مريم مهرگان
برکنار شدن نيمي از هيات دولت در طول چهار سال يکي از ويژگي هاي منحصر به فرد دولت نهم است که شايد هيچ گاه در دولت هاي بعدي تکرار نشود. مديراني که عمر رياست شان به يک سال هم نمي رسيد به راحتي و به هر بهانه کوچکي کنار گذاشته مي شدند و مديران بعدي با سرنوشتي مشابه در حالي که روياي تغيير را در سر داشتند جانشين مديران سابق مي شدند. دانش جعفري يکي از وزيران دولت احمدي نژاد بود که با بغض از وزارت اقتصاد جدا شد. وي حرف هاي زيادي براي گفتن داشت که از تمام نيرويش براي گفتن اين حرف ها در مراسم توديعش استفاده کرد. زمزمه جدايي او از دولت به همراه پورمحمدي وزير کشور وقت در اوايل سال به گوش رسيد، در شرايطي که صندوق بين المللي پول در گزارش خود اعلام کرده بود ايران رتبه اول را به لحاظ تورم در خاورميانه و رتبه پنجم را در جهان داراست. نشريه اکونوميست هم از کاهش رشد اقتصادي ايران به 5/4 درصد خبر داد. اگرچه غلامحسين الهام در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود در سال جاري خبر تغييرات در کابينه را دروغ سيزده دانسته بود. وي که هم اکنون در دانشکده اقتصاد علامه طباطبايي مشغول تدريس پايه هاي علم اقتصاد به دانشجوهايش است صحبت هايي از تئوري و درون دولت نهم انجام داده که جالب توجه است.
- برخي معتقدند جنابعالي از ابتدا جزء منتقدان سياست هاي اقتصادي دولت نهم بوديد. با توجه به اين واقعيت آيا توانسته ايد در دوران مديريت خود مجري برنامه ها و سياست هاي اقتصادي تان باشيد؟
وزرا از لحاظ قانوني در برخي موقعيت ها اختيار قانوني دارند که با استفاده از آن اختيارات مي توان از آنها مسووليت خواست. يکي از مشکلات ما اين بود که برخي افراد، اين اختيارات را به رسميت نمي شناختند. مثلاً فرض کنيد پست معاون اول رئيس جمهور از نظر رده، بالاتر از وزير است. ولي از نظر قانوني معاون اول به راحتي نمي تواند در حوزه کاري وزير دخالت کند و هر چه به وزير گفت اجرا شود. بنابراين قانون حوزه مسووليت وزير را مشخص کرده و اگر اتفاقي در آن حوزه بيفتد، مجلس از وزير سوال مي کند و به معاون اول کاري ندارد. گاهي اوقات مسووليت جمعي مطرح است يعني تمام هيات وزيران با هم تصميم مي گيرند. در اين موارد قرار گذاشته بوديم اگر وزيري مخالف تصميم گيري خاصي در دولت بود آن را در هيات دولت مطرح کند و اين کاري بود که من هم مي کردم. البته معني اين کار منتقد بودن نيست بلکه هدف ما اين بود که براي تصميم گيري، نظرات بهتري مطرح شود. مثلاً در مورد سود بانکي وزير اقتصاد و رئيس بانک مرکزي با کاهش سود بانکي مخالف بودند اما چون دولت در اين باره تصميم مي گرفت و اکثريت دولت هم با کاهش سود بانکي موافق بودند ما هم چاره يي جز تمکين نداشتيم.
- مهم ترين انتقاد شما نسبت به سياست هاي اقتصادي دولت نهم چيست؟
پايه و اساس تفکرات دولت نهم روي بحث گسترش عدالت قرار گرفته است. مهم ترين تفاوت دولت نهم با دولت هاي ديگر اين است که سعي مي کند به عدالت بهاي زيادي دهد. اين بحث هدف خوبي است و سايه سنگيني روي خصوصي سازي، توزيع تسهيلات بانکي و طرح هاي عمراني و ساير برنامه هاي دولت انداخته است. شروع سفرهاي استاني براساس همين معيار بود. سوال مهم در اين رابطه اين بود که چگونه مي توان به عدالت رسيد؟ آيا تحقق عدالت صرفاً با خواست دولت به وقوع مي پيوست يا بايد يک اتفاق دروني در جامعه بيفتد؟ در حال حاضر در کشور ژاپن نسبت دهک درآمد ثروتمند با فقير 5/4 است. اين رقم مناسبي است و مي توان گفت در آن جامعه عدالت برقرار است. سوالي که در نگاه دولت نهم به عدالت مطرح است اين است که آيا سياست ها، تاثيري بر ساختارهاي جامعه گذاشته است؟ کاري که ما مي خواستيم در دولت انجام دهيم، اين بود که با نظر دولت، نسبت بين دهک ثروتمند و فقير را که 15 است بهبود بدهيم. براي انجام اين کار چند سوال پيش مي آيد يکي اينکه طرحي که دولت براي کاهش فاصله طبقاتي دارد، طرح حساب شده يي است يا نه؟ دوم اينکه آن طرح چقدر پايدار است؟ يعني اگر دولت دخالتش را از طرح برداشت چه تضميني وجود دارد که فاصله طبقاتي دوباره به حالت قبلي برنگردد. سوم اينکه هزينه انجام اين طرح چقدر است؟ آيا مي توان آن را از طريق روش هاي ارزان تري هم انجام داد؟ اينها از جمله نکاتي بود که روي کارهاي دولت سايه انداخته است. البته روز به روز که دولت جلوتر مي رود تجربه اش بيشتر مي شود و سعي مي کند تصميم گيري هايش را منطقي تر کند. خيلي از مباحثي که هم اکنون دولت درباره آن بحث مي کند در گذشته جزء تابوها بوده است. به عنوان مثال دولت نهم ديگر حساسيت هاي گذشته را درباره نرخ سود بانکي ندارد زيرا متوجه شده مدل متبوعش براي رسيدن به عدالت جواب نداده است. من معتقدم بخشي از مشکلات دولت نهم به چارچوبي که دولت درباره عدالت تعيين کرده است، برمي گردد. اگر فرض را بر اين بگذاريم که دولت بخواهد عدالت را اجرا کند؛ آيا روشي که دولت براي رسيدن به عدالت به کار مي برد بهترين روش است يا نه؟ همه اين موارد جاي بحث دارد. هدف دولت نهم، هدف خوبي است اما راهي که براي رسيدن به هدف انتخاب شده هنوز جواب نداده است. مثلاً دولت نهم براي اتخاذ يک سياست عدالتي، نرخ سود بانکي را پايين آورد ولي نتيجه اجراي اين سياست بدون پايين آوردن تورم، اين بود که نقدينگي و تورم افزايش يافت. در واقع بالا رفتن تورم يک اقدام ضدعدالتي محسوب مي شود. به نظر من دولت به هدفش براي تحقق عدالت در جامعه نرسيده است زيرا راهکاري که براي رسيدن به آن انتخاب کرده، درست نبوده است. مهم ترين مشکل دولت نهم اين بود که براي آرمان هاي خودش که آرمان هاي مقدسي بود راهکارهاي حساب شده يي را نتوانست تامين کند و به همين خاطر به بخشي از اهدافش نرسيد.
- گرايش جنابعالي به لحاظ گرايش اقتصادي نزديک به اقتصاد بازار است. نگاه اقتصادي شما چه قرابتي با دولت نهم داشت که قبول مسووليت کرديد. آيا به فکر اصلاح بوديد يا هدف ديگري را در دولت نهم دنبال مي کرديد؟
من معتقدم وقتي رئيس جمهور بنده را به عنوان وزير اقتصاد انتخاب کرده مطالعاتي را درباره من و ديدگاه هاي اقتصادي ام انجام داده است. اينها چيزهاي پنهاني نبوده که رئيس جمهور نتواند به آنها دسترسي پيدا کند. قبل از روي کار آمدن دولت نهم، نظرات من درباره اقتصاد مشخص بود. بنابراين بنده فرض را بر اين گذاشتم که اگر از من براي دولت دعوت شده براي پياده کردن تفکراتم است. من فرض را بر اين نگذاشتم که وارد دولت بشوم ولي تفکري را اجرا کنم که خودم به آن اعتقاد ندارم.
-شما در مراسم توديع انتقادات شديدي کرديد. شما که به اين نتيجه رسيده بوديد نمي توانيد تفکرات خودتان را پياده کنيد، چرا کنار نکشيديد و منتظر مانديد احمدي نژاد شما را برکنار کند.
من معتقدم ما همه در تلاش بوديم کشور را در مسير توسعه حرکت دهيم. قرار نبود با پيش آمدن اولين اختلاف نظر، صحنه را ترک کنيم. آنچه اهميت داشت اين بود که روند کار به چه شکل باشد؟ آيا روند به سمت اصلاح شدن باشد يا نه؟ رويه من در دولت اين بود که حرف هايم را خيلي صريح بزنم و مطالب را آن گونه که به ذهنم مي رسد، بيان کنم بدون اينکه به فکر اين باشم که با گفتن اين حرف ها موقعيتم در خطر افتد. درباره مراسم توديع، برداشت من اين بود که اگر آن حرف ها را نمي زدم به ضرر کشور عمل مي کردم. فکر مي کنم حرف هاي آن روز من باعث اصلاح برخي امور شد. اين را هم بگويم خيلي از اتفاقاتي که در حوزه کاري ما مي افتد لزوماً مرتبط با رئيس جمهور نبود و از طريق کانال هاي ديگري پيگيري مي شد.
-ارزيابي شما از نحوه اجراي اصل 44 چيست؟
نمي توان گفت اجراي اصل 44 موفقيت آميز بوده يا شکست خورده است. در بعضي بخش ها پيشرفت خوبي در اجراي اصل 44 داشتيم و در برخي بخش ها، مشکلاتي بوده که بايد برطرف شود. مثلاً در بخش واگذاري، ميزان واگذاري ها افزايش پيدا کرده و اين نشان دهنده افزايش مشارکت بخش خصوصي در اقتصاد ايران است. البته در اجراي اصل 44 واگذاري ها در سه قسمت انجام شده که يک بخش به مردم، بخش ديگر در قالب سهام عدالت و بخش سوم در ارتباط با رد ديون دولت به سازمان هايي که بدهکار بوده، انجام گرفته است. بالاترين نسبت واگذاري در بخش سهام عدالت بوده و واگذاري سهام به مردم در رده دوم قرار دارد. البته واگذاري سهام به عموم غيردولتي مطلوب است اما نه به اندازه واگذاري به بخش خصوصي. به نظر من واگذاري ها افزايش پيدا کرده و روند خوبي داشته ولي در انتقال واقعي به بخش خصوصي محدوديت هايي داشته است.
- منظورتان از اين محدوديت ها چيست؟
براي اينکه بخش خصوصي توانمندي داشته باشيم بايد جهت گيري سياست ها به سمت کوچک کردن دولت باشد. اگر در برخي بخش ها امکان جايگزيني بين بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، بايد اين کار انجام گيرد. متاسفانه هر سال حجم بودجه افزايش پيدا مي کند و اين نشان دهنده افزايش هزينه ها و بزرگ شدن دولت است، به رغم اينکه سياست ها در جهت کوچک شدن دولت قرار گرفته است. يکي از نشانه هاي کوچک شدن دولت اين است که بودجه شرکت هاي دولتي کاهش پيدا کند ولي هر سال بودجه جاري دولت بالاتر مي رود. زماني که دولت مي خواهد خصوصي سازي کند بايد سرمايه گذاري جديدي انجام ندهد يا حجم سرمايه گذاري ها کمتر از ميزان واگذاري ها باشد. يعني اگر دولت 100 واحد را واگذار کند نبايد 200 واحد جديد سرمايه گذاري کند. بند الف اصل 44 هم روي اين موضوع تاکيد کرده حضور بخش خصوصي در سرمايه گذاري هاي دولتي افزايش پيدا کند ولي حرکت قابل توجهي در اين جهت انجام نشده است. مهم ترين اثر واگذاري ها انتقال مديريت به بخش خصوصي است که در اين زمينه نيز محدوديت هايي وجود دارد زيرا واگذاري ها در قالب سهام ريز است و از طرف ديگر بعضي از دستگاه هاي دولتي هم علاقه مند به انتقال مديريت به بخش خصوصي نيستند.
- چرا دولت به حضورش در بخش سرمايه گذاري هاي جديد اصرار دارد؟
بحث دولت نيست. اقتصاد ايران ظرفيت سرمايه گذاري هاي جديد را ندارد. اگر مي خواهيم ظرفيت هاي جديد را براي بخش خصوصي به وجود بياوريم بايد زيرساخت ها را آماده کنيم. مثلاً سال گذشته کل معاملات در بورس 10هزار ميليارد تومان بوده است حال با اين فرض آيا مي توان واگذاري هاي اصل 44 را که 140 هزار ميليارد تومان است در مدت پنج سال تمام کرد؟ تنها راه چاره ما براي رسيدن به اهداف مان در خصوصي سازي بزرگ کردن بازار است که اين امر يا از طريق منابع خارجي يا منابع بانکي تحقق مي يابد. اگر بازار بزرگ نشود نمي توان انتظار داشت که واگذاري ها به سرعت انجام گيرد. بايد تفکر جديدي وارد اقتصاد شود. اين عوامل ظرفيت بورس را بالا مي برد. مشکل فعلي اين است که تقاضا در بورس با اين محدوديتي که ذکر کردم پاسخگوي برنامه هاي خصوصي سازي دولت نيست.
-آيا اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها را موفقيت آميز مي دانيد؟
طرح هدفمند کردن يارانه ها، نمادي از يک نوع تفکر اقتصادي است. من اسم اين تفکر را «آزادسازي اقتصادي» مي گذارم. اعتقاد من بر اين است که اين طرح بايد در کل اقتصاد اجرا شود نه فقط در بخش حامل هاي انرژي. براي اجراي طرح تحول اقتصادي بايد نقش دولت در اقتصاد کم شود. به طور مثال دخالت بيش از حد دولت در سيستم بانکي، با تفکر آزادسازي اقتصادي نمي خواند.
-منظورتان از يک تفکر چيست؟
يعني وجود نگاه آزادسازي در تمام بخش هاي اقتصاد است. آزادسازي بايد در همه بخش هاي اقتصاد صورت گيرد نه فقط در چند بخش خاص.
-به نظر شما پايين آمدن قيمت نفت چه تاثيري بر اقتصاد ايران در سال آينده دارد؟
بودجه کشور ما به نفت وابسته است و ميزان اين وابستگي در سال هاي مختلف فرق مي کند. اين وابستگي درآمدي ما به قيمت نفت باعث شده با کاهش قيمت جهاني نفت، منابع درآمدي ما در بودجه کاهش پيدا کند. يکي از آثار پربرکت کاهش قيمت جهاني نفت به هشت دلار در سال 78 اين بود که دولت به فکر تاسيس صندوق ذخيره ارزي افتاد. يکي از وظايف اين صندوق، پس انداز ارز حاصل از درآمدهاي نفتي براي سال هايي که قيمت نفت کاهش پيدا مي کند، بود. پيش بيني درباره قيمت نفت در سال آينده اين است که قيمت نفت کاهش پيدا مي کند. دولت هم براي جبران کاهش قيمت نفت در سال آينده، 14 هزار ميليارد دلار را از صندوق ذخيره ارزي برداشت خواهد کرد.
-چه راه حلي را براي کسري بودجه در سال آينده به غير از برداشت ذخيره ارزي پيشنهاد مي کنيد؟
يک راه اين است که هزينه هاي جاري را کاهش دهيم، مثلاً هزينه هاي طرح هاي عمراني را بالا نبريم. پيش بيني بودجه براي سال آينده درباره طرح هاي عمراني اين است که دولت 26 هزار ميليارد تومان در اين رابطه هزينه کند. با توجه به تغييرات درآمدي سال آينده، فکر مي کنم دولت نتواند بيش از 19هزار ميليارد تومان در اين بخش هزينه کند. من معتقدم اگر دولت هزينه هاي عمراني را کاهش ندهد و از طرف ديگر هزينه هاي بودجه را بالا ببرد، برداشت از حساب ذخيره ارزي به تنهايي نمي تواند پاسخگوي نيازهاي ارزي دولت باشد. بنابراين دولت در بودجه سال آينده ماليات سه هزار ميليارد توماني را از بانک مرکزي پيش بيني کرده است. دولت با گرفتن اين ماليات، از سرمايه هاي قبلي اش در بانک مرکزي برداشت مي کند. در بودجه سال آينده دولت هزينه ها را بالا برده و براي منابع درآمدي اش علاوه بر استفاده از حساب ذخيره ارزي، ماليات ها را هم افزايش داده است.
-امسال دولت همراه بودجه سال 88 طرح هدفمند کردن يارانه ها را به مجلس ارائه کرده است. نظر شما درباره اين دو لايحه چيست و فکر مي کنيد با اجراي هدفمند کردن يارانه ها چه تغييراتي در اقتصاد ايران ايجاد خواهد شد؟
پايين آمدن قيمت نفت و اجراي طرح تحول اقتصادي دو اتفاق مهم اقتصاد ايران در سال آينده است. هدف طرح تحول اقتصادي اين است که بعد از واقعي شدن قيمت ها در رفاه مصرف کننده تغييري ايجاد نشود. به عنوان مثال هزينه يک خانوار براي يک سبد کالا 250 تومان است و زماني که طرح هدفمند کردن يارانه ها اجرا شود آن خانوار براي تهيه همان سبد کالا، 300 تومان نياز دارد. اگر دولت مابه التفاوت اين دو سبد را که 50 تومان است به خانوارها ندهد، خانوارها نمي توانند همان سبد کالا را تهيه کنند، بنابراين 50 تومان به هزينه دولت افزوده مي شود. هدف اصلاح نظام يارانه ها اين است که قيمت اصلاح شود مشروط بر اينکه رفاه خانوارها تغيير نکند. اين سير در بخش هاي دولتي و خصوصي براي ارائه خدمات و محصولات شان با اجرايي شدن طرح هدفمند کردن يارانه ها وجود دارد و باعث افزايش هزينه هاي بنگاه ها، خانوارها و دولت مي شود. بنابراين با توجه به اين شرايط معتقدم درآمد دولت از محل بالا رفتن قيمت ها بايد به اين سه بخش اختصاص يابد تا شرايط رفاهي آنها تغيير نکند.
-به نظر شما درآمدهايي که از افزايش قيمت ها حاصل مي شود مي تواند هزينه هاي اجراي اين طرح را پوشش دهد؟
اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها خوب اجرا شود علاوه بر اينکه رفاه قبلي خانوارها تغيير نخواهد کرد، قيمت ها هم واقعي خواهد شد. حسن اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها از نظر اقتصادي اين است که با تغيير قيمت ها، بنگاه هاي اقتصادي رفتارشان را با تغيير قيمت ها عوض مي کنند، مثلاً با آزاد شدن قيمت بنزين قاچاق اين کالا ديگر معني پيدا نمي کند.