرمربي تيم ملي شوم.»البته سرمربي جديد تيم ملي فوتبال کشورمان در طول اين برنامه نشان داد اگر پايش بيفتد خيلي بيشتر از اينها مي تواند شکسته نفسي به خرج دهد؛ «اعتراف مي کنم خيلي ها جلوتر از من بودند. حالا هم اين چرخ گردون بازي ها دارد و خيلي کارها مي کند.» مايلي کهن در ادامه برنامه نود با پرسش هايي روبه رو شد که قرار بود از زواياي مختلف انتخاب او به عنوان سرمربي تيم ملي اطلاع کسب کنند. پاسخ اولين پرسش چندان مشکل به نظر نمي رسيد. «آيا تصور مي کرديد پس از گذشت 11 سال و شش ماه از آخرين سرمربيگري تيم ملي بزرگسالان دوباره به اين سمت انتخاب شويد؟» جواب مايلي کهن به اين سوال ترکيبي از يکسري کلمات کليشه يي آميخته با کمي شکسته نفسي است؛ «در پاسخ به اين سوال بايد بگويم هم آري، هم خير. در واقع در طول زندگي ام اتفاقات زيادي ديده ام. به خاطر مي آورم يکي دو سال قبل از اينکه براي نخستين بار به عنوان سرمربي تيم ملي منصوب شوم، مطرح کرده بودند که تا ابد از کار مربيگري محروم شده ام، اما سرمربي تيم ملي شدم. اعتراف مي کنم فکرش را نمي کردم زيرا خيلي ها از من جلوتر بودند. البته چرخ گردون بازي هاي زيادي دارد و خيلي کارها مي کند.»سوال بعدي البته سرمربي جديد تيم ملي را به چالش مي کشد و چه بسا او را وادار مي کند حداقل پيش خودش هم که شده کمي در مورد آن فکر کند؛ «آيا با اقبال مردم روبه رو خواهيد شد؟ نظر مردم درباره شما به عنوان سرمربي تيم ملي چه خواهد بود؟»محمد مايلي کهن پس از شنيدن اين سوال کمي تامل مي کندو بعد در مقام دفاع از خودش و عملکردش مي گويد؛ «مساله اين است که آيا نتايج به دست آمده در زمان سرمربيگري ام بد بود يا خوب و اينکه آيا در تاريخ فوتبال ايران نتايجي در اين حد به دست آمده است يا نه. من دو ماه در تيم پيکان مربيگري کردم ولي آيا واقعاً باعث سقوط پيکان شدم؟ وقتي هدايت اين تيم را برعهده گرفتم در شش مسابقه پيکان حتي يک گل هم نزده بود، اما در مقطعي که مسووليت اين تيم را برعهده داشتم، پس از شش هفته گل زد و در نخستين بازي با سايپا، صدرنشين ليگ برتر آن زمان از بازيکن جوان 17 - 16 ساله در ترکيب تيم استفاده کردم.» سرمربي جديد تيم ملي سپس به عملکردش در تيم ملي اميد مي پردازد؛ «بايد بپذيريم در آن مقطع زماني بهترين تيم ملي اميد را در اختيار داشتيم، اما تيم اميد به سرمربيگري سيموئز چه نتايجي گرفت؟ بايد اين دوره را با نتايجي که در زمان سرمربيگري من حاصل شد مقايسه کنيم. آنچه اتفاق افتاد عملکرد فوق العاده ضعيف تيم اميد در دوره گذشته بود که باعث به وجود آمدن شرايط خاص در مرحله مقدماتي براي ما شد. به نحوي که بايد با انجام يک مسابقه تازه شرايط قرار گرفتن در مسابقات را پيدا مي کرديم. در چنين اوضاعي بود که در مسابقه با ازبکستان در مجموع دو بازي رفت و برگشت سه گل در تاشکند و شش گل در تهران به اين تيم زديم.»
مايلي کهن بعد از اين در مقام گلايه از شرايط خاص صعود تيم ها به مرحله بعدي مسابقات در گذشته سخن مي گويد و حذف تيم ملي فوتبال اميد را از آن مسابقات به اين مساله مرتبط مي داند؛ «ظاهراً آن قدر خوش شانس بوده ام که هميشه در زمان سرمربيگري من از هر گروه يک تيم به مرحله بعد صعود مي کرده است، در حالي که در شرايط فعلي دو تيم به طور مستقيم صعود مي کنند و حتي فرصت براي تيم سوم نيز وجود دارد.»سوال بعد به طور حتم در شرايط عادي موجب از کوره دررفتن هر کسي مي شد. اما محمد مايلي کهن پس از شنيدن اين سوال که «آيا با توجه به کارنامه مربيگري اش در سال هاي اخير از انتخابش به عنوان سرمربي تيم ملي متعجب نشده»، خيلي خوب خونسردي اش را حفظ مي کند و در مقام پاسخ مي گويد؛ «کانديدا شدن به اين معناست که براي در اختيار داشتن مسووليتي اظهار تمايل کرده ايد. در بحث گزينه هاي سرمربيگري تيم ملي من هيچ ابراز تمايلي نکرده ام بلکه با من تماس گرفتند و چندين جلسه گفت و گوي تلفني و حضوري انجام شد تا کار به اينجا رسيد. به هر حال مجموع اين صحبت ها و ديدگاه ها درباره ضعف کارنامه مربيگري خودم را قبول ندارم زيرا چه بخواهيم و چه نخواهيم تيم ملي در زمان من بهترين نتايج را در دوران پس از انقلاب به دست آورد و حتي کنفدراسيون فوتبال آسيا اعلام کرد رنسانس فوتبال ايران در سال 96 که من سرمربي بودم رخ داد.» در ادامه مايلي کهن از مهدوي کيا، خداداد عزيزي و... به عنوان بازيکناني نام مي برد که در زمان او چهره شده اند و انتقال بازيکناني چون يزداني، ميناوند، مجيدي و... به اروپا را دليلي براي عملکرد مثبتش در تيم ملي ارزيابي مي کند. او سپس پيشنهاد مي دهد به جاي هرگونه اظهارنظر تخريبي و غيرواقعي بهتر است عملکرد تيم ملي در زمان سرمربيگري خودش با تيم ملي سال هاي 2002 و 2006 به معرض نظرسنجي عمومي گذاشته شود. مايلي کهن در اين مورد مي گويد؛ «در زمان من تيم ملي در سجاده هاي مردم و سفره ها آمده بود. من از آن دسته آدم ها نيستم که براي خودم بوقچي داشته باشم و تبليغ کنم.» خونسردي مايلي کهن رفته رفته جسارت بيشتري به عادل فردوسي پور مي دهد، تا حدي که از او مي پرسد «آيا انتخابش تنها يک انتخاب ورزشي بوده است؟» ظاهراً امروز روز خوب تمام پرسشگران جهان است، چرا که حتي اين سوال بي پرده نيز موجب برافروختگي سرمربي جديد تيم ملي نمي شود. مايلي کهن در عوض همچون يک ديپلمات زبردست پاسخي سياستمدارانه در آستين دارد؛ «اين را بايد از خود مسوولان فدراسيون بپرسيد. من مي توانم براي شما کاملاً مسائلي را بشکافم که انتخاب مربيان تيم ملي در هر مقطعي نمي توانسته صرفاً يک کار ورزشي باشد. پروين، برانکو يا مهاجراني هر کدام در شرايط خاص انتخاب شده اند.» سرانجام عادل فردوسي پور به سوال کليدي اش مي رسد. «اگر تيم ملي به جام جهاني نرود، آيا باز هم در سمت تان باقي خواهيد ماند؟»پاسخ محمد مايلي کهن به اين صورت است؛ «مشکل ما در اينجا است که افق دورتر را نمي بينيم. انگلستان در مسابقه اخير دوستانه اش برابر اسپانيا با دو گل شکست خورد. شما حتي اگر فابيو کاپلو را هم به ايران بياوريد نمي تواند حرکت مثبتي انجام دهد. آيا پس از جام جهاني، جام ملت هايي در کار هست يا خير؟ آيا جام جهاني ديگري در پيش نداريم؟»انتخاب نادر فريادشيران و منصور ابراهيم زاده به عنوان دستياران سرمربي از ديگر مواردي بود که مايلي کهن در برنامه نود به آن اشاره کرد.