چهارشنبه، 28 اسفند 1387 - شماره 1915
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه نخست
منافع ملي فداي خوشنامي


ثمينا رستگاري


نزديک شدن به قديسان سياستمدار کار آساني نيست؛ آنها که دوست و دشمن بزرگ شان مي شمارند و پرسش از چرايي کارهاي آنها جز بدنامي براي آدمي ثمري ندارد. مصدق يکي از اين قديسان است؛ مردي فسادناپذير که استعمار انگليس را به زانو درآورد و نفت را ملي کرد و نهايتاً با کودتاي اجانب سقوط کرد. اين تنها پرده يي است که در سراسر تاريخ ايران به نمايش درآمده و در سراسر اين نمايش مصدق قهرماني ملي است، اما موسي غني نژاد از جمله افرادي است که اين نقش مصدق را زير سوال برده و ابايي از اين ندارد که توسط دوستداران مصدق سخنگوي انگليسي ها و توده يي معرفي شود. او که يکي از معدود راست کيشان ايراني است به محض نقد مصدق سخنگوي چپ ها دانسته مي شود و اين طنز تلخي است که دست از سر تاريخ معاصر ما برنمي دارد. مصدقي که صنعت نفت نداشته را ملي کرد و به دست کارنابلدان سپرد وطن پرست مي شود و سياستمدار ديگري که بر سر بزرگ ترين ديکتاتور زمان خودش کلاه مي گذارد و از تجزيه ايران جلوگيري مي کند در گوشه انزوا بايگاني مي شود. اين جمله را از ماکياولي به خاطر بسپاريد. «خدايا به من کمک کن منافع ملي کشورم را فداي رستگاري روحم نکنم.» امروز هم هستند سياستمداراني که ترجيح مي دهند عکس شان در طاقچه خوشنامي جا بگيرد اما دامن شان به سياست آلوده نشود، در اذهان عوام قهرمان بمانند اما آرزوهاي همان عوام قهرمان پرور را محقق نسازند.

---

-بهتر است بحث را با تعريف مفهوم ملي کردن صنعت نفت شروع کنيم و اينکه ملي کردن در مقابل چه وضعيتي معنا پيدا مي کند؟

ملي کردن مفهومي است که بعد از جنگ جهاني دوم باب روز شد، به ويژه در کشورهاي اروپايي. يعني در انگلستان بعد از روي کار آمدن حزب کارگر اين حزب شروع به ملي کردن برخي صنايع کرد. ملي کردن در حقيقت يعني دولتي کردن، يعني انتقال مالکيت بنگاه هاي اقتصادي به دولت و معناي nationalisation يعني دولتي کردن ولي ملي به اين معناست که متعلق به کل ملت مي شود نه متعلق به عده يي خاص که سهامداران و بنگاهداران هستند، و کل ملت سهامدار يک بنگاه مي شود ولي از آنجا که ملت نمي تواند سهامدار شود دولت به نمايندگي از آنها سهامدار مي شود. بنابراين ملي شدن صنايع از جنگ جهاني دوم به بعد در کشورهاي اروپايي مانند فرانسه، انگليس و... شروع شد و در ايران چهار پنج سال بعد از پايان جنگ شروع مي شود که خيلي هم به ملي کردن هايي که در انگلستان صورت گرفته بود، استناد مي کردند.

-آيا ما صنعت نفتي داشتيم که بخواهيم آن را ملي کنيم؟

واقعيت امر اين است که ما هيچ گاه صنعت نفت نداشتيم و بعد از آن هم به تدريج بخش هايي از صنعت نفت شکل گرفته است. «ملي کرديم»؛ به عبارت دقيق تر آنها مي گفتند «خلع يد» کرديم يعني اينکه اختياراتي را که شرکت نفت ايران- انگليس در ايران داشت از آنها گرفتيم و آن را به دولت منتقل کرديم و چون قراردادي با شرکت نفت ايران- انگليس داشتيم ايران موظف بود آن را رعايت کند و به نوعي قرارداد به هم مي خورد و بابت اين طبيعتاً بايد خسارت هم پرداخت مي شد که اين هم يکي از دعواهاي اصلي دولت آن زمان ايران با شرکت نفت ايران- انگليس بود ولي مساله اصلي اين است که يک موضوع اقتصادي به يک موضوع سياسي تبديل شده بود و تبليغاتي که روي مساله نفت مي شد...

ادامه در صفحه سياست
عناوين اين صفحه
منافع ملي فداي خوشنامي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام