دوشنبه، 26 اسفند 1387 - شماره 19113
   
 
صفحه نخست :: سالنامه :: خط اعتماد
نبض اجتماع را اينجا «پاي سخن مردم» بگيريد

جعفر گلابي

دبير گروه ارتباط مردمي روزنامه اعتماد


گويا پاياني بر توسعه ارتباطات نيست. در مقياس تاريخي هنوز مدت زمان زيادي از توليد انبوه وسايل ارتباطي چون راديو، تلويزيون و روزنامه نگذشته که سهولت برقراري ارتباط دوسويه و ايجاد امکان روزافزون «گفت وگو» رفته رفته به انقلابي در رابطه ميان انسان ها مبدل مي شود. حالا ديگر زمان سخن راندن يک طرفه از پشت ميکروفن راديو، تلويزيون يا نوشتن در روزنامه ها براي انبوه مخاطبان به سر رسيده است و مخاطبان هم به سادگي و با سرعت مي توانند وارد گود اظهارنظر شوند و تعامل لفظي ميان نخبگان و خود را از حالت يک قطبي آن خارج و به دو قطب مذاکره کننده تبديل سازند. ديگر کمتر برنامه تلويزيوني و راديويي وجود دارد که شماره يي براي برقراري تماس تلفني يا ارسال پيامک اعلام نکند همان طور که کمتر روزنامه يي پيدا مي شود که ستون پيام هاي تلفني و نامه هاي مردمي نداشته باشد و خوانندگان راجع به همه مسائل مربوط به جامعه يا رسانه به اظهارنظر نپردازند. در واقع رسانه هاي عام رفته رفته از حالت مونولوگ خارج شده به ديالوگ روي آورده اند. همين معنا سبب شده است محتواي برنامه ها، مصاحبه ها و سخنراني ها تحت تاثير سرعت بازتابي که در ميان مردم پيدا مي کنند دچار جرح، تعديل، غنا و نقصان شوند. به عبارت ديگر مخاطبان رسانه ها از يک موجود صامت گوش دهنده، بيننده و خواننده صرف به صاحب صدا، تصويرگر و نويسنده مبدل شده اند. آنها علاوه بر شنيدن، ديدن و خواندن به گفتن، ديده شدن و نوشتن هم مي پردازند و دير نيست که روزي برسد و همه صاحب رسانه شوند و اقيانوسي از گفت وگوها و ارتباط هاي دوجانبه و چندجانبه و انبوه به وجود آيد. اما اين امکان مدرن چون همه امکان هاي ديگر خصوصاً هنگامي که در سطح گسترده به کار گرفته شوند با خود فرهنگ، اخلاق، ذهنيات و رفتاري به همراه خواهد آورد. اولين و بزرگ ترين تاثيري که گفت وگوهاي دوقطبي ميان رسانه ها و مخاطبان شان به وجود آورده و مي آورد هويت بخشي، احساس «بودن»، فکر کردن و تاثير گذاشتن در ميان عامه مردم است. مردمي که مي توانند بلافاصله پس از ديدن يا شنيدن برنامه يي يا خواندن مطلبي به اظهارنظر بپردازند، رفته رفته براي گفتن و نوشتن به فکر کردن مي پردازند و هويت خويش را در انبوه مخاطبان گم نمي کنند. نويسندگان و گويندگان ديگر قادر به القا و تحميل غيرمستقيم نظرات خود نيستند و لاجرم بايد علاوه بر داشتن زباني گويا، گوش هايي شنوا براي شنيدن داشته باشند. در چنين فضايي خلاقيت ها افزود مي شود و توليد فکر و انديشه در سطح وسيع آن رونق مي گيرد. جامعه شنونده ديروز با صداي رساي امروز خود به اظهارنظر مي پردازد و براي رسيدن به حقوق خود تواني مضاعف پيدا مي کند. جامعه با امکان جديدي که پيدا کرده است آگاه تر و مسوول تر از هر زمان ديگري اظهار وجود مي کند و استبدادهاي خرد و کلان، متمرکز و متکثر را به چالش مي کشد. ارسال پيامک هاي ميليوني براي برنامه ورزشي 90 شبکه سوم اگرچه به يک موضوع فرعي ورزشي اختصاص داشت ولي خبر از ظهور پديده بديعي مي داد که دير يا زود در ابعاد مختلف ديگر جايي ويژه و تاثيرگذار براي خود خواهد خواست. بايد صداي جامعه را در جزء و کل مسائل شنيد؛ صدايي که با ابزارهاي جديد امکان انتشار گسترده پيدا کرده و طرفداران گفتن و نوشتن يک طرفه را به چالش جدي مي کشد. نبايد پنداشت مخالفان تعامل و گفت وگو با جامعه فقط صاحبان قدرت، مطلق انگاران و مستبدان در حاکميت ها هستند. امروز هستند صاحبان قلم و تريبون از چپ، راست، مدرن و سنتي که گوش خود را براي شنيدن و چشم خود را براي خواندن مي بندند. عده يي با خواندن چند کتاب و حفظ چند کلمه پرطمطراق و رديف کردن چند جمله خويش را بر بلنداي آگاهي مي بينند و خلق خدا را جز براي تصديق حرف هايشان و باور تحليل هايشان نمي خواهند. شايد بسياري از خوانندگان روزنامه اعتماد باور نکنند ولي بوده و هستند روزنامه نگاراني که به جد مخالف باز کردن ستون پيام ها و نامه هاي مردمي اند و آن را عوام گرايي مي دانند و به تحقير دغدغه ها، تمايلات و اظهار مشکلات روزمره مردم و خوانندگان مي پردازند. از نظر آنها اين نويسندگان هستند که بايد بر کرسي وعظ، نصيحت و تحليل بنشينند و ديگران جز خواندن، خط گرفتن و اعجاب چيزي براي گفتن نداشته باشند. اگر جامعه ما بعد از حدود 100 سال تلاش و مجاهدت هنوز نتوانسته است به جامعه يي درخور، شايسته، مدرن و اخلاقي برسد اغراق نيست که يکي از علل آن را وجود ذهنيت هاي مغرورانه که شکلي جديد دارند ولي به سنت ده ها سال پيش متعلقند، بدانيم؛ ذهنيت هايي که در معادلات خود براي فکر و انديشه مردم جايگاه شايسته يي در نظر نمي گيرد. واقعيت آن است که مردمسالاري، باور مردم و ارزش نهادن بر هويت واقعي جامعه در اشکال مختلف آن نياز به درکي عميق، آگاهي تاريخي و تعهد واقعي به پيشرفت کشور دارد و هر کس دغدغه هاي ريز و درشت مردم کوچه و بازار را برنمي تابد، بخواهد يا نخواهد، ظاهري مدرن داشته باشد يا در گذشته ها مانده باشد طرفدار پيشرفت و اعتلاي جامعه نيست. ستون خط اعتماد که پس از اندي از تولد روزنامه پا گرفت و با استقبال مخاطبان فهيم خود روبه رو شد براساس بينش مرد م باوري به وجود آمد و با همين بينش اساسي موانع مکرر جلو راه خود را برداشت. ستون خط اعتماد يعني پذيرفتن هويت مخاطبان، ارج گذاشتن به همه نظرات و تحليل هاي کوچک و بزرگ.زنده بودن خط اعتماد و برقرار کردن يک رابطه دوسويه با مخاطبان روزنامه معنايش آن است که در کنار همه گزارش ها، اخبار و يادداشت هاي خبرنگاران و نويسندگان مردم هم هستند، مي فهمند، تحليل دارند و بايد به سخنان شان گوش داد و در انتشارش ترديد نکرد.

يک سال خط اعتماد
2273 پيام سياسي در ميان 5818 پيام مردمي
گودرز بهزادي

خبرنگار گروه ارتباط مردمي روزنامه اعتماد



- از بيرون آمده است، ترافيک سرسام آور کلافه اش کرده است، با خود گفته تا رسيدم خانه زنگ مي زنم به خط اعتماد و مي گويم که اين ترافيک ...

- کار اداري اش از صبح تا ساعت يک بعد از ظهر طول کشيده است. آخر کار هم دست از پا درازتر و بي نتيجه بايد روزها و ساعت هاي ديگري براي اين کار کوچک اداري بگذارد. فکر مي کند با اعتماد تماس بگيرد که مشکلات اداري ...

- از خريد بازگشته است. با حقوق کارمندي بايد شرمنده تر از هميشه با دستاني نسبتاً خالي به خانه بازگردد و باز هم جلوي زن و فرزند سرش را کج کند و به خدا قسم بخورد که تقصير او نيست. تقصير غول گراني است... مقصر اين شرمندگي کيست؟ بايد تلفن بزند و به گوش همه برساند که گراني با خانواده ها چه مي کند...

- او زمان آقاي خاتمي را به خوبي به ياد دارد. آن زمان که براي هر روز و هر ساعت دولتش بحراني درست مي کردند و صدا و سيما هم سنگ تمام گذاشته بود که دولت اصلاحات به زانو درآيد. حالا همه دولت نهم را ياري مي کنند، صدا و سيما براي تشويق و تبليغ از دولت سر از پا نمي شناسد. با اين همه تبعيض انصافاً وضع اقتصادي مردم بهتر بود. آيا نبايد زنگ بزند و واقعيت هايي تا به اين حد عريان را مورد اشاره قرار دهد...

اينها گوشه کوچکي از پشت صحنه و صفحه ستون پرسر و صداي خط اعتماد يعني ستون پيام هاي تلفني خوانندگان روزنامه است که سال ها است پاي درددل مردم نشسته است و بي وقفه مي شنود و انعکاس مي دهد و خطي از اعماق اجتماع تا جلوي چشم همه خوانندگان از مسوول و غيرمسوول ،از عالم و عامي و از ظريف انديش و سطحي نگر مي کشد و برآيندي از ذهنيات مردم را در اختيار همگان قرار مي دهد. حيف که فرصت کافي وجود نداشت والا مي شد از يک سال سرگذشت ستون خط اعتماد انواع اطلاعات مفيد و کارشناسانه و روشن کننده را استخراج کرد و دقيقاً نشان داد مردم به چه چيزهايي حساسند، از چه چيزهايي نگران مي شوند، از چه اموري عصباني مي شوند، عطوفت شان چگونه جاري مي شود، عقلانيت شان تا چه حد است، از کدام موضوعات غفلت مي کنند و به کدام مسائل استقبال شديد نشان مي دهند. حتي اين امکان هم وجود دارد که پيام هاي مردمي طي سال هاي گذشته را به طور مقايسه يي مورد بررسي قرار داد و تغييرات احتمالي در ذائقه هاي نوع افراد را به دست آورد...

با وجود کمي وقت يک نگاه اجمالي طي سال 87 به ستون خط اعتماد انداخته ايم و اطلاعات جالب توجهي به دست آورده ايم که ذيلاً خدمت خوانندگان محترم ارائه مي کنيم. از ابتداي شروع سال کاري 87 در 17 فروردين ماه تا 15 اسفند همين سال دقيقاً 5818 پيام در اين ستون به چاپ رسيده است که با توجه به اضافه شدن يک ستون ديگر به خط اعتماد در صفحه چهار طي چندماه آخر سال 683 پيام نسبت به سال گذشته افزايش پيام داشته ايم. با يک حساب تقريبي روزانه حدود شش پيام به دلايل مختلف از جمله نامفهوم بودن، خارج از چارچوب قانون بودن، اهانت آميز بودن و تحمل نداشتن مخاطبان صاحب قدرت حذف مي شوند که حدود دو هزار پيام معمولاً در سال گذشته از گردونه چاپ خارج شده اند. جالب اينکه از 5818 پيام چاپ شده 2273 پيام مضمون سياسي داشته اند و با اينکه تصور مي شود مردم به مسائل روزمره بيشتر مي پردازند ولي بيشترين پيام ها به مسائل کاملاً سياسي اشاره داشته اند. از کل پيام ها 2608 پيام اقتصادي و مشکلات معيشتي و شخصي و 937 مورد اجتماعي بوده اند. اعتماد به 2639 پيام پاسخ داده است که در اين رابطه گروه هاي مختلف در تحريريه خصوصاً سرويس سياسي، سرويس اجتماعي و سرويس حوادث در ارائه پاسخ ها همکاري کرده اند. سازمان ها و ادارات دولتي و حکومتي هم طي سال گذشته به پيام هاي مردم 105 پاسخ داده اند که نيروي انتظامي در ارائه توضيحات در صدر پاسخ دهندگان قرار دارد و پس از آن به ترتيب نواحي مختلف شهرداري، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، شرکت مترو، شرکت واحد، وزارت آموزش و پرورش، راهنمايي و رانندگي، دفتر رياست جمهوري، روابط عمومي قوه قضائيه، سازمان بازنشستگي کشوري، سازمان حمل و نقل و ترافيک تهران، شرکت آب و فاضلاب تهران، بيمه خدمات درماني، وزارت بازرگاني، شرکت ايران خودرو، سازمان حج و زيارت، ديوان عدالت اداري، شرکت ايرانسل و موسسات ديگر به فراخور پيام ها به پاسخگويي پرداخته اند. در ميان انتقادات موردي بيشترين پيام ها از سوي بازنشستگان و بعد از آن از سوي فرهنگيان خصوصاً به علت عدم پرداخت معوقه ها صورت گرفته است و در ميان شرکت ها هم شرکت ايران خودرو و شرکت مخابرات و همراه اول بيشترين شکايات را به خود اختصاص داده اند. اميد است روند شکايات مردمي رو به افول رود و پيام هاي مثبت که در اين ستون هم به وفور يافت مي شود، افزايش پيدا کند؛ پيام هاي مثبتي که به صورت مسوولانه و جهت رفع مشکلات موجود پيشنهادات جالب توجهي ارائه کرده اند. به نظر مي رسد يکي از علائم ثبات و آرامش و توسعه کشور آن است که پيام هاي انتقادآميز ساختاري و کلي کاهش پيدا کنند و مردمان خوب اين سرزمين پس از حل مشکلات بزرگ شان تنها دغدغه مسائل کوچک را داشته باشند.

اگر دولتيان و حکومتيان هم همين معنا را در ريز و درشت کارها و تصميمات خود دخالت دهند و مردم را آنچنان که هستند و نه آنچنان که خود مي خواهند و به تعريف دغدغه هايشان مي پردازند پذيرا شوند، قطعاً در توسعه متوازن و اصولي کشور گامي بلند و تاريخي برداشته شده است. دغدغه هاي مردم مختص عناوين کلي چون عدالت و آزادي نيست. مردم ضمن اينکه از تبعيض بيزارند اشکالات جزيي مديريت محل شان از آب و برق و آسفالت و درختکاري و درمان و آموزش و... را هم برنمي تابند و طالب آنند که نظرات منطقي شان گوش داده شود و در حد توان مورد عمل قرار گيرد. اگر جامعه براساس اين دغدغه ها و اعمال نظرات کارشناسان و نخبگان اداره شود احساس مسووليت در قبال اجتماع همه گير مي شود و تعاون و همکاري جمعي ميوه هاي شيرين نظم، فرهنگ، قانونمداري و پيشرفت خواهد داد.

ستون خط اعتماد چون گذشته پژواک صداي مردم از عمق جامعه را همه روزه منعکس مي کند و اميد دارد از طريق ارزش نهادن بر هويت مخاطبان خود و انعکاس صداي آنها مسوولان، علما، دانشمندان، نويسندگان و نخبگان جامعه را بلاواسطه و آنقدر که مي تواند متوجه نبض تپنده اجتماع کند و خود خوانندگان را هم به درک متقابل از ذهنيت هاي يکديگر برساند. خط اعتماد با مردم، براي مردم و از متن مردم است و به اين خصيصه بارز خود مي بالد و تاثيرگذاري روزافزون خود را به عيان مي بيند. اگر کسي بخواهد ميزان تاثير انتشار نظرات مختلف مرد را دريابد يا ميزان واقع نمايي آنها و خبرهاي موجود در بطن اجتماع را مورد سنجش قرار دهد، مي تواند به سال هاي پيش بازگردد و به عيان مشاهده کند چگونه ردپاي حوادث سياسي، اجتماعي و فرهنگي در همين ستون هاي مردمي وجود داشته است. در سال هاي 75 و 76 از معدل پيام هاي مردمي و جهت گيري کل اين پيام ها مي شد فهميد دغدغه هاي مردم تا چه حد سياسي شده است و جامعه نيازمند گشايش در اين حوزه است. خلاصه يي از آراي 20 ميليوني دوم خرداد در روزنامه هاي مستقل و انعکاس دهندگان واقعي نظرات مردم قابل مشاهده بود همان گونه که بعدها دغدغه هاي اقتصادي مردم در همين ستون ها نشان مي داد انتخابات نهم شاهد گرايش هاي معيشتي مردم است. در واقع مي توان تا حدود زيادي از روي خط کلي پيام هاي تلفني مردم در روزنامه هاي مستقل و آنهايي که متعهد به انعکاس واقعي پيام ها هستند جهت گيري هاي کلي مردم را دريافت. در بياني ديگر اين ستون ها و صفحه ها زمينه و سوژه واقعي يک تحليل علمي جامعه شناسانه هستند و اگر محققي بدان همت گمارد نتايج جالب و نزديک به واقعي به دست خواهد آورد. اميد است اين شواهد روشن براي تمام کساني که طالب رصد کردن ذهنيات عمومي جامعه هستند چون ستاره راهنمايي عمل کند و روزنه يي به آينده اجتماع با همه پستي ها و بلندي هايش بگشايد. وقتي عمق جامعه مورد شناسايي قرار گيرد و ضعف ها و قوت هايش عيان شود خودآگاهي حاصل از آن امکان درمان دردها و تقويت هنجارها و خوبي ها را به وجود مي آورد. ما هنوز به آگاهي جامعي از روحيات و صفات پيدا و پنهان خود دست نيافته ايم و به همين سبب اغلب در حوادث مهم غافلگير مي شويم. کمتر کسي چنان شناختي از جامعه ايران داشت که بتواند وقوع رويداد مهمي چون دوم خرداد 76 را حدس بزند و باز هم کمتر کسي مي توانست تشخيص دهد در همين جامعه امکان وقوع يک حادثه در نقطه مقابل دوم خرداد (يعني سوم تير سال 83) وجود دارد. پس نخبگان جامعه با همه تحصيل و تحقيقي که کرده اند هنوز هم بايد نبض جامعه را در صداهاي مختلفي که از متن مردم به گوش مي رسد در دست داشته باشند و در آن تامل کنند و با بينشي واقعي راه درمان بيماري هاي اجتماعي را بيابند و تهديد را تبديل به فرصت کنند.

جالب اينکه در يک نظرسنجي روزمره به هر کس که برمي خوريم، از نويسندگان و خبرنگاران خود روزنامه ها تا شخصيت هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي، عنوان مي کنند پس از تيتر يک روزنامه و قبل از هر مقاله و يادداشت و گزارشي ابتدا ستون خط اعتماد را مورد مطالعه قرار مي دهند چرا که براي هر انسان فهيمي بسيار مهم است از نظرات مردم عادي کوچه و بازار مطلع شود. البته يک نگاه اجمالي به اين ستون مردمي نشان مي دهد خوانندگان پيام دهنده علاوه بر ابزار دغدغه ها و مشکلات کوچک و بزرگ خود به ارسال نظراتي مي پردازند که بعضاً متن و محتواي آن ضمن داشتن عمق لازم از تازگي خاصي برخوردار است. به عبارت ديگر باز کردن پنجره يي به سوي ذهنيات مردم ضمن اثبات آگاهي و رشد فکري آنان به توليد هر چه بيشتر نظرات صائب و مسوولانه مدد مي رساند و جامعيت اين نظرات که تقريباً هيچ چيز را از شمول نگاه خود بيرون نمي کند خود دليل ديگري است که غفلت از گنج هاي موجود در عمق اجتماع را به هيچ وجه توجيه نمي کند. همين نوع نگاه و اهتمام ويژه به سخن مخاطبان و سهيم کردن خوانندگان در مباحث روزمره حداقل در ايران خودمان سرگذشت نه چندان طولاني دارد که اشاره به آن خالي از لطف نيست، پيش از روزنامه سلام پيام هاي تلفني و نامه هاي مردمي در روزنامه ها در سطحي کاملاً ابتدايي و حاشيه يي وجود داشت که توجه چنداني به خود جلب نمي کرد و تا آن زمان هرگز در جامعه موجي ايجاد نکرده بود، هنوز چند ماهي از انتشار سلام نگذشته بود که دبير سياسي وقت روزنامه پيشنهادي مطرح کرد که طي آن قرار بر اين شد تا نظرات مختلف مردم از طريق تلفن اخذ شده در ستوني در روزنامه منعکس شود. نام اين ستون «الو سلام» شد و بعدها به واسطه توجه جدي مسوولان روزنامه و همچنين استقبال گسترده مردم آوازه يي استثنايي پيدا کرد و چنان موجي در فضاي ژورناليستي آن زمان به راه انداخت که حتي روزنامه هاي جناح مقابل از آن الگوبرداري کرده، مهم ترين قسمت هاي روزنامه هاي خود يعني ستون هاي سمت راست صفحه دو و ستون سمت چپ صفحه سه را به اين امر اختصاص دادند و علاوه بر آن ديگر هيچ روزنامه يي انتشار نيافت مگر اينکه چنين بخشي را در خود جا داده باشد. البته چون در نگاه اول به نظر مي رسيد اخذ و انتشار نظرات مردم کار ساده يي است و با گذاشتن يک پيام گير تلفني و استخراج مطالب و انتشار آنها امکان توليد يک ستون مشابه ستون «الو سلام» وجود دارد همه به آن مبادرت کردند ولي در ميان ده ها روزنامه که بسياري از آنها به محاق توقيف رفتند کمتر روزنامه يي در اين کار موفق شد و اغلب پس از چندي ستون مورد بحث شان به حاشيه رفت، در اين ميان تنها چند روزنامه انگشت شمار که مسوولانش سابقه يي نزديک به سلام و ستون الو سلامش داشتند در کار مذکور موفق شدند. به جز يک روزنامه ديگر که هم اکنون با محوريت ستون پيام هاي مردمي اش مي چرخد اين روزنامه اعتماد بود که با اهتمام ظريف سردبيرش و با وجود همه آن غلط هاي کارناشناسان در اين کار جديت و استمرار به خرج داد و «ستون خط اعتماد» جايي ويژه در فضاي مطبوعاتي براي خود گشود. راز موفقيت اين ستون علاوه بر ده ها ريزه کاري و ظريف بيني و دقت در چگونگي تنظيم سطر سطر پيام هاي مردم در نگاه مبنايي و اصولي به جامعه و تحولات مثبت و منفي و ريز و درشت موجود در آن است، تا اين نگاه نباشد اختصاص بهترين جا و بيشترين امکانات به اين ستون ها هم موفقيتي حاصل نمي کند. معتقدان به يکجانبه گويي و يکجانبه نويسي با شنيدن و انتشار نظرات مردم بيگانه اند. در روزنامه سلام و روزنامه هاي بعدي که در ارائه نظرات گوناگون مردم موفق عمل کردند ابتدا اين باور پذيرفته شده بود که مردم در جوانب مختلف نگاهي قابل توجه و بعضاً ناب دارند که اولاً بايد از ميان توده ها استخراج شود و درثاني منتشر شوند تا از اين طريق هم به مخاطبان اعتبار و ارزش گذاشته شود و هم امکان توليد فکر و نظر در ميان آحاد عادي جامعه فراهم آيد. اتفاقاً چنين توجهي کار خودش را کرد و به سرعت نتيجه داد و بر همگان آشکار شد مردم به دليل لمس نزديک مسائل و مشکلات هم در ابراز و موشکافي عيوب موفقند و هم پيشنهادات عملي ارائه مي کنند که در بسياري از موارد چنانچه مورد توجه قرار گيرد، راهگشا و مثمرثمر خواهد بود. شايد اين نکته مغفول مانده باشد که ستون هاي نظرات مردمي در بسياري از سياستگذاري ها و تصميمات ريز و درشت موثر بوده اند. اين تاثير نه تنها در همه دولت ها و سازمان هاي حکومتي قابل رهگيري است بلکه در تمام شئون جامعه از جناح هاي سياسي گرفته تا حوزه هاي هنر و سينما و ورزش و... هم ديده مي شود. براي اثبات اين معنا کافي است نگاهي به دغدغه ها و ابراز تمايلات مردم در ستون هاي خاص شان در روزنامه ها انداخته شود و سپس به عيان ديده شود که همين جمله هاي کوتاه و ساده چگونه راه خود را در ذهنيت هاي رسمي و غيررسمي باز کرده اند. يک نمونه ساده و نزديک و جالب توجه آن ماجراي پرداخت عيدي کارکنان دولت به صورت سکه بود که چندي پيش توسط رئيس بانک مرکزي اعلام شد. پس از اين اعلام بسياري از کارمندان دولت ضمن تماس با ستون هاي مردمي از موضوع يادشده گلايه کردند و چون تعداد آنها رو به فزوني نهاد، تصميم مذکور مسکوت ماند و اعلام شد عيدي کارمندان مثل سابق به صورت نقدي پرداخت خواهد شد... چه خيابان ها که از مسير همين اعلام هاي مردمي آسفالت شد و چه نقاط خطرخيز جاده ها که با انتشار پيامي اصلاح هندسي شد، از رهگذر پيام هاي تلفني مشکلات بيمارستان هاي متعدد، دبستان ها و مدارس گوناگون، دانشگاه ها و دانشکده هاي دولتي و غيردولتي، حقوق هاي معوقه بسياري از کارگران و کارمندان، مشکلات پرواز هاي داخلي و خارجي، خدمات بانک ها، قطارهاي مسافربري، ترافيک شهرها، نوع برخورد مديران با ارباب رجوع و حتي مسائل کاملاً شخصي محل توجه قرار گرفت و در بسياري از موارد رفع و توسط خود خوانندگان هم اعلام شد و مورد تشکر قرار گرفت. البته ناگفته پيداست در جامعه استبدادزده ما مقاومت هاي آشکار و پنهاني در برابر خواسته هاي مردم وجود دارد ولي همين پديده رو به پيشرفت رسيدن صداي مردم به همه گوش هاي شنوا و ناشنوا خود جزء قابل توجهي از حرکت جامعه به سوي تسلط کامل بر سرنوشت خويش است. اميد است روزي فرا برسد که محور همه برنامه ها و تصميم گيري ها خواست و اراده مردم باشد و نبض تپنده اجتماع ستاره راهنماي مسوولان و نخبگان شود.
عناوين اين صفحه
نبض اجتماع را اينجا «پاي سخن مردم» بگيريد
2273 پيام سياسي در ميان 5818 پيام مردمي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام