چهارشنبه، 19 فروردين 1388 - شماره 1920
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
گفت و گو با مهناز حاجلو
ضعف مهارت هاي ارتباطي، عامل افسردگي زنان

مريم نظري

آمارهاي مربوط به بهداشت رواني زنان نشان مي دهد اختلالات خلقي در آنها رو به افزايش است. يکي از اين اختلالات افسردگي است. چه عواملي باعث شيوع افسردگي در بين زنان ايراني شده است؟ مهناز حاجلو کارشناس ارشد روانشناسي باليني و مولف بيش از 20 جلد کتاب در زمينه هاي گوناگون روانشناختي و روان درماني معتقد است بسياري از مشکلات زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نبود يا ضعف مهارت هاي ارتباطي اجتماعي آنها سرچشمه مي گيرد. گفت وگوي ما با مهناز حاجلو را با هم مي خوانيم.

---

-افسردگي چيست و چگونه مي توان آن را از ديگر اختلالات خلقي تشخيص داد؟

افسردگي يک بيماري خلقي است. اختلالات خلقي طبقه بندي هاي متفاوتي دارد اما چيزي که باعث مي شود افسردگي به عنوان يک بيماري خلقي برچسب بخورد مجموعه يي از علامت ها است؛ بي حالي، سستي، فقدان انرژي، احساس گناه يا احساس بي ارزشي، کم شدن اعتماد به نفس، تغيير در وزن و وضعيت اشتهاي فرد يا وضعيت خواب، بي عزتي يا از دست دادن علائمي مثل شوق زندگي که فرد تا اين لحظه داشته است. گاهي شدت افسردگي به حدي است که فرد به مرگ فکر مي کند و احتمال خودکشي وجود دارد. براي بررسي افسردگي، فرد بايد پنج علامت از اين علائم را در يک مدت زمان مشخص دارا باشد. مهم ترين شرط آن است که اين علائم به عملکرد اجتماعي، تحصيلي، کاري، خانوادگي و... اثر منفي وارد کرده باشد.

-چرا زنان بيشتر به افسردگي مبتلا مي شوند؟

اختلالات افسردگي يا درون زاد هستند يا برون زاد. عوامل درون زاد شامل زمينه ژنتيکي فعال و اختلالات هورموني است. کسي که در خانواده اش سابقه اختلال خلقي وجود دارد نسبت به افرادي که اين سابقه فاميلي را ندارند احتمال بيشتري در ابتلا به افسردگي دارد. عامل ديگر تغيير در ميزان بعضي از هورمون ها و انتقال دهنده هاي شيميايي- عصبي مغز است. دانشمندان ثابت کرده اند اين مواد مي توانند در بروز اختلالات خلقي تاثيرگذار باشند. البته ما نمي توانيم نتيجه گيري کنيم کسي که ژن فعال افسردگي دارد، افسرده مي شود. بلکه مجموعه يي از عوامل سبب افسردگي مي شود. مثل سطح استرس هايي که در زندگي تجربه مي کنيم.

در عوامل برون زاد هم کسي که حجم زيادي از استرس در نتيجه فقدان کسي يا چيزي را تحمل مي کند احتمال ابتلا به افسردگي دارد. مثلاً سقط جنين يا از دست دادن همسر در اين حالت اگر فرد مهارت مديريت بر هيجانش را نياموخته باشد مثل کامپيوتري که هنگ مي کند، زانو به زمين مي زند، کمرش خم مي شود و در چاه عميق افسردگي گرفتار مي شود.

-به نظر شما چرا تعداد زنان افسرده خانه دار بيشتر از زنان افسرده شاغل است؟

عامل مهم اين است که زن خانه دار در مقايسه با زن شاغل با افراد کمتري سروکار دارد. وقتي زن شاغلي از منزل خارج مي شود، در محل کار خود با افراد جديدي ارتباط برقرار مي کند، چيزهاي جديدي هم مي آموزد و بيشتر احساس مفيد بودن مي کند. اين احساس که کار کساني در محل کار وابسته به انجام دادن وظايف از سوي اوست باعث تقويت احساس ارزشمندي در او مي شود. اما زن خانه داري که در طول روز در چهارديواري منزل است و تغيير و تحولي برايش رخ نمي دهد به رغم وظايف سنگيني که بر عهده دارد احساس ارزشمندي نمي کند.

اين زنان بايد فعال باشند، اطلاعات را از طريق رسانه يا شرکت در جلسات آموزشي دريافت کنند، مهارت هاي ارتباطي، اجتماعي را بياموزند و سطح زندگي خود را ارتقا دهند، براي زندگي شخصي خود ارزش قائل شوند و وقتي را به خود اختصاص دهند.

-اينکه جامعه به کار کردن زن در خانه به عنوان يک وظيفه مي نگرد تاثير منفي در بهداشت رواني آنها ندارد؟

اينکه جامعه ما يک جامعه مردسالار است و به زن نگاه جنسيتي دارد انکارناپذير است. اما آنچه مسلم است اين است که نگاه خود زن به وظايف روزانه اش مي تواند از سختي کارهايش بکاهد. بسياري از زنان ما توانايي واگذار کردن کارهاي منزل را به افراد ديگر ندارند. آنها مي توانند از ديگران کمک بگيرند، اما اين کار را نمي کنند چون گمان مي کنند فقط خودشان به نحواحسن از عهده اين کارها برمي آيند. اگر زنان چنين مهارتي را بياموزند مي توانند با تقسيم وظايف وقت بيشتري براي ارتقاي سطح آگاهي خود در اختيار داشته باشند.

-آيا اين به دليل تفاوت هاي جسمي و جنسيتي نيست؟

ما تفاوت هاي جسمي و جنسيتي را نمي توانيم منکر شويم اما بايد هر کس را با توجه به علايق و استعدادهايش سنجيد و نقشي را بر عهده اش گذاشت.

پيدا کردن معنا براي همه چيز در زندگي، بسياري از احساسات منفي را از بين مي برد. نمي خواهم بگويم زندگي خانوادگي سراسر رنج است اما اگر هر مشکل را يک رنج در نظر بگيريم، هر يک از افراد خانواده بايد بتوانند براي رنج خود يک معناي عميق که باور دارند پيدا کنند تا از ميزان رنج شان کم شود. نيچه مي گويد؛ «هر کس چرايي زندگي را يافت با هر چگونه يي خواهد ساخت.» ما زن ها مي توانيم نوع نگاه ديگري را انتخاب کنيم و از همه ابزارها و امکانات ممکن استفاده کنيم تا مشکلات را به حداقل برسانيم.

-اينکه زنان نمي توانند به بعضي از شغل ها وارد شوند يا به رده هايي از مشاغل خاص برسند چقدر در ميزان افسردگي آنان اثرگذار است؟

کشور ما يک کشور اسلامي است. در شرع مقدس اسلام نقش هايي وجود دارند که زنان نمي توانند آن را ايفا کنند. مثلاً زنان نمي توانند قاضي شوند. اما نگاه من کمي متفاوت است. ما عقيده داريم از دامن زن مرد به معراج مي رود. ما مي دانيم اگر محبت ها و خدمات ما زنان نبود هرگز مردان موفقي در اجتماع وجود نداشتند.

-چرا در بعضي از مشاغل دستور شرعي مبني بر منع يا انجام آن توسط زنان وجود ندارد اما باز هم زنان براي انجام آن دچار مشکل مي شوند؟

بعضي از کارها اصولاً زنانه تر، لطيف تر و ظريف هستند. بستگي دارد که نوع شغل چه باشد زيرا ما زن ها معمولاً حساس تريم و از دقت بيشتري برخورداريم. اما در برخي موارد علت لطيف تر بودن زنان نيست بلکه لطف زنان است. مثلاً در جلسه يي که مي پرسند چه کسي صورتجلسه را مي نويسد ما خودمان داوطلب مي شويم. زنان موجودات جزيي نگري هستند به همين دليل کارها را با دقت بالاتري انجام مي دهند. ما در درک بسياري از نکات توانايي بيشتري داريم. شايد اين به دليل هوش هيجاني ما باشد. اما اگر جاهايي هم بوده است که ما زن ها مورد تبعيض قرار گرفته ايم براي اين است که خودمان روش صحيح احقاق حق را بلد نيستيم. ما مهارت هاي ارتباطي و اجتماعي را به درستي نياموخته ايم.

-آيا راضي نبودن زنان از شغل خود، دريافت دستمزد کمتر نسبت به مردان و تحمل استرس هاي محيطي در محل کار در افسردگي زنان موثر است؟

آمارها نشان مي دهد زناني که از شغل خود راضي نيستند يا حجم بالايي از استرس را در محل کار تحمل مي کنند بيشتر دچار افسردگي مي شوند. زنان شاغل هم بايد مهارت هاي حل مسائل و مديريت استرس هايشان را بياموزند.

-وقتي زني احساس کند مديريتي روي روابط عاطفي خود و همسرش ندارد چه آسيبي مي بيند؟

مسلماً زنان نقش موثري را مي توانند ايفا کنند. وقتي يک زن مهارت هاي ظريف زندگي را نمي داند احساس کمبود مي کند اما بايد بپذيرد که مي تواند با بالا بردن سطح آگاهي خود در تغيير اين وضعيت سهيم باشد.گاهي ما زن ها مي خواهيم با ويژگي هاي مردانه بر اوضاع تسلط يابيم. هر کس بايد نقشي را ايفا کند. نقش زن بودن با نقش شوهر بودن متفاوت است.

-اعمال محدوديت هاي سليقه يي بر پوشش زنان از طرف خانواده چقدر مي تواند به آنها آسيب برساند؟

اينجا مساله مهمي دخالت دارد به نام فرهنگ اما ما با واژه ديگري روبه رو هستيم؛ خرده فرهنگ، که در هر خانواده متفاوت است. اشتباهي که بعضي از خانواده ها در تربيت مذهبي دختران انجام مي دهند اين است که مي خواهند با خشونت اين موارد را به آنها بقبولانند. مثلاً بعضي اصرار دارند دختران شان حتماً از چادر استفاده کنند. اما تربيت مذهبي هم اصول روانشناختي خاص خودش را دارد که خانواده ها بايد از آن مطلع شوند.

-چرا در خانواده هاي مذهبي آزادي عمل بيشتري براي پسران و مردان وجود دارد.

قبلاً هم گفتم جامعه ما مردسالار است و ما نمي توانيم منکر آن شويم. نوع تبعيضي که پدران و مادران بين فرزندان مي گذارند در شکل گيري شخصيت آنان موثر است. اگر عمل نکردن به شرعيات براي دختران بد است براي پسران هم بد است و ما نبايد بين فرزندان خود فرق بگذاريم باز هم تاکيد مي کنم اينها به دليل ندانستن و پايين بودن سطح آگاهي است. نگاه استبدادي به دختران پيامدهايي براي جامعه دارد. کساني که اين گونه با دختران رفتار مي کنند بايد مسووليت اعمال خود را بر عهده بگيرند.

-به نظر شما مادران افسرده مي توانند فرزندان سالمي را تحويل اجتماع دهند؟

اگر افسردگي آنها درمان نشود مادر نمي تواند کودک خود را به بهترين نحو ممکن تربيت کند و او را از عشق خود سيراب کند. اين فرزندان هم در زندگي شخصي و هم در زندگي اجتماعي خود دچار مشکلاتي خواهند شد. اما اگر مادري مي داند دچار افسردگي شده است چرا در جهت درمان خود قدم برنمي دارد؟ ما افسرده زاييده نمي شويم بلکه مديريت بر بحران هاي روحي مان را بلد نيستيم.

-آيا تعداد مراکزي که خدمات روان درماني ارائه مي دهند پاسخگوي نياز مراجعان هست يا افراد نيازمند از عهده هزينه هاي اين جلسات برمي آيند؟

کلينيک هاي مشاوره و روانشناسي خيلي زياد است. شايد هنوز در حد ايده آل نباشد اما کم هم نيستند. زنان مي توانند از اين خدمات استفاده کنند و وقت و هزينه يي را براي اين جلسات در نظر بگيرند. اين زمان و هزينه مالي رنج راه است. نابرده رنج، گنج ميسر نمي شود. سلامت رواني در زندگي و آرامشي که مي تواند سهم آنان شود به اين رنج بردن مي ارزد. مراکزي هم هستند که خدمات رايگان ارائه مي دهد. مثلاً در خانه هاي محله شهرداري و در فرهنگسراها، واحد سلامت مراکز مربوطه خدماتي ارائه مي دهند.

بررسي پيامدهاي افزودن شرط عندالاستطاعه به شرايط عقدنامه
عندالاستطاعه... آسان نمود اول

خاطره بهفر

مدتي است دو شرط 31و41 به شروط ضمن عقد افزوده شده که به ترتيب با عناوين مهريه به صورت عندالمطالبه و مهريه به صورت عندالاستطاعه است. امضاي يکي از اين دو مورد به انتخاب زوجين در دفترچه هاي ازدواج درج شده است. با آوردن اين شرايط مهريه از حالت عندالمطالبه مطلق - چنان که پيش از اين بود - خارج شده و الزام شوهر به پرداخت مهريه مستلزم اثبات توانايي مالي او توسط زوجه است. يکي از پيامدهاي منفي اجراي اين طرح آن است که گروهي از خانم ها شرط عندالاستطاعه را امضا مي کنند بدون آنکه از معناي آن اطلاع کافي داشته باشند يا چنين آگاهي به ايشان داده شود (مانند بسياري از شروط ديگر عقدنامه...،) و پس از عزم بر مطالبه مهريه خود متوجه مي شوند در واقع با امضاي شرط عندالاستطاعه دستيابي به مهريه براي ايشان تقريباً غيرممکن شده است. يکي از دلايل اينکه مسوولان از سخنگوي قوه قضائيه گرفته تا وکيل و حقوقدان سفارش مي کنند خانم ها چنين اصلي را امضا نکنند يا مي توانند امضا نکنند مشاهده چنين مشکلاتي است.

پيچيدگي به جاي شفافيت؛ در جامعه کنوني ما سطح آگاهي عمومي از شرايط و قوانين ازدواج هنوز به حد مطلوب نرسيده و در دادگاه هاي خانواده، فراوان شاهد درگيري ها و مشکلات زنان و مرداني هستيم که هنگام عقد شروطي را پذيرفته اند که به درستي از مفاد آن آگاه نبودند. به عنوان مثال خانم هاي بسياري مطلع نيستند که با امضاي شروط عقدنامه حق طلاق، حق حضانت فرزند، انتخاب محل زندگي، حق ادامه تحصيل و داشتن شغل و حق خروج از کشور را به همسر خود مي سپارند در حالي که مي توانند هنگام عقد با اضافه کردن شروطي به عقدنامه، خود صاحب همه اين حقوق باشند. حال در چنين شرايطي چرا قانونگذاران به جاي شفاف تر کردن قوانين و بالا بردن سطح آگاهي افراد از حقوق خويش و قوانين بر پيچيدگي مسائل مي افزايند؟

عدم پرداختن به ريشه ها؛ در مبارزه با وضع مهريه هاي سنگين، توجه به ريشه اين مساله که همان نگراني از آينده و وضعيت زندگي زنان مطلقه و بيوه است، بسيار اهميت دارد. همچنان در جامعه يي زندگي مي کنيم که زن مطلقه هنگام اجاره کردن خانه برادر يا مردي از افراد دوست و فاميل را به همراه مي برد و او را شوهر خود معرفي مي کند تا صاحبخانه حاضر به اجاره دادن خانه شود. زن مطلقه در جاکفشي خانه اش، کفش مردانه مي گذارد تا از نگاه کنجکاو همسايه ها و... در امان باشد. در محل کار خودش را مجرد (دختر) يا متاهل نشان مي دهد و... زنان مطلقه نه تنها از امنيت اجتماعي، رواني و اقتصادي برخوردار نيستند بلکه حتي گاهي از جانب خانواده خودشان نيز طرد مي شوند. چندي پيش زن جيب بري که دستگير شده بود، علت اصلي دزدي هايش را مطلقه بودن و طرد شدن از سوي خانواده خودش عنوان کرد. (صفحه حوادث همشهري، 19اسفند) ليلا زن جواني که در اصفهان خود، پدر و خواهرش قرباني جنايت شوهر او شدند، زن مطلقه يي بود که نيش و کنايه هاي اطرافيان به خاطر مطلقه بودن او را در دام ازدواج ناسنجيده و عجولانه انداخت. (صفحه حوادث اعتماد، 24 اسفند) به گفته مادر ليلا، او آنقدر تحت فشار اجتماعي قرار گرفته بود که تصميم گرفت با اولين خواستگار ازدواج کند. از بين بردن اين فضاي ناامن فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي براي زنان مطلقه نيازمند اجراي برنامه هاي فرهنگي گسترده و درازمدت است، نه احکام ضربتي چون ناکارآمد کردن مهريه که در حال حاضر تنها حق قانوني و اقتصادي زن در زندگي مشترک است. در شرايط کنوني مهريه گرچه بنا به نظر موافقان طرح عندالاستطاعه، ضامن خوشبختي نيست اما در مواردي و نه هميشه مي تواند حداقل امکانات زندگي را براي زن فراهم کند. اينکه اين امکان هميشگي نيست به اين دليل است که پيش از افزودن شرط عندالاستطاعه نيز راه گريز از مهريه براي مرداني که خود ايمان و وجدان لازم براي پرداخت مهريه را ندارند، باز بود. اين آقايان مي توانستند و مي توانند به محض استشمام بوي اختلاف جدي در زندگي مشترک سند اموال و املاک خود را به نام مادر و پدر و... به ثبت رسانند. نيز بايد يادآور شد به ميزاني که کمرنگ شدن فقر اقتصادي در جامعه، دزدي را کمرنگ تر مي کند، ايجاد بسترهاي امنيت اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي براي زنان مطلقه و بيوه، از پافشاري بر وضع مهريه هاي سنگين خواهد کاست.

مسووليت بدون ضمانت اجرايي؛ ظاهراً مسوولان دفاتر ازدواج موظف شده اند مفهوم شرط عندالاستطاعه را براي زوجين توضيح دهند. آيا پيش از اين ايشان ساير شروط عقدنامه را براي زوجين توضيح مي دادند که بر مسووليت شان افزوده شده؟ دوم اينکه چه ضمانتي براي انجام اين مسووليت توسط صاحبان دفاتر وجود دارد؟بايد خطاب به مدافعان شرط عندالاستطاعه که اين طرح را پيشگيري از تصميمات احساسي آقايان در پذيرش مهريه هاي سنگين مي دانند، گفت کم و کيف مهريه توسط عروس و داماد و خانواده هاي ايشان مورد بررسي قرار گرفته و برسر آن توافق مي شود اما آيا هنوز آگاهي عمومي به حدي رسيده که خانواده عروس و خود او متوجه باشند با جاري شدن عقد، دختر حق طلاق، حق حضانت فرزند، حق انتخاب محل زندگي، ادامه تحصيل، داشتن شغل، خروج از کشور و... را به شوهر مي سپارد در حالي که مي توانند با به بحث گذاشتن و توافق بر سر اين حقوق نيز با شرايط عادلانه تري ازدواج کنند؟

يک کارکرد پنهان شرط عندالاستطاعه در مقابل کارکرد پنهان مهريه سنگين؛ يکي از پيامدهاي مهريه سنگين، تلاش مرد براي حل مشکلات زناشويي و بهتر ساختن زندگي مشترک است چرا که مي داند هزينه تشکيل زندگي مشترک و برهم زدن آن بالا است اما به ياري شرط عندالاستطاعه افراد ضعيف و کم طاقت به جاي تقبل زحمت ساختن زندگي درصدد ازهم پاشيدن آن برمي آيند زيرا راهي آسان تر است البته مردان هوسران و تنوع طلب نيز از مساعدت شرط عندالاستطاعه بي بهره نخواهند ماند.

خالي کردن زندان ها به چه قيمتي

شايد بد نبود براي رسيدن به هدف خالي کردن زندان ها که از اهداف مهم اجرا شدن شرط عندالاستطاعه است دست کم براي مدتي حق طلاق به زنان نيز داده مي شد آنگاه عده قابل توجهي از مرداني که به دليل نپرداختن مهريه در زندان هستند رها مي شدند چرا که همسران ايشان با متوسل شدن به مهريه در پي آن هستند که شوهر معتاد، خشن يا بدرفتار خود را راضي به جدايي کنند. در واقع گاهي و نه هميشه در نزاع حقوقي بين زن و شوهر، سنگيني ميزان مهريه با سنگيني حق مطلق طلاق براي مرد برابري مي کرد. با اجرا شدن شرط عندالاستطاعه اين توازن گهگاه نيز از بين رفت و زن از تنها حق قانوني، حقوقي و اقتصادي خود محروم شد. سوءاستفاده از کدام يک؛ مهريه يا حق طلاق؟ گاه از مدافعان شرط عندالاستطاعه شنيده مي شود که برخي زنان هنگامي که عرصه را بر خود تنگ مي بينند متوسل به، به اجرا گذاشتن مهريه مي شوند. در پاسخ بايد گفت اول آنکه زن و به ويژه زن ايراني که تا پاي جان حاضر به فداکاري و مهرورزي براي حفظ خانواده است و عطوفت و مهرباني در سرشت او نهاده شده و البته در کنار آن متوجه شرايط نامطلوب زندگي زن مطلقه است، به سادگي طاقت از کف نمي دهد و تحمل عرصه هاي تنگ را بسيار دارد. دوم آنکه بالاخره هنگامي که زن طاقتش طاق شد و توانش در تحمل عرصه تنگ به پايان رسيد چه بايد بکند؟ آيا جز اين است که زناني که ده ها بار شوهر معتاد خود را در مراکز ترک اعتياد بستري کرده اند، زناني که ده ها پرونده پزشکي قانوني دارند که گواه خشونت هاي شديد و مکرر همسران ايشان است. زناني که متحمل هوسراني و خيانت هاي مکرر شوهر، بدرفتاري ها و حتي اختلالات روحي او شده اند براي نشاندن مهر طلاق در شناسنامه شان بايد سال ها در دادگاه هاي خانواده بدوند؟

نامه مردم
مرهم سفته
سالن مشاوره مانند هميشه شلوغ بود، نوبتش که رسيد، به زحمت راهي در ميان ازدحام شاکيان پرونده در دست گشود و مقابل وکيل نشست. کاغذ کهنه و مچاله شده يي را روي ميز وکيل گذاشت. چادرش را جمع و جور کرد و با صدايي لرزان و نگران گفت؛ خانم وکيل، مي خوام اين سفته رو اجرا بذارم...

30 سال پيش شوهرم اين سفته رو به من داد، اون موقع 20 سالم بود، دو تا بچه داشتم، زن دوم گرفته بود، اين سفته رو مثلاً براي ضمانت به من داد، ضمانت اينکه اونو طلاق بده، طلاقش که نداد هيچ چي، بعد از اون هم سه تا زن ديگه گرفت، آخريش يه دختر 25ساله است... آهي کشيد و توضيح داد؛ شوهرم 60سالشه، پولداره، براشون خرج مي کنه، زنش ميشن... حالا اينا به کنار... سوختم و ساختم... نشستم بچه هامو بزرگ کردم، گفتم بذار اسم بابا روشون باشه 30 ساله از شوهر فقط اسمش رو تو شناسنامه ام دارم...

چند ماه پيش خواستم برم مکه چقدر شوق داشتم، همه کارهامو کرده بودم اما اجازه نداد... بدون اجازه اون نمي تونم از کشور خارج بشم... جلومو گرفت، خيلي سوختم. خرجم رو هم پسرم مي خواست بده... تا حالا اين سفته رو نگه داشتم، مي دونم چيزي نيست، 50هزار تومنه اما حالا مي خوام بذارمش اجرا آخه سوختم، خيلي سوختم.

و خيلي سوخته بود نه تنها به خاطر دور ماندن دستش از خانه معبود، از آنکه در زمستان زندگي تلخ و پررنجش هم نتوانسته بود فرصت خلوت کردن با يگانه پناهش را، آنچنان که دلش مي خواست، بيابد. سوخته بود که شوهر شناسنامه يي راهش را سد کرده بود تا نتواند کنار خانه تنها اميدش، بغض 30 ساله اش را بشکند و ناله دردناکش را به اوج برساند...

همه زندگي اش سوخته بود... از 20سالگي تاکنون فداکارانه به پاي فرزندان و عشق مادري، به پاي بي انصافي آن دسته از همجنسانش که راضي شده بودند آشياني به بهاي ويران کردن آشيان ديگري بيابند، سوخته بود. و به پاي فقر سوخته بود که گاه دختري جوان را آنقدر زود به زانو درمي آورد که عشق و همدلي و صميميت و انسانيت و انصاف و همه ثروت هاي معنوي و احساسات ارزشمند زنانه را قرباني مي کند تا سرپناهي بيابد و شکمي سير... و بله يي را که بايد از سر شور و عشق و نيازي والا به همدل و همسري حقيقي بگويد به پيرمرد هوسراني مي گويد که مي توانست «پدرجان» خطابش کند... راستي چگونه مي توان مهر و وفا را اندازه گرفت؟ و آن زن سوخته بود از يک عمر تنهايي و حسرت و انتظار و سرکوب هزار نياز... محروم شدن از زيارت خانه معبود جرقه يي بود بر هيزم انباشته 30 سال بغض و کينه و محروميت...

و او مي خواست با به اجرا گذاشتن سفته مچاله شده يي کم بها آبي بر آتش زندگي سوخته 30ساله اش بريزد و مرهمي بر زخم قلب پاره پاره اش بگذارد. آيا ممکن بود؟
عناوين اين صفحه
ضعف مهارت هاي ارتباطي، عامل افسردگي زنان
عندالاستطاعه... آسان نمود اول
مرهم سفته
مجوز انتشار10 نشريه جديد صادر شد
دانشکده هاي حقوق مامور بررسي اصلاح قوانين کشور شدند
وزارت نيرو در خشک شدن زاينده رود مقصر است
نتايج آزمون کارشناسي ارشد هفته اول خرداد اعلام مي شود

مجوز انتشار10 نشريه جديد صادر شد
مديرکل مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلي وزارت ارشاد گفت؛ هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه ديروز با انتشار 10 نشريه جديد شامل سه هفته نامه ، يک دوهفته نامه ، چهار ماهنامه و دو فصلنامه موافقت کرد. به گزارش فارس، محمد پرويزي بر اساس گزارش دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات گفت؛ در جلسه ديروز هفته نامه هاي «مبشر» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي سيداحسان احساني، «دريابار» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي محمدعلي دريابار، «کرمانشاه فردا» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي جليل رحيمي صدر و دوهفته نامه «پيام ولايت» به صاحب امتيازي ميثم رضايي و مديرمسوولي رضا شاه پسند مجوز انتشار گرفتند. بر اساس گزارش روابط عمومي معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني ارشاد، مديرکل مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلي وزارت ارشاد اضافه کرد؛ همچنين با انتشار ماهنامه هاي «مهندسي کشاورزي» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي سيدکامبيز خليلي چاوشي ، «خانواده مطهر» به صاحب امتيازي «موسسه خانواده مطهر» و مديرمسوولي سيدمحمد کم رانيان، «کتيبه» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي مريم رضايي، «خورشيد کوير» به صاحب امتيازي و مديرمسوولي «مجتبي خالصي» و فصلنامه هاي «دنياي واليبال» به صاحب امتيازي «فدراسيون واليبال جمهوري اسلامي ايران» و مديرمسوولي «محمدرضا داورزن» و «خط زندگي» به صاحب امتيازي «بنياد شهيد و امور ايثارگران» و مديرمسوولي حسين دهقاني پوده موافقت شد.


دانشکده هاي حقوق مامور بررسي اصلاح قوانين کشور شدند
معاون وزير علوم از ابلاغ ماموريتي به دانشکده هاي حقوق دانشگاه ها مبني بر ارائه نظرات شان براي اصلاح قوانين و مقررات کشور در راستاي اصلاح الگوي مصرف خبر داد.

محمدباقر خرمشاد در گفت وگو با مهر، با اشاره به نتايج جلسه کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم افزود؛ در اين جلسه مقرر شد ماموريتي به دانشکده هاي حقوق جهت ارائه نظرات براي اصلاح قوانين و مقررات کشور و مقررات موجود در وزارت علوم براي اصلاح الگوي مصرف ابلاغ شود. وي افزود؛ جلسه اين کارگروه روز گذشته با حضور معاونان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، سه تن از روساي دانشگاه هاي تهران و سه نفر از استادان متخصص تشکيل شد که طي آن 35 نظر پيشنهاد شد و از ميان آنها 28 مصوبه به دست آمد. رئيس کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم ادامه داد؛ بر اساس اين 28 مصوبه وظايف مختلفي برعهده روساي دانشگاه ها، پژوهشگاه ها و معاونت هاي وزارت علوم گذاشته شد که شامل مجموعه يي از مباحث درخصوص توليد ادبيات، سخت افزار، برنامه، ابلاغ و اجراي الگوهاي استاندارد مصرف تعيين شده توسط وزارتخانه هايي مانند مسکن، نيرو و اقتصاد و دانشگاه هاي مختلف است.

به گفته خرمشاد، ارائه طرح هايي براي ساخت تجهيزات آزمايشگاهي دانشگاه ها در داخل کشور از مصوبات کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم در راستاي اصلاح الگوي مصرف است. معاون فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم از آموزش کارکنان با هدف توانمندسازي آنها، اصلاح الگوي سلامت با محوريت ورزش، برگزاري همايش ها و جشنواره هاي علمي و دانشجويي، سرمايه گذاري در بخش نرم افزار و توجه به اهميت نرم افزار در کاهش و بهينه سازي مصرف به عنوان ديگر مصوبات کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم نام برد. خرمشاد افزود؛ طرح تجميع مجتمع هاي دانشجويي با هدف صرفه جويي در مصرف زمان، امکانات و انرژي از موارد ديگري است که به تصويب اعضاي کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم رسيد و در سال اصلاح الگوي مصرف مورد توجه قرار مي گيرد.

معاون وزير علوم از تشکيل کارگروه ويژه نظارت براي پيگيري تکاليف و ارائه گزارش به کميته اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم نيز خبر داد و به مهر گفت؛ وزارت علوم بايد از نظر علمي و هم از نظر توليد ادبيات به اصلاح الگوي مصرف کمک و مطالعات تطبيقي در اين زمينه ارائه کند و بتواند به فرهنگ سازي اصلاح الگوي مصرف از طرق مختلف آموزشي و پژوهشي نيز بپردازد. وي اضافه کرد؛ همچنين وزارت علوم بايد بتواند با ساخت سخت افزار و دستگاه هاي مختلف کمک کننده به کاهش مصرف، در اين راستا اقدام کند. خرمشاد درباره نحوه تامين اعتبار مورد نياز براي عملياتي شدن طرح هايي که در راستاي اصلاح الگوي مصرف اجرا مي شوند، گفت؛ بيشتر هزينه ها را معاونت هاي مختلف وزارت علوم و دانشگاه ها از محل بودجه هاي در اختيارشان هزينه مي کنند و براي برخي نيز که احتياج به بودجه خاص دارند به مجلس اميدوار هستيم. رئيس کارگروه اصلاح الگوي مصرف در وزارت علوم افزود؛ اميدواريم مجلس کمک کند و بودجه در اختيار وزير را در گام هاي بعدي به طور معتنابه بالا ببرد تا بتوان از آن براي اجراي طرح هاي مرتبط با اصلاح الگوي مصرف استفاده کرد.


يک کارشناس محيط زيست ؛
وزارت نيرو در خشک شدن زاينده رود مقصر است
استاد دانشگاه تهران و کارشناس محيط زيست علت اصلي خشک شدن زاينده رود را انتقال نادرست آب از اين رودخانه دانست. اسماعيل کهرم در گفت وگو با ايلنا با بيان اين مطلب گفت؛ کشيدن آب رودخانه زاينده رود و انتقال آن به استان يزد يکي از دلايل اصلي خشک شدن آب رودخانه زاينده رود است. وي ادامه داد؛ ميزان کشيدن آب از اين رودخانه و فرستادن آن به يزد آنقدر زياد بود که اين اصطلاح در بين مردم رواج پيدا کرد که پشمک يزد طعم گز اصفهان را گرفته است. وي ادامه داد؛ خشک شدن زاينده رود علت اصلي خشک شدن تالاب گاوخوني و از رونق افتادن کشاورزي در اطراف اين منطقه بوده است. اين استاد دانشگاه تهران با انتقاد از وزارت نيرو گفت؛ وقتي بدون اساس و برنامه ريزي از رودخانه يي آب کشيده شود طبيعي ترين واکنش اين رودخانه خشک شدن است.

وي با بيان اينکه بايد با رودخانه با احترام رفتار شود، گفت؛ رفتارهاي بي اساس وزارت نيرو باعث شد حتي زاينده رود (رود هميشه زنده) نيز خشک شود.


نتايج آزمون کارشناسي ارشد هفته اول خرداد اعلام مي شود
معاون سازمان سنجش گفت؛ نتايج آزمون کارشناسي ارشد هفته اول خرداد اعلام مي شود.
حسين توکلي در گفت وگو با فارس با بيان اينکه 671 هزار و 575 نفر در آزمون کارشناسي ارشد شرکت کردند، افزود؛ از اين تعداد 51 هزار و 151 نفر در دو رشته امتحاني شرکت کردند.
وي گفت؛ در آزمون کارشناسي ارشد 722 هزار و 726 کارت ورود به آزمون صادر شد.
معاون سازمان سنجش اظهار داشت؛ اطلاعات ثبت نامي تمام داوطلبان ثبت نام کننده در آزمون سراسري سال 1388 در هفته آخر فروردين به مدت سه روز روي سايت اينترنتي سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org براي مشاهده داوطلبان و به منظور اطمينان از صحت اطلاعات وارد شده قرار مي گيرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام