.jpg)
هر سه کانديداي اصلاح طلبان در طبقات مختلف مردم راي جدي دارند.اگر سيدمحمد خاتمي و ميرحسين موسوي در ميان طبقه متوسط شهري و فرهنگيان جامعه راي نفوذ دارند مهدي کروبي نيز در ميان طبقه متوسط و کم درآمد راي خوبي دارد و اقليت هاي ديني نيز به او روي خوش نشان داده اند.با مهدي کروبي گفت وگويي کرده ايم که مي خوانيد.
---
-جنابعالي از اولين نفراتي بوديد که براي انتخابات رياست جمهوري آتي اعلام کانديداتوري کرديد. مهم ترين دلايلي که در دوره قبل و اين دوره منجر به اين تصميم شد چه بود؟ در اين تصميم از مشورت فرد يا افراد ديگر هم استفاده کرديد؟
اين سوال در واقع يک سوال نيست، چند سوال است. اگر منظور از اينکه مهم ترين دلايلي که منجر به اتخاذ تصميم شد، چه بود، تصميم به نامزدي باشد، بايد بگويم در انتخابات نهم رياست جمهوري دلايل و انگيزه هايي داشتم که فعلاً در انتخابات دهم هستيم و ترجيح مي دهم به جاي سخن گفتن از دلايل نامزدي گذشته درباره نامزدي ام در اين دوره توضيح دهم. در اين دوره علاوه بر دلايل قبلي ام، احساس نگراني عميق درباره روند خطرناک و قهقرايي کشور در زمينه هاي مختلف مانع از بي تفاوتي ام بود چنان که بسياري از شخصيت هاي برجسته ديگر انقلابي و دانشگاهي و روحاني از همه طيف هاي موجود هم چنين نگراني هايي را ابراز کرده اند. براي ما قابل قبول نيست که دستاوردهاي 30 ساله کشور و انقلاب را (که البته مي توانست بيشتر و بهتر از اينها باشد) به خاطر مديريت نادرست و خامي برخي افراد و به خاطر ناديده گرفتن نهادها و آراي کارشناسي به سادگي از دست بدهيم.
از همه مهم تر، با تصميمات و وعده هاي تاريخ مصرف دار که فقط براي به دست آوردن راي به کار مي آيد مانند تصويب 300 پروژه در چهار ساعت در هر سفر استاني يا پرداخت نقدي يارانه ها که معادل 90 هزار ميليارد تومان مي شود، در آينده نه چندان دور اعتماد عمومي را به نظام هم از دست مي دهيم و همان چيزي تحقق پيدا مي کند که برخي از مخالفان در بحبوحه انتخابات نهم مي گفتند و تاکيد مي کردند به فلاني راي بدهيد که با کارهاي افراطي و نسنجيده هر چه زودتر فاتحه نظام خوانده شود.
اما اگر منظور سوال اين باشد که دليل اينکه نامزدي خود را زود اعلام کردم چه بود، اولاً که در همه نظام هاي پيشرفته دنيا همين طور است. در آنجا با وجود اينکه محدوديت هاي تبليغاتي وجود ندارد و همه مي توانند تلويزيون بخش خصوصي داشته باشند و از همه ابزارهاي موجود رسانه يي به نحو برابر استفاده کنند اما از دو سال پيش از انتخابات، نامزدها شروع به کار مي کنند و در امريکا از يک سال قبل سفرها و تبليغات آغاز مي شود. پس اينکه من سه چهار ماه زودتر اعلام نامزدي کنم کار غريبي نيست. اما دليل مهم اين تصميم اين بود که در کشور ما راديو و تلويزيون در انحصار گروه خاصي است و شبانه روز به عناوين مختلف سفرها و... براي يک نامزد فرصت تبليغات به وجود مي آيد در حالي که در دوره روساي جمهوري قبلي حتي برخي خبرهاي آنها را سانسور يا محدود مي کردند يا به عنوان خبر چندم نقل مي کردند و به هر حال با شگردهاي خاص رسانه يي از تاثير مي انداختند ولي اصلاح طلبان جز دو سه روزنامه که در برابر تعداد روزنامه هاي آنان ناچيز است و تاثير آن در مقايسه با راديو و تلويزيون به شمار نمي آيد، رسانه يي ندارند. طبيعي است که تنها امکان باقي مانده براي ما استفاده از زمان است و بايد نامزدي خود را زودتر اعلام کنيم تا بتوانيم براي پيروزي بستر سازي کنيم.
و اما درباره اينکه آيا در اين تصميم از مشورت فرد يا افراد ديگري هم استفاده کرده ام يا نه، من اساساً معتقدم موفق ترين انسان در همه کارها کسي است که بيشتر مشورت مي کند و مشورت آنقدر مفيد است که خداوند هم پيامبر خود را که متصل به وحي بود و بي نياز از ديگران اما او را هم امر به مشورت مي کند. اينکه بعضي ها مشورت را عار و دور از شأن خود مي دانند، به خاطر ضعف باورهاي ديني شان و به خاطر کيش شخصيت است. به همين دليل من نه تنها درباره اصل نامزدي و زمان اعلام آن بلکه در بسياري از کارها مشورت مي کنم و شاهد آن ده ها نفر افرادي هستند که سال هاست با من کار کرده و اکنون هم کار مي کنند. البته معناي مشورت اين نيست که ديگران به جاي انسان تصميم بگيرند بلکه معنايش اين است که انسان با عقل بزرگ تري تصميم مي گيرد و ديگران حرف هاي موافق و مخالف را مي زنند و اطراف موضوع براي انسان به خوبي شکافته مي شود آنگاه خودش تصميم آخر را مي گيرد.
- مهم ترين گروه ها و اقشار حامي شما چه کساني هستند؟ به نظر جنابعالي پايگاه اصلي شما در کدام يک از طبقات اجتماعي قرار دارد و توان تاثير آنها در موفقيت شما در انتخابات تا چه ميزان است؟
من بر اساس ارتباطات وسيعي که دارم و خصوصاً بر اساس نتايج انتخابات نهم، معتقدم پايگاه اجتماعي من در قشر متوسط و متوسط به پايين است. به همين دليل آراي من در 11 استان که اغلب استان محروم بودند، رتبه اول بود چون در استان هايي که برادران ديني ديگرمان يعني اهل سنت جمعيت اکثريت را دارند هم داراي بيشترين راي بودم بنابراين فکر مي کنم اين افتخار را دارم که بگويم اين بخش از شهروندان کشورمان را هم مي توانم جزء حاميان خود به حساب آورم. تجربه نشان داده است راي اقشار متوسط به پايين تعيين کننده تر بوده است نه راي نخبگان. تجربه انتخابات نهم و همچنين انتخابات امريکا هم اين ادعا را تاييد مي کند. در امريکا تمام دانشگاهيان و نخبگان از آقاي ال گور دفاع کردند ولي بوش راي آورد.
در عين حال بايد يا دآوري کنم در اين دوره شخصيت هاي برجسته يي از ميان چهره هاي سياسي و علمي و مدني از من حمايت کرده اند که در هفته هاي اخير در رسانه ها ديده ايد و حمايت برخي از آنها براي بعضي ها غيرمنتظره بود. آنها افرادي نيستند که بي دليل خود را هزينه دفاع از کسي کنند و لابد مزيتي ديده اند و خودشان هم دلايل شان را گفته اند و نوشته اند.
من همچنين معتقدم پايگاه سياسي ام در ميان متدينين و علاقه مندان به امام و انقلاب است در عين حال که دگرانديشان زيادي هم به خاطر سعه صدري که از تعاليم دين مبين اسلام به ما رسيده است، نسبت به ما حسن ظن دارند.
-ستاد انتخاباتي شما ترکيبي است از اعضاي حزبي و اعضاي غيرحزبي. اعضاي غيرحزبي ستاد با چه معيارهايي انتخاب شده اند؟
بايد در جواب اين سوال به يک نکته مهم اشاره کنم. من عميقاً اعتقاد دارم که بايد کار حزبي کنيم و فرهنگ خودمحورانه و تکروي و فردگرايانه را به فرهنگ کار جمعي تبديل کنيم. در اين صورت جلوي بروز مجدد استبداد هم گرفته خواهد شد و مديريت کشور علمي تر خواهد شد. از طرفي کار حزبي در جوامع توسعه نيافته هميشه در معرض بت وارگي قرار دارد و معيار صلاحيت افراد اين مي شود که چه کسي به حزب ما نزديک است و ما را قبول دارد. اين صورت ديگري از همان فرهنگ تکروي و خودمحورانه است. بنابراين ممکن است افراد شاخص و شايسته يي باشند که يک حزب يا دبيرکل آن را تا حدي قبول دارند يا آن را به افکار و ديدگاه هاي خود نزديک تر مي دانند اما به هر دليلي مايل نيستند عضو آن حزب شوند. ما گرچه عضو حزب بودن را مطلوب مي دانيم اما فارغ از اينکه دلايل و انگيزه هاي افرادي که نمي خواهند عضو حزب باشند، چيست نبايد راه همکاري آنان را به صورت موردي يا دائمي ببنديم. بنابراين ضمن تاکيد بر مطلوبيت و ارجحيت کار حزبي اما معيار ما براي همکاري افراد معيار حزب مداري نيست. براي مثال آقاي قوچاني که يک روزنامه نگار حرفه يي و مستقل است مي خواهد به عنوان روزنامه نگار غيرحزبي و مستقل باقي بماند نه اينکه کار حزبي را بد مي داند اما پس از مدتي بحث و گفت وگو پذيرفته است که سردبير روزنامه اعتماد ملي شود و آن را با مشي مورد نظر خودش درآورد. آقاي کرباسچي از مديران موفق و برجسته جمهوري اسلامي بوده است و با وجود اينکه خودش در قد و قواره نامزدي رياست جمهوري است و اگر نامزد مي شد موقعيت خوبي داشت و دبير کلي حزب ديگري را دارد، آماده است با هم همکاري کنيم. اين همکاري لزوماً همکاري حزبي نيست بلکه در جهت اهداف مشترک و به خاطر دغدغه هاي مشترک و نگراني مان از روند خطرناکي است که در کشور در پيش گرفته شده است.
-تعريف شما از اصلاحات و حدود و ثغور ميانه روي چيست؟ فرآيند اصلاح طلبي با آمدن شما الف- به عرصه انتخابات
و ب- پيروزي در انتخابات چه سرنوشتي خواهد داشت؟
اصلاحات پديده تازه يي نيست و در دانشگاه ها و متون دانشگاهي بحث ها و تعاريف دقيقي از آن انجام شده است. آنچه مورد نظر ما است، اين است که اصلاحات حرکتي است از بالا يا از پايين (يعني يا توسط رهبران و مديران اصلاح طلب به وجود مي آيد يا توسط مردم تحميل مي شود) براي تغيير از وضع موجود به سمت وضع مطلوب در چارچوب ظرفيت هاي فرهنگي و حقوقي يک جامعه حتي اگر بخواهد وضعيت حقوقي موجود را تغيير دهد. اصلاحات راز بقا است. البته اصلاحات شرايط و مقتضياتي دارد. اگر اصلاحات انجام نشود، نظام و جامعه به انحطاط و پرتگاه کشيده مي شود و راه براي حرکت هاي تند و راديکال گشوده مي شود و اگر هم به موقع انجام نشود، مي گويند اصلاحات ديرهنگام سبب انقلاب است.
ميانه روي و کندروي و تندروي هم از واژه هاي کشدار هستند. اين روزها مي بينيم آدم هايي که خودشان در مظان کارهاي افراطي و حمايت از رفتارهاي افراطي در سياست هاي داخلي و خارجي هستند ديگران را متهم به افراطي گري مي کنند. در وضع فعلي هر کسي خودش را معيار ميانه روي گرفته است ولي به عقيده من کمتر از ظرفيت قانون اساسي حرکت کردن کندروي و بيشتر از ظرفيت هاي قانوني حرکت کردن افراطي گري است و هر کاري در چارچوب قانون اساسي و عادي باشد يا بتوان براي آن توجيه قانوني داشت، ميانه روي است و براي درک اين ظرفيت اين يک اصل حقوقي در همه جهان است که بايد قانون را به نفع شهروندان تفسير کرد نه به نفع حکومت. نگاهي به غرض قانونگذار و آراي نويسندگان قانون اساسي نشان مي دهد بسياري از محدوديت هايي که امروزه به عناوين مختلف ايجاد مي شود برخلاف قانون است. بگذريم که در مواردي اساساً خود قانون هم توسط برخي از صاحبان قدرت زير پا گذاشته مي شود.
و اما فرآيند اصلاحات با آمدن من و پيروزي در انتخابات تسريع و تضمين خواهد شد. ما، يعني من و همه کساني که در انقلاب بزرگ اسلامي به رهبري حضرت امام فعال بوده ايم، تا زنده هستيم اجازه نخواهيم داد کساني که مي خواهند قانون اساسي را نقض کنند و کشور را به شرايط استبدادي برگردانند، موفق شوند. ديگر دوره اين روش ها سپري شده است و بايد با اصلاح روش ها و ساختارها و در صورت لزوم اصلاح قوانين از مسير درست خودش، کشور را در جاده توسعه و رفاه و امنيت و اخلاق انداخت.
- نفرات اصلي تيم اقتصادي شما چه کساني و با چه تفکراتي هستند؟ سياست هاي اقتصادي مورد نظر شما همچون گذشته (زمان انشعاب از جامعه روحانيت مبارز) بيشتر به اقتصاد دولتي گرايش دارد يا پيرو اقتصاد بازار آزاد خواهيد بود؟ آيا در اين دوره از انتخابات همان شعارهاي اقتصادي دوره گذشته را دنبال مي کنيد؟
اعضاي تيم اقتصادي، از استادان علم اقتصاد و صاحب نظران اقتصادي کشور هستند و مرکب اند از افراد دانشگاهي و کساني که کار عملي و مديريتي در حوزه هاي اقتصادي داشته اند. سياست هاي اقتصادي ما هم در جهت تحقق اصل 44 و کوچک کردن دولت و واگذاري صنايع و نهادهاي اقتصادي به مردم است. در دوره جنگ تنها راه اداره کشور کنترل شديد دولت بر اقتصاد است و اين در کشورهايي که داراي اقتصاد بازار هستند هم در شرايط جنگي ديده مي شود. بنابراين دفاع ما از اقتصاد دولتي مقتضاي آن زمان بود و در جاي خودش درست و بلکه ناگزير بود اما امروز بايد بخش خصوصي را تقويت کرد تا جامعه مدني هم قدرت بگيرد و بتواند بر حاکمان که در اصل وکلاي ملت و نمايندگان آنها هستند نظارت کند. ما که جاودانه نيستيم و بايد به فکر فردا باشيم. کشور مال خود مردم است و بايد آنها آنقدر توانايي پيدا کنند که بتوانند خودشان تصميم بگيرند. مردم نبايد جيره خور دولت باشند بلکه دولت بايد جيره خور ملت باشد. در عين حال معتقد به اقتصاد بازار به شکل افسارگسيخته نيستم که سرمايه داران بتوانند براي جان و مال شهروندان تصميم بگيرند.
- سياست ها و موضع گيري هاي شما در عرصه سياست خارجي چه خواهد بود؟ همچون دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات قائل به اعتمادسازي در سطح بين المللي هستيد يا سياست هاي دولت فعلي را در عرصه بين الملل کارآمدتر مي دانيد؟
اگر سياست هاي دولت فعلي را کارآمد مي دانستيم ديگر دليلي براي نگراني ما و نامزد شدن مان وجود نداشت. سياستي که در طول سه سال چهار قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران را گرفته و تبعات سياسي و اقتصادي داخلي و بين المللي زيادي داشته و راه جلب سرمايه گذاري خارجي را بسته و ذهنيت منفي در افکار عمومي دنيا درست کرده است، کدام کارآمدي را داشته است؟ آقاي خاتمي از روساي 150 کشور جهان در سازمان ملل لوح تقدير گرفت و دولت اصلاحات از حق هسته يي مردم ايران و ادامه پيشرفت ها در اين زمينه به نحوي دفاع مي کرد که اين همه هزينه هم براي کشور درست نمي کرد و اين سياست آقاي خاتمي نبود،سياست همه اصلاح طلبان بود. دل خوش کردن به ابراز احساسات عده يي در ممالک دور و بر خودمان که گرهي از مشکلات فروبسته ما باز نمي کند. همين افراد براي صدام هم ابراز احساسات مي کردند. امروز نفوذ ترکيه در معادلات منطقه يي بيشتر است يا کشوري با سابقه درخشان ايران؟ امروز روابط اعراب با ايران چگونه است؟ من سه اصل عزت، حکمت و مصلحت را به نحو واقعي و عملي نه ادعايي، سرلوحه سياست خارجي قرار مي دهم و با همين سه اصل بايد به سوي اعتمادسازي با جهان برويم وگرنه پيام اصلي انقلاب اسلامي را نه تنها نخواهند فهميد بلکه وارونه مي فهمند. ما ارتباط با ملت ها را از طريق تضاد و دشمني با همه دولت ها دنبال نخواهيم کرد که نتيجه يي معکوس دارد. قضيه رژيم صهيونيستي قضيه عليحده است و جمهوري اسلامي تصميم ندارد آن را به رسميت بشناسد.
- تعامل شما با ساير کانديداهاي اصلاح طلب چگونه خواهد بود؟ صرف نظر از اتخاذ هر يک از مدل ها و راهکارهاي رسيدن به ائتلاف و اجماع، نتيجه آن هر چه باشد، خواهيد پذيرفت؟
من با وجود اينکه اولين نفر بودم که اعلان نامزدي کردم و هيچ گونه ترديدي نداشتم و اما و اگر نکردم اما باز هم به خاطر ائتلاف اصلاح طلبان و بالا بردن شانس پيروزي در انتخابات، اولين کسي بودم که طرح شوراي حکميت را مطرح کردم. واضح است کسي که خودش طرحي را مي دهد منطقاً بايد خودش اولين ملتزم به آن باشد اما به شرط اينکه واقعاً شوراي حکميت باشد. من در 30 سال گذشته به اندازه کافي در موقعيت هاي مهم بوده ام و دو دوره هم رئيس مجلس بودم و ولعي براي مقام ندارم. با نامزدهاي مختلف تعامل خواهم داشت و هر روز شرايط و مصالح را مي سنجم و معتقدم بايد اصلاح طلبان اين فرصت را از دست ندهند وگرنه ديگران خواب هايي براي کشور ديده اند و خواهند ديد. ما تا ارديبهشت براي ادامه اين تعامل ها فرصت داريم و هر جا لازم باشد اصلاح طلبان تصميمي به سود کشور بگيرند، اين کار را خواهند کرد.