بابک مهديزاده
هر زمان که دولتي در ايران بر سر کار مي آيد از مفاسد اخلاقي و اقتصادي دولت قبلي مي گويد. دانشمندان علوم سياست نيز اخلاق را جوهره گمشده عرصه سياسي مي دانند... و حال که انتخابات نزديک شده است بزرگان نظام نيز حتي مسوولان را به رعايت اخلاق فرا مي خوانند و کانديداها را از تخريب همديگر پرهيز مي دارند. از اين رو با سعيد حنايي کاشاني درباره اخلاق و سياست در ايران گفت وگو کرديم. در گفت وگو با اين روشنفکر و نويسنده ابتدا از مفهوم اخلاق پرسيديم سپس به رابطه اش در عالم سياست و عرصه اجتماع اشاره کرديم، و بعد از کنکاشي تاريخي به سراغ مصاديق کنوني رفتيم و عملکرد اخلاقي اصلاح طلبان، اصولگرايان، خاتمي و دولت نهم را از نظر گذرانديم.
---
- نسبت اخلاق و سياست چيست؟
در تقسيم بندي قديم فلسفه، اخلاق و سياست هر دو جزء فلسفه عملي هستند که به همديگر مربوط هستند. در واقع مرادمان از اخلاق و سياست چيزي است که فايده عملي براي ما داشته باشد يعني ما در اين فلسفه از مقوله وسيله و بايد استفاده مي کنيم تا بهترين راه وصول به غايت مان را که زندگاني نيک و خير باشد، دنبال کنيم. اخلاق در واقع به جنبه فردي زندگي عملي ما مربوط مي شود و سياست به جنبه اجتماعي و جمعي ما. بنابراين سياست و اخلاق از ديرباز به هم مرتبط بودند و به همين دليل هر بحث اخلاقي که به زندگاني فردي مربوط شود و بحث سياست که به زندگاني جمعي مربوط مي شود را نيز در دل خواهد داشت.
- آيا مي شود هم سياستمدار موفق بود و هم اخلاق را رعايت کرد؟
يکي از تصورات رايج در زمينه سياست اين است که سياست عاري از اخلاق است و براي موفق بودن در سياست، شخص نبايد پايبندي اخلاقي داشته باشد. اين نظر متداول است و بسياري تصور مي کنند سياستمداران معمولاً افراد شيادي بايد باشند تا بتوانند موفق شوند. اين تصور تنها در زمينه سياست وجود ندارد بلکه عموماً فکر مي کنند در عرصه هاي ديگر هم افراد متقلب مي توانند موفق تر از افراد صادق باشند. اما اين تصور نادرست است. اگر ما توجه کنيم به اين نکته که در عرصه سياست، افشاي مفاسد اخلاقي سياستمداران باعث سقوط آنها مي شود، پي مي بريم افرادي که در سياست هستند نمي توانند با دروغگويي علني و پشت پا زدن علني به ارزش هاي اخلاقي به مقاصد خودشان برسند. به همين دليل يکي از چيزهايي که سياستمداران سعي مي کنند براي رسيدن به مقاصد خودشان از آن استفاده کنند اين است که به نحوي جلوي آزادي بيان و آزادي مطبوعات و ساير وسايل افشاي مفاسد را بگيرند.
ادامه در صفحه سياست