چهارشنبه، 28 اسفند 1387 - شماره 1915
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
رابطه مبهم سياست و وجدان
آيا سياستمداري که بر اثر بي احتياطي و بي توجهي موجب قتل يک انسان ديگر شده، محق است پس از بسته شدن پرونده به لحاظ حقوقي، به پهنه سياست بازگردد؟ قضيه ديتر آلت هاوس نخست وزير توبينگن در اين مورد بحث انگيز شده است.

در روز اول ژانويه امسال، ديتر آلت هاوس نخست وزير ايالت توبينگن (در مرکز آلمان)، از حزب دموکرات مسيحي (CDU) حين اسکي در پيستي در اتريش به يک بانوي اسکي باز برخورد. هر دو به شدت آسيب ديدند. بانوي اسکي باز حين انتقال به بيمارستان درگذشت. به خود آلت هاوس ضربه مغزي وارد شد. او هنوز به طور کامل بهبود نيافته است.

تحقيقات نشان داد آلت هاوس باعث سانحه شده، هرچند طرف مقابلش هم کاملاً بي تقصير نبوده است. دادستان اتريش عليه ديتر آلت هاوس اقامه دعوا کرد، اتهام؛ قتل غيرعمدي. سرانجام پرونده، که به آن با شتابي غيرعادي رسيدگي شد، محکوم شدن ديتر آلت هاوس بود، آن هم به شکلي سبک. وي را فقط به پرداخت 33 هزار يورو جريمه به علاوه پنج هزار يورو غرامت، که بايد به همسر متوفي پرداخت شود، محکوم کردند. قرار است در ماه آگوست، در ايالت توبينگن انتخابات برقرار شود. ديتر آلت هاوس اعلام کرده است به عنوان نفر اول ليست انتخاباتي حزب دموکرات مسيحي در انتخابات شرکت خواهد کرد. اين موضوع در رسانه هاي آلماني بحث انگيز شده است. مي پرسند؛ آيا بهتر نبود او صحنه سياست را ترک مي گفت؟ او به هر حال مقصر بوده و «بي احتياطي» و «بي توجهي» او به مقررات باعث مرگ شده است، آيا وجدانش آنقدر آرام است که باز بخواهد به حوزه يي برگردد که در آن، «احتياط» و «توجه» به قانون، فضيلت هاي کانوني به شمار مي آيند؟ روزنامه «نويه اوسنابروکر» مي نويسد؛ «آلت هاوس نبايد کانديدا مي شد. اينکه او بلافاصله پس از محکوم شدن آشکارش به جرم قتل غيرعمدي مادر سه بچه، مي خواهد به دفاع از مقامش برخيزد، جامعيت شخصيت او را خدشه دار مي کند.» مفسر اين روزنامه در ادامه، حزب رقيب، يعني حزب سوسيال دموکرات (SPD) را ستوده است، به اين خاطر که اين حزب موضوع را به وسيله يي براي کوبيدن آلت هاوس و حزب دموکرات مسيحي تبديل نکرده و کلاً از هرگونه بهره برداري سياسي از قضيه خودداري کرده است. روزنامه «آوگسبورگر آلگماينه» قضاوتي در همين جهت دارد؛ «يک کج روي پرشتاب (حين اسکي بازي) جنايت نيست. اما قتل، قتل است. کسي که فوراً مسير سابق تلاش هايش را پي گيرد، بايد از خود بپرسد آيا قتلي که او باعث اش شده، واقعاً وجدانش را ناراحت کرده.» به نظر مفسر روزنامه «وست دويچه آلگماينه» موضوع، سياسي نيست؛ قضيه شخصي است، اما وزن آن چنان بالاست که ديتر آلت هاوس خود در اين مورد که همچنان بر مسند سياسي فعلي اش بنشيند، دچار تزلزل خواهد شد. گرايش عمومي مفسر روزنامه «وست دويچه آلگماينه» اين است که کس ديگري نبايد وجدان خود را به جاي وجدان آلت هاوس بگذارد. او خودش بايد تصميم بگيرد. اما آيا اين سخن درست است؟ پس حق مردم چه مي شود که اين توقع درست را از صاحب منصبان دارند که «بي احتياط» و «بي توجه» نباشند و موضوعي چون مرگ يک انسان را ساده نگيرند؟ مفسر «زوددويچه تسايتونگ» مي نويسد ما در قضيه آلت هاوس با يک هم تافته مواجهيم؛ مجموعه يي از مسائل شخصي ، حقوقي، سياسي و اخلاقي درهم تافته شده که پاسخگويي به تک تک آنها مشکل است، اما پاسخ نهايي به يک پرسش بنيادي برمي گردد؛ مساله مسووليت. ديتر آلت هاوس يک چهره عرصه عمومي است پس بايد به اين پرسش به گونه يي پاسخ دهد که در عرصه عمومي همگان آن را ببينند و بشنوند. روزنامه «فرانکفورتر روندشاو» در مورد قضيه آلت هاوس با يک فيلسوف مصاحبه کرده است، با فولکر گرهارت که در دانشگاه هومبولد برلين، فلسفه عملي درس مي دهد. گرهارت مي گويد در قضاوت در موردي چون آلت هاوس، بر کرسي مقام عظماي واعظ اخلاقي ننشينيد و يادتان باشد هر کس مي تواند دچار اين مشکل شود. گرهارت در ادامه موضوع را از دو زاويه مي نگرد؛ حقوقي و اخلاقي. بخش حقوقي ماجرا بسته شده است. «از زاويه اخلاقي اکنون همه چيز بسته به آن است که خود آقاي آلت هاوس با قضيه چه برخوردي داشته باشد. اين موضوع روشن است از کسي که در پهنه همگاني بخواهد اعتماد ديگران را جلب کند، انتظارهاي ويژه يي مي رود. در مورد شخصيت يک سياستمدار بايد پرتوقع بود.»

آيا آلت هاوس محق است به پهنه سياست بازگردد؟

گرهارت، به اين پرسش با يک «آري» يا «نه» ساده پاسخ نمي دهد؛ تصميم در نهايت، تصميم شخصي اوست، اما اين تصميم بايد از ديد همگان، موجه باشد. «خود او بايد بگويد، چرا تقصيري که متوجه او شده، او را از آن بازنمي دارد که بر مسندي آنچنان بالا (يعني مسند نخست وزيري حکومت ايالتي) بنشيند؟»
کشف «قديمي ترين» کليساي جهان در اردن


باستان شناسان در اردن مي گويند بقاياي آنچه را که آنها قديمي ترين کليساي جهان مي نامند، يافته اند. قدمت اين غار زيرزميني به نيمه هاي قرن اول ميلادي بازمي گردد. اين غار زير کليساي قديمي سنت گئورگ در شهر رهاب در شمال اين کشور، در نزديکي مرز با سوريه پيدا شده است. قدمت کليساي گتورگ مقدس که اين بقايا در زير آن کشف شده به قرن سوم ميلادي بازمي گردد. باور عمومي بر اين است که مسيحيان اوليه پس از آنکه در بيت المقدس تحت تعقيب قرار گرفتند، به اين منطقه فرار کردند. باستان شناسان مي گويند در اين غار نشانه هاي آشکاري از تشريفات مذهبي مسيحيان اوليه ديده مي شود. باستان شناسان همچنين مي گويند از اين محل هم به عنوان محلي براي پرستش و هم منزلگاه آوارگان استفاده مي شد. گمان مي رود اين افراد تا زماني که امپراتوري روم، مسيحيت را به عنوان دين رسمي معرفي کرد، در اين محل زندگي کرده اند. محققان مي گويند تاکنون قديمي ترين کليساي کشف شده در جهان به سده سوم ميلادي برمي گشت. عبدالقادر الحسين سرپرست مرکز مطالعات باستان شناسي رهاب مي گويد؛«تيم باستان شناسان موفق شده اند بقاياي اولين کليساي دنيا را که مربوط به سال هاي 33 تا 70 ميلادي است، کشف کنند.» او افزود؛«ما مدارک و شواهدي در اختيار داريم که نشان مي دهد اين کليسا، پناهگاه مسيحيان اوليه، شامل هفتاد هوادار مسيح بوده است.»
لذت سرک کشيدن در کيف ديگران


سخن تماماً از کيف و تاريخچه اش است، البته نه کيف جادويي مري پاپينز يا کيف چرمي دکتر اديبان. سخن از نمايشگاهي است که به ويژه براي مردان جذاب است، زيرا سرانجام پاسخي براي پرسش هميشگي شان درباره خانم ها مي يابند.

به احتمال زياد يکي از جمله هاي پرسشي که در طول تاريخ به دفعات از سوي آقايان به زبان آمده، خطاب به خانم ها بوده که از آنها پرسيده اند؛ «شما در اين کيف هايتان چه داريد که حتي يک لحظه هم آن را از خود جدا نمي کنيد؟،» زيرا کيف خانم ها هميشه يکي از اسرارآميزترين همراهان هميشگي شان بوده است که چه در غم و چه در شادي هيچ وقت از آنها جدا نخواهد شد. البته طبيعي است اين علامت سوال در ذهن آقايان نقش ببندد، زيرا براي مرداني که تنها دو جيب چپ و راست شلوارشان براي جا دادن تمام لوازم مورد نيازشان کفايت مي کند، کاملاً مبهم و نامفهوم است که چرا خانم ها هيچ گاه از اين کيف هاي بزرگ و برخي اوقات سنگين شان دل نمي کنند. اين نکته تازه زماني جالب توجه تر مي شود که مردان دريابند خانم ها براي هر موقعيتي کيف مخصوص آن را دارند؛ پياده روي، مهماني، کار، خريد، ورزش و حتي يک بيرون رفتن ساده با دوستان. مهم هم اين است که اين کيف ها هرگز جاي خود را با ديگري عوض نمي کنند؛ در اصل يک قانون نانوشته، اما پابرجا و محکم.

در هر صورت، بدون ترديد نمي توان داشتن کيف را تنها مختص به خانم ها دانست و آقاياني را از ياد برد که در هر حال، هميشه هم جيب هايشان ياري رسان نبوده است. اين موضوع زماني آشکارتر مي شود که به تماشاي نمايشگاه «تاريخچه کيف؛ از وسيله حمل تا شيئي جادويي» نشست که از روز 28 مارس در شهر انگلزکيرشن، در آلمان آغاز مي شود و تا پنج ماه هم ادامه مي يابد. همان طور که از اسم اين نمايشگاه برمي آيد، سير تغيير و تحول کيف ، محور اصلي آثار به نمايش درآمده خواهند بود؛ البته روندي که کيف در قرن هاي نوزدهم و بيستم ميلادي تا به امروز طي کرده است. در اين نمايشگاه بيش از 400 نوع مختلف از کيف و ساک، در دو طبقه در معرض ديد قرار خواهد گرفت؛کيف هايي از پوست خزندگان گرفته تا کيفي از چرم گاو. جدا از فرم و جنس کيف، ديدن مدل هاي قديمي مارک هاي نامدار، همچون «جيل ساندر»، «شانل» يا «پرادا» هم براي طرفداران مد خالي از لطف نخواهد بود. آنهايي هم که اهل سينما هستند، مي توانند کيف هنرپيشه پرآوازه آلماني ، مارلين ديتريش را که سال 1951در فيلم «در آسمان بزرگراهي نيست» به دست داشت، تماشا کنند. در بخشي ديگر مشهورترين مدل کيف زنانه در تاريخ هم به نمايش درآمده است؛ مدل کلي از مارک مشهور «هرمس» که گريس کلي هنرپيشه و ملکه موناکو در دهه 50 ميلادي از آن استفاده مي کرد.

نکته يي که در اين نمايشگاه بارها و بارها به چشم مي آيد، تغيير مفهومي يا ابزاري کيف است يعني وسيله يي که در ابتدا بيشتر به عنوان يک «حمل کننده» شناخته مي شد، کم کم ماهيتي زينتي پيدا کرد. براي نمونه، کيفي که تماماً با مرواريد بافته شده يا چمدان هايي که در دهه 50 ميلادي از شيشه هاي پلکسي درست شده اند.

در کنار تمام اينها مي توان لباس ها، روزنامه ها، عکس ها و سکه هايي را هم که به نوعي با تاريخچه کيف در ارتباط هستند، نظاره کرد.

جدا از تمام آثار جذاب به نمايش درآمده، هنوز يک بخش اساسي و هيجان انگيز وجود دارد و آن هم قانون اين نمايشگاه است. تمام بازديدکنندگان بايد بدانند اينجا هيچ رازي را نبايد درون کيف شان مخفي کنند چون هر کسي مجاز است نگاهي به درون کيف افراد ديگري کند که براي بازديد آمده اند. در اصل اين را مي توان خبر خوشايندي براي آن دسته از آقايان کنجکاوي دانست که همواره مشتاق بوده اند بدانند خانم ها درون کيف شان چه سري را با خود اين طرف و آن طرف مي برند.

البته بايد پيشاپيش تذکر داد خانم ها حتي کيفي مخصوص براي تفريح هايي از اين دست دارند، پس توقع بيجايي است اگر آقايان کنجکاو خيال کنند با يک نگاه براي هميشه فهميده اند درون کيف يک خانم چيست.

سنجش مثبت موسسه گالوپ از موقعيت مسلمانان امريکا

موسسه تحقيقاتي و نظرسنجي گالوپ در تازه ترين بررسي خود از موقعيت اجتماعي مسلمانان امريکا تصوير مثبتي از سطح درآمد و تحصيلات و رفاه عمومي اين اقليت ديني ترسيم مي کند.

طبق تحقيقات موسسه گالوپ، زنان مسلمان امريکايي از لحاظ تحصيلي در موقعيت بهتري از مردان مسلمان قرار دارند و از لحاظ درآمد فاصله چنداني با مردان ندارند. با اين حال از لحاظ احساس تعلق عام، مسلمانان در مقايسه با پيروان ساير اديان در امريکا نارضايتي بيشتري ابراز مي دارند.

نظرسنجان موسسه گالوپ طي سال 2008 از راه مصاحبه هاي جامع تلفني با 947 مسلمان امريکايي اطلاعاتي درباره ترکيب قومي، نژادي، سني، جنسي، اقتصادي و رضايت عمومي آنها به دست آوردند. نتايج اين نظرسنجي که به تازگي منتشر شده، با نتايج نظرسنجي هاي مشابه گالوپ در کشورهاي ديگر قابل مقايسه است. طبق تحقيق اخير، مسلمانان ايالات متحده خود را در مقايسه با مسلمانان ديگر نقاط دنيا از لحاظ فرصت ها و امکانات شکوفايي در موقعيت بهتري تصور مي کنند.

اما همين مسلمانان در داخل امريکا در مقايسه با پروتستان ها، کاتوليک ها، يهوديان و مورمون ها احساس نارضايتي عمومي بيشتري دارند. به گفته تحليلگران گالوپ، دليل آن اين است که 35 درصد از اينان را سياهپوستاني تشکيل مي دهند که از امتيازات شغلي و تحصيلي کمتري برخوردارند و بخشي از همين عده مهاجراني هستند که از کشورهاي فقير آمده اند.

زني مسلمان در ساحل نيوپورت در کاليفرنيا و مسلماناني که از کشورهاي آسيايي از جمله هند و پاکستان به امريکا مهاجرت کرده اند، از تحصيلات و درآمد بالاتري برخوردارند و احتمال شکوفايي و رفاه آنها در جامعه امريکايي بيشتر است. اقليت ديني مسلمان در ايالات متحده شامل نژادها و قوميت هاي گوناگون است که از لحاظ تعداد هيچ کدام اکثريت قاطع را ندارند.

نظرسنجي گالوپ نشان مي دهد زنان مسلمان امريکايي در مقايسه با مردان مسلمان از تحصيلات بيشتر برخوردار و صاحب مدارک دانشگاهي بالاتري هستند. زنان مسلمان در مقايسه با زنان پيرو ساير اديان نيز تحصيلکرده تر هستند. به طور کلي 43 درصد زنان مسلمان داراي مدرک کالج يا مدرک دانشگاهي بالاتر هستند، درحالي که اين رقم براي زنان امريکايي به طور عام 29 درصد است. از لحاظ برابري درآمد با مردان هم کيش خود نيز موقعيت زنان مسلمان بهتر از زنان ساير اديان است.

مسلمانان امريکايي خود را بسيار مذهبي مي دانند و 80 درصد آنها معتقدند دين نقش بسيار پررنگي در زندگي روزمره آنها دارد. اين رقم براي امريکاييان به طور کلي 65 درصد است. از لحاظ گرايش سياسي، از هر 10 نفر چهار تن خود را ميانه رو مي خواند. تعلق حزبي مسلمانان امريکا به اين ترتيب است که اقليتي کوچک راستگرا و طرفدار حزب جمهوريخواه، حدود 50 درصد ليبرال و طرفدار حزب دموکرات و بقيه مستقل هستند. در انتخابات سال گذشته، 79 درصد از مسلمانان امريکا به باراک اوباما راي دادند. در ميان مسلمانان امريکايي درجه يي از نارضايتي و بيگانگي از فضاي اجتماعي عام جامعه ديده مي شود، اما اين بيگانگي به اندازه يي نيست که در کشورهاي اروپايي نظير انگلستان و فرانسه به چشم مي خورد.
کدبانوي برقي، با قيمتي نجومي
روبات خانگي يکي از محصولاتي است که در نمايشگاه CeBIT در هانوفر در معرض ديد علاقه مندان قرار گرفت. اين موجود مودب سفارش مي گيرد، تقديم مي کند و در پايان نيز تعظيم و تشکر مي کند. به گفته طراحان اين روبات همه کاره است. طراحان مي گويند اين روبات را براي کارهاي خانگي ساخته اند، سخت افزار آن نيز به گونه يي است که مي توان با تغيير برنامه ها به هدف مورد نظر رسيد؛ به زبان ديگر، وي براي تنها يک کار، مثلاً جارو کشيدن ساخته نشده است. دستورها را هم مي توان تک تک يا فهرست وار به او داد.

همان گونه که اشاره شد، اين روبات يک دست با سه انگشت دارد که از آن براي برداشتن اشيا استفاده مي کند.به گفته طراحان وي جسم مورد نظر را مي بيند و با لمس آن مي فهمد چه مقدار نيرو براي گرفتن و بلندکردن آن لازم است. بدين ترتيب براي برداشتن بطري شيشه يي يا پلاستيکي، بزرگ يا کوچک نياز به برنامه ريزي دوباره ندارد. روبات با وجود اين مثلاً فرق بطري هاي مختلف در يخچال را تشخيص نمي دهد حتي اگر همه محتوي آب باشند. بايد با استفاده از رنگ يا اندازه، براي او مشخص کرد که منظور کدام است. اينکه اين آدم آهني مودب به جاي پا چرخ دارد هم سبب مي شود که بتواند تنها در يک طبقه خانه کار کند. نسخه کنوني روبات يادشده، گوش هم ندارد و فرمان را بايد از طريق رايانه به او داد.

بهاي اين روبات با اين نرم افزار، حدود 200 تا 250 هزار يورو است. گذشته از قيمت زياد، پذيرفتن ذهني يک روبات در خانه در کنار ديگر لوازم خود نياز به گذشت زمان دارد. سازندگان اميدوارند اين محصولات در 10 ، 15 سال آينده به توليد انبوه برسند.
خودسوزي زنان افغان
امسال بيش از 80 مورد خودسوزي در هرات ثبت شده است.به گفته مقام هاي محلي ولايت هرات، يک زن 45 ساله نيز به تازگي به دليل «فقر و ناراحتي هاي رواني» دست به خودسوزي زده و جان داده است. اين حادثه دو روز پيش و در آستانه تجليل از روز جهاني زن در شهرستان اوبه در شرق هرات روي داده است. با ثبت اين مورد از خودسوزي در هرات، شمار افراد ثبت شده در بيمارستان سوختگي اين ولايت در سال جاري خورشيدي، به 81 نفر رسيده است. محمد عارف جلالي مسوول بيمارستان سوختگي هرات مي گويد؛ «59 تن از افرادي که دست به خودسوزي زده اند جان خود را از دست داده اند، چهار تن از آنها مرد بوده اند و بقيه همه زن.» به گفته مسوول بيمارستان سوختگي هرات، بيش از 80 درصد از اين افراد بين 13 تا 25ساله بودند. فقر، مشکلات خانوادگي، ازدواج هاي اجباري و تفاوت هاي سني زوج ها و خشونت هاي خانوادگي از عواملي است که به گفته کارشناسان سبب مي شود زنان دست به خودسوزي بزنند. انارگل زني 20 ساله است که چهار ماه پيش به دليل مشکلات خانوادگي اقدام به خودسوزي کرده بود. او مي گويد؛ «با شوهرم يک هفته جنجال (دعوا) داشتم، بالاخره يک شب خيلي به من فشار آمد، روي خود بنزين ريختم و خود را آتش زدم. اکنون چهار ماه است که در بيمارستان سوختگي هرات بستري هستم و وضعيتم رو به بهبود است.»

به گفته مسوولان بيمارستان، آمار خودسوزي در هرات نسبت به سال گذشته تفاوت چنداني نکرده است، اما ميزان خودسوزي در داخل شهر هرات که در سال هاي 83 تا 85 خورشيدي، 50 درصد از کل آمار خودسوزي را تشکيل مي داد، طي سال جاري به 15 درصد کاهش يافته است. اما اين آمار در ميان ساکنان شهرهاي اطراف هرات هنوز کاهش نيافته و هم اکنون 60 درصد از مراجعه کنندگان به بيمارستان سوختگي هرات را ساکنان روستاها و شهرهاي اين ولايت تشکيل مي دهند. بسم الله بسمل مشاور حقوقي يک نهاد مدني موسوم به «نداي زن» دليل عدم کاهش آمار خودسوزي در شهرهاي هرات را ناامني و عدم حاکميت قانون در اين مناطق مي داند. به عقيده بسمل در روستاهاي دورافتاده به علت فاصله زياد آن مناطق با ادارات دولتي، عدالت به شکل درست اجرا نمي شود و عدم دسترسي زنان به عدالت باعث مي شود آنان دست به خودسوزي و خودکشي بزنند. هرات يکي از شهر هايي است که بيشترين موارد خودسوزي زنان از آنجا گزارش مي شود، اما مسوولان محلي مي گويند دليل اين مساله اين است که موارد خودسوزي در هرات رسماً ثبت شده و در اختيار رسانه ها گذاشته مي شود. به گفته مسوولان محلي هرات در ديگر مناطق افغانستان نيز زنان اقدام به خودسوزي مي کنند اما چنين مواردي رسماً در اداره هاي دولتي به ثبت نمي رسد و در اختيار رسانه ها قرار نمي گيرد.
عناوين اين صفحه
رابطه مبهم سياست و وجدان
کشف «قديمي ترين» کليساي جهان در اردن
لذت سرک کشيدن در کيف ديگران
کدبانوي برقي، با قيمتي نجومي
خودسوزي زنان افغان

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام